تبليغاتX
مجله الكترونيكي

مجله الكترونيكي

بانك اخبار و مقالات فارسي در حوزه هاي گوناگون علمي، پزشكي، سياست، آي تي و مذهبي و...

اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايى رستاخيز برسانند

اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايى رستاخيز برسانند

 

فِي حجَّةُ الوداع: قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّ اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم

«مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّى أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فى عَقِبى إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْليغِهِ حُجَّةً عَلى كُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ يَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ يُولَدْ، فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ.»

پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفى (كه درود خدا و جهانيان بر او و فرزندان او باد) در خطابه تاريخى خويش در بازگشت از آخرين سفر حج خود در مكانى بنام خم غدير در ميان خيل عظيم زائران بيت الله الحرام چنين فرمودند:
«... هان مردمان! اينك جانشينى خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاى مى‌‏گذارم در نسل خود تا برپايى روز رستاخيز. و حال، مأموريت تبليغى خود را انجام مي‌‏دهم تا برهان بر هر شاهد و غايب و بر آنان كه زاده شده يا نشده‌‏اند و بر تمامى مردمان باشد. پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايى رستاخيز برسانند...»

 

دوستان عزيز و كاربران گرامي مقالات زير به مجله الكترونيكي افزوده شد:

 

عهد غدیری

عيد غدير در سيره اهل بيت عليهم السلام

واقعه غدير، اوج ابلاغ ولايت

حضور بانوان در نقل حديث غدير

چرا علي علیه السلام محبوب است؟

خطبه درخشان ( خطبه غراء)

دعا کلید ظهور

فقه غدير

از غدير تا عاشورا

غدیر مهر

دلايل عقلي و نقلي امامت

عيد بني‌اسرائيل و مسلمانان

معناى امام و جانشيني

اعمال شب و روز عید غدیر

اتمام و اكمال دين يعني چه؟

خطبه غديريه اميرمؤمنان(عليه السلام)

پيامک‌هاي عيد غدير

عهد غدیری

عيد غدير در سيره اهل بيت عليهم السلام

پيامک‌هاي عيد غدير (اس ام اس)

خوش‎ترین ایام (شعر)

عید مبارک (شعر)

عید سعید غدیر (شعر)

چهارده قرن پس از حادثه (شعر)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلا

در پایان فرازى زیبا از نیایش‏هاى امام سجاد (ع) را یادآور مى‏شویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد:

" اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل‏ اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت ‏فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من ‏رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت ‏من فضلك القریب الى من حاول قربك. " (4) .

«خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان ‏تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش ‏بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان ‏را درآن دو برابر ساختى و روزه‏اش را واجب، و شب زنده‏دارى را براى عبادت در آن‏ ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت‏ بخشیدى و گرامى ‏داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مى‏داریم‏ و به یارى تو شبش را به عبادت مى‏پردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار داده‏اى، مى‏سازیم، و آن را سبب دریافت‏ پاداش تو مى‏سازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست ‏شود، توانایى و به آن چه كه ‏از فضل و احسانت مسالت گردد بخشاینده‏اى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .‏»

 آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ‏ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم

برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه ‏بیش‏ترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظه‏اى از این ماه‏ مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت ‏یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین ‏مى‏شود.

هشیار باشیم، مبادا ساعتى بى‏انگیزه، بى‏توجه و بى‏هدف بگذرد و از عیدى و جایزه ‏الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بى‏بهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن ‏سخت‏تر و زیان ‏بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلى‏الله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود:

 

«اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت‏ خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم‏ .» (1)

 

دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت ‏بر روى مومنان گشوده مى‏شود و درهاى جهنم بسته‏ مى‏شود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت ‏بر رویمان بسته و درهاى ‏دوزخ گشوده شود.

 

در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مى‏دهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مى‏گردد.

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة.

 

الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له ‏عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم ‏فطركم .‏» (2)

 

ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مى‏شود و گناهان زدوده مى‏شود.

 

ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است.

 

ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.

 

ماه رمضان، ماه توبه است.

 

ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.

 

ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است.

 

پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام ‏اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین ‏علیه‏السلام مى‏فرماید: "علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه ‏رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مى‏سازد و استغفار، گناهانتان را مى‏زداید .» به ‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك ‏خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى ‏توانست ‏خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بى‏اعتنا باشد، بى‏گمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین ‏پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مى‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدى‏ها و تجاوزها و گردن كشى‏ها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره‏ تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده ‏است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه‏ رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ ‏آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

رمضان از اسماء الله است

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

 

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

 

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

 

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

 

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

 

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

 

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

 

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

 

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

 

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

 

2- بحار، ج 96، ص 377

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

معنای واژه رمضان

واژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مى‏بارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مى‏كند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب . (1)  

امّا درباره این كه چرا این نام بر یكى از ماه‏هاى سال، گذاشته شده است، زمخشرى (م 528 ق) گوید:   

 

اگر پرسى: «چرا ماه رمضان را به این نام نامیده‏اند؟»، گویم: روزه در ماه رمضان، عبادتى دیرین است، و گویا عرب‏ها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن، نهاده‏اند، همچنان كه به آن «ناتق (رنج‏آور)» هم گفته‏اند؛ چون سختى روزه، آنان را به رنج و زحمت مى‏افكند .   

 

و گفته‏اند: چون نام ماه‏ها را از زبان قدیم نقل كرده‏اند، آنها را با زمان‏هایى كه در آنها قرار داشتند، نامیده‏اند و این ماه، در روزهاى گرم و داغ بوده است .(2)    

 

شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانسته‏اند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگى‏هاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله  روایت است: إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛‌ این ماه را رمضان نامیده‏اند: چون گناهان را مى‏زداید.

 

این وجه در نامگذارى، از یك سو با ریشه لغوىِ «رمضان» و از سوى دیگر با بركات، ره‌آوردها و آثار آن، هماهنگ و متناسب است .    

 
شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانسته‏اند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگى‏هاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد.
 

پی‌نوشت‌ها:

 

1- ر . ك: تفسیر الفخر الرازی : 5 / 89 - والعین : 327 . یادآورى این نكته لازم است كه فخر رازى، این دو معنا را در اشتقاق «رمضان»، از خلیل بن احمد فراهیدى نقل كرده است؛ لیكن پوشیده نماند كه معناى نخست، در بیشتر فرهنگ‏هاى لغت نیامده است. از سوى دیگر، در تهذیب اللغة ازهرى آمده است: «ابر و بارانِ رمضى یعنى ابر و بارانِ آخر تابستان و اوّل پاییز كه چون گرما و حرارت خورشید را به خود مى‏گیرند، رمضى نامیده شده‏اند.» (تهذیب اللغة : 2 / 1469)  

 

2- الكشّاف،1/113، معجم مقاییس اللغة: 2/440، المصباح المنیر: 231، النهایة: 2 / 264، أساس البلاغة: 252، مفردات ألفاظ القرآن: 366، مجمع البحرین: 2 / 732 . 

 

 

 

منبع:

 

كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 14

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (ص) :

إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر ليلة منه(1)

رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرين شب بسته نمى شوند.

قال رسول الله (ص) :

اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (2).

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پديدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

قال ابوجعفر(ع) :

لكلّ شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان(3).

امام باقر (ع) فرمايد: براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع):

من قرأ فى شهر رمضان آية من كتاب الله كان كمن. ختم القرآن فى غيره من الشهور (4)

امام رضا (ع) :

كسى كه در ماه رمضان آيه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند

.مانند كسى است كه در ديگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

1- بحار الانوار , ج 96, ص 344, ح 8.
2- بحار الانوار , ج 96, ص 348, ح 14.
3- كافى , ج 2 , ص 630 , ح 10.
4- بحار الانوار , ج 96, ص 341, ح 5.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

