تبليغاتX
مجله الكترونيكي

مجله الكترونيكي

بانك اخبار و مقالات فارسي در حوزه هاي گوناگون علمي، پزشكي، سياست، آي تي و مذهبي و...

اهانت روزنامه سرمايه به رييس جمهور

روزنامه سرمايه در شماره امروز(شنبه) خود در مطلبي طنز، سخنان رييس جمهور در زنجان را به سخره گرفته و وي را به قيصر تشبيه کرده است.

به گزارش ايرنا در اين مطلب که با عنوان قيصر و در ستون "قصه شب" و به قلم ابراهيم رها، در صفحه آخر اين روزنامه منتشر شده، مطالبي اهانت باري نسبت به رييس جمهوري درج شده است.
رها که پيش تر در روزنامه اعتماد مطالبي از اين دست مي نوشت، اخيرا در روزنامه سرمايه به تمسخر مقامات ارشد کشور مي پردازد.
روزنامه سرمايه علي رغم آنکه مدعي است جريده اي اقتصادي مي باشد، پس از آغاز به کار دولت نهم رويکردي سياسي در پيش گرفته و مسائل اقتصادي را نيز با رويکرد سياسي منتشر مي کند.متعلق به است.
لازم به يادآوري است برخي سايت هاي خبري و جرايد درگذشته مدعي وقوع بزرگترين سواستفاده مالي تاريخ بورس در زمان مديريت حسين عبده تبريزي دبير کل پيشين بورس اوراق بهادار و مدير مسئول فعلي روزنامه سرمايه شده بودند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

نامه سرگشاده بسيج دانشگاه صنعتي شريف به هاشمي رفسنجاني

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در نامه‌اي به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، خواستار پاسخگويي وي به سوالات و مطالبات دانشجويان شدند.

به گزارش ايرنا، در اين نامه که همزمان با حضور آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني در اين دانشگاه منتشر شد، آمده است: بدين وسيله در آستانه حضور شما در دانشگاه صنعتي شريف، اين حضور را ارج نهاده و آن را به عنوان فرصتي براي دانشجويان جهت مطالبه خواسته‌هاي خود و مطرح شدن سووالات ايشان در فضايي دانشجويي برمي‌شماريم.
اين نامه مي‌افزايد: دور بودن شما از فضاي دانشگاه بر کسي پوشيده نيست؛ عدم دسترسي دانشجويان به شما موجب گشته تا شبهات و مطالبات ايشان از شما بي‌پاسخ بماند.
"حال که فرصتي پيش آمده و پس يک دهه دوري شما از فضاي رودرروي دانشجويي مي‌توانيم شاهد تحقق اين‌گونه ديداري باشيم، چرا بايد به دليل تدابير امنيتي و يا هر دليل ديگري باز هم از طرح سوال و بيان انتقادات خود به طور مستقيم و بي‌واسطه محروم بمانيم؟ آيا اين مساله شايسته کارگزار اميرالمومنين(ع) است؟"
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در نامه خود تاکيد کرد: نشاط فضاي دانشجويي ايجاب مي‌کند که مطالبه‌اش تند و تيز باشد و سوالش پرکنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمت‌گزاران نظام اسلامي وجود دارد که سايرين در چنين فضاهايي نيز شرکت کرده و پاسخ­گو هستند ولي جنابعالي همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب مي‌کنيد؟
در ادامه اين نامه تصريح شده است: عملکرد بسيجيان در طول سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب گوياي اين واقعيت است که ايشان همواره در خدمت انقلاب و آرمان‌هاي امام راحل در حرکت بوده‌اند.
اين دانشجويان در نامه خود يادآور شدند: زماني که حاميان اوليه آقاي خاتمي به وي حمله کرده و در پايان کار دولت وي، او را مورد سخت‌ترين بي‌مهري‌ها قرار دادند، اين بسيجيان بودند که کمر همت بر حمايت از او بستند. زماني که شما عاليجناب سرخ‌پوش ناميده شديد، اين بسيجيان بودند که در صف اول حاميان شما ايستادند. حال چه دليلي دارد که کساني که وفاداري خود را به انقلاب و آرمان‌هاي آن در طول اين سه دهه به اثبات رسانيده‌اند از طرح چند سوال به صورت شفاهي و بي‌واسطه محروم بمانند؟
اين نامه مي‌افزايد: به اذعان هر فرد منصفي، اکبر هاشمي رفسنجاني جزئي از تاريخ ايران است. شما بوديد که امام فقيد و حکيم امت، دليل زنده بودنتان را زنده بودن انقلاب دانست؛ فردي که رهبر انقلاب در وصفش فرمود، "هيچ کس براي من آقاي هاشمي نمي‌شود". چرا بايد حزب کارگزاران که در فضاي سياسي کشور به واسطه وابستگي‌اش به شما شناخته مي‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب که غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بوده‌اند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود که فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرال‌ها بيفتد".
دانشجويان بسيجي دانشگاه صنعتي شريف در نامه خود تاکيد کردند: نمي‌توانيم بپذيريم که نزديکان کسي که مدعي صلاحيت جهت کارگزاري حضرت امير(ع) است، عمدتا افرادي باشند که در معرض اتهامات گوناگون اقتصادي و رانت خواري قرار دارند. در زندگي‌هاي شخصي‌شان ذره‌اي ساده زيستي به چشم نمي‌خورد، محاسبه و نظارت آنها بر رفتار زيردستانشان مطابق با اصول مديريت ليبرالي بوده و فرسنگ‌ها از تصوير ترسيم شده از عدالت محوري در حکومت حضرت علي(ع) فاصله دارد.
در اين نامه تصريح شده است: اينگونه تضادها آن زماني دردناک‌تر مي‌شود که با مرور تاريخ و بررسي شرايط کشور در سنوات گذشته مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت که عدم شفافيت جنابعالي در موضع‌گيري مي‌تواند به معناي همراهي با اين افراد و حمايت از سياست‌هاي آن‌ها باشد.
دانشجويان در نامه خود اظهار داشتند: اگر چنين نيست چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط کشور را در بهترين وضع ممکن مي‌دانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع کشور بگونه‌اي است که آن را بحراني مي‌ناميد. حال آنکه مقايسه‌اي ساده بين شرايط کنوني کشور و آن دوره به خوبي مشخص مي‌کند که اينگونه اظهار نظر تنها به سبب نزديکي شما به طيف مذکور است.
دانشجويان در نامه خود با يادآوري اينکه وجود فساد در دستگاه حکومتي يک بحث و پذيرفتن بي‌عدالتي به عنوان يک راهکار جهت نيل به اهداف حکومت بحثي ديگر است، آورده‌اند: آيا شما نبوديد که در مصاحبه با کيهان، پذيرفتن فساد مالي در پروژه‌هاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يک راهکار مديريتي، رسمي دانستيد؟
" آنجا شما بيان داشتيد،" وقتي که ما يک سدي را مي‌سازيم و مثلا 10 ميليارد خرج مي‌کنيم ممکن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود، اما اين سد براي کشور مي‌ماند و هيچ کس نمي‌تواند از اين سد اختلاس و دزدي کند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود که به سبب اختلاسي در بيت‌المال مسلمين توسط کارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات کرد؟ آيا اين سخن کارفرماي شما(ع) نبود که فرمود، "هنگامي که نامه مرا خواندي ابن‌هرمه را ... برکنار کرده و به مردم معرفي کن! به زندانش افکن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس که من چنين عقوبتي براي او معين کردم. مبادا در مجازات او غفلت و کوتاهي کني که نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت­ترين صورت ممکن برکنار خواهم کرد. ... شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"
دانشجويان در بخش ديگري از نامه خود به انتقادات اخير هاشمي رفسنجاني از برخورد با احزاب و مطبوعات اشاره کرده و آورده‌اند: اين ابراز نگراني در حالي توسط شما صورت مي‌گيرد که در دولت جنابعالي يعني از سال 1368 تا سال 1376هيچ موردي از توهين مستقيم به رييس جمهور درمطبوعات آن زمان يافته نشده و تنها 189 مورد سياه نمايي در مورد دولت شما مشاهده شده است.
دانشجويان در بيانيه خود يادآور شدند: در سه سال فعاليت دولت نهم هزار و 689 مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري و 39 هزار و 682 مورد سياه نمايي در فضاي رسانه‌اي و تبليغاتي کشور عليه دولت نهم انجام شده است. اين نگراني شما را چگونه باور کنيم در حاليکه دانشجويان حق سوال رودررو از شما را ندارند و با چند طلبه که در سخنراني 15 خرداد، درخواست سوال از شما را داشتند، برخورد شد.
در ادامه اين نامه آمده است: بغض در گلو مانده هر دانشجوي متعهد به آرمان‌هاي انقلاب و اصول نظام اين است که چرا يار امام(ره) و ياور رهبري نسبت خود را با کساني که در ظاهر گرد او جمع شده‌اند روشن نمي‌سازد؟ چرا آقاي هاشمي که بزرگي خدماتش بر نظام و انقلاب، بر کسي پوشيده نيست به اين شبهات پاسخ نمي‌گويد؟ چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبيين نمي‌کند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموکرات‌ها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با کسي که از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي کشور به اثبات رسيده است، مشخص نمي‌کند؟
دانشجويان بسيجي دانشگاه صنعتي شريف در نامه خود تاکيد کردند:حال که توفيق درک محضر شما در دانشگاه صنعتي شريف نصيب ما و همه هم‌دانشگاهيانمان شده است، اميدواريم فضاي جلسه و روند آن به گونه‌اي باشد که شبهات فوق و بسياري از سوالات بي‌جواب ديگر در اين جلسه و در فضايي دانشجويي و مطالبه‌گونه مطرح شده و پاسخ آنها را بشنويم.
اين دانشجويان همچنين در اين نامه هاشمي رفسنجاني را کارگزار حضرت اميرالمومنين(ع) خواندند و اظهار داشتند: زيبنده چنين شاني نيست که اين همه سوال و ابهام در مورد وي بي‌پاسخ بماند و او خود نيز هيچ رغبتي به پاسخ‌گويي نداشته باشد. بسيار شنيده‌ايم و خوانده‌ايم که حضرت امير(ع) روي منبر در حال صحبت بودند که شخصي از ايشان سوال مي‌پرسد تا آنجا که انتقاد پذيري يکي از ويژگي‌هاي زمامداري حضرت برشمرده مي‌شود.
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در پايان ابراز اميدواري کردند که امروز بتوانيم معناي حقيقي رودررويي رعيت با واليان را درک کرده و به سبب تبلور ارزش‌هاي توحيدي و شيعي خويش بر دشمنان خارجي و کج‌فهمان داخلي بنازيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

فوری: تماس مهدی کروبی با باراک اوباما

یک منبع آگاه از تماس تلفنی حجت‌الاسلام و المسلمین «مهدی کروبی» دبیرکل حزب اعتماد ملی با «باراک اوباما» کاندیدای دموکرات انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا خبر داد.

به گزارش شهاب‌ ‌الدوله؛ همزمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که از امروز سه‌شنبه آغاز شده و بر اساس وقت تهران تا حدود ساعت 8 صبح روز چهارشنبه ادامه خواهد یافت؛ یک منبع آگاه از تماس تلفنی فوری مهدی کروبی با باراک اوباما کاندیدای حزب دموکرات خبر داد.

گفته می‌شود که آقای کروبی در این تماس مصرانه از اوباما خواسته است امشب به هیچ وجه نخوابد و حتی برای یک دقیقه پلک روی هم نگذارد!

کروبی طی سه سال اخیر در مصاحبه‌های مختلف از جمله در گفتگو با سیمای جمهوری اسلامی تاکید کرده است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تا حدود ساعت 2 بامداد جزو 2 نفر اول بود اما پس از آن که سه ـ چهار ساعت خوابید و بیدار شد، ناگهان مشاهده کرد که انتخابات را باخته است. وی از آن پس بارها تاکید کرده که اگر بار دیگر در انتخابات کاندیدا شود، در شب شمارش آرا حتی برای یک دقیقه نخواهد خوابید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

پس از پايان استيضاح بيان شد ؛ ناگفته هاي لاريجاني در باره « كردان »

قدس: ديروز پس از پايان استيضاح، رئيس مجلس با حضور در جمع خبرنگاران، به پرسشهاي آنها پاسخ داد.



 
علي لاريجاني با بيان اينكه پرونده كردان را سفيد و سياه نمي بيند، گفت: به نظر من پرونده كردان خاكستري است زيرا وي خدمات خوبي در گذشته داشته است.
وي رأي مجلس را نشانه جديت نمايندگان برروي مسائل اصولي نظام دانست.
لاريجاني با بيان اينكه تصدي وزارت كشور براي كردان پيشنهاد او نبوده است، گفت: در اين مورد با من حتي رايزني هم نشد و چون درباره فرد ديگري با من گفتگو شده بود، وقتي ايشان معرفي شد تعجب كردم اما از من خواسته شد براي ايشان با مقامات كشوري صحبت كنم اما نپذيرفتم و گفتم اگر از من بپرسند، من نظر خود را مي گويم.
رئيس مجلس ادامه داد: زماني كه بحث رأي اعتماد به ايشان مطرح شد، يك روز قبل من احساس كردم مطالب زيادي درباره ايشان مطرح است و مناسب نديدم در صحن علني مجلس مطرح شود، به همين دليل به آقاي رحيمي (معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور) گفتم بهتر است ايشان كنار بكشد و از آنجا كه احتمال مي دادم اين مطلب به رئيس جمهور نرسد، حدود ساعت 10 شب با آقاي احمدي نژاد تماس گرفتم و گفتم با شرايط موجود، بهتر است ايشان كنار برود اما استدلال ما موفق نشد و ايشان معرفي شد.
لاريجاني با بيان اينكه پيش از اين درخصوص مدارك تحصيلي كردان اطلاعي نداشته است، گفت: ايشان معاون اداري مالي من بودند و چون گفتند مدارك موجود است اصل بر برائت است، من فقط در مورد مدرك دكتراي ايشان ترديد داشتم كه از جنس مدارك دانشگاه هاوايي باشد، اما وقتي عباسپور (رئيس كميسيون آموزش مجلس) گزارش خود را درباره مدارك ارائه داد، ايشان را خواستم و گفتم اين موضوع نشان مي دهد شما در گذشته هم اطلاعات لازم را به ما نداده ايد و بايد دست كم هنگامي كه به مجلس آمديد، مي گفتيد كه ليسانس و فوق ليسانس هم نداريد.
لاريجاني افزود: من به وي پيشنهاد دادم يك نامه عذرخواهي بنويسد و واقعيت را بگويد، اما اين كار انجام نشد. سپس من عرض كردم كار به استيضاح نكشد و شما سمت ديگري در جايي ديگر بگيريد و منتقل شويد.
وي ادامه داد: به ايشان گفتم رسانه هاي خارجي و افكار عمومي روي اين موضوع متمركز شده اند و عقل حكم مي كند استيضاح انجام نشود موضوع را به ايشان و رئيس جمهور گفتم و نمايندگان هم اين موضوع را مطرح كردند.
وي گفت: برخي دوستان گفتند ايشان خدمات زيادي داشته و از ايشان دفاع كنيد، اما من قاطعانه گفتم پشت اين كار غلط قرار نمي گيرم.
لاريجاني نتيجه آزمون انجام شده را ارزشمند دانست و گفت: براي ايشان آرزوي توفيق دارم كه در جاي ديگر مشغول خدمت باشد.
همچنين به گزارش ايسنا، وي در ادامه نشست با خبرنگاران تأكيد كرد:  جايي كه به مصلحت ملت و حقوق ملي كشور باشد، از ديگر قوا حمايت مي كنيم، اما اگر كجي ببينيم ملاحظه نمي كنيم.
رئيس قوه مقننه در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه آيا شما حضور نيافتن آقاي رئيس جمهور را بي احترامي نمي دانيد، گفت: قانون منعي براي اينكه رئيس جمهور در جلسه  حضور داشته باشد يا نداشته باشد، ندارد.
وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه تاكنون 9 وزير از سوي رئيس جمهور بركنار شدند و يك وزير را هم مجلس استيضاح كرد و ما اكنون در مرز قرار داريم كه دولت اگر يك نفر ديگر استيضاح و يا از سوي رئيس جمهور بركنار شود، براي تمامي كابينه بايد رأي گيري صورت گيرد، آيا همين مسأله سبب نخواهد شد كه ديگر استيضاحي وجود نداشته باشد، گفت: اكنون كابينه لب مرز است، قاعدتاً هم دولت بايد ملاحظه كند و هم مجلس.لاريجاني با بيان اينكه من نمي گويم مدارك علمي اول و آخر همه تصميم گيريهاست و بر آن مرتبط است، گفت: اما اعتبار دانشگاههاي ما بر همين مدارك است و به هيچ وجه اين مدارك سطح نازلي ندارد و حتماً مدارك علمي دانشگاههاي ما از اعتبار بالايي برخوردار است و افراد نيز بايد زحمت بكشند تا اين مدارك را كسب كنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

قرارداد ژنو

بخش اول : بررسي قرارداد ژنو راجع به بهبود سرنوشت زخمداران و بيماران و غريقان نيروهاي مسلح در دريا مصوب 12 اوت 1949 كنفرانس ژنو

مقدمه
اگر چه برخي از اصول و قواعد مربوط به جنگ و حقوق جنگ بر اساس رفتار و نيروهاي رزمنده و در جريان نبرد شگل گرفته و در اثر تكرار آن تدريجا بصورت عرف لازم‌الاجرا در آمده، ليكن قسمت ديگري از حقوق جنگ بطور عمده، حقوق قراردادي جنگ است كه پس از وقوع جنگها و كسب تجارب حاصل از جنگ‌ها تدوين شده است.

هانري رومان بشردوست معروف سويسي با مشاهده زخميان نبرد معرف سولفرنيو، به اين فكر افتاد كه سازماني مورد اعتماد دول متخاصم و به منظور حمايت از زخميان زمان جنگ تاسيس كند و بدين شكل يك سازمان جهاني در قلمرو حمايت از مصدومين جنگ‌ها خواسته و نا خواسته در عرصه بين الملل پا به عرصه وجود گذاشت و همچنين اين امرخود تحولي و نگرشي به حقوق شركت كنندگان در جنگ پديد آورد و بديهي است كه صليب سرخ جهاني نقش عمده‌اي در تصويب كنوانسيونهاي مرتبط با بهبود وضع نظاميان زخمي ايفاد نمود.
پس از تاسيس اين سازمان جهاني و ابراز ديدگاههاي بشر دوستانه نسبت به كساني كه در جنگ بنحوي شركت داشته يا درگير جنگ مي‌شوند، مجامع و دول مختلف درصدد بودند تا نسبت به تهيه قوانين و مقررات لازم الاجراي زمان جنگ همت گمارند.
از قديمي‌ترين كنوانسيونهاي مرتبط با افراد زخمي كنوانسيون 22 اوت 1864 بوده كه به امضاي تعدادي از كشورها رسيده است. همچنين اعلاميه مورخه 16 آوريل 1856 پاريس نيز متضمن قواعدي پيرامون جنگ دريايي بوده و نيز قراردادهاي دريايي واشنگتن در 6 فوريه 1922 و قرارداد لندن 22 آوريل 1930 ونيز قرارداد دريايي لندن در سال 1936 همه مبين وضع قواعدي درباره غرق كشتي‌هاي تجاري دول بيطرف و وضعيت سر نشينان آنهاست كه گوياي توجه كشورها و دول مختلف به حقوق بشر دوستانه است.
كنوانسيونهاي چهارگانه ژنو به سال 1949 همگي بنحوي در بهبود سرنوشت زخميان و مجروحان نظامي و غير نظامي و نيز وضعيت درخصوص اسراي جنگي قواعدي بيان نموده و وضع اين قواعد با توجه به تجارب حاصل از جنگ جهاني دوم بر كيفيت و بازدهي آنها موثر واقع افتاده است.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

مسئله اقامتگاه مسلمانان مقيم كشورهاي غير اسلامي

1.- پيشينه تاريخي مسئله اقامتگاه و تابعيت :
با هجرت پيامبر اكرم ( ص ) به مدينه نخستين دولت اسلامي تأسيس گرديد . قبل از تأسيس دولت اسلامي ، ملاك عضويت در يك جامعه ، هم نژادي ، هم قومي ، هم قبيله اي و هم زباني بود ، ولي با آمدن اسلام ، معيارها تغيير يافت و عضو جامعه اسلامي بودن مشروطه به دو معيار بود . اولاً ؛ مسلمان بودن ، ثانياً ؛ پذيرفتن پيمان توسط غير مسلمان .بدين شكل امت مسلمان و امت يهود در مدينه در عين حفظ آيين خود جامعه سياسي واحدي را به وجود آوردند و پيامبر اسلام در ميان پيروان خويش ، شباهت ديني را جايگزين شباهت قومي نمودند و پيروان ساير ادياني را كه در مدينه زندگي مي كردند ، به شرط انعقاد پيمان به عضويت جامعه سياسي خود مي پذيرفتند .

در آغاز تشكيل دولت اسلامي هر چند غير مسلمانان مانند يهودياني كه در مدينه ساكن بودند ، بخش زيادي از جمعيت دولت اسلامي تازه تأسيس را تشكيل مي دادند ، ولي بعدها كه مكه توسط مسلمانان فتح گرديد و حكومت اسلامي بنا شد و بعداً كه مردم كشورهاي ديگر به اسلام گرويدند ، دولت اسلامي ، شامل مسلمانان و ساير پيروان اهل كتاب كه پيمان منعقد نموده بودند مي گرديد .
لذا پيامبر ( ص ) براي تقويت حكومت و دولت تازه تأسيس خود مسلمانان ديگر ممالك را به هجرت به دارالاسلام تشويق و ترغيب مي نمودند و براي مهاجران تمام حقوقي را كه براي مسلمانان مقيم مقرر بود قايل مي شدند . مثلاً ساير مهاجرين در زمان تقسيم غنايم جنگي با مسلمانان مقيم برابر و يكسان بودند .
حتي پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) كه جمعيت ساكن در قلمرو اسلامي افزايش يافته بود باز هم ملاك عضو بودن در جامعه سياسي – اسلامي يكي از دو شرط « اسلام پذيري » يا « پيمان پذيري » بود . تنها پس از قرن نوزدهم مفهوم تابعيت از ملاحظات مذهبي جدا شده و قوانين تابعيت و اقامتگاه بر اساس معيارهاي زادگاه و اقامتگاه و بر مباني قوميت و مليت شكل گرفت .
2- تعاريف مفاهيم
الف : تعريف تابعيت ( Nationality )
در مورد تابعيت تعاريف مختلفي صورت گرفته است . تعريف واحدي كه بتوان تمامي شرايط و خصوصيات آن را در بر گيرد وجود ندارد و دانشمندان حقوق بين الملل بحث هاي مفصل و متعدد كرده اند و نظر واحدي را ارايه نداده اند . لذا در اين قسمت لازم است كه تعاريف مختلف مورد بررسي و مداقه قرار گيرد . بعضي از نويسندگان معتقدند كه : « ملاك تحقق ملت ( Nation ) را هر چه قرار دهيد ، همان ملاك تحقق تابعيت ( Nationality ) نيز واقع مي شود پس تابعيت رابطه اي است كه با آن خانواده ملت تشكيل مي يابد » . ويس ( Weiss ) يكي ديگر از دانشمندان علم حقوق بين الملل بر همين اساس تابعيت را چنين تعريف كرده است : « تابعيت پيوندي است كه شخصي را به ملت معيني مربوط مي سازد » .
پيدايش اصل استقلال ملل در مقابل يكديگر موجب شد كه در تعريف تابعيت هم تغيير حاصل شود ... به همين جهت به تعريف تابعيت با موازات اصلاً استقلال ، ملاك تغيير پيدا كرده و تابعيت را به عبارت پيوندي مي دانند كه شخص را به دولت معيني مرتبط مي سازد » .
در تعريف تابعيت بر اساس رابطه فرد با دولت و نه ملت اختلاف وجود دارد و بعضي از دانشمندان به دو بعد مختلف داخلي و بين المللي تابعيت بيان نموده اند :
« تابعيت از بعد بين المللي وسيله تقسيم افراد بين دولت هاي مختلف است و بعد از داخلي انتساب كامل حقوقي شخص به دولت معيني است » .
باينقول ، با توجه به اين كه تابعيت را از موضوعات حقوق خصوصي دانسته اند بيشتر به جنبه شخصي ( Subjective ) آن نظر داشته و تابعيت را عبارت از « تعلق حقوقي شخص به جمعيت تشكيل دهنده دولت مي داند . » و در تعريف آن گفته اند : « تابعيت رابطه اي است كه بين فرد و دولت كه شخص تبعه را مطمئن مي سازد كه در رفتار و داد و ستدش با كشورهاي خارجي و اتباع بيگانه عندالاقتضا از حمايت سياسي دولت متبوع خود كه به وسيله حقوق بين الملل شناخته شده متمتع خواهد شد . »
ديوان عالي كشور ايران نيز با تأكيد بر وصف حقوقي تابعيت را چنين تعريف كرده است:
« تابعيت وصف و در عين حال رابطه حقوقي خاصي است كه شخص را با دولت به مفهوم جامعه سياسي مرتبط مي سازد و جزء عناصر و اوصاف ايجاد كننده حالت يا به تعبير ديگري موقعيت فرد در اجتماع قرار مي گيرد » . دسته اي ديگر از حقوقدانان كه پديده تابعيت را از موضوعات حقوق عمومي محسوب مي كنند بيشتر به جنبه مادي و موضوعي آن پرداخته اند « نيبو آيه ، با تأكيد بر عنصر سياسي ، تابعيت را چنين تعريف مي كند : تابعيت رابطه سياسي و معنوي است كه بين يك فرد و يك دولت وجود دارد » .
برخي ديگر ، در كنار عنصر سياسي تابعيت ، عنصر قضايي را در تعريف خويش مورد نظر قرار داده اند و تابعيت را چنين تعريف نموده اند :
« تابعيت عبارت از يك رابطه سياسي و قضايي است كه نتيجه آن متصل شدن فرد به دولت است » .
برخي ديگر نيز به جاي عنصر قضايي از عنصر حقوقي استفاده كرده اند و گفته ان : « تابعيت رابطه اي حقوقي و سياسي است كه دولت بر اساس خواست و اراده خود آن را مشخص ساخته و در پرتو آن فرد را عضوي در دولت قرار مي دهد » . دكتر نصيري در مورد تعريف تابعيت معتقد است كه : « تابعيت رابطه سياسي و معنوي است كه شخص را به دولت معيني مرتبط مي سازد . »
برخي ديگر از حقوقدانان علاوه بر عناصر سياسي و معنوي عنصر حقوقي را نيز اضافه كرده اند و معتقدند كه : « تابعيت عبارت است از يك رابطه سياسي ، حقوقي و معنوي است كه فردي را به دولت معيني مرتبط مي سازد » .
و برخي ديگر اين روابط را هم به شخص حقيقي و هم به شخص حقوقي تسري داده اند و تابعيت را چنين تعريف كرده اند :
« تابعيت عبارت است از رابطه و تعلق حقوقي ، سياسي و معنوي يك شخص حقيقي با يك شخص حقوقي يا يك شيءبه دولت معيني » .
با توجه به تعريف فوق الذكر تابعيت را علاوه بر ديدگاه حقوقي و سياسي ، مي توان از ديدگاه جامعه شناسي چنين تعريف نمود.
« تابعيت ، عبارت از رابطه سياسي ، حقوقي ، اجتماعي و معنوي است كه بين يك شخص حقيقي يا حقوقي و يك دولت وجود دارد كه دولت را در قبال آن اشخاص ( اعم از حقيقي يا حقوقي ) متعهد مي سازد » .
با توجه به تعاريفي كه در فوق ذكر شد مخصوصاً با عنايت به تعريف پيشنهادي ويژگيهاي تابعيت را مي توان چنين بيان كرد :
اولاً :تابعيت يك رابطه سياسي است ، زيرا اين رابطه ناشي از قدرت و حاكميت دولتي است كه فردي را تبعه خود بداند . به همين دليل بعضي از كشورها موضوع تابعيت را در قانون اساسي ذكر كرده اند .
ثانياً : رابطه تابعيت بين المللي است . چرا كه در نظام بين المللي اتباع يك كشور از حمايت دولت خود در خارج و همچنين از حمايت كليه قواعد پذيرفته شده فيمابين دولت متبوع و دولت هاي ديگر ( مانند عهد نامه ها و مقاوله نامه ها ) بر خوردارند .
تابعيت مفهومي است بين المللي و ظهور آن هنگامي است كه دولتهاي مختلف مستقل از يكديگر موجود باشند تا وابستگي اشخاص به هر يكاز آن ها در برابر دولت هاي ديگر ضروري گردد و مصداق يابد .
ثالثاً : رابطه تابعيت داخلي است ، چرا كه « در نظام داخلي نيز تبعه از طرفي داراي حقوق سياسي مثل حق رأي مي باشد » .
به عبارت ديگر « اين دولت است كه تعيين مي كند كه چه كساني اتباع او باشند » .
رابعاً : تابعيت يك رابطه معنوي است ، « زيرا اتباع كشور را از نظر هدف ها و عادات و رسوم مشتركي كه دارند به يك دولت پيوند مي دهند و ارتباطي به مكان و زمان مشخص ندارد . هر گاه كسي تبعه دولتي محسوب شود به هر كشورديگري برود باز هم تبعه همان دولت مي باشد و نقش تغيير اقامتگاه در رابطه معنوي او با دولت متبوع خودش ( تغييري ) ايجاد نمي نمايد » .
خامساً : تابعيت يك رابطه حقوقي است ، زيرا داراي اثرات حقوقي از بعد بين المللي و بعد داخلي مي باشد . تبعه ايراني ولو اين كه در خارج از ايران اقامت داشته باشند ايراني محسوب مي شوند واز بعد بين المللي اين دولت ايران است كه بايد از وي حمايت نمايد و در بعد داخلي داراي تمامي حقوق سياسي و اجتماعي است .
سادساً : تابعيت از اراده مطلق دولت ها ناشي مي شود نبايد تصور كرد كه يك رابطه قراردادي است و متاقبل بين افراد و دولت است . تنها در موردي كه شخص تقاضاي تابعيت دولتي مي كند مي توان گفت كه تا حدودي اراده شخص نيز در اين مورد مؤثر بوده است زيرا اگر شخصي واقعاً بخواهد تابعيت مملكتي را اكتساب كند ، بايد قبلاً شرايط لازم را براي اكتساب آن حايز باشد .
اما دولت ها مجبور نيستند كه به شخصي كه حايز شرايط لازم است و تقاضاي تابعيت آن كشور را مي كند ، تابعيت خود را اعطاء نمايد و اين امر بستگي كامل به اراده دولت دارد .



