تبليغاتX
مجله الكترونيكي

مجله الكترونيكي

بانك اخبار و مقالات فارسي در حوزه هاي گوناگون علمي، پزشكي، سياست، آي تي و مذهبي و...

مامان ، دستشویی دارم ...

دستشویی رفتن، کاری که افراد بزرگسال و کودکان پس از ۳ یا ۴ سالگی به‌راحتی انجام می‌دهند را باید طی مراحلی به فرزند کوچکمان آموزش دهیم. برای پیگیری روندتکامل کودک در زمینه‌های رفتاری، در این مقاله به همین موضوع یعنی آموزش دستشویی رفتن به کودک پرداخته‌ایم.
●‌ آشنایی با نکات زیر می‌تواند شما را در شیوه آموزش تواناتر کند.
▪ آموزش توالت رفتن کودک زمانی باید آغاز شود که بدن کودک از نظر جسمی آمادگی پذیرش داشته باشد. یعنی در ابتدا کودک باید از خیس و یا کثیف شدن خویش آگاه شود تا سپس بتواند ادرار یا مدفوع را کنترل کند.
▪ کامل شدن کنترل ادرار و مدفوع در کودکان شامل کنترل مدفوع در شب و سپس در روز، کنترل ادرار در روز و سپس در شب است.
▪ بیشتر کودکان بین دو تا سه سالگی آمادگی پذیرش کنترل ادرار و مدفوع را در روز و شب به دست می‌آورند ولی تعداد کمی نیز شاید در ۲۰ ماهگی به این آمادگی برسند. بنابراین آموزش را زودتر شروع نکنید و زمانی که احتمال موفقیت شما و کودکتان زیاد است آموزش را آغاز کنید.
▪ آموزش توالت رفتن را ابتدا به صورت تئوری شروع کنید. کودک باید از بدن خود آگاهی یابد و درباره چگونگی به وجود آمدن و خروج ادرار و مدفوع برایش توضیح دهید (کودک باید بداند که ادرار و مدفوع بخشی از بدن او نیست).
▪ نام اشیا، محل‌ها و دستورات ساده را برای او توضیح دهید.
▪ برای کودک توالت‌های پلاستیکی (لگن) تهیه کرده و گهگاه پیشنهاد استفاده از آن را به جای پوشک یا کهنه به او بدهید.
▪ به کودک حداقل یک کلمه، اشاره و یا علامت در هنگام داشتن ادرار و یا مدفوع برای خبر کردن یاد بدهید.
▪ زمانی که کودک خیسی یا کثیفی خودش را اعلام کرد او را به سرعت به توالت برده لباس، کهنه و یا پوشک او را تعویض کرده و از اینکه به شما خبر داده از او تشکر کنید. در ابتدا خیس و یا کثیف بودن او را نادیده گرفته و او را به دلیل خبر کردن تشویق کنید.
▪ کودک را به دلیل آنکه کارهایش را به تنهایی انجام می‌دهد تشویق کنید. این عمل موجب مستقل شدن کودک می‌شود.
▪ برای آنکه کودک نسبت به اعمال خود آگاه شود به او بگویید به شلوار خیس و یا کثیفش دست زده و یا آن را ببیند. در حین مدفوع کردن برای او توضیح دهید که مشغول چه کاری است و نام این کار چیست. به تن داشتن لباس خیس و یا کثیف برای کودک ناراحت کننده است. اجازه دهید کودک این ناراحتی را تجربه کند زیرا ناراحتی کودک انگیزه خوبی برای کنترل ادرار و مدفوع و در نتیجه استفاده از توالت خواهد بود.
▪ کودک باید مسوولیت کارهای خود را به عهده بگیرد برای مثال برای شستن لباس زیر یا شلوار کثیفش از او کمک بگیرید.
▪ اگر کودک شما به راحتی راه رفته، می‌دود و می‌تواند اشیا را جابه‌جا کند ولی قادر به پوشیدن و در آوردن لباسش نیست باید این اعمال را به او آموزش دهید. به طور مطلوب آموزش مهارت‌های خودیاری چون پوشیدن و درآوردن لباس، شستن دست‌ها و... به کودک باید در این زمان انجام شود (به یاد داشته باشید که آموزش شستن دست‌ها بیش از حد لازم نباشد.)
▪ اگر کودک در طول روز نیاز به توالت رفتن دارد، به او بگویید چند ثانیه صبر کرده و سپس به توالت برود. اینکار موجب تمرین کنترل ادرار در کودک می‌شود.
▪ در صورتی که کودک از محل توالت، صدای سیفون و... می‌ترسد ترس‌ها را در او از میان ببرید. او باید محل قرار گرفتن ادرار و مدفوع را ببیند و خودش سیفون را بکشد. کودک را برای صحبت کردن درباره ترس‌هایش تشویق کنید. این کار به شما به‌منظور درک بیشتر و حل مسایل کودک کمک می‌کند.
▪ کودک را به طور آزمایشی روی توالت بنشانید تا بفهمد که درون آن نمی‌افتد. از یک اسباب‌بازی مخصوص برای تشویق کودک به این کار استفاده کنید.
▪ توالت باید به راحتی در دسترس کودک بوده تمیز و برای او جالب باشد (برخی والدین از مکان توالت برای تنبیه کودک استفاده می‌کنند. این کار موجب ناامن شدن محل توالت برای کودک شده و او در آنجا احساس ترس می‌کند).
▪ زمانی که کودک در شلوار خود مدفوع کرده، محل قرار گرفتن مدفوع در توالت را به او نشان دهید. در این صورت کودک جایی را که مدفوع باید انداخته شود بهتر می‌شناسد.
▪ گاهی اوقات کودکان هنگام دفع احساس درد می‌کنند. خوردن غذاهای فیبردار مانند انواع سبزی‌ها و میوه‌ها و آشامیدن مایعات موجب شلی مدفوع و راحتی دفع می‌شود. برای کودکانی که از آشامیدن خودداری می‌کنند مصرف غذاهایی مانند سوپ مفید خواهد بود در نتیجه عمل دفع در ذهن کودک دردناک محسوب نمی‌شود.
▪ هنگامی که کودک خودش را در توالت می‌شوید حساسیت‌های بی‌مورد نشان ندهید. زیرا در برخی کودکان توجه منفی والدین بیشتر از توجه مثبت آنها تاثیر داشته و منجر به تکرار رفتار نامناسب در کودک می‌شود. بدیهی است که تکرار رفتار نامناسب کودک برای جلب توجه والدین صورت می‌گیرد.
▪ از استحمام کودک بلافاصله بعد از خیس و یا کثیف شدن او خودداری کنید زیرا برخی از کودکان یاد می‌گیرند که حمام کردن درست بعد از این عمل خواهد بود.

 

سامانه اطلاع‌رسانی شبکه پزشکی کشور (www.pezeshki.net)

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

چپار مرحله مرگ عاطفی در روابط زناشویی

زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.
 
مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :
 
1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

جورچین یا پازل

HTML clipboard

حتماً شما هم از افرادی هستید که عاشق بازی جورچین  یا همان پازل هستید. با کنار هم گذاشتن قطعات مختلف، شکلی به دست می‌آید که گاه برای همیشه در ذهن آدم نقش می‌بندد. هزاران نوع پازل در بازار هست که برای سنین مختلف از کودکان گرفته تا بزرگسالان طراحی شده است.

اوایل قرن بیستم، با اختراع تخته‌ی سه لایی و مقوا، تولید  پازل آسان شد و محصولات تولید شده به تمامی دنیا راه یافت

 شاید برای‌تان جالب باشد که این بازی، عمری حدود 250 سال دارد. در سال 1760 میلادی بود که فردی به نام John Spilsbury در شهر لندن مشغول فعالیت‌های نقشه‌کشی و حکاکی بود. پس از ترسیم یک نقشه از جهان روی چوب، با اره مویی برش‌هایی روی نقشه در حد فاصل مرزهای کشورها ایجاد کرد؛ به طوری که هر قطعه شامل نقشه‌ی یک کشور بود. حاصل کار یک سرگرمی آموزنده بود که به عنوان یک ابزار کمک آموزشی در رشته‌ی جغرافیا به کودکان انگلیسی کمک می‌کرد.