پیام رمضان

ماه رمضان ابعاد و چهره‏های گوناگون دارد و هر کس از یک زاویه به تماشای سیمای رمضان می‏ایستد و به میزان توش و توان خویش از آن بهره می‏گیرد. جلای ذهن و صفای ضمیر توام با کار و تلاش و آهنگ «قرب‏جویی‏» در استفاده از انوار رمضان و انعکاس فروغ آن نقش فراوان دارد. در این نوشتار به یادآوری گوشه‏هایی از الطاف پیدا و پنهان الهی در بهار قرآن می‏پردازیم و از نگاه قرآن و حدیث‏به دیدار سیمای زیبای رمضان برمی‏خیزیم. ماه رمضان تنها ماهی است که نام آن در قرآن آمده است و از آن به عنوان ماهی که قرآن در آن فرود آمده معرفی شده است.
از رسول گرامی نقل شده که رمضان را رمضان گفته‏اند، زیرا گناهان در آن می‏گذارد و می‏سوزد . از همان بزرگوار بازگو شده که: درهای آسمان در اولین شب رمضان گشوده می‏شود و تا آخرین شب آن همچنان باز است .
امام چهارم در صحیفه سجادیه دعای ورود به رمضان از این ماه به عنوان‏« شهر الصیام‏»، «شهر الاسلام‏»،ماه پاکی،و «ماه پالایش‏» و ماه شب‏زنده‏داری نام می‏برد. و در دعای وداع رمضان آن را «شهر الله اکبر» وعید اولیای الهی می‏نامد و همچون مادری که از فراق فرزند بنالد، در فراق رمضان گریه می‏کند. ماه رمضان اردوی تربیتی خداست که هم اینک فرا رسیده است. اردویی که از سوی پروردگار بزرگ در سراسر گیتی و طول تاریخ برگزار می‏شود. پیر و جوان و زن و مرد در این ضیافت ملکوتی بر سر سفره الهی می‏نشینند و با بهترین اغذیه آسمانی پذیرایی می‏شوند.
ماه رمضان میقات دعا و نیایش و کانون ایمان و آگاهی و آزادی است که هزاران درس سازندگی و رمز و راز سعادت و نیک‏بختی را به شایستگان می‏آموزد.
پیام رمضان، پیام تقوا و پارسایی و ندای بلند نوسازی معنوی و فرهنگی است.
پیام رمضان، پیام آزادی انسان از زنجیر غرائز و هوسهای شیطانی و به بند کشیدن شیاطین، توسط فرشتگان الهی است.
رمضان ماه خوش‏رفتاری با زیردستان و کارگران و کارمندان و عفو و گذشت از لغزش‏های احتمالی است. رمضان، ماه مواسات و برادری و همدردی با محرومان و مستمندان در سراسر گیتی است. ماه صبر است و مقاومت.آغازش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش اجابت و آزادی از آتش. ماه رمضان، ماه مسابقه در خودسازی و نوسازی معنوی و فصل توزیع جوائز الهی است.
سرآغاز سال رشد و تکامل روحی و ماه اول در«تقویم عبادی‏» و روزشمار فوز و فلاح و آزادی است. رمضان، ماه روزه و حضور در مهمانسرای حضرت حق است. انسان با روزه به قلمرو رحمت الهی گام می‏نهد و زکات بدن خویش را می‏پردازد. زکات بدن کاهشی است که به رشد و افزایش می‏انجامد و پرداختی است که دریافتها درپی‏دارد.
پیام رمضان. پیام آزادی از کمند عادت‏هاست. ماه رهایی از زنجیر اعتیاد و عادتهای خوردنی، خواندنی، شنیدنی، نوشیدنی، دیدنی و عادتهای گفتنی و خفتنی و...
پیام رمضان، پیام بیداری از خواب غفلت و رهایی از دام شهوت و آگاهی از عرفان و عروج بشریت و هشدار نسبت‏به وابستگی به غل و زنجیر مادیت و چاه طبیعت است.
هلال رمضان، صدای بازگشت‏به خویشتن خویش است، که دور افتادگان قله معرفت را به درک فضیلت‏« لیلهٔ القدر» فرا می‏خواند و فریاد بازگشت‏به فطرت و عید فطر را به انسانها، نوید می‏دهد.
● ماه توبه و بازگشت
رمضان ماه آتش زدن بر خرمن گناه است و فصل سوزاندن زباله‏های جسم و جان و جامعه. فصل پاکسازی فضای زندگی و بهار باران وحی بر قلب و روح فرزندان قرآن و عاشقان عترت(ع) است.رمضان ماه توبه و بازگشت است. بازگشت از هرگونه شرقزدگی و غرب‏گرایی به‏«صراط مستقیم‏» قرآن و اهل بیت(ع) و حرکت در مدار و مسیری که در عصر ما امام خمینی ترسیم فرمود و در صحیفه نور تدوین شد. رمضان ماه توبه و بازگشت است، بازگشت از هر گناه فردی و جمعی، بازگشت از هر گونه لغزش و خطای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و هر گونه سیاست‏گذاری و برنامه‏ریزی که ما از اهداف انقلاب اسلامی و خط اصیل امام دور می‏کند.
ماه رمضان ماه تنظیم جهت‏گیری انسان و تقویت ایمان و تحکیم برادری بر محور قرآن است. پیام رمضان، پیام سلامتی، دوستی، امنیت و ایمان و آزادی در پرتو بندگی خدای مهربان و مقتدر است که تنها با جهت‏گیری قرآنی و رهبری علوی دست‏یافتنی است.
ماه رمضان ماه خودسازی و تکامل معنوی دولت و ملت و ماه بازگشت هر دو به معیارهای اصیل قرآن و عترت(ع) است.
در این ماه باید از حمله‏ها و حمایت‏هایی که ناآگاهانه و به تحریک دیگران انجام دادیم بسوی خدا بازگردیم. آری ماه «بازگشت‏» است. بازگشت از تهمت‏ها و دروغ‏ها، بازگشت از جناح‏بندی‏ها و هرگونه راست‏گرایی و چپ زدگی، توبه از هر چه رنگ بوی کفر و نفاق و فسق و گناه دارد. رمضان ماه بازگشت از برنامه‏ریزی‏ها و بودجه‏گذاریهای نامشروع است.
ماه بازگشت از قانون نویسی نسنجیده و رای دادن و ندادن‏های بی‏حساب و کتاب است. ماه بازگشت از قضاوت‏ها و داوریهای ناروا و اظهار نظرهای شتابزده و کارنشناسانه است. ماه لغو همه برنامه‏های ناهماهنگ با خط قرآن و عترت و هر گونه قرار داد و پیمان دوستی با شیاطین ریز و درشت داخلی و خارجی است.
ماه استغفار است. از هرگونه انتخاب و انتصابی که بدون معیارهای قرآنی انجام گرفته پوزش بطلبیم و از هر گامی که به سوی کفر و شرک نزدیک شده‏ایم و هر دستی که به سوی استکبار و جلاد بزرگ قرن، آمریکا دراز کرده‏ایم، توبه کنیم.
رمضان ماه توبه است، توبه از غفلتهایی که در گفتار و نوشتار و امضا و رفتار داشته‏ایم. توبه از لباسهایی که هماهنگ با فرهنگ غرب بافته و دوخته و فروخته و پوشیده‏ایم. توبه از سمینارهایی که از بودجه بیت‏المال ولی برای نمایش خصیت‏خود و دوستان برگزار کرده‏ایم. توبه از مقاله‏هایی که در خط جناح و گروه و باند خویش، بدون توجه به آثار زیان‏بار فکری،اخلاقی آن نگاشته، ویراسته، چیده، مقابله کرده و چاپ و منتشر کرده‏ایم.
بازگشت از تجلیل و دوستی کفار و منافقان، که به بهانه علم و هنر و صنعت و ورزش، آگاهانه و ناآگاهانه، ارزش ایمان و جهاد و تقوا را در برابر آن تحقیر کرده و معیار اول یعنی ایمان و کفر را به فراموشی سپرده‏ایم.
بازگشت از هر درجه و مقام و عنوان و لقبی که به ناحق به اشخاص و گروهها بخشیده و یا به ناروا از دیگری بازستانده‏ایم.
● ماه توبه از« رقابت‏»ها و«حسادت‏»ها است.
ماه توبه از بدگمانی‏ها نسبت‏به مؤمنان و حسن ظنی که در حق کفار و منافقان نشان دادیم. ماه توبه از شدت و تحقیری که در برابر مؤمنان و حزب الله و حزب الله‏یی‏ها روا داشتیم و توبه از نرمش و تملق و ترسی که از کفر جهانی به جان خریدیم.
توبه از دروغ‏هایی که به مردم گفتیم و توبه از اطلاعات راست و دروغی که به سود کفار و استکبار، گفته، نگاشته، مخابره کرده، منتشر ساخته و به شبکه‏های جهانی اطلاع رسانی و بانکهای اطلاعات کفر و شرک و نفاق سپردیم.
ماه توبه است. توبه از احکام عزل و نصبی که نه بر اساس صلاحیت و لیاقت‏بلکه بر معیار تملق و جناح‏گرایی و داد و ستد سیاسی صادر کردیم و هنگام امضاء خدا را از یاد بردیم. بیش از آنچه مردم ما نیاز به ماه رمضان و خودسازی دارند، دولتمردان ما باید با کمیل هم ناله شوند و بگویند:« اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته و کل خطیئهٔ اخطاتها.» خدایا هر گناهی که کردم بیامرز و هر خطایی که رفتم ببخشای.
آری ماه رمضان ماه بازگشت‏به قرآن است و تنظیم کامل افکار و اخلاق و رفتار انسان. البته اگر تکثرگرایان اصول ثابت و قرائت معتبری را برای ما به رسمیت‏بشناسند و با تئوری نسبیت‏حق و باطل به آشتی کفر و ایمان برنخیزند.
● ماه توحید و ولایت
یکی از بزرگترین آفاتی که انقلاب اسلامی و هویت دینی مردم ایران اسلامی و هویت دینی مردم ایران اسلامی را هم اکنون تهدید می‏کند، تحریف‏ها و تصحیف‏ها و قرائتهای ناشیانه‏ای است که توسط برخی جاهلان و یا مزدوران از اسلام و تشیع و تاریخ اهل بیت(ع) و تاریخ اسلام و مسلمین ارائه می‏شود و به بهانه اینکه از دین قرائت‏های گوناگون وجود دارد هر کسی به خود حق می‏دهد به تحریف‏«عقاید» و«احکام و تاریخ اسلام‏» بپردازد و چهره‏ای ناقص و نادرست و زشت از قرآن و اسلام و تشیع ترسیم کند.
روش «قیاس‏» و استحسان و تاویل و تفسیر به رای که در فرهنگ اهل بیت(ع)، عامل محو و نابودی دین شناخته شده، اینک توسط برخی قلمداران و به سفارش دشمنان اسلام به شدت رواج دارد و رنج‏آورتر اینکه به بهانه لزوم‏« جامعه چند صدایی‏» و سعه صدر و تسامح، مورد حمایت‏برخی دست‏اندرکاران امور کشور قرار می‏گیرد.
توحید چیزی جز نفی حکومتهای هوس‏آلود فردی و جمعی و اعتقاد به یگانگی و حق حاکمیت و مالکیت انحصاری خدا بر جهان نیست، مؤید این حقیقت پاسخی است که امام صادق(ع) به یونس بن عبد الرحمن می‏گوید:
«قلت لابی الحسن الاول(ع):بما اوحد الله؟ فقال یا یونس، لا تکونن مبتدعا، من نظر برایهٔ هلک و من ترک اهل بیت نبیه ضل و من ترک کتاب الله و قول نبیه کفر.»
«به امام هفتم گفتم، خدا را چگونه یگانه بدانیم.فرمود: ای یونس، هرگز بدعتگذار نباش. هر کس طبق رای خویش بنگرد، هلاک شود و هر کس اهل بیت پیامبرش را رها کند، گمراه گردد و هر کس کتاب خدا و سخن پیام‏آورش ترک گوید، کافر شود».
جامعه اسلامی، جامعه تک‏صدایی نیست ولی در جامعه اسلامی صدای برتر و آوای مقدس، موسیقی مدرن و ترانه سنتی و تز لیبرالیستم و اندیشه لائیک نیست، آوای قرآن است و صدای اذان و هر صادیی مخالف آوای قرآن و سخن عترت، اعتبار فرهنگی، حقوقی، سیاسی و مردمی ندارد و کارگزاران نظام اسلامی در هر رده و مقام قبل از آنکه با« ایسم‏های غربی‏» و« شرقی‏» آشنا باشند باید قرآن و حدیث را بفهمند و عمل کنند و قبل از آنکه دکترای مدیریت و فلسفه و علوم سیاسی بگیرند، باید به فهم قرآن و حدیث روی آورند. صدای ملی‏گرایی، صدای التقاط، صدای پلورالیسم، صدای جمود و تحجر، ادعای قانون‏گذاری در برابر خدا، صدای شیطان است و زوزه گرگ و نعره شیطان بزرگ، و این جیغ و دادهای فرمایشی‏«آمریکا» صدای همشهریان ما و ایرانیان امروز و فردا نیست.
در نظام اسلامی، عالی‏ترین، محبوب‏ترین و راست‏ترین صداها، صدای تکبیر و توحید و شهادت به نبوت و ولایت اهل بیت(ع) پیامبر است. و کسانی که در برابر تفکر توحیدی، بت تکثرگرایی و پلورالیستم را می‏پرستند و به جای پاسداری از امر به معروف و نهی از منکر، بر ضریح تساهل و تسامح دخیل بسته‏اند. هرگز راه به جایی نخواهند برد و از نرمش در برابر غارتگران و زورگویان جهانی جز تحقیر و استثمار بیشتر نصیب و بهره‏ای نخواهند داشت.
اجبار و تحقیر بی‏مرز عرفات توسط آمریکا و حذف مواد اساسی از منشور مبارزات مردم فلسطین و هجوم مجدد و رسوای آمریکا و انگلیس بدون رعایت‏حداقل ظاهرسازی و فرمالیته بین‏المللی به مردم بی‏گناه عراق، ماهیت مدعیان حقوق بشر و دمکراسی و آزادی را نشان داد. و یکبار دیگر همه دنیا فهمید، تنها زبانی که استکبار جهانی می‏فهمد و بدان سخن می‏گوید، زبان سه ضلعی زر و زور و تزویر است و«گفتگوی تمدن‏»ها با ارتباط و مذاکره با شیطان فرسنگ‏ها فاصله دارد. و مذاکرات «جوجه‏» با«روباه پیر» و« روباه صحرا» هیچگاه به سود صلح و عدالت و آزادی نخواهد بود.

