تبليغاتX
مجله الكترونيكي

مجله الكترونيكي

بانك اخبار و مقالات فارسي در حوزه هاي گوناگون علمي، پزشكي، سياست، آي تي و مذهبي و...

مثلث برمودا رازي در آسمان و دريا

در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده، ناحيه ‌اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز مي‌شود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مي‌يابد، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو،به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده مي‌شود و دوباره به برمودا باز مي‌گردد.

 

اين ناحيه كه به مثلث برمودا معروف است،در ليست رازهاي ناشناخته جهان به مكاني اضطراب انگيز وباور نكردني به ثبت رسيده است . در اين مكان بيش از صدها هواپيما وكشتي بدون آنكه كوچكترين اثري از آنان باقي بماند، ناپديد شده‌اند .اغلب اين حوادث از سال 1945 به بعد روي داده است،و در طول 26 سال اخير بيش از 1000نفر در اين ناحيه از جهان جان خود را از دست داده اند، بي آنكه حتي اثري از جسد يكي از آنها يا نشانه اي از بقاياي هواپيماهاو كشتي‌هاي ناپديد شده باقي مانده باشد .

 

 

 

موقعیت مثلث برمودا 

 

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

 

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

 

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی، عدم روئیت خشکی، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته، لکه روغن، آثاری از اجسام شناور، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

 

منطقه وحشت همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

 

مشاهدات و گزارشات در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

 

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

 

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

 

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

 

علل واقعه ,علل فرضی طبیعی توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از: جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

 

علل فرضی غیر طبیعی 

 

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

 

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

 

ام. ک. جساپ که یک فضانورد، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت تحقیقاتش نیمه تمام ماند. داستانی عجیب حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت. آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟ آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟ گذشته و آینده برمودا 

 

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها»، «مثلث شیطان»، «مثلث مرگ»، «دریای بدبختی»، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است. شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است. اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

 

آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟ آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟ و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

 

 

 

كشف يك علت طبيعي براي حوادث مثلث برمودا

 

يك دانشمند ژئوفيزيك ساكن شهر وارونژ روسيه مدعي كشف يك علت طبيعي براي حوادث ناگوار مثلث برمودا شد. ولاديسلاو بوكريف، در اين زمينه گفت: ويژگي عجيب مثلث برمودا توسط طبيعت برنامه ريزي شده است. يكي از شعبات جريانات گرم گلف استريم، با گردش در جهت عقربه هاي ساعت در منطقه درياي سارگاسوف، روي مي دهد. اين حركت به يادآورنده پرتاب كننده ديسك است كه در آغاز خود مي چرخد و تنها در لحظه اي كه بالاترين سرعت زاويه اي را به دست آورد، ديسك را به جلو پرتاب مي كند.

 

به نظر وي وجود ميكرو و ماكرو گودال هايي در اين منطقه، مولد آشفتگي هاي جاذبه اي و مغناطيسي مي باشد كه در نتيجه آن دستگاه ها از كار افتاده و ارگانيزم انسان سنگيني اي را تحمل مي كند كه گاهي مرگبار است.

 

وي مي گويد: چون در اين منطقه، گردش آب در جهت عقربه هاي ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشيا را به سمت خود مي كشد، يعني بردار جاذبه به سمت عمق دريا و مركز زمين است. برمودا براي وسايط نقليه هوايي و دريايي تنها در زمان وقوع جزر در دريا خطرناك است. در اين فاز، ابتدا گودال هاي آبي و پس از آن گودال هاي هوايي پديدار مي شوند. اين وضعيت همانند فنجاني است كه به طور ناگهاني انتهاي آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت مي كند و حركتي گردشي به خود مي گيرد و در امتداد خود، جريان هوا را مي راند. اين دانشمند ژئوفيزيك روسيه مي افزايد: با دانستن فاز جريان مد و ويژگي تشكيل جريانات، مي توان روشي را ايجاد كرد كه وقوع حادثه را در اين مثلث ناآرام، همچنين در ساير نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

درباره مثلث برمودا

مثلث برمودا محلي است وهم‌انگيز که در آن صدها هواپيما و کشتي در هوا و دريا ناپديد شده‌اند.
بيش از هزار نفر در اين منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اينکه حتي يک جسد
يا قطعه پاره‌اي از يک هواپيما يا کشتي مفقود شده، به جا مانده باشد.

موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعاً يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايره‌اي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. رأس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق مي‌گردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نمي‌شود.
در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده ، ناحيه ‌اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز مي‌شود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مي‌يابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو، به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده مي‌شود و دوباره به برمودا باز مي‌گردد.

اين ناحيه كه به مثلث برمودا معروف است، در ليست رازهاي ناشناخته جهان به مكاني اضطراب انگيز و باور نكردني به ثبت رسيده است . در اين مكان بيش از صدها هواپيما وكشتي بدون آنكه كوچكترين اثري از آنان باقي بماند ، ناپديد شده‌اند. اغلب اين حوادث از سال 1945 به بعد روي داده است ،و در طول 26 سال اخير بيش از 1000 نفر در اين ناحيه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بي آنكه حتي اثري از جسد يكي از آنها يا نشانه اي از بقاياي هواپيماها و كشتي‌هاي ناپديد شده باقي مانده باشد .
وينسنت گاديس که مثلث برمودا را نامگذاري کرده، آن را به صورت زير توصيف مي‌کند: « يک خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويکو مي‌گذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر مي‌گردد.
اين محل فتنه‌انگيز و تقريبا باور نکردني اسرار غير قابل توصيف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتيجه ناپديد شدن 6 هواپيماي نيروي دريايي همراه با تمام سرنشينان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از اين هواپيماها به دنبال اجراي مأموريتي عادي و آموزشي ، در منطقه مثلث ، پرواز مي‌کردند که با ارسال پيامهايي عجيبي درخواست کمک کردند. هواپيماي ششم براي انجام عمليات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپيما به طرز فوق‌العاده مشکوکي مفقود شدند.
آخرين پيامهاي مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکي از وضعيت غير عادي ، عدم روئيت خشکي ، از کار افتادن قطب نماها يا چرخش سريع عقربه آنها و اطمينان نداشتن از موقعيتشان بود. اين در حالي بود که شرايط جوي براي پرواز مساعد بود و خلبانان و ديگر سرنشينان افرادي با تجربه و ورزيده بودند. با وجود مدتها جستجو هيچ اثري از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاري از اجسام شناور ، خدمه يا تجمع مشکوکي از کوسه‌ها ديده نشد. هيچ حادثه‌اي چه قبل و چه بعد از آن ، تا اين حد حيرت‌آورتر از ناپديد شدن دسته جمعي هواپيماهاي مذکور نبوده است. در حوادثي مشابه در اين منطقه ‌قايقها و کشتيهايي مفقود شده‌اند (قربانيان مثلث برمودا)، در برخي موارد هم فقط خدمه و سرنشينان ناپديد گشته‌اند.

منطقه وحشت
همه روزه هواپيماهاي متعددي بر فراز مثلث برمودا پرواز مي‌کنند. کشتيهاي بزرگ و کوچک در آبهاي آن در حال ترددند و افراد زيادي براي بازديد ، به اين منطقه مسافرت مي‌کنند، بدون آنکه اتفاقي بيفتد. از طرف ديگر ، در درياها و اقيانوسها در سراسر دنيا ، کشتيها و هواپيماهاي زيادي مفقود شده و مي‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقيه مناطق تفکيک شده است. علت اين است که اولاً هيچ اميدي براي يافتن حتي اثر و نشانه‌اي وجود ندارد. ثانياً در هيچ منطقه ديگر چنين ناپديد شدنهاي بي دليل ، بيشمار و نامعلوم روي نداده و به اين خوبي ثبت نشده است.

مشاهدات و گزارشات
در بيشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپيماها در حالي ناپديد شده‌اند که تماس راديويي خود را با ايستگاههاي مبدأ و مقصدشان تا آخرين لحظه حفظ کرده‌اند و يا برخي ديگر در لحظات آخر پيامهاي غير عادي مخابره کرده‌اند که حاکي از عدم کنترل آنان بر روي دستگاه و ابزارها بوده است و يا چرخش عقربه‌هاي قطب نما به دور خود و تغيير رنگ آسمان اطراف به زردي و مه آلودي ، آن هم در روز صاف و آفتابي و يا تغييراتي غير عادي در آبها که تا لحظاتي قبل آرام بوده‌اند، بدون بيان هيچ دليل روشني از چگونگي اين وقايع.
اين پيامها رفته رفته ضعيف‌تر و غيرقابل تشخيص‌تر شده و يا سريعاً قطع شده‌اند. دقيقاً مثل اينکه چيزي ارتباط راديويي را قطع کرده باشد و يا چنانچه اظهار عقيده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخي موارد گزارشها حاکي از آن بود که نوري ناشناخته و غير قابل تشريح روئيت شده است. همچنين توده سياه و تاريکي در سطح دريا که پس از مدتي ناپديد شده ، در جريان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردي هم گزارش شده که نقطه تاريک بزرگي در ميان ستارگان در آسمان ديده شده که نوري متحرک از طرف زمين به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپديد شده‌اند. در تمام مدت ديده شدن تاريکي ، دستگاهها و ساير ابزارهاي قايق‌هاي ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاريکي آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
در يک مورد هم پيامي عجيب از يک کشتي باري ژاپني بدين مضمون دريافت گرديد. "خطري همانند يک خنجر هم اکنون ... به سرعت مي‌آيد ... ما نمي‌توانيم فرار کنيم ..." در هر حال بدون اينکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتي ناپديد شد.

علل واقعه
علل فرضي طبيعي : توضيحات و علل فرضي مختلفي درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترين فرضيات بر اساس مرگ غير طبيعي (زيرا هيچ جسدي تا کنون بدست نيامده است.) بنا شده است. اين توضيحات عبارتند از : جزر و مد ناگهاني دريا در نتيجه زلزله در اعماق دريا ، وزش بادهاي مخرب و اختلالات جوي ، گويهاي آتشفشان که موجب انفجار هواپيماها مي‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه يک گرداب يا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپيماها يا انحراف مسير کشتيها و مفقود شدن آنها در آب مي‌شود، تحت تاثير نيرويي مغناطيسي قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطيسي، ولي اين دلايل توجيه قابل قبولي براي ناپديد شدن هواپيماها و کشتيهاي متعدد در يک منطقه نيست.

علل فرضي غير طبيعي
دستگيري و ربوده شدن به وسيله زيردريايي يا بشقاب پرنده‌هايي متعلق به کراتي ديگر که براي تحقيق درباره حيات و زندگي باستان و حال ما انسانها به کره زمين آمده‌اند، مي‌تواند علتي غير طبيعي براي توجيه وقايع باشد.
يکي از عجيب‌ترين پيشنهادات در اين مورد بوسيله ادگار کايس ، پيشگو و روانکاو و حکيم در دهه پنجم قرن بيست ، ارائه شده است. به عقيده وي قرنها قبل از کشف اشعه ليزر ، بوميان سواحل اقيانوس اطلس از کريستال به عنوان يک منبع انرژي و قدرت استفاده مي‌کردند. به نظر کاين نوعي نيروي شيطاني القا شده از سوي آنها ، در عمق يک مايلي در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخي مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسايل الکتريکي کشتيها ، هواپيماها و در نهايت نابودي آنها مي‌گردد.
ام. ک. جساپ که يک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابراز مي‌دارد که ناپديد شدن کشتيهاي مشهور در مثلث برمودا ، به وسيله اجسام پرنده صورت گرفته است. وي مفقود شدن خدمه آنها را نيز به اجسام مزبور ربط مي‌دهد. به عقيده جساپ يوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطيسي موقتي ايجاد مي‌کنند که داراي طرحي يونيزه شده است و مي‌تواند باعث متلاشي شدن يا ناپديد شدن هواپيماها و کشتيها گردد. او روي اين سوال کار مي‌کرد که چگونه نيروي مغناطيسي کنترل شده و مي‌تواند باعث نامرئي شدن گردد. نظريه ميدان واحد انيشتين او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اينها را کليدي مي‌دانست براي ظهور و محو شدن ناگهاني بشقاب پرنده‌ها و ناپديد شدن کشتيها و هواپيماها. ولي مرگ امکان ادامه فعاليت و نتيجه گيري را از جساپ گرفت و تحقيقاتش نيمه تمام ماند.

داستاني عجيب
حادثه‌اي در اثر اختلال زماني در فرودگاه ميامي رخ داد که هرگز توضيحي قابل قبول براي آن وجود نداشته است. اين واقعه مربوط به يک هواپيماي مسافربري بود که براي فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوايي رديابي مي‌گرديد که ناگهان ده دقيقه از صفحه رادار ناپديد شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپيما بدون هيچ واقعه‌اي فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پايگاه مي‌گفتند ابراز تعجب کردند، زيرا تا آنجا که به خدمه مربوط مي‌شد، هيچ اتفاق غير عادي نيفتاده بود. جالب اين که ساعتهاي همه آنها حدود ده دقيقه از زمان واقعي عقب‌تر بود. در حالي که هواپيما درست 20 دقيقه قبل از اين واقعه وقت اصلي را کنترل کرده بود و در آن هنگام هيچ اختلاف زماني وجود داشت.

آيا مثلث برمودا و نقاط مشخص ديگر به صورت ماشيني عظيم عمل مي‌کنند تا اختلالاتي بوجود آورند؟
آيا آنها مي‌توانند گردابهايي را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشيا به داخل آنها بيفتد و به بعد زمان و مکاني ديگر منتقل شوند؟

گذشته و آينده برمودا
به نظر مي‌رسد که اين منطقه طي زمانهاي متمادي گذشته نيز در افسانه‌ها به منزله مکاني ترسناک وجود داشته و حتي خيلي قبل از تاريخ کشف آن و بعد از آن تاريخ تا صدها سال با عناوين «دريايي از مقبره‌ها» ، «مثلث شيطان» ، «مثلث مرگ» ، «درياي بدبختي» ، «گورستان آتلانتيک» ناميده مي‌شده است.
شومي و بدشگوني مثلث برمودا حتي در عصر فضا نيز باعث تعجب انسانهايي چون کريستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که يکي کاشف در زمين و ديگري در فضاست، شده است. اينکه چرا وقايع عجيب اين منطقه گزارش نمي‌شود، شايد به دليل ايجاد رعب و وحشت عمومي باشد، شايد هم چون دليل اصلي وقايع معلوم نيست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمي‌يابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهايي وجود دارد که اصل وقايع را سرپوشيده نگه مي‌دارد.