ب : تعريف اقامتگاه :
در مورد مفهوم اقامتگاه دانشمندان حقوق بين الملل بحث هاي مفصل و متعددي كرده اند ولي نظر واحدي ارايه نداده اند . لذا در ذيل مختصراً به نقل تعاريف مختلف پرداخته مي شود .
برخي از دانشمندان اقامتگاه را « رابطه اي مادي و حقوقي كه شخص را بدون توجه به تابعيت به قسمتي از خاك يك دولت پيوند مي دهد » ، مي دانند .
و برخي ديگر معتقدند كه اقامتگاه « رابطه اي است حقوقوي داراي بعضي از خصايص سياسي كه بين اشخاص و حوزه معيني از قلمرو دولتي برقرار مي شود و بدين وسيله اشخاص بدون آنكه واجد وصف تبعه باشند ، از گروه ساكنين و متعلقين به آن حوزه تشخيص داده شوند » .
بعضي ديگر در مورد تعريف اقامتگاه گفته اند : « ارتباط هر شخص با محيط اطراف خود محلي كه در آن زندگي مي كند ، يا به كسب و كاري اشتغال دارد تحت عنوان اقامتگاه مورد بررسي قرار مي گيرد » .
در ماده 1002 قانون مدني ايران ، اقامتگاه چنين تعريف شده است : « اقامتگاه هر شخصي عبارت است از محلي كه شخص در آنجا سكونت داشته باشد و مركز مهمه امور او نيز در آن جا باشد . اگر محل سكونت شخص غير از مركز مهم امور او باشد ، مركز امور او اقامتگاه محسوب است » .
با توجه به تعريف قانون مدني ايران مي توان گفت كه محلي كه شخص با آنجا به نوعي داراي ارتباط و پيوند است اقامتگاه او دانسته مي شود .
همچنين دكتر امامي تعريفي كه از اقامتگاه دارد اين است كه : « هر كس بسنتگي به محلي دارد كه خانواده و شغل و بالاخره منافع او در آنجا يافت گردد . محل مزبور جايي است كه در او سكونت مي نمايد » .
3- تفكيك بين تابعيت و اقامتگاه :
با توجه به تعاريفي كه در مورد تابعيت و اقامتگاه ذكر شد مي توان گفت اگر چه از نظر حقوقي اين دومفهوم بسيار مشابه يكديگرند ، اما دو پديده مستقل از يكديگر محسوب مي گردند .
تفكيك بين تابعيت و اقامتگاه در حقوق اروپايي در قرن نوزدهم پديد آمده ، در حالي كه اين تفكيكاز آغاز در حقوق اسلامي وجود داشته است .
چنان چه جعفري لنگرودي در كتاب خود تحت « عنوان تاريخ حقوق ايران » قيد نموده « تبعه مسلمان كه در خارج از قلمرو اقامت مي كرده اند ... تابع قوانين حكومت متبوع خود بوده اند نه تابع قوانين حكومت محل اقامت » .
ملاك تفكيك تابعيت و اقامتگاه عبارتند از :
1) در تابعيت رابطه سياسي و معنوي شخص با دولت وجود دارد در حالي كه در اقامتگاه به رابطه مادي و حقوقي اشاره شده است .
2) در تابعيت رابطه شخص با دولت است در حالي كه اقامتگاه بستگي شخص به نقطه معيني از قلمرو دولت را مشخص مي سازد .
4- وضعيت تابعيت مسلمانان مقيم كشورهاي غير اسلامي از منظر دانشمندان اسلامي
در مورد مسئله تابعيت مسلمانانت مقيم كشورهاي غير اسلامي بين فقها و دانشمندان اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود :
1) بعضي با استناد به آيه 10 سوره حجرات كه مي فرمايد « انما المؤمنون اخوة » معتقدند كه هر مسلمانيا هر شخصي كه اسلام را آزادانه پذيرفته است عضوي از امت اسلامي است ، ولو كه اين اشخاص در خارج از قلمرو حكومت اسلامي مقيم باشند ( يعني مقيم كشور غير اسلامي ) .
2) برخي ديگر از دانشمندان معتقد به نفي تابعيت دولت اسلامي از مسلماني كه با اختيار خود از هجرت به كشور اسلامي خودداري نموده و همچنان در سرزمين غير اسلامي به سكونت خود ادامه مي دهند ، مي باشند ».
3) بعضي ديگر معتقدند به بهره مندي مسلمانان از تابعيت كامل آنها از دولت اسلامي در صورت هجرت به كشورهاي اسلامي هستند ( هستند و اين ) را به عنوان شرط و نه به عنوان ركن مطرح كرده اند » .
4) برخي ديگر نيز عضويت فرد در امت اسلامي براي بهره مندي او از تابعيت دولت اسلامي را كافي دانسته و مسلمان بودن يا مسلمان شدن را علت تامه بهره مندي او از تابعيت دولت اسلامي مي دانند .
5) شيخ طوسي در مقابل نظريات فوق معتقد است كه اولاً هجرت به كشورهاي اسلامي ( دارالاسلام ) و اقامت در آن وجوب نفسي نداشته ، حداكثر آن است كه مستحب باشد . ثانياً وجوب هجرت زماني مطرح مي شود كه مسلمان براي انجام فرايض ديني خود در سرزمين غير اسلامي آزادي نداشته باشد . چنانچه شخص مسلمان در برپايي شعائر ديني خود آزادي داشته باشد نيازي به هجرت به كشور اسلامي ندارد .مضافاً اين كه چنانچه شخص مسلمان در يك كشور غير اسلامي براي انجام فرايض ديني خود آزاد نباشد مي تواند به كشورهاي غير اسلامي ديگري كه اجازه اقامه شعائر ديني را به وي مي دهد مهاجرت نمايد و حتماً نيازي به مهاجرت به كشور اسلامي نيست .
5- تحصيل ( پذيرفتن ) تابعيت خارجي توسط مسلمانان :
در ابتدا لازم است تا به دو سؤال مهم زير پاسخ داد .
1- آيامسلمانان مي توانند در عين حالي كه كشور اسلامي را اقامتگاه دايمي خود قرار داده در كنار آن در كشور غير اسلامي به صورت موقت و يا دايم سكني گزينند ؟
2- آيا شخص مسلمان مي تواند تابعيت كشور غير اسلامي را تحصيل نمايد ؟
در پاسخ به سئوال اول مي توان گفت كهئاقامت در كشور اسلامي به منزله پذيرش تابعيت كشور غير اسلامي وترك تابعيت كشور اسلامي شخص مسلمان نيست . چنانچه در بحث تفكيك بين مفاهيم تابعيت و اقامتگاه گذشت اين دو مفهوم جدا ومتمايز از يكديگرن . پس چنانچه يك شخص مسلمان در كشور غير اسلامي چه به طور موقت و يا دايم مقيم گردد اين انتخاب اقامتگاه به منزله تركتابعيت اصلي خود نمي باشد .
در پاسخ به سؤال دوم نيز مي توان گفت كه در مورد تحصيل تابعيت غير اسلامي اختلاف نظر وجود دارد كه ذيلاً به آنها داشاره مي گردد .
1- برخي از دانشمندانداشتن تابعيت كشور غير اسلامي را براي مسلمانان مجاز دانسته اند و معتقدند كه فرد مسلمان اجازه پذيرش تابعيت كشورهاي غير اسلامي را دارد .
2- برخي ديگر معتقدند كه مسلمانان نمي توانند تابعيت كشور غير اسلامي را تحصيل نمايند و دلايل مختلفي را براي اظهارات خود ارايه داده اند كه عبارتند از :
اولاً : با پذيرش تئوري تابعيت ديني و الزامي براي مسلمانان نتيجه طبيعي وقهري مسلمان بودن فرد اين است كه تبعه دولت اسلامي محسوب شود و در نتيجه يك شخص مسلمان به طور هم عرض نمي تواند تابعيت دولت ديگري ( غير اسلامي ) را داشته باشد .
ثانياً : جامعه اسلامي يك جامعه ديني است كه سياست در آن عين ديانت است ونتيجه اين تفكر عضويت فرد مسلمان در جامعه اسلامي و عدم عضويت وي در جامعه غير اسلامي است .
ثالثاً : مسلمان مقيم كشور غير اسلامي از جهت حقوق و احوال شخصيه خود مانند ارث و غيره همانند مسلمانان مقيم كشور اسلامي تابع قانون دولت اسلامي است و اين امر حكايت از وجود تابعيت اسلامي و نفي تابعيت خارجي دارد .
رابعاً : برخي معتقدند كه با تحصيل تابعيت كشور غير اسلامي توسط فرد مسلمان عملاً اين فرد ولايت ، استيلا و حاكميت دولت غير اسلامي را پذيرفته است و پذيرفتن اين موارد براي مسلمانان صريحاً با اصول و احكام اسلامي مباينت دارد .
6- نتيجه گيري :
با توجه بهمطالب مذكور مي توان چنين نتيجه گيري كرد :
1- پذيرش تابعيت غير اسلامي براي مسلمانان در صورتي حائز است كه نوع حكومت و قوانين كشور غير اسلامي به گونه اي باشد كه مستلزم ولايت ، حاكميت و استعلا بر مسلمان نباشد و داشتن تابعيت كشور غير اسلامي با حفظ تابعيت اصلي شخص مسلمان ( يعني داشتن تابعيت مضاعف ) بدون اشكال به نظر مي رسد .
2- با توجه به اين كه در اعلاميه حقوق بشر دولت ها مكلف به احترام گذاشتن به اديان مختلف و ازادي شخص در انتخاب مذهب وانجام فرايض مربوط به دين خود مي باشد چنانچه شخص مسلمان آزادي در انجام فرايض ديني خود را داشته باشد مي تواند در كشور غير اسلامي اقامت گزيده و تحصيل تابعيت آن كشور را بنمايد .

منابع :
1. عبد الكريم فتحي ، الدوله و السياده في الفقه اسلامي ، ص 134.
2. حسن ابراهيم ، تاريخ سياسي اسلام ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ص 130.
3. محمد ، حميد الله ، حقوق روابط بين الملل در اسلام ، ترجمه سيد مصطفي محقق داماد ، ص 20 .
4. مصطفي ، دانش پژوه ، اسلام و حقوق بين الملل خصوصي ، ص 83 – 30 – 104 – 108-109.
5. سيد خليل ، خليليان ، حقوق بين الملل اسلامي ، ص 135 .
6. بهشيد ، ارفع نيا ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 49 – 50 – 39 – 40 – 41 – 147
7. رضا ، دشت اراء ، حقوق بين الملل خصوصي ، ( جزوه درسي ) ص 49 – 19 – 18
8. احمد ، مسلم ، القانون الدولي الخاص ، ص 74 .
9. شمس الدين ، وكيل ، الجنسيه و مركز الاجانب ، ص 35 -
10. محمود ، سلجوقي ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 148 – 51 – 155 .
11. نياكي ، جعفر ، حقوق بين الملل عمومي ، ص 82 .
12. نصيري ، محمد ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 26 – 147 – 80 .
13. سيد جلال الدين ، مدني ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 123 .
14. سيد حسن ، امامي ، حقوق مدني ، جلد 4 ، ص 216 .
15. جعفر ، جعفري لنگرودي ، تاريخ حقوق ايران ، ص 253 – 218 .
16. سيد قطب ، في ظلال القرآن ، ذيل آيه 74 سوره انفال .
17. شيخ طوسي ، المبسوط ، ج2 ، ص 25 .
18. عباسعلي ، عميد زنجاني ، حقوق اقليت ها ، ص 301 .
19. مرتضي ، مطهري ، ولاها و ولايت ها ، صص 14 – 12 و 21 – 20 .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

حكومت از نگاه امام على‏عليه السلام

برخي از حكومتها بر اساس نگرش ديني عينيت يافته وبرخي بر اساس نگرشهاي غير ديني كه به تناسب نوع ايدئولوژي كار كردهاي متفاوتي در عرصه عمل داشته اند. از طرفي نوع بشر شاهد بروز و ظهور انواع ديكتاتورها و حاكمان مستبدي بوده كه با تكيه بر نفسانيت خود انواع ظلمها را بر فرد و جامعه روا داشته اند.همچنين پيامبران الهي به نوبه خود براي رسانيدن بشر به كمال مطلوب ،بشريت را بطرف خدا رهنون و توصيه كرده اند تا بشر بر اساس فرامين الهي و با تكيه بر فطرت الهي بشر جامعه خود رااداره نمايد . براين مبنا پيامبران خاستگاه حكومت را الهي تلقي و حاكمان را منصوب از طرف خدا دانسته اند . به طور كلي اكثر فرق مذاهب اسلامي بر لزوم حكومت و ضرورت آن اشاره كرده و آن را براي بقاي جامعه امري لازم دانسته اند اما در اينكه اين ضرورت بر حسب حكم عقل است يا شرع بحثهاي فراواني به عمل آمده است.

از طرفي از گذ‌شته هاي دور، وقتی كه انسان بر اساس ادرا‌ک عقلاني خود، ضرورت زندگي جمعي و جامعه سياسي منظم را پذيرفت‌، مرد‌م به د‌و گروه حاکم و رعيت، فرمان‌روا و فرمان‌بر‌دار تقسيم شدند. بدین ترتیب، حق و تکليف نیز پدید آمد. از یک طرف، حکومت براي اعمال حاکميت، سلطه و اقتدار خود نياز‌مند بسط يد و قدرت سياسي است که لازمه آن، پذيرش مردم است تا اين حق را براي حکومت پذيرا شوند و خود را د‌ر مقابل حکومت مکلف احساس کنند و از طرف ديگر، چون خا‌صيت قدرت، طغيان‌گري و فساد است و مردم در خطر طعمه‌ قدرت‌طلبان قرار دارند، حس بر‌تري‌جويی و قدرت‌طلبي حاکمان ممکن است مردم را برده و بنده حاکم سازد. مسأله ديگري كه بسيار حائز اهميت است، آن است كه آيا حكومت يك حق است يا يك تكليف؟ اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) حكومت را هم حق مي‌داند و هم تكليف و به اين ترتيب نيست كه هر كسي كه برايش شرايط توليت امور مردم فراهم شد و توانست به نحوي با كسب وجاهت، با تبليغ، باكارهاي ديگر، نظر مرد م را جلب كند و بتواند حكومت كند. وقتي حكومت، بر حق است، اين حق متعلق به كسان معيني است، و اين به معناي آن نيست كه يك طبقه، طبقة ممتازند؛زيرا كه در جامعة اسلامي، همه فرصت آن را دارند كه خود را به آن زيورها بيارايند، همه مي‌توانند كه آن شرايط را براي خود كسب كنند. تعريف حكومت و دولت در نگاه نخستين، امري روشن و سهل به نظر مى‏رسد، اما با توجه به تكثر مكاتب سياسى و تئورى‏هاى مشروعيت و انواع حكومت و ماهيت و غايات آن، پيچيدگى تعريف آن روشن مى‏شود.عالمان سياست گاهى حكومت و دولت را دو واژگان مترادف تعريف كرده‏اند. اما برخى ديگر،حكومت را شعبه ‏اى از دولت تفسير كرده‏اند.دربيان تعريف؛ حكومت ‏به دستگاه خاصى اطلاق مى‏شود كه مسؤوليت اعمال قدرت و حاكميت ‏سياسى و اجرايى را بر عهده دارد. اما دولت فراتر از آن و شامل مجموعه قواى سه‏گانه و ديگر امورى است كه ارتباط فرد و جامعه را با مجموعه حكومت كننده تنظيم مى‏كند
حكومت پديده مستقل و جدا از حكومت جهاني اسلام نبوده، بلكه بخشي از آن است و به دو بخش عمده تقسيم مي شود. 1- حكومت تكويني: خداوند حاكم مطلق جهان هستي است كه ازطريق فعل خود ؛خلقت و حفظ جهان را بر اساس سنت خود اداره مي كند و بشر نيز جزيي از آن جهان هستي در اين نظام تكويني است. 2- حكومت تشريعي: عبارت است از حكومتي كه ازطريق تشريع قوانين ديني و اجتماعي ثابت الهي توسط پيامبر ؛امامان ونايبان برحق آنها اداره ميشود .
مسألة حكومت در نهج‌البلاغه، مانند دهها مسأله مهم ديگر زندگي، در اين كتاب عظيم به شيوه ‌اي غير از شيوة محققان و مؤلفان مطرح شده است.البته چنين نيست كه اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) فصلي مستقل درباره حكومت باز كرده باشد و با ترتيب مقدماتي به نتيجه‌گيري برسد. شيوة سخن او در اين باب هم، مانند ابواب ديگر، شيوه‌اي حكيمانه است، يعني عبور از مقدمات و تأمل و تمركز بر روي نتيجه. امام علی(ع)در خطبه‏ها و نامه‏ها و حکمت‏های خویش، به برخی مسائل مربوط به مدیریت سیاسی، مدیریت نظامی، مدیریت اقتصادی، مدیریت دولتی و مدیریت خانواده پرداخته است. نگاه امام(عليه ‌السلام) به مسألة حكومت، نگاه حكيم بزرگي است كه با منبع وحي پيوند نزديك دارد.ديگر آنكه مسأله حكومت در نهج‌البلاغه، به صورت يك بحث تجريدي نيست.حضرت علي(عليه السلام) با امر حكومت درگير بوده و به عنوان يك حاكم، سخن گفته،به عنوان كسي كه با اداره كشور اسلامي، با همه مشكلاتش و با همه مصيبت‌ها و دردسرهايش روبرو بوده است . بنابراين تعبير، حكومت در نهج‌البلاغه، هيچ نشانه و اشاره‌اي از سلطه‌گري ندارد. هيچ بهانه‌اي براي امتياز طلبي ندارد. از آن طرف مردم به تعبير نهج‌البلاغه رعيت‌اند. رعيت يعني جمعي كه رعايت و مراقبت آنان، و حفاظت و حراست آنان بر دوش وليّ امر است. البته مراقبت و حفاظت، يك وقت نسبت به يك موجود بي‌جان است و اين هم يك معنا دارد. اما حراست و حفاظت، گاهي مربوط به انسان‌ها است، يعني انسان با همة ابعاد شخصيتي، آزاديخواهي، افزايش طلبي معنوي، امكان تعالي و اعتلاي روحي، آرمان‌ها؛ اهداف والا و شريف، بايد مورد توجه وعنايت قرار بگيرد واين همان چيزي است كه در فرهنگ اسلامي در طول زمان‌ها مورد ملاحظه بوده است. به طور خلاصه، وقتي در نهج‌البلاغه در جستجوي مفهوم حكومت هستيم، از طرفي مي‌بينيم آنكه در رأس حكومت است، والي و وليّ امر است، متصدي كارهاي مردم است، وظيفه‌دار و مكلّف به تكليف مهمي است، انساني است كه بيشترين بار و سنگين‌ترين مسؤوليت بر دوش اوست. اما در سوي ديگر، مردمي قرار دارند كه بايد با همة ارزش‌هاو آرمان‌هايشان و با همة عناصر مُشَكِّلهْ شخصيتشان، مورد رعايت قرار بگيرند.اين مفهوم فاقد عناصرسلطه‌گري ، زورمداري و افزون طلبي است. ايجاد حكومت عدل و عدالت‌پرور از آرزوهاي ديرينه بشري بوده است كه در هر زماني، تحقق چنين حكومتي را در سر داشته و دارند، اما در عرصه عمل، جوامع دچار تنش‌ها و تضادها و تبعيض‌هاي ناروايي هستند كه موجب ايجاد شكاف و گسست طبقات در جامعه مي‌شود. در حالي كه گسترش عدل و عدالت در جامعه، همواره موجب امنيت و آسايش و حفظ جامعه از مفاسد اخلاقي و ناراحتي‌هاي روحي و رواني است. هنگامي‌ كه مردم جامعه احساس كنند كه امكان استفاده از بيت‌المال و امكانات اقتصادي جامعه بنا بر سعي و تلاش صحيح و شايسته‌سالاري است، اميد به زندگي و حركت و رشد و توسعه در جامعه، افزون‌تر مي‌‌شود و اگر مجري حكومت، گسترش عدل و عدالت را در جامعه، سرلوحه كار خويش قرار دهد و بخواهد دست طمعكاران و متجاوزان را از بيت‌المال قطع كند، اين امر براي عده‌اي كه به سوءاستفاده از بيت‌المال و دست‌اندازي به مال مردم و رفاه و خوشگذراني و امتيازات طبقاتي دل خوش كرده‌اند، بسيار سخت و ناگوار خواهد آمد.
در همين راستا حكومت از نگاه امام على‏عليه السلام تنها براى ايجاد زمينه لازم جهت اجراى قسط و عدالت اجتماعى ارزش پيدا مى‏كند. همچنين حكومت از ديد امام‏عليه السلام تنها شايسته كسانى است كه داراى سه شرط باشند: توان‏مندى، علم و عدالت؛ به عبارت ديگر ملاك و شأنيتِ تصدّى حكومت شايستگى است و انتخاب گروه يا شخص خاص و به صورت موروثى ملاك اداره حكومت نيست.
از آن جا كه امامت از نگاه امير مؤمنان‏عليه السلام مبتنى بر اصل شايستگى است، فرد حائز اين شرايط، امام است حتى اگر امامت او به سبب موانعى به فعليت نرسد؛ به عبارت ديگر منصب شأنى امامت براى ائمه اهل بيت‏عليه السلام به عنوان تنها مصاديق برخوردار از شرايط پيشين در هر حال ثابت و قطعى است؛ حتى اگر در خانه نشسته و سال‏ها از صحنه سياست كنار گذاشته شوند.جامعه اي كه خود را پيرو سنت و سيره علي بن ابي طالب (ع) مي داند و به اين پيروزي افتخار مي ورزد، شايسته است، با تاسي از سيره حيات بخش آن حضرت باب هرگونه توجيه گري را در ارتكاب بي عدالتي و تبعيض ببندد؛ چرا كه اگر باب توجيه گري در ساختار اجتماعي جامعه باز گردد، ديگر كسي مزه عدالت را نخواهد چشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