تا مدت‌ها، ایده‌ی بریدن و چیدن تصاویر، روش و ابزاری کارآمد برای آموزش کودکان انگلستان بود، اوایل قرن بیستم، با اختراع تخته‌ی سه لایی و مقوا، تولید  پازل آسان شد و محصولات تولید شده به تمامی دنیا راه یافت.

امروزه ایجاد برش میان قطعات پازل با تیغه‌های بسیار تیز و بزرگ صورت می‌گیرد و سرعت و دقت در ایجاد برش‌ها بسیار بهتر شده است. در سال‌های 1900 با تولید پازل‌های مقوایی، تولیدکنندگان توانستند هزینه‌ی تولید را کاهش دهند.

از آن جایی که خرید هر پازل هزینه دارد، پازل‌های دیجیتالی زیادی آمده که شما با مراجعه به اینترنت می‌توانید

دوران طلایی پازل از سال‌های 1920با تولید پازل‌هایی با مناظری زیبا از طبیعت و یا کپی آثار نقاشان بزرگ از سوی کمپانی‌های انگلیسی و آمریکایی آغاز شد. این شرکت‌ها شکل‌های متنوعی ازپازل تولید کردند.

پازل‌ها فقط برای کودکان و نوجوانان تولید نمی‌شد، بلکه پازل‌های پیچیده‌ای هم برای بزرگسالان طراحی شد که بزرگ‌ترها هم مجبور بودند گاه چند روز برای چیدن یک پازل فکر کنند و وقت بگذارند.

استفاده‌ی دیگرپازل‌ها برای کارهای تبلیغاتی بود. شرکت‌های بزرگ برای این که محصولات‌شان را در ذهن کودکان حک کنند،پازل آنها را به طور رایگان به بچه‌ها هدیه می‌دادند.

بعدها تولیدکنندگان پازل، انواعی از پازل‌ها را تولید کردند که تعداد زیادی قطعات کوچک داشت که حتی به 200000قطعه نیز می‌رسید. چیدن این پازل‌ها از عهده‌ی یک نفر خارج بود و برای چیدن آنها کار تیمی لازم بود. گاه برای چیدن پازل‌ها، سابقه بین چند تیم می‌گذاشتند تا معازم شود کدام تیم در چیدن پازل دویست‌هزار قطعه‌ای موفق می‌شود.

امروزه چیدن پازل‌های بزرگ، یکی از روش‌های موثر در کاهش استرس و افسردگی است. همین باعث شده تصاویر و طرح‌های زیبا و شادی بخشی به پازل‌ها بدهند.

این بازی، عمری حدود 250 سال دارد.

امروزه مصرف آموزشی پازل‌ها همچون گذشته ادامه دارد و استفاده از پازل‌هایی با طرح کشورها و یا استان‌های آنها در آموزش جغرافیا بسیار موثر ست. ازپازل‌ها در آموزش حروف و جمله‌سازی نیز در سنین کودکی استفاده می‌شود. پازل‌ها می‌توانند ساعاتی خوش و آموزنده‌تر از بسیاری برنامه‌های تلویزیونی و بازی‌های کامپیوتری فراهم آورند و اعضای خانواده یا دوستان را برای ساعاتی متوالی دور هم گرد آورند. چیدن قطعات پازل مثل حل کردن جدول، باعث می‌شود آدم به آن عادت کند؛ اما این عادت کردن ضرری ندارد. از آن جایی که خرید هر پازل هزینه دارد، پازل‌های دیجیتالی زیادی آمده که شما با مراجعه به اینترنت می‌توانید صدها هزار پازل برای بازی کردن پیدا کنید؛ حتی نرم افزارهایی برای تولید پازل وجود دارد که می‌تواندپازل مورد علاقه‌ی شما را درست کند.

مثلاً می‌توانید عکس دوست‌تان یا عکس خودتان را به برنامه بدهید تا آن‌را برای‌تان تبدیل به پازل کند.

 

HTML clipboard

منبع ماه نامه سلام بچه ها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

می خواهم مانکن شوم

HTML clipboardشباهت اندام به فلان خواننده اروپایی و یا هنرپیشه هالیوودی به رویایی به اندازه گرسنگی های شبانه روزی بسیاری از زنان و دختران در کشور تبدیل شده است، برخی از آنها حتی اعتماد به نفس خود را قربانی ۲۵۰ گرم اضافه وزنشان می کنند. اغلب دختران وقتی برای لاغری مراجعه می کنند، خواننده های اروپایی و یا اندام بعضی از هنرپیشه ها را مثال می زنند و می خواهند شبیه آنها شوند... دو سه روز اول کمی لاغر می شوند و بعد این میل به لاغری به یک بیماری مفرط تبدیل می شود تا جاییکه در حد مرگ برای این ویروس لاغری دست و پا می زنند...
 مشکل اضافه وزن وقتی به وجود می آید که آدم بیشتر از حد معمول بخورد. می‌شود وزن کم کرد با مصرف کالری کمتر و تحرک بیشتر. شاید عملا کاری سخت و حتی برای بعضی از افراد غیر ممکن باشد، اما نشد ندارد. فقط کمی، اراده لازم دارد و یک مقداری هم جربزه برای ورزش و نرمش کردن.
 کسی که تصمیم می‌گیرد، رژیم بگیرد باید در وزن و تناسب اندامش و مهمتر از همه سلامتی‌اش تغییری ایجاد کرده و برنامه‌ غذایی معمولی‌اش را عوض کند. عدم تعادل بین خوردن مواد سوختی و مصرف انرژی، سبب فقر غذایی و یا ذخیره آن به صورت چربی می شود.
 البته فراموش کردن این نکته هم صحیح نیست که تغذیه مناسب از شروط مهم کاهش وزن کاربردی و رسیدن به وزن مطلوب است. یعنی تغذیه ای که میزان ویتامین، مواد معدنی، پروتئین و مواد سوختی آن ( که در تغذیه، هیدرات های کربن و چربی ها، مواد سوختی محسوب می شوند) کافی باشد.
 چاقی خود عامل بسیاری از بیماریها است و آدمی در حال عادی اگر لاغر باشد، یقیناً سالمتر است. اما لاغری مفرط نیز ممکن است ناشی از عارضه ای غیرعادی در بدن باشد. از این رو، چاقی و لاغری مفرط هیچ یک مطلوب نمی باشد، بلکه برقراری تعادل واقعی بین وزن و قد باید مورد توجه قرار گیرد.
 امروزه اینگونه باب شده که هر وقت از زیبایی اندام صحبت می شود یا آدم به فکر آن آدم های درشت هیکل غول مانند که حتی برجستگی گلبول های قرمز و سفیدشان را می شود از زیر پوست شان دید، می افتد یا همان مدل های مانکن لاغر و استخوانی که گویا قرار است همین الان در دم جان دهند.
 همه آنچه گفته شد هم مورد توافق ماست و هم تمامی رژیم گیران و رژیم پرستان(!) اما آنچه بحث را مهمتر جلوه می دهد، انتشار اخباری است مبنی بر اینکه رژیم های غذایی چه بلاهایی سر افراد می آورد تا جایی که حتی منتج به مرگ می شود.
 چندی پیش اخباری در رسانه های خارجی منتشر شد مبنی بر اینکه مدل‌ها و مانکن‌ها سلامت خود را به خاطر نمایش‌های مد به خطر می‌اندازند.
 در این گزارش‌ها البته ذکر شده بود بین مدل‌ها، بیماری کم‌اشتهایی و سوء تغذیه وجود دارد و برنامه‌های افزایش آگاهی و آموزش سلامتی مدل‌ها ضروری است.
 اتفاقات و اخبار موثقی رخ داده است مثل اینکه ایزابل کارو، بازیگر و مدل ۲۷ ساله فرانسوی‌ به خاطر بیماری بی‌اشتهایی (Anorexia ) دیگر امکان فعالیت در صنعت مد را ندارد. یا خبر دیگری مانند گزارش مرگ یک مدل بسیار لاغر برزیلی به دلیل کم‌اشتهایی!
 ● مرز جنون و زیبایی
 معمولا پزشکان و متخصصان عواملی چون عدم جذب مواد غذایی، وجود یک کانون چرکی در یکی از نقاط بدن مثل آپاندیسیت مزمن، یا لوزه چرکی و امثال آن، بیماریهای دستگاه گوارش و کاهش ترشحات معده، روده، لوزالمعده، کبد و امثال آن را از نشانه های لاغری مفرط بر می شمارند.
 اما آنچه باشگاه جوانی برنا امروز به آن دست یافته نوعی مرض بیمارگونه از نوع خوشگل ایسم(!) است.
 البته این نوعی ویروس همه گیر است که تنها از راه رسانه های دیداری و نه شنیداری از آن سوی مرزها به روش تزریقی وارد رگ های جویندگان زیبایی می شود و تاکنون توانسته عوارض منفی زیادی را نیز برجای بگذارد.
 در مواردی هم شباهت اندام به فلان خواننده اروپایی و یا هنرپیشه هالیوودی به رویایی به اندازه گرسنگی های شبانه روزی بسیاری از زنان و دختران در کشور تبدیل شده است. برخی از آنها حتی اعتماد به نفس خود را قربانی ۲۵۰ گرم اضافه وزنشان می کنند.
 سارا حکیمی، متخصص تغذیه می گوید: اغلب افرادی که مراجعه می کنند دوست دارند به سرعت وزن کم کنند و می توانم بگویم که همه آنها زنان و دختران هستند. البته از میان دختران هم اکثرا سنین ۱۸ و ۱۹ ساله تا ۳۰ ساله مراجعه می کنند.
 این متخصص تغذیه همچنین معتقد است: از میان مراجعان، دخترانی هم به اینجا آمده اند که فکر می کنند به خاطر وزن زیاد و یا اندام نامتناسبی که دارند خواستگارشان را از دست می دهند در حالی که مطابق برآوردهای علمی وقتی بررسی می کنیم این نمونه ها حتی اضافه وزن هم ندارند. البته فکر می کنم نه به خاطر چشم و همچشمی بلکه شاید نوعی حس روانی باشد که چنین برداشت هایی دارند.
 دکتر حکیمی می گوید: اغلب دختران وقتی مراجعه می کنند، خواننده های اروپایی و یا اندام بعضی از هنرپیشه ها را مثال می زنند و می خواهند شبیه آنها شوند. غافل از آن که لاغری مفرط اصلا خوب نیست بلکه ناشی از نخوردن و سوءهاضمه گرفتن است که به قول پزشکان و متخصصان امور تغذیه در شرایط حاد آن، کم اشتهایی عصبی (انورکسیا) توصیف می شود که به طور کلی در صورت تشدید مسائل عصبی‌ بیشتر می‌شود.
 چیزی که اغلب مانکن ها و عاشقان لاغر شدند گرفتار آن هستند. آنها ابتدا شروع می‌کنند فقط چند کیلو لاغر شوند و این ادامه پیدا می‌کند تا مرحله ای می رسد که به لاغری مفرط و بیماری تبدیل می شود. و مشکل آنکه مورد تشویق اطرافیان هم قرار می گیرند.
 البته کتب و سی دی های لاغری با عنوان های "رژیم لاغری ۱۴ روزه" یا "لاغری سریع در ۷ روز"، " رژیم سیب زمینی"، "رایحه درمانی(عطر درمانی)" و یا کتاب "لاغری با هیپنوتیزم" و دیگر عناوین هم که در تیراژهای وسیع، جایگزین کتاب های علمی و پژوهشی شده مزید بر علت به شمار می روند.
 تا دیروز شاید انگشت شمار بودند آدم هایی که به پزشکان تجربی و مختصص تغذیه مراجعه می کردند اما امروزه هر کجا که می روی صحبت از آدرس فلان دکتر کرمانی، اصفهانی، شیرازی و تهرانی، مشهدی، تبریزی و ... است که برای خودش مطبی زده و برای لاغر کردن مردان و زنان کمر همت بسته است. مبالغ هنگفتی نیز این وسط کاسب شده. تا جایی که پای بسیاری را به مطب های این دست پزشکان باز کرده است. تا به محض ورود، به اندازه قد و وزن می بایست کلی پول پرداخت تا کتاب های دستنویسشان را به قیمتی کلان خرید.
 این مساله در حالی است که الگوبرداری های صرف از مدل های خارجی توسط جوانان همچون دیگر الگوبرداری های مدل مو، لباس، تیپ و حتی رفتار، نوجوانان را هم درگیر خود کرده است که گویا هنوز هیچ کسی در کشور خود را مسئول این گرفتاری مدرن نمی داند. تا زمانی که شاید اخبار و گزارش ها طی سال ها و یا ماه های آتی از رژیم های سخت غذایی و قرص های لاغری و یا مضرات لیپوساکشن های منجر به مرگ حکایت کنند...
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