دانشمند روسي مدعي كشف راز مثلث برمودا شد
دانشمند ژئوفيزيك و نظراتش : يك دانشمند ژئوفيزيك ساكن شهر وارونژ روسيه مدعي كشف يك علت طبيعي براي حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.
به گزارش ايسنا، ولاديسلاو بوكريف، در اين زمينه گفت: ويژگي عجيب مثلث برمودا توسط طبيعت برنامه ريزي شده است. يكي از شعبات جريانات گرم گلف استريم، با گردش در جهت عقربه‌هاي ‌ساعت در منطقه درياي سارگاسوف، روي ميدهد. اين حركت به يادآورنده پرتاب كننده ديسك است كه در آغاز خود ميچرخد و تنها در لحظه اي كه بالاترين سرعت زاويه اي را به دست آورد، ديسك را به جلو پرتاب ميكند.
به نظر وي وجود ميكرو و ماكرو گودال‌هايي ‌در اين منطقه، مولد آشفتگي‌هاي ‌جاذبه اي و مغناطيسي ميباشد كه در نتيجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانيزم انسان سنگيني اي را تحمل ميكند كه گاهي مرگبار است.
وي ميگويد: چون در اين منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌هاي ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشيا را به سمت خود ميكشد، يعني بردار جاذبه به سمت عمق دريا و مركز زمين است. برمودا براي وسايط نقليه هوايي و دريايي تنها در زمان وقوع جزر در دريا خطرناك است. در اين فاز(با مهندسي نرم افزار اشتباه نگيريد)، ابتدا گودال‌هاي ‌آبي و پس از آن گودال‌هاي ‌هوايي پديدار ميشوند. اين وضعيت همانند فنجاني است كه به طور ناگهاني انتهاي آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت ميكند و حركتي گردشي به خود ميگيرد و در امتداد خود، جريان هوا را ميراند. اين دانشمند ژئوفيزيك روسيه ميافزايد: با دانستن فاز جريان مد و ويژگي تشكيل جريانات، ميتوان روشي را ايجاد كرد كه وقوع حادثه را در اين مثلث ناآرام، همچنين در ساير نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.

برگرفته از وبلاگ دانستنيها و اطلاعات عمومي
منبع: http://goonagoon.nasseh.ir

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

بررسی افسانه جزیره خضراء

اختلاف در سند، تناقض‏ در متن و نیز ریشه‏های تاریخی و روانی شکل‏گیری این داستان، از جمله مواردی بود که در قسمت‌های پیشین بدان پرداخته شد. جزیره خضراء، جزیره‌ای خوش آب و هوا در دریای مدیترانه است و در اقیانوس اطلس نیز جزیره‌ای به نام مثلث برمودا وجود دارد كه خوش آب و هوایی و البته به خاطر وضعیت خاص جوّی كه بر آن منطقه حاكم است اتفاقات خاصی در آن منطقه روی می‌دهد كه آن را به گونه‌ای به جزیره خضراء ربط می‌دهند. حال آیا هیچ ارتباطی بین این دو جزیره وجود دارد؟ و در نتیجه ارتباطی بین اتفاقات رخ داده در مثلث برمودا و امام عصر (عج) وجود دارد؟ برای روشن شدن بحث به توضیحات بیشتری در مورد مثلث برمودا می‌پردازیم. 

 

 
 

مثلث ‏برمودا

 

در جنوب غربی ایالات متحده آمریکا، منطقه‏ای وجود دارد که به مثلث ‏برمودا معروف است . رسانه‏های غربی، با افسانه‌سازی‏های جهت‌دار درباره آن، خواسته‏اند این منطقه را، منطقه‏ای مرموز و پر خطر قلمداد کنند .

 

در این مقاله ضمن بررسی این موضوع، تطبیق نا به ‏جای آن بر «جزیره خضراء» مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت .

 

 

 

موقعیت جغرافیایی برمودا « Bermuda »

 

در مقابل ایالت‏های جورجیا، کارولینا و فلوریدای آمریکا، جزایری به نام «برمودا» وجود دارد . در جنوب این جزایر، جزایر باهاما، پرتوریکو، دومینیکن، هائیتی، جامائیکا و کوبا قرار دارد .

 

جزایر «برمودا»، با 4/54 کیلومتر در 934 کیلومتری شرق سواحل آمریکا قرار دارد و متشکل از 150 جزیره مرجانی است که فقط بیست مورد آن قابل سکونت است. جمعیت آن حدود، 650000 هزار نفر و نژاد مردم آن سیاه، سفید و دو رگه است. اکثر مردم آن جا پروتستان هستند و هامیلتون مرکز آن می‏باشد .

 

«برمودا» از قدیمی‏ترین مستعمرات انگلستان است .

 

 

 

شرح مناطق مثلث ‏برمودا

 

این مثلث، یک مثلث فرضی است که راس آن، جزایر برمودا و قاعده آن، ایالات متحده آمریکا (ایالت‏های جنوب شرقی) و اضلاع آن کشورهای کوبا، هائیتی، دومینیکن و جامائیکا را شامل می‏گردد. (1)

 

وضعیت کشورهای واقع در منطقه مثلث ‏برمودا

 

کوبا: با بیش از 160 جزیره - در جنوب سواحل فلوریدای آمریکا و شمال غرب دریای کارائیب واقع شده است .

 

جمعیت آن در سال 1979 م . حدود ده میلیون نفر بوده است که اکثرا مسیحی‏اند و زبان آن اسپانیولی است .

 

هائیتی (Haiti): «هائیتی‏» نیز از مستعمرات اسپانیا بود. رقابت ‏بین استعمارگران اروپایی، موجب بروز جنگ‏های متعددی، در این منطقه شد. فرانسویان و انگلیسی‏ها، به حمایت از دزدان دریایی، به آزار اسپانیایی‏ها می‏پرداختند؛ بالاخره فرانسویان آن جا را متصرف شدند و تا اوایل قرن نوزدهم، هائیتی را در استعمار خود داشتند .(2)

 

باهاما (Bahamas): باهاما، شامل حدود 70 جزیره و 2000 جزیره صخره‏ای است . کریستف کلمب در 1492 م . آن را کشف و به اسپانیا ملحق کرد. در قرن هفده و هیجدهم میلادی، بین انگلیس و اسپانیا، جنگ‏هایی بر سر «باهاما» روی داد که منجر به تصرف آنها در سال 1783 م . به وسیله انگلیس شد .

 
مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبکارانه آمریکا درباره تروریسم است . مجموعه تبلیغات جهانی درباره «تروریسم‏» برای کسی که آن روی سکه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد که فلسطینان، حزب الله و ... ، تروریست هستند و آمریکا و اسرائیل، از خود دفاع می‏کنند!
 

جامائیکا و دومینیکن: وضعیت این کشورها نیز کمابیش، همانند کوبا، باهاما و هائیتی بود. رقابت استعمارگران اروپایی و ظهور قدرت جدیدی به نام «ایالات متحده آمریکا» در مجاروت آنها، شرایط زیر را برای این منطقه فراهم کرد:

 

1. کودتاهای متعدد متکی به نفوذ استعمارگران

 

2 . رقابت‏های فشرده نظامی به ویژه در دریاهای منطقه

 

3 . مبارزات مستمر و پی‏گیر مردم به شکل‏های مختلف نظامی و سیاسی .

 

 

 

جنگ سرد

 

پس از پایان جنگ جهانی دوم و با ظهور دو قدرت بزرگ (آمریکا و شوروی) و تقسیم مناطق مختلف جهان در بین خود؛ شرایط بروز جنگ سرد و رقابت‏های مختلف سیاسی - اقتصادی و نظامی در بین این دو قدرت، آغاز شد .

 

هر کدام از این قدرت‏ها، در پی بسط نفوذ خویش و حفظ آن - به ویژه در مناطق استراتژیک - بودند .

 

از جمله مناطق بسیار مهم، منطقه «مثلث ‏برمودا» بود؛ چرا که با فاصله کمی در نزدیکی ایالات متحده آمریکا قرار داشت و منطقه‏ای کاملا مهم و سوق‏الجیشی، برای تسلط بر اقیانوس اطلس، دریای کارائیب، آمریکای مرکزی و لاتین به شمار می‏رفت .

 

سوابق استعماری آمریکا، در این منطقه موجب بروز حرکت‏های رهایی‏بخش گسترده‏ای شد و شوروی نیز - که شرایط را برای حضور در این منطقه مساعد می‏دید - با پشتیبانی از این حرکت‏ها، جای پای خود را در منطقه، محکم کرد و در سال‏های جنگ سرد، کوبا و مثلث «برمودا» را، به عنوان یکی از مناطق مهم این مرحله از قرن بیستم، مطرح ساخت .

 

تحریک ضد انقلابیان و ایجاد درگیری‏های مختلف در منطقه، از دیگر حوادث دهه‏های 1950- 1970 میلادی است .

 

 

 

افسانه ‏سازی‏های استعمارگران

 

سال‏های طولانی حضور استعمارگران در این منطقه و رقابت‏های موجود در بین آنها و مبارزات و سرکوب‌هایی که صورت می‏گرفت؛ زمینه را برای پیدایش افسانه‏ها و تخیلات فراهم کرد؛ به طوری که بسیاری از حوادث به وجود آمده؛ به عوامل ناشناخته، نسبت داده می‏شود.

 

از دیگر مواردی که باید در این دوره مورد توجه قرار داد، موضوع دزدان دریایی و حمایت رقیبان استعماری از آنها برای ضربه زدن به منافع رقیب است. طبیعی است که این دزدان دریایی، مایل نبودند از خود نام و نشان به جا بگذارند؛ بلکه صرفا به دنبال اهداف خویش بودند .

 

مجموعه این عوامل، فضایی ابهام‏آمیز و ترسناک را بر منطقه حاکم کرد و زمینه را برای شکل‏گیری «افسانه‏ها» و «انتساب حوادث به عوامل ناشناخته‏» آماده نمود .

 

 

 

بررسی مدارک موجود

 

با بررسی و پژوهش مدارک مربوط به حوادث «مثلث ‏برمودا» روشن می‏شود که ریشه بسیاری از آنها، فقط در مطبوعات است؛ آن هم نه مطبوعاتی نامعتبر و غیرقابل اعتماد که برای جلب مشتری و خواننده، مطلبی را منتشر می‏سازند.

 

غیرقابل اعتماد بودن مدارکی، مانند روزنامه‏ها و مجلات، در این گونه موضوعات، مساله‏ای نیست که نیازمند دلیل باشد؛ زیرا اگر کسی به این گونه رسانه‏ها اعتماد کند، به سرعت ‏با سؤالات فراوان روبه‏رو خواهد شد .

 

از این رو استناد به چنین مدارک و یا مدارک و عناوین ناشناخته، هیچ مطالب علمی را اثبات نمی‏کند .

 

 

 

مثلث برمودا

 

«مثلث ‏برمودا» و آب و هوای آن

 

مثلث ‏برمودا و کشورها و مناطق واقع در آن، از نظر آب و هوا و جریان‏های دریایی، وضعیت ویژه‏ای دارند. جریان آب‏های گرم «گلف استریم‏» - که از خلیج مکزیک آغاز شده و تا شمال دریای اطلس ادامه می‏یابد - یکی از این ویژگی‏ها است .

 

این جریان آب گرم - که با فشار زیاد، از خلیج مکزیک به سمت اقیانوس اطلس جریان دارد - شرایط خاصی را در منطقه ایجاد می‏کند. تلاطم آب دریا، غرش امواج، مه گرفتگی و ... از جمله خصوصیات این جریان است .

 

«گلف استریم‏» (Gulf Stream) مهم‏ترین جریان دریایی است که از خلیج مکزیک (واقع بین کوبا و فلوریدا) شروع می‏شود. این جریان با سرعت پنج کیلومتر در ساعت، حرکت می‏کند و پهنای آن 145 کیلومتر است . ژرفای آن در برخی نقاط، به 800 متر می‏رسد و در هر دقیقه، دو بلیون تن آب را در امتداد سواحل «فلوریدا» بر روی هم می‏خزاند .

 

«گلف استریم‏» ، در امتداد ساحل اقیانوس اطلس (در اطراف آمریکا) حرکت می‏کند . سپس از دماغه «کاد» (در ماساچوست) گذشته، به طرف مشرق می‏پیچد، آن گاه عرض اقیانوس اطلس را طی می‏کند و بر عرض آن افزوده می‏شود. در آن جا حرارتی که از نواحی گرمسیر با خود آورده بود، از دست می‏دهد و به شعبه‏های زیادی تقسیم می‏شود. یکی از آنها، سواحل «ایسلند» را می‏شوید و دیگری کرانه‏های «انگلستان و نروژ» را در می‏نوردد و در آن جا یخ‏های قطبی را به عقب می‏راند و شاخه بزرگی از آن نیز در امتداد سواحل آفریقا، به جنوب می‏پیچد. (3)

 

خصوصیت دیگر آن، وزش طوفان‏های موسمی است که با سرعت‏ بالای یکصد کیلومتر، در این مناطق می‏وزد . شدت این جریانات، به حدی است که در موارد متعددی، ایالات شرقی آمریکا را نیز در برمی‏گیرد و موجب بروز خسارات فراوان، در این منطقه می‏گردد .

 

 

 

نتیجه‏ گیری

 

از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود که «مثلث ‏برمودا» ، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه‌ساز، باعث ‏شکل‏گیری افسانه‌هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است .

 
آنان با اختفای کشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شرکت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏کردند. سپس همان کشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجددا می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏کردند.
 

مناطق دیگر خطرخیز جهان

 

در برخی نقاط کره زمین نیز محدوده‏هایی یافت می‏شود که «خطرخیز» هستند و به جهت‏ حوادثی که در آن رخ داده است، شهرتی کسب کرده‏اند؛ مانند «مثلث ‏شیطان‏» در اقیانوس آرام كه در نزدیکی‏های ژاپن قرار دارد و به دلیل کثرت حوادث دریایی در آن به «مثلث ‏شیطان‏» معروف شده است .