رئیس‌جمهور آمریکا چگونه برگزیده می‌شود؟

سال ۱۴۹۲ بود که کریستف کلمب به سواحل باهاما رسید. در سال ۱۶۰۷ اولین مهاجرنشین دائمی انگلیس در جیمزتاون ویرجینیا بنیانگذاری شد و به‌دنبال آن در سال ۱۶۱۹ اولین قوه قانونگذاری مهاجرنشینان تحت‌عنوان مجلس نمایندگان ویرجینیا تشکیل شد و همزمان برای تامین نیروی کار فروش برده‌های سیاه‌پوست به مهاجرنشینان جیمزتاون آغاز شد.در سال ۱۶۲۰ بود که دیگر مهاجران با کشتی می‌فلا‌ور به کیپ‌تاون رسیدند و در پلیموت ماساچوست مهاجرنشین تاسیس کردند. سرانجام پس از سال‌ها نبرد مهاجرنشینان با انگلستان در سال ۱۷۷۶ با تصویب اعلا‌میه استقلا‌ل در کنگره، مهاجرنشین‌های آمریکایی اعلا‌م استقلا‌ل کردند.
در سال ۱۷۸۸ قانون اساسی ایالا‌ت متحده نشات‌گرفته از پیمان مشروطه‌گرایی، منشور حقوق ۱۶۸۹ انگلیس، اصول تفکیک و موازنه قدرت مونتسکیو و نظریه حاکمیت مردم جان‌لا‌ک، براساس نظام حکومتی دومجلسی ایالا‌ت و نظام مجمع انتخاب‌کنندگان با هدف حکومت مردم به‌دست مردم و برای مردم تصویب شد. نمایندگان مجمع قانون اساسی ۱۷۸۷ دانش‌آموخته و در کار حکومت باتجربه بودند. حکومت موردنظر آنها آن‌قدر قدرتمند بود تا با چالش‌هایی که کشور با آنها روبه‌رو می‌شد رودررو شود و در عین حال از آزادی‌های فردی که آنها برای دستیابی به آن مبارزه کرده بودند محافظت کند و در برابر مردم پاسخگو باشد.
سال ۱۷۸۹ بود که جورج واشنگتن فرمانده جنگ‌های استقلا‌ل به‌عنوان اولین رئیس‌جمهور ایالا‌ت متحده انتخاب شد. بدینسان آمریکای جدید متولد شد. امروزه ایالا‌ت متحده با ۲۷۰ میلیون نفر جمعیت متشکل از تمام نژادها، ادیان و گروه‌های نژادی و قومی است. این مردمان گوناگون به صدها زبان سخن می‌گویند. به همین دلا‌یل آمریکا و مردمانش را ملتی برآمده از ملل مختلف می‌دانند. آمریکا با وسعتی قریب ۵/۹ میلیون کیلومتر مربع با ۵۰ ایالت دارای حکومت جمهوری دموکراتیک مشروطه، نظام فدرال ملی، ایالتی و منطقه‌ای، تنها ابرقدرت جهان است. بدین ترتیب پیش‌بینی جان روتلج نماینده کارولینای جنوبی در مجمع قانون اساسی تحقق یافت که اعلا‌م کرده بود: مجمع در حال پایه‌گذاری یک امپراتوری بزرگ است.
این موقعیت ابرقدرت جهانی آمریکا است که سبب شده انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور برای مردمان تمامی کشورهای جهان جذاب و مهم باشد. بی‌شک تصمیمهای رئیس‌جمهور آمریکا تاثیرگذار بر سرنوشت میلیاردها انسانی است که در جهان زندگی می‌کنند.
● رئیس‌جمهور آمریکا چگونه انتخاب می‌شود؟
با تصویب کنگره، انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا (انتخابات عمومی) در نخستین سه‌شنبه ماه نوامبر و هر ۴ سال یک‌بار برگزار می‌شود. اما مقدمات چنین انتخاباتی بسیار زودتر از آن تاریخ آغاز می‌گردد. معمولا‌ پس از گذشت دو سال از انتخابات پیشین ریاست‌جمهوری مبارزات انتخابات بعدی آغاز می‌شود.
▪ انتخابات آمریکا دو مرحله حساس، پیچیده و طاقت‌فرسا دارد. ‌
۱) ‌انتخابات مقدماتی درون‌حزبی برای تعیین کاندیدای حزب
۲) ‌انتخابات عمومی میان کاندیداهای احزاب برای انتخاب رئیس‌جمهور
لا‌زم به ذکر است در کنار نامزدهای حزبی نامزدهای مستقل نیز در صورتی می‌توانند خود را در صحنه انتخابات مطرح کنند که بتوانند رای مثبت مجالس یا مردم ۱۳ ایالت را پشت سر خود داشته باشند. پروسه تعیین کاندیدای حزبی به‌صورت انتخاب توسط انجمن‌های حزبی، انتخابات مقدماتی و ابرنمایندگان طراحی شده است که در این مرحله کاندیداهای حزبی، که معمولا‌ ۷ تا ۱۰ تن هستند، با یکدیگر به رقابت می‌پردازند.
▪ با توجه به وسعت خاک ایالا‌ت متحده و قوانین متفاوت این ایالا‌ت چند نوع انتخابات مقدماتی وجود دارد.
۱) ‌انتخابات مقدماتی باز
۲) انتخابات مقدماتی بسته
۳) انتخابات مقدماتی ایالتی ‌
در انتخابات مقدماتی باز شهروندان بدون توجه به گرایش یا عضویت حزبی خود کاندیدای مورد نظرشان را انتخاب می‌کنند. به‌جز در ایالا‌ت آلا‌سکا و واشنگتن که اعضای هر حزب تنها می‌توانند در انتخابات مقدماتی یک حزب شرکت کنند در ایالا‌ت دیگر شهروندان می‌توانند در انتخابات مقدماتی هر دو حزب شرکت کنند.
در انتخابات مقدماتی بسته اعضای حزب به کاندیداهای حزب خود رای می‌دهند. بدین ترتیب شهروندی که نام خود را به‌عنوان طرفدار دموکرات ثبت کرده است تنها می‌تواند به حزب دموکرات رای بدهد.
حدود سه پنجم ایالا‌ت روش انتخابات مقدماتی ایالتی را برای گزینش کاندیداهای ریاست‌جمهوری برگزیده‌اند. این انتخابات در ماه فوریه سال برگزاری انتخابات شروع می‌شود و در آگوست همان سال به پایان می‌رسد. در انتخابات مقدماتی ایالتی، رای‌دهندگان دو نوع رای می‌دهند. نخست به کاندیداها و سپس به هیات‌هایی که هر ایالت به کنوانسیون حزبی می‌فرستد. بدین ترتیب از طرفی میزان محبوبیت کاندیداهای هر حزب مشخص می‌شود و از طرف دیگر سرنوشت کسانی که بنااست در کنوانسیون حزب به کاندیداهای نهایی حزب رای بدهند مشخص می‌شود. براساس نتایج انتخابات مقدماتی ایالتی هر چه زمان بگذرد، میزان محبوبیت نامزدهای انتخاباتی مشخص‌تر می‌شود و معمولا‌ در ماه ژوئن موفق‌ترین کاندیداها از بقیه نامزدها قابل تشخیص هستند. تا این زمان از ۷ تا ۱۰ کاندیدای اولیه معمولا‌ دو تا سه نفر بیشتر باقی نمی‌مانند. دوران انتخابات مقدماتی برای کاندیداها بسیار سخت و توانفرسااست. به علت تب انتخاباتی و تاثیرات جنبی آن بیشتر ایالا‌ت جنوبی تصمیم گرفتند که انتخابات مقدماتی را به‌طور دسته‌جمعی در اولین یا دومین سه‌شنبه ماه مارس سال انتخابات برگزار کنند. با توجه به اینکه اکثر ایالا‌ت جنوبی در این روز به‌خصوص کاندیداهای خود را برمی‌گزینند این روز به سه‌شنبه بزرگ مشهور شده است. طبق سنت، شکست در انتخابات مقدماتی در ایالت نیوهمپشایر به‌معنای شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری است. بیل کلینتون و جورج دبلیو بوش تنها کاندیداها در طول تاریخ ایالا‌ت متحده‌اند که توانسته‌اند پس از شکست در انتخابات مقدماتی در نیوهمپشایر ستاد انتخاباتی خود را تجدید سازمان کنند و نه‌تنها به‌عنوان کاندیدای برتر حزب خود در کنوانسیون مطرح شوند بلکه در انتخابات سراسری نیز پیروز گردند.
پیروزی در سه‌شنبه بزرگ مقدمه پیروزی در کنوانسیون حزبی است. معمولا‌ تا پایان ماه ژوئن انتخابات مقدماتی هر دو حزب به پایان می‌رسد و کاندیداهای باقی‌مانده خود را برای نبرد نهایی درون‌حزبی در کنوانسیون آماده می‌کنند.
کنوانسیون حزبی یک پدیده جدید و کاملا‌ آمریکایی است. از سال‌های ۱۸۳۰ به ‌بعد کنوانسیون حزبی به‌عنوان ابزاری برای جلوگیری از کنترل سرنوشت انتخابات توسط روسای حزبی پا به عرصه وجود گذاشت. این مرحله پیش از انتخابات عمومی به نمایش‌های پرزرق و برق خیابانی تبدیل شد. کنوانسیون یک شوی کاملا‌ تبلیغاتی و انتخاباتی است. با برگزاری کنوانسیون احزاب، رقابت انتخاباتی دو حزب برای راهیابی به کاخ سفید آغاز می‌شود.
کنوانسیون‌های دو حزب به کارناوال‌های جشن و سرور بزرگی تبدیل شده‌اند که هر ۴ سال در اواخر جولا‌ی یا اوایل آگوست در یکی از شهرهای ایالا‌ت متحده برگزار می‌شود و تمامی جنبه‌های زندگی شهرهایی را، که محل کنوانسیون حزبی است، تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.
برای مدت ۴ روز این شهرها صحنه فرستادن بادکنک و بالن به آسمان و اجرای نمایش‌های خیابانی و برنامه‌های سرگرم‌کننده می‌شود. هتل‌ها از چند ماه قبل رزور می‌شود و توریست‌ها و خبرنگاران داخلی و خارجی برای تماشا و گزارش به این شهرها هجوم می‌آورند. کنوانسیون‌ها انتخابات را وارد زندگی مردم می‌کنند. تعداد نمایندگان کنوانسیون هر حزب متناسب با میزان رای کاندیداها در انتخابات مقدماتی است. ۸۰درصد نمایندگان حزب در کنوانسیون را مردم و حدود ۲۰ درصد را حزب به کنوانسیون معرفی می‌کند. شرکت‌کنندگان در کنوانسیون بین ۳۵۰۰ تا ۵ هزار نفر هستند. ‌
وظایف کنوانسیون در ۴ روز برگزاری عبارتند از‌ تعیین خط‌مشی حزب برای ۴ سال آینده، تعیین ساختارهای جدید برای انتخاب نمایندگان حزبی در کنوانسیون بعدی، برنامه‌ریزی برای پیروزی در انتخابات و مهم‌تر از همه تعیین کاندیداهای ریاست‌جمهوری و معاونت ریاست‌جمهوری. در رای‌گیریای که برای انتخاب کاندیدای حزب برگزار می‌شود، تمامی نمایندگان هر ایالت با پرچم ایالت خود در تالا‌ر اجتماعات شرکت می‌کنند و یک نفر به نمایندگی از طرف هر ایالت آرای کل ایالت را به نفع یکی از کاندیداها اعلا‌م می‌کند. حدود نیمه‌شب روز سوم کاندیدای حزب برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلا‌م می‌شود. این معرفی جنبه تشریفاتی دارد زیرا کاندیدای حزب پس از یک رقابت سخت و طاقت‌فرسا سایر رقبای حزبی را کنار زده و با آرایی که کسب کرده عملا‌ به‌عنوان کاندیدای برتر خود را تحمیل کرده است.
روز چهارم صرف سخنرانی‌های متعدد از طرف رهبران حزب به حمایت از کاندیدای معرفی‌شده و برشمردن نقاط قوت وی می‌شود تا شهروندان را قانع کنند که در انتخابات ریاست‌جمهوری به نفع او رای بدهند. در آخرین ساعات روز چهارم کاندیدای تعیین‌شده رسما آمادگی خود را برای قبولی نامزدی حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلا‌م می‌کند و نامزد معاونت ریاست‌جمهوری را رسما معرفی می‌نماید.
معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز باید دارای همان شرایط عمومی رئیس‌جمهوری باشد. تا زمانی که رئیس‌جمهور قادر به انجام وظایف خود است معاون رئیس‌جمهور رئیس فرمایشی مجلس سنا است و بر جلسه‌های آن مجلس نظارت می‌کند. در مواردی که آرای موافق و مخالف سناتورها با هم برابر باشد، رای او تعیین‌کننده خواهد بود. از آنجا که هر معاون رئیس‌جمهوری امکان رئیس‌جمهور شدن را دارا است، هر نامزد همزمان معاون خود را تعیین کرده و نام او را در کنار نام خود در تبلیغات انتخاباتی و در رای‌گیری قرار می‌دهد. بدین ترتیب مردم هم به رئیس‌جمهور و هم به معاون او رای خواهند داد. علا‌وه بر این اگر رئیس‌جمهور خواستار تغییر معاون خود و معرفی فرد جدیدی باشد، براساس اصلا‌حیه شماره ۲۵ قانون اساسی ۱۹۶۷۷) باید فرد جدید معرفی‌شده مورد تایید اکثریت هر دو مجلس کنگره قرار گیرد.
ملا‌حظه می‌شود انتخابات آمریکا علی‌رغم برخی نقاط مبهم بسیار آموزنده است. روند انتخاب نامزدهای ریاست‌جمهوری در آمریکا طولا‌نی، پیچیده، پرهزینه و بسیار گسترده است. بنابراین هر نامزدی که وارد میدان رقابت می‌شود ناگزیر است از اینکه از قدرت سیاسی و اقتصادی بسیار زیادی برخوردار باشد. هر یک از نامزدهای انتخابات آمریکا از حضور روانشناسان، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان، سیاستمداران و مردم‌شناسان خبره‌ای در ستاد انتخاباتی خود بهره می‌برند که نظرات این افراد خبره در تک‌تک تصمیم های اتخاذشده از سوی ستاد انتخاباتی هر نامزد دخالت داده می‌شود.
رهبر این گروه مدیر برنامه‌های انتخاباتی است. قبل از توضیح چگونگی برگزاری انتخابات اصلی لا‌زم است توضیحی در خصوص چگونگی تامین هزینه انتخابات داده شود. بدون شک پیروزی در انتخابات بیش از هر چیز به پول نیاز دارد. تصویب قانون مبارزات انتخاباتی فدرال در سال ۱۹۷۱ نخستین قدم در راه سروسامان دادن به شکل و چگونگی جمع‌آوری کمک‌های مالی برای ستادهای انتخاباتی بود. براساس این قانون کاندیداها موظفند تمامی کمک‌های مالی بیش از ۱۰۰ دلا‌ر را گزارش دهند. کار عمده این قانون جلوگیری از نفوذ صاحبان صنایع و اتحادیه‌های کارگری در دادن کمک‌های مالی به کاندیداهای انتخاباتی بود. موارد مهم این قانون عبارتند از:
۱) کاندیداهایی که بتوانند در بیش از ۲۰ ایالت از کمک‌های مالی حامیانشان برخوردار شوند، دولت فدرال بخشی از مخارج انتخاباتی آنها را تامین خواهد کرد.
۲) کاندیدا موظف است مرتبا گزارش مخارج انتخاباتی خود را به کمیسیون انتخابات دولت فدرال بدهد.
۳) ‌هر فردی می‌تواند برای تامین هزینه انتخابات یکی از کاندیداها تا هزار دلا‌ر کمک کند و مجموع کمک‌های وی به مخارج انتخاباتی نباید بیش از ۲۵ هزار دلا‌ر باشد. موسسات نیز می‌توانند تا ۵ هزار دلا‌ر به مخارج انتخاباتی یک کاندیدا کمک کنند. این قانون در سال ۱۹۷۶ اصلا‌ح شد و زمینه ایجاد <کمیته‌های اقدام سیاسی( >پک) را به‌وجود آورد. هر پک می‌تواند ۵ هزار دلا‌ر کمک کند.
قوانین سفت و سخت سر راه دریافت کمک باعث استفاده از پول لغزان توسط ستادهای انتخاباتی شده است؛ پولی که نمی‌توان آن را ردیابی کرد. در این روش حامیان یک کاندیدا به‌جای آنکه پول را در اختیار کاندیدا بگذارند به حساب حزب واریز می‌کنند یا بخشی از هزینه‌های خاص را برعهده می‌گیرند.
● نظام انتخابات عمومی (اصلی) در ایالا‌ت متحده
انتخاب رئیس‌جمهور در ایالا‌ت متحده تا حدودی هنوز به روش دو قرن پیش است. پس از برگزاری کنوانسیون هر دو حزب و معرفی نامزد، انتخابات عمومی آغاز می‌شود. معمولا‌ از این زمان تا روز انتخابات و مشخص شدن برنده دو تا سه ماه فرصت هست و در طول این مدت هر دو حزب تمام سعی و تلا‌ش خود را برای پیروزی به کار می‌گیرند و از تمامی ظرفیت‌های سیاسی - اقتصادی - بین‌المللی و.... استفاده می‌برند.
براساس نظام انتخاباتی آمریکا رئیس‌جمهور هم به‌وسیله آرای عمومی و هم آرای اعضای هیات‌های انتخاباتی برگزیده می‌شود. نام دیگر هیات‌های انتخاباتی الکترال کالج است.
تعداد آرای الکترال هر ایالت معادل نمایندگان آن ایالت در کنگره فدرال است. مجموع ۵۰ ایالت به اضافه آرای الکترال منطقه کلمبیا (واشنگتن‌دی‌سی) ۵۳۸ عدد است که ۴۳۵ عدد آن مربوط به مجلس نمایندگان، ۱۰۰ عدد آن مربوط به سناتورها و ۳ عدد آن مربوط به بخش کلمبیا است. برای توضیح بهتر باید گفت قوه مقننه ایالا‌ت متحده آمریکا عبارت است از کنگره که از ۵۳۵ نماینده منتخب تشکیل می‌شود. کنگره آمریکا دومجلسی است؛ مجلس نمایندگان ۴۳۵ نماینده و مجلس سنا با یکصد نماینده. کرسی‌های مجلس نمایندگان به نسبت جمعیت است که هر ایالت دارای حداقل یک عضو مجلس نمایندگان است. از طرف دیگر تمامی ایالا‌ت بدون توجه به جمعیت یا وسعت خاک هر یک دارای دو کرسی در مجلس سنا هستند. مثلا‌ در حال حاضر که ایالت کالیفرنیا ۵۴ نماینده در کنگره دارد، این ایالت دارای ۵۴ رای الکترال است. تا سال ۱۹۶۱ مردم شهر واشنگتن نمی‌توانستند در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کنند، تنها پس از متمم بیست‌وسوم قانون اساسی بود که حالا‌ مردم پایتخت با داشتن سه رای الکترال در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت می‌کنند. ‌
با گسترش ارتباطات و باسواد شدن مردم نظام انتخابات مستقیم در کنار انتخابات غیرمستقیم یعنی الکترال کالج پا به عرصه وجود گذاشت. در انتخابات آمریکا مردم به کاندیداها رای می‌دهند، پس از مشخص شدن نتایج انتخابات در هر ایالت نامزدی که در هر ایالت دارنده اکثریت مطلق آرا شده است کل هیات انتخاباتی آن ایالت را به خود اختصاص می‌دهد. لذا به تعداد هیات‌های انتخاباتی ایالت‌هایی که در آنها پیروز شده است اشخاص حقیقی مورد اعتماد خود را به عنوان اعضای هیات معرفی می‌نماید. این افراد در روز معین در کنگره ایالتی رای خود را مهر و موم کرده و تحویل می‌‌دهند. سپس آرای آنها به مجلس سنا فرستاده می‌شود و تحت عنوان الکترال کالج خوانده می‌شود و بدین ترتیب رئیس‌جمهور برای مدت چهار سال انتخاب می‌شود. به لحاظ قانونی این اشخاص می‌توانند به نامزدی که آنها را معرفی کرده رای ندهند و به رقیب او رای دهند اما تاکنون چنین اتفاقی روی نداده است.
برای مثال اگر در ایالت کالیفرنیا کاندیدای الف ۶۰ هزار رای بیاورد و کاندیدای ب ۶۱ هزار رای، کاندیدای ب تمامی ۵۴ رای الکترال ایالت کالیفرنیا را از آن خود کرده است. به همین صورت ممکن است از یک طرف مجموع آرای عمومی یک کاندیدا بیشتر از رقیبش باشد اما از آنجا که نتوانسته آرای الکترال کافی را به دست بیاورد، در انتخابات شکست بخورد. یک کاندیدای ریاست‌جمهوری برای پیروزی در انتخابات به ۲۷۰ رای از ۵۳۸ رای الکترال نیاز دارد. بدین‌ترتیب در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالا‌ت متحده مردم علی‌رغم اینکه به نامزد مورد نظر خود رای می‌دهند به‌طور مستقیم او را انتخاب نمی‌کنند. آنها در حقیقت اعضای هیات‌های انتخاباتی را انتخاب می‌کنند. این هیات‌ها به نوبه خود فردی را که به نظر آنها صالح است به ریاست‌جمهوری برمی‌گزینند. طبیعتا ایالا‌ت بزرگ‌تر آرای الکترال بیشتری دارند. ایالت کالیفرنیا با داشتن ۵۴ رای الکترال بیشترین و پس از آن نیویورک و تگزاس به ترتیب با ۳۳ و ۳۲ رای الکترال بیشترین تاثیر را در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌گذراند. ‌
یک مثال مهم؛ در سال ۲۰۰۰ در ایالت فلوریدا ال‌گور ۲۹۰۷۴۵۱ رای و بوش ۲۹۰۹۱۷۶ رای را به خود اختصاص دادند. اختلا‌ف آرا تنها ۱۵۰۰ رای بود. در صورت پیروزی هر یک از دو طرف ۲۵ رای الکترال به حساب او ریخته می‌شد. تا پیش از اعلا‌م نتیجه قطعی انتخابات در ایالت فلوریدا بوش ۲۵۳ رای الکترال و ال‌گور ۲۶۰ رای الکترال به دست آورده بودند لذا نتیجه انتخابات فلوریدا بسیار حساس بود و از آنجا که اختلا‌ف ناچیز بود و ال‌گور خواهان شمارش مجدد آرا شده بود، قضیه به دیوان عالی ایالا‌ت متحده ارجاع شد که سرانجام با اعلا‌م پیروزی بوش در فلوریدا و اضافه شدن ۲۵ رای الکترال آن ایالت در مجموع آرای الکترال وی به ۲۷۸ رای افزایش یافت و او پیروز انتخابات شناخته شد. در حالی که آرای ال‌گور در کل کشور ۹/۴۸ میلیون و آرای بوش ۷/۴۸ میلیون بود. ‌
رئیس‌جمهور آمریکا برای مدت ۴ سال به این مقام برگزیده می‌شود. تا پیش از تصویب اصلا‌حیه شماره ۲۲ قانون اساسی در سال ۱۹۵۱ هیچ محدودیتی برای انتخاب بیش از دو دوره به این مقام پیش‌بینی نشده بود اما نظر به اینکه دو تن از نخستین روسای‌جمهور آمریکا (جرج واشنگتن و توماس جفرسون) پس از دو دوره تصدی مقام رئیس‌جمهوری از نامزد شدن برای بار سوم خودداری کردند رویه آنها به عنوان اصلا‌حیه نانوشته‌ای بر قانون اساسی شناخته شد. این رویه تا زمان ریاست‌جمهوری فرانکلین روزولت به قوت خود باقی ماند. اما پیروزی روزولت در چهار انتخابات پی‌درپی در سال‌های ۱۹۳۲، ۱۹۳۶، ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ موجب شد برای جلوگیری از تکرار چنین امری که خطر مادام‌العمر شدن رئیس‌جمهور را در پی داشت اصلا‌حیه شماره ۲۲ در سال ۱۹۵۱ تصویب و انتخاب شخص معین به مقام ریاست‌جمهوری به دو دوره محدود شود.
بر اساس قانون اساسی فردی که خود را برای مقام ریاست‌جمهوری نامزد می‌کند باید متولد آمریکا بوده و حداقل ۳۵ سال داشته باشد و از ۱۴ سال پیش از انتخابات در آمریکا ساکن باشد.

 