اخلاق در ترافیک

ترافیک. این درد مشترک و نام آشنا که جزئی از زندگی روزمره مان شده و به نوعی به عادتی همیشگی بدل شده است. ترافیک خود پدیده ای چند وجهی است به گونه ای که از زوایای گوناگون می توان بدان نگریست. بهتر است در اینجا تنها به عنوان یک معضل به ترافیک نگاه کنیم. معضلی که خود انواع مسائل را برای ما ساکنان کلان شهر پدید آورده است و از این رو موضوع سخنان زیادی در دهه های اخیر قرار گرفته است. تناقض جالب و هیجان انگیز این است که هر چه صحبت و راهکار در زمینه حل معضل ترافیک ارائه شده است بر میزان آن افزوده شده است. در این زمینه هم به نظر می رسد بیش از آنکه به مساله افزایش سطح کمی و کیفی حمل و نقل عمومی توجه شود، به فرهنگ استفاده ازخودرو شخصی اشاره شده است. اما سوالی که در اینجا به نظر می رسد این است که واقعا جایگاه حمل و نقل عمومی در جامعه ما به چه صورت است و آیا پاسخگوی نیازهای شهروندان می باشد؟ یا اینکه تا چه حد به شکل گیری اخلاق شهروندی کمک می کند؟

 

وقتی مسافربران به راحتی به خود اجازه توقف در هر نقطه شهر را می دهند، بدون آنکه در نظر داشته باشند که وقت شهروندان با ارزش تر از آن است که بخواهند لحظاتی را در ترافیک ایجاد شده سپری کنند.

 

به نظر می رسد وسیله نقلیه عمومی در وجهه های مختلف در جامعه ما از قبیل تاکسی؛ اتوبوس و مترو، نه تنها خود به شکل گیری اخلاق شهروندی کمکی نمی کند بلکه در بسیاری موارد، پایه نوعی بی اخلاقی و شهروند ستیزی و حرمت شکنی خانواده را بنا می کند. اخلاق شهروندی تا اندازه زیادی تابع فضاهای عمومی شهری است. شهری که به کرامت انسانی احترام بگذارد؛ فردیت دگر خواه در آن شکل می گیرد. وقتی شهروندی در استفاده روزمره از وسیله حمل و نقل عمومی مثل تاکسی یا اتوبوس، به دلیل جرائم رانندگی و قانون شکنی راننده، دچار دلهره ای دائمی است. البته در میان این قشر زحمت کش کم نیستند افرادی که با وجود سخت ترین شرایط، حقوق و اخلاق شهروندی را رعایت می کنند اما متاسفانه همه ما می دانیم که غالبا احترام به حقوق شهروندی در این زمینه بسیار کم رنگ است. وقتی مسافربران به راحتی به خود اجازه توقف در هر نقطه شهر را می دهند، بدون آنکه در نظر داشته باشند که وقت شهروندان با ارزش تر از آن است که بخواهند لحظاتی را در ترافیک ایجاد شده سپری کنند.

 

برگردیم به ایستگاه مترو. آنجا که بلند گوی مترو دائما از مسافران می خواهد تا برای حفظ ایمنی، پشت خط قرمز بایستند، اما با کمال تاسف مشاهده می شود که نیمه بیشتر مردم جلوتر یا روی خط ایستاده اند، چون آن لحظه تنها به این می اندیشند که قطار بایستد و درب های آن باز شود تا صندلی برای نشستن داشته باشند. همه اینها اخلاق شهروندی را تشکیل می دهند. البته نباید از ذکر این نکته غافل بود که بعضا جملات و تصاویری در ایستگاه دیده می شود که حاوی نکاتی آموزنده و حاوی اخلاق شهروندی است. ولی مهم آن است که این جملات چه زمان در میان مردم به عینیتی کامل می رسد.

 

بلند گوی مترو دائما از مسافران می خواهد تا برای حفظ ایمنی، پشت خط قرمز بایستند، اما...