 

 

 

ترافیک سنگین هوایی و دریای منطقه برمودا

 

«جزیره برمودا» - سالانه پذیرای صدها هزار جهانگرد است - و نیز سایر مناطق واقع شده در «مثلث‏ برمودا»، از پرترافیک‏ترین مناطق دریایی و هوایی جهان به شمار می‏آید. ده‏ها خط هوایی، روزانه به این منطقه پرواز دارند و صدها خط دریایی در این منطقه، به حمل مسافر و بار مشغول‏اند و هیچ توجهی به افسانه‏های ساخته شده درباره «مثلث‏ برمودا» ندارند. (4)

 

 

 

 

 

تبلیغات استعماری

 

استعمارگران و ابرقدرت‏های جهان - به ویژه آمریکا و رسانه‏های غربی - هر زمان که سیاست‏شان اقتضا کند، فضاهایی را ایجاد می‏کنند که بسیار اغفال کننده و وارونه نشان دهنده حقایق است .

 

در مورد «برمودا» نیز همین پدیده - به دلایلی که قبلا گذشت - اتفاق افتاده است .

 

مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبکارانه آمریکا درباره تروریسم است . مجموعه تبلیغات جهانی درباره «تروریسم‏» برای کسی که آن روی سکه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد که فلسطینیان، حزب الله و ... ، تروریست هستند و آمریکا و اسرائیل، از خود دفاع می‏کنند!

 

تبلیغات جهت‌دار، درباره «مثلث ‏برمودا» و حادثه‏های آن نیز برای برخی افراد بی‏اطلاع و یا افسانه‏گرا، چنین تخیلی را پیش آورده که واقعا در آن جا خبر ویژه‏ای است. برای مثال همین شرایط، زمینه را برای سوءاستفاده برخی از فرصت‏طلبان، فراهم می‏ساخت . آنان با اختفای کشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شرکت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏کردند. سپس همان کشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجددا می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏کردند.

 

 

 

گزارش‏های نظامی

 

یکی از مستندات داستان‏سرایان «مثلث‏ برمودا»، گزارش‏های نظامی است . گرچه به نظر می‏رسد بیشتر آنان، ساختگی و بدون مدرک باشد؛ ولی این نکته روشن است که «مسائل نظامی‏» از اخبار سری به شمار می‏رود و در بسیاری از موارد، پس از خبرهای ساختگی نظامی، به جهت ردگم‏ کردن و پوشش دادن به حرکات نظامی، انتشار یافته است .

 

بنابراین در مقوله خبرهای نظامی، باید این مطلب مورد توجه باشد، خصوصا وقتی سند اخبار رسانه‏ها باشد .

 
از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود که «مثلث ‏برمودا» ، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه‌ساز، باعث ‏شکل‏گیری افسانه‌هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است .
 

موقعیت جزیره خضراء

 

چنان که در شماره‏های پیشین بیان شد، محل «جزیره خضراء» در دریای "سفید مدیترانه" فعلی است.  این وصف، از گذشته‏های بسیار دور، برای این دریا اطلاق می‏شد و هم اکنون نیز به همین نام خوانده می‏شود. دلیل آن نیز رسوبات سفید رنگ بستر دریا است؛ به گونه‏ای که آب آن، سفید به نظر می‏رسد. چنان که دریای سیاه و دریای سرخ نیز به همین دلیل، سیاه و سرخ نامیده شده‏اند .

 

بنابراین محل «جزیره خضراء» در داستان جزیره با سواحل غربی اقیانوس اطلس و جزایر برمودا و امثال آن ارتباطی ندارند .

 

 

 

خدشه بر چهره مهدویت و امام زمان

 

گذشته از اشکالات متعدد و تاریخی داستان «جزیره خضراء» ، تطبیق آن بر «مثلث ‏برمودا» علاوه بر آن که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است؛ چهره امام زمان (عج) را نیز مخدوش می‏سازد .

 

آنچه در داستان «جزیره خضرا» آمده، آن است که کشتی‏های دشمنان غرق می‏شود؛ نه این که تعداد زیادی هواپیما و کشتی - آن هم بدون آن که خصومتی داشته باشند - به قعر دریا فرستاده می‏شوند و یا از صحنه روزگار محو می‏شوند .

 

چنین تصوراتی، اساسا با رسالت امام زمان (عج) و سیره آن حضرت و پدران گرامی‏اش، در تضاد کامل است. چه این که غرق و نابود کردن اموال کسانی که خصومتی با آن حضرت ندارند، کاری نیست که در شان پیشوایان معصوم علیهم السلام باشد .

 
در مورد «جزیره خضراء» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت: «جزیره خضراء» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس.
 

بنای بر باد و اقرار بر خداوند

 

از جمله گناهان بسیار بزرگ، در واقع نسبت دادن دروغ و افترا، به خداوند و اولیای او است . قرآن مجید در موارد متعددی، این حقیقت را بیان فرموده است: «و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا»؛ «چه کسی ستمکارتر است از کسی که به خداوند دروغ ببندد.»

 

اساس داستان «جزیره خضراء»، چیزی نیست که بتوان آن را به امام زمان(عج) نسبت داد و بر حسب موازین شناخته شده، به هیچ وجه قابل اعتماد و استفاده نیست .

 

با وجود این همه ضعف و کاستی، متاسفانه برخی افراد ساده لوح و سطحی‏نگر، نه تنها به این نکته توجه ندارند؛ بلکه با تطبیقی بی‏جا و نامعقول، چهره امام زمان (عج) را مخدوش نموده و آن را به گونه‏ای ترسیم می‏کنند که هیچ نسبتی با شخصیت آن حضرت و پدران گرامی‏اش ندارد .

 

در مورد «جزیره خضراء» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت:

 

1- اصل داستان غیر قابل قبول است.

 

2- «جزیره خضراء» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس.

 

3- وقایع «مثلث ‏برمودا» ساخته رسانه‏های غربی و افسانه‏سازان است.

 

4- بر فرض که افسانه‏های «برمودا» صحیح باشد، هیچ ربطی به امام زمان و مقام آن حضرت ندارد .

 

منبع:

 