روزنامه اعتماد ملی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

بنی صدر آگاهانه خیانت می‌کرد

HTML clipboardهنگامه اذان بود که وارد مؤسسه شد؛ شوخ طبعی و صفا و صمیمیت خاصی داشت. گویی یادگار کسی است که او نمایندگی اش را در مردمی ترین نیروی نظامی جهان؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برعهده گرفته است. ۴ ساعت میهمان کیهان بود؛ دو ساعت را هم پای صحبت اش نشستیم؛ از انقلاب و جنگ و دفاع مقدس گفت تا روزهای روشن فردا؛ از فتنه ها و آفت های امروز کشور تا آفتاب رخشان افق های آینده نظام...
 آنچه می خوانید بخش اول گفت وگوی ما با حجت الاسلام والمسلمین «علی سعیدی» نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیرامون مسائل هشت سال دفاع مقدس است.
 بخش دوم این گفت و گو که در باره تحولات جاری کشور با نگاه به عملکرد سپاه و بسیج است طی روزهای آینده منتشر خواهد شد.
 ▪ در هفته دفاع مقدس قرار داریم اگر موافق باشید به عنوان اولین سؤال مروری داشته باشید بر دلایل آغاز جنگ از سوی رژیم بعث عراق و بفرمایید بیگانگان چه نقشی در تحریک این رژیم برای حمله به ایران داشتند؟
 - معمولا بروز هر جنگی با انگیزه ها و اهداف گوناگون اتفاق می افتد.
 عوامل برخی جنگ ها سیاسی، برخی اقتصادی و برخی هم ایدئولوژیکی است. جنگ عراق علیه ایران یکی از طولانی ترین نبردهای تاریخ معاصر است. یک و نیم برابر جنگ جهانی اول، دو برابر جنگ جهانی دوم و سه برابر جنگ آمریکا و کره یعنی ۴۹ ماه این جنگ طول کشید که تاثیرات بسیار زیادی هم در خاورمیانه و هم در کل جهان بر جای گذاشت.
 دو دلیل عمده را می توان برای بروز این جنگ برشمرد؛ دلائل فرامنطقه ای و منطقه ای. دلائل فرامنطقه ای را باید به اهداف استکبار جهانی به رهبری آمریکا در منطقه خاورمیانه جستجو کرد. آمریکایی ها اهداف زیادی در خاورمیانه داشتند و به دنبال تثبیت حضور خود در این منطقه بودند. اما انقلاب اسلامی ایران توانست بسیاری از معادلات آنها را به هم بریزد لذا آمریکایی ها در راستای نابودی نظام و انقلاب اسلامی ایران تلاش بسیاری کردند. تامین امنیت رژیم صهیونیستی، حفظ رژیم های سرسپرده در منطقه و چپاول منابع انرژی منطقه از اصلی ترین اهداف آمریکا در منطقه بود که انقلاب ایران همه این پندارها را زیر سؤال برد. البته نباید نقش اتحاد جماهیر شوروی را هم در این زمینه نادیده گرفت. آنها هم در حد قابل توجهی ای نسبت به گسترش اسلام و نفوذ انقلاب اسلامی ایران در منطقه بیم و هراس داشتند.
 بنابراین شرق و غرب بر این نقطه توافق داشتند که این انقلاب را یا باید ساقط نمود و یا اینکه آن را در چارچوب مرزهای خود محصور کرد.
 اما عوامل منطقه ای را باید در قالب حزب بعث و شخص صدام جستجو کرد. در حقیقت این حزب و رهبر آن ماهیتی ضدانقلاب اسلامی ایران داشتند، بنابراین صدام به دلائل زیر زمینه حمله به ایران را فراهم دید؛
 ۱) عامل ایدئولوژیکی: میشل افلق و دیگر بنیانگذاران حزب بعث صهیونیست و مسیحی بودند و با انقلاب اسلامی سازگاری نداشتند بنابراین در کنار خصلت تجاوزکارانه صدام عامل ایدئولوژیکی یکی از عوامل تاثیرگذار بود. تعرض به اردن و کویت را هم باید در همین راستا تعبیر کرد.
 ۲) انگیزه گسترش مرزهای آبی: صدام معتقد بود که اروندرود باید کاملا در اختیار و جزو قلمرو عراق به حساب بیاید.
 ۳) دفاع از دنیای عرب (ناسیونالیسم عربی): داعیه داری سیادت جهان عرب در رقابت با مصر از دیگر عوامل تحریک کننده صدام برای حمله به ایران بود.
 بنابراین آمریکا و دیگر قدرت های استعماری به عنوان یک اهرم پشتیبانی کننده و صدام و رژیم بعث به عنوان ابزار و عامل در اهداف مشترک به کار گرفته شدند. البته شرایط ظاهری و معادلات آن زمان وضعیتی ایجاد کرده بود که آنها تصور می کردند صددرصد پیروز این جنگ خواهند بود.
 ▪ سپاه و بسیج در دوران دفاع مقدس چه نقشی داشتند؟
 - بخشی از جواب این سوال به همان جمله معروف حضرت امام(ره) برمی گردد که فرمودند: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود». اما در مجموع ارتش رژیم بعث یک ارتش مکانیزه بود و شیوه نبردهم نبرد کلاسیک بود. یک ارتش مجهز با برتری آتش هوایی و قدرت آتش زمینی و تکیه بر یک نیروی مسلح مکانیزه در طرف مقابل قرار داشت. در فرصت بسیار کوتاهی ۰۶ کیلومتر به عمق خاک ما تجاوز و ۲۱ هزار کیلومتر مربع سرزمین ما را نیز اشغال کردند.
 بنابراین برای مقابله با یک ارتش مکانیزه با قدرت هوایی برتر چگونه می توان عمل کرد. در آن زمان ارتش ایران نه مکانیزه بود و نه آمادگی مقابله با ارتش بعث را داشت. تنها راه برای مقابله با تهاجم همه جانبه دشمن تشکیل نیروهای مردمی و تحول در نوع و شیوه نبرد بود. در درجه اول سپاه پاسداران و بعد بسیج به عنوان نماد نیروی مسلح مکتبی با تکیه بر متن مردم شکل گرفتند. از زمانی که سپاه به آمادگی نسبی رسید و بسیج هم تشکیل شد روند معادلات در جبهه نبرد تغییر کرد.
 ▪ چه عواملی در مقابله با دشمن و توقف تجاوز گسترده ارتش رژیم بعث تاثیرگذار بود؟
 - چند عامل عمده را می توان در این زمینه نام برد؛
 ۱) رهبری حضرت امام(ره) و تبعیت مردم از این رهبری با صلابت
 ۲) ایمان و معنویت سپاه و بسیج و علاقه شدید به حضرت امام(ره)
 ۳) مردمی شدن دفاع و به تبع آن تشکیل بسیج که این نهاد توانست در کنار سپاه و ارتش نقش بسیار مهمی را ایفا کند
 ۴) نصرت الهی به لحاظ ایثار و فداکاری مردم. وقتی ملتی در راستای اطاعت از دین خدا درصدد کمک برآیند قطعا خداوند هم نصرت و عنایت خود را شامل حال آنها خواهد کرد (ان تنصر وا لله ینصرکم)
 ۵) تحول در تاکتیک ، تکنیک و شیوه های نبرد
 ۶) تثبیت وضعیت ارتش و ورود آن به جنگ در کنار سپاه پاسداران.
 این عوامل جملگی دست به دست هم دادند تا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نه تنها بتوانند ارتش بعث را از ۲۱ هزار کیلومتر مربع بیرون برانند بلکه تا عمق خاک عراق نیز نفوذ کنند.
 ▪ تاکتیک ها و روش های مقابله با دشمن به چه شکلی بود؟
 - چند متغیر را خود شخصا در نبرد شاهد بودم که رزمندگان اسلام با این متغیرها توانستند صحنه نبرد را عوض کنند. اول برنامه ریزی در سه مرحله دفاع، تثبیت و تهاجم بود. ابتدا وظیفه اصلی ما دفاع در مقابل یورش دشمن برای جلوگیری از پیش روی بیشتر بود. دشمن تا ۲۱ کیلومتری اهواز را تصرف کرده بود و این شهر در آستانه سقوط قرار داشت. بنابراین باید آنها را در یک نقطه متوقف می کردیم. آب انداختن به دشت برای زمین گیر شدن تانک های دشمن یکی از تاکتیک ها بود.
 تغییر در شیوه نبرد کلاسیک که این نبرد همواره بر پوشش هوایی و حجم آتش و پیش روی در روز تکیه دارد. ارتش های کلاسیک معمولا شب نمی توانند بجنگند حتما باید برتری هوایی و آتش توپخانه داشته باشند تا بتوانند بجنگند اما رزمندگان اسلام توانستند این معادلات را هم در ابزار هم در شیوه های نبرد عوض کنند.
 بنابراین نبرد روزانه جای خود را با نبرد شبانه عوض کرد. یعنی سپاه، بسیج و ارتش نبرد روزانه نداشت و حتی در روز به خاطر حجم آتش دشمن آمادگی حمله نداشت.
 حجم نیروی انسانی با انگیزه نیز یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بود. اصولاً در نبرد کلاسیک فقط ابزار کار می کند و نیروی انسانی نقش چندانی ندارد. نیروهای دشمن چون از مرگ می ترسیدند و همین عامل باعث عدم پیشروی بیشتر آنها شد اما این وضعیت در نیروهای خودی کاملاً برعکس بود و آنها برای پیروی از فرمان رهبر خود می جنگیدند. اتفاقاً تلفات و میزان اسرای دشمن بیشتر از ما بود. بنابراین حجم نیروی انسانی باانگیزه در کنار تغییر تاکتیک عملیات روزانه به شبانه نقش بسیار تعیین کننده ای در نبرد داشت.
 ▪ چرا بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و فرمانده جنگ در ماه های آغازین جنگ معتقد بود که باید اجازه پیش روی بیشتر به دشمن داد و سپس به مقابله با آن پرداخت؟
 - بنده دقیقاً معتقدم که نوع رفتار و عملکرد بنی صدر خائنانه بود و وی با آگاهی خیانت می کرد. هیچ عقلانیت و منطقی جز خیانت پشت این طرح بنی صدر وجود نداشت، چرا که صحنه نبرد، صحنه نابرابری بود و امکان اینکه ما بتوانیم دشمن را دور بزنیم وجود نداشت. اگر به بنی صدر فرصت بیشتری داده می شد و معادلات صحنه نبرد هم تغییر نمی کرد قطعاً دشمن خیلی بیشتر از این ها می توانست پیش روی کند.
 ▪ دلایل پذیرش قطعنامه ۸۹۵ از سوی حضرت امام(ره) چه بود؟ چرا ایشان این پذیرش را به جام زهر تعبیر کردند؟
 - مسئله پذیرش قطعنامه بویژه تعبیر آن به جام زهر از سوی حضرت امام(ره) شاید هیچ گاه امکان رمزگشایی نداشته باشد که چرا حضرت امام این تعبیر را به کار بردند و چه عواملی دست به دست هم دادند که تلقی حضرت امام(ره) این باشد که پذیرش قطعنامه نوشیدن جام زهر است. قطعاً ایشان این تعبیر را در مقابل مستکبران و بانیان جنگ نمی فرمایند چون آنها از اول هیچ یک از اصول انقلاب ایران را قبول نداشتند و همواره دنبال سرنگونی آن بودند. قهراً ریشه این مسئله را باید در داخل کشور پیدا کرد. البته رمزگشایی این «جعبه سیاه» به این سادگی امکان پذیر نیست اما من در یک بیان مختصر با یک مقدمه ای به علل و عوامل پذیرش قطعنامه و شهامت حضرت امام(ره) در این مسئله اشاره می کنم.
 اولین عامل، پیروزی های شگفت انگیز رزمندگان اسلام و تغییر موازنه قدرت و صحنه نبرد به نفع ایران بود. آمریکایی ها جنگ را برای نابودی نظام اسلامی به راه انداختند اما وقتی که وضعیت فرق کرد آنها استراتژی و برنامه خود را عوض کردند و تصمیم گرفتند که به هر قیمتی نگذارند جنگ به پیروزی ایران منجر شود.
 پیروزی ایران و در نهایت شکست عراق کابوسی برای آمریکا بود. هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا جمله مهمی دارد که می گوید: اگر عراق جنگ را می برد امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس نداشتیم.
 بنابراین خیلی واضح است که آمریکایی ها می خواستند با دست یک انسان مغرور و بلندپرواز ابتدا انقلاب اسلامی ایران را ساقط و سپس حساب خود وی را هم برسند. اما وقتی مشاهده کردند که ما عراقی ها را از خاک خود برون رانده و حتی توانستیم «فاو» را هم بگیریم لذا نگران وضعیت شدند. این در حالی بود که صدام گفته بود «اگر ایرانی ها بتوانند خرمشهر را پس بگیرند من کلید بصره را به آنها خواهم داد.» از این جا به بعد آمریکایی ها از دخالت غیر مستقیم به دخالت مستقیم تغییر حالت دادند. زدن هواپیمای مسافربری «ایرباس» و حضور در نزدیکی اسکله های ایران و کمک به هلی کوپترهای عراق برای زدن آن ها چه مبنایی می تواند داشته باشد. پس عامل اول پیروزی های گسترده رزمندگان اسلام، عامل دوم به خطر افتادن جدی منافع آمریکا در منطقه و عامل سوم تغییر وضعیت استکبار از پشتیبانی و حمایت غیر مستقیم به مستقیم بود. غیر از کمک هایی که از جهت پدافند و پوشش هوایی و تجهیزات و ادوات نظامی پیشرفته به عراق می شد مستقیماً با هدف کمک به صدام وارد عرصه نبرد شدند.
 عامل چهارم مین گذاری گسترده سرزمین عراق توسط مین های خورشیدی بود که از سوی رژیم صهیونیستی ساخته شده بود و هدف آن جلوگیری از پیش روی نیروهای ایرانی و دادن تلفات زیاد انسانی بود.
 این برخی از عوامل خارجی بود که در پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام(ره) نقش داشتند. اما عوامل درونی هم بر این مسئله تأثیرگذار بودند و به نظر من همین عوامل باعث شدند که حضرت امام(ره) تعبیر «جام زهر» را بکار ببرند. برخی از این عوامل عبارتند از: ۱- تغییر در رویکرد فرماندهان به سمت جنگ کلاسیک: تا آن زمان فرماندهان ما به دنبال متغیرهایی مثل نیروهای انسانی با انگیزه بودند اما در مرحله آخر آرام آرام به سمت جنگ کلاسیک تمایل پیدا کردند. درخواستی که آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا و مسئول جنگ در آن زمان از ارتش و سپاه داشتند این بود که شما برای ادامه نبرد چه چیزی لازم دارید. در آن نامه که یک نسخه از آن به دست اینجانب به عنوان مسئول سازمان حفاظت اطلاعات سپاه رسید تعداد زیادی هواپیما با سلاح های لیزری، تعدادی تانک پیشرفته یعنی نوع جنگ افزاری که ارتش و سپاه در نامه ای برای حضرت امام (ره) تحویل آقای هاشمی دادند نشان دهنده عدول از جنگ مردمی به جنگ کلاسیک بود، البته ماهیت جنگ هم دیگر ایجاب می کرد که به روش گذشته نمی توان نبرد را ادامه داد.
 به هر حال وقتی این نامه ها را حضرت امام(ره) می بینند بعلاوه گزارش آمار خزانه و حساب ذخیره ارزی که دولت اعلام کرده بود در حد بسیار پایینی است، این سه گزارش خدمت ایشان می رسد و می فرمایند: «آقایان می خواهند با لیزر بجنگند» این جمله در واقع اوج نگرانی حضرت امام(ره) از روند عواملی که می بایست در جنگ نقش پیشتاز را داشته باشند بود لذا ایشان دریافتند که دیگر نمی توان جنگ را ادامه داد. البته برای ما جنگ اصالت نداشت بلکه حفظ نظام و انقلاب اصل بوده. با هر وسیله ای که حضرت امام(ره) بتواند این آرمان را محقق کند همان ارزش داشت. گاهی با جنگ می توان آرمان را حفظ کرد و گاهی با ادامه جنگ ممکن است این نظام به سمت اضمحلال پیش برود.
 ۲- روحیه حاکم بر مدیران جنگ که آنها اعلام می کردند مردم خسته شدند و توان ادامه جنگ را ندارند و باید به هر شکل ممکن جنگ را خاتمه داد.
 با توجه به این عوامل حضرت امام(ره) با شجاعت و هنرمندی مدیریت بحران، پذیرش قطعنامه را اعلام کردند تا اصل انقلاب از خطر مصون بماند. هنر رهبری یعنی این؛ همان طور که امام حسن مجتبی(ع) برای بقای هسته مرکزی اسلام صلح با معاویه را می پذیرند. حضرت علی(ع) نیز در یک زمانی سکوت می کنند و در زمانی دیگر می جنگند. بنابراین اصل بر جنگ و صلح با دشمن نیست بلکه اصل بر حفظ مبانی انقلاب و نظام دینی است.
 بنابراین حضرت امام(ره) بهترین انتخاب را در زمان خودشان کردند ولو اینکه از آن به جام زهر تعبیر کنند.
 ▪ چرا حضرت امام تعبیر جام زهر را به کار بردند؟
 - برای اینکه ایشان می خواستند ریشه فتنه را از منطقه خاورمیانه بردارند یعنی امام(ره) دنبال این بود که این عنصر خطرناک را از سر راه جهان اسلام و جهان عرب بردارد. حرف ایشان هم ثابت شد. زمانی که ایران و عراق در وضعیت مابین صلح و جنگ بودند، صدام به کویت حمله کرد و این سخن حضرت امام(ره) را برای جهانیان به اثبات رساند. «جنگ جنگ تا رفع فتنه» شعار اصلی ایشان بود. بنابراین حضرت امام(ره) دنبال برداشتن یک فتنه از سر راه مسلمین بود اما شرایط را طوری دیدند که بنیان نظام اسلامی متزلزل خواهد شد، لذا تاکتیک خود را عوض کردند و قطعنامه را پذیرفتند. بعدها معلوم شد که این بهترین انتخاب ایشان بوده است و چون ایثار کردند خداوند هم کاری کرد که دشمن در اوج ذلت تمام خواسته های ما را پذیرفت.
 ▪ عده ای خواسته یا ناخواسته این شبهه را مطرح می کنند که بعد از عقب راندن دشمن از سرزمین های اشغال شده چه ضرورتی برای ادامه جنگ وجود داشت نظر جنابعالی چیست؟
 - من معتقدم آن زمانی دشمن احساس شکست کرد که ما وارد سرزمینش شدیم. اگر ما بر سر مرزها می رسیدیم و اعلان آتش بس می کردیم امکان نداشت که دشمن کوتاه بیاید. نه صدام و نه آمریکایی ها هیچکدام باور نمی کردند که ما می توانیم از مرزها هم عبور کنیم. بنابراین آمریکا با تجهیز مجدد صدام عملیات های جدیدی را پی ریزی می کرد. وقتی که نیروهای ما توانستند در اوج ناباوری دشمن از رودخانه اروند عبور کنند آنها احساس کردند که ایرانیان توان پیشروی بیشتر را دارند.
 ▪ آیا جنابعالی با انتشار اسناد و نامه هایی که آن زمان بین حضرت امام(ره) و مسئولین جنگ رد و بدل می شد موافق هستید؟
 - از باب اینکه انتشار بسیاری از این اسناد آرام آرام جنبه رقابت سیاسی و حزبی به خود می گیرد و زمینه تنش و تشنج در جامعه را بوجود می آورد بنده با انتشار آنها موافق نیستم. لزومی هم ندارد که این مسائل در جامعه مطرح شود. در بسیاری از کشورها اسناد زیادی وجود دارد که هیچگاه برای عموم آشکار نمی شود. بنابراین مصالح عمومی جامعه ایجاب می کند این اسناد همچنان محرمانه باقی بماند.
 ▪ اگر امکان دارد خاطرات کوتاهی از دوران دفاع مقدس برای خوانندگان عزیز بیان بفرمایید.
 - در آیین بزرگداشت هفته دفاع مقدس از همه عوامل تاثیرگذار در پیروزی رزمندگان اسلام تقدیر و تشکر می شود اما متاسفانه از سربازان گمنام یادی نمی شود این در حالی است یکی از پیشکسوتان و مقدم ترین افراد در عملیات ها نیروهای حفاظت اطلاعات بودند. هرکجا حفاظت عملیات در حد بالایی انجام شد پیروزی ما حتمی بود و بالعکس.
 ● نقش حفاظت اطلاعات در پیروزی ها
 در شب عملیات والفجر۸، نیمه های شب بود که عوامل خبر آوردند که نورافکنی روی اروند زده شد. این بدان معناست که عملیات لو رفته است. بحث جدی در مقر فرماندهی شد مبنی بر اینکه عملیات را ادامه بدهیم یا نه. آقای محسن رضایی اعلام کرد که عملیات لو نرفته و باید ادامه دهیم. وقتی به آن طرف مرز رسیدیم مشاهده کردیم که سربازان عراقی خواب هستند
 و معلوم شد که عملیات لو نرفته است. بعد از تخلیه اسرا و بازجویی نیروهای حفاظت اطلاعات از آنها اعلام کردند که ما صدای موتور قایقی را شنیدیم حساس شدیم و نورافکن زدیم اما چیزی مشاهده نکردیم و گرفتیم خوابیدیم.
 ● رمز شب
 شب عملیات آقای رضایی به بنده و یک نفر دیگر مأموریت دادند که به سرکشی از یگان های مستقر در منطقه برویم. حدود ۰۲ کیلومتر از مقر فرماندهی فاصله گرفتیم و به دژبانی یکی از قرارگاه ها رسیدیم. دژبان پرسید رمز شب چیست؟ گفتم من رییس سازمان حفاظت اطلاعات هستم و این رمزها را ما انتخاب می کنیم حالا فراموش کرده ایم. گفت: شما را نمی شناسم باید رمز شب بگویید. ناچار شدیم راه رفته را برگردیم و رمز شب را از مقر فرماندهی بگیریم. گفتند رمز شب «رزمندگان پیروزند» است. دوباره حرکت کردیم و وقتی به دژبانی رسیدیم مجدداً پرسید رمز شب چیست؟ ما با غرور گفتیم «رزمندگان پیروزند» دژبان جواب داد: این رمز دیشب است. هر چی التماس کردیم اجازه ورود نداد. مجدداً ۰۲ کیلومتر رفته را برگشتیم و رمز شب را گرفتیم. وقتی به دژبانی رسیدیم چون دو سه ساعت طول کشیده بود مشاهده کردیم که عملیات تمام شده و دژبانی نیز جمع شده است.
 ● سینی چای
 در مقری به همراه آقای فاکر، نماینده حضرت امام و برخی فرماندهان نشسته بودیم که فرماندهان بلند شدند تا از مقر خارج شوند. در این هنگام بنده خدایی یک سینی چایی آورد و آقای فاکر گفتند احترام چای واجب است بنشینید و آن را بخورید در همین حین یک گلوله توپ مستقیماً به در مقر اصابت کرد و خوشبختانه هیچ تلفاتی نداشت.
 ● انتظار برای شام
 آقای محمدی عراقی جانشین نماینده حضرت امام(ره) در سپاه قرار بود برای جمعی از روحانیون اعزامی به یگان ها جلسه توجیهی داشته باشند. شب منتظر شام بودند اما تا ساعت ۳۲ از شام خبری نبود. گفتند آقایان هر کدام روایتی بخوانند تا شام برسد. یک دور تمام شد اما باز خبری از شام نشد. دور دوم را که شروع کردند نوبت رسید به آقای محمدی عراقی. ایشان گفتند حضرت سجاد(ع) فرمودند: «الشام، الشام، الشام» این ناظر به آن روایت است که وقتی از حضرت پرسیدند که در مراحل سفر بعد از واقعه کربلا در کجا به شما خیلی سخت گذشت که حضرت فرمودند: الشام، الشام، الشام (دمشق امروز) خوشبختانه بعد از این روایت حاضرین کلی خندیدند و بلافاصله شام هم رسید.
 ▪ تلخ ترین و شیرین ترین حادثه جنگ از نظر شما کدامند؟
 - تعبیر حضرت امام(ره) در مورد پذیرش قطعنامه به جام زهر خیلی برای رزمندگان سخت بود که چه کسی باعث شده حضرت امام این جمله را بیان کنند و شیرین ترین حادثه جنگ نیز آزاد سازی خرمشهر بود.
 ▪ بیشتر به یاد کدامیک از شهدا هستید؟
 -در وهله اول مرحوم شهید محلاتی(ره) و در وهله دوم شهید میثمی(ره)
 شهید محلاتی خیلی مقتدر، زمان شناس، وارسته و فداکار بود. ایشان قرار بود به عنوان نماینده حضرت امام(ره) به مکه بروند و در آنجا خدمت نمایند، اما وی گفتند حج من مناطق عملیاتی است و ترجیح می دهم به جبهه بروم. در حال رفتن به جبهه بودند که به فیض عظیم شهادت نائل شدند. آقای میثمی هم روحانی وارسته و فداکاری بود که خاطرات وی هیچ گاه از ذهن بنده و رزمندگان بیرون نمی رود.
 ▪ ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، در پایان اگر سخنی مانده می شنویم.
 - از مؤسسه وزین کیهان تشکر می کنم که این فرصت را فراهم آورد تا در زمینه مسائل جنگ و تحولات امروزی بحث و گفت وگو کنیم. احساس درونی ام را عرض می کنم که این مؤسسه رسالت سنگینی در راستای پاسداری از اصول و مبانی حکومت دینی، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه برعهده گرفته و همچنین نقش بسیار عمیق، گسترده و سازنده ای را در زمینه پاسداری از اندیشه ها وتفکرات حضرت امام (ره) و منویات و مبانی فکری مقام معظم رهبری داشته و دارد و این ارزش را باید به مسئولین و کارکنان متعهد مؤسسه کیهان تبریک گفت.

كيهان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

هالیوود در تسخیر یهودیان

HTML clipboard

آفتاب: اخيراً فهرست 28 صفحه‌اي از 1500 يهودي شاغل در هاليوود (اعم از بازيگر، كارگران، تهيه كننده و…) منتشر شده است كه شامل بسياري از مشاهير سينما مي‌شود و به اعتراف تهيه‌كنندگان آن هنوز كامل نيست و بسيارند يهوديان گمنامي كه در هاليوود مشغول به كار هستند. از ميان تهيه‌كنندگان يهودي هاليوود: آدولف زوكر، ساموئل زنتسر، جوئل سيلور و رابرت مردوخ از شهرت بيشتري برخوردارند. در فهرست كارگردانان يهودي با اسامي مشهورتري مواجه مي‌شويم كه برخي از آنها تهيه كنندة آثار خود نيز محسوب مي‌شوند؛ اريك فون اشتروهايم، ژوزف فون اشترنبرگ، ارنست لوبيچ، استنلي كوبريك، ماكس افولس، ديويد كروننبرگ، فريتس لانگ، ويليام شاتنر، رومن پولانسكي، سيدني لوست، بيلي وايلدر، استيون اسپيلبرگ، وودي آلن، سيدني پولاك، راب راينر، كلودللوتش، ژان لوك گدارد، مل بروكس، پيتر باگرانوويچ، ساموئل گلدوين، اندي اكرمن، مايك نيكولز، تيم برتون، ران سيلور، توني راندال و…

 

فهرست بازيكنان يهودي هاليوود آنچنان طولاني و مفصل است كه جز انتخاب اسامي مشهور، گريزي نيست. اسامي تعدادي از بازيگران مرد يهودي اين چنين است؛ جري لوئيس ، جک لمون ، داگلاس فيربنكس، كرك داگلاس ، مايكل داگلاس ، هريسون فورد، ريچارد گر، داستين هافمن، رابرت رد فورد، رابرت دويزو، پيتر لوري، جان گارفيلد، جرج سيگال، پل نيومن، الي والاش، چارلز برانسون، ارنست بورگنابن، هورست بوخهلست، ژان گلود ون دام(فرانکي) ، تلي ساوالاس، لي‌كاب، جان استيوارت، جف گولد بلوم، پيتر سلرز، توني كريتس، برادران ماكس، يول براينر، ران ريفكين، ادوارد جي رابينسون، مارتين شين، چارلي شين، باب هاپكينز، ريچارد دريفوس، فرد آستر، رابرت داوني جونيور، والتر ماتائو، آلن آلداء، رابين ويليامز، روژه هني، كوين پولاك،‌ اندي كافمن، انتوني شه، رود استايگر، باب هاسكينس، مايكل وايزه و …

و در فهرست بازيگران زن يهودي نيز اسامي آشنا فراوانند از جمله؛ ميشل افايفر، ريتا هايورث، سيلويا سيدني، سارا برنارد، هدي لامار، اليزابت تيلور، مريلين مونرو، لورن باكال، آن نيكرافت، آدري هيپورن، باربارا شرلي، جودي هاليدي، جنيفر رابين، سالي فيلد، سارا جسيكا پاركر، ليز تيلور، كري فيشر، شلي وينترز، دايان وست، سارا بولاك و …

علاوه بر آنچه ذكر شد در فهرست يهوديان مشهور، اسامي آشنايي چون؛ هري هودين، الويس پريسلي، مايكل جكسون، رينگو استار، ديويد گاپرفيلد و مادونا (كه به مكتب صوفيانه كابالا پيوست و در مؤسسه نارالتوراه اسرائيل تعليم ديده است) ، جلب نظر مي‌كند … صرف‌نظر از مضامين سياسي ـ صهيونيستي رايج در سينماي آمريكا، همچنان اين سؤال به قوت مطرح است كه تعداد اندك يهوديان مقيم آمريكا و اروپا، چگونه اين راكم معني‌دارِ سينماگرانِ يهودي را در هاليوود و سينما توجيه مي‌كند؟ مگر شايستگي هنرمندان يهودي در نظام طبقاتي هاليوود چه اندازه است كه اينگونه مشاغل كليدي را در عرصه سينما قبضه كرده‌اند و سؤال ديگر آنكه آيا به راستي هاليوود يهودي است؟


صهیونیسم و برنامه های کودکان
لابي (گروه فشار) صهيونيسم در هاليوود، در عرصه توليد فيلم‌هاي كودكان نيز تا كنون بسيار مؤثر و فعال عمل كرده است. امروز در سراسر دنيا «والت ديزني» نامي آشناست و بيشتر كودكان شخصيت‌هاي كارتوني والت ديزني را به خوبي مي‌شناسند. بد نيست بدانيم اولين شخصيت مشهور آثار والت ديزني: «ميكي ماوس» نمادي از همان يهودي سرگردان و بي کس است كه مدام از سوي رقيبان قوي‌تر تهديد مي‌شود و او صرفاً با اتكا به زيركي و چالاكي خويش، بر تمامي دشمنان فايق مي‌آيد. امروز هم تداوم اين شخصيت كارتوني را در انيميشن «تام و جري» مي‌توان مشاهده كرد که موشي بد جنس و فريب کار با تکيه بر شيطنتها و ناجوانمردي هايش به طرز اعجاب آوري هميشه بر گربه اي نادان و احمق پيروز مي شود. اين قبيل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان يهودي ( که دقيقا مفهوم سمبل « موش » را مي فهمند) و همچنين در دادن الگويي دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان بي گناه جهانيان تأثير بسزايي دارند.

هميشه در اين فکر بوده ام که جواب کودکان معصومي را که مي پرسند: «چرا بر خلاف عالم واقع در اين قبيل فيلمها هميشه موش برنده مي شود؟» چگونه بدهم و هيچ گاه پاسخي جز همين تحليل به ذهنم نرسيده است.

مورد ديگر، شخصيت‌هاي كارتوني مطرود و گوشه‌گيري هستند كه به دليل زشت‌رويي توسط ديگران تحقير مي‌شوند ولي در نهايت اين ناتواني و زشتي با توانايي و زيبايي جايگزين مي‌گرد و آنها بر تمامي مشكلات غلبه مي‌كنند و غبطه رقيبان را بر مي‌انگيزند. انيميشن «دامبو، فيل پرنده» در زمره اين گروه از آثاراست. در اين فيلم شاهديم که مادر دامبو بر خلاف ساير فيلها که کلاهي زنگوله دار بر سر دارند ، كلاه عرقچين مانند مخصوص يهوديان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر مي‌برد! و خود دامبو هم طي عملياتي در سيرك پرچمي را كه به پرچم رژيم اشغالگر قدس بي‌شباهت نيست به اهتزاز در مي‌آورد.

کارتون «جوجه اردك زشت» هم که شخصيت گوشه گير و آواره و زشت روي فيلم نامه تبديل به قوي زيبايي مي شود و در پايان فيلم به سمت خورشيد مي رود ، از همين کليشه پيروي مي کند و نماد يهودي تنها و مطرودي است که با رفتن به سمت سرزمين موعودش به سعادت رسيده است. « عبارت رفتن به سمت خورشيد در تورات آمده و در بين يهوديان رايج است که منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود است»

کارتونهاي بسياري هم مروج زندگي و اخلاق غربي هستند و سعي دارند خصوصا شرقي ها را شيفته و هضم شده در روشهاي غربي نشان دهند و با اين الگودهي مخاطبان را به سمت ارزشهاي دنيوي يهودي-آمريکايي بکشانند ؛ مثلا در سري جديد كارتون سند باد (افسانه هفت دريا) شاهد آنيم كه فضاي شرقي مجموعه هاي پيشين مبدل به فضايي خشونت بار و پر زد و خرد شده است.مثلا در صحنه اي كه سند باد از پشت سكان كشتي كنار مي رود،با هفتاد ضربه شمشيرو خون ريزي بسيار ، كنترل كشتي را به دست مي گيرد . شدت خشونت در اين فيلم آن چنان زياد است كه حتي دريا با خون افراد سرخ مي شود و مثل بسياري از فيلمهاي جديد غربي لشگري از شيطانكها و ديوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او «مارينا» و دوست وفادارش «کيل» مي جنگند. حتي ديالوگها هم خشونت بار است. جالب است كه نويسنده اين فيلم«جان لوگان» در كارنامه خود اثري پر برخورد چون «گلادياتور» را دارد. در اين محصول والت ديزني هم «ميشل افايفر» يهودي به جاي«اريس» خداي جنگ صحبت مي كند.در اين فيلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهري كاملا غربي و بي هويت گرفته که در نقش يک دزد دريايي قهار بايد از هفت دريا عبور کند وکتاب صلح را از خداي جنگ (اريس) بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودي نجات دهد. جريان در شهر «سيراکيوس» که شاهزاده عادلي به نام «پروتئوس» در آنجا حکومت مي کنداتفاق مي افتد. در اين فيلم از علاء الدين وعلي بابا هم خبري نيست.

در کارتون «لوک خوش شانس» گانگستري سفيد پوست که نماد کلانتر و قانون اومانيستي آمريکايي است وهميشه ورد زبانش تنهايي و غريبي و آوارگي خودش مي باشد ، با چهره و اخلاقي نيکو (که با وجود اسب بذله گويش « سالي» و سگ خنده رويش «بوشويک» جذابيت دوچنداني مي يابد) هميشه در جستجوي مجرمان و تبهکاران است و هيچگاه با شکست روبرو نمي شود. در بعضي از قسمتهاي آن شاهديم که لوک متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمي از فرقه هاي مذهبي خرافي مي باشد و اگر نبود لوک جنگ قبيلگي و ظلم تبهکاري همه جا را فرا مي گرفت. بالاخره براي ما هنوز جاي اين سوال باقي است که خانه لوک کجاست؟ و چرا هميشه در پايان غرور انگيز پيروزيهايش در غروبي زيبا به سمت خورشيد (نماد سرزمين موعود درکتاب مقدس) مي رود! بالاخره فسادها و جرمهاي فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببينيم يا حرف کارگردان «لوک» را گوش بدهيم.

در بسياري از فيلمها و کارتونهاي پليسي هم جاي اين سوال باقي است.

در کارتون «گاليور» هم مي بينيم سفيد پوست بزرگي با سمبلها و مدلهاي مو و لباس نژاد انگليسي-آمريکايي به جزيره آدم کوچولوها (جهان شرقي) مي رود و اين کوچولوهاي بي دفاع بر قدرت مادي و مغز پرجولان گاليور تکيه کرده و دشمنان خود را شکست مي دهند و بدون حضور گاليور شکست آنها قطعي بود.

در فيلم «رابينسون کروزوئه» هم شاهديم سفيد پوستي انگليسي تبار که کشتي اش شکسته و در جزيره اي تنها مانده است با سياه پوستاني بي تمدن و وحشي و آدم خوار رو برو مي شود که يکديگر را قرباني کرده و مي خورند؛ اما رابينسون پرعاطفه و دل نازک يکي از اين بي تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبيله آدم خوار و سبک مغزش نجات مي دهد و جمعه در اثر همنمشيني با اين يار مهربان « با سواد» مي شود و به سمت تمدن و پيشرفت حرکت مي کند و به تدريج تمام آن مردم عقب مانده به شيوه هاي زندگي و معاشرت رابينسون ايمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجي عزيز خود مي پذيرند و به سبک او زندگي مي کنند. آيا غلوآميزتر از اين هم مي شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانيان توسعه نيافته و به اصطلاحِ غربي ها «جهان سومي» ، معرفي کرد يا نه؟

نگره صهيونيستي حاكم بر آثار والت ديزني، بعضاً به توليد انيميشن‌ها و فيلمهاي تاريخي در خصوص زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه كارتون: «كشتي نوح، زندگي حضرت موسي و زندگي حضرت يوسف» عليهم‌السلام از آن جمله‌اند. در تمامي اين آثار، بر اساس قصص تورات، روايات تحريف شده‌اي از زندگي انبياي اولوالعزم ارائه شده است که شأن و منزلت و عصمت اين بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائين مي آورد و رواج سکولاريسم (جدايي دين و دنيا) و مادي گرايي را تسريع مي کند. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت‌هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان يهودي سينما سخن مي‌گويند! مثلاً در انيميشن «پرنس مصر» كه روايتگر زندگي حضرت موسي عليه‌السلام است، «وال كيلمر» به جاي موسي عليه‌السلام، «ميشل اِفايفر» به جاي همسر و «ساندرا بولاك» به جاي خواهر او صحبت مي‌كنند. همچنين در تيتراژ پاياني اين انيميشن پر هزينه اسامي مشهور ديگري (از بازيگران يهود هاليوود) مي‌توان ديد كه صداي آنها براي بسياري از تماشاگران غربي خاطره‌انگيز و آشناست.

علاوه بر انيميشن، در عرصه فيلم كودك نيز هاليوود از تعدي صهيونيست‌ها مصون نمانده و كليشه‌هاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شده‌اند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعي‌گر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويش‌اند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي که در کتب مقدس يهوديان آمده است ومخاطب يهودي و بسياري از غير يهوديان به راحتي مي فهمند که منظور از آن چيست استفاده مي شود يهوديان اسراييل را مادر قوم خويش مي دانند و اينکه شهر يا منطقه اي به انسان تشبيه شود، درجاي جاي تورات آمده است.«داستان سيندرلا»مثال خوبي براي اين كليشه نخ‌ نما وتكراري است.