 

به نظر می رسد باید در راستای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری، برنامه ریزی های دقیق تری در راستای ارتقای فرهنگ و اخلاق شهروندی صورت گیرد. چرا که عرصه های فضای عمومی شهری از پیاده رو و خیابان و پارک گرفته تا اتوبوس و مترو، همگی در ساختمند کردن اخلاق شهروندی و بازتولید آن موثر هستند. بهتر آن است که تمهیداتی در جهت آموزش به گردانندگان سیستم حمل و نقل شهری و شهروندان به عنوان مسافران و همراهان همیشگی این سیستم داده شود تا در آینده نه شاهد تخلفات رانندگان این سیستم باشیم و نه آثار خسارات وارده از سوی شهروندان را، به میراث عمومی مردم در سیستم حمل و نقل شهری ببینیم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

کلامي عشقولانه

بيشتر از اين‌که ما از چه کلمه‌اي استفاده مي‌کنيم، طرز فکر و نگرش ما در نحوه استفاده از آن کلمه، مهم است. اگر نگرش ما صحيح نباشد و با استفاده صحيح از کلمات نتوانيم با کودک ارتباط برقرار کنيم، کودک نمي‌تواند منظور ما را به درستي درک کند. اگر کلمات خالي از احساس باشند، اثري بر کودک نمي‌گذارند. اما هنگامي که استفاده از کلمات همراه، با هم حسي و توجه باشد، هر صحبتي که مي‌کنيم مستقيماً بر ذهن و قلب کودک اثري مثبت بر جاي مي‌گذارد.

 

کلمات و نحوه استفاده از آنها، تأثير عظيمي بر کودکان دارند. معمولا بلندي صدا، تن صدا و آهنگ گفتار ماست که به کودک اين پيام را منتقل مي‌کند، که چه عکس‌العملي نشان بدهد. والدين مي‌توانند تمرين کنند که با يکديگر و با کودک‌شان محترمانه صحبت کنند. خيلي مهم است که با کودک ارتباطي مثبت برقرار گردد تا متقابلاً عکس‌العملي مثبت از کودک دريافت کنيم.

 

در زير ليستي از اشتباهات متداول در گفتگو، گنجانده شده است که با هم آن را بررسي مي‌کنيم:

 

 مقصر شمردن و متهم دانستن

 

چرا هميشه اين کار رو مي‌کني؟ باز هم اشتباه کردي!!!

 

واقعا نمي‌دونم مشکلت چيه؟

 

تو واقعا نمي‌توني يک بار هم که شده، يک کار رو درست انجام بدي؟

 

هنگامي که استفاده از کلمات همراه، با هم حسي و توجه باشد، هر صحبتي که مي‌کنيم مستقيماً بر ذهن و قلب کودک اثري مثبت بر جاي مي‌گذارد.

 

 برچسب زدن

 

آخه تو چقدر بي‌دست وپايي! اين کاري که تو کردي رو، فقط يک آدم بي‌عقل انجام مي‌ده. مثل انسان‌هاي اوليه، غذا مي‌خوري.

 

نگاه کن اتاقت چقدر به هم ريخته است، مثل حيوان‌هاي جنگل.

 

تهديد

 

اگر يک بار ديگه اين کار رو انجام بدي، مي‌دونم چه کارت کنم!

 

يا الان مي‌آي يا تنهات مي‌ذارم و مي‌رم.

 

 دستور و امر و نهي

 

عجله کن! هنوز نشستي؟! اون کار رو نکن!

 

همين الان اين کار رو انجام بده منتظر چي هستي؟ خوب راه بيفت ديگه!

 

 نصيحت و موعظه کردن

 

بچه‌هاي خوب اين‌جوري حرف نمي‌زنن

 

اگر يک کم ادب داشتي، اين کار رو نمي‌کردي

 

سعي کنيد با کودک‌تان همانطور مودبانه صحبت کنيد که سعي مي‌کنيد با يک غربيه يا يک دوست صحبت کنيد وقتي شما در اين مسير قرار بگيريد عشق بيشتري در کلامتان ايجاد مي‌کنيد و با کودک‌تان ارتباط بهتري برقرار مي‌کنيد.

 

 اخطار و اعلام خطر کردن

 

اون کار رو نکن آسيب مي‌بيني!، ژاکتت رو بپوش سرما نخوري!، مواظب باش نيفتي!، مواظب باش...

 

مهر طلبي و ايجاد عذاب وجدان

 

ممکنه بس کني؟ هيچ مي‌فهمي چه کار داري مي‌کني؟ حالمو بد مي‌کني... وقتي خودت مادر شدي اون وقت مي‌فهمي اين کار چقدر سخته و من چقدر برات زحمت کشيدم!

 

 مقايسه کردن

 

يک کم از برادرت ياد بگير...، نگاه کن خواهرت چقدر خوش اخلاقه نگاه کن دختر خاله‌ات، چقدر قشنگ غذا مي‌خوره

 

 طعنه و کنايه

 

کيفت رو تو مدرسه جا گذاشتي... فکر نمي‌کني چقدر کار خوبي کردي؟ اصلا خجالت نداره! يه وقت خودت رو جا نگذاري؟!

 

تو به اين مي‌گي دست خط؟ آه يادم نبود، خرچنگ قورباغه هم بلدي بنويسي.

 

 پيشداوري کردن

 

تو وارد هر شغلي که بشي، سريع اخراجت مي‌کنن.

 

دوباره دروغ گفتي؟! وقتي بزرگ شدي ديگه هيچ‌کس بهت اعتماد نمي‌کنه. تو خودخواهي، هيچ وقت هيچ‌کس باهات دوست نمي‌شه.

 

 خوب، همين‌که در حال خواندن اين ليست بوديد، چه احساسي داشتيد؟ آيا خودتان را در حال بازگويي برخي از اين جمله‌ها نمي‌ديديد؟ شايد تنها تعداد معدودي از والدين باشند که اين‌طور با کودک‌شان صحبت کنند و هرگز احساس گناه نکنند! اما به خودتان سخت نگيريد. شما مي‌توانيد از اين به بعد طرز صحبت با کودکتان را بهبود بخشيد. يک پيشنهاد موثر اين است که آگاه باشيد و سعي کنيد با کودک‌تان همانطور مودبانه صحبت کنيد که سعي مي‌کنيد با يک غربيه يا يک دوست صحبت کنيد وقتي شما در اين مسير قرار بگيريد عشق بيشتري در کلامتان ايجاد مي‌کنيد و با کودک‌تان ارتباط بهتري برقرار مي‌کنيد. حواستان باشد نحوه صحبت کردن شما با کودک‌تان، دقيقا همان نحوه‌اي است که آنها با فرزند‌شان، در آينده صحبت خواهند کرد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

انسان‏هاي موثر مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش مي‏دهند

موفقيت واقعي با هدف دستيابي به آرامش دروني تنها زماني حاصل مي‏شود که با اصول اوليه بشري که در وجدان و خرد جمعي انسان‌ها نقش بسته مغايرت نداشته باشد؛ اصولي مانند مهرباني، دوستي، همدلي، صداقت، صلح و ايثار به معني اثرگذاري.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ "متد تحول و توسعه‌" به نشاني http://diamethod.blogfa.com آورده است: ميل به موفقيت به عنوان يکي از انگيزه‏هاي جهان‌شمول آدمي منجر به حرکت و پويايي ما مي‏شود. رقابت بر سر حفظ و تسخير هر‏چه بيشتر منابع احتمالا از همان ابتدا، با ما بوده است. با نگاهي به سير تحول در تمدن، شاهد افزايش و بهبود نسبي سطح رفاه، امنيت و امکانات جنبي زندگي هستيم، اما آنچه در اين بين هنوز تغيير چنداني نکرده ترس‏ها و نگراني‏هايي است که از الگوهاي قديمي خود تبعيت مي‏کنند.

نگراني‏هاي تاريخي منجر به شکل‏گيري و تقويت فرهنگي مي‏شود که مي‏توان به آن "فرهنگ گيرندگي" گفت.

جوامع سالم و پويا تا حد زيادي نياز به همدلي، مراعات، اعتماد و اميد دارند. اين در حالي است که فرهنگ گيرندگي (همه چيز را براي خود خواستن)، با تمرکز بر منافع فردي و در مرکزيت قرار دادن خود و عالم را وسيله و ابزاري براي خوشايند خود پنداشتن، جايي براي توجه و اهميت به ديگري و ترجيح منافع جمعي باقي نمي‌گذارد.