مجله انتظار، ش 3 ، مجتبی کلباسی + سايت تبيان

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

آشنایی با خواص عسل

دانشمندان معتقدند که عمر زنبور عسل از عمر انسان بیشتر است چون قدیمی‌ترین فسیل انسان (بشر اولیه) ۶میلیون سال قدمت دارد.
و قدیمی‌ترین فسیل زنبور عسل ۴۰ میلیون سال و اینکه قدیمی‌ترین اثر نقاشی درباره زنبور عسل با قدمت ۱۲هزار سال پیش در یکی از غارهای اسپانیا وجود دارد که مردی را در حال برداشت عسل از یک کندو نشان می‌دهد.
همه اینها یعنی اینکه «عسل» از اول عمر بشر در سفره غذایی او حضور داشته. در طول قرون گذشته هر چه علم پیشرفت کرده و تحقیقات بیشتری درباره عسل و زنبورعسل انجام شده، انسان بیشتر مبهوت قدرت خداوند شده و خاصیت‌های بیشتری از این ماده غذایی را شناسایی کرده است.
در حال حاضر در ایران بیش از ۴۰ هزار پروانه رسمی پرورش زنبور عسل صادر شده و مسلما تعداد زیادی از زنبورداران هم به صورت غیررسمی به تولید عسل می‌پردازند و خلاصه اینکه «عسل» آن‌قدر طرفدار دارد و آن‌قدر مهم هست که سبد خرید این شماره به این موضوع بپردازد و اطلاعات جالبی را درباره آن ارائه دهد.
● معجونی از میلیون‌ها گل
یکی از عجیب‌ترین خلقت‌های خداوند، خلقت زنبور عسل است. می‌دانید! زنبورها اصلا نمی‌خوابند. آنها برای پرکردن کیسه مخصوص بدنشان از شهد، روی میلیون‌ها گل می‌نشینند و شهدشان را می‌مکند.
وقتی کیسه‌شان پر شد، به طرف کندو برمی‌گردند. در راه، قبل از رسیدن به کندو مقداری دیاستاز ـ که نوعی آنزیم است ـ را روی شهدهای داخل کیسه مخصوص‌شان می‌ریزند. وقتی به کندو رسیدند، آن را داخل سلول‌های ۶ ضلعی موم می‌گذارند و دوباره برای جمع‌آوری شهد از کندو خارج می‌شوند.
شب‌ها وقتی زنبورها نمی‌‌توانند از کندو خارج شوند، سراغ ۶ ضلعی‌های موم می‌روند و شهد داخل آن را با خرطومشان به داخل کیسه مخصوص‌شان می‌ریزند، آب اضافه آن را جذب می‌کنند و با ترشح دوباره و چند‌باره دیاستاز روی آن، ماده غلیظ شیرینی درست می‌کنند به نام «عســل».
جالــب اسـت بدانید که خوردن ۱۰۰ گرم‌ عسل در روز می‌تواند به شما ‌انرژی‌ای برابر با ۳۳۰کالری بدهد چون عسل از آب (۱۷ درصد)، قند (۴۰ درصــد)، اسیدهای آمینه (۲۵ درصد)، انواع موادمعدنی مانند آهن، منگنز، منیزیم، فسفات و... (۱۲ درصد) و انواع آنزیم‌ها (۶ درصد) تشکیل شده است و بسیاری از احتیاجات بدن را تأمین می‌کند.
● شیرین اما لاغر‌کننده
عسل‌‌های تیره نسبت به عسل‌‌های روشن مواد معدنی بیشتری دارند.
- عسل به خاطر داشتن خاصیت رادیواکتیوی و تشعشعات کهربایی انواع تب‌های پنهانی را آشکار می‌‌کند.
- حتما شنیده‌اید که قدیمی‌ها می‌گویند عسل و خربزه با هم نمی‌سازند! دلیلش این است که ترکیب عسل و خربزه در بدن، التهابات پنهانی را فعال می‌کند. التهابات عود کرده و خود را به صورت تب‌های شدید و به‌هم‌‌ریختگی وضعیت بدن نشان می‌دهد.
- اگر با مشکل کمبود آهن خون مواجه هستید، حتما در وعده صبحانه عسل بخورید. البته عسل به غیر از داشتن آهن زیاد، فسفر و کلسیم زیادی هم دارد که دوای امراض استخوانی است.
- عسل گون برای رفع زخم بستر، زخم‌های عفونی و درمان بیماری‌‌های پروستات، رماتیسم و بی‌خوابی بسیار مؤثر است.
- عسل زرشک برای تقویت کبد و رفع بیماری‌های کبد مؤثر است، عسل آویشن در درمان بیماری‌های تنگی نفس، آسم، سرفه و رفع خستگی کاربرد دارد و عسل عناب به تسریع عمل خون‌رسانی از قلب به اعضا و جوارح کمک می‌کند.
- عسل طبیعی به خاطر داشتن دیاستاز توانایی آب کردن چربی اطراف قلب را دارد بنابراین مصرف آن را به بیماران و سالخوردگان قلبی توصیه می‌کنیم.
- خوردن موم همراه عسل دردهای معده و مفاصل را از بین می‌برد، از ریزش مو جلوگیری می‌کند و به راحتی از بدن دفع می‌شود.
- موم‌‌های همراه عسل اگر در دمای بالای ۳۰ درجه نگهداری شود، بعد از مدتی کرم‌های ریزی در درون سوراخ‌های ۶ ضلعی آن دیده خواهد شد. بنابراین برای سلامتی خودتان عسل‌های موم‌دار را در هوای گرم نگه ندارید، اگر هم کرم‌‌های ریز را درون موم دیدید، به هیچ‌وجه از آن استفاده نکنید.
● از عسل کوهی تا زنبور خیابانی!
▪ عسل تک‌گل
ا گر گل‌های غالب یک منطقه گل خاصی باشد، به عسل تولیدی آن منطقه «عسل تک‌گل» می‌گویند.
براساس همین تعریف به عسل شهرهای کرمانشاه، خوانسار و همدان - که بیشترین فراوانی گل‌گون را دارند - عسل‌گون می‌گویند. به عسل تولیدی مناطق لار، طالقان، طارم و زنجان- که بیشترین فراوانی گل آویشن را دارد- عسل آویشن می‌گویند و به عسل اصفهان و سمیرم «عسل مریم گلی» می‌گویند. البته ممکن است عسل بعضی مناطق مثل دماوند، اردبیل و تبریز از گل‌های متنوعی تولید شود که عسل معمولی طبیعی نام دارد. در ضمن عسل‌های تک‌گل علاوه بر ارزش غذایی، بیشتر به عنوان دارو مورد استفاده قرار می‌گیرد.
▪ رنگ عسل
رنگ عسل به گل‌هایی که زنبور از شهدشان استفاده می‌کند، بستگی دارد. بر همین اساس ممکن است شما در بازار، عسل‌هایی از زرد بسیار کم‌رنگ تا قهوه‌ای بسیار پررنگ‌ را ببینید؛ مثلا عسل زرشک که مخصوص منطقه خراسان جنوبی است به رنگ قرمز جگری است، عسل گل‌های نارنج و پرتقال قرمز رنگ است، عسل‌گون زرد، عسل آویشن و چهل گیاه قهوه‌ای و عسل اقاقیا نیز بی‌رنگ است.
● قیمت تقریبی عسل و موم تک گل موجود در بازار تهران
ـ عسل آویشن با موم ۱۰۰۰۰ تومان (کیلویی)
ـ عسل زرشک با موم ۸۰۰۰ تومان (کیلویی)
ـ عسل گون با موم ۵۰۰۰ تومان (کیلویی)
● زنبور شکرخورده
بهترین عسل، عسل بهاره است که زنبورها از گل‌هایی با شهد فراوان تغذیه می‌کنند اما در فصل کم گل مناطق، زنبورداران ۲ روش برای تهیه عسل دارند:
۱ ) جابه‌جایی کندوها: در این روش زنبورداران کندوهای خود را از یک منطقه به منطقه دیگر می‌برند، مثلا زنبورداران اردبیل در فصل زمستان کندوهایشان را به بندرعباس یا اهواز می‌برند که زنبورهایشان از گل‌‌های آن مناطق تغذیه کرده و عسل تهیه کنند بنابراین این نوع عسل به دلیل هزینه‌های جابه‌جایی کندوها گران‌تر است.
۲ ) استفاده از شربت: در این روش زنبورداران در فصول بی‌گلی منطقه‌شان با دادن شربت آب شکر یا شیره انگور یا شیره خرما به زنبورهایشان، عسل تولید می‌کنند. اما نگران نشوید چون خداوند زنبورها را طوری آفریده که می‌توانند قند دوکربنی را در بدنشان به قند یک کربنی تبدیل کنند و طی این فرایند شیمیایی آن شربت را درون کیسه مخصوصشان به عسل تبدیل کنند. این نوع عسل را عسل غیرطبیعی می‌نامند و تقریبا همه خاصیت‌های عسل طبیعی را دارد و در ضمن برای بدن هم ضرر ندارد و نسبت به عسل صددرصد طبیعی هم ارزان‌تر است؛ البته اگر فروشنده و تولید‌کننده حرام و حلال سرشان بشود و نخواهند عسل غیرطبیعی را به عنوان عسل صددرصد طبیعی به خریدار قالب کنند.
پس عسل‌های موجود در بازار را می‌توان به ۳ نوع اصلی تقسیم کرد:
۱) عسل طبیعی: عسلی که زنبور با مکیدن شهد گل‌ها تولید می‌کند.
۲) عسل غیرطبیعی: عسلی که زنبور با مکیدن شربت آب شکر یا شیره میوه تولید کرده باشد.
۳) عسل تقلبی: عسلی که یک فرد متقلب از شیره قند، شیره ذرت یا با بعضی میوه‌ها بدون دخالت دادن زنبورها درست کرده باشد.
استفاده از ظرف فلزی ممنوع عسل محصول فسادناپذیری است که خاصیت باکتری‌کشی دارد؛ پس فاسد نمی‌شود.
نگهداری عسل حتی برای کوتاه‌مدت در دمای بالای ۳۲ درجه سانتی‌گراد، رنگ، طعم و خاصیت آنزیم‌ها‌ی آن را تغییر می‌دهد.
در ترکیب عسل مقدار زیادی اسید وجود دارد. برای همین اگر عسل‌تان را در ظروف فلزی نگه دارید، هم ظرفتان خرده می‌شود و هم رنگ، بو و طعم آن تغییر می‌کند، پس حتما عسل را در ظروف‌ شیشه‌ای یا پلاستیکی نگه دارید.
رطوبت، دشمن عسل است. عسل را در جای مرطوب نگه ندارید، در ضمن قاشق خیس را در ظرف عسل فرو نبرید چون باعث رقیق و نامرغوب شدن آن می‌شود.
عسل در دمای بالای ۲۵ درجه سانتی‌گراد یا زیر ۵ درجه سانتی‌گراد «شکرک»‌ می‌زند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره شکرک‌زدن عسل به قسمت عسل تقلبی مراجعه کنید.
وجود ذرات خارجی مثل گرد و غبار، ذرات موم و... در عسل باعث تسریع عمل شکرک زدن آن می‌شود.
اگر عسل‌تان شکرک زد، نگران نباشید. شما می‌توانید به راحتی و با قراردادن شیشه عسل درون یک ظرف آب‌‌جوش آن را حرارت دهید و به حالت اولش برگردانید.
اما اگر یک ماه بعد دیدید که دوباره همان عسل شکرک زده ـ به خاطر متبلور شدن دانه‌‌های شکر ـ به راحتی نمی‌توانید با انجام کار دفعه قبل آن را به حالت مایع درآورید.
عسل‌های پاستوریزه که در حرارت بالا جوشیده و به صورت صنعتی بسته‌بندی می‌شوند، اصلا شکرک نمی‌زنند و رسوب هم نمی‌کنند.
در عوض به علت حرارت زیاد، بسیاری از خواص آن کم می‌شود؛ یعنی درصدی از اسیدهای آمینه، دیاستاز مثبت و بعضی ویتامین‌های عسل از بین می‌رود.
عسل از سالم‌ترین خوراکی‌هاست، به شرطی که از اول سالم به عمل آمده باشد چون در بعضی مناطق زنبورها از گل گیاهان سمی شهد می‌مکند یا از شهد گیاهانی که سمپاشی شده‌اند، استفاده می‌کنند که نتیجه آن تولید عسل نامرغوب یا حتی سمی است.
حواستان باشد عسلی که بوییدن آن شما را به عطسه بیندازد، خوردنش مستی و سکر بیاورد یا چشیدنش گلو را بسوزاند، عسل نامرغوبی است که باید از خوردنش پرهیز کرد.
● عسل تقلبی
عسل آن‌قدر طرفدار دارد که بعضی آدم‌های سودجو و متقلب برای بیشتر پول به جیب زدن به فکر تولید عسل تقلبی بیفتند. این افراد گاهی از شیره قند یا شیره ذرت و... عسل تقلبی درست می‌کنند و به نام عسل طبیعی می‌فروشند. گاهی هم ممکن است زنبوردار یا فروشنده‌ای بخواهد یک عسل غیرطبیعی (دادن آب شکر به زنبور) را به عنوان عسل طبیعی به خلق‌الله قالب کند. خب، حالا چطور می‌شود عسل طبیعی را از عسل غیرطبیعی یا تقلبی تشخیص داد؟ اساتید رشته زنبورداری و عسل برای این شناسایی از روش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌کنند اما مردم عادی هم با استفاده از روش‌های ساده تجربی می‌توانند نوع طبیعی را از غیرطبیعی یا تقلبی تشخیص دهند.
این روش‌های عبارتند از؛
۱) ریختن عسل در آب سرد: اگر مقداری عسل طبیعی را در یک لیوان آب سرد بریزید، می‌بینید که عسل کاملا حالت چسبندگی خود را حفظ می‌کند و خیلی سخت و دیر در آب سرد حل می‌شود اما عسل تقلبی سریع در آب حل می‌شود.
۲) رس شدن عسل: رس شدن به معنای رسوب کردن و کدر شدن عسل است. عسل طبیعی به دلیل داشتن دیاستاز بعد از مدتی ته‌نشین می‌شود و شکرک می‌زند؛ یعنی ذرات قند عسل متبلور می‌شود و عسل مانند روغن نباتی سفت می‌شود.
خوردن این نوع عسل از نظر اطبا و کارشناسان نه تنها ضرر ندارد که خیلی هم مفید است اما بیشتر مردم اگر عسل‌شان به این حالت دربیاید، فکر می‌کنند خراب شده و دیگر از آن استفاده نمی‌کنند. اما عسل‌های غیرطبیعی به دلیل نداشتن دیاستاز نه شکرک می‌زنند و نه ته‌نشین می‌شوند. در ضمن یادتان باشد که عسل‌های پاستوریزه و حرارت دیده ـ که کم‌خاصیت شده ـ هم شکرک نمی‌زنند.
● قیمت تقریبی عسل طبیعی موجود در بازار تهران
ـ عسل دماوند (کوهستانی) ۶۰۰۰ تومان (کیلویی)
ـ عسل سبلان (کوهستانی) با موم ۵۵۰۰ تومان (کیلویی)
ـ عسل تبریز (کوهستانی) ۴۵۰۰ تومان (کیلویی)
ـ عسل اردبیل (کوهستانی) ۴۰۰۰ تومان (کیلویی)
● سایر محصولات زنبورعسل
اصولا زنبور عسل ۲ نوع محصول تولید می‌کند؛ نوعی که خارج کندو تولید می‌شود و نوعی که داخل کندو تولید می‌شود. محصولات تولیدی زنبورعسل در خارج کندو شامل «عسل»، «عسلک»، «بره موم» و «گرده گل» می‌شود و محصولات تولیدی داخل کندو نیز شامل «موم»، «زهر» و «ژله رویال» می‌شود.
▪ عسلک: زنبورها شیره‌های شیرین روی برگ بعضی درختان ـ که به وسیله شپشک‌ها تولید می‌شود ـ را می‌مکند و همان مراحل تولید عسل را روی آن انجام می‌دهند. به این شهد غلیظ شده ـ که شباهت زیادی به عسل دارد ـ عسلک می‌گویند. خواص عسلک کمتر از عسل است ولی مصرف‌کننده قادر به تشخیص عسل از عسلک نیست.
▪ بره موم: مخلوطی است از صمغ چندین درخت مانند نارون، تبریزی، شاه بلوط و... که به پای زنبور می‌چسبد بره موم اثر میکروب‌کشی دارد که در ساخت کندو به کار زنبورها می‌آید. پزشکان، بره موم را از قوی‌ترین آنتی‌بیوتیک‌ها می‌دانند و از آن استفاده دارویی می‌کنند و در ضمن «زهر» زنبورعسل هم برای انسان خاصیت ساختن «پادزهر» را دارد.
▪ ژله رویال: ماده‌ای است که از غده مغزی زنبوران کارگر ترشح می‌شود و به کار تغذیه زنبورهای نوزاد می‌آید. نوع خاصی از این ژله ـ که ژله شاهانه نام دارد ـ غذای مخصوص ملکه است. این ژله از انواع قندها و چربی‌ها تشکیل شده که خاصیت‌های دارویی زیادی دارد البته هرکیلوی آن قیمتی حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان دارد.
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟

در زیر اسم بچه هایی که در کاخ سفید زندگی کرده اند به انگلیسی آورده شده است


TAD LINCOLN


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


ALICE ROOSEVELT


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


MARGARET TRUMAN


[center]کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


JOHN JR. & CAROLINE KENNEDY


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


SUSAN FORD BALES


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


AMY CARTER


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


CHELSEA CLINTON


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


BARBARA & JENNA BUSH


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟


MALIA & SASHA OBAMA


کدام بچه ها شانس زندگی کردن در کاخ سفید را داشته اند؟

منبع: persianonline.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

كاخهاي صدام

این کاخها با پول مردم فقیر عراق و بر روی جسد صد ها هزار عراقی ساخته شده است. عکسهای خبر گورهای دستجمعی را بخوانید و ببینید تا متوجه شوید عراق زیر چکمه های چگونه ظالمانی دست و پا میزد.























+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

بيوگرافي بازيگران و هنر پيشگان سينما و تلويزيون

بيوگرافي بازيگران و هنر پيشگان سينما و تلويزيون

براي مشاهده كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

CD چيست

تاريخچة ساخت CD . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

مباني ديسك هاي فشرده . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

CD Player. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 فرمت هاي داده. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 CDهاي مد مخلوط يا Mixed Mode CD. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

و . . . 

تاريخچة ساخت CD:
تاريخچة ساخت CD ها زياد طولاني نمي باشد. ديسكهاي فشرده ابتدا در سال 1980 مطرح شدند و ايدة ساخت آنها ظاهرا از صفحات گرامافون گرفته شده است. ديسكهاي فشرده يكي از منابع ذخيرة اطلاعات مانند فلاپي ديسكهامي باشند با اين تفاوت كه ظرفيت ذخيره سازي اطلاعات در ديسكهاي فشرده بسيار بيشتر مي باشد. ديسكهاي فشرده ، منتخب غالب افراد راغب موزيك بود . به دليل ثبت ديجيتالي آن ، محصولات امنيتي در بالاترين سطح كيفي خود هستند و نيز احتمال ازبين رفتن آن بسيار كم است . تكنولوژي هاي مشابه ،CDرا به عنوان يك واسطه جاذب براي حمل انواع اطلاعات ديجيتالي ساخته اند . با اينكه CD ها ي فشرده به قدر كافي قابل اعتماد نيستند اما كميت حجيم آن مي تواند براي ما سريع و مقرون به صرفه باشد . انحصار توليد ديسكهاي فشرده در ابتدا در دست دو شركت Philip وSONY بود. ولي در آن زمان استاندارد خاصي براي توليد اين CDها وجود نداشت. اين مشكل نيز وجود داشت كه هر كسي مي خواست از اين ديسكهاي فشرده استفاده نمايد مي بايست فقط از ديسكها و ديسك خوانهاي مربوط به يكي از اين دو شركت استفاده مي نمود. در حال حاظر تمامي CD ها با استفاده از يك استاندارد جهاني (ISO) ساخته مي شوند و در هر جايي مي توان از اين ديسكهاي فشرده استفاده نمود و به راحتي در سرتاسر دنيا اين ديسكهاي فشرده در دسترس مي باشند. به خاطر رشد فوق العاده و كامل CD ها و تكنولوژي ، در حال حاضر CDها تكامل يافته و كامل شده اند . استانداردهاي اساسي CD و قانون ها ي مرتبط به آن در: كتاب قرمز (audio) ، كتاب زرد (CD ROM)، كتاب نارنجي (CD-R) ، كتاب سبز(CD-I) و ساير تكنولوژي ها معين و جمع آوري شده است . به هر حال هر استاندارد رسمي و غير رسمي از اين قوانين معين شده در كتاب هاي صنعتي اصلي تبعيت مي كنند . بسياري از قالب بندي هاي جديد به عنوان راه حل هاي " مولتي مديا " معرفي مي شوند .مولتي مديا مخلوطي از چند نوع مديا است :صدا ، متن ، گرافيك و يا تصوير متحرك اي كه در يك ميديوم رها شده باشد .مولتي مديا ها مهم هستند چون به ما اين اجازه را مي دهند چيز هايي را كه ميتوانند مدياها را جدا و متمايز كنند ، مخلوط نمائيم . اطلاعات مي توانند از منابع مختلفي مانند : كتاب ها ، فيلم ها، نشريات ،LP ها ، كاست ها ، نرم افزار ها ي كامپيوتر و غيره تركيب شوند. شركت هاي ثبت كننده مي توانند CDها يي توليد كنند كه نه تنها محتواي ثبت كننده هاي آديو هستند بلكه مي توانند داراي انيميشن ، گرافيك ، متن وتصوير هايي كه دارا ي نشان دادن كارهاي هنري و اضافه كردن كارهاي كاربرهستند ، نيز باشند. شايد كاربر اين انتخاب را نيز داشته باشد كه از همه اين ها به صورت تركيب شده استفاده نمايد و يا يك قسمت از اين ها را انتخاب نمايد . اين انتخاب از اين جهت است كه در اين مقاله اين نوع توضيح داده شده است . براي توليد يك CD ، فرمت سخت افزار ها ( بازيكنان ) ، نرم افزار و غيره به تغيير و توجه زيادي نياز است . در اين مقاله سعي شده است تا در مورد فرمت هاي گوناگون تكنولوژي CD همراه با مزيت ها ، معايب آن و نيازمندي هاي آن ها، بحث شود. قالب هاي CDهاي فشرده كه در اين مقاله بحث خواهد شد عبارت است از : مدهاي مخلوط ، تراك هاي مخفي ، (CD-Extra)، CD-I ، CD+G.)