فاعتبروا یا اولی الابصار

محتشم مومنی
پی نوشت ها:
۱- اصول کافی ج۵ باب المؤمن حدیث ششم
۲- خطبه شعبانیه پیامبر اکرم(ص)
۳- سوره آل عمران آیه ۸۱
۴- تفسیر روض الجنان، ج۲، ص۵۳ و ص۶۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

رمضان و تقوا

ماه رمضان را ماه تقوا نامیده اند؛ زیرا قرآن یکی از مهم ترین راه های دست یابی به تقوا را بهره مندی از روزه ماه رمضان برشمرده است. در تعبیر قرآنی سخن از این آمده است که شاید شما با روزه گرفتن تقوا را پیشه کنید. این گونه تعابیر بیانگر این نکته است که انسان با روزه می تواند مهار نفس خویش را دست گیرد و زمینه عملی برای دست یابی به تقوا را فراهم آورد؛ زیرا تقوا در مفهوم قرآنی، دامنه گسترده ای را شامل می شود که می توان آن را مترادف با انسان کامل در کاربرد اهل عرفان ومقام محسنان در تعبیر قرآنی آن دانست.
به کارگیری فعل تتقون و واژه حرفی لعلکم که به معنای شاید است این گمانه را تقویت می کند که هدف از روزه گیری مقام عملی دست یابی به تقوا است.
تقوا هم راه و هم هدف و مقصد است؛ چنان که صراط مستقیم به معنای رسیدن به شاکله کامل انسانی است. این گونه است که راه به مفهوم مقصد تلقی می شود.
کسی که به مقام تقوا دست یافته است انسان کاملی است که به مقصد دست یافته است. البته نگرش تشکیکی قرآن به مقوله تقوا و عصمت و ایمان و مانند آن این نکته را تقویت می کند که هر مقامی را می بایست حال دانست و از آن به مرتبه برتر فراتر رفت و نردبان تعالی قرار داد. هر پله ای از پله هایی که تا بی نهایت ادامه دارد در این راه هم حال است و هم مقام از این روست که مقام به حالت، تغییر شکل و ماهیت می دهد و جایگاهی که در آن ایستاده است خود پله پرش به مرتبه برتر می شود. این گونه است که مقام اسمی به مقام فعلی تغییر ماهیت می دهد و به جای واژه متقی از واژه فعلی تتقون بهره گرفته می شود تا به انسان یادآوری شود که در هر حال می بایست مقام فعل و عمل را از یاد نبرد و در اندیشه ترقی و برتر جویی در حوزه معنویت و عبودیت باشد.
این گونه نیست که در تفسیر قرآنی هر کس به مقام یقین رسید دست از عبودیت بشوید و به توجیه: فاعبد ربک حتی یاتیک الیقین؛ یقین (سه گانه علم و عین و حق الیقین) را نهایت و پایان راه بداند و دست از عبودیت بردارد؛ زیرا یقین در هر مرتبه، خود، حالی است که به صورت مقام خود نمایی می کند. از این روست که برخی با بهره گیری از تفسیر قرآن به قرآن. یقین را در این آیه به معنا و مفهوم مرگ گرفته اند و بر این نکته تاکید می ورزند که مراد آن است که انسان تا زمان مرگ (یقین) می بایست عبادت کند.
نکته این است که مرگ خود در بینش و نگرش قرآنی آغاز یک نشئه و جهان و هستی دیگری است که به شکل عالم برزخ و عالم قیامت بروز می کند و تا بی نهایت ادامه می یابد.
بر همین اساس است که قرآن در کمال یابی مظهر کامل انسانیت و تجلی خداوند، پیامبر گرامی می فرماید که وی در قاب قوسین او ادنی (نجم آیه ۹) نیز در جست وجوی تعالی است؛ زیرا خداوند در مقام بی نهایت نشسته است و بی نهایت را نهایتی نیست تا مقامی باشد. از این روست که می بایست به مومنان و انسان کاملی که به مقام اسمی متقین رسیده اند فرمان داد که در مقام عمل تقوایی در آیید و از آن مرتبه ای که نشسته اید فراز آیید؛ چنان که به اهل یثربی که در مقام توحید محض قرار گرفته اند و جامعه شاهد بشری را در عصر پیامبر در مدینه النبی شکل داده اند خطاب می شود:
یا اهل یثرب لامقام لکم؛ ای یثربیان رهیده از نام و نان، شما را در این مقام و مکان مقامی نیست تا بر آن جایگاه ثابت و برقرار مانید.
اکنون فصل ضیافت الهی رسیده است و ندا در پی ندا از این الرجبیون گرفته تا اهل شعبان و اهل رمضان به گوش می رسد که هر کس از آن مقامی که نشسته فراتر آید و از هر رتبه تقوایی گامی فراتر آید و در دام اسم متقی گرفتار نیایید و همواره در اندیشه این باشید که تقوا را در دستور عمل زندگی خویش قرار دهید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

● وفات حضرت ابوطالب(ع) در روز هفتم

ماه مبارک رمضان برای مسلمانان جهان علاوه بر این که غذای روح محسوب می شود و همچون آبی پاک، گناهان یک سال را می زداید. از جنبه سلامتی نیز تندرستی، بهداشت وتأثیر مثبت در مبارزه با بیماری ها را برای روزه دار به همراه دارد. در این ماه برخی حالت های طبیعی به دنبال روزه داری ایجاد می شود، که می توان درباره آن چاره اندیشی کرد.
● بوی بد دهان روزه دار
برخی از روزه داران در این ایام دچار بوی بد دهان می شوند اما نمی دانند علت آن چیست و چگونه می توان با آن کنار آمد.
در اصطلاح پزشکی بوی بد دهان را HALITOSIS می نامند. علل بروز این عارضه را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول علل موضعی هستند که منظور همان بیماری های مربوط به دهان و لثه است و دسته دوم علل سیستماتیک هستند که شامل بیماری هایی مانند دیابت، ناراحتی های کلیوی یا سیگار کشیدن می شود. با آگاهی نسبت به عوامل موضعی بوی بد دهان، روزه داران می توانند باآگاهی از ایجاد آن جلوگیری کنند. بد نیست بدانید درون دهان گونه های مختلف باکتری زندگی می کنند و موادی مانند آمونیاک و سولفید ها را که موجب ادامه زندگی باکتری ها می شوند، تولید می کنند. عوامل متعددی در ادامه حیات باکتری ها و در نتیجه بوی بد دهان دخیل هستند که از مهم ترین آنها می توان به مسواک نزدن یا شیوه اشتباه مسواک زدن، زبان آلوده، سوراخ های درون دهان، بیماری های لثه ناشی از استفاده از پلاک ارتودنسی، دندان مصنوعی و غیره اشاره کرد.
بعد از این که عوامل مؤثر در بوی بد دهان را شناختیم، حالا می توانیم برای مقابله با آن در طول ساعات روزه داری چاره ای بیندیشیم. پس از خوردن سحری، لازم است حتماً مسواک بزنیم. (قابل توجه افرادی که بدون سحری روزه می گیرند)، سپس با نخ دندان فضاهای خالی میان دندان ها را که ممکن است باقی مانده غذا درون آن جا بگیرد، پاک کنید. بله، زبان را باید با مسواک تمیز کنید. از دهان شوی آنتی باکتریال استفاده کنید و بالاخره این که هنگام سحری دو تا سه لیوان آب را، حتماً بنوشید.توجه داشته باشید که وضع ناسالم معده هم می تواند موجب ایجاد بوی بد دهان شود. بنابراین لازم است تا در طول ماه رمضان برای جلوگیری از این عارضه، رژیم غذایی خود را کنترل کنید. شما حتی می توانید یک دهان شوی همراه داشته باشید و در طول ساعات روزه داری به شکلی که آب از گلو پائین نرود، آن را غرغره کنید.
بسیاری از روزه داران در طول روز از مسواک زدن خودداری می کنند و این کار اشتباه است؛ چرا که هیچ مغایرتی میان روزداری و مسواک زدن وجود ندارد. بدن هر یک از ما به عنوان مسلمان باید در ماه رمضان به اندازه ای تمیز و خوش بو باشد که افراد غیرمسلمانی که در کنار ما زندگی یا کار می کنند، به خاطر روزه داری ما را سرزنش نکنند.
● بهداشت غذایی سالم در ماه رمضان
بهتر است با برخی عادت های نادرست و اشتباه های رایجی که برخی روزه داران در ماه رمضان انجام می دهند، آشنا شویم تا علاوه بر فواید روحی و معنوی این ماه پر برکت، از جنبه سلامتی و جسمانی آن نیز بهره مند شویم.
در ماه رمضان رژیم غذایی اصولاً نباید تفاوت چندانی با رژیم غذایی معمول در طول سال داشته باشد. رژیم غذایی روزه دار باید به گونه ای باشد که وزن نرمال او را حفظ کند؛ یعنی نه او را چاق و نه لاغر کند. هر چند برای آنهایی که از چاقی زیاد رنج می برند، ماه رمضان بهترین فرصت است تا تکانی به خود بدهند.
یکی از نکات مهم در ماه رمضان مصرف غذاهایی است که هضم آنها مدت زمان بیشتری طول می کشد؛ یعنی غذاهایی که حاوی فیبر هستند و هضم آنها معمولاً تا هشت ساعت زمان نیاز دارد در حالی که غذاهایی با سرعت هضم بالاتر، پس از سه تا چهار ساعت موجب گرسنگی دوباره در فرد روزه دار می شود، بنابراین توصیه شده است در ماه رمضان غذاهایی مصرف کنید که حاوی دانه و غلات هستند؛ مانند گندم، سمولینا، لوبیا، جو، ارزن وعدس. غذا های حاوی قند و آرد سفید هم جزو غذاهایی هستند که خیلی زود هضم می شوند.به یاد داشته باشید که رژیم غذایی در ماه رمضان باید شامل تمام گروه های غذایی مانند میوه ها، سبزیجات، گوشت، مرغ، نان و لبنیات باشد. غذاهای سرخ شده را تا حد امکان نخورید، چرا که به غیر از مشکل هاضمه و اضافه وزن موجب می شوند تا معده شما به اصطلاح ترش کند.
علاوه بر غذاهای سرخ شده، در ماه رمضان از خوردن غذاهای چرب و حاوی قند زیاد نیز خودداری کنید. هنگام سحر پرخوری نکنید. نوشیدن چای زیاد هم موجب می شود تا نمک های معدنی با ارزشی که بدن در طول روز می سازد، از دست برود. در پرهیز از کشیدن سیگار در ماه رمضان نیز نیازی به تأکید و یادآوری دوباره نخواهد بود.از سویی غذاهای حاوی کربوهیدرات که هضم آنها مدت زمان بیشتری طول می کشد و کمتر روزه دار را در طول روز گرسنه می کند، بسیار توصیه شده است. حلیم منبع سرشار فیبر، کربوهیدرات، پتاسیم و منیزیم بوده و در کنار آن، بادام نه فقط فاقد چربی است، بلکه حاوی مقادیر فراوانی پروتئین و فیبر است. موز نیز سرشار از پتاسیم، کربوهیدرات و منیزیم است، این مواد را در برنامه غذایی خود هرگز فراموش نکنید.
در فاصله زمانی میان افطار تا سحر روز بعد، تا حد امکان آب و آب میوه بنوشید تا بدن بتواند بموقع مایعات مورد نیاز خود را تأمین کند. به افرادی هم که به مصرف زیاد قهوه، چای و تنباکو عادت کرده اند، توصیه می شود پیش از آغاز ماه رمضان، مقدار مصرف این مواد را کاهش دهند تا یکباره به عوارضی چون سردردهای شدید مبتلا نشوند.
کاهش خطر ابتلا به سرطان، کند شدن پروسه پیری، افزایش طول عمر، مقابله با استرس و افزایش حساسیت به انسولین فقط چند نمونه از فواید روزه است.روزه علاوه بر این که تأثیرات مثبتی بر جنبه های روانی، فکری و روحی روزه دار دارد، جسم وترکیب بدن انسان روزه دار را نیز صیقل می دهد و با از میان بردن چربی های اضافه بدن، علاوه بر کاهش احتمال بروز بیماری های قلبی و عروقی، هاضمه، فشار خون بالا و آسم، کمک می کند تا مشکل اضافه وزن و چاقی مفرط در بسیاری از روزه داران از بین برود.
همچنین روزه موجب می شود تا فرایند تخریب بافت های فرسوده بدن سرعت یافته و با تغذیه سالم، بافت های جدید شکل بگیرند و به همین علت بسیاری از پزشکان روزه را عاملی برای جوانی و طول عمر می دانند.
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