مي‌گويند جهان براي هر کسي معني خاصي دارد و اين برداشت رابطه‏ي مستقيمي با محدوده‏اي در هستي دارد که ما در آن اصطلاحا بازي مي‌کنيم و بازيگر آنيم. اين سوال مهمي براي من است که اگر خود را در مرکز دايره‏اي فرض کنم و به ترتيب که از مرکز به سمت محيط اين دايره حرکت مي‏کنم، يار، خانواده، اقوام و آشنايان، جامعه و در نهايت هستي يا کائنات را در نظر آورم، منطقه‏ي اثرگذاري من تا چه شعاعي را پوشش مي‏دهد؟

نويسنده اين يادداشت به دو ويژگي بارز انسان‏هاي موثر اشاره كرده و نوشته است: پويش در جهان امکان؛ هستي، فضاي باز امکاناتي را در اختيار ما قرار داده است که ما به واسطه‏ي پيله‏هاي خودساخته‏ي ذهني و درگير بودن با شرايط موجود قادر به مشاهده آن‌ها نيستيم. انسان‌هاي موثر با پويش در اين فضا، مدام مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش مي‏دهند. خود را خوب و ديگران را نيز خوب مي‏پندارند.

احساس يگانگي؛ انسان‏هاي موثر همه چيز را کامل، هماهنگ و در تماميت مي‏بينند. هستي را در وحدت و خود را با آن يگانه مي‏پندارند. بين خود، ديگري و جهان هستي فاصله‏اي نمي‏بينند. مي‏دانند که همه در يک کل شناوريم و اين جدايي و جدا‏بيني ناشي از ذهن قياسمند و قضاوت‏گر ماست. به قول مولانا اين دويي اوصاف ديده‏ي احوال است ورنه اول آخر، آخر اول است...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

برای كودكانمان چه كرده‌ایم؟

شاید بتوانیم عشق را انكار كنیم، شاید بتوانیم پیری را انكار كنیم، شاید بتوانیم فقر را انكار كنیم، شاید بتوانیم توانگری را انكار كنیم؛‌ اما كودكی را هرگز نمی‌توانیم منكر شویم. كودكی تجربه مشتركی است كه همه ما، چه جوانمرگ شویم و چه پیرسال، آن را در حافظه خود نگه می‌داریم و می‌دانیم كه شیرینی خاطراتش اگر خاطره شیرینی از آن داشته باشیم تا پایان عمر تكرار نخواهد شد.
با همه این دانسته‌ها تا چه حد در قوانین و باورهایمان كودكان را دیده‌ایم و برای شیرین كردن خاطرات‌شان تلاش كرده‌ایم؟
ما دینمان را نسبت به كودكان تا حدودی ادا كرده‌ایم تا آنجا كه هنوز هم تاوان حمایت‌مان را از كودكان آزاردیده زنجانی پس می‌دهیم و به جرم پوشش اخبار آنها و رساندن شرح ماجرایشان به گوش شما، از حق مصاحبه با مسوولان سازمان بهزیستی محروم شده‌ایم و علنا جواب شنیده‌ایم كه بالادست‌تری‌هایی وجود دارند كه اجازه تهیه خبر از بهزیستی را به برخی رسانه‌ها نمی‌دهند و همكاری با بعضی از خبرنگاران به شكل تعلیق درآمده است! این، همه توان نمایندگان شما در یكی از رسانه‌هاست برای احقاق حقوق كودكان، سهم شما چیست؟ شما چه كرده‌اید؟
● ابهام در سن كودكان‌
شاید بگویید: «سهم ما هم پیمان‌نامه حقوق كودك است كه آن را به شكل مشروط در سال ۱۹۸۹ امضا كرده‌ایم» و آن وقت ما می‌پرسیم، چطور پیمان‌نامه را امضا كرده‌ایم؛ اما هنوز به تعریف واحدی از كودك نرسیده‌ایم و تعریفمان از كودك و محدوده سنی آن، در شرایط گوناگون، بسته به این كه آن را برای مجازات بخواهیم یا گواهینامه یا رای‌گیری یا عبادت یا كار متفاوت است!.
● قوانین محدود و ضعیف‌
شاید بگویید: «سهم ما وضع قوانینی سخت و بازدارنده برای حمایت از كودكان است.» كه اگر بگویید ما هم برایتان اورژانس اجتماعی را مثال می‌زنیم كه مددكارانش هنوز نمی‌توانند به شكلی قانونی و با تحكم، در شرایط بحرانی اجتماعی از كودكان حمایت كنند و معمولا تلاش‌شان برای مداخله در بحران به گفتگو و التماس محدود می‌شود!
اما ضعف در قوانین مربوط به حمایت از حقوق كودكان، تنها به ناتوانی قانونی مددكاران محدود نمی‌شود، قوانین ما حتی توانایی نگهداری كودكان كار و خیابان جمع‌آوری شده از سطح خیابان‌ها را در مراكز نگهداری دولتی ندارند تا آنجا كه سالانه ۱۰ هزار كودك كار و خیابان وارد چرخه ساماندهی مراكز بهزیستی می‌شوند كه ۴/۸۵ درصد آنها بدسرپرست هستند و والدینشان هربار پس از جمع‌آوری آنها از سطح خیابان، به مراكز مراجعه می‌كنند و كارگران خردسالشان را به زور پس می‌گیرند تا بار دیگر آنها را به خیابان بفرستند!
...و غم‌انگیزتر وقتی است كه از آمار‌های مربوط به كودكان كار آگاه می‌شوید، براساس آخرین آمار‌های منتشر شده توسط مركز آمار ایران در سال ۸۵، از مجموع ۱۳ میلیون و ۲۵۳ هزار كودك در رده سنی ۱۰ تا ۱۸ سال كشور، ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار كودك خارج از چرخه تحصیل و یك میلیون و ۷۰۰ هزار كودك به صورت مستقیم درگیر كار بودند.
همچنین ۹۱۵ هزار كودك با عنوان «كودك خانه‌دار» توسط مركز آمار ثبت شده است و همچنین تفكیك جنسیتی كودكان كار نشان می‌دهد، یك میلیون و ۳۰۰ هزار نفر ا
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

معرفي جديدترين معيار زيبايي !

جواني خصوصيات خاص خود را دارد که هيچ گريزي از آن نيست، يکي از نيازهايي که به شکل مستقيم با سن جواني ارتباط دارد ، نياز به آراستگي است به طوري که کليه جامعه شناسان و روان شناسان متفق القول هستند که جوانان در سني خاص نياز به پوشيدن انواع خاصي از لباس و آرايش مو را دارند که حس خود نمايي آنان را تا حد زيادي مرتفع ساخته و از طرفي داراي رنگ هاي شاد و جذاب باشد.

 

از طرفي دين مبين اسلام نيز همواره بر آراستگي تاکيد کرده و به آن توجهات خاصي داشته است ، اما مرز بين آراستگي و آنچه به عنوان "خود نمايي غير معقول" شناخته مي شود چيست؟

 

بسياري معتقدند که معيارهاي زيبايي در قرن بيست و يکم تغيير کرده و ديگر معيارهايي که در گذشته وجود داشت، به طور کلي از ميان رفته است، به طور مثال آدمي که در 80-70 سال پيش زندگي مي کرد به مغزش هم خطور نمي کرد که روزي معيارهاي زيبايي از افراد سياه پوست يا دورگه وام گرفته شود و داشتن لبان کلفت و بزرگ، پوستان بسيار تيره که امروزه به نام پوست "برنزه" معروف است، موهاي زبر و مواج يا داشتن ابروان بسيار نازک جزو معيارهاي زيبايي باشد.

 

هر کدام از ما تمايل داريم تا ضمن آنکه از ديگران تقليد مي کنيم ، وجوه و شاخصه هاي خاص خود را نيز دارا باشيم و بر همين اساس است که مدها مدتي مورد پذيرش قرار گرفته و بعد از مدتي ديگر با اقبال عمومي مواجه نشده و به اصطلاح "دمده" مي شوند و اين اتفاق زماني مي افتد که يک مد بسيار فراگير شود. بدين ترتيب که ابتدا طرح يک لباس يا يک نوع آرايش مو و صورت به طبقات بالاي جامعه نفوذ کرده و سپس به سرعت بدل هاي آن به طبقات پايين تر مي آيد و آنگاه است که طبقه بالا براي حفظ برتري خود به يک مد جديد روي مي آورد.