CD چيست؟

مباني ديسك هاي فشرده (CD)

يك CD قادر به ذخيره سازي 74 دقيقه (80 دقيقه) موزيك است .ظرفيت ديسك هاي فوق بر حسب بايت معادل 665600 بايت (و در مدل 80 دقيقه اي716800 بايت) است . قطر اين ديسك ها دوازده سانتيمتر است . CD از جنس پلاستيك بوده و داراي ضخامتي معادل چهار صدم يك اينچ ( 1.2 ميليمتر) است. بخش اعظم يك CD شامل يك نوع پلاستيك پلي كربنات تزريقي است . در زمان توليد ، پلاستيك فوق توسط ضربات ميكروسكوپي (برآمدگي)، نشانه گذاري شده و يك شيار حلزوني ( مارپيچ ) پيوسته از داده ، ايجاد مي گردد. زمانيكه قسمت شفاف پلي كربنات شكل دهي مي شود، يك لايه نازك انعكاس پذير آلومينيوم به درون ديسك پرتاب و برآمدگي هاي ايجاد شده را مي پوشاند. در ادامه يك لايه آكريليك بمنظور حفاظت بر روي سطح آلومينيومي پخش مي گردد. در نهايت برچسب بر روي آكريليك نوشته مي شود. ( حك مي گردد.)

لايه هاي CD
لايه هاي CD

CD داراي يك شيار حلزوني ( مارپيچ ) داده است. دواير از قسمت داخل ديسك شروع و بسمت بيرون ديسك ختم مي شوند. با توجه به اينكه شيار مارپيچ از مركز آغاز مي گردد ، بنابراين قطر يك CD مي تواند كوچكتر از 12 سانتيمتر باشد. اگر داده هائي كه بر روي يك CD ذخيره مي گردد را استخراج و جملگي آنها را در يك سطح مسطح قرارد دهيم، پهنائي به اندازه نيم ميكرون و طولي به اندازه پنج كيلومتر را شامل خواهند شد !

روش انتقال داده ها بر روي CD

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

مسئله ی خط آهن و موش صحرایی

یک قطعه خط آهن به طول هزار متر روی زمین قرار دارد و فقط در دو انتهای خود با پیچ به زمین محکم شده است. در یک روز گرم تابستان بواسطه ی انبساط ناشی از گرما، طول آن یک متر افزایش پیدا میکند و چون خط آهن جا ندارد که از دو انتها منبسط شود لاجرم "شکم" میکند و به صورت یک کمان در میاید.

                

 اگر فرض کنیم که این کمان بخشی از یک دایره باشد آیا فکر میکنید که نقطه ی وسط خط آهن آنقدر از زمین بلند میشود که یک موش صحرایی به بلندی ۱۵ سانتیمتر بتواند از زیر آن عبور کند؟ این را البته باید با محاسبه نشان دهید نه با حدس و گمان. اصلا" برای اینکه جلو حدس و گمان گرفته شود بیایید و معلوم کنید که نقطه ی وسط خط آهن حد اکثر چقدر از زمین فاصله میگیرد و بلند قامت ترین موجودی که میتواند از زیر آن عبور کند چه اندازه است؟

توضیح : اگر بتوانید این مسئله را حل کنید و جواب درست آنرا بدست آورید، از جواب خود بسیار شگفت زده خواهید شد. این مسئله یکی از مسائل قدیمی و کلاسیک ریاضی است که جواب آنرا نمیتوان منحصرا" با حدس و گمان تعیین کرد و یا حتی تخمین زد.

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

معمای باباکوهی

در کنار شهری کوهی قرار داشت که بر بالای آن خانقاهی بود و پیرمردی جهاندیده و خردمند در آن زندگی میکرد که روزها را به مطالعه و تفکر میپرداخت. مردم شهر او را بابا کوهی مینامیدند و میگفتند که او جواب هر سوالی را میداند. حتی بعضی ها او را صاحب "کرامات" هم میدانستند، یعنی معتقد بودند که او از غیب هم خبر دارد!

 

روزی جوانی تیزهوش، گستاخ و جویای نام خواست او را آزمایش کند. به مردم گفت که من امروز به نزد او میروم و از او سوالی میکنم که او یا نتواند جواب دهد و یا اگر هم جواب دهد جوابش اشتباه باشد. مردم مشتاق شدند بدانند او چه سوالی از پیرمرد خواهد کرد به همین دلیل خواستند که با او همراه شوند.

 

جوان گنجشکی گرفت و در جیب خود پنهان کرد و با جمعی از مردم به پیش پیرمرد رفت. به پشت در خانقاه که رسید در زد. پیرمرد داشت در را باز میکرد که جوان گنجشک را از جیب در آورد و طوریکه نه مردم متوجه بشوند و نه پیرمرد، آنرا در پشت سر خود پنهان کرد. آنگاه رو به پیرمرد کرد و گفت : مردم در باره ی شما خیلی ادعا میکنند و میگویند که جواب هر سوالی را میدانید و حتی از عالم غیب هم خبر دارید! من امروز میخواهم ثابت کنم که سوالهایی هم هستند که شما جوابهای آنها را نمیدانید یا اگر هم جواب بدهید جواب تان اشتباه باشد. حالا میخواهم یکی از این سوالها را از شما بپرسم. پیرمرد پذیرفت.

 

جوان گفت : من گنجشکی در پشت سرم دارم. به من بگو آیا گنجشک زنده است یا مرده؟ پیرمرد لحظه ای فکر کرد و بعد گفت: جوان، سوال شما جواب ندارد. مرد جوان به هوشمندی پیر مرد پی برد و به خردمندی او اعتراف کرد. جلو رفت و دست او را بوسید.

 

با آنکه پیر مرد از غیب خبر داشت( اینطور فرض کنیم ) بر اساس چه استلال عقلی جوابی روشن به جوان نداد و جوان هم با همین جواب قانع شد؟

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

شش عدد حاكم بر كل جهان کدام است؟!

شش عدد حاكم بر كل جهان کدام است؟!

این متن خلاصه مقاله پروفسور سرمارتين ريس، يكي از پيشگامان كيهان شناسي در جهان است. وي استاد تحقيقات انجمن سلطنتي در دانشگاه كمبريج و داراي عنوان اخترشناس سلطنتي است. در عين حال وي عضو انجمن سلطنتي، آكادمي ملي علوم ايالات متحده و آكادمي علوم روسيه است. وي ضمن مشاركت با چندين همكار بين المللي ايده هاي بسيار مهمي در مورد سياهچاله ها، تشكيل كهكشان ها و اخترفيزيك انرژي بالا داشته است.

 شش عدد بر كل جهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ شكل گرفته اند. اگر هر كدام از اين اعداد با مقدار فعلي آن كمي فرق داشت، هيچ ستاره، سياره يا انساني در جهان وجود نداشت. قوانين رياضي عامل تحكيم ساختار جهان است. اين قاعده فقط شامل اتم ها نمي شود، بلكه كهكشان ها، ستاره ها و انسان ها را نيز در برمي گيرد. خواص اتم ها ـ از جمله اندازه و جرمشان، انواع مختلفي كه از آنها وجود دارد و نيروهايي كه آنها را به يكديگر متصل مي كند ـ عامل تعيين كننده ماهيت شيميايي جهاني است كه در آن به سر مي بريم. تعداد بسيار اتم ها به نيروها و ذرات داخل آنها بستگي دارد. اجرامي را كه اخترشناسان مورد بررسي قرار مي دهند ـ سيارات، ستارگان و كهكشان ها ـ توسط نيروي گرانش كنترل مي شوند و همه اين موارد در جهان در حال گسترشي روي مي دهد كه خواصش در لحظه انفجار بزرگ اوليه(Bigbang) در آن تثبيت شده است. علم با تشخيص نظم و الگوهاي موجود در طبيعت پيشرفت مي كند، بنابراين پديده هاي هر چه بيشتري را مي توان در دسته ها و قوانين عام گنجاند. نظريه پردازان در تلاشند اساس قوانين فيزيكي را در مجموعه هاي منظمي از روابط و چند عدد خلاصه كنند. هنوز هم تا پايان كار راه زيادي باقيمانده است، اما پيشرفت هاي به دست آمده نيز چشمگيرند. در آغاز قرن بيست و يكم، شش عدد معرفي شدند كه به نظر مي رسد از اهميت فوق العاده اي برخوردارند.

 دو تا از اين اعداد به نيروهاي اساسي مربوط مي شوند؛ دو تاي ديگر اندازه و «ساختار» نهايي جهان ما را تثبيت مي كند و بيانگر آن هستند كه آيا جهان براي هميشه امتداد مي يابد يا خير؛ و دو عدد باقيمانده بيانگر خواص خود فضا هستند. اين شش عدد با يكديگر« نسخه»اي را براي جهان تشكيل مي دهند. گذشته از اين جهان نسبت به مقدار اين شش عدد بسيار حساس است: اگر يكي از اين اعداد تنظيم نشده باشد، آن وقت نه ستاره اي در جهان وجود مي داشت و نه حياتي.

 سه تا از اين اعداد (كه به جهان در مقياس بزرگ وابسته است) به تازگي با دقت زياد اندازه گيري شده است. سر برآوردن حيات انسان در سياره زمين حدود 5/4 5.6 ميليارد سال به درازا كشيده است. حتي پيش از آنكه خورشيد ما و سيارات گرداگرد آن تشكيل شوند، ستاره هاي قديمي تر، هيدروژن را به كربن، اكسيژن و ديگر اتم هاي جدول تناوبي تبديل مي كردند. اين فرآيند حدود ده ميليارد سال به درازا كشيده است. اندازه جهان قابل مشاهده تقريباً برابر فاصله اي است كه نور بعد از انفجار بزرگ پيموده است بنابراين اين جهان قابل مشاهده كنوني بايد بيش از 10 ميليارد سال نوري وسعت داشته باشد.(X=Ct ,t=1*3600*24*365,C=3*10^8)  بسياري از مناقاشات پردامنه و طولاني مباحث كيهان شناختي امروزه ديگر پايان يافته، و در مورد بسياري از مواردي كه پيش از اين موضوع بحث بودند، ديگر مناظره اي صورت نمي گيرد.

 اينشتين در يكي از مشهورترين كلمات قصار خود مي گويد: «غيرقابل درك ترين چيز در مورد جهان، قابل درك بودن آن است.» وي در اين عبارت بر شگفتي خود در مورد قوانين فيزيك كه ذهن ما نسبتاً با آنها خو گرفته و تا حدودي با آنها آشناست تاكيد مي كند، قوانيني كه نه فقط در روي زمين بلكه در دوردست ترين كهكشان ها هم مصداق دارد. نيوتن به ما آموخت همان نيرويي كه سيب را به سمت زمين مي كشد، ماه و سيارات را در مدار خود به گردش در مي آورد. هم اكنون مي دانيم همين نيروست كه عامل تشكيل كهكشان ها است و همين نيروست كه باعث مي شود ستاره ها به سياهچاله تبديل شوند.

قوانين فيزيكي و هندسه ممكن است در جهان هاي ديگر متفاوت باشد. چيزي كه جهان ما را از ساير جهان ها متمايز مي كند ممكن است همين شش عدد باشد.

 1- عدد كيهاني امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ كهكشان ها، گازهاي پراكنده و «ماده تاريك» ـ در جهان ماست. امگا اهميت نسبي گرانش و انرژي انبساط در جهان را به ما ارائه مي دهد جهاني كه امگاي آن بسيار بزرگ است، بايستي مدت ها پيش از اين درهم فرورفته باشد، و در جهاني كه امگاي آن بسيار كوچك است، هيچ كهكشاني تشكيل نمي شود. تئوري تورم انفجار بزرگ مي گويد، امگا بايد يك باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقيق آن را اندازه بگيرند.

 2- اپسيلون بيانگر آن است كه هسته هاي اتمي با چه شدتي به يكديگر متصل شده اند و چگونه تمامي اتم هاي موجود در زمين شكل گرفته اند. مقدار اپسيلون انرژي ساطع شده از خورشيد را كنترل مي كند و از آن حساس تر اينكه، چگونه ستارگان، هيدروژن را به تمامي اتم هاي جدول تناوبي تبديل مي كنند، به دليل فرآيندهايي كه در ستارگان روي مي دهد، كربن و اكسيژن عناصر مهمي محسوب مي شوند ولي طلا و اورانيوم كمياب هستند. اگر مقدار اپسيلون 006/ يا 008/ بود ما وجود نداشتيم. عدد كيهاني e توليد عناصري را كه باعث ايجاد حيات مي شوند ـ كربن، اكسيژن، آهن و… يا ساير انواع كه باعث ايجاد جهاني عقيم مي شود را كنترل مي كند.

 3- اولين عدد مهم تعداد ابعاد فضا است. ما در جهاني سه بعدي زندگي مي كنيم. اگر D برابر دو يا چهار بود امكان تشكيل حيات وجود نداشت. البته زمان را مي توان بعد چهارم فرض كرد، اما بايد در نظر داشت بعد چهارم از لحاظ ماهيت با ساير ابعاد تفاوت اساسي دارد چرا كه اين بعد همانند تيري رو به جلو است، ما فقط مي توانيم به سوي آينده حركت كنيم.

 4- چرا جهان پيرامون اين چنين وسيع است كه در طبيعت عدد مهم و بسيار بزرگي وجود دارد. N نشان دهنده نسبت ميان نيروي الكتريكي است كه اتم ها را كنار يكديگر نگاه مي دارد و نيروي گرانشي ميان آنهاست. اگر اين عدد فقط چند صفر كمتر مي داشت، فقط جهان هاي مينياتوري كوچك و با طول عمر كم مي توانست به وجود آيد. هيچ موجود بزرگ تر از حشره نمي توانست به وجود آيد و زمان كافي براي آنكه حيات هوشمند به تكامل برسد در اختيار نبود.