داستان « هاچ زنبور عسل » هم به کودک يهودي مي فهماند که بايد به دنبال مادرزيبا و نوراني خويش باشي و همه غير يهوديان موجوداتي مخوف ، بدجنس و حتي بد بو هستند که مي خواهند او را از بين ببرند . اين داستان به بچه هاي غير يهودي هم اين پيام را القاء مي کند که ديگران دشمنان و موانع رسيدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به ديگران را در کودک از بين مي برد

كليشه كودك شيطاني كه با زيركي بر دشمناني كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فايق مي‌آيد و آنها را به سختي مجازات مي‌كندهم شبيه مورد قبلي است . مجموعه طنز «تنها در خانه» بر اساس همين كليشه پديد آمده و با نگاهي ساده به مضامين آن، ردپاي چهار جنگ اعراب و اسراييلي و شكست اعراب در هر چهار جنگ را مي‌توان ديد.

برخي از آثار انيميشن نيز محملي براي پيام‌هاي سياسي هستند. مثلاً در كارتون «شير شاه» ردپاي نزاع دو ابرقدرت طي سال‌هاي جنگ سرد و آشتي مجدد نسل‌هاي آتي بعد از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينکه شير نماد سلطه جهاني يهود است و در تورات آمده است : « وبقيه يعقوب ، در ميان امتها و قومهاي بسيار مثل شيردر ميان جانوارن جنگل و مانند شير درنده در ميان گله هاي گوسفند خواهند بود که هنگام عبور پايمال مي کند و مي درد و کسي نمي تواند مانع او شود . قوم اسراييل دربرابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد کرد . »

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

حزب الله و اسرائیل

HTML clipboardمذاکره و تبادل اسرای حزب الله لبنان با دولت اسرائیل، صرف نظر از هیاهوی دو طرف برای یک پیروزی دیگر!؟ نشان از آن دارد که واقعیت‌‌های دنیای سیاست و حتی اتخاذ استراتژی نظامی، نهایتاً بجای میادین جنگ به میز مذاکره ختم می‌شود.
 بیاد بیاوریم در جنگ یک‌ماهه این دو با یکدیگر در مرز لبنان چه خسارت‌‌های جانی- مالی و روحی روانی به مردم لبنان و اسرائیل وارد آمد. در همان حال به دلایل مختلف از جمله خطر دامن کشیدن جنگ این دو به دیگر کشورها نهایتاً هیچ‌یک از طرفین موفقیت نظامی بدست نیاوردند ولی برای تأمین غرور خود هر دو جشن پیروزی گرفتند؟! ضمن اینکه بخش عمده هزینه‌‌های مادی جنگ و بازسازی ویرانه‌‌های ناشی از آن را به مردم ایران تحمیل نمودند.
 اینک بسیار قابل فهم است که منطق مذاکره و صلح در ورای اتخاذ یک استراتژی بدون نتیجه جنگی، تا چه اندازه در دنیای سیاست و بازی قدرت کارسازتر از سلاح‌های نظامی است. منطق جنگ‌طلبانه نیروهای نظامی موجود در لبنان و فلسطین(حزب الله، جهاد اسلامی، حماس و....) و دولت اسرائیل و اصرار طرفهای درگیر بر عدم پذیرش وجود طرف مقابل، بیانگر این است که اگردر ابتدای امر سیاست و قدرت را نظامیان اعمال و تصمیم‌گیری نمایند، اولین و تنها گزینه‌ی روی میز آنها جنگ، حمله و نهایتاً وقتی که به فرسایش جنگی رسیدند، اعلام پیروزمندانه‌ی آتش بس است. در حالیکه آنهایی‌که از دور و نزدیک بر آتش دست داشته و تجربه‌ای فراتر از لجاجت کودکانه نظامیگری را تجربه کرده‌اند همواره با گزینه‌‌های مختلف و معمولاً غیرجنگی بازی می‌کنند.
 زیرا می‌دانند که اگر بازی به جنگ ختم شود باز هم ادامه سیاست است نه نظامیگری. دو روش در برخورد با سیاست را من در همین رابطه مورد بحث قرار می‌دهم.
 دکتر عبدالرحمن قاسملو را صرف‌نظر از همه چیز، به عنوان سیاست‌مداری می‌شناسم که در ورای جنگ‌طلبی‌‌های مورد علاقه برخی از گروه‌‌ها و جناحها از هر دوطرف درگیر در بحران کردستان، بدون نتیجه بودن سیاست جنگی صرف را از ابتدا می‌شناخت و می‌دانست. از این‌رو بود که با مذاکره در هر شرایطی موافق بود و معتقد بود که دست آورد مذاکره در هر حال بیشتر از جنگ است. این اعتقاد نزد او آن‌چنان عمیق بود که حتی برخلاف تحلیل‌هایی که قبلاً از ماهیت قدرت حاکم در ایران ارائه کرده بود، باز هم پای میز مذاکره نشست و جان بر سر آن نهاد.این روش از سیاست را بایستی ستود و تحسین کرد. من به نوبه‌ی خود به آن احترام می‌گذارم.
 مسئله هسته‌ای و اصرار بر اینکه حتماً بر اساس خواست ملت ایران و غیرقابل گذشت است را در این چهارچوب اگر بررسی نماییم، به نتایج قابل توجه می‌رسد. اگر در ابتدای جنگ حزب الله و اسرائیل شعارهای طرفین را مبنی بر اینکه تنها راه چاره نابود کردن دشمن(بخوانید طرف مقابل) است در نظر آوریم و بیش از یک هزار کشته‌ای که در اثر این خط مشی حاصل آمد و خسارات مالی بیشتر از آن را هم بیافزاییم و با مذاکره و صلحی که بر سر آزادی اسرا صورت گرفت مقایسه نماییم مشخص می‌شود که اولاً در جنگ هر چند طرفین یکدیگر را نمی‌پذیرفتند، اما در پای میز مذاکره یکدیگر را به رسمیت شناختند. جنگ برای آزادی اسرا آغاز شد و لی بدون نتیجه خاتمه یافت، در حالیکه بدون هیچ زیان مالی و جانی در نتیجه مذاکره به آزادی اسرا انجامید. حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا حزب الله و اسرائیل از ابتدا چرا به مذاکره روی نیاوردند که نتیجه مطلوب را بگیرند. آیا نمی‌توانستند از یک اقدام بی هوده نظامی که می‌رفت منطقه را به آتش بکشد جلوگیری بکنند. در برنامه هسته‌ای ایران هم همین مسئله مطرح است. استراتژی همه یا هیچ فعلی ایران علیرغم اینکه با برخوردهای پله‌ای جهان به صورت افزایش مرحله‌ای تحریم‌‌ها روبرو شده است، اما نتیجه‌ای جز ختم به جنگ در بر ندارد. اگر بناست بعد از یک دوره جنگ و ویرانی (جانی و مالی) احتمالی سیاست‌مداران درگیر با مسله در ایران، مجدداً پای میز مذاکره بنشینند منطقی است از همین حالا این کار را بکنند که هم مطلوب مردم ایران هم جهان است. این را می‌شود یک برد برای همه در عرصه سیاست بین‌الملل تلقی کرد.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

اعتراف بزرگ علی کردان: مدرک تحصیلی من جعلی است!

پس از حدود دو ماه اخبار ضد و نقیض و ادعاهای غیر واقعی برخی از مقامات دولت نهم که از تایید مدرک تحصیلی کردان توسط دانشگاه آکسفورد و حذف اطلاعات مربوط به وی از سایت این دانشگاه خبر داده بودند!! علی کردان وزیر کشور روز سه‌شنبه در نامه‌ای به رئیس‌جمهور رسماً به «جعلی» بودن مدرک تحصیلی خود اعتراف کرد.
 
به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز، آقای کردان در حالی این نامه را برای رئیس‌جمهور نوشته و تقصیر رسوایی بی‌سابقه اخیر را بر گردن یک فرد دیگر انداخته که هیچ توضیحی درباره مدرک لیسانس و فوق لیسانس خود (که ارایه آن از سوی رئیس دانشگاه آزاد تکذیب شده بود) نداده است. این نامه درباره علت اظهارات ضد و نقیض برخی از منابع دولتی که بر تایید مدرک تحصیلی کردان و توطئه انگلیسی‌ها برای حذف اطلاعات مربوط به وی از سایت دانشگاه آکسفورد تاکید کرده بودند! نیز سکوت کرده است. همچنان که در این نامه هیچ توضیحی درباره برخوردهای تند با رسانه‌های پیگیر موضوع و حتی شکایت از رسانه‌هایی که بیانیه‌های رسمی دانشگاه آکسفورد را منتشر کرده بودند، به چشم نمی‌خورد.
 
به هر ترتیب آقای کردان در نامه خود به محمود احمدی نژاد نوشته است: در جریان رأى اعتماد نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى به اینجانب كه در فضایى آزاد و با اظهار نظرات موافق و مخالف و طرح موضوعات گوناگون همراه بود، موضوع دكتراى افتخارى بنده مطرح و مورد تشكیك قرار گرفت مدركى كه در هشت سال پیش با ملاحظه سوابق مدیریتى و تجارب اجرایى اینجانب و ارائه رساله به نام دانشگاه آكسفورد لندن به واسطه فردى كه از دانشگاه مذكور در امور زبان انگلیسى در تهران دفتر نمایندگى تأسیس كرده بود، صادر گردیده است. 
 
وى با تأكید بر اینكه «در طول هشت سال گذشته هرگز مسئله اى كه صحت مدرك یاد شده را مورد سؤال قرار دهد در ذهنم خطور نكرده بود و لذا همواره به صحت مدرك مذكور اعتقاد و اطمینان كامل داشتم»، افزوده: بر اساس همین باور و درحالى كه ضرورتى هم نداشت، در ایام رأى اعتماد نسبت به ارائه آن اقدام نمودم. اما با طرح برخى نظرات تردیدآمیز نسبت به مدرك یاد شده، احساس كردم ضرورى است تا در باب اثبات صحت آن، مستندات هرچه بیشترى را ارائه نمایم. 
 
در ادامه این نامه آمده است: این امر نه از جهت اهمیت مدرك مذكور براى خود، بلكه از بابت رفع اتهام «جعل» بود كه در برخى اظهارات متوجه اینجانب شده بود. اتهامى كه براى حقیر بسیار سنگین مى نمود. لذا همان گونه كه حضرتعالى در جریان قرار داشتید، نسبت به ارزیابى مجدد مسیر اخذ مدرك اقدام نمودم. 
 
كردان با اشاره به پیگیرى‌هاى خود در این زمینه آورده است: در این جهت از رابط ارائه كننده مدرك خواستم تا با مراجعه به دانشگاه یاد شده، نسبت به اخذ مستندات تأیید كننده اقدام نماید. وى ضمن اطمینان دادن مجدد به اینجانب نسبت به صحت مدرك مذكور، موضوع را از طریق وكیل دادگسترى كشور انگلیس پیگیرى نموده و ضمن ارائه اختیارات قانونى وكیل مذكور، تأییدیه وى مبنى بر صحت مدرك را براى اینجانب ارسال كرد. 
 
وى افزوده: تا این مرحله اینجانب بیش از گذشته نسبت به صحت مدرك اطمینان پیدا كردم و موضوع را مجدداً به استحضار شما رساندم. لكن از آنجا كه شخصاً براى كسب اطمینان كامل و همیشگى، تأییدیه مستقیم دانشگاه را لازم مى دیدم نماینده اى را به دانشگاه مذكور اعزام كردم تا نسبت به اخذ تأییدیه اقدام نماید. 
 
كردان با اعلام اینكه «با مراجعه نماینده اینجانب به یكباره و با ناباورى كامل با عدم تأیید دانشگاه مواجه شدم» تصریح كرد: لذا تلاش كردم تا چگونگى مسئله را از رابط مورد اشاره جویا شوم. لكن هر چه كوشیدم ایشان را نیافته و متوجه شدم كه وى تخلف كرده است. 
 
وزیر كشور در ادامه خطاب به رئیس جمهورى آورده است: بر این اساس طى نامه شماره 20‎/12180‎/87 مورخ 24 شهریور سال جاری در دادسراى عمومى و انقلاب تهران علیه مشارالیه شكایت كیفرى نمودم تا تحت تعقیب قضایى قرار گیرد و اكنون پرونده در جریان رسیدگى است. 
 
کردان همچنین در این گزارش تأكید كرده است: اینجانب بر خود فرض مى دانم از همه عزیزان و به ویژه جنابعالى كه انگیزه این تحقیق و روشن شدن حقیقت را براى بنده فراهم آوردید صمیمانه سپاسگزارى نموده و بر این موضوع تأكید و تصریح نمایم كه بررسى هاى به عمل آمده پس از اخذ رأى اعتماد به روشنى نشان مى دهد كه اینجانب در طول دوره خدمت در صداوسیما و هیچ گونه وجهى از بابت مدرك دكتراى افتخارى دریافت نكرده ام. 
 
در پایان این نامه آمده است: بدیهى است اینجانب با قدرشناسى از حسن اعتماد ریاست محترم جمهورى و مجلس شوراى اسلامى، با احساس آمادگى و انگیزه بیشتر، در خدمت اهداف بلند انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران خواهم بود و تمامى تلاش خود را در خدمت به كشور و مردم عزیز به كار خواهم بست. 
 
گفتنی است محمود احمدى نژاد در هامش این نامه دستور داده كه نسخه‌اى از گزارش على كردان جهت اطلاع نمایندگان در اختیار رئیس مجلس شوراى اسلامى قرار گیرد و رونوشتى از آن نیز با تأكید بر تعقیب قضایى متخلفان و جلوگیرى از تكرار سوء استفاده براى رئیس قوه قضائیه ارسال شود.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

50-70 هزارتومان سهم هرايراني

احمدي‌نژاد گفت: دولتمردان آمريكا از سوي مردم اين كشور براي ايجاد رابطه با جمهوري اسلامي ايران به شدت تحت فشار هستند.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان در گفت‌وگوي مستقيم با مردم كه از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي پخش شد، در پاسخ به اين سؤال كه چهارمين سفر شما به مقر سازمان ملل چه وجه تمايزي با سه سفر قبلي شما داشت و دستاوردهاي اين سفر براي ايران چه بود، اظهار داشت: يك ملت براي زندگي عزتمندانه نيازمند لوازمي است به خصوص ملت ايران كه يك ملت آرماني است و براي دنيا حرف‌هاي بسياري دارد.

وي افزود: لازمه عزتمند زيستن و پيشرفت حضور در عرصه‌هاي مختلف است، به خصوص در جهان امروز كه همه مردم از يكديگر اثر مي‌پذيرند و نيازمند يكديگر هستند.

رئيس جمهور در ادامه اظهار داشت: بيش از 100 سال است كه دنيا درگير يك مبناي نظري است كه همه ابعاد مختلف دنيا را تحت تأثير خود قرار داده و امروز آثار اين تأثيرات را مشاهده مي‌كنيم و ملت ايران نمي‌تواند اين انديشه‌ها را بپذيرد و آنها در تلاشند تا اين مباني نظري و انديشه‌هاي خود را به ملت‌هاي مختلف به خصوص ملت ايران القا كنند.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه سازمان ملل از مراكز اصلي تبادل‌ نظر در دنيا است گفت: سازمان ملل بايد بهترين مكان براي تصميم‌گيري جهان باشد و مجمع عمومي سازمان ملل فرصت مناسبي است تا در آن حرفها گفته شود و حرفهاي ديگران نيز شنيده شود و دولت نهم اين فرصت را به خوبي شناخت و براي آن برنامه‌ريزي كرد.

وي با اشاره به اولين سفر خود به مقر سازمان ملل گفت:‌ كشورهاي غربي پيش از سفر اول ما به سازمان ملل به گونه‌اي تبليغ كرده بودند كه آنها حاكم جهان هستند و هيچكس در مقابل آنها حرفي براي گفتن ندارد و به صراحت نيز مي‌گفتند كه كار ملت ايران تمام شده است و حتي فشارهاي سنگيني را در قضيه هسته‌اي به ايران وارد مي‌كردند و محور تمامي سخنان من در جهت شكستن اين فضا بود.

رئيس جمهور در ادامه اظهار داشت: كشورهاي غربي با طراحي رسانه‌اي كاري كردند كه ملتها قادر به اظهارنظر نباشند.

احمدي‌نژاد به سومين سال سفر خود به مقر سازمان ملل اشاره كرد و افزود: سومين سفر ايران به سازمان ملل براي قرار دادن علامت سؤال بر روي كارهاي جهان بود و در سفر امسال نيز وارد يك بحث تئوريك شديم و در كنار آن، هدف ما ارتباط با مردم آمريكا بود.

دولتمردان آمريكا از سوي مردم اين كشور براي ايجاد رابطه با جمهوري اسلامي ايرن به شدت تحت فشار هستند.

وي با بيان اينكه در آمريكا نظر ملت تأثيري بر كارهاي حاكميت ندارد گفت‌: نظر 15 گروه ضد جنگ آمريكا اين است كه كارهاي دولت آمريكا مورد قبول مردم نيست.

رئيس جمهور در ادامه با بيان اينكه چند قدرت محدود سازمان ملل را در اختيار گرفتند گفت: اين بحث كه بايد اين ساختار را برهم بزنيم يكروزه محقق نمي‌شود چرا كه ساختار سازمان ملل يكروزه شكل نگرفته است و يكروزه نيز از بين نمي‌رود.

احمدي‌نژاد در ادامه اظهار داشت: در سال اول سفر ما به نيويورك بحث‌هاي خصوصي با حرفهايي كه در بيرون مطرح مي‌شود فاصله بسياري داشت و خيلي از كشورها حرفهاي من را خطرناك مي‌دانستند اما امروز فضا عوض شده و حتي سخنراني‌هاي تند دشمنان ما كاهش يافته است و كشورهاي كوچك نيز امروز تهديدات كشورهاي غربي را مسخره مي‌كنند.

وي افزود: با ايستادگي ملت ايران اين بت‌ها در ذهن ملتها فرو ريخت و امروز بيان سخنان انتقادآميز از قدرت‌هاي بزرگ در جهان افزايش يافته است.

رئيس جمهور در ادامه به عضويت ايران در سازمان ملل متحد اشاره كرد و افزود:‌ ورود ايران به سازمان ملل باعث شكست قدرتهاي بزرگ است. ما براي امتحان سازمان ملل متحد اين درخواست را داديم، اگر آن‌ها موافقت كنند كه ما در شوراي امنيت از حقوق كشورهاي مظلوم دفاع مي‌كنيم و اين شكستي براي آن‌هاست ولي اگر اجازه ندهند، دموكراسي آن‌ها زير سؤال مي‌رود و در هر دو صورت ما موفقيم.

احمدي‌نژاد در بخش ديگري از اين مصاحبه خبري در پاسخ به سؤالي در خصوص ايجاد دفتر روابط ايران و آمريكا در ايران و اينكه آمريكا اجازه ايجاد اين دفتر را داده است گفت:‌ ما بايد اجازه بدهيم نه آمريكايي‌ها. اين دفتر اصلاً موضوعيتي ندارد و مهم اين است كه انديشه سلطه‌گري آمريكايي به پايان راه خود رسيده و ناچار از تغيير رفتار است.

وي افزود: اگر آمريكا تغيير رفتار ندهد امواج جهاني آنها را زير پا له خواهند كرد، لذا بايد براي نجات خود تغيير رفتار دهند. و يكي از اين تغيير رفتارها در خصوص ايران است چرا كه ايران يك قطب اصلي تأثيرگذار سياسي و فرهنگي در جهان است و تنها ملتي كه براي شرايط امروز جهاني حرفهاي نو با مباني مستحكم و انساني دارد ملت ايران است و ملتهاي ديگر نيز هرچند حرف دارند اما نمي‌توانند آنها را مجتمع كرده و بيان كنند چرا كه بلندگويي در دستشان وجود ندارد.

رئيس جمهور در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص افتتاح دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران خاطرنشان كرد: آمريكايي‌ها در ايران دفتر حافظ منافع دارند كه آن سفارت سوئيس است اما در خصوص ايجاد دفتر حافظ منافع مستقيم آمريكا در ايران آنها حرفي زدند كه خودشان دنبال نكردند و به نظر مي‌رسد منتظر تحولات انتخاباتي خود هستند.

احمدي‌نژاد افزود: آنچه مسلم است اينكه در مردم آمريكا يك مطالبه جدي شكل گرفته است كه آن دو وجه دارد يكي از وجوه آن اصلاح رفتار غلط آمريكا با ايران و وجه ديگر توسعه روابط آمريكا با ايران است.

مردم آمريكا منطق ملت ايران را پذيرفته‌اند.

وي با تأكيد بر اينكه فشار مردم آمريكا بر روي دولتمردان اين كشور براي تغيير رفتار درباره ايران بسيار زياد است گفت: مردم آمريكا منطق ملت ايران را پذيرفته‌اند.

رئيس جمهور در پاسخ به سؤال ديگري مبني براينكه موضع ما نسبت به دولت بعدي آمريكا چيست و آيا با روي كارآمدن افراد متفاوت موضع ما تغيير خواهد كرد يا خير گفت:‌ موضع ما ثابت است چرا كه اصل ما مبني بر ارتباط بر اساس احترام متقابل و عدالت اصلي ثابت است و فرقي نمي‌كند چه كسي برسر كار بيايد.

احمدي‌نژاد در خصوص اظهارات اوباما مبني بر اينكه اگر بر سر كار بيايد با ايران مذاكره خواهد كرد اظهار داشت: اين سخنان اوباما به اين علت است كه او متوجه شده اين سخنان رأي مي‌آورد چرا كه مطالبه مردم است، لذا آنها كه باهوش تر هستند همراه مردم حرف مي‌زنند تا رأي‌شان بالا برود.

وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه سخنان پيشين شما در خصوص تحول در رابطه ايران با آمريكا چه زماني رخ خواهد داد گفت:‌ تحول اصلي به نظر من اتفاق افتاده است چرا كه بحث ديپلماسي عمومي يعني ارتباط با مردم آمريكا تا حدود زيادي برقرار شده است.

رئيس جمهور كشورمان اضافه كرد: ملت آمريكا فهميده است كه دولتمردان اين كشور 30 سال به آنها دروغ گفته‌اند لذا بشدت علاقمند به توسعه روابط با ايران هستند.

احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: شكل ظاهري اين تحول نيز متناسب با ميزان هوشمندي دولتمردان آمريكا سرعتش تنظيم خواهد شد.

وي در پاسخ به اين سؤال كه شما پيشنهاد مناظره با نامزدهاي رياست جمهوري آمريكا را مطرح مي‌كنيد و در مقابل اوباما پيشنهاد مذاكره را مطرح مي‌كند، در نهايت كداميك از اين روش‌ها دنبال خواهد شد گفت: با گذشت زمان متناسب با شرايط اقدام مقتضي را انجام خواهيم داد.

رئيس جمهور كشورمان در خصوص عدم حضور رئيس جمهوري آمريكا در هنگام سخنراني وي در سازمان ملل متحد گفت: اين نشاندهنده ادب و رفتار آنها است كه شايد حوصله يا تحمل صحبتهاي ديگران را ندارند و اين براي ما مهم نيست اما ما از شنيدن ديگران نگراني نداريم.

تحول اصلي به نظر من اتفاق افتاده است چرا كه بحث ديپلماسي عمومي يعني ارتباط با مردم آمريكا تا حدود زيادي برقرار شده است.

احمدي‌نژاد افزود: اين اقدام رئيس جمهور آمريكا بازخورد منفي داشت و روزنامه‌هاي اين كشور اين حركت را اقدامي منفي و ضعيف توصيف كردند.

وي در پاسخ به اين سؤال كه برخي معتقدند حل بسياري از مسائل سياست خارجي كشورمان و مسائل اقتصادي در گرو حل‌وفصل مسائل با آمريكا است گفت: اين دنيا دنياي مسائل است و در هر مرحله پيشرفت و تكامل مسئله‌اي در همان سطح وجود دارد لذا اين گفته درست نيست كه حل مشكلات ما در گرو حل مسائل با آمريكا است.

رئيس جمهور تأكيد كرد: آمريكايي‌ها نمي‌توانند خود را اداره كرده و كشور خود را نجات دهند چه برسد به اينكه كشوري ديگري را نجات دهند چه آنكه در كشورهايي كه رفته‌اند كارنامه‌هايشان مشخص است و به عنوان نمونه در آسياي شرقي با يك مبادله بانكي همه ثروت مردم اين كشور را با خود بردند و الآن نيز معلوم شده است كه اينها نمي‌توانند خود را اداره كنند.

احمدي‌نژاد تأكيد كرد: ملتي موفق است كه متكي بر توانمندي خود حركت كند البته تعامل و تبادل سازنده نيز داشته باشد.

وي يادآور شد: تعامل و تبادل سازنده با ساير كشورها اصل نيست بلكه مكمل است و اصل حركت و اراده خود مردم است كه ماندگار است.

احمدي‌نژاد با شاره به اينكه منحني تورم در كشور يك منحني سرازيري است گفت: قيمت مسكن به عنوان يك مسئله عمده در حال حركت رو به پايين است.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان در گفت‌وگوي مستقيم با مردم كه از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي پخش شد ، در خصوص مسائل اقتصادي و تورم خاطرنشان كرد: در 6 ماهه اخير رشد نقدينگي در كشور صفر و در بعضي مقاطع منفي بوده است اما تورم نيز داشته‌ايم.

تعامل و تبادل سازنده با ساير كشورها اصل نيست بلكه مكمل است و اصل حركت و اراده خود مردم است كه ماندگار است.

وي با بيان اينكه تورم علت‌هاي ديگري هم دارد گفت: اقتصاد نيازمند نقدينگي است و مهم اين است كه اين نقدينگي در كجاها حركت كند چرا كه اگر اين نقدينگي درست بچرخد، مفيد خواهد بود.

رئيس جمهور با بيان اينكه نقدينگي در كشور ما به نسبت به رشد اقتصادي بالا نيست خاطرنشان كرد: با اين وجود شبكه مديريت و تنظيم نقدينگي ما دچار نقش اساسي است كه يكي از محورهاي تحول اقتصادي رفع اين نقص‌ها است.

احمدي‌نژاد افزود: مأموريت‌هاي كه در نظام پولي تعريف شده بود به درد اقتصادي كه مي‌خواست رشد 7، 8 و يا 9 درصدي داشته باشد نمي‌خورد چرا كه مأموريت‌هاي كلي بود.

وي با اشاره به اينكه يك بخش تورم ساختاري و بخش ديگر وارداتي است ادامه داد: در همين 6 ماهه اخير به لحاظ وزني واردات كشورمان 11 درصد كاهش داشت اما به لحاظ ارزشي 28 درصد افزايش داشته است چرا كه قيمتها در دنيا بالا رفته است و اين به داخل كشور منتقل مي‌شود.

رئيس جمهور با اشاره به اينكه بخشي از تورم نيز مربوط به شبكه تنظيم نقدينگي است گفت: نبايد رقم سنگيني دست عده‌اي برود و آنها به موقع پرداخت نكنند.

احمدي‌نژاد در پاسخ به اين سؤال كه اين گردن‌ كلفت‌هاي اقتصادي چه كساني هستند و آيا نام آنها گفته خواهد شد يا خير اظهار داشت: تصميم گرفته شده است كه به آنهايي كه مبالغ كلان مي‌گيرند و پرداخت نمي‌كنند ابلاغ شده و براي پرداخت بدهي زمان داده شود و اگر اين بازپرداخت صورت نگرفت، از آن‌ها شكايت شده و اين شكايت در روزنامه‌ها چاپ شود.

وي در پاسخ به اين سوال كه اين افراد حقيقي هستند يا حقوقي؟ گفت:‌ عمده آن‌هايي كه مشكل دارند، حقيقي هستند، البته برخي از حقوقي‌ها، ماهيتشان حقيقي است چه آنكه مثلا خانواده‌اي شركتي تأسيس مي‌كند و اعضاي خانواده رئيس و معاون و ... اين شركت مي‌شوند.

منحني تورم در كشور يك منحني سرازيري است ، قيمت مسكن به عنوان يك مسئله عمده براي اولين بار در دولت نهم در حال کاهش است.

رئيس جمهور با بيان اينكه براي حل اين مشكل به سنگرهاي آخر رسيده‌ايم اظهار داشت: بانكها نيز در اين زمينه خوب همكاري مي‌‌كنند و با راه‌اندازي بانكداري الكترونيكي كه در حال اتفاق افتادن است بسياري از اين مشكلات كنار خواهد رفت.

احمدي‌نژاد در بخش ديگري از سخنان خود با شاره به اينكه منحني تورم در كشور يك منحني سرازيري است گفت: قيمت مسكن به عنوان يك مسئله عمده در حال حركت رو به پايين است.

وي در پاسخ به اين سؤال كه عده‌اي معتقدند كه اين ريسك وجود دارد كه طرف عرضه در بحث مسكن دچار مشكل شود گفت: گزارشات مي‌گويد كه توليد مسكن رشد دارد و پروانه‌هاي صادره در اين بخش در 6 ماهه اخير 27 تا 28 درصد نسبت به 6 ماهه مشابه سال قبل رشد داشته است.