ايران در حالي جشنواره مد و لباس خود را سال به سال برگزار مي کند که شبکه هاي ماهواره اي در هر 3 دقيقه به معرفي وارائه يک مد جديد مي پردازند و تنها ترکيه به عنوان يکي از کشورهاي توليد کننده مانتو، هر دو هفته بين 6 تا 7 طرح جديد را به ايران صادر مي کند.

دکتر "محمود توکلي" روانشناس، در اين باره چنين مي گويد: زيبايي در هر جامعه و در هر دوراني مورد توجه مردم است و خوب يا بد نمي توان انکار کرد که همواره يکي از امتيازات افراد به شمار مي رفته است. تا اينجا نه تنها هيچ مشکلي وجود ندارد بلکه اهميت ندادن منطقي آن به خصوص در ميان جوانان مطلوب نيست.

 اما اين مسئله آن زماني نگران کننده مي شود و حتي در بسياري از موارد شکل بيماري به خود مي گيرد که از حالت عادي خود خارج شده و تمام فکر و ذهن يک فرد را به خود معطوف کند به نحوي که در بسياري از مواقع باعث بروز انواع بيماري و ناهنجاري مي شود. براي مثال کساني که بيش از اندازه به زيبايي خود اهميت مي دهند يا دچار اعتماد به نفس کاذب مي شوند يا اينکه اعتماد به نفس خود را به شکل کامل از دست مي دهند که هر دوي اين حالات مي تواند خطر ناک باشد.

 

وي اضافه مي کند: از طرفي توجه به اين معضل سبب مي شود تا مهمترين و پر اهميت ترين مسئله در زندگي جوانان اين مسئله شده و بنابراين آنان را از بسياري از فعاليت هاي اجتماعي باز مي دارد يا آنکه باعث مي شود اگر چنانچه به فعاليت اقتصادي اي مشغول هستند نتيجه کليه فعاليت هاي خود را صرف اين امر کنند. اين مسئله دلايل گوناگوني دارد. اگر چه جوانان در تمام دنيا به اينگونه معيارها توجه دارند ، اما جواناني که در جوامع در حال گذار زندگي مي کنند، بيشتر در معرض اين مسئله قرار دارند ، به طوري که استفاده از بسياري از مارک هاي معروف به اندازه اي در اين کشورها خريدار دارد که در خود کشورهاي توليد کننده اگر به اين قيمت ها عرضه شود خريدار ندارد. براي مثال در ايران ممکن است جواني که در سطح زندگي متوسط و حتي متوسط رو به پايين قرار دارد ، مايل باشد که خود را با جديدترين معيارهاي مد و زيبايي منطبق سازد و در اين راه از هيچ کوششي حتي تحت فشار گذاشتن خود يا خانواده اش هم دريغ نمي کند.

افرادي که از اعتماد به نفس کمتري برخوردارند و علاوه بر آن هيچ مزيت فکري و عقيدتي ندارند سعي مي کنند که بسياري از ضعف هاي خود را با پوشيدن لباس ها و جواهرات گران قيمت و مد روز پنهان کنند و بدين وسيله خود را در معرض تحسين هاي ديگران قرار دهند.

روح الله صاحبي، مشاور امور فرهنگي استانداري تهران معتقد است بي توجهي و مقاومت چندين ساله در برابر جريان پوياي مد و محدوديت در تنوع رنگ ها باعث شد که زنان و نوجوانان ما به الگو برداري از منابع غير رسمي رو بياورند و مافياي مد اروپا با استفاده از اين خلاء مد غرب را با اندکي تعديل و قيمت ارزان وارد ايران کرد .

وي که از اين موضوع به عنوان "رها شدگي فرهنگي" نام مي برد و معتقد است که در ابعادي گسترده ، هويت ايراني – اسلامي را نشانه مي رود ، مي افزايد: بر همين اساس دولت چند سال است که فکر برگزاري جشنواره هايي را کرده است که در آن مدهاي ايراني- اسلامي عرضه شود و طراحان داخلي بتوانند لباس هاي خود را در معرض نمايش بگذارند.

با اين حال بسياري از تحليل گران اجتماعي و طراحان مد و لباس برگزاري اين جشنواره هاي دولتي را نا موفق ارزيابي مي کنند و معتقدند دولت با ورود نابجا به عرصه ساماندهي مد و لباس الگو برداري سطحي از نمونه هاي خارجي را به نمايش گذاشته است.

 

ايران در حالي جشنواره مد و لباس خود را سال به سال برگزار مي کند که شبکه هاي ماهواره اي در هر 3 دقيقه به معرفي وارائه يک مد جديد مي پردازند و تنها ترکيه به عنوان يکي از کشورهاي توليد کننده مانتو، هر دو هفته بين 6 تا 7 طرح جديد را به ايران صادر مي کند و در مقابل اين جريان پويا و گاه تهاجمي مد در جهان است که منتقدان حرکت طراحان دولتي جشنواره مد و لباس را لاک پشت وار و بسيار دور از نيازهاي روز جامعه ارزيابي مي کنند. بر همين اساس يکي از کارهايي که در اين راستا در حال انجام است طرح ساماندهي مد و لباس است که متولي آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است و هيات وزيران در اين راستاد مبلغ يک ميليارد ريال جهت تحقق اهداف قانون ساماندهي مد و لباس از محل اعتبار هزينه هاي پيش بيني شده قانون بودجه سال 86 کل کشور در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرارداد تا برابر قوانين و مقررات مربوط هزينه شود.

 

بعلاوه ساماندهي مد و لباس در کميسيون فرهنگي مجلس مي تواند گامي بلند براي تطابق فرهنگ ايراني با پوشش ايرانيان باشد.

کاربران عزيز تبياني : اما شايد بهترين راه براي آنکه چهره ي شهرمان با پوشش ها ي نا مطلوب وزننده خراب نشود وجوانانمان تمام فکر وذکرشان برنزه شدن امروز وسفيد شدن فردا و تغيير قيافه وسايز نباشد ، داشتن روش تربيتي در خانواده و مدرسه بهترين راه حل است. براي داشتن جواناني شاد ، توانا ، بالنده ، با اعتماد به نفس و مهم تر از همه با ايمان بايد از همان ابتداي کودکي شروع کنيم . فردا دير است .هرروزي را که ما از دست دهيم ،هستند افرادي که از غفلتمان سوء استفاده کنند و بزرگ ترين سرمايه هاي زندگي مان - فرزندانمان _ را به دنبال خواسته هايخود بکشند .

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

چگونگی طرح سوالات در جلسه خواستگار

چه سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج باید مطرح شود:

 

ما در این مقاله سعی داریم تا نحوه ساختن سئوال را در این جلسات برای شما بازگو کنیم .

در طرح سئوالات جلسه خواستگاری و شناسایی دختر و پسر، که به آن ها  کمک می کند تا نسبت به طرف مقابل شناخت عقلانی ( نه احساسی) کسب کنند شرایطی حائز اهمیت است که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو  سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرمسئله  مبهم، طرح کنیم.

2 -  سئوالات کلی برای شروع خوب است ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا نظر شما در مورد حجاب چیست؟  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟ شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟سئوالات کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد.

3 - به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساسی، فکری یا رفتاری نشان می دهند. به عنوان مثال به جای این سئوال کلی که "نظرتان در مورد حجاب چیست؟" سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟ آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟ حدود حجاب برای خانم ها چقدره؟ آیا نوع پوشش خانم در خانواده با جمع های فامیلی تفاوتی داره؟ آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟ خانم یا آقا در ارتباط با نا محرم چه حدودی را باید رعایت کنن؟

(این به شما بستگی دارد که چه سئوالهای جزئی را متناسب با احوال خود طرح کنید)

اما .... این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

 

 

مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد

 

 شغل، تحصیلات، وظایف دوستی و خانوادگی از جمله مسئولیت های فرد محسوب می شود و ما به جای سوال "آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه" ، سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم تا از میزان مسئولیت پذیری او مطلع شویم. مثل: شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟

آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به اجبار از شما می خواهند؟ رفتار همکارانتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساسی، فکری یا رفتاری نشان می دهند، بهترین مبنا برای  شناخت شخص مقابل است.