 5- هسته اوليه تمام ساختارهاي كيهاني ـ ستاره ها، كهكشان ها و خوشه هاي كهكشاني ـ در انفجار بزرگ اوليه تثبيت شده است. ساختار يا ماهيت جهان به عدد Q كه نسبت دو انرژي بنيادين است، بستگي دارد. اگر Q كمي كوچك تر از اين عدد بود جهان بدون ساختار بود و اگر Q كمي بزرگ تر بود، جهان جايي بسيار عجيب و غريب به نظر مي رسيد، چرا كه تحت سيطره سياهچاله ها قرار داشت.

 6- اندازه گيري عدد لاندا در بين اين شش عدد، مهم ترين خبر علمي سال 1998 بود، اگرچه مقدار دقيق آن هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. يك نيروي جديد نامشخص ـ نيروي «ضدگرانش» كيهاني ـ ميزان انبساط جهان را كنترل مي كند. خوشبختانه عدد لاندا بسيار كوچك است. در غير اين صورت در اثر اين نيرو از تشكيل ستارگان و كهكشان ها ممانعت به عمل مي آمد و تكامل كيهاني حتي پيش از آنكه بتواند آغاز شود، سركوب مي شد.

آدرس مقاله به زبان انگلیسی : http://www.firstscience.com/site/articles/blackholes.asp

ترجمه: سليمان فرهاديان



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

نوابغ

چكيده
احتمالاً تا به حال شنيده ايد كه حدس معروف گلدباخ هنوز اثبات نشده است. پس رياضي دان ها چه مي كنند؟ آيا كسي را مي شناسيد كه به فكر اثبات آن باشد؟ تابعي سراغ داريد كه به كمك آن بتوان اعداد اوّل را تشخيص داد؟ اگر كسي ادّعا كند كه مي تواند هر زاويه دلخواه را تنها با كمك خط كش و پرگار به سه قسمت مساوي تقسيم كند در مورد او چه فكر مي كنيد؟ آيا او يك نابغه است؟

مقدّمه
مي خواهيم در مورد نوابيغ صحبت كنيم. نه اشتباه نكنيد نوابيغ جمع نابغه نيست. در واقع نوابيغ افرادي هستند كه ادّعاي نبوغ دارند و معمولاً يك جايي يك مسأله با جايزه 1 ميليون دلاري ديده اند يا در دبيرستان از دبير رياضي خود شنيده اند كه فلان مسأله قرن ها حل نشده باقي مانده است. بعد سعي مي كنند آن را حل كنندو حتّي ممكن است سال هاي سال عمر عزيزشان را بر سر اين كار تلف كنند. اين اشخاص در تمام كشورها يافت مي شوند. در كشور ما نيز نوابيغ پيدا مي شوند. تجربه چند سال اخير، ما را بر آن داشت كه به دلايلي كه توضيح خواهيم داد اين مقاله را بنويسيم. در اين مقاله حروف لاتين را براي ارجاع به بعضي از اين اشخاص به كار برده ايم و به دلايلي كه در متن مقاله روشن خواهد شد از آوردن مشخصات آنان خودداري كرده ايم.

1. دسته بندي نوابيغ
ما نوابيغ را به سه دسته تقسيم مي كنيم :

* كساني كه سعي مي كنند ناممكن ها را ممكن سازند!
اين دسته به تثليث گرها يا Trisectne معروفند. تثليت گر يعني كسي كه سعي مي كند فقط با كمك خط كش و پرگار زاويه را به سه قسمت مساوي تقسيم كند. امّا غير از اين ها افراد ديگري هم جزء اين دسته هستند. مثلاً كساني كه سعي مي كنند فرمول محيط بيضي را كشف كنند يا بر روي روش تربيع دايره و تضعيف مكعب و ... كار كنند. براي اطّلاع از ناممكن بودن اين ها به كتاب مرجع مراجعه شود. يا حتّي هستند كساني كه سعي مي كنند فقط با دو رنگ هر نقشه اي را رنگ كنند!

* مدّعيان حل مسأله هاي حل نشده معروف
اين دسته نسبت به دسته اوّل كمي معقول ترند. ايشان آدم هايي هستند كه سعي مي كنند مسأله هاي بزرگ حل نشده را كه به پيش زمينه هاي رياضي قوي نياز دارند، بدون داشتن آن پيش زمينه ها حل كنند. مثلاً فرضيه كلدباخ، فرمول توليد اعداد اول و ....

* بنيان گذاران نظريه هاي بي اساس
اين افراد مدّعي بنيان گذاري نشريه هاي بي پايه ولي از نظر خودشان بسيار مهم هستند، كه حتّي مي تواند رياضي را متحوّل كند. در بين اين دسته كساني هستند كه با شنيدن ادّعايشان عصبي مي شويد. شايد هم كلّي بخنديد. مثل كسي كه ادّعا مي كند :
«پايان امسال مي توانم نظريه نامرئي كردن فيزيكي اشياء را كامل كنم.» (X) و يا «شايد برايتان باور نكردني باشد كه اين كتاب و اين تحقيقات را يك جوان بيست ساله انجام داده باشد كه حتّي اثبات رياضي وجود وجدانيّت خداوند كه بزرگترين آرزوي يكتا پرستان جهان اسلام است را از طريق اين نظريه كشف نموده باشد. (Y)
يكي از كارمندان دبيرخانه انجمن رياضي ايران نقل مي كند : چندي پيش شخصي متولد 1291 (با حدود 91 سال سن) باتّفاق دخترش به انجمن رياضي ايران مراجعه كردند كه مدعي بودند :
«براي هر عدد، عددي يافته است كه حاصل جمع آن با عدد داده شده و حاصل ضرب آن با همان عدد، يكسان است متشابهاً، حاصل تفريق و حاصل تقسيم.»
او مدّعي بود كه اين آموزش رياضي را متحوّل مي كند و جوان ها را از آلودگي نجات مي دهد. (مي گفت: با اين روش آموزش، جوان ها تا قبل از 18 سالگي دكتراي خود را مي گيرند و ديگر آلوده نمي شوند!). هم چنين همين شخص جداولي با اعداد چندين رقمي عجيب (جداول مربعي) رسم كرده بود كه به اين اعداد نام «نيرو» داده بود و مي گفت اين نيروها از تمام جهات با هم برابرند. ايشان مايل بودند كه اين اكتشافات به نام خودشان ثبت شود و دنبال راهي بودند كه از اين مطالب شخص ديگري به نام خود سوء استفاده نكند. (اين نكته در اغلب اين افراد مشابه است.)

2. كالبد شكافي نوابيغ
البته نوابيغ در رشته هاي ديگر نيز وجود دارند. همكاري تعريف مي كرد كه يك نفر در مراجعه حضوري به شوراي شهر تقاضا كرد كه از طرح پژوهشي ايشان حمايت شود. اين طرح روش آموزش صحبت كردن به بلبل ها بود! ايشان بلبلي را هم همراه برده بود و ادّعا مي كرد كه حرف مي زند ولي به خاطر ترس از جمعيّت از نطق كردن وامانده است.
مقاله هايي وجود دارند كه در آن ها رفتار نوابيغ مورد بررسي قرار گرفته اند. مثل مقاله ]يك[ كه در آن چنين آمده است : «يكي از مشخصه هاي نوابيغ رياضي، مانند ساير انواع نوابيغ، اين است كه به موفّقيت هاي كوچك قانع نيستند. حل مسائل معمولي آن ها را راضي نمي كند چرا كه دون شأن آن هاست. مي خواهند حرف مهم بزنند يا پنبه حرف هاي مهم را بزنند. بيشتر دوست دارند مسائلي را حل كنند كه ديگران ثابت كرده اند نمي توان آن ها را حل كرد ... خلاصه مي خواهند كاري بكنند كارستان. و از حيث شجاعت و بلند پروازي دست كمي از دانشمندان درست و حسابي ندارند. ولي متأسفانه شباهتشان با نوابغ واقعي، در همين يك صفت خلاصه مي شود.» براي علاقه مندان، مطالعه اين مقاله را پيشنهاد مي كنيم. نويسنده آن Underwood Dudley همان نويسنده كتاب هاي ]1[ و ]2[ است. ايشان بيش از ربع قرن است كه مشغول مطالعه رفتار و كردار نوابيغ رياضي هستند.

3. نوابيغ و پخش نظراتشان
* مراجعه به هر جا و هر كس
اغلب نوابيغ چيز زيادي از رياضي نمي دانند ولي علاقه مندند در اين زمينه كار كنند. شايد بپرسيد اصلاً چرا رفتيم سراغ اين آدم ها؟ جواب را بايد مراجعه بيش از حدّ اين افراد به انجمن رياضي و نشريات وابسته به آن و مديران گروه هاي رياضي دانست. مثلاً به عنوان رئيس انجمن رياضي لااقل از دفتر پنج مقام مختلف مملكتي براي بررسي ادّعاي فقط يكي از ايشان نامه هائي همراه با ضمايم فراوان رسيده است (به پيوست 3 مراجعه شود). راستش اين افراد خيلي تنها هستند. يكي از آنها (X) نوشته بود : «از اين كه با شما بزرگوار در ارتباط هستم از ته دل خوشحالم و اميدوارم اين ارتباط هم چنان پايدار باشد و از اين حالت يك طرفه شدن خارج شده و .... رياضيدان هاي بزرگ به حق نمي توانند وقت كافي براي رسيدگي به اين موضوعات بگذارند. دانشجويان رياضي نيز اغلب نمي دانند كه چنين افرادي هم وجود دارند. البته مشكل به اين جا ختم نمي شود. بين نوابيغ بعضاً كساني يافت مي شوند كه مستعد ايجاد مشكلات بسيار بزرگي براي رياضيدانان و بقيّه آدم ها هستند و اگر در برخورد با اين افراد دقّت لازم را به عمل نياورند بايد منتظر يك دردسر خيلي بزرگ باشيد كه در ادامه مقاله بيشتر متوجّه اهميّت موضوع خواهيم شد.
همان طور كه قبلاً اشاره شد يك گروه عمده از نوابيغ، تثليت گرها هستند كه اغلب آنها در دوران دبيرستان با مسأله تثليث مواجه مي شوند. مي دانيم كه ثابت شده است تيليث زاويه تنها با خط كش و پرگار امكان پذير نيست. مثلاً به كتاب «رياضيات چيست» (دو) فصل سوّم صفحات 147 و 148 رجوع كنيد. ولي اين افراد يا نمي دانند كه چنين اثباتي وجود دارد و يا نمي توانند معناي «امكان پذير بودن» در رياضيات را درك كنند. آيا تا به حال با كسي مواجه شده ايد كه متوجّه نشود فقط با يك شمع و يا با يك چراغ موشي نمي توان يك تيرآهن را گداخت؟!
در برخورد با يك تثليت گر، خواندن روش تثليت وي عملاً كار بيهوده اي است. علاوه بر اين، اين افراد معمولاً نمودارهاي پيچيده اي رسم مي كنند كه سر درآوردن از آن ها كار سختي است. جالب اينجاست كه حتّي وقتي اثبات امكان ناپذير بودن تثليت را برايشان بفرستيد باز هم اصرار دارند كه روش آن ها مورد مطالعه قرار بگيرد! نمونه اي از اين افراد خانم Z (دبير رياضي) بود كه پس از ارائه برهان توسّط يكي از نويسندگان (پيوست 2) باز هم اصرار بر خواندن مقاله اش داشت. ايشان حتّي تهديد كرد كه اگر مقاله اش را نخوانيم ما را به صاحب شب قدر مي سپارد.
* مراجعه به مقامات
يكي ديگر از ويژگي هاي نوابيغ اين است كه براي ثبت تئوري خود سراغ مقامات و مسئولين رده بالاي كشوري مي روند و حتّي ممكن است به بالاترين مقام كشور نيز رجوع كنند. يك نمونه از اين افراد آقاي U است كه ادّعا مي كند فرضيه گلدباخ را ثابت كرده است. ايشان براي اثبات ادّعاي خود حتّي به رهبر و رئيس جمهور و رئيس قوّه قضائيه نيز نامه نوشته اند. گوشه هايي از نامه پرسوز و گداز اين سودازده رياضي را برايتان مي آوريم :
« ... كار جديدم اثبات فرضيه تاريخي گلدباخ است. اين فرضيه به مدّت 261 سال لاينحل باقي مانده بود و دانشمندان نامداري چون اولر، گاوس، ويتوگرادف و هزاران رياضي دان ديگر در طول اين 5/2 قرن براي حل آن كوشيدند ولي ناكام ماندند .... بنده پس از دوازده سال تلاش در سال 1380 (سال مولي علي (ع)) موفق به اثبات قطعي آن گرديدم. اثبات بنده در 286 مركز علمي و دانشگاهي جهان بررسي و كوچكترين ايرادي بر آن وارد نگرديد. البتّه آمريكا پرداخت جايزه 1 ميليون دلاري بنده را مشروط به پذيرش تبعيت آمريكا نمود ....»
نوابيغ ممكن است هر كدام به تنهائي به مراجع زيادي رجوع كنند كه با اين عمل با توجّه به نامهه اي مختلف موجب اتلاف وقت بزرگي مي شوند. مثلاً موردي به نام آقاي X مقاله خود را به 100 مرجع مختلف فرستاده بود كه به قول خود چون از نوشتن همه آن ها عاجز بود به ناچار به دستگاه كپي متوسّل شده بود! اين آدم ها از رجوع به مقامات و مسئولين خسته نمي شوند و اگر در برخورد با اين آدم ها دقّت نكنيم ممكن است دچار يك دردسر اساسي شويم. مثلاً يكي از اساتيد دانشگاه در جواب يكي از همين نوابيغ مقاله اي را برايش فرستاده بود كه به خاطر اين كار آن شخص ايشان را به دادگاه كشاند.
* انتشار جزوات و كتاب ها
در برخي موارد نوابيغ براي عرضه نظريه هاي به قول خود «شگفت انگيزشان» دست به نشر كتاب در تيتراژ چند هزار جلدي مي زنند. حداقل دو مورد آن را اخيراً در كشورشاهد هستيم. يكي از اين دو نفري كه كتاب منتشر كرده است يك دانش آموز مقطع پيش دانشگاهي به نام Y است كه ادّعا مي كند :
«جلد اوّل اين كتاب علاوه بر بعد رياضياتش، بعد ديگري نيز دارد كه استفاده از آن در بحث هاي فلسفي و عرفاني از جمله اثبات روح، برزخ و حقيقت زنده شدن مردگان مي توان نام برد و ....»
و ديگري نيز كه كتاب خود را در دوران دبيرستان نوشته است، ادّعا مي كند كه :
«... در خلال اين تحقيقات موّفق به كشف رياضي اثبات وجود وحدانيّت خداوند متعال نيز شدم كه اميدوارم جوّ به خواب رفته علمي كشور را بيدار نمايد و ....» (X).
حتماً تا به حال خبر كشفيّات جديد در علم را از رسانه هاي گروهي از جمله اخبار سراسري شنيده ايد. ما مواردي را سراغ داريم كه اين افراد از طريق همين رسانه ها كه مردم، بسياري به بخش خبرهاي علمي آنها اعتماد دارند، خبر به اصطلاح كشفيات خود را به اطلاع عموم مي رسانند. مثل خبر حل فرضيه گلدباخ توسط آقاي X كه حداقل از يكي از شبكه هاي تلويزيوني پخش شده است. هم چنين ايشان چندين مصاحبه مطبوعاتي چاپ شده در روزنامه هاي كثيرالانتشار را در پرونده خود دارد.
خلاصه اين كه اگر پاي درددل بعضي از آن ها بنشينيد، ممكن است يك نطق مفصّل در مورد فرار مغزها به خاطر عدم حمايت از نابغه هائي مثل ايشان بكنند. اخيراً اغلب آن ها اين ادّعا را نيز بر ادّعاهاي فبلي خود اضافه كرده اند. مثل آقاي U كه حتّي ادّعا مي كرد از كشور آمريكا و انگلستان دعوتنامه براي ايشان و خانواده شان فرستاده شده و به ايشان ويزاي آمريكا همراه با چهار بليط مجّاني هواپيما پيشنهاد كرده اند. وي يك ديسكت حاوي اين ادّعا را به همه جا فرستاده بود كه ما با ديدن يك ديسكت متوجّه شديم موضوع چيزي نيست به جز چند پيام تبليغاتي كه براي شركت در قرعه كشي براي اخذ ويزا و يا مسافرت تفريحي معمولاً به تمامي كاربران Yahoo فرستاده مي شود!