مناسبتهای ماه مبارک رمضان

● وفات حضرت ابوطالب(ع) در روز هفتم
روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شیخ مفید قدس سره سال دهم بعثت‏حضرت ابوطالب عم و یار با وفای پیامبر (صلی الله علیه و آله) وفات یافت.
همان مرد بزرگواری که در تمام نشیب و فرازهای دوران رسالت و قبل از رسالت‏برادر زاده عزیزش را یاری کرد و شر قریش را از او بازداشت و قلب نازنین پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در تبلیغات و رسالت الهی خوشحال و مسرور نمود، و با کلماتی نظیر: «اذهب یابن اخی فقل ما احببت فوالله لا اسلمک لشی‏ء ابدا» ای پسر برادرم برو و هر چه دوست می‏داری بگو (با مشرکین و قریش) به خدا سوگند تو را در هیچ پیش آمدی وا نمی‏گذارم، (نوازش می‏نمود) و از او پشتیبانی می‏کرد.
کفه ایمان ابوطالب از کفه ایمان همه خلق سنگین تر است
آری به این بزرگوار تهمت‏بی ایمانی می‏زنند، حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: اگر ایمان ابی طالب را در یک کفه ترازو بگذارند و ایمان این خلق را در کفه دیگر، ایمان او سنگین تر است. (۱) آری ابوطالب چهل و دو سال، در نهایت وفا و صمیمیت و فداکاری به کفالت و حمایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرداخت، که او مانند پدری مهربان و همسرش فاطمه بنت اسد همچون مادری او را خدمت و حفاظت و پرستاری نمودند. و مرگ ابوطالب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به شدت متاثر ساخت، چرا که حضرت یگانه حامی و پناه گاه خود را بعد از خدا از دست داد، که دشمن پس از او بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) جری و گستاخ گشتند. و مدفن آن حضرت در مکه قبرستان ابوطالب که به نام آنجناب نامیده شده قرار گرفت، «تغمده الله ببحبوحات جنانه‏» (۲)
● وفات حضرت خدیجه ماه رمضان سال دهم بعثت
در ماه مبارک رمضان سال دهم بعثت‏خدیجه بانوی فداکار و همسر بی نهایت مهربان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در روز دهم به سن شصت و پنج‏سالگی از دنیا رفت، و پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپرد، و حزن در گذشت او پیامبر (صلی الله علیه و اله) را بسیار محزون ساخت که پیامبر (صلی الله علیه و آله) سال در گذشت‏حضرت خدیجه را «عام الحزن‏» سال اندوه نام نهاده، بلی خدیجه همسر بی‏همتای پیامبر (صلی الله علیه و آله) بانوئی که از ثروت او اسلام رونق یافت و پشت پیامبر (صلی الله علیه و آله) راست‏شد، باید سال در گذشتش را «عام الحزن‏» نام نهاد و مصیب پیامبر (صلی الله علیه و اله) شدت گرفت، زیرا که پیامبر (صلی الله علیه و اله) مادر شایسته دخترش زهرای مرضیه را از دست داده و یاری همچون خدیجه را هرگز به دست نخواهد آورد. (۳)
▪ به خدا سوگند بهتر از خدیجه را خدا به من عوض نداده
عایشه گفت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خانه بیرون نمی‏رفت مگر آنکه خدیجه سلام الله علیها را یاد می‏کرد، و بر او به خوبی و نیکی مدح و ثنا می‏نمود، روزی از روزها غیرت مرا فرا گرفت، گفتم: او پیره زنی بیش نبود، و خدا بهتر از او به شما عوض داده است، پیامبر (صلی الله علیه و آله) غضبناک شد، به طوری که موی جلوی سرش از غضب تکان می‏خورد سپس فرمود: نه به خدا قسم بهتر از او را خدا به من عوض نداده، او به من ایمان آورد هنگامی که مردم کافر بودند، و تصدیق کرد مرا، هنگامی که مردم مرا تکذیب می‏کردند و در اموال خود با من مواسات کرد، وقتی مردم مرا محروم ساختند، و از او فرزندانی خدا روزی من کرد که از زنان دیگر محروم فرمود، «یعنی خدا فاطمه را از او به من عنایت فرمود» (۴)
● ولادت امام مجتبی سبط اکبر(ع) در روز پانزدهم
پانزدهم ماه رمضان (بنا به نقل شیخ مفید و شیخ بهائی در توضیح المقاصد) روز ولادت موفور السعادت حضرت سبط اکبر، امام حسن مجتبی (علیه السلام) است، و این در سال سوم هجرت واقع شده است، وقتی مژده ولادت این نور پاک را به پیامبر(صلی الله علیه و آله) دادند، امواج سرور و شادمانی دل مبارک حضرت را فرا گرفت و مشتاقانه و با شتاب به خانه دخترش و محبوبه‏اش سیده زنان عالم رفت، فرمود:
«یا اسماء هاتینی ابنی‏»، پسرم را به من بده اسماء نوزاد مبارک را به جد بزرگوارش داد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در گوش راستش اذان، و در گوش چپش اقامه فرمود: (که نخستین صدائی که گوش نوزاد با او آشنا شد، صداق حق جدش خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) بود، صدای توحید، صدای تکبیر، صدای تهلیل، و صدای تصدیق به نبوت پیامبر( صلی الله علیه و آله) جد گرامش.
که خدای توفیق این سنت‏سنیه را به امتش و به شیعیان حضرت مجتبی (علیه السلام) در مورد نوزادان عنایت فرماید. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا علی هل سمیت الولید المبارک؟» آیا این نوزاد مبارک را نام گذارده‏ای؟ عرض کرد: «ما کنت لا سبقک یا رسول الله؟» بر شما سبقت نمی‏گیرم، هنوز لحظاتی نگذشته بود که بشیر وحی جبرئیل نازل شد، و فرمان خدا را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسانید، یا رسول الله «سمیه حسنا» او را حسن نام گذار، پیامبر (صلی الله علیه و آله) شخصا برای حسن (علیه السلام) عقیقه کرد، و بسم الله گفت و دعا کرد.
● شهادت حضرت امیر المؤمنین(ع) در بیست و یکم ماه رمضان
یکی از حوادث بزرگ ماه رمضان شهادت مولای متقیان علی (علیه السلام) است، او از یاران با وفای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و وصی و وزیر و ابن عم و داماد آن حضرت بوده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حق پسر عمش فرمود: «ان هذا اخی و وصیی و وزیری و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا»، همانا علی (علیه السلام) برادر و وصی و وزیر و خلیفه من است در میان شما از او بشنوید و او را اطاعت کنید. (۵)
مطلب جالب و قابل تذکر این است که آن حضرت مساله شهادت خویش را خبر اد، صاحب کشف الغمه از کرامات حضرت علی (علیه السلام) نقل می‏نماید: وقتی حضرت از قتال خوارج نهروان به کوفه برگشت، در ماه مبارک رمضان داخل مسجد شد، پس از دو رکعت نماز به منبر تشریف برد، خطبه بسیار زیبائی قرائت فرمود: «فخطب خطبهٔ حسناء» آنگاه رو به فرزندش حضرت مجتبی (علیه السلام) کرد، فرمود یا ابا محمد چقدر از ماه رمضان رفته؟ عرض کرد سیزده روز یا امیر المؤمنین، سپس از امام حسین (علیه السلام) پرسید یا ابا عبد الله چقدر از این ماه مانده، عرض کرد هفده روز یا امیر المؤمنین، آنگاه امام (علیه السلام) دست مبارک خویش را به محاسن شریف خویش گذاشت که در آن حال سفید بود فرمود: این محاسنم به خونم خضاب خواهد شد، سپس این بیت را در مورد قاتلش فرمود:
ارید حیاته و یرید قتلی خلیلی من عذیری من مراد (۶)
من خواستار حیات و زندگی او هستم و او قصد جانم می‏کند، کسی که مورد علاقه من بود و او ابن ملجم مرادی است.
«ثم قال: هذا و الله قاتلی‏»، سپس اشاره به او فرمود: این قاتلم می‏باشد، گفتند یا امیر المؤمنین آیا او را نمی‏کشی، فرمود: او که هنوز با من کاری نکرده است . (۷)
عبدالرحمان بن ملجم مرادی لعنهٔ الله علیه وقتی این کلمات را شنید سخت ترسید و خاموش نشست تا آن حضرت از منبر فرود آمد، پس آن ملعون برخاست‏به عجله در برابر آن حضرت بایستاد و عرض کرد یا امیر المؤمنین من حاضرم و در خدمت‏شما هستم، این دست راست و چپ من است که در مقابل شما است، قطع کن دستهایم را و یا من را به قتل برسان، امام فرمود: چگونه تو را بکشم و حال آنکه جرمی از تو بر من واقع نشده است و اگر هم بدانم تو قاتل من هستی تو را نخواهم کشت، لکن بگو آیا از جهودانی زنی حاضنه داشتی؟ و روزی از روزها به تو خطاب کرد: «ای برادر کشنده شتر ثمود؟» عرض کرد چنین بود یا امیر المؤمنین، حضرت دیگر سخن نگفت. (۸)

۱- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، نقل از رمضان در تاریخ، ص ۴۸.
۲- رمضان در تاریخ نوشته آیت الله صافی، ص ۵۷.
۳- اسد الغابه، مسار الشیعه، مفید - نقل از رمضان در تاریخ.
۴- اسد الغابه مسار الشیعه مفید - نقل از رمضان در تاریخ.
۵-رمضان در تاریخ، ص ۲۵۴.
۶ و ۷- کشف الغمه، ص ۴۱۴.
۸_ وقایع الایام خیابانی تبریزی، ص ۵۵۵- سپس این شعر را انشاء کرد، و خطاب به نفس خویش و چنین فرمود:ای علی: کمر همتت را برای مرگ محکم ببند، زیرا بالاخره مرگ به ملاقات تو خواهد آمد، و اظهار عجز مکن از مرگ، آن هنگام که به سراغ تو آمد و تو را در بر گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