رئيس جمهور با بيان اينكه خوشبختانه مشكلات مالي مسكن مهر حل شده است گفت: تا سه چهارسال آينده سالانه يك و نيم ميليون واحد بايد در كشور ساخته شود تا هم به نيازهاي انباشته شده و هم به نيازهاي جديد پاسخ داده شود.

احمدي‌نژاد گفت: كار احداث مسكن در روستاها بسيار خوب جلو رفته و نزديك 500 هزار واحد مسكوني در همين دولت ساخته شده و 300 هزار واحد مسكوني در دست ساخت است اما فشار در شهرهاي بزرگ بود كه خوشبختانه قيمت در حال پايين‌ آمدن است.

وي باتأكيد براينكه ما به دنبال آسيب‌ ديدن سرمايه‌گذاري در بخش مسكن نيستيم گفت: مي‌خواهيم مشكل سوداگري در بخش مسكن را حل كنيم لذا به بخش بادكنكي مسكن فشار مي‌آوريم. ولي انتظار نداريم كه قيمت مسكن به يكباره پايين بيايد چون در بخشهاي ديگر به مشكل برمي‌خوريم.

ميزان ذخيره ارزي كشورمان در طول تاريخ بي‌سابقه است.

وي در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص ذخاير ارزي كشورمان گفت: ذخاير ارزي كشور بسيار بالا و در تاريخ كشورمان بي‌سابقه است و ما براي چند سال آينده حتي اگر هيچ فروش نفت نداشته باشيم ذخيره ارزي داريم.

رئيس جمهور در پاسخ به اين سؤال كه آيا با توجه به ابهاماتي كه مطرح مي‌شود امكان اين وجود دارد كه در آينده نزديك گزارشي از حساب ذخيره ارزي به مردم داده شود؟ گفت:‌ در اين موضوع ابهامي وجود ندارد و برخوردهايي كه صورت مي‌گيرد متأسفانه سياسي است. كساني هستند كه مسئول بوده‌اند و مي‌دانند كه با چه دقتي از اين ذخاير مراقبت مي‌شود و چه سلسله مراتبي براي برداشت از ذخاير ارزي وجود دارد.

احمدي‌نژاد تأكيد كرد:‌آنها مي‌دانند كه ما نمي‌توانيم هيچ‌وقت عدد ذخيره ارزي را اعلام كنيم چرا كه جزو اصرار يك كشور است لذا بازي‌هايي كه صورت مي‌گيرد بازي‌هاي سياسي است.

وي افزود: هيچ كسي به جز از راه مصوبه قانوني نمي‌تواند يك دلار و حتي يك تومان از حساب ذخيره ارزي برداشت كند و مصوبات قانوني نيز اعلام مي‌شود.

رئيس جمهور گفت: با اجراي طرح تحول اقتصادي، به دهک‌هاي اول که شامل طبقات محروم روستايي مي‌شود، 50 تا 70 هزار تومان به ازاي هر نفر پرداخت مي‌شود.

با اجراي طرح تحول اقتصادي، به دهک‌هاي اول که شامل طبقات محروم روستايي مي‌شود، 50 تا 70 هزار تومان به ازاي هر نفر پرداخت مي‌شود.

 

آقاي احمدي نژاد با اشاره به اينکه پرداخت يارانه‌ها در 6 تا 7 دهک درآمدي در 2 مرحله و سه توزيع جغرافيايي در نظر گرفته شده است افزود : در سه دهک دوم نيز به هر نفر 45 تا پنجاه هزار تومان پرداخت مي‌شود.

رئيس جمهور تعداد هر خانوار را در اين طرح تا 6 نفر اعلام کرد و افزود: ميزان دقيق يارانه مستقيم به هر نفر در لايحه اي که دولت به مجلس شوراي اسلامي ارائه مي‌کند نيامده است و اين ميزان با بررسي‌هاي نهايي و مشخص شدن دهک هاي مورد نظر به طور مشخص در نظر گرفته مي‌شود.

احمدي نژاد همچنين گفت: در اين لايحه نظام جامع تامين اجتماعي نيز ديده شده است.

رئيس جمهور با قدرداني از مردم به خاطر ارائه اطلاعات صحيح در فرم هاي اطلاعات اقتصادي خانوارها گفت: بنابراعلام رئيس مرکز آمار ايران، با بررسي‌هاي انجام شده در پايگاه‌هاي مختلف، نود و نه و سي وچهارصدم درصد اطلاعات ارائه شده درست بوده است.

احمدي نژاد افزود: اگرچه تطابق اطلاعات اقتصادي ارائه شده مردم با پايگاه هاي مختلف کار سختي است، اما با بررسي‌هاي صورت گرفته تا کنون مي‌توان اعلام کرد که 96 درصد اين اطلاعات نيز صحيح اعلام شده است.

رئيس جمهور در پاسخ به سوالي درباره برخي نگراني ها از ارائه اين اطلاعات گفت: مردم ايران، مردم بسيار فهيمي هستند و اطمينان دارم اگر روزي به هر علت براي کشور مشکلي پيش بيايد و به مردم گفته و از آنها خواسته شود به هر شکل به دولت کمک کنند، به طور قطع مردم به دولت کمک خواهند کرد و ما از اين بابت نگراني نداريم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

اريجاني : حفظ استقلال از ويژگي‌هاي روحانيت شيعه است

شيراز - علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي با تاكيد به اينكه روحانيت همواره بايد استقلال خود را حفظ كند ، حفظ استقلال را از ويژگي‌هاي روحانيت شيعه دانست.

به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا اعزامي به شيراز، لاريجاني پنجشنبه شب در چهارمين همايش وحدت و بيداري كه با حضور ائمه جمعه و جماعات مساجد وادارات و اساتيد وطلاب حوزه‌هاي علميه و نمايندگان مجلس استان فارس در شيراز برگزار شد، افزود: يكي از ويژگي‌هاي روحانيت شيعه اين است كه استقلال خود را هميشه حفظ كرده است .

وي خاطرنشان كرد : جمهوري اسلامي ايران دولتي است كه با تفكر روحانيت عجين شده اما روحانيت نيز استقلال خود را همواره حفظ كرده است.

رييس مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد : روحانيت بايد نظام‌هاي پژوهشي خود را تدوين كند و اگر كمكي خواست، ارائه شود.

لاريجاني با بيان اينكه نبايد براي روحانيت تعيين تكليف كنيم ، اظهار داشت : امروز شرايط كشور به گونه‌اي است كه كمك‌كننده به روحانيت است اما نبايد اين پايه را بگذاريم كه در آينده روحانيت وامدار جرياني باشد.

وي همچنين به روحانيون توصيه كرد كه به تهديدات زمانه توجه داشته باشند چرا كه شرايط امروز تغيير يافته و تهديدات جديدي براي دين اسلام وجود دارد رييس مجلس افزود: روحانيون سپهر انديشه خود را بگسترانند ونه در جغرافياي ايران بلكه گامها يشان براي جهان باشد،اين نياز زمانه است.

لاريجاني با بيان اينكه مساجد نبايد شكل دولتي به خود بگيرند ، تاكيد كرد : دولت و مجلس بايد به تامين نيازهاي مساجد كمك كنند اما مساجد نيز نبايد پايگاه اين و آن شوند.

وي تصريح كرد: روحانيت مسووليت هدايت فكري مردم را برعهده دارد اما مسووليت نان و آب مردم را ندارد،روحانيون مسووليت پاسخ به تورم و گراني را ندارند، مجلس و دولت مسوول هستند و بايد پاسخ دهند.

رييس مجلس همچنين برضرورت ارتباط بيشتر روحانيون و جوانان تاكيد كرد وگفت : به تجربه ثابت شده است روحانيوني كه در مساجد با جوانان ارتباط نزديك برقرار كرده ودردمندانه پاي حرف‌هاي آنان نشسته‌اند ، اين مساجد پايگاه اصلي جوانان شده اند.

لاريجاني در بخش ديگري از سخنانش به گرايش دين در قرن حاضر اشاره كرد و اظهار داشت : گرايش جدايي از دين در قرن بيست مطرح بود اما درزمان حاضر اين شرايط كاملا منقلب شده است.

رييس قوه مقننه افزود: امروز سياستمداران دنيا مي‌گويند ما اهل دين هستيم و مي‌بينيم رييس جمهوري آمريكا نيز در نامه‌اي به آيت الله سيستاني نوشت كه اهل دين است و نماز مي‌خواند.

وي خاطرنشان كرد: زبان سياستمداران امروز تغيير يافته، البته ممكن است برخي در غرب دلقك بازي در آورند.

لاريجاني همچنين بر ايجاد موج بيداري اسلامي در كشورهاي خاورميانه اشاره كرد وگفت : البته برخي سعي كرده‌اند اين موج بيداري را انكار كنند.

رييس مجلس يادآور شد: حضرت اما م خميني ( ره) يكي از نكات برجسته‌اي را كه در تفكر بيداري اسلامي ايجاد كردند نگاه وحدت بين همه مذاهب اسلامي بويژه بين شيعه وسني بود اين وحدت را به بيان‌هاي مختلف مطرح كردند.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

بانک مرکزی: کاهش رشد نقدینگی به 21 درصد

جدیدترین آمار بانک مرکزی از کاهش رشد نقدینگی از 35 درصد یک سال منتهی به دی ماه سال گذشته به 21 درصد در یک سال منتهی به خردادماه سال جاری حکایت دارد.
 
به گزارش مهر، آمارهای بانک مرکزی نشان می دهد حجم نقدینگی در یک سال منتهی به خبرداد ماه سال جاری به بیش از 162 هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته با 21 درصد رشد مواجه شده است.
 
از سال 1383 تاکنون کاهش رشد نقدینگی از 35 درصد به 21 درصد بی سابقه بوده و نشان دهنده جهت گیریها و سیاستهای صحیح در کنترل نقدینگی بوده است.
 
پیش از این طهماسب مظاهری رئیس کل سابق بانک مرکزی از سیاست 4 گانه این بانک برای هدایت درست نقدینگی به اقتصاد کشور خبر داده و گفته بود: با فرض این که نقدینگی یکی از عوامل تورم است اما این را هم باید در نظر داشت که چرخه اقتصاد و تولید نیاز به نقدینگی دارد.
 
وی افزوده بود: اگر قرار باشد تمثیلی به کار گیرم نقدینگی در اقتصاد همانند خون برای بدن است. کاهش یا افزایش بیش از حد آن موجب ضعف و بیماری می شود؛ بنابراین باید تلاش کرد در حد متعادلی حفظ شود. نقدینگی هم همین طور است، از طرفی کیفیت آن هم مهم است.
 
طهماسب مظاهری معتقد است: نسبت پایه پولی در ترکیب نقدینگی یکی از شاخصهای نشان دهنده سلامت است. این شاخص در کشور ما حدود 14 درصد است، این درصد در مقایسه با شاخص نرمال و همچنین در مقایسه با سایر کشورها بسیار بالا است.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

باید ببینیم چه‌کسی بهتر است نامزد انتخابات شود؟

اعضای هسته مرکزی «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی» با حضور در دفتر کار خاتمی از او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده دعوت به عمل آوردند.
 
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در این دیدار گفت: «من خود را متعلق به نظام می‌دانم و به نظامی كه هزینه‌های جانی و معنوی و مادی زیادی برای دستیابی به آن و حفظ آن داده شده‌است، به لحاظ اخلاقی و دینی متعهدم».
 
خاتمی افزود: «من به این نظام هنوز امیدها بسته‌ام و به همین دلیل و به خاطر تعهدی كه به آن دارم، انتقاداتی كه به آن دارم را بیان می‌كنم و در اصلاح آن به عنوان یك ایرانی می‌كوشم».
 
وی ادامه داد: «اما معتقدم اصلاحاتی كه از آن دم می‌زنیم باید ضوابط، چارچوب‌ها، اهداف و روش‌های روشن و مشخصی داشته‌باشد تا كسانی كه می‌خواهند به آن بپیوندند بدانند اصلاحاتی كه ما می‌گوییم چیست؟ امیدوارم هر چه زودتر در این زمینه گام موثر برداشته شود».
 
رئیس جمهور سابق كشورمان گفت: «این‌كه تاکنون برای حضور در انتخابات به تصمیم نهایی نرسیده‌ام به این دلیل است كه معتقدم پیش از آن باید به چند پرسش بنیادین پاسخ گفت».
 
وی در ادامه افزود: «باید بررسی كرد كه آیا می‌توان بدون ورود به قدرت، اصلاحات را در جامعه و کشور نهادینه کرد یا برای پیشبرد اصلاحات در جامعه و ایجاد تغییرات ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی لزوماً باید در قدرت نیز حضور داشت؟ همچنین باید پرسید كه ما چه تأثیری در روند به نفع آرمانهای انقلاب و مصالح و خواست مردم می‌توانیم داشته باشیم؟ حال چه با ورود به قدرت و چه خارج از آن»؟ 
 
خاتمی گفت: «همچنین باید ببینیم كه در ایران امروز چه گروه‌هایی مرجعیت دارند؟ روشنفكران، روحانیت، سیاستمداران و دیگر گروه‌های اجتماعی به چه میزان در این جامعه نفوذ دارند؟ و برای افزایش مرجعیت هر یك از این گروه‌ها چه می‌توان كرد؟ و مهم‌تر از این‌كه چه كسی بهتر است نامزد انتخابات شود، این است که چگونه باید بیاید؟ و بر فرض پیروزی در انتخابات، چه برنامه‌ای باید داشته باشد و اساساً در شرایط كنونی با ورود به قدرت چه كارهایی می‌تواند بكند»؟
 
سید محمد خاتمی در پایان گفت: «ما اعتبار و آبروی خود را مدیون انقلاب و مردم هستیم و هر کجا باشیم باید آنرا در خدمت مردم بگذاریم».
 
در ابتدای این دیدار اعضای هسته مرکزی «پویش ضمن دعوت از خاتمی» به بیان دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود پرداختند، گزارشی از فعالیت‌های دوازده‌گانه خود برای افزایش احتمال نامزدی خاتمی ارائه كردند و اظهار امیدواری كردند كه آقای خاتمی هر چه زودتر و هر چه مصمم‌تر برای ورود به عرصه انتخابات مجاب شوند.
 
اعضای «پویش دعوت از خاتمی» تأكید كردند كه هدف از فعالیت‌های آن‌ها قانع شدن خاتمی برای نامزدی در انتخابات و رساندن صدای جامعه و طیف وسیع‌تری از نخبگان به گوش خاتمی است و نه این‌كه خاتمی را زیر فشار قرار دهند كه بیاید.
 
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در پایان این دیدار، اعضای هسته مركزی «پویش دعوت از خاتمی» نماز ظهر و عصر را به امامت وی اقامه كردند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

احمدي نژاد؛ بهترين گزينه اصولگرايان

لاله افتخاري نماينده اصولگراي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه هنوز بر سر مصاديق کانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دهم، ميان اصولگرايان توافقي حاصل نشده است، گفت: اگر احمدي نژاد گزينه مورد نظر اصولگرايان باشد قطعا بهترين فرد براي کانديداتوري در انتخابات آينده خواهد بود.

لاله افتخاري در گفتگو با ايرنا درباره نامزد و راهبرد اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري دهم، گفت: در اين مرحله راهکارها ارائه شده است.

وي ادامه داد: اميدواريم در نهايت ميان اصولگرايان وحدت نظر حاصل شود و مطمئنا يکي از کانديداهاي حتمي آقاي احمدي نژاد است اما اين موضوع مانع از آن نمي شود ديگر گزينه ها مورد بررسي قرار نگيرد.

افتخاري با بيان اينکه فرد مورد نظر بايد ويژگي هاي لازم جهت پيشبرد برنامه هاي کلان کشور را داشته باشد، اظهار داشت: اگر دکتر احمدي نژاد مورد نظر باشد قطعا بهترين گزينه اصولگرايان خواهد بود و در هر صورت اميدواريم اصولگرايان به توافق برسند تا پيروزي انتخابات دوره دهم رياست جمهوري باشند.

رئيس فراکسيون قرآن و عترت مجلس شوراي اسلامي در پايان با ابراز اميدواري نسبت به وحدت اصولگرايان، داشتن برنامه کلان را براي رسيدن به اين وحدت ضروري دانست و گفت: طرحي که با بيانات مقام معظم رهبري و سند چشم انداز همخواني داشته باشد از جمله موارد اساسي براي پيروزي اصولگرايان است و فردي که توان چنين کاري را داشته باشد قطعا گزينه اصولگرايان خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

درآمدهاي دولت 37 درصد افزايش يافت

بانک مرکزي اعلام کرد درآمدهاي دولت در سه ماهه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل 37.2 درصد افزايش يافت.

به گزارش مهر، بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران به استناد آمارهاي وزارت امور اقتصادي و دارايي اعلام کرد: درآمدهاي دولت در سه ماهه اول امسال 7002 ميليارد تومان رسيد، اين در حالي است که اين رقم در مدت مشابه سال قبل 5102 ميليارد تومان بود.

4819 ميليارد تومان از 7002 ميليارد تومان کل درآمدهاي دولت در سه ماهه اول امسال از محل درآمدهاي مالياتي حاصل شده است. به عبارت ديگر، درآمدهاي مالياتي دولت با 26.2 درصد افزايش از 3818 ميليارد تومان سه ماهه اول سال 86 به 4819 ميليارد تومان در سه ماهه اول امسال رسيد.

اين گزارش بانک مرکزي مي افزايد: هزينه هاي جاري دولت در سه ماهه اول امسال دولت نسبت به مدت مشابه سال قبل 12.3 درصد افزايش نشان مي دهد. هزينه هاي جاري دولت در سه ماهه اول امسال به بيش از 10808 ميليارد تومان رسيد، اين در حالي است که اين رقم در مدت مشابه سال قبل 9621 ميليارد تومان بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

مك‌كين جنايتكار جنگي است

يك پايگاه خبري با اشاره به حضور جان مك‌كين، نامزد جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در جنگ ويتنام نوشت: «مك‌كين به خاطر نابود كردن و كشتار مردم ويتنام و شركت در 23 ماموريت بمباران در اين كشور جنايتكار جنگي است.»

به گزارش فارس، در اين گزارش به قلم دكتر "لورنس ام‌.ونس" نويسنده مستقل آمريكايي در پايگاه خبري "پيپل وويس" با عنوان "قهرمان يا جنايتكار" آمده است: «بارها گفته شده يكي از دلايلي كه مك‌كين لياقت رياست جمهوري آمريكا را دارد، اين است كه وي يك قهرمان جنگي است. حتي باراك اوباما، رقيب دموكرات وي نيز او را يك "قهرمان اصيل آمريكايي" مي‌داند. اما بايد او را يك آمريكايي جنايتكار جنگي دانست.»
جان مك‌‌كين در 1958 از آكادمي نيروي دريايي در آناپوليس فارغ‌التحصيل شد. پس از آموزش خلباني در "پنساكولا" ايالت فلوريدا، مدتي را در ناوهاي هواپيمابر در درياهاي كارائيب و مديترانه سپري كرد تا اين كه داوطلب جنگ شد. در سال 1967 دريابان مك‌كين بمباران ويتنام شمالي را از فراز ناو‌ هواپيمابر "يو‌اس‌اس فورنستال" آغاز كرد.
مك‌كين بعد از آن نيز مدتي را سوار بر عرشه ناو هواپيمابر "يو‌اس‌اس اوريسكاني" به حملات در ويتنام شمالي ادامه داد كه در بيست‌ و سومين ماموريت خود بر فراز ويتنام شمالي هدف قرار گرفت و به مدت 5 سال زنداني جنگي بود و در سال 1973 آزاد شد.
نويسنده در ادامه مقاله خود مي‌نويسد: «همه جنگ‌ها برابر نيستند. يك جنگ نابرابر جنايت است و سربازاني كه در آن شركت مي‌كنند قاتل هستند. هيچ ويتنامي تهديدي براي آمريكا نبوده تا اين كه آمريكا در آنجا با مشاوران نظامي،‌كمك‌هاي نظامي، سازمان سيا، ماموريت‌هاي اطلاعاتي و دولت دست‌نشاده مداخله كرد.
در اين مقاله آمده است: «مك‌كين به اين دليل اسير نشد كه از خاك آمريكا دربرابر يك دشمن متجاوز دفاع كند. مك‌كين يك جنايتكار جنگي است چرا كه مر‌گ و خرابي براي مردم ويتنام در طول 23 ماموريت خود به همراه داشت. ناوهاي آمريكا كاري نداشتند كه هزاران مايل آن طرف‌تر در جنوب ويتنام حضور يابند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

سپاه، بازوی توانمند ملت ایران

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به‌عنوان نهادی انقلابی با اهداف آرمانی، همواره مورد توجه دوستان و دشمنان داخلی و خارجی نظام و انقلاب بوده است.
شاید بتوان یکی از عوامل و زمینه‌های اساسی در افزایش این توجه را جایگاه مهم و سرنوشت‌ساز این ارگان ارزشی در کشور و نیز قابلیت‌ها و برجستگی‌های منحصربه‌فرد و شگفت‌انگیز آن در عرصه‌های مأموریتی و در ابعاد و زوایای کارکردی و ساختاری آن دانست.
حافظه تاریخی ملت ایران و‌ آزادگان جهان، بیانگر این حقیقت است که سپاه به‌عنوان یک نهاد تأثیرگذار و بی‌بدیل از متن انقلاب و مردم ایران جوشید و از همان روزهای اولیه فروپاشی نظام پوسیده و منحط شاهنشاهی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در بهمن ماه سال ۱۳۵۷، بر مبنای الزامات و ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر و با الهام از تدابیر و آموزه‌های حضرت امام(ره) با تلاش و اراده جمعی از جوانان و یاران انقلابی نهضت اسلامی تأسیس شد و با حضور در همه صحنه‌های گوناگون از مصاف شیطانی ضدانقلاب و دشمنان نظام اسلامی با انقلاب و ملت ایران که در جای‌جای این مملکت دچار فتنه و آشوب‌افروزی بدخواهان قرار گرفته بود، نقش سرنوشت‌ساز و ستودنی خود را ایفا و به تعبیری، انقلاب اسلامی و حرکت رهایی‌بخش و عزت‌آفرین ملت مجاهد و شجاع ایران را بیمه کرد.
از آن تاریخ تاکنون قریب به ۳۰ سال می‌گذرد و گذر زمان عمق‌نگری و آینده‌اندیشی حضرت امام خمینی(ره) و فرزندان معنوی و انقلابی معمار کبیر انقلاب در تأسیس این نهاد و سازمان را بیش از پیش آشکار می‌سازد.
حضور تعیین‌کننده و اثربخش سپاه در ۸ سال دفاع مقدس و سپس دوران سازندگی و توسعه کشور و نیز رویارویی بموقع با تهدیدات و خطرات فراروی انقلاب و جمهوری اسلامی، مقاطع تاریخی حساس و مهمی است که با درخشندگی حضور سپاه، اقتدار و عظمت فراگیر آن فراتر از جغرافیای ایران اسلامی را تحت‌تأثیر قرار داده است.
در تاریخ سپاه، بعضی از ایام سرفصل رویش و شکوفایی و منشأ تحول و تعالی این نهاد قرار گرفته و یکی از ایام مهم و بزرگ روز ۲۶ شهریور ماه سال ۱۳۶۴ است.
در چنین روزی حضرت امام خمینی(ره) با نگاه حکیمانه و ژرف‌اندیش خویش و در مقطعی که جنگ تحمیلی به نقاط حساس رسیده بود فرمان تشکیل نیروهای سه‌گانه زمینی، ‌هوایی و دریایی سپاه را به فرماندهی کل سپاه ابلاغ فرمودند.
فرماندهان و مسئولان سپاه، با بسیج همه‌جانبه امکانات و ظرفیت‌های مدیریتی، نرم‌افزاری و سخت‌افزاری خود به سرعت به سازماندهی مجدد این سازمان پرداختند.
در زمانی بسیار اندک، نیروی زمینی سپاه در قالب گروهان، گردان، تیپ و لشکر، آرایش تشکیلاتی خود را پیدا کرد و در جبهه‌های جنگ تحمیلی با سازمان و ترکیب رزمی جدید، خود را مهیای اجرای مأموریت‌های محوله ساخت.
یگان‌های دریایی و هوایی سپاه نیز با سرعتی حیرت‌انگیز در قالب نیروی مقتدر، توانمند و اثربخش، سازماندهی و در تعامل و هماهنگی همه‌جانبه با نیروهای هوایی و دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، پای به عرصه سازمان نظامی کشور نهادند.
قابلیت و توانمندی‌های مثال‌زدنی سپاه در زمینه‌های مختلف اینک این سازمان را در نقطه و سطحی از بالندگی و اقتدار قرار داده است که از یک‌سو مسرت و خرسندی دوستان انقلاب و زمینه‌های تحقق و آرمان‌های اسلام ناب محمدی(ص) را سبب شده و از دیگر سوی عصبانیت و خشم دشمنان انقلاب و ملت ایران خصوصاً آمریکای سلطه‌گر و رژیم غاصب صهیونیستی و درواقع اردوگاه استکبار جهانی و قدرت‌های شیطانی معاصر را رقم زده است.
در این میدان، امپراتوری رسانه‌ای غرب و شبکه‌های تبلیغاتی امپریالیستی نیز به صحنه آمده‌اند و هماهنگ و همسو با سردمداران کاخ سفید و بنگاه‌های صهیونیستی در فرایند ضدیت دیوانه‌وار با نظام و تضعیف انقلاب و ملت ایران؛ سپاه پاسداران را آماج تهدید و تهاجم خود قرار داده‌اند و هرازگاه، با تمسک به ترفندهای جنگ روانی، درپی انکار پایگاه مردمی سپاه و تصویرسازی منفی از آن هستند.
با وجود عزم و اراده شیطانی استکبار جهانی و دشمنان انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تبعیت کامل مقام عظمای ولایت با پشتوانه عظیم مکتبی و مردمی خود، با سرمایه بی‌نظیر انسان‌های مخلص، فداکار و مؤمن و بهره‌مندی از دانش، فناوری، سامانه‌ها و تجهیزات پیشرفته و به‌روز، مجموعه‌ای چون «بنیان مرصوص» و «دژی تسخیرناپذیر» در دفاع از انقلاب و پاسداری از دستاوردهای گرانسنگ آن درآمده و با ساختار و سازمان پویا، زنده، متحرک و غیرقابل پیش‌بینی، آماده رویارویی با هرگونه تهدید، توطئه و خطرسازی علیه ایران اسلامی است.
سپاه برای همیشه تاریخ، بازوی توانمند ملت ایران و پاسدار فداکار و شجاع انقلاب اسلامی و الگوی تمام‌عیار پایداری و مقاومت برای نهضت‌های آزادی‌بخش و سلطه‌ستیز ملل جهان باقی خواهد ماند. ان‌شاءالل
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

سرلشكر صفوي:هيچ شناوري نمي تواند در زمان جنگ از خليج فارس عبور كند

سرلشكر صفوي تأكيد كرد: هيچ شناوري نمي تواند در زمان جنگ از منطقه خليج فارس عبور كند و در تيررس موشكهاي ساحل به درياي نيروي دريايي سپاه نباشد كه اين از دستاوردهاي تشكيل نيروهاي سه گانه است.
26 شهريورماه سالروز صدور فرمان تاريخي حضرت امام خميني(ره) در سال 64 مبني بر تشكيل نيروهاي سه گانه سپاه پاسداران است.
سردار سرلشكر رحيم صفوي دستيار و مشاور عالي فرمانده معظم كل قوا در امور مرتبط با نيروهاي مسلح كه به مدت يك دهه فرماندهي كل سپاه پاسداران را بر عهده داشته و از فرماندهان ارشد اين نيرو در دوران دفاع مقدس نيز به شمار مي رود، در گفتگو با خبرنگاران خبرگزاري فارس به تشريح اين موضوع پرداخت.
بخشي از ديدگاههاي سرلشكر صفوي هم اينك پيش روي شماست.
* پس از صدور اين حكم در شهريورماه سال 64 و تشكيل نيروهاي سه گانه سپاه، ما اولين عمليات گسترده دريايي را در 20 بهمن سال 64 يعني فتح فاو انجام داديم. نيروهاي زميني، هوايي و دريايي سپاه با بيش از 70 هزار نيرو در منطقه اي استراتژيك دست به عمليات زد و تصرف فاو علاوه بر آنكه كمر استراتژي نظامي عراق را شكست موجب غافلگيري استراتژيك شوروي و آمريكا هم شد.
علاوه بر نيروي زميني، نيروي دريايي سپاه هم در بخش عمليات و هم در پشتيباني نيروها خوب عمل كرد و از بندرهايي مثل ماهشهر و امام(ره)، چندين تانك، خودروهاي زرهي و بولدوزر را به منطقه انتقال داد.
نيروي هوايي سپاه نيز در جواب موشك باراني كه صدام بر سر شهرهاي ما مي كرد، با پرتاب موشكهاي اسكاد Bبا برد 300 و 400 كيلومتر، بغداد و شهرهاي ديگر همچون كركوك را هدف قرار مي داد. نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و هوانيروز و توپخانه نيروي زميني ارتش پشتيبان قدرتمندي براي پيروزي فاو بودند.
* آثار بركت اين دستور موجب افزايش قدرت سپاه، بالا رفتن اعتماد به نفس سپاه و ارتقاي مديريت شد و ما توانستيم تجهيزاتي مثل تانك، توپخانه و موشك را در اختيار بگيريم.
همچنين توانستيم با همين حكم، ناوچه هاي موشك انداز بخريم كه اكنون روي نسلهاي پيشرفته اين شناورها، موشكهاي دريايي با برد 130 كيلومتر نصب است.
از تبعات اين حكم به صنعت ساخت و توليد موشكهاي با برد بالاي 300 كيلومتر در زمان آقاي رفيق دوست كه وزير سپاه بودند، رسيديم كه بايد تأكيد كنم كه رسيدن به برد 2 هزار كيلومتري امروز در عرصه موشكي، همان حكم امام(ره) بود.
هم اكنون نيز هواپيماهاي جنگنده نيروي هوايي سپاه مثل سوخو يا ناوگان بالگردي مثل ام آي 17، 214 و كبري، پيشرفتهاي سپاه در بعد دريايي همچون شناوري يا توليد پيشرفته ترين موشكهاي ساحل به دريا با برد بالاي 300 كيلومتر از ثمرات همان حكم مهم حضرت امام(ره) است. هم اكنون نيز هيچ شناوري نمي تواند در زمان جنگ از منطقه خليج فارس عبور كند و در تيررس موشكهاي ساحل به درياي نيروي دريايي سپاه نباشد كه اين نيز از دستاوردهاي تشكيل نيروهاي سه گانه است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

اظهارنظر خاتمي درباره نامزدي در انتخابات رياست جمهوري

سيدمحمد خاتمي در حاشيه سومين دوره جايزه اخلاق و نيايش در آيينه هنر و پژوهش، در پاسخ به پرسشي درباره نامزدي اش در انتخابات رياست جمهوري گفت: گفته اند نگو، من مي خواهم بگويم نمي آيم، دوستان مي گويند فعلاً اعلام نكن و گرنه تا الان گفته بودم.
به گزارش فارس، خاتمي در حاشيه مراسم سومين دوره  جايزه  اخلاق و نيايش در آيينه كه در موزه ملي قرآن برگزار شد، در برابر سؤال خبرنگاران مبني بر اعلام زمان پاسخ به درخواست برخي از احزاب براي كانديداتوري، به اين جمله اكتفا كرد كه شب ما را با اين حرفها خراب نكنيد.
وي گفت: ماه رمضان در فرهنگ اسلامي و ديني ما ماه خداست و ماهي است كه در آن انسانيت انسان مي تواند و بايد به اوج خود برسد و جنبه معنوي و  الهي او بر جنبه مادي و حيواني اش غالب مي شود. وي تصريح كرد: اگر بداخلاقي ها و بي اخلاقي ها به نام ارزشها صورت گيرد بزرگترين ستم به دين و دينداري ا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

ابهام در مجلس در خصوص طرح سؤال از رئيس جمهور

مسعود بصيري: حميد رسايي، نماينده مجلس از منتفي شدن طرح سؤال از رئيس جمهور خبر داد.