راه هاي پيشنهادي براي مواجهه با نوابيغ
با توضيحاتي كه مطرح شد، حدس مي زنيم همه شما خوانندگان مثل ما معتقديد بهتر است فكري به حال اين افراد بكنيم تا هم بسياري را از درگير شدن با آن ها نجات دهيم و هم خود اين افراد دست از «آب در هاون كوبيدن» بردارند. مثلاً يكي از ايشان كه دبير رياضي هم است، ابراز مي دارد :
«اكنون بنده نه تنها از سال ها زحمت و تحقيقات ام خوشحال نيستم بلكه به شدّت غمگينم و فكر مي كنم راه اشتباهي رفته ام كه جذب علم و دانش و افتخار آفريني براي كشورم شده ام. چون از اوّلين روز اتمام اثبات و اعلام آن به دانشگاه ها تمام اضافه كاري ها و كمك درآمدها و كلاس هاي اضافه ام را تعطيل كرده و علاوه بر آن مخارج بسياري نيز در اين راه هزينه نمودم. البتّه هراسي نداشتم چون علاوه بر افتخار كشورم، يك ميليون دلار جايزه را نيز در دستم مي ديدم. لذا از قرض كردن نيز هراسي نكردم. امّا اكنون خوار و خفيف شده ام. هر روز از صاحب خانه فرار مي كنم كه اجازه چند ماه را نپرداخته ام. به اكثر آشنايان بدهكارم و شايد چند روز ديگر جهت بدهي به زندان هم بروم ... به زندان بروم يا به آمريكا بروم و تبعه آنجا شوم (البته بليط هواپيما و كارت اعتباري نيز برايم فرستاده اند كه در ديسك همراه نامه موجود است) يا در كشورم بمانم و اثبات قطعي فرضيه گلدباخ را با خودم به آن دنيا ببرم ....» (U).

ما مخاطبين اين افراد را به چهار دسته تقسيم مي كنيم :
* دسته اوّل، كساني كه وقت كافي براي پاسخ گويي به اين افراد را ندارند. به ايشان توصيه مي كنيم همين مقاله را در پاسخ آن ها ارسال كنند. چه بسا با مطالعه اين مقاله بسياري از مدّعيان پي به اشتباه خود برده و كار خاتمه يابد.

* دسته دوّم، بعضي از رسانه ها هستند كه با پخش خبرهاي غلط يا چاپ كتاب هاي خالي از هر گونه بار علمي موجب گمراهي اذهان عمومي مي شوند. با توجّه به رسالت مهم رسانه ها در اطلاع رساني چاپ اين گونه خبرها از طرف برخي از اين رسانه ها بسيار تأسف برانگيز است. رسانه ها قبل از نشر هر گونه خبر علمي بايد آن را توسط يك كارشناس مورد بررسي قرار دهند و در صورت اطمينان از صحّت، اقدام به پخش آن نمايند.

* دسته سوّم، دفاتر مقامات و مسئولين مملكتي است كه تصوّر مي كنيم در موارد بسياري تشخيص اين عدّه از نوابيغ برايشان كاري دشوار است. مثلاً يكي از مسئولان با ارسال ادّعاي آقاي X كه قبلاً ديديم ادّعاي «نامرئي كردن فيزيكي اشيا را» داشت به وزير علوم، تحقيقات و فن آوري، نوشته بودند «به پيوست تصويرنامه آقاي X از محققين، نظريه پردازان و طراحان رياضي كشور تقديم مي گردد. نامبرده از نوجواني تا كنون موفّق به كشفيات و ارائه طرح هايي در زمينه علوم رياضي گرديده اند ليكن براي ادامه فعّاليت هاي خود نيازمند مساعدت و حمايت مي باشند. نامه پيوست و ضميمه آن خود گوياي تمام توانايي ها و نبوغ نامبرده است. انتظار دارم درخواست ايشان مورد نظر قرار بگيرد كه قطعاً در پيشبرد اهداف علمي ايشان در نگاهي وسيع تر، كشور ايران بسيار سودبخش خواهد بود.»
هم چنين از طرف دفتر يكي از مقامات بلندپايه كشور پي نوشتي درباره ادّعاي آقاي X به انجمن رياضي ايران نوشته اند : «از ارسال كتاب تأليفي آقاي X محقق جوان و عزيزمان تشكر و قدرداني مي شود. براي ايشان از خداوند بزرگ آرزوي توفيق بيشتر را دارم.» لذا به دفتر مقامات پيشنهاد مي كنيم اگر بررسي اين ادعاها برايشان مهم است، از تعدادي از كارشناسان دعوت كنند كه به رسيدگي آن ها بپردازند. انجمن هاي علمي مي توانند معرّف اين كارشناس ها باشند.

* دسته چهارم، كساني كه علاقه مند به اين مسائل هستند و وقت كافي براي رسيدگي به آن ها را دارند. اگر شما هم جزء اين گروه هستيد، پيشنهاد مي كنيم مقاله (يك) را مطالعه كنيد. همان طور كه گفتيم نويسنده مقاله فوق حدود 25 سال در اين زمينه كار كرده و راه هاي مختلفي را در برخورد با اين افراد امتحان كرده است. ايشان نتيجه تجربيّات خود را در اين مقاله چنين بيان مي كند :
«سرانجام وقت آن رسيده كه بگويم با تثليت گرها چگونه بايد برخورد كرد. امّا بگذاريد اوّل بگوييم چگونه نبايد برخورد كرد. يك راه خلاصي موقّت از چنگ تثليت گرها آن است كه بگوييد : خوب تا اينجايش قبول، امّا مي دانيد كه بايد براي درست بودنش برهان داشته باشيد. يعني يك سري حكم ها و استدلال هايي نظير آنچه در كتاب هندسه قديميتان داشتيد. تثليث گر از نزدتان مي رود ولي به همراه برهان برمي گردد. در اين مرحله ممكن است بگوييد : خوب، حالا نگاهي به آن بياندازيم، اشتباه آن را بيابيد و به تثليت گر گوشزد كنيد.
تثليث گر اين بار هم مي رود ولي باز همراه با برهان تجديدنظر شده اي برمي گردد كه طولاني تر، پچيده تر و يافتن اشتباهش دشوارتر است. تجديدنظرهاي پياپي در برهان، كار را به جايي مي كشاند كه ديگر نتوانيد يا نخواهيد اشتباه آن را پيدا كنيد. قدم بعدي كه آن نيز خطاست، اين است كه بگوييد :
راستش من وقت بررسي اين برهان را ندارم ولي مي دانيد كه شخصي به نام وانيتيسل در سال 1837 ثابت كرده كه زاويه را نمي توان با خط كش و پرگار تثليث كرد. برهان او موجود است، اين هم برهان شما؛ هر دوي اين ها نمي توانند درست باشند؛ پس چاره اي نيست جز اين كه شما در برهان وانيتيسل اشتباهي پيدا كنيد. اين كار هم تثليثت گر را از سرتان باز مي كند. ولي او دير يا زود بر مي گردد با رديه اي بر برهان وانتسل در قالب چنان عباراتي كه درك معني شان ناممكن است. هيچ چيز نمي تواند راه را بر تثليث گر از خود گذشته ببندد.
پس در برخورد با تثليث گر چه بايد كرد؟ به اوّلين نامه تثليث گر، اگر مطمئن شديد كه خوبي تقريب يا سادگي روش يا هوشمندي او در يافتن تقريبي جديد قابل توجه است، مودّبانه جواب بدهيد. به همراه نامه، برايش فهرستي كامپيوتري از اشتباهات موجود در ترسيم براي زاويه هاي مختلف بفرستيد. من معمولاً فهرست را براي 0 تا 180 درجه، با فواصل 3 درجه اي تهيّه مي كنيم. اين كار مهم است زيرا هنوز كامپيوتر قدرت آن را دارد كه احساس احترام و ابهتي در افراد ايجاد كند. همچنين با آن نامه چند تثليث تقريبي ديگر را بفرستيد با تذكّري از اين قبيل كه فكر كردم شايد علاقه مند باشيد ديگران چه تثليث هاي تقريبي به دست آورده اند. در سال هاي اخير با استفاده از اين روش ميزان موفّقيتم بالا رفته است. يادم هست كه اوّلين موفّقيّت تا چه حد مايه رضايت خاطرم شد. مهندسي در شهر نيوجرسي كتاب بزرگي با جلد مقوّايي در حجم بيش از 250 صفحه تهيّه كرده بود كه عنوان ماجراهاي هندسه روي جلد آن با حروف زركوب نقش بسته بود. به نظرم رسيد كسي كه اين همه براي تثليث مايه گذاشته باشد، راه نجاتي ندارد. ولي او ضمن پاسخ نامه ام نوشت : همين قدر كه توانسته ام به تقريبي برسم راضي هستم و ديگر آن را كنار مي گذارم. اين بار روحم از نفرين به دور ماند! اخيراً چند موفّقيّت ديگر هم داشته ام و شايد برخي از اين تثليت گرهاي لب فرو بسته، متقاعد هم شده باشند، اگر با اين روش كاري از پيش نرفت، آن وقت بي رحم باشيد. نامه و برخورنده اي بنويسيد، به اين قصد كه طرف از شما بدش بيايد. ديگر به هيچ قيمتي مزاحم شما نخواهد شد و شايد بخشي از نفرتش منجر به بي علاقگي نسبت به رياضيدانان و بي ميلي به ادامه كار تثليث شود، زيرا معمولاً انسان اگر بتواند، از كاري كه مايه آزارش شود خودداري مي كند. اگر همه همين روش را در پيش مي گرفتند نسل تثليث گرها تحليل مي رفت و منقرض مي شد. در آن صورت كساني كه سودازدگي جزء سرشتشان است مزاحم اقتصاد دان ها، فيزيك دان ها يا علماي الهيّات مي شدند و ما مي توانستيم در آرامش و امنيّت زندگي كنيم و مطمئن باشيم كه از اين پس هيچ سودازده اي به سراغمان نخواهد آمد. در اين جا به طور خاص در مورد تثليث گرها صحبت شده است، امّا حتماً شما آنقدر وارد هستيد كه با استفاده از آن، روش برخورد با ساير نوابيغ را نيز بيابيد.»
موخره، از خوانندگان محترم تقاضا مي شود اگر خاطره اي از نوابيغ دارند حدود يك يا دو صفحه به اينجانبان ارسال دارند تا در ضميمه اين مقاله بيايد. به پيوست نمونه اي از نامه هاي ارسال شده در رابطه با نوابيغ ضميمه شده است.

پيوست : چند نمونه از نامه هاي ارسالي درباره مدّعيان
* پيوست 1 : آقاي ... مقاله شما را در ادعاي كشف فرمول محاسبه محيط بيضي مشاهده كردم. به اطلاع مي رساند كه انجمن رياضي ايران بر اساس تجربه هاي قبلي به اين گونه مدعيان پيشنهاد مي كند كه با اساتيد دانشگاه ها مستقيماً مكاتبه نمايند. اما اين جانب خود به عنوان يك عضو هيأت علمي دانشگاه، نظرم را ذيلاً مكتوب مي نمايم.
لازمه محاسبه فرمول دقيق محيط بيضي محاسبه انتگرال هايي مانند انتگرال زير است كه ثابت شده است محاسبه آن بر حسب توابع معمولي امكان پذير نيست.



اين فرمول با استفاده از فرمول پارامتري بيضي كه به صورت



است به دست مي آيد. و اين موضوع تقريباً در هر كتاب رياضيات عمومي (CALCULUS) نيز آمده است.
متأسفانه بعضي از افراد معني امكان ناپذير بودن را متوجه نمي شوند و اغلب تلاش بيهوده در يافتن چنان فرمولهائي مي نمايند. اميدوارم كه جنابعالي معني آن را دريافته باشيد. باعث تأسف است كه بعضي از رسانه ها نيز بدون مشورت با متخصصين اقدام به چاپ يا نشر بعضي از «كشفيّات» مي كنند كه باعث توهم بعضي از افراد مي شود.
با احترام، سيد عباداله محموديان، رئيس دانشكده علوم رياضي، دانشگاه صنعتي شريف و رئيس انجمن رياضي ايران.