 

 ثبات فکری و احساسی فرد

شما می توانید با سوالاتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد که حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی  که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت است، مثلا ممکن است شخصی 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات است. چون چگونگی گذران عمر و ثبات در کار و زندگی برای ما مهم است)

  انعطاف پذیری

ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش است. به این سئوال توجه کنید:اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به منزل ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟

نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم است نه خود جواب. اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف است)

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف است)

در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید: باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت دارد؟ آنها چه نسبتی با ما دارند؟ ضرورت میهمانی چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب  و جوابی شبیه این: به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم، لذا تا ساعت 18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم. ( فراموش نکنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است).

نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...است. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

 تقسیم وظایف و نقش زن و مرد

شما می توانید با مثالهایی مسئولیت هایی را مطرح کنید و از او بپرسید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....

 

مسائل اقتصادی خانواده

این بند هم باید با سئوالات  جزئی همراه باشد. مثلا "میزان هزینه ای را که جهت مراسم ازدواج در نظر دارید چقدر است؟ محل مسکونی مد نظر چگونه است ، کجاست؟" و یا "درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟ "

 

میزان استقلال یا وابستگی فرد

شما با طرح سوالاتی در مورد زندگی در شهر دیگر، نوع عکس العمل در قبال نصایح دیگران، میزان معاشرت با خانواده، و دوستان می توانید در مورد استقلال شخصیت وی تصمیم بگیرید.

صفات شخصی و روانی

افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند. همچنین صفاتی مثل حسابگر (خساست) یا ولخرج بودن، اجتماعی بودن و یا منزوی و بی علاقه به تفریح،  (اهل تفکر و مطالعه بودن) و پشتکار و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

 

مسائل اعتقادی و اخلاقی

این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب بررسی کنید تا فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد.

برای مثال "آیا وجود اعتقادات دینی درون انسان کافیست یا باید حتما در رفتار نمود داشته باشد؟

آیا خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرشان اجازه بگیرند؟

در صداقت به خود چه نمره ای می دهید؟

دوستان

تحقیق در مورد دوستان فرد و شناسایی آنها ، مسائل زیادی را در مورد همسر آینده برای شما باز گو می کند.

سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)

با کدام دوست صمیمی هستید و او چه خصوصیت مثبتی دارد؟ ( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)

با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

 

بیماریهای جسمی، معلولیت ها

 این مورد باید مستقیم سئوال شود. چون برخی افراد، صداقت دارند اما ملزم به گفتن موارد سوال نشده نیستند. ( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده تان در تصمیم گیری شما موثر هست)

 

همچنین سوالاتی در مورد خانواده و کیفیت روابط اعضای خانواده و تفریحات  و سرگرمی های شخص نیز از جمله زمینه های مفید در جهت شناخت بهتر افراد است.

 

منبع: همدردی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

مجرد هاي عاشق ، بخوانند!

ازدواج ، يکي از موضوع‌هاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به ‌اين سنت الهي عمل مي‌کنند ‌، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگي‌شان جاري مي‌گردد. اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعه‌ي ما اتفاق افتاده ‌که هر شنونده‌اي را بي‌درنگ به تأمل در اين‌خصوص ، وا‌مي‌دارد. آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر مي‌کردند روزي با دنيايي از اندوه ، مي‌بايست از هم جدا شوند؟

‌با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوج‌هاي جوان که به‌ظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند ، در‌مي‌يابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبير کرده و بر‌اساس اين اشتباه ، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهن‌شان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي و عقلي آغاز نموده‌اند.

در اين مقاله سعي مي‌شود برخي از مشکل‌هاي عشق‌هاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دست‌کم افرادي که گرفتار چنين عشق‌هايي شده‌اند ، با بررسي اين نکته‌ها ، نگاه عميق‌تر و عاقلانه‌تري به موضوع ازدواج داشته باشند:

 

چهره‌هاي تکراري:

‌يکي از جذابيت‌هايي که در عشق‌هاي زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شيفته‌ي زيبايي ظاهرهم ‌مي‌شوند و با گفتن کلمه‌هاي عاطفي و عاشقانه ، تظاهر به علاقه‌مندي به خصلت‌هاي ارزشي يکديگر مي‌کنند اما بعد از گذشت مدتي از ازدواج ، با فروکش کردن هيجان‌هاي کاذب‌‌ از درون ، به سراغ ارزش‌هاي فرد مقابل مي‌روند چرا‌که در اين زمان ، چهر‌ه‌ي او ديگر عادي و شايد هم تکراري شده است و اکنون ويژگي‌هاي دروني و معنوي همسر براي‌شان مهم و جدي گشته و در صورتي‌که با نظام ارزشيِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ،‌ شروع به بهانه‌گيري و پرخاشگري مي‌کنند و زندگي را تبديل به جهنمي سوزان و پراضطراب مي‌نمايند.

يادتان باشد که‌: «چهره و ظاهرِ مورد پسند ، در ازدواج مهم است اما شرط کافي براي يک زندگيِ خوب نيست.»

‌سوء‌ظن‌هاي مکرر:

از آسيب‌هاي بسيار جدي عشق‌هاي زودگذري که منجر به ازدواج مي‌شود ‌، سوء‌ظن‌هاي مکرر در زندگي زناشويي ‌مي‌باشد. افرادي که به‌راحتي با يک لبخند و يا با يک گفت‌وگوي ساده در يک ميهماني و بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي ، دل به هم مي‌سپارند ،‌ پس از زماني اندک بعد از ازدواج ، دچار ترديد مي‌شوند که چنين فردي‌که به اين راحتي با من بناي دوستي و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد ديگري هم چنين بوده باشد و يا در آينده‌اي نزديک ، چنين رابطه‌اي را با ديگري داشته باشد. بنابراين ، مدام دچار ترديد و بدبيني نسبت به همسر شده و هميشه به ديده‌ي يک متهم به او ‌مي‌نگرد و همين سوء‌ظن‌هاي مکرر ، زندگي را آشفته و دچار بحران مي‌کند. هر چه‌قدر يک خانم در ارتباط‌ها و محاوراتش با مردان غريبه ، راحت‌تر باشد ، به همان ميزان ، ارزش و قيمتش ‌نزد آنان پايين‌تر مي‌آيد و فقط زيبايي‌هاي ظاهري آن زن براي آنان جلب توجه مي‌کند و جوهر وجودي و ارزشي آن زن ، مورد بي‌مهري قرار‌مي‌گيرد.

يادتان باشد که‌: «مردان خوب و مهربان، دنبال تشکيل خانواده با دختراني هستند که به‌راحتي در دسترس نباشند.»

‌عدم پشتوانه‌ي خانواده‌:

يکي از معضل‌هاي بيش‌تر زوج‌هايي که با عشق‌هاي خياباني ، زندگي مشترک‌ خود را آغاز مي‌کنند ‌، عدم حمايت خانواده‌هاي‌شان مي‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمايتي خود قرارداده‌اند و آرزوي يک زندگي خوب را براي فرزندان‌شان داشته‌اند ، ناگهان ‌‌با انتخابي از طرف فرزندشان مواجه مي‌شوند که شايد به هيچ‌وجه تناسبي با خانواده‌ي آنان نداشته باشد. بنابراين ، تنها با اصرار و پا‌فشاري فرزندشان ، تن به رضايت به ‌اين ازدواج مي‌دهند و گاهي هم هيچ‌و‌قت چنين ازدواجي را حتي به‌ظاهر ، تأييد نمي‌کنند.

چنين زوج‌هايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرار‌نمي‌گيرند ‌، به‌طور معمول ، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک ، دچار طوفان‌هاي شديدي در عرصه‌ي زندگي مي‌شوند و چون تکيه‌گاه محکمي ندارند ، گاهي بادبان‌هاي کشتي زندگي‌شان در اين بحران‌ها مي‌شکند و بازسازي اين بادبان شکسته ، شايد بسيار سخت و گاهي هم غير‌ممکن باشد.

جوانان عزيزتبياني ، يادتان باشد که: «خانواده ،مهم‌ترين پشتوانه‌ي يک زوج جوان در عرصه‌ي زندگي خواهد بود‌. سعي کنيد همواره از حمايت آنان در تصميم‌ها برخوردار باشيد.»