رمضان فصل آمرزش

انسان موجودی است که از روز ازل به خطاکاری شهره آفاق شده و از آغاز خلقت و آفرینش مهر «جایز الخطا بودن» بر پیشانی اش خورده و درست از همین رو در طول عمر کوتاه و ناپایدار دنیوی اش به کرات و دفعات مرتکب معاصی و گناهان کوچک و بزرگ شده و از صراط مستقیم عبودیت و بندگی حق تعالی منحرف می شود. دل و جان خود را به زنگار گناه می آلاید و از ساحت قرب پروردگار دور می شود و درنتیجه طوق بندگی شیطان را بر گردن می نهد و به قول معروف: «بارکش غول بیابان می شود» .
ولی در این میان و در بین خیل کثیر گنهکاران بی خیال و غافل از حساب و کتاب رستاخیز، گروهی به واسطه برخورداری از وجدان بیدار و جان هوشیار، به محض ارتکاب گناه، دچار تشویش، اضطراب و پریشانی می شوند که صدالبته این ناراحتی و اندوه ارتکاب گناه خود یکی از نشانه های ایمان بوده و در احادیث اسلامی از علائم مومن شناخته شده است. از جمله در حدیث زیر که از وجود مبارک امام صادق(ع) نقل شده به این مطلب اشاره گردیده:
«کسی که نیکوکاری اش او را شادمان و بدکاری اش او را اندوهگین کند مومن است.»(۱)
خلاصه آنکه چنین انسانی که اندوه گناه او را می آزارد، خاضعانه به دنبال فرصتی می گردد تا با توبه و استغفار، زنگارهای معصیت را از آینه دل و جان خود زدوده و بار دیگر جان تیره را همچون آینه درخشان و روشن و تابنده نماید. و برای او «ماه مبارک رمضان» بهترین فرصت است. چرا که در این ماه شریف تمامی زمینه های آمرزش از سوی خداوند فراهم است و درک محضر و مجلس رمضان بالاترین و ارزشمندترین سعادت معنوی را نصیب آدمی می نماید و لذا به انسان خطاکار طالب آمرزش از قول حافظ علیه الرحمه باید گفت:
«دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب
هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد»
زمینه های مناسب آمرزش در ماه مبارک رمضان
همان طور که گفتیم در این ماه تمامی شرایط برای آمرزش و برخورداری از لطف و رحمت خداوند فراهم است و بر گنهکار فرض است که از این فرصت بی بدیل به بهترین وجهی بهره برداری کند و ما در این بخش از نوشتار خود به برخی از زمینه های مساعد آمرزش در ماه رمضان اشاره می کنیم:
الف) باز بودن درهای رحمت و بسته بودن درهای غضب الهی
رسول گرامی اسلام(ص) در خطبه شریف شعبانیه که در آستانه ماه مبارک رمضان ایراد فرموده اند خطاب به مسلمانان می فرمایند:
«ایهاالناس ان ابواب الجنان مفتحه فاسألوا ربکم ان لا یغلقها علیکم و ابواب النیران مغلقه فاسألوا ربکم ان لایفتحها علیکم...: ای مردم همانا ]در این ماه[ درهای بهشت باز است پس بخواهید از پروردگارتان که آنها را برشما نبندد و درهای آتش بسته است پس بخواهید از پروردگارتان که آنها را بر شما نگشاید...»
با عنایت به این جملات، براستی آیا زمانی بهتر از ماه مبارک رمضان برای برخورداری از نسیم رحمت الهی و آمرزش بیکران پروردگار می توان به دست آورد. موقعیتی که بهشت آغوش گشوده تا مهربانانه طالبان خویش را در آغوش کشد و از نعیم بی حد و مرز خود آنان را بهره مند سازد و از دیگر سو جهنم درهای خشم و غضب خود را بسته و همان گونه که آتش نمرودی بر ابراهیم(ع) سرد و سلامت گردید، آتش قهر جهنم نیز بر گنهکاران پشیمان و آمرزش طلب سرد و سلامت است؟!
ب) دربند بودن شیاطین
آدمی در مسیر حرکت به سوی کمال و قرب پروردگار با موانع بسیاری مواجه است که یکی از این موانع که بواقع مانعی اساسی نیز محسوب میگردد، وجود دشمنی سرسخت و حسود بنام «شیطان» است که بنا به نقل قرآن کریم از روز نخست خلقت آدم(ع) کمر به گمراهی اولاد آدم(ع) بسته و در جای جای این کتاب آسمانی از او بنام «عدو مبین» یاد شده و با وجود چنین دشمن عنودی براستی حرکت در صراط مستقیم بسی مشکل و طاقت فرساست مگر آنکه دست لطف الهی یاریگر آدمی گردد، که حافظ گفت:
دام سخت است مگر یار شود لطف خدای
ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
و یکی از الطاف الهی در ماه مبارک رمضان بر انسان مستغفر، در غل و زنجیر بودن این خصم پلید و اعوان و انصارش میباشد که در نتیجه آدمی آزادانه و بدون برخورد با این موانع صعب و سخت میتواند به سوی خداوند رجوع کرده و آمرزش بخواهد و به صراط عبودیت بازگردد، همانگونه که در خطبه شعبانیه از قول نبی مکرم اسلام(ص) می خوانیم:
«... و الشیاطین مغلوله فاسألوا ربکم ان لا یسلطها علیکم:
]و در این ماه[ شیاطین در غل و زنجیرند پس بخواهید از پروردگارتان که آنها را بر شما مسلط نگرداند»
ج) اجابت دعا
یکی از بهترین نعمتهای الهی برای ما آدمیان همین اجازه ای است که خداوند به ما داده تا با او سخن بگوئیم و نیازها و خواست های خود را از او درخواست نمائیم. خداوند عزیز در این جهت نه تنها اجازه فرموده، بلکه اصولاً امر فرموده و ترک دعا را موجب محرومیت از توجه خودش به ما اعلام داشته. همچنانکه در آخرین آیه سوره مبارکه فرقان به این مطلب تصریح شده است:
«قل ما یعبوا بکم ربی لولا دعاوکم: بگو اگر دعای شما نباشد پروردگار من به شما عنایتی نخواهد کرد.»
و آمرزش خواهی از خداوند، یکی از مهمترین حاجت های همیشگی آدمی بوده است و از آنجا که دعای روزه دار در این ماه شریف به طور قطع و یقین مورد اجابت خداوند است فلذا چه فرصتی بهتر از ماه رمضان برای برخورداری از آمرزش آنهم از طریق دعاهای مستجاب؟! و ناگفته نماند که اگرچه دعا نمودن در همه حال و اوقات ارزشمند بوده و امکان پذیر است ولی آنچه مسلم است این عمل خداپسندانه در پاره ای از اوقات از فضیلت بیشتری برخوردار بوده و به اجابت مقرون تر است که یکی از این اوقات «ماه مبارک رمضان» است که فی الواقع شریفترین اوقات و فرصت ها برای دعا کردن میباشد و رسول خدا(ص) در این خصوص می فرمایند: «و هو شهر دعیتم فیه الی ضیافه الله... و دعاؤکم فیه: و ماه رمضان ماهی است که خوانده شده اید در آن به سوی مهمانی خداوند... و دعاهای شما در آن مورد اجابت است.»(۲)
د) توفیق سحرخیزی
توبه و بازگشت به سوی خداوند و طلب عفو و آمرزش امری است که در هر ساعت از شبانه روز انجام پذیر است ولی بدون شک و تردید سحرگاهان و آنگاه که چشمهای مردمان در خواب است و عالم را سکوت و سکون فرا گرفته، بهترین فرصت برای این امر عظیم است و توبه در این وقت از همه اوقات دیگر بیشتر مورد رضای پروردگار و مقبولیت آن ذات مقدس قرار دارد چرا که از هرگونه شائبه ریا و دورویی بدور است و از همین رو در قرآن کریم از «توبه کنندگان در سحرگاهان»(۳) تجلیل شده و اعلام گردیده که اینان مورد لطف خداوند قرار دارند. ولی با اینهمه باید به این حقیقت اعتراف کنیم که بسیاری از ما بنا به دلائل گوناگون و بهانه های درست و نادرست در طول ایام و لیالی سال این توفیق سحرخیزی و تهجد را از کف می دهیم و باب رحمت الهی را بر خود می بندیم!! و در ارزش ماه مبارک رمضان همین بس که در این ماه عزیز برای آنانکه اهل تهجد و شب زنده داری نیستند بالاجبار فرصتی فراهم میشود تا تهجد و سحرخیزی و برخورداری از نسیم لطف و رحمت خداوند را در طول یکماه تجربه کنند و از آمرزش خداوند در این اوقات بهره مند گردند.
فلذا بر انسان گنهکار فرض است که قدر سحرهای این ماه شریف را به نیکی دانسته و فرمان الهی را که میفرماید «یا ایهاالذین امنوا توبو الی الله توبه نصوحا... ای گروهی که ایمان آوردید توبه کنید بسوی خدا توبه کردنی که نصوح باشد (تحریم.۸)» گردن نهاده و با عزمی مردانه به سوی خداوند و رحمت و مغفرتش بازگشت نماید که کلید تمامی سعادت ها در همین استغفار سحرگاهان و آمرزش خواهی نیمه شب قرار دارد که حافظ علیه الرحمه فرمود:
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
و:
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیمشب و درس صبحگاه رسید
از آنچه در این نوشتار کوتاه آورده شد این مطلب به دست می آید که ماه مبارک رمضان برای کسی که در اثر غفلت و فراموشی آلوده به معاصی گردیده و طالب زدودن زنگار گناه از لوح دل و جان خویش است نیکوترین زمان است و بهترین فرصت و آنکه در اثر کثرت گناهان، مهر سیاهی و بیچارگی بر پیشانی اش خورده، چنانچه این فرصت ارزشمند را از دست دهد جز هلاکت بهره ای نخواهد داشت، که پیامبر اکرم(ص) در خطبه شریف شعبانیهفرمود:
«فان الشقی من حرم غفران الله فی هذاالشهر العظیم: شقی و بدبخت کسی است که محروم گردد از آمرزش خداوند در این ماه بزرگ».
و در همین رابطه توجه به روایت و حکایت زیر نیز که در جلد دوم تفسیر شریف «روض الجنان و روح الجنان» تألیف دانشمند و مفسر گرانقدر شیعه در قرن ششم هجری شیخ ابوالفتوح رازی و ذیل آیأ ۳۸ سورأ مبارکأ بقره، نقل گردیده آموزنده خواهد بود:
«و در خبر هست که: چون ابتدای اسلام بود و اول هجرت بود، رسول علیه السلام از مکه به مدینه آمده بود و مسجد بنا کرده، ستونی است که آن را حنانه خوانند. رسول علیه السلام بر آن ستون تکیه کردی و برای صحابه خطبه کردی بر پای استاده. چون مسلمانان بیشتر شدند و عدد و عدت بسیار شد، دستوری خواستند و گفتند: ما را خوش نیست که ما نشسته و تو بر پای استاده ما را خطبه می کنی. دستور باش ]اجازه ده[ ما را تا برای تو منبری سازیم تا بدان جا خطبه کنی؟ گفت: روا باشد، این منبر که امروز هست بساختند.
رسول علیه السلام آن روز از در مسجد درآمد و آهنگ منبر کرد و نزدیک ستون حنانه نرفت، منبر سه پایه بود. پا بر پایه اول نهاد و گفت: آمین، و بر دوم نهاد و سوم همچنین ]آمین می گفت[ و کس را ندیدند که دعا می کرد. چون بر منبر شد و بنشست خطبه آغاز کرد... ]اصحاب[ گفتند: یا رسول الله! چون از در درآمدی و به پایأ منبر برشدی، سه بار آمین گفتی، و کس دعایی نمیکرد؟ گفت: بلی جبریل دعا می کرد و شما نمی شنیدی. چون پا بر پایأ اول نهادم، جبریل گفت: من ادرک والدیه او واحداً منهما و لم یغفر له ابعده الله؛ هرکه مادر و پدر را دریابد و او را نیامرزند، ابعده الله، خدای او را هلاک کناد. من گفتم آمین! چون پا بر پایأ دوم نهادم گفت: هرکه ماه رمضان دریابد و او را نیامرزند، ابعده الله؛ خدای تعالی او را هلاک کناد. من گفتم آمین! چون پا بر پایأ سوم نهادم، گفت: هرکه پیش او ذکر تو کنند و نام تو برند و بر تو سلام ]صلوات[ نفرستد ابعده الله، خدای تعالی او را هلاک کناد، من گفتم: آمین!»(۴)
و در یک کلام ماه مبارک رمضان ماه عبادت و آبادانی خانأ دل است که در اثر طوفان گناهان ویران شده و خرابی بهم رسانیده است، به تعبیر حافظ علیه الرحمه:
خاک وجود ما را از آب دیده تر کن
ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد...