* پيوست 2 : خانم ... با سلام، مقاله شما را مشاهده كرديم و به اطلاع شما مي رسانيم كه ثابت شده است تثليت زاويه به كمك خط كش و پرگار امري است امكان ناپذير. بدين منظور شما را مثلاً به صفحات 147 و 148 از «كتاب رياضيات چيست؟» تأليف ريچارد كورانت كه ضميمه نامه است ارجاع مي دهيم. براي اطّلاع بيشتر پيشنهاد مي كنيم فصل سوم كتاب فوق را مطالعه بفرمائيد.
با اميد سلامتي روزافزون شما، سيد عباداله محموديان، استاد دانشكده علوم رياضي دانشگاه صنعتي شريف.

* پيوست 3 : استاد محترم جناب آقاي دكتر ... معاون محترم پژوهشي وزارت ...
با سلام، احتراماً عطف به نامه مورخه ... شماره ... به استحضار مي رسانم كه كتاب ارسالي (تأليف آقاي ...) توسط دو نفر داور مورد بررسي قرار گرفت. نظر ايشان در ضميمه آمده است. متأسفانه ظرف چند ماه اخير كه اينجانب رياست انجمن رياضي ايران را به عهده گرفته ام چند مورد مشابه اين نامه به بنده ارسال شده است (بعضي از آن ها مانند كتاب فوق الذكر از چندين اداره مختلف). رسيدگي به آنها بسيار وقت گير است. در صورتي كه خود مكتوبات نشان از بي اساس بودن «نظريه» دارد. مثلاً همين نويسنده ادعا دارد كه تا پايان سال (1382) «تئوري نامرئي كردن فيزيكي اشياء را كامل» مي كند. جالبتر اين كه بعضي از مقامات نيز اين ادعا را «گوياي تمام توانائي ها و نبوغ نامبرده» مي دانند.
پيشنهاد اينجانب اين است كه اگر اين گونه ادعاها براي دفتر جنابعالي مهم است، موسسه اي تأسيس بفرمائيد تا آن ها را بررسي كند. در آن صورت اگر لازم تشخيص بدهيد انجمن مي تواند متخصصين امر را براي آن موسسه پيشنهاد كند.
با تقديم احترام، سيد عباداله محموديان، رئيس انجمن رياضي ايران و رئيس دانشكده علوم رياضي، دانشگاه صنعتي شريف
رونوشت : به چهار مرجع ديگر كه كتاب فوق را فرستاده بودند.

مراجع
]يك[ اندروود دادلي، با تثليث گرها چگونه برخورد كنيم، (ترجمع محمد باقري) نشر رياضي : مجله رياضي مركز نشر دانشگاهي، سال 2 شماره 3 آذر 1368 صفحه 227- 222.
]دو[ ريچارد كورانت و هربرت رابينز، رياضيات چيست؟ ترجمه سيامك كاظمي. تهران : نشر ني، 1379.

[1] Underwood Dudley, A Budget of Trisections, Springer-Verlag, New York, 1987.
[2] Underwood Dudley, Mathematical Cranks, Mathematical Association of America, Washington, D.C. 1992.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

بهترين تصاوير سال 2008

مجله ساينس Science و بنياد علمي علوم، هر ساله بهترين عکس‌هاي علمي را انتخاب مي‌کنند. امسال ششمين دوره اين مسابقه عکاسي و تصويربرداري انجام شد و نتايج آن اعلام گرديد. امسال ??? عکس از آمريکا و ?? کشور ديگر دنيا در اين مسابقه شرکت داده شدند.

مجله sience

1: اين عکس را «ماريو دي استفانو» از دانشگاه ناپل  گرفته است. عکس نشاندهنده جلبک‌هاي تک سلولي است که به يک جاندار دريازي بي‌استخوان( Eudendrium racemosum) چسبيده‌اند،‌ اين عکس به کمک ميکروسکوپ الکتروني گرفته شده است.

عکس برنده جايزه اول

2:اين عکس زيبا را «اندرو ديويدازي» از انستيتوي فناوري روچستر گرفته است. براي گرفتن اين عکس او يک نخ پنبه‌اي را به يک موتور وصل کرد تا ان را ?? تا ?? بار در ثانيه تکان بدهد، سپس او زمان نوردهي دوربينش را روي دو ثانيه تنظيم کرد. نتيجه کار عکس زيبايي شد که حجم‌دار به نظر مي‌رسد.

نخ پنبه‌اي

3: اين عکس به وسيله «جسيکا شيفمن» و «کارولين شوئر» از دانشگاه درکسل گرفته شده است. اسکوئيدهاي موسوم به Loligo pealei، داراي ? بازو و دو بازوچه هستند. بازوهاي اين جانداران از قسمت‌هايي شبيه به فنجان پوشيده شده است، به کمک اين قسمت‌ها که داراي عملکرد مکشي هستند و دندانه‌هاي کيتيني دارند، اسکوئيد به طعمه خود مي‌چسبد. هر کدام از اين اعضاي مکشي، تنها ??? ميکرومتر اندازه دارند ولي از طريق همين قسمت‌هاي کوچک است که اسکوئيد نيم‌متري به غذاي خود مي‌چسبند و مي‌توانند تغذيه کنند. اين عکس با ميکروسکوپ الکتروني گرفته شده و رنگ‌آميزي شده است.

loligo pealei

4- اين عکس به وسيله Ye Jin Eun و داگلاس ويبل از دانشگاه ويسکانسين گرفته شده است. اگر يک لايه نازک پلي اتيلن گليکول را روي يک پليمز داراي خاصيت کشساني بگذاريم و اين مجموعه را داخل آب غوطه‌ور کنيم، جذب آب باعث ايجاد چين و چروک‌هاي زيباي مي‌شود:

چين و چروک

5- اين تصوير شماتيک را «ليندا ناي» ايجاد کرده است. در اين تصوير به طرز جالبي سيستم گردش خون بدن انسان، نمايش داده مي‌شود. اين عکس نشان مي‌دهد که چگونه خون توسط قلب در عورق به جريان درمي‌آيد و چگونه تبادل اکسيژن توسط گويچه‌هاي سرخ انجام مي‌شود.

سيستم گردش خون بدن انسان

6-انجيل تصويري: کريس هريسون از دانشگاه کارنگي ملون، انجيل را به صورت تصويري دراورده است. خطوط عمودي زير عکس نشاندهنده بخش‌هاي مختلف انجيل هستند. طول هر خط عمودي متناسب با طول هر بخش است. خطوط منحني هم نشاندهنده ارجاعات هر بخش انجيل به بخش ديگر آن هستند:

انجيل تصويري

7- اين عکس بسيار زيبا به وسيله دونالد بليس و سيريام سوبرامانيام از يک سلول مبتلا به نوعي بدخيمي به نام ملانوما گرفته شده است. اين عکس که به طريقه سه بعدي‌ بازسازي شده است با استفاده از يک ميکروسکوپ الکتروني و شيوه‌اي به نام پراش يوني گرفته شده است:

ملانوما

8- اين تصويرسازي به وسيله دنيس کونکل و کولين چمپ براي کتابي با عنوان «ماجراجويي‌هاي آليس در سرزمين ميکروسکوپي»، انجام شده است و سوسک‌ها را در حال صرف غذا نشان مي‌دهد!

ماجراجويي‌هاي آليس در سرزمين ميکروسکوپي

9- اين تصويرسازي به وسيله اندرو دوفيد و گيلان لوئيس از دانشگاه اوکلند انجام شده است. اين پوستر نشان مي دهد که لجن‌هاي ته رودخانه‌ها بر خلاف انتظار ما، اهميت زيادي در چرخه حيات دارند. در اين لجن‌ها، ميکروارگانيسم‌هاي متنوع و جوامع ميکروسکوپي پيچيده‌اي وجود دارند. اين تصوير تعاملات و نقش هر يک از اين موجودات و جوامع ميکروبي را نشان مي‌دهد:

 لجن‌هاي ته رودخانه‌ها


منبع: سايت تبيان
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

كشف مورچه‌هاي مريخي در اعماق آمازون

يك دانشمند بيولوژيست دانشگاه تگزاس موفق به كشف گونه جديدي از مورچه‌هاي نابينا، زير زميني و شكارچي در جنگل‌هاي آمازون شده است كه به نظر مي‌رسد فرزند تكامل يافته مورچه‌هاي نخستين باشد.

نام اين مورچه‌هاي تازه كشف شده «مارتياليس هيوركا» است كه ترجمه آن «مورچه‌هايي از مريخ» است. اين اسم به اين دليل انتخاب شده كه مورچه‌هاي جديد تركيبي از خصوصيات و ويژگي‌هايي را دارند كه پيش از اين هرگز در ميان جمعيت مورچه‌ها مشاهده نشده است.

اين مورچه‌ها كه با اقامت در خاك سازگار شده اند، دو تا سه ميلي متر طول دارند، رنگ پريده بوده، چشم ندارند و داراي آرواره‌هاي پاييني بزرگي هستند كه ظاهرا از آنها براي شكار طعمه استفاده مي‌كنند.

اين مورچه‌ها هم چنين متعلق به يك زير خانواده جديد خودشان هستند كه آنها هم يكي از 21 زير خانواده در بين مورچه‌ها محسوب مي‌شوند.

از سال 1923 اين اولين باري است كه يك زير خانواده جديد از مورچه‌ها با گونه‌هاي زنده كشف شده است.

اين كشف به بيولوژيست‌ها كمك مي‌كند كه درك بهتري از تنوع زيستي و تكامل مورچه‌ها به دست آورند.

اين پژوهش در نشريه پيشرفت‌هاي آكادمي ملي علوم آمريكا منتشر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

رقابت ایران خودرو برای کسب مقام چهارم آسیا

مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو گفت:خودروسازان ژاپن ،کره چین و هند رتبه های اول تا سوم خودرو سازی آسیا را در دست دارند و ایران خودرو با ادامه مسیر جهانی شدن خود در آینده نزدیک رتبه چهارم خودروسازی آسیا را به خود اختصاص خواهد داد.

به گزارش واحد مرکزی خبر: منوچهر منطقی به سابقه فعالیت 42 ساله ایران خودرو اشاره کرد و افزود: ایران خودرو در6 سال اخیرحدود3 میلیون خودرو تولید کرده که این رقم معادل تولید خودرو در 36 سال گذشته بوده است.

وی با بیان اینکه ایران خودرو تیراژ تولید محصولات خود را به یک میلیون دستگاه در سال خواهد رساند

گفت:ایران خودرو با تیراژ یک میلیون دستگاه در سال در کلاس خودرو سازان جهانی قرار می گیرد.

مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو در خصوص میزان تولیدات این شرکت اظهار داشت: در 10 سال گذشته حدود100 هزار دستگاه خودرو تولید می شد که این رقم درسال گذشته به حدود600 هزار دستگاه رسید.

وی ادامه داد این شرکت در دی امسال به ظرفیت تولید یک میلیون دستگاه دست خواهد یافت که از این تعداد حدود800 هزار دستگاه در داخل کشور و 200 هزار دستگاه آن درسایتهای خارج از کشور تولید خواهد شد.

وی تاکید کرد: در ایران خودرو 10 مدل خودرو با 52 تنوع خودرو تولید می شود که از این نظربه سطح قابل قبولی رسیده ایم .

منطقی افزود: حدود 70 تا 90درصد قطعات محصولاتی که در ایران خودرو ساخته می شود تولید داخل است .

مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو در خصوص موفقیت های ایران خودرو در زمینه طراحی محصول گفت: ایران خودرو برای طراحی یک قطعه،آن را تحت لیسانس انجام می داد ولی امروز به دانش فنی طراحی خودرو دست پیدا کرده است.

منطقی افزود: ایران خودرو به این توانایی رسیده است که خطوط تولید با هر سطح اتوماسیون در هر نقطه از جهان راه اندازی کند.

منطقی با بیان اینکه در دنیای اقتصادی برندها ارزشمند هستند اظهار داشت: ایران خودرو صاحب یک برند است و با براورد اولیه این برند حدود 400 میلیارد تومان ارزش دارد که این امر ارزش دارایی های ایران خودرو را با لا می برد.

مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو در خصوص محصولات جدید ایران خودرو نیز گفت: سمند جوانان، سمند مخصوص جانبازان (اتو ویلچر)، نسل دوم روآ با موتور پایه گاز سوز ، ون 7 نفره (R90) و پژو 407 را در نمایشگاه بین المللی مشهد به مردم معرفی کردیم.

منطقی افزود: نسل دوم خودرو ملی، کامیون و اتوبوس با برند داخلی را در دهه فجر به مردم معرفی خواهیم کرد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

13 واقعيت شگفت انگيز درباره خفاش ها!

 خفاش ها مخلوقات شگفت انگيز خداوند هستند، گرچه غذايشان حشرات، ميوه ها و البته گاهي خون است! ولي :

 

 خفاش ها يک چهارم جمعيت کل پستانداران را تشکيل مي دهند.

 

خفاش ها تنها پستانداراني هستند که پرواز مي کنند.

 

خفاش ها اشتهاي فوق العاده اي دارند.

 

خفاش هاي خون آشام، خون نمي مکند و خون را به آرامي ليس مي زنند

 

خفاش ها چاق نمي شوند مي توانند موز و اَنبه را در 20 دقيقه هضم کنند

 

خفاش ها ناقل بيماري نيستند و از انسان دوري مي کنند.

 

خفاش ها از انعکاس صوت براي رديابي در تاريکي استفاده مي کنند.

 

خفاش ها در يک سال فقط يک بچه به دنيا مي آورند!

 

خفاش ها مي توانند تا 30 سال عمر كنند.

 

خفاش ها پشت گوش خود را نيز مي شويند با ليس زدن و خراشيدن.

 

بيش از 1100 گونه خفاش در دنيا وجود دارد.

بيش از 50 درصد خفاش ها در آمريکا در معرض خطر انقراض هستند.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  |