به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، وي با بيان اينكه موضوع مشايي در حد و اندازه سؤال از رئيس جمهور نبود، گفت: هر چند هنوز انتقادهايي به مشايي وارد است، اما 30 نماينده امضاهاي خودشان را پس گرفته اند.
 
طرح سؤال از رئيس جمهور منتفي نيست
با وجود اينكه رسايي، نماينده تهران، از منتفي شدن طرح سؤال از رئيس جمهور خبر داد، علي مطهري گفت: اين طرح منتفي نشده و ما به صورت موقت آن را پس گرفته ايم.
به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، وي افزود: طبق آيين نامه، هيأت رئيسه موظف بود پس از دريافت اين طرح آن را اعلام وصول كند، اما هيأت رئيسه بويژه آقاي باهنر با فضا سازي مانع انجام اين كار شدند.
مطهري با بيان اينكه اگر كسي قصد دارد امضايش را پس بگيرد بايد پس از اعلام وصول به هيأت رئيسه مراجعه كند، اضافه كرد: كساني كه اين طرح را امضا كرده بودند، تعهد شفاهي دادند كه امضايشان را پس نگيرند و اكنون هم فقط سه نفر امضايشان را پس گرفته اند.
وي با تأكيد بر اينكه طرح سؤال از رئيس جمهور 78 امضا دارد، گفت: نمي دانم در پشت صحنه چه رخ داد كه يك مرتبه اعلام كردند برخي از افراد امضاي خود را پس گرفته اند، زيرا اگر كسي مي خواست امضاي خود را پس بگيرد، بايد به ما مراجعه مي كرد.
نماينده تهران، طرح سؤال از رئيس جمهور را با طرح جدايي سازمان ميراث فرهنگي از رياست جمهوري بي ارتباط دانست و گفت: بحث ما اين بود كه چرا رئيس جمهور نسبت به سخنان رحيم مشايي واكنشي نشان نداد و با وجود اعتراض نمايندگان و مراجعه مشايي همچنان به عنوان معاون رئيس جمهور مشغول فعاليت است.
وي گفت: طرح سؤال از رئيس جمهور هنوز 78 امضا دارد، اما آقاي باهنر در جلسه علني يك دفعه گفت: 20 نفر امضايشان را پس گرفته اند به همين دليل هيأت رئيسه دچار تشكيك شد و نتوانست در مورد اعلام وصول اين طرح به جمع بندي برسد؛ بنابراين به صورت موقت طرح را پس گرفتيم تا پس از بررسي امضاها بار ديگر آن را ارايه كنيم.
 
عنوان و تركيب كميسيون امنيت تغيير نكرده است
علاء الدين بروجردي پس از مصوبه ديروز مجلس در خصوص كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي گفت: عنوان و تركيب كميسيون امنيت تغيير نكرده است و وزارتخانه هاي دفاع، اطلاعات، امور خارجه و كشور همچنان زير نظر كميسيون امنيت هستند.
به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس افزود: تنها معاونتهاي عمراني و سياسي وزارت كشور تحت نظارت كميسيون شوراها و امور داخلي كشور قرار گرفته است.
وي با ابراز خرسندي از اينكه يكپارچگي مقوله امنيت در مجلس حفظ شده است در پاسخ به پرسشي در خصوص اينكه آيا محدود كردن نمايندگان از عضويت در كميسيون امنيت موجب تقسيم آن شد، اظهار داشت: اصرار بر حضور متخصصان در كميسيونهاي تخصصي است و از آنجا كه تعداد پزشكان نسبت به تعداد اعضاي كميسيون بهداشت بيشتر شده است تعدادي از آنها در ديگر كميسيونها عضو مي شوند.
 
كميسيون امنيت ملي تقسيم شد
نمايندگان مجلس ديروز در ادامه بررسي طرح اصلاح موادي از آيين نامه داخلي مجلس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس را به دو كميسيون «دفاع، اطلاعات و امنيت ملي» و كميسيون «شوراها، امور داخلي كشور» تقسيم كردند.
به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، كميسيون «دفاع، اطلاعات و امنيت ملي»، جايگزين كميسيون امنيت مي شود و كميسيون ديگر وظايف محوله در محدوده سياست داخلي، شوراها، ثبت احوال و ... را به عهده مي گيرد. همچنين قرار شد كميسيون عمران علاوه بر وظايف قبلي به امور عمراني شهرداري ها و دهياري ها نيز رسيدگي كند.
مقرر شد كميسيونهاي تخصصي مجلس نيز اختيار داشته باشند به تعداد كافي مشاور داراي صلاحيت بويژه از ميان نمايندگان ادوار گذشته را در اختيار بگيرند.
 
در واكنش به نطق روز سه شنبه و تذكر يك نماينده، نظم مجلس را برهم زد
نطق روز سه شنبه نماينده سقز و بانه، سبب به هم ريختن فضاي مجلس براي دقايقي در روز گذشته شد.
به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، نماينده سقز روز سه شنبه به برخي مسايل قوميتي اشاره كرده بود كه ديروز قاضي پور نماينده اروميه در واكنشي به اين نطق در تذكري آيين نامه اي با رد سخنان وي گفت: فرمانداران سردشت و مهاباد و 99 درصد مسؤولان جنوب استان حتي معاون ارشد نيروي انتظامي و فرماندهان استان از برادران خوب اهل تسنن هستند، اما در نطق نماينده سقز و بانه عملكرد تمام اين عزيزان زير سؤال رفت.
رئيس مجلس در اين هنگام با قطع سخنان قاضي پور، مانع از ادامه تذكر وي شد و گفت: نكاتي كه گفتيد كفايت مي كند و اگر بحث را ادامه دهيد، براي كشور مفيد نيست ضمن اينكه در صحبتهاي ديروز (روز سه شنبه) هم نبايد بحث قوميتها مطرح مي شد، زيرا ما ملت واحدي هستيم و اقوام با يكديگر برادرند.
اما پس از سخنان لاريجاني، برخي از نمايندگان با عصبانيت به صحبت با قاضي پور پرداختند كه اين امر موجب تذكر پي در پي رئيس مجلس شد و براي دقايقي نظم جلسه به هم ريخت.
 
دولت طرح استان شدن كرج را بررسي مي كند
نماينده كرج گفت: طرح نهايي استان شدن كرج در كارگروه ويژه هيأت دولت در دست بررسي است.
به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، فاطمه آجرلو با بيان اينكه آقاي احمدي نژاد موافقت خود را منوط به موافقت پنج نماينده غرب استان تهران كرده است، افزود: هر 5 نماينده موافقت خود را با استان شدن كرج به صورت كتبي اعلام كرده اند.وي تصريح كرد: طرح نقشه شهرستانهاي استان جديد هم آماده است و براي تدوين به وزارت كشور فرستاده شده است.
 
ديدار فراكسيون اقليت با هاشمي رفسنجاني
يك عضو فراكسيون اقليت مجلس گفت: فراكسيون اقليت مجلس پس از ماه مبارك رمضان فعاليت انتخاباتي خود را آغاز كرده و با مسؤولان و چهره هاي سياسي مطرح همچون سيد محمد خاتمي، اكبر هاشمي رفسنجاني و مهدي كروبي ديدار مي كنند.
به گزارش خبرنگار پارلماني قدس، داريوش قنبري همچنين از مشخص شدن اعضاي هيأت رئيسه كميته هاي فرهنگي، اجتماعي و برنامه و بودجه اين فراكسيون خبر داد.
 
تشكيل فراكسيون زنان
فراكسيون زنان مجلس به رياست دكتر صفايي تشكيل شد.به گزارش خبرنگار قدس در مجلس، نايب رئيس اين فراكسيون، نيره اخوان و سخنگوي آن لاله افتخاري هستند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

عملکرد و مواضع اعتمادملی

به دنبال سوالات مطرح شده در فضای وب درباره مواضع و عملکرد حزب اعتمادملی، آقای اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی این حزب به سوالات کاربران الف درباره عملکرد، مشی سیاسی و استراتژی آتی حزب اعتماد ملی پاسخ می‏دهد.
 
درباره اعتمادملی:
 
حجت‏الاسلام والمسلمین مهدی کروبی، اقدام عملی برای تشکیل حزب اعتمادملی را پس از پایان انتخابات ریاست ریاست جمهوری نهم و با استعفا از دبیری مجمع روحانیون مبارز آغاز کرد.
 
به این ترتیب، هیأت مؤسس حزب، با نظر خواهی از علاقه مندان نسبت به تعیین نام حزب و همچنین تصویب اساسنامه اقدام کرد و اعضای مرکزی اعتمادملی انتخاب شدند.
 
نهایتاً در آخرین ساعات شب 24 آبان 1384 و با حضور اعضای مرکزی و خبرنگاران، اولین جلسه حزب اعتماد ملی تشکیل شد و آقای کروبی به عنوان اولین دبیر کل حزب اعتماد ملی از طرف شورای مرکزی حزب برگزیده شد.  تعدادی از اعضای مجمع روحانیون مبارز و عده‏ای از نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی نیز به عنوان اعضای شورای مرکزی انتخاب گردیدند و حزب اعتماد ملی با انتشار اولین بیانیه خویش رسماً فعالیت خود را در صحنه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور آغاز کرد. ارگان حزب اعتمادملی روزنامه اعتمادملی است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

شیوخ خلیج ‏فارس چگونه دلارها راخرج می کنند؟

دانلود اين مطلب



منبع: اکونومیست
مترجم: حسنعلی‏اله بيگی (با تشکر از روابط عمومی شرکت تجهیزات دریایی ایران)

مرور تجربه های افتصادی دیگر کشورها، یکی از موضوعات مورد علاقه نخبگان و اهل نظر برای مطالعه است. قبل از مطالعه تجربه های اقتصادی دیگر کشورها نباید فراموش کرد که اولا برای مقایسه موفقیت یا ناکامی اقتصادها، باید ملاکهای بسیار متنوع و پیجیده موثر بر توفیق یا ناکامی هریک هر آنها را در نظر بگیریم و بعد قضاوت کنیم ثانیا هنگام مطالعه چنین متونی بجای تحت تاثیر قرارگرفتن از پیشرفتهای دیگر کشورها یا ملامت خود، بهتر است ریشه های واقعی پیشرفت دیگران را تحلیل کرد.
 

 در مورد خاص کشورهای حاشیه خلیج فارس یکی از موارد مهم قابل توجه، وضعیت این اقتصادها در رتبه بندی جهانی سهولت کسب و کارها است. لازم به یادداوری است بر اساس گزارش بانک جهانی در سال 2008، عربستان سعودی در میان 181 کشور جهان رتبه شانزدهم از نظر سهولت کسب و کارها ور از نظر شاخص سهولت ثبت دارایی اشخاص، بهترین کشور دنیا است. رتبه سایر کشورهای حوزه خلیج فارس از نظر شاخص سهولت کسب و کار عبارت است از: بحرین هجدهم، قطر سی و هفتم، امارات چهل و ششم، کویت پنجاه و دوم و عمان پنجاه و هفتم. رتبه کشورمان در این رتبه بندی جهانی، صدو چهل و دوم است.

از منطقه خلیج (فارس) گزارشات بسیاری درباره معماری های پرآوازه شنیده و خوانده می شود -  برج هایی فراتر از ارتفاع 600 متر، سر به آسمان می سایند،‌ هتل هایی كه در زیر آب دریا معلق خواهند بود. در این صورت، تعجبی ندارد اگر متوجه پژواك آرام "مركز پر درخشش درمان دیابت"،‌ وابسته به "امپریال كالج لندن" ، در ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی نشویم. ساختمان این مركز از صفحات آلومینیومی، با الگویی الهام گرفته از شكل هندسی یك كریستال انسولین و مشبك كاری به سبك "مُشَربیّه"(Musharabiya)، یادگاری از تاریخ گذشته منطقه، تزیین شده است.

این بیمارستان، تأسیس سال 2006، اكنون پذیرای مراقبت و مداوای 6000 نفر بیماری است كه یك سلسله آزمایشات و معالجات را طی یك جلسه ویزیت، از سر می گذرانند. تقریباً 20 در صدِ جمعیت بومی امارات متحده از دیابت رنج می برند،كه از این نظر، بعد از كشور جزیره ایِ "نائورو"(Nauru) در جنوب اقیانوس آرام، دارای رتبه دومِ جهانی است. سه كشوری كه در این رتبه بندی بعد از امارات قرار می گیرند سه عضو دیگر از اعضاء GCC ، یعنی عربستان سعودی (16.7%)، بحرین‌ (15.2%)، و كویت (14.4%) می باشند.

این بیماری، نتیجه ناخوشایند دگرگونیِ اقتصادی این منطقه می باشد. قبل از سال 1961، ابوظبی فاقد حتی یك جاده تسطیح شده بود. از آن زمان تا بحال، این امرنشین از تحول شگفت انگیزی برخوردارگردیده است - از "صید مروارید" به "امور صنعت نفت" ، از "سوق= بازار در فضای باز" به "مركز خرید=Mall " و از "شن و ماسه" به " شیشه". این ثروت و رفاه با خود شیوه زندگیِ پشت میز نشینی و كم تحركی و رژیم غذاییِ سرشار از گلوكز را به ارمغان آورده، كه شاید موجبِ فعال شدن استعداد و زمینه ژنتیكیِ بیماری دیابت در اعراب شده است. مشتری های فروشگاه های بزرگ در دوبی از جانب یك باشگاه ورزشی و پیاده روی، بنام "Mall Workers" ، در مجاورت مراكز خرید، دعوت به نام نویسی می شوند، كه تضمین می دهد، ثبت نام شدگان بیش از ارزش كارت اعتباریِ خود از تمرینات بدنی و ورزش های ارائه شده بهره مند خواهند شد.

"بیماری دیابت" استعاره مناسبی از مشكلات فعلی كشور های GCC است. ساختارهای تولیدی و مالی منطقه تلاش می كنند دلارهای نفتی را جذب نمایند – همانند اندوخته شدن ِ گلوكز در جریان خون. مخاطراتِ فراروی این سازمانها، از نظر اقتصادی، هم ارزِ نارسایی كلیوی، در بیماران دیابتی می باشد: تورم، بخش غیرنفتی میان تهی، ‌ نیروی كار جوان و رو به رشد و نیازمندیِ دائمی به كارگران خارجی برای تكمیل و اجرای امور.

شش ملت عضو GCC ، كه قطر و عمان را نیز در بر می گیرد، طبق اطلاعات ارائه شده توسط مؤسسه بین المللی امور مالی(IIF) ، در سال 2007 ، از طریق صادرات نفت 381 و گاز 26 میلیارد دلار عایدات داشته اند.

براساس برآورد "مؤسسه جهانیِ مك كینزی"، اگر بهای نفت در حدود بشكه ای 100 دلار ثابت بماند، این كشور ها تا سال 2020 از این درآمد تصاعدیِ غیرمنتظره تقریباً 9 تریلیون دلار گردخواهند آورد: مبلغ هنگفتی متناسب با بنیه مالی كشور های مزبور، كه در سال 2007 تولید ناخالص داخلیِ مركبی بالغ بر 800 میلیارد دلار داشته اند.

البته تمام این ثروت كلان جذب نمی شود ."IIF" تخمین می زند، این كشورها در سال 2007 به حجم سهام دارایی های خارجی خود 215 میلیارد دلار افزوده اند. این اندوخته میان بانك های مركزی منطقه،‌صندوق های مالی مستقل و سلاطین و حكام ثروتمند كشور های مزبور تقسیم می شود. براساس برآورد"IIF" ، تا پایان سال گذشته این اندوخته ها بالغ بر 1.8 تریلیون دلار، و طبق نظرِ "براد سِتسِر" (Brad Setser) از "شورای روابط خارجی"(Council on Foreign Relations) و "راشل زیِمبا"(Rachel Ziemba) از مؤسسه "آر جی ای مانیتور"(R G E Monitor) رقم 4/2 تریلیون دلار دقیق تر است.

این قدرت اقتصادی نگرانی هایی را برانگیخته، ‌بخصوص كه بعضی ازصندوق های كوچكتر، افزون بر سپرده های بانكی، اوراق قرضه دولتی و خرید سهامِ در وضعیت اقلیت، در سرمایه گذاری های نه چندان گمنامی دست به معاملات مخاطره آمیزی زده اند. در ماه مارس، دولت ابوظبی طی نامه هایی خطاب به وزراء اقتصاد و دارایی كلیهكشورها، انگیزه ها و دلایل سرمایه گذاری های خود را تشریح نمود. در نامه مزبور توضیح داده شده بود كه صندوق های موجود در این كشور، صرفاً در رابطه با افراد متمول فعالیت دارند.

این ادعایی معقول و موجه است. بنا به تلقی آقای "ستسر" و خانم "زیِمبا"، اگر كشورهای حوزه خلیج‌(فارس) اكنون یك ابرقدرت اقتصادی به حساب می آیند، پس قدرت پیش رانش آنرا نیز داشته اند. مازاد دلار های آنها بیش از‌ آنكه با تدبیر قبلی باشد،‌تصادفاً اندوخته شده اند. دولت های منطقه، كه از بهای ارزان نفت،در دهه1990 خاطره ناخوشایندی دارند، در باورِ دوام قیمت های بالای نفت،دیرانگیز بودند. و لذا حجم عایدات نفت از تواناییِ این كشورها در بكارگیری آن پیشی گرفت.

لیكن، رفته رفته تمایلات میهنی كشورهای مزبور كار خود را كرده و رسیدگی به مال ومنالِ به چنگ آمده، آغاز شد. طبق اصلاع رسانی نشریه "مید"، شش عضو GCC پروژه هایی به ارزش 9/1 تریلیون دلار را اعلام و یا آغاز كرده اند، كه 43% بیش از سال قبل     می باشد. عظمت و ابهت سرمایه گذاری های خارجی كشورهای خلیج‌(فارس) ممكن است كنجكاوی و نگرانی هایی را برانگیزد. اما آنچه بیشتر قابل توجه می باشد، مقدار بودجه ای است كه این دولت ها اكنون سعی می كنند صرف كشورهای خود نمایند.

خیابان عریضی در بیابان

احتمالاً هیچ كس دوبی را به اتهام اندوختن ثروت خود، به جای به رخ كشیدن و جولان دادن با آن، موردسرزنش قرار نمی دهد، زیرا برای افرادی كه هتل های پنج ستاره آنهارا راضی نمی كند، هتل بادبان شكلِ "برج ال عرب"، تنها هتل هفت ستاره دنیا را پیشنهاد  می كند. میهمانان بوسیله بالگرد یا رولزرویس به هتل وارد می شوند، در اتاق های خود تلویزیون های 42 اینچ پلاسما تماشا می كنند، و از بین 13 متكای موجود، برای خوابیدن، بالش مناسب را انتخاب می نمایند.

دوبی با استفاده از ثروت خود نمایشگاهی از جنبه های رفاه و آسایش را ایجاد كرده، چرا كه اقتصاد این امیرنشین در حال حاضر روی افراد پولدارِ خراّج حساب باز كرده است. با مالكیت فقط درصدِ اندكی از ذخائر نفت امارات متحده عربی، دوبی در ایجاد زمینه و جلب دیگران به مشاركت در سرمایه گذاری، كاركشته و صاحب تجربه شده است. اكنون كه همسایه های محتاطتر، همچون عربستان سعودی و ابوظبی، مشتاق سرمایه گذاری بیشتر در وطن خود هستند، هنر جسارت و تهور را از دوبی می آموزند.

كمتر استاد راهنمایی مفیدتر و خبره تر از شركت "اِعمار" (Emaar) می توان یافت- یكی از سه شركت بزرگِ گستران گرِ (به عبارتی بساز و بفروش) دوبی این شركت بجهت دست اندر كار بودن در ساخت "برج دوبی"، مرتفع ترین برج دنیا، شهره خاص و عام است. در سال 2006، فعالیت جنبی این شركت در عربستان سعودی - در ساخت یك كلانشهر در ساحل دریای سرخ، 100 كیلومتری شمال شهر جده- اضافه درآمدی معادل 55/2 میلیارد ریال (680 میلیون دلار)برای آن به ارمغان آورد. "شهر اقتصادی ملك عبداله" (King Abdullah Economic City = KAEC) (مقرر شده در سال 2016 تكمیل گردد.) در خود بیش از دو هزار كارخانه و جمعیتی معادل دو میلیون نفر را جای خواهد داد. استراحتگاه های آن دارای 22500 اتاق خواهد بود، و بندرگاه آن، بندر اسلامی جده را،‌كه سالانه محموله هایی معادل 20 میلیون واحدكانتینر های 20 فوتی و 300 هزار نفر زائرِ عازم مكه را می پذیرد و جابجا می كند، تحت الشعاع قرار خواهد داد.

طی شكوفایی اخیرِ بهای نفت، به فرمان دولت، شهر های جدیدی، همچون "یَنبُع"(Yanbu) و "جوبَیل"(Jubail) به وجود آمدند. اما "اِعمار" ثروت خود را از بركت سرمایه گذاران محلی، در یك پیشنهاد فروش عام سهام  با تعهد زائد(oversubscribed) گردآوری نموده است.]سهام در این اصطلاح بدین معناست كه بیش از مقدار عرضه، تعهد شده اند[یكی از منتقدان امور اقتصادی می گوید، یك چنین "غوغا و جار و جنجالِ بازار سهام" برای عربستان تازگی داشت. در حقیقت، بخش خصوصی پیش از این هرگز ساخت و ساز شهری در این حد و اندازه  را در دست اقدام نداشته  است.

در بالای دروازه ورودیِ كارگاه، عكسی از ملك عبداله آویزان شده كه با رأفت به پایین نگاه می كند. این گذرگاه سرپوشیده مشعر است بر ابتدای یك جاده 17 كیلومتری با درختان نخلی كه قادر نیستند منطقه خالی و خاكیِ كیلومترها گسترده در هر دو طرف جاده را بپوشانند. شن و ماسه ای كه توسط باد جابجا می شود، در طول این جاده تشكیل برجستگی های سرعت گیر مانندِ طبیعی را می دهد. در جایی كه جاده به دریا می رسد، عملیات ساختمانی آغاز شده است. یك دستگاه كوبشگر در دریاكنار، آبشاخه ای را ایجاد نموده و قلوه سنگ ها را تلق و تلوق كنان از طریق لوله ای به درون دریا سرازیر می كند. كارگر ها فرصتی را بدست می آورند و به نماز می ایستند، و همچون درختان نخل كه در برابر باد تكان می خورند، در پیشگاه خداوند سرِ تعظیم فرود می آورند.

شركت اِعمار سرمایه خود را با پیش فروشِ(off-plan) املاك و مستغلات رویایی (یعنی، قبل از اینكه ساخته شوند) بدست می‌آوَرَد، و عایدات حاصل را در راستای تبدیل "نقشه ها" به "واقعیت" بكار می گیرد. این الگو، از بركت ویژگیهای برازنده نشان تجارتیِ "اِعمار" و عملكرد دولت، در دوبی بخوبی قابل اجرا و اثرگذار است. در عربستان سعودی،خریداران محتاط ترند و هیئت دولت خیلی كاربُر و زیرك نیستند. شركت اِعمار اخیراً موافقت كرده كه مكانی صنعتی را به یك شركت سعودی- فرانسویِ سازنده مواد لیزانه (Lubricants) و یك سرمایه گذاریِ مشتركِ آلومینیوم سازی، از ابوظبی و دوبی اجاره دهد. اما پادشاه عربستان در بازدیدی كه در ماه اوت سال گذشته، از كارگاه ساختمانی مزبور بعمل آورده بود، بنظر می رسید از پیشرفت كار خیلی راضی نبوده است. موعد مقررِ پایان پروژه، از سال2026 به 2016 تغییر یافت. در فوریه سال جاری، ایجاد یك منطقه صنعتی خیلی بزرگتر بنام "شهر سُدَیر"(Sudair City) كه اكثر بودجه آن توسط دولت تأمین خواهد شد، به اطلاع همگان رسید.

شركت اِعمار با یك افزایش هزینه دیگر، كه در سرتاسر منطقه همه جاگیر است، نیز، رویاروی می باشد : صعود هزینه نیروی انسانی و مواد و مصالح ساختمانی. سیمان، فولاد، و حتی شن و ماسه رو به گرانی است و كمبود مهندس مشهود است. تورم، در ماه فوریه به 8.7% رسید، و برای شهروندان عربستانی، كه مقامات بانك مركزی آن همچون روحانیون ِ آن جامعه محتاط می باشند، شوكی به حساب می آید. در عمان نرخ تورم به11.1% رسید كه در 18 سال اخیر بی سابقه است. در امارات و قطر، نیز، دو رقمی بودن نرخ تورم، منطقی بنظر می رسد.
 
در پسِ این اعداد و ارقام، سه دلیل و اجبار اقتصادی نهفته است : نخست، افزایش جهانیِ قیمت های فرآورده های اصلی، بویژه مواد غذایی، به واسطه تقاضای فزاینده و عرضه نامطلوب ومتشنج. دلیل دوم، سقوط ارزش دلار آمریكااست، كه پول در گردش تمام كشورهای خلیج (فارس)، باستثناء دینار كویت، ثابت نگه داشته شده اند. و سومین اجبار اقتصادیِ مورد نظر كمتر شناخته شده است. و آن ترقی بهای كالاهای غیرمبادله ای، عمدتاً خانه و مسكن و مكانهای اداری، كه محققاً نتیجه قابل انتظارِ شكوفایی نفت می باشد، و حتی امكان دارد به كشورهای مزبور در جذب ثروت های جدیدشان كمك نماید.