محتشم مومنی
پی نوشت ها:
۱- اصول کافی ج۵ باب المؤمن حدیث ششم
۲- خطبه شعبانیه پیامبر اکرم(ص)
۳- سوره آل عمران آیه ۸۱
۴- تفسیر روض الجنان، ج۲، ص۵۳ و ص۶۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

رمضان; ماه خودسازی

خودسازی از خودشناسی آغاز می‏شود. نخست‏باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت; چرا که با خودشناسی، خداشناسی‏تحقق می‏یابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساخته‏ایم.
در آغاز باید دید چرا پدید آمده‏ایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟خداوند در قرآن کریم تصریح کرده‏است که:«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون; من جن و انس را نیافریدم، جز برای این‏که عبادت کنند».
در تفاسیر زیادی «لیعبدون‏» به معنای «لیعرفون‏» آمده‏است; یعنی هدف از خلقت‏شناخت است و گرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش کردن‏نیست. نماز و روزه و ...، شعبه‏ای از عبادت است که شاید از عبادت اجتماعی اهمیتش‏کم‏تر باشد، زیرا در آن جا انسان فقط به خود می‏اندیشد، و عبادت در معنای‏گسترده‏تر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسی و دردزدایی است.
عبادت، در جمع زیستن و برای جمع زیستن است.این که عبادت بیش‏تر به صورت جمعی مطرح می‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاکیدمی‏شود، برای این است که شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت‏کند. ما آفریده نشده‏ایم که تنها گلیم خود را از آب بیرون بکشیم بلکه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگی کنیم نه در دیر. به فکر چاره‏جویی ازدیگران باشیم نه تنها چاره‏جویی از خویشتن. به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست‏که بحثی است طولانی و از آن می‏گذریم. اما آن‏چه گفتنی است، این است که انسان‏چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده کند تا انسانی الهی گردد;تا قابلیت‏خلیفه الله شدن پیدا کند. خودسازی به این است که منش خود را به‏گونه‏ای تغییر دهیم که پروردگار می‏خواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل‏به تکبر و خودخواهی است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم که از فراز کبر ونخوت فرودآید و به تواضع و فروتنی گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیش‏تری‏دارد، چون این صفت مورد نکوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیا و خردمندان‏می‏باشد، پس باید از آن دست‏برداشت و سخاوت‏مند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفی) را از قلب زدود، چنان که صفات ثبوتیه را چون جامه‏ای تمیز و زیبا در بر کرد.
باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مکروه است، پاک‏کرد و باید تمام اعضا و جوارح را در راه رضایش به کار گرفت.
خویشتن را باید با حلم و بردباری عادت داد که درجه و مقام آدمی را والا کند ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیکان و بزرگان هم صحبت‏شود و از هرچه‏مایه پستی و تن‏پروری و تنبلی است دور سازد و آن چه که انسان را به خدایش نزدیک‏و مقرب می‏کند، به آن سوی سوق دهد و عاقبت‏خیر و نیک فرجامی، ثمره و نتیجه‏اش‏باشد.
باید به عفت و پاکدامنی روی آورد و از آن‏چه مایه نفرت و خجلت‏باشد و شخصیت‏انسان را لکه‏دار و ننگ بار سازد، دوری جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به‏یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها وسختی‏ها و تنگدستی‏ها و رویدادهای تلخ روزگار، او را از پای درنیاورد.
باید به سوی تکامل عقل و روح گام برداشت و با تکیه بر دو بال تقوا و عمل، به‏اوج عزت و عظمت و خداخواهی رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایی به سلاح‏تقوا، ورع، پارسایی و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم که:
«و رضوان من الله اکبر».
باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سرکش را مهار کرد که نه مدح و دروددیگران و نه فحش و ناسزای آنها در روحیه فولادین و باصلابتش تاثیر گذارد.
باید خود نگهدار بود از آن‏چه نارضایتی حق در بردارد، نه آن‏چه خویشتن بخواهدیا نخواهد که در برابر امر مولا خودی نیست که مطرح باشد. باید از شر و بدی ورذایل اخلاقی و عادت‏های ناپسند و منش‏های زشت و کارهای قبیح، دور شد چنان‏که به‏خیرخواهی و راست‏گویی و امانت و فضیلت و اخلاق نیکو و خصال پسندیده، متخلق شد.
باید به فکر امروز و فردای خود بود و برای فردا که دیرهم نیست آماده شد وبرای جهان جاویدان و ابدی، توشه برداشت.
باید با استقامت و پایداری، نه از حوادث و رویدادهای تلخ ترسید و نه از ملامت‏ملامت کنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد، بلکه فقط خدا را در نظر داشت وراه خدا را دنبال کرد و پیوسته از او خواست که توفیق هدایت در صراط مستقیمش به‏وی بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم‏».
باید محبت، دوستی، همکاری، غم‏خواری، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جای‏گزین‏نفرت، خشم، کینه، خودپسندی، خودمحوری، آز و تندخویی نمود.
باید از زندگی دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و ده‏ها باید و نبایددر این جا خودنمایی می‏کند که اگر انسان به فطرت و سرشت‏خویش بنگرد، به آنها پی‏خواهدبرد، و ماه رمضان، هنگام آن است که انسان را متوجه خویشتن کند و فطرت‏خفته‏اش را بیدار سازد و از راه تفکر و اندیشیدن که برترین عبادت است او رابه خودسازی وادارد. برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است; جا دارد که‏بیش‏ترین استفاده را از آن بنماییم. نگذارید ساعتی، بلکه لحظه‏ای از این ماه‏مبارک به هدر رود. در این ماه سرنوشت‏یک ساله، بلکه سرنوشت تمام عمر تعیین‏می‏شود.
هشیار باشیم، مبادا ساعتی بی‏انگیزه، بی‏توجه و بی‏هدف بگذرد و از عیدی و جایزه‏الهی در روز عید فطر خدای نخواسته بی‏بهره و محروم بمانیم که هیچ زیانی از آن‏سخت‏تر و زیان‏بارتر نیست! در روایت آمده است که رسول خدا صلی‏الله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبه‏ای خواند و در آن خطبه فرمود:
«ای مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هرکه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت‏خدا دور باشد. یا محمد! هر که ماه رمضان را دریابدو مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد کرد. ای پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم‏» (۱) .
در این ماه خودسازی درهای بهشت‏بر روی مومنان گشوده می‏شود و درهای جهنم بسته‏می‏شود، نباید کاری کرد که در اثر آن کار، درهای بهشت‏بر رویمان بسته و درهای‏دوزخ گشوده شود.
در این ماه پربرکت چنان که از روایات استفاده می شود بهشت را زینت می‏دهندو پاداش کارهای خیر و عبادت ها و راز و نیازها دوبرابر می‏گردد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهر الله عز و جل وهو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البرکه، و هوشهرالانابه، و هو شهر التوبه، و هو شهرالمغفره، و هو شهرالعتق من النار و الفوزبالجنه.
الا فاجتنبوا فیه کل حرام و اکثروا فیه من تلاوه القرآن و سلوا فیه حوائجکم واشتغلوا فیه بذکر ربکم و لا یکونن شهر رمضان عندکم کغیره من الشهور فان له‏عندالله حرمه و فضلا علی سائر الشهور، و لایکونن شهر رمضان، یوم صومکم کیوم‏فطرکم‏» (۲) .
ماه رمضان، ماه خدای عزوجل است که در آن پاداش کارهای نیک دوبرابرمی‏شود و گناهان زدوده می‏شود.
ماه رمضان، ماه برکت و افزایش است.
ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.
ماه رمضان، ماه توبه است.
ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.
ماه رمضان، ماه آزادی و رهایی از جهنم و دست‏یابی به بهشت است.
پس ای مردم! درماه رمضان از هر کار بد و حرامی دوری کنید و در آن بسیار قرآن بخوانید و تمام‏اوقاتش را به یاد و ذکر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما ماننددیگر ماه‏ها باشد، چرا که بر دیگر ماه‏ها حرمت و برتری دارد. حضرت امیرالمومنین‏علیه‏السلام می‏فرماید: «علیکم فی شهر رمضان بکثره الاستغفار و الدعاء، فاماالدعاء فیدفع البلاء عنکم و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبکم (۳) ; بر شما باد، در ماه‏رمضان، به بسیار دعاکردن و استغفارنمودن چرا که دعا بلا را از شما دور می‏سازد واستغفار، گناهانتان را می‏زداید». به‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازی است وکم‏ترین خودسازی به این است که انسان خودی را برای خویشتن نشناسد و خدا را مالک‏خود بداند که اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را اداخواهد کرد و از هر چه رنگ ضد خدایی دارد، دور خواهد شد. خودسازی و جداشدن ازتعلقات و هواهای نفسانی، منشا تمام کمالات و ملکات و فضائل انسانی است و اگر کسی‏توانست‏خود را از تعلقات مادی برهاند، و به ظواهر زودگذر دنیا بی‏اعتنا باشد،بی‏گمان به خدا توجه خواهدکرد و به سوی تکامل روانه خواهد شد و این بالاترین‏پیروزی و سرفرازی انسان است. خدا می‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدی‏ها وتجاوزها و گردن کشی‏ها در اثر خودبینی و هواپرستی است، لذا در قرآن کریم همواره‏تزکیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذکرشده‏است و خودسازی; یعنی تزکیه نفس وماه‏رمضان به حق ماه تزکیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ‏آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روی گردیم.
در پایان فرازی زیبا از نیایش‏های امام سجاد سلام الله علیه را یادآورمی‏شویم، باشد که صحیفه سجادیه همواره الگوی ما در زندگی باشد:
«اللهم و انت جعلت من صفایا تلک الوظائف، و خصائص تلک الفروض شهر رمضان،الذی اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته علی کل‏اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت‏فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التی هی خیرمن الف شهر، ثم آثرتنا به علی سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنابامرک نهاره، و قمنا بعونک لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من‏رحمتک و نسبتنا الیه من مثوبتک و انت الملی بما رغب فیه الیک، الجواد بما سئلت‏من فضلک القریب الی من حاول قربک (۴) ; خداوندا! از کارهای برگزیده و واجبات ویژه،ماه رمضان را قرار دادی; ماهی که آن را از میان دیگر ماه‏ها برگزیدی، و از میان‏تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودی، و بر جمیع اوقات سال برتریش‏بخشیدی و انتخاب آن به دلیل قرآن و نوری است که در آن ماه فرو فرستادی، و ایمان‏را در آن دو برابر ساختی و روزه‏اش را واجب و شب زنده‏داری را برای عبادت در آن‏ترغیب فرمودی و شب قدر را که از هزار شب برتر است در آن عظمت‏بخشیدی و گرامی‏داشتی، سپس ما را به وسیله آن ماه بر تمام امتها برگزیدی و به سبب فضیلتش ما رانه دیگر پیروان ادیان را برتری بخشیدی، پس به فرمان تو روزش را روزه می‏داریم‏و به یاری تو شبش را به عبادت می‏پردازیم، در حالی که با صیام و قیامش، خویش رامشمول دعوتی که ما را در معرض آن قرارداده‏ای، می‏سازیم، و آن را سبب دریافت‏پاداش تو می‏سازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست‏شود، توانایی و به آن چه که‏از فضل و احسانت مسالت گردد بخشاینده‏ای و به کسی که آهنگ تقرب به تو جویدنزدیکی‏». آخرین سخن این که رسیدن این ماه سراسر خیر و برکت را به محضر مبارک‏ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، و محضر مقام معظم‏رهبری و علمای بزرگ و تمام اقشار ملت‏شریف و سرفراز ایران اسلامی و عموم شیعیان‏جهان تبریک و تهنیت می‏گوئیم و امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این‏ماه مبارک بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.