قیمت های بالای مواد غذایی حتی می تواند سخت جان ترین مصرف كنندگان را نیز به ستوه آورَد. "سامح مُصَبْحَه"(Sameh Musabha) ، كه رقابت چهار نفر از شتر های توانمندش را در زمین مسابقه شترسواری، در امیرنشین كوچك امارات، یعنی رأس الخیمه به نظاره نشسته، می گوید، هزینه علوفه مرغوب برای شترها، طی هشت ماه، بیش از دوبرابر افزایش یافته است. و اضافه می كند، "در حال حاضر همه چیز گران است. در" "مركز خریدِ دو-درهم"" (Two-Dirham Plaza) ، در همین نزدیكی، الان قیمت اقلام بسیاری 5 برابر شده است."
 
در عین حال، سقوط ارزش دلار قیمت بسیاری از اقلام وارداتی را ، كه بر حسب واحد های پولیِ غیر دلاری فاكتور می شوند، نیز بالا برده است. كارگران خارجی شدیداً گله مندند، پولی كه در حوزه خلیج فارس بدست می‌آورند، وقتی برای خانواده شان ، به هندوستان، پاكستان یا انگلستان می فرستند، خیلی كمتر از قبل كفاف معیشت آنها را می دهد. تثبیت نرخ برابری ارز، بانكهای مركزی كشورهای GCC را وادار كرده دنباله رو بانك مركزی دولت فدرال آمریكا باشند، آنهم در موقعیتی كه شیوه و سیاست اقتصادی آنها كاملاً متفاوت می باشد.
 
آیا احتمال دارد پول در گردش خود را با نرخ های مستحكمتر و پر رونق تری برابریِ مجدد نمایند  یا  همه باهم ترك تثبیت نرخ خواهند نمود؟ در ماه دسامبر 2007 ، در نشستی،كشورهای GCC این ایده را رد كردند، و بر این عقیده بودند كه تعویض تركیب نرخ فعلی احتمال دارد هدف عالیِ اتحاد اقتصاد پولیِ مورد نظرِ سال 2010 را به مخاطره اندازد. و طبق اظهار نظر "جان اسفكیاناكیس"(John Sfakianakis) ، مشاور ارشد امور مالی بانك سعودی- انگلیسیِSABB ،در ریاض، اكراه عربستان سعودی از تضعیف دلار، یعنی پولِ در جریانِ نزدیكترین پشتیبانش،  دلیل قوی تری برای اتخاذِ این تصمیم بوده است. اما نخست وزیر قطر بر این باور است كه پول در جریان كشورش حدود 30% كمتر از ارزش واقعی اش قیمت گذاری شده، و لذا هنوز احتمال عدم پذیرش تصمیم متخذه را برای خود محفوظ می داند.

كشتی های دَهو رؤیت نمی شوند

حتی اگر دلار از ثبات مورد نظر برخوردار بود، بی ثباتی قیمت ها در منطقه دور از ذهن نمی بود. این بدان دلیل است كه اگر قرار است كشور های خلیج (فارس) دلار های نفتی خود را جذب نمایند، مكانیسم قیمت گذاری هم بیكار نخواهد نشست.

هنگامی كه یك كشور صادر كننده مواد مولد انرژی، دلار های نفتی خود را در بانك مركزی مبادله می كند،پرداخت ها و هزینه های داخلی افزایش می یابد.

اما اگر اقتصاد داخلی مسامحه و كم كاری را پیشه خو سازد، در راستای پاسخگویی به تقاضاهای جدید و فزاینده برای  كالا و خدماتِ بیشتر، نمی تواند معجزه نماید. در عوض، قیمت ها ، متناسب با قیمت كالاهایی كه از خارج وارد می شوند،‌افزایش می یابد. طبق مطالعات انجام شده توسط سه نفر از اقتصاددانان "صندوق بین المللی پول"(IMF) ، دو برابر شدن بهای نفت، در نهایت،نسبت به كالاهای قابل مبادله، منتج به افزایشِ 50 در صدیِ بهای كالا های غیرقابل مبادله(همچون مسكن) خواهد شد.

این حالت نشان دهنده تورم می باشد. اما افزایش قیمت ها بمحض اینكه دو عملكرد مفید را به انجام رساندند، باید به تدریج نقصان یابند : عوض كردنِ مسیر تقاضا از كالاهای خارجی ، و افزایش ارائهكالا و خدماتی كه باید در داخل كشور تولید شوند.

این اقتصاد كلان در سرتاسر امارات متحده عربی اثربخش و قابل رؤیت است. در خور قدیمیِ دوبی، كشتی های ته پهنِ "دَهو" كه در ردیف چهارتایی مهار شده اند، در پشت محموله های انباشته شده در بارانداز، از نظر دور و غیرقابل رؤیت مانده اند. قطعات یدكی خودرو از آلمان، تمرهندیِ بدون هسته از میانمار و برنج باسماتی از پاكستان، توسط جرثقیل های كوچكِ ساخت چین، در حال تخلیه شدن می باشند. در همین اثنا، هزینه مسكن، یعنی خدماتی كه باید در محلِ تولید به مصرف برسد، در حال افزایش شدید است. در دوبی در سال 2006 اجار بها 30% و در 2007 مجدداً 17% افزایش یافته است. دولت سعی كرده  در سال جاری افزایش اجاره بها را در حد 5% ثابت نگه دارد، اما صاحبان مسكن، مستأجرهارا به هربهانه و دستاویزی بیرون كرده و موقع اجاره مجدد، 30 تا 40% افزایش اجاره بها را اِعمال می كنند. اجاره بهای ساختمانهای اداری و بازرگانی در دوبی، اكنون تقریباً معادل اجاره بهای چنین مكان هایی در قلب "مانهاتان ِ" نیویورك می باشد.

شترچران جوانی از بنگلادش

 برخی از كالا و خدمات را نمی توان وارد نمود، اما نیروی كار مورد نیاز برای تولید آنها قابل وارد كردن می باشد. در كشور های خلیج‌(فارس)، مهاجرت در ثبات اقتصاد كلان، تقریباً همچون ابزاری به كار گرفته شده، ‌و دستمزدها را در حالت متعادل نگه می دارد. افراد جوان كم سواد و ناوارد از مناطق روستائی پاكستان توسط خطوط هواپیمایی به ریاض، پایتخت عربستان سعودی وارد می شوند، كه در گذرنامه های خود بجای امضاء از اثر انگشت استفاده نموده اند. از روی گردونه چمدان ها، محموله های پرتقالی را كه با خود آورده اند برمی دارند تا قبل از یافتن شغلی، همچون رانندگی كامیون تا كار در كارخانه های سراسرِ پادشاهی، آنها را فروخته و گذران ِ زندگی نمایند. در دوبی كارگرانی از جنوب آسیا، در اتوبوس های زرد رنگی كه كودكان آمریكایی را در ایالات متحده به مدرسه       می برند، از قرارگاه های كارگریِ ایجاد شده در صحرا تا محل كارشان آمد و شد می نمایند. در كارگاه های ساختمانی، كارگران با نشان هایی نصب شده بر جلو سینه، با صف در حركت بسوی كار هستند.

كشور های خلیج (فارس) مدتهاست پذیرفته این صفِ كارگران خارجی پایان ناپذیر است. اما بعضی از شركتهای ساختمانی اكنون تلاش می كنند نیروی انسانی كمربسته و در دسترس بیابند. كارگران این جرأت را پیدا كرده اند كه تقاضای دستمزدهای بالاتر و بهتری بنمایند. در هجدهم ماه مارس صدها كارگر در امیرنشین شارجه، در اعتراض به میزان دستمزدهای پرداختی، در یك اردوگاه كارگری خودرو ها و ساختمانهای اردوگاه را به آتش كشیدند. در ماه فوریه 45 نفر از بنّاهای هندی به اتهام اعتراضات خشونت آمیز به زندان و اخراج از كشور محكوم شدند.
 
مهاجران بعضاً از طرف كشور های خود حمایت می شوند. دولت هندوستان از دولت بحرین برای شهروندان شاغل خود در آن كشور تقاضای پرداخت حداقل دستمزد قانونی را كرده بود، كه این درخواست باعث رنجش شدید دولت بحرین گردید. اما خودِ بحرین در بهسازیِ بازار نیروی كار، كه در راستای گرانتر كردن نیروی كار خارجی طراحی گردیده، پیشقدم شده است. از اول جولای شركت ها موظف خواهند بود در برابر استخدام هر كارگر خارجیِ ثبت شده در دفاترشان، ماهانه ده دینار (26 دلار) عوارض بپردازند،‌ باضافه مخارج اخذ روادید،معادل 200 دینار (520 دلار) برای هر كارگر خارجی.

این عملكرد ضد و نقیض نسبت به كارگران خارجی در سراسر كشورهای GCC اِعمال می شود. متولین بومی این كشورها مایلند از منافع و فرآورده های حاصل دسترنج كارگران مهاجر بهره مند شوند، اما از طرفی دوست ندارند با رقابت هایی كه مهاجران عامل آن هستند روبرو گردند. 60 درصدِ كارهای خصوصی در منطقه GCC توسط خارجی ها انجام می شود ( در امارات بالای 90%).  حتی آقای‌"مصبحه" پیشگفته، برای چرای شترهای خود یك شاگرد جوان ِ اهل بنگلادش را به استخدام درآورده است.

در عوض، بسیاری از اتباع این كشورها در جستجوی مشاغل دولتی و قرار گرفتن در فهرست حقوق بگیران ِ رو بتزاید دولتی هستند، كه بودجه آن بوسیله دلار های نفتی تأمین می شود. اما میدان های نفتی بحرین در حال ته كشیدن و خشك شدن بوده و مخازن عمیق عربستان بین جمعیت بسیارش‌(25 میلیون نفر)] كه سریعتر از درآمدهای نفتی آن كشور، در حال رشد است[به نسبت ناچیزی توزیع می شود. این كشور با فقر خیلی بیگانه نیست. در بخش قدیمی جده، خانه های مرجانی زیبا روبه ویرانی گذاشته اند. زنان سالخورده نظرِگربه های ولگردی را كه در ظروف زباله شهر در جستجوی پس مانده مواد غذایی هستند، به خود جلب می نمایند.

دولت های سعودی و بحرینی از عهده استخدام هر شهروندِ جویای كار برنمی آیند. اما "دستمزدهای حاصل از دلار های نفتی" هنوز سایه بلند خود را گسترده، و انتظارات و هزینه های فزاینده زندگی را باعث گردیده است. در جاهای دیگر دنیا، بخش خصوصی در راستای جذب نیروی كار ، با دولت رقابت نموده و پرداخت های قابل مقایسه ای را پیشنهاد می كنند. اما در كشور هایGCC صاحبان مشاغل خصوصی به جای این كار، مهاجران را به كار می گیرند. این رویكرد، بسیاری از سعودیها و بحرینی ها را در بلاتكلیفی قرار می دهد. آنها نه می توانند روی مشاغل دولتی حساب باز كنند، و نه به دستمزدهای پایینِ بخش خصوصی قانع می باشند.

افراد بیكار و بیعارِ دارای گواهینامه

طبق برآورد مؤسسه "مك كینزی"، ساختار تولیدی و مالیِ GCC ، برای استخدام تمام شهروندان جوانِ فارغ التحصیلِ دبیرستان ها و دانشگاه های خود، نیازمند ایجاد سالانه 280 هزار شغل می باشد. اما علی رغم داشتن كوچكترین نسبت تقریبیِ تعداد دانش آموز به تعداد معلم درجهان، بسیاری از فارغ التحصیلان با اندك مهارتهای مورد نیازِ بازار كار، وارد جامعه می شوند. یك واكنش در برابر معضل اشتغال ، وادار كردن شركت ها به استخدام شهروندان می باشد. یعنی تحمیل سهمیه ای تحت عنوان "عمانی كردن"(Omanisation) و یا "سعودی كردن"(Saudi-isation) ( جایگزین كردن بیگانگان با پرسنل تعلیم دیده عمانی / عربستانی). اما این اقدام، وجدان كارِ نیروهای محلی و روحیه مهاجرین را تضعیف می كند. براساس برآورد "مك كینزی" 25 درصد كاركنان بومی در بحرین، عربستان و امارات متحده برای حضور و پذیرش كار كوتاهی می كنند.

واكنش دیگر به این مشكل، ترویج صنایع جدید ( سوای صنعت نفت،كه تعداد بسیار قلیلی را استخدام می كند، و ساخت و ساز، كه دستمزد بسیار ناچیزی را می پردازد.)     می باشد. عربستان سعودی در زمینه خصوصی سازیِ مخابرات و آزادسازی خطوط هواپیمایی و راه اندازی خدمات مالی -  اقتصادی، پیشرفت هایی داشته است. همچنین، این كشور، به شهر های اقتصادی خود بسیار امیدوار است، كه "شهر اقتصادی ملك عبداله =KAEC  " یكی از 6 شهر از این نوع می باشد. بعضی دیگر از این قبیل شهرها عبارتند از : "شهر دانش و اقتصاد"(Kowledge-Economic City = KEC)، در نزدیكی شهر مقدس مدینه، و دیگری شهری بنیان نهاده شده براساس صنایع فولاد، مس، آلومینیم و دیگر صنایع سنگین در "جیزان"، و شهر دیگر در ارتباط با مشاغل مربوط به كشاورزی در شهر "حایل" ، كه 90 درصد غلات و یك سوم سیب زمینی كشور را تولید می كند. قرار است در تمام این شهر ها تا سال 2020 رویهمرفته 3/1 میلیون شغل ایجاد شود.

متأسفانه طرح های دگرگون سازی منطقه، فاقد تنوع و تمایز زیادی می باشند. به عنوان مثال، علاوه بر دو كارخانه ذوب آلومینیوم، كه از قبل در دوبی و بحرین در حال   بهره برداری هستند، بیش از یازده كارخانه دیگر از این نوع در شُرُف احداث می باشد. آقای "اسفكیاناكیسِ پیشگفته، حدس می زند كه دولت های GCC همگی از یك گروه از مشاوران، نظرات و صلاحدیدهای مشابهی را دریافت كرده اند ( كه این همه كارخانه آلومینیم سازی در دست ساخت است). در گزارشی تهیه شده توسط بانك ملی كویت آورده شده، این كشور ها در اتخاذ شیوه "من هم همینطور = تقلید از دیگران" (me-too) در توسعه صنعتی بی تقصیر نیستند، چرا كه این شیوه باعث افزایش مخاطره اضافه ظرفیت نه تنها در تولید آلومینیوم بلكه در صنعت پتروشیمی و املاك ومستغلات، نیز،    می شود.

در كشور های كوچك خلیج فارس، همچون كویت و قطر، چگونگی امور اقتصادی نسبتاً متفاوت است. عایدات سرانه سال گذشته دولت های این دو كشور به ترتیب حدوداً بالغ بر60 و 90 هزار دلار می شده است. البته، این منابع تا ابد قابل دوام نخواهند بود. اما این بدانمعنی نیست كه آنها نیازمند ایجاد تنوع در تولیدات خود هستند. بلكه با سرمایه گذاریِ درآمدهای حاصل از فروش مواد مولد انرژیِ خود در یك دامنه گسترده ای از دارایی ها می توانند زمینه های درآمد های خود را تنوع بخشند. در درازمدت، یك مجموعه دارایی های تنوع یافته متشكل از سهام، اوراق قرضه و بهادارِ دولتی و املاك و مستغلات به احتمال قوی و در هر صورت، بهتر از نفت جواب خواهد داد.

آخر و عاقبت اوضاع اقتصادی این كشورها آنچنان است كه در سال 1930، در یكی ار آثار "جان مِینارد كینِس"(John Maynard Keynes) ، با نام "امكانات اقتصادی برای نوادگان ما"(Economic Possibilities for Our Grandchildren) ، مجسم شده است. در عصر شكوفایی و فراوانیِ رفاه و ثروت، تلاش بر سرِ حصول اطمینان از اشتغال شهروندان، دستخوش چالشِ به كار مشغول كردن ِِ آنان شده است! چگونه می توان ملتی را از روآوردن به تن پروری و فرار از كار پیشگیری نمود؟

ابوظبی در حال تجربه آینده جالب توجه تری است. در ماه فوریه، اولین كلنگ "مؤسسه علوم و فن آوریِ مصدر"، به عنوان نخستین گام در نوآوریِ ترویج فن آوری های مربوط به انرژی قابل تجدید‌(از آغاز فرایند تا فرآوری و تولید)، به زمین زده شد. این نوآوری در یك "زیست شهر= شهرسبز"(eco-city) كوچك پیاده خواهد شد، كه در آن از شهروندان دعوت خواهد شد در مصرف انرژی صرفه جویی نموده و خودرو های خود را فراموش نمایند.

برق مورد مصرف مراسم كلنگ زنیِ این پروژه توسط 24 سامانه صفحات انرژی خورشیدی، در طرح های گوناگون تأمین می شد، كه هركدام را یك شركت تولیدی ساخته بود. قرار بود این شركت ها در مناقصه خدمات رسانی به این شهر رقابت نمایند. در دفتر كارگاه این پروژه، كنتور برق برعكس (روعقب) می چرخد.( یعنی نه تنها از برق شبكه شهری استفاده ای نمیشود،بلكه اضافه برق تولید خود را یا ذخیره می كند و یا به شبكه شهری وارد می كند.) و این مثالِ پیش از انتظار و مناسبی برای فرازجوییِ شهر "مصدر"  می باشد كه علاوه بر تأمین برق مورد نیاز خود، تواناییِ اعطاء برق به شبكه برق رسانی كشوری را نیز دارد. در كشوری كه شدیداً مشتاق رانندگی و پای بند حفاری چاه های نفت است، طرح "مصدر" فرایندی متهورانه و شاید آرمان گرایانه  باشد. این عملكرد، كوششی است كه بیش از شباهت داشتن به تنوع بخشیِ اوضاع اقتصادی، شبیه زیر و رو كردن آنست. آیا این یك كار عبث و ابلهانه است؟ مزیت ابوظبی در این راستا اینست كه این امیر نشین پول انجام این كار را دارد. و این پولی نیست كه در صورت شكست خوردن طرح مزبور، خیلی باعث نگرانی گردد%.

سايت الف

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

سخنان افشاگرانه احمدی نژاد درباره جاسوسی هسته ای و دانشگاه آزاد

دکتر محمود احمدی نژاد چهارشنبه شب در مراسم افطار دانشجویان نخبه و تشکل های دانشجویی، طی سخنانی صریح به سوالات و ابهامات دانشجویان در مورد مسائل مختلف کشور پاسخ داد.

رئیس جمهور در مورد پرونده هسته ای گفت: کسانی بودند و هستند که به طور منظم اطلاعات هسته ای کشورمان را به دشمن می دادند و ما مستندات فعالیت های آنها را داریم . آنها دشمن را تحریک می کردند و به آنها می گفتند چرا در صدور قطعنامه هسته ای تاخیر می کنید، زودتر قطعنامه بدهید. بعد که غربی ها قطعنامه می دادند، اینها به دشمن می گفتند چرا قطعنامه ضعیف بود، فشار را زیاد کنید تا تسلیم شوند. این افراد اطلاعات بحث های درونی مسئولان در مورد پرونده هسته ای را به غربی ها می دادند که مثلا فلانی با فلانی در موضوعی اختلاف دارند.

دکتر احمدی نژاد ادامه داد: دستگاه اطلاعاتی ما که در صدد برآمد با این ها برخورد کند،  تاکنون فشارهای زیادی را متحمل شده است و البته آنها فشارشان را ادامه می دهند، اما ما ایستاده ایم و اگر لازم باشد موضوع را جار می زنیم و لازم باشد شهر به شهر، کوچه به کوچه می رویم و در مورد این ها با مردم سخن می گوییم. اگر این ها بخواهند به کار خودشان ادامه دهند و به دستگاه قضایی و اطلاعاتی فشار بیاورند، اسم آنها و مستندات و مدارک جاسوسی آنها را منتشر می کنیم. چرا وزارت اطلاعات مستندات این ها را منتشر نمی کند؟

محمود احمدی نژاد اضافه کرد: غربی ها اخیرا مایوس شده اند. چنانچه یکی از این غربی ها به من گفت: ما معتقدیم که باید دوره احمدی نژاد بگذرد. در این دوره نمی شود کاری کرد. به او گفتم که احمدی نژاد کسی نیست. باید دوره خداپرستی بگذرد که شما بتوانید در ایران کاری بکنید و امتیازی بکیرید. ملت ایران ایستاده است.  
 
 
رئیس جمهور افزود : طی دوسال اخیر به لطف خدا چرخه سوخت هسته ای تکمیل شده و علاوه برآن برخی تحمیل های سنگین علیه ملت ایران نیز کنار گذاشته شده است. ملت ایران آماده گفتگو با همه در مورد مسائل مختلف جهان است اما از حقوق مسلم خود در موضوع هسته ای سرسوزنی عقب نمی رود. قدرت های زورگو باید اجازه دهند آژانس به فعالیت قانونی خود بپردازد تا آبرویشان حفظ شود زیرا در دو سال اخیر هرچه بیشتر فشار آورده اند به ضرر خودشان بوده است .
 
 
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه خودباوری لازمه همه کارهاست گفت : رمز پیروزی در مسائل مختلف به ویژه موضوع هسته ای، ایستادگی است زیرا در غیر این صورت استقلال ما در دیگر عرصه ها را نیز می گیرند.
 
رئیس جمهور در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در مورد تعلل در پیگیری مساله دانشگاه آزاد نیز اظهار داشت: برخی مقامات بلندپایه توصیه کرده اند در شرایط هسته ای روی این موضوع فشار نیاوریم.  

رئیس جمهور در ادامه با ذکر چندین نمونه، مسائل دانشگاه آزاد را ارائه کرد و گفت: دانشگاه آزاد فقط در یک نمونه با یک مرکز تحقیقاتی وابسته به یک مجمع و سازمان که از بودجه دولتی استفاده می کند قرار دادی 4 میلیاردی منعقد کرده است که نقش مصر در معادلات منطقه ای را بررسی کند. من به این ها نامه نوشتم که یک دانشجوی علوم سیاسی می تواند این را به عنوان یک رساله دانشجویی انجام دهد. این موضوع به چه درد دانشگاه آزاد می خورد، قرار داد مطالعاتی دیگری داشتند در مورد مناسبات بین الملل و ... شما معادل همین پول را می توانستید به دانشجویان تخفیف بدهید. این رقم یک درصد بودجه آموزشی دانشگاه آزاد است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

تعصب‌های قومی تنها مانع فعاليت‌های قرآنی در پاكستان است

«عباس روحانی» وابسته فرهنگی ايران در حيدرآباد پاكستان در مصاحبه با خبرنگار بين‌الملل خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: در ايالت سند و از جمله شهر حيدرآباد مسئله مخالفت با برنامه‌های مذهبی و قرآنی مطرح نيست اما برخی اوقات مسائل قومی مانعی را برای اين فعاليت‌ها ايجاد می‌كنند و حتی بسياری از غيرمسلمانان در ايالت سند به دليل مسائل قومی و ترس از خانواده از گرايش به سمت اسلام در هراسند.

وی در ادامه با اشاره به مهجور بودن قرآن در بين شيعيان تأكيد كرد: خانه فرهنگ حيدر آباد تمام فعاليت خود را بر اين امر متمركز كرده‌است تا كلاس‌های قرائت قرآن كريم به صورت مداوم و روزانه در خانه‌های سراسر ايالت سند برگزار شود.

روحانی، برگزاری كلاس‌های قرآن در سه گروه سنی؛ جوانان، كودكان و بزرگسالان در مساجد اهل تسنن و اهل تشيع، كلاس‌های احكام در خارج از رايزنی، برگزاری كلاس‌های قرآنی و معارف برای خواهران، اجرای برنامه‌های قرآنی برای كودكان را از فعاليت‌های رايزنی برای ترويج فرهنگ قرآنی در ايالت سند عنوان‌كرد.

وابسته فرهنگی ايران در حيدر آباد هدف از اجرای برنامه‌های قرآنی و مناسبتی خانه فرهنگ را ايجاد وحدت ميان شيعه و سنی و بازگرداندن انسان به فطرت الهی عنوان‌كرد.

روحانی، عمده فعاليت خانه فرهنگ ايران در حيدرآباد را در زمينه فعاليت‌های قرآنی در ماه مبارك رمضان عنوان كرد.

وی برگزاری مسابقات قرائت ويژه خواهران و برادران كه به صورت سراسری در ايالت سند و در اوايل ماه مبارك رمضان برگزارمی‌شود، اعزام قاريان ايرانی به مساجد بخش‌های داخلی ايالت سند را از ديگر فعاليت‌های خانه فرهنگ در ماه رمضان برشمرد.

وابسته فرهنگی، با اشاره به حضور چشمگير نمازگزاران مسجد اهل سنت منطقه «بديل» در مراسم سينه‌زنی و مرثيه‌خوانی امام حسين(ع) در ماه محرم سال گذشته‌، استقبال غيرمسلمانان از برنامه‌های مناسبتی و قرآنی رايزنی را قابل توجه ‌خواند.

عباس روحانی، ترجمه كتاب‌های مرحوم«شهيد مطهری» به زبان اردو و سندی و ترجمه كتاب‌های اسلامی از زبان اردو به زبان فارسی را بخش ديگری از فعاليت‌های خانه فرهنگ حيدرآباد با هدف نشر معارف قرآنی و اسلامی در ايالت سند عنوان كرد.

روحانی در پايان با ابراز خرسندی از نشر فعاليت‌های اسلامی و فرهنگی رايزنی خانه‌ی فرهنگ ايران در روزنامه‌های ايالت سند از چاپ مقاله‌ای درباره مقام والای حضرت زينب(س) در بيست روزنامه ايالت سند به سه زبان سندی، اردو و انگليسی خبر داد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

نصرالله محبوبترين رهبر جهان عرب

تايج يك نظرسنجي جديد كه بلافاصله پس از عمليات رضوان منتشر شد نشان مي دهد كه سيد حسن نصرالله دبير كل حزب‌الله لبنان محبوبترين رهبر جهان عرب است.

 

در اين نظر سنجي كه توسط مركز سابان وابسته به موسسه بروكلين واشنگتن در 6 كشور صورت گرفته 26 درصد سوال شوندگان نصرالله را محبوبترين رهبر مورد نظر خود معرفي كرده‌اند. در نظر سنجي مذكور بشار اسد رئيس جمهور سوريه با 16 درصد در رديف دوم و آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران با 10 درصد در رديف بعدي جاي گرفته‌اند.

گفته مي شود با پيروزي حزب الله لبنان در عمليات مبادله اسرا با رژيم صهيونيستي، درصد محبوبيت سيد حسن نصرالله بالاتر هم برود.
در نظر سنجي مذكور 98 درصد از شيعيان لبناني اعتقاد دارند اسرائيل از آنچه سعي مي كند نشان دهد بسيار ضعيف‌تر است و به پايان خود نزديك‌تر مي‌شود. در جريان مبادله اسرا بين حزب‌الله لبنان و رژيم صهيونيستي جسد دو سرباز صهيونيست با 5 تن از اسيران لبناني و جنازه 200 شهيد مقاومت لبنان و فلسطين رد و بدل شد.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

ساخت سامانه ردياب پرنده هاي دشمن

رئيس سازمان جهاد خودكفايي نيروي زميني سپاه گفت: سيستم‌هاي جديد در معرض ديد قراردادن پرنده‌هاي دشمن، در اين نيرو طراحي و ساخته شد.

 

سرهنگ ناصر عرب بيگي رئيس سازمان جهاد خودكفايي نيروي زميني سپاه در گفتگو خبرگزاري فارس با اشاره به توانمندي‌هاي اين نيرو در طراحي و ساخت سيستم‌هاي مدرن الكترونيك اظهار داشت: با توجه به نيازهاي كشور به در اختيار داشتن تجهيزات مدرن جنگ الكترونيك (جنگال) و سيستم‌هاي مقابله با اين موضوع، سپاه پاسداران در بخش طراحي و ساخت پروژه‌هاي الكترونيك، الكترومغناطيس و اپتيك موفقيت‌هاي زيادي داشته است.

به گفته وي، از جمله اين موفقيت‌ها پروژه‌هاي جستجو و رديابي غيرفعال اپتيكي است كه اين سيستم‌ها مي‌توانند در پيدا كردن و در معرض ديد قراردادن پرنده‌هاي دشمن بسيار موثر واقع شوند.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

ذعان ناتو به شكست در كنتذل افغانستان

فرماندهی ناتو در افغانستان نخستین بار اذعان كرد: هیچ منطقه امنیتی دراین كشور وجود ندارد و این سازمان توانایی كنترل بر آن را ندارد .

 

به نوشته روزنامه اینترنتی روسی ایزوستیا چاپ روسیه ، در پی این اذعان ناتو و شرایط كنونی در افغانستان ، دولت ژاپن از اعزام نیرو به افغانستان صرفنظر كرد.

 

به نوشته ایزوستیا ، محافل دولتی ژاپن اعلام كردند: این تصمیم با در نظر گرفتن وخامت شدید اوضاع افغانستان گرفته شده است .

دولت ژاپن همچنین پس از بررسی درخواست آمریكا و ناتو برای اعزام نیروهای وزارت دفاع به افغانستان اعلام كرد: نیروهای این كشور نبایددر عملیات نظامی شركت كنند و باید فقط به وظایف كمكی در مناطق بی خطر عمل كنند.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  |