رضا ساعی شاهی
پی‏نوشت‏ها:
۱- المقنعه، ص ۳۰۸
۲- فضائل الاشهر الثلاثه، ص‏۹۵
۳- وسائل الشیعه، ج‏۷، ص‏۲۲۰
۴- دعای ۴۵، صحیفه سجادیه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

دختر شیر حق

امی آسمانی

هنگامی که زینب علیهاالسلام ، این ریحانه علی و فاطمه علیهماالسلام چشم بر این جهان فانی گشود، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در سفر بود. صبر کردند تا پیامبر باز گردد و چون نام حسن وحسین، نام این کودک را نیز از ملکوت بیاورد.

 

رسول خدا پس از مدتی از سفر بازگشت و به خانه نور چشم خود، فاطمه علیهاالسلام رفت. علی علیه‏السلام دختر را در آغوش مبارک پیامبر نهاد و منتظر نزول وحی شدند پس جبرئیل نازل شد و فرمود: «نامش را زینب بگذارید» و آن‏گاه از سرنوشت کودک خبر داد.

 

یامبر زینب علیهاالسلام را بوسید و صورت بر صورتش گذاشت و اشک از چشمان مبارکش جاری گردید. عرض کردند: «ای رسول خدا، سبب گریه شما چیست؟» فرمود: «این دخترْ در مصیبت‏ها شریک حسین من است».

 

کنیه و القاب حضرت زینب

کنیه حضرت زینب علیهاالسلام ، این بانوی مکرّمْ ام المصائب، ام الرَّزایا و ام النوائب بود. دلیل این کنیه‏ها هم این بود که وی در طول عمر خود انواع مصائب و بلایا را با چشم خود دیده و صبر پیشه کرده بود. هم‏چنین از القاب آن حضرت صدیقه صغری، عصمت صغری و عقیله بنی‏هاشم بود. عقیله، زنِ کریمه‏ای را گویند که در بین خانواده و خویشان بسیار عزیز و محترم و در خاندان خود ارجمند باشد
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

عفت و پاکدامنی، دست‏آورد حیای زینب

یکی از موضوعات مورد پرسش از سوی مؤمنین و مبلغان محترم، تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبری علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکان‏های مختلفی به آن بانوی بزرگوار در کشورهای مختلف است.

از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوی بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانی دارد.

1- قبری که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکی دمشق، پایتخت فعلی کشور سوریه وجود دارد. علمای قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه» كرده‏اند. زائران ایرانی که جهت زیارت به سوریه می‏روند، این مکان را زیارت می‏کنند.  مرحوم حاج شیخ عباس قمی به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نوری، محمد حسن خان در‏، سید حسن صدر در و محقق و نویسنده بزرگ، محمد حسنین سابقی در احتمال شام را تقویت کرده‏اند. محقق اخیر با روشی عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدی اثبات کرده است که حضرت زینب کبری علیها السلام در شام دفن شده است.

2- محلی که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است. تعدادی از عالمان مصری مثل قاضی شبراوی شافعی، شبلنجی ، شیخ حسن عدوی خمراوی و عده دیگری از علمای مصری که ظاهرا یا از عرفا و یا شافعی و از محبین و علاقمندان اهلبیت ‏بوده‏اند معتقدند که حضرت زینب علیها السلام، در مصر مدفون شده است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفی شده است، گرچه در مدینة النبی محلی به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.  از میان کسانی که معتقدند این بانوی گرامی در مدینه مدفون است، می‏توان مرحوم بیرجندی را نام برد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

عفت و پاکدامنی، دست‏آورد حیای زینب

عفت و پاکدامنی برازنده‏ترین زینت زنان و گران‏قیمت‏ترین گوهر برای آنان است . زینب علیها السلام از یک سو، به زیبایی درس عفت را در مکتب پدر آموخت. آنجا که فرمود: «ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف یکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکة. مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت دارد، اما عفت می‏ورزد، نزدیک است که انسان عفیف فرشته‏ای از فرشتگان باشد.

 

از طرف دیگر، حیای ذاتی زینب علیها السلام می‏طلبید که در اوج عفت و پاکدامنی باشد. چرا که بارزترین ثمره و پی‏آمد حیا. عفت و پاکدامنی است . چنان که علی علیه السلام فرمود: سبب العفة الحیا. علت عفت و پاکدامنی شرم و حیا است.

 

و در جای دیگر فرمود: علی قدر الحیاء تکون العفة. به هر اندازه که حیا باشد، عفت و پاکدامنی خواهد بود.

این نشانه عفت اوست که هنگام ورود به شام، شمر را احضار کرد و از او خواست که برای حفظ مرز بلند حیا و عفت، کاروان اسرا را از خلوت‏ترین درب شهر وارد شام نماید و سرهای شهدا را نیز از بین زنها بیرون ببرد، ولی آن ملعون حیا از دست داده و در نتیجه دین را باخته عکس فرمایش آن حضرت عمل کرد و اسیران را از شلوغ‏ترین و پر جمعیت‏ترین دروازه شهر وارد نمود و سر شهدا را نیز بین اسرا جای داد
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

زینب علیها السلام، معلم قرآن

یک سال پس از استقرار امیر مؤمنان علیه السلام در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پیام فرستادند و گفتند: ما شنیده‏ایم که دختر شما حضرت زینب علیها السلام همانند مادرش فاطمه زهرا علیها السلام منبع سرشار دانش و دارای علوم و کمالات است . اگر اجازه دهید در صبح یکی از روزهای عید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شویم .

لی علیه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏اش زینب کبری علیها السلام، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمی و دینی آنان را حل کند . زینب علیها السلام نیز آمادگی خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهای مقدماتی، جلسه تفسیر قرآن برای آنان تشکیل داده و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب می‏داد.

روزی در یکی از جلساتی که حضرت زینب علیها السلام برای زنان کوفی تفسیر می‏گفت، امیر مؤمنان علیه السلام وارد جلسه شد تا کلاس درس دخترش را از نزدیک ببیند . آن روز حضرت زینب علیها السلام در مورد تفسیر «کهیعص‏» سخن می‏گفت . علی علیه السلام ضمن اشاره به تفسیر دیگری از این آیه فرمود: دخترم! این حروف رمزی است در مصیبت هایی که بر شما عترت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خواهد شد . سپس آن حضرت تمام مصائب کربلا را برای دخترش و حاضرین شرح داد . زینب علیها السلام با شنیدن آن متاثر شده و صدای ناله‏اش بلند گردید و فضای جلسه قرآن عوض شد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

فرزند کعبه بر بام کعبه

پس از نزول آيات اول سوره برائت، رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را به ابوبکر داد تا به مکه برد و با خواندن آياتي که در آنها خداوند از مشرکان اعلان برائت کرده است، پايان اعتبار پيمان با مشرکان را اعلان کند. جبرئيل بر حضرت نازل شد و عرض کرد: خدايت بر تو درود مي‌فرستد و مي‌فرمايد: اين ابلاغ بايد توسط خودت يا کسي که از توست انجام گيرد. پيامبر صلی الله علیه و آله اين مأموريت را به علي علیه السلام واگذار کرد و به او فرمود: بر شتر من، غضباء، سوار شو و در راه، سوره برائت را از ابوبکر بگير و آن را بر مشرکان مکه بخوان.

حضرت حرکت کرد، در بين راه نامه را (که در آن آيات برائت بود) از ابوبکر (که سخت  مضطرب شده بود) گرفت و عازم مکه شد. ابوبکر با ناراحتي خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسيد و سبب اين تغيير تصميم را پرسيد. حضرت فرمود: خداوند از من خواست تا خودم يا کسي که از من است اين پيام را ابلاغ کند.

علي علیه السلام با اين که دل‌هاي بسياري از مشرکان مکه از کينه و عداوت نسبت به وي موج مي‌زد، با کمال شهامت بر بام کعبه رفت و آيات برائت را بر مشرکان تلاوت فرمود.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

على (ع) در مباهله

رسول خدا (ص) نامه‏اى به مسيحيان نجران نوشته بود و در آن خواستار اسلام آوردن آنها و يا پرداخت جزيه شده بود و اخطار كرده بود در صورتى كه هيچ كدام از پيشنهادها را نپذيرند، مسلمانان به جنگ آنها خواهند آمد. در اين موقع آيه مباهله (سوره آل‏عمران، آيه 61) نازل شد و به موجب اين آيه، رسول خدا (ص) آنها را به مباهله دعوت كرد كه با استقبال مسيحيان مواجه شد.

معناي آيه مباهله چنين است: يعنى: پس هر كس با تو در آن (بحث بندگى و رسالت عيسى) بعد از علمى كه به مطلب يافتى، مجادله كرد بگو بياييد ما فرزندان خود و شما فرزندانتان را، ما زنان خود و شما زنانتان را، ما نفس خود و شما نيز نفس خود را بخوانيم. سپس مباهله كنيم و لعنت و دورى از رحمت خدا را براى دروغگويان (كه يا ما هستيم يا شما) درخواست كنيم.

روز بعد و در موعد مباهله، پيغمبر اكرم (ص) در حالى كه دست على بن ابيطالب (ع) را در دست داشتن و حسن و حسين عليهماالسلام پيشاپيش آنها و فاطمه زهرا (س) در پشت سر مى‏آمدند، براى مباهله حاضر شدند. همين كه سرپرست هيئت مسيحيان رسول خدا (ص) و همراهان او را ديد، در مورد همراهان آن حضرت سؤال كرد. به او گفتند: آن مرد پسرعموى او و داماد و پدر فرزندان و محبوب‏ترين مردم نزد اوست. آن دو كودك فرزندان دخترش از همسر خود على است كه آنها نيز محبوب‏ترين كسان نزد او هستند؛ و آن زن فاطمه دخترش مى‏باشد كه گرامى‏ترين كس نزد آن حضرت است و از همه به او نزديك‏تر مى‏باشد. سرپرست هيئت نجران رو به ديگر مسيحيان كرد و گفت: اى گروه نصارا من به يقين چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر از خدا درخواست كنند كوهى را از جا بكند، مى‏كند. زنهار كه مباهله نكنيد وگرنه هلاك خواهيد شد و تا روز قيامت يك مسيحى روى زمين باقى نخواهد ماند. همه اعضاى هيئت سخن وى را تصديق و تأييد كردند . آن گاه سرپرست آنها به پيغمبر (ص) گفت: ما با شما مباهله نمى‏كنيم. 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

تربيت و پرورش به دست پيغمبر اكرم (ص)

از فضيلتهاى اختصاصى حضرت علي (ع)، تربيت و پرورش آن حضرت در دامان رسول اكرم (ص) است. در دوران كودكى على (ع) و در پى خشكسالى و قحطى كه قريش دچار آن شد، زندگى بر ابوطالب سخت شد. پيغمبر اكرم (ص) به عموهاى خود پيشنهاد كرد به منظور سبك كردن بار مخارج ابوطالب، برخى از فرزندان او را به خانه‏هاى خود ببرند. آن حضرت همراه با عباس نزد ابوطالب رفت و پيشنهاد خود را با وى مطرح كرد. ابوطالب به آنان گفت: عقيل را براى من بگذاريد و هرچه خواستيد انجام دهيد. پيغمبر (ص) فرمود: من كسى را انتخاب مى‏كنم كه خدا براى من برگزيده است، يعنى على را. 

 

اميرالمؤمنين (ع) در اين خصوص مى‏فرمايد: پيغمبر (ص)، من را در زمان كودكى در دامان خود پرورش داد. كودكى بودم كه به سينه‏اش مى‏چسبانيد و در بسترش مى‏خوابانيد. در آغوش او جاى داشتم و بوى خوش بدنش را استشمام مى‏كردم. غذا را مى‏جويد و در دهان من مى‏گذاشت ...خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان را از زمانى كه پيغمبر (ص) را از شير گرفتند، همنشين آن حضرت گردانيد كه او را در شب و روز به راه بزرگواريها و خويهاى نيكوى جهان سير دهد . من را به پيروى از آن امر مى‏فرمود. در هر سال به حرا مى‏رفت و در آن اقامت مى‏كرد و من او را مى‏ديدم و غير از من آن حضرت را نمى‏ديد

از نعمتهايى كه خداوند (تنها) به على (ع) ارزانى فرمود، اين بود كه او پيش از اسلام در خانه رسول خدا بود. از همان يزيدين قعنب روايت شده است كه فاطمه بنت اسد در سى سالگى رسول‏الله (ص)، على (ع) را به دنيا آورد. پيغمبر خدا او را بسيار دوست مى‏داشت و به فاطمه مى‏گفت: گهواره على را نزديك بستر من قرار دهيد به روايت ابن ابى الحديد از حسين بن زيدبن على (نواده امام چهارم)، وى مى‏گويد از پدرم زيد شنيدم كه رسول خدا گوشت و خرما را مى‏جويد تا نرم گردد و سپس در دهان على (ع) قرار مى‏داد، در حالى كه او كودكى در خانه آن حضرت بود. 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

مختصری از زندگی امام علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام بنابر مشهور، روز سيزدهم ماه رجب، سى سال بعد از عام الفيل، در شهر مكه معظّمه، در ميان كعبه الهى ديده به جهان گشود.

نام: على (نام آن حضرت به عنوان علىّ مرتضى به ترتيب حروف أبجد: 110، 1450 مى‌باشد.)

كنيه: ابوتراب، ابو الائمّه، ابوالحسن و ... .

لقب: اميرالمؤمنين، يعسوب الدّين، يعسوب المؤمنين، قائد الغرُّ المحجَّلين، امام المتّقين، سيّد الاوصياء، اسدالله، مرتضى، حيدر، أَنزع، قَضْم، وصىّ، ولىّ و ... .

پدر: عمران عبدمناف معروف به ابوطالب.

مادر: فاطمه بنت اسد، نوه هاشم، اولين زن هاشميه‌اى كه با مرد هاشمى، ابوطالب ازدواج كرد.

اولين كسى كه به نبوت حضرت رسول صلی الله عليه و آله آورد، على عليه السلام بود، كه در سن هفت سالگى با آن حضرت نماز جماعت خواند.

آن بزرگوار در تمام جنگ‌هاى زمان حضرت رسول غير از جنگ تبوك، مشاركت داشت و بيشترين پيروزى‌ها به دست برومند و تواناى آن حضرت نصيب اسلام و مسلمين گرديد.

پس از رحلت حضرت رسول صلّى الله عليه و آله جنگ‌هائى بر عليه اسلام و بر عليه آن حضرت توسط منافقين و مخالفين به وقوع پيوست، كه مهم‌ترين آنها سه جنگ به نام‌هاى: جمل، صفّين و نهروان مى‌باشد. حضرت در مناسبت‌هاى مكرّر و مختلف، توسط پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان اولين جانشين و خليفه تعيين و معرفى گرديد.

 

و در نهايت، پس از حجّة الوداع، روز هيجدهم ذى الحجّة، سال نهم قمرى [مطابق با دهم فروردين ماه، سال دهم شمسى.]، حضرت در محلى به نام غدير خم بين مكه و مدينه به طور رسمى مطرح و منصوب به ولايت و خلافت شد.

معجزات و كرامات بى شمارى از آن امام مظلوم، "چه در زمان حيات و چه پس از آن" واقع و صادر گرديد، كه اكثر دانشمندان شيعه و سنى و بلكه دانشمندان ديگر مذاهب در كتاب‌هاى مختلف خود ذكر كرده‌اند.

در مدت عمر شريف حضرت بين محدّثين و مورّخين اختلاف است؛ ولى مشهور 63 سال گفته‌اند، كه 33 سال همزمان با پيغمبر اسلام صلّى الله عليه و آله 10 سال قبل از بعثت، 13 سال در مكه و 10 سال در مدينه بود و سى سال هم پس از رحلت آن حضرت با تحمل سختى‌ها و مصائب جانكاه به سر برد.

شهادت و محلّ دفن: حضرت در سال چهلّم هجرى [مطابق با يازدهم بهمن ماه، سال 39 شمسى]، صبح جمعه، نوزدهم ماه رمضان، در محراب عبادتِ مسجد كوفه كه يكى از چهار مسجد معروف و عظيم القدر است توسّط عبدالرّحمن بن ملجم مرادى؛ و ترغيب زنى به نام قطّامه، به وسيله شمشير زهراگين ترور شد؛ و شب 21 همان ماه به فيض عُظْماى شهادت نايل گرديد.

و پيكر مطهّر و مقدس آن حضرت در نجف اشرف، كنار حضرت آدم و نوح عليهم السلام دفن گرديد؛ و قبر آن حضرت توسط حضرت نوح عليه السلام تهيه و آماده شده بود.

نماز آن حضرت چهار ركعت است: در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد خوانده مى‌شود.

و بعد از سلام نماز، تسبيح حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها، گفته مى‌شود و سپس خواسته‌هاى مشروع خود را از درگاه خداوند سبحان تقاضا نمايد.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

امتیازات امیرالمومنین علی علیه السلام

پيغمبر اكرم (ص) دوبار ميان مسلمانان پيوند برادرى منعقد فرمود. يك بار در مكه و پيش از هجرت، و بار ديگر در مدينه و در آغاز هجرت. پيمان برادرى كه در مكه بسته شده بود، با هجرت به مدينه تغيير كرد و بيشتر مسلمانان برادران جديد دينى يافتند. رسول خدا در مكه با على (ع) پيمان اخوت بست.

چند ماه پس از هجرت (به نقلى حدود هشت ماه) پيغمبر اكرم (ص) ميان حدود نود يا صد نفر از اصحاب كه نيمى مهاجر و نيمى انصارى بودند، برادرى برقرار كرد و فرمود: «در راه خدا دو به دو با هم برادرى كنيد». مراسم برادرى انجام شد، تا موقعى كه ديگر كسى جز على (ع) باقى نماند. على (ع) به پيغمبر (ص) عرض كرد: يا رسول‏الله باى همه برادرى تعيين كرديد، ولى براى من مشخص نفرموديد. رسول خدا (ص) فرمود: «سوگند به خدايى كه مرا به حق مبعوث فرمود، تو را بازنگذاشتم جز براى خودم. نسبت تو به من مانند هارون به موسى است با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد آمد. تو برادر و وارث من هستى، تو با من و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من خواهى بود. تو برادر و يار من هستى». سپس پيغمبر اكرم (ص) اين آيه را تلاوت فرمود:... اخوانا على سرر متقابلين. 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

امتیازات امیرالمومنین علی علیه السلام

یا علی! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود.

 

یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد.  

 

یا علی! در میان صحابه تنها تویی که خدا نامت را برگزید.

 

یا علی! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر صلی الله علیه و آله  نماز خواندی.

 

یا علی! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.

 

یا علی! تنها تویی که در خانه کعبه پا بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله بت‌ها را شکست.

 

یا علی! تو نخستین جانشین و وصی بعد از پیامبر هستی.

 

یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که قرآن را زیر نظر پیامبر صلی الله علیه و آله به ترتیب نزول و با تمام مشخصات جمع آوری نمود.

 

یا علی! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله خواند.

 

یا علی! تنها تو را، پیامبر صلی الله علیه و آله به برادری خویش برگزید.

 

یا علی! تو تنها کسی هستی که زره‌ات پشت نداشت.

 

یا علی! تنها تویی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از 120000 نفر، بر پیشواییت، اقرار و بیعت گرفت و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.

ا علی! تو تنها کسی هستی که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او ادامه یافت
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

اسرار نماز در کلام امیر مومنان علی علیه السلام

جابر بن عبدالله انصارى گويد:

روزى به همراه مولاى متّقيان، امام على عليه السلام بودم، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى كه چگونه و براى چه مى‌باشد؟

اظهار داشت: آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست؟

حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تأويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولين تكبير آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از اين كه داراى قيام و قعود باشد.

دومين تكبير يعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى‌باشد.

سومين تكبير يعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبيه كرد.

چهارمين تكبير يعنى؛ چيزى بر خداوند عارض نمى‌شود.

پنجمين تكبير مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چيزى در او حلول مى‌كند.

ششمين تكبير معنايش اين است كه زوال و انتقال و نيز تغيير و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

 

 

و هفتمين تكبير يعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون ديگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نيست.

سپس در ادامه فرمايش خود فرمود:

معناى ركوع آن است كه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ايمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمين» يعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چيزى نبوده و نيستم، پس هستى مطلق تویى.

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفريده‌اى؛ و سر بلند كردن از سجده يعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‌اى.

و همين كه دومين بار سر بر سجده گذارى يعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى‌گردانى؛

و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همين خاك در روز قيامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجديد عهد و ميثاق و اعتقاد به وحدانيّت خداوند؛ و نيز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولايت اهل‌بيت او عليهم صلوات الله مى‌باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ايمنى از عذاب قيامت باشد
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  |