 

‌کاهش احساس‌هاي عاشقانه:

زوج‌هايي که با عشقي کاذب و بدون منطق ، زندگي مشترک خود را آغاز مي‌کنند ، به دليل طغيان بي‌اساس احساس‌‌هاي‌‌شان در ابراز علاقه در ابتداي آشنايي ، پس از ازدواج ، به‌طور طبيعي اين معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل مي‌رود و اين در حالي‌ست که انتظارها و توقع‌هاي گذشته هم‌چنان باقي‌ست و در اين شرايط ، طرفين احساس‌هاي خود را با قبل از ازدواج مقايسه کرده و دچار تناقض مي‌شوند و چنين برداشت مي‌کنند که طرف مقابل ، تمام آن‌چه را که در گذشته بيان داشته ، دروغ گفته است. در زندگي منطقي، اين نکته قابل توجه است که زوجين هر روز نسبت به يکديگر عاشق‌تر مي‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بيش‌تر و عاشقانه‌تر مي‌شود ‌، در صورتي‌که در زندگي غير‌منطقي ، زندگي روز‌به‌روز غير‌قابل‌ تحمل‌تر مي‌شود و زن و شوهر از يکديگر دورتر مي‌شوند.

 

‌به‌راحتي دل داده و به راحتي دل از دست مي‌دهند:

ازدواج‌هاي بي‌منطقي که بر پايه‌ي تدبير بنا نشده و زوجين به‌راحتي به يکديگر دل مي‌سپارند و مسير مشترک يک زندگي را آغاز مي‌کنند ، بعد از گذشت مدتي ، دچار بحران‌هاي شديد عاطفي ، روحي و خانوادگي مي‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها مي‌روند و متوجه مي‌شوند اصول مهمي در زندگي هست که مي‌بايست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. اين‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هيچ منطقي ، ساز جدايي را سر مي‌دهند و به‌راحتي دم از طلاق‌ مي‌زنند. آنان که در فاصله‌اي نه چندان دور، به‌راحتي دل به محبوب‌شان دادند ، اينک نيز به‌ همان راحتي از او مي‌گذرند و عشق خويش را در جايي ديگر جست‌وجو و به‌سادگي ، يک زندگي مشترک را نابود مي‌کنند.

 

جوانان عزيز تبياني : به‌طور حتم بايد توجه داشته باشند که زندگي مشترک‌، يک شوخي نيست و طرفين مي‌بايست با يک بررسي دقيق و مشاوره‌هاي مختلف ، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اين‌که گرفتار احساس‌هاي عاطفي با کسي شوند‌، معيارها و ويژگي‌هاي مورد‌ نظرشان را در زندگي ، مشخص و بر آن اساس ، اقدام نمايند تا لحظه‌هاي زيبايي در زندگي براي‌شان رقم بخورد.

 

با آرزوي خوشبختي براي همه‌ي دخترها‌ و پسرهاي ايراني

 

منبع: تبيان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

شخصيّت شناسي کودکان

هر پدر و مادري خواهان داشتن فرزندي بااستعدادهاي درخشان ، مستقل و درعين حال انعطاف پذير است و ازاينکه نحوة تربيت آنان نتواند درشکل دهي مؤثّر و مفيد به شخصيّت اين فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگراني مي کند . برخي از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ويژگيهاي زيستي افراد نقش بسزايي درشکل دهي شخصيّت آنان ايفا مي کند ، ليکن بسياري از والدين قادرند با درک نوع شخصيّت آنان طبيعت انان را تربيت نمايند. لذا براين باورند که والدين قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصيّت فرزندان خود را تشخيص دهند و ازاين شناخت بعنوان وسيله اي در راستاي کمک به آنان استفاده نموده ، اين کودکان را بعنوان افرادي خلّاق  و يا بعبارتي به نمونه اي سالم در نوع شخصيّتي خود مبدّل سازند .

 

انـواع شخصيّت

الف ) حسّاس : اين نوزادان ، کودکان  ويا حتّي بزرگسالان بسيار حسّاسي هستند و فطرتا گرايش زيادي به ترسو يا مضطرب بودن دارند .  اين افراد مصداق کاملي ازانسانهاي ترسو ، و خجالتي نيستند ،چرا که درخانه بر خلاف محيط هاي اجتماعي از رفتار خوبي برخوردارند . به بياني ديگر ظرفيّت آنان محدود است. در نتيجه با اين کودکان لازم است بگونه اي آرامش بخش رفتار کرده و براي آموزش رفتارهاي مطلوب به آنها ، گام به گام پيش رفت . اگر ما به يک چنين کودکي ، ازطريق ايجاد محيط پرورشي صحيح و امن کمک کنيم ، پيشرفت زيادي نشان مي دهد و اعتماد بنفس و شهامت لازم را کسب مي نمايد. ولي در مقابل اگر ما دربرابر آنان تسليم شويم ، از آنها افرادي ترسو و مضطرب با گرايش زياد به افسردگي ساخته ايم .

 

ب ) جسور و فعّال : اين کودکان نسبت به کسب درون دادهاي حسي تمايل و اشتياق زيادي نشان مي دهند و با گشتن درمحيط اطراف خود سعي در دستيابي به نکات جديد دارند . اين افراد از نظر شخصيّتي مي توانند داراي نگرشي منفي با روحيّه اي ضدّ اجتماعي باشند و يا درمقابل قادرند رشد و پيشرفت نموده به افرادي با روحيّة رهبري و کوشا در ايجاد شرايط جديد و يا سياستمداري موفّق تبديل گردند . آنان در برابر محرّکهاي محيطي حسّاسيّت بسيار کمتري نشان مي دهند امّا بايد توجّه کرد که اين امر بدليل نياز به دريافت مقادير زيادي از محرّکات است نه بدليل بي تفاوتي نسبت به تحقير و يا داشتن روحي پست . بااين تفاسير ممکن است کودکان مذکور به اشتباه پرخاشگر شناخته شوند و اگر به جاي درمان فقط بر آرام نمودن او پافشاري گردد ، قطعا با گذر زمان به فردي پرخاشگر تبديل خواهند شد . دربرخورد بااين گروه لازم است تعدادي دستور العمل را آماده نموده ، در اختيار او قراردهيم تا بداندانتظارات ما از او چيست و بايد به اين نکته توجّه شود که از تنبيه و کنار کشيدن او ازجمع خودداري نماييم ، ضروري است تا با ايجاد محيطي بالنده و مناسب به پرورش او بپردازيم .

ج ) در خود فرو رفته / کم واکنش :

اين کودکان توانايي بروز احساسات خود را ندارند و مايلند در خود فرورفته به رؤياپردازي مشغول شوند. بعلاوه دربعضي از آنان هماهنگي کمي در اندامهاي حرکتي ديده شده اصطلاحا به تنش عضلاني کم مبتلا هستند . براي جلب توجّه او لازم است با صداي کاملا بلند صحبت کرده و فعّاليّتها و حرکات بدني زيادي ضمن صحبت با او از خود نشان داد . اين گروه از کودکان در گوشه اي نشسته ، چنين وانمود مي کنند که با خود مشغول بازي هستند و تمايل زيادي نسبت به تنها ماندن و بازي هاي انفرادي نشان مي دهند. لذا چنانچه بتوانيم آنان را از عالم درونيشان بيرون بکشيم و در برخورد با ديگران فرصت فرار به آنها ندهيم ، قادر خواهيم بود افرادي بسيار خلّاق ، گرم ، دوست داشتني و بعبارتي پرورش يافته به اجتماع تحويل دهيم .

 

د ) لجوج و مخالف ( عناد ورز ) : فردي با چنين  ويژگي ،  نسبت به هر چيز ديدي مخالف و منفي داشته ، هر محرّکي که به گيرنده هاي حسي او مانند لامسه ، شنوايي و ... وارد مي آيد در ذهن او  يک تصوير بزرگ و واضحي جهت بررسي وتحليل بوجود مي آورد ، او بعنوان يک تحليلگر به بررسي هرچيز در پيرامون خود مي پردازد و تلاش زيادي براي کنترل محيط اطراف نموده ، سعي مي کند که خودش هيچگاه تحت کنترل ديگران قرار نگيرد. و اگر نتواند بر محيط پيرامون خود تسلّط لازم را پيدا کند احساس ترس  و اضطراب  بسياري به او  دست مي دهد.براي ريشه يابي اين ويژگي ، بايد توجّه داشت که علّت اصلي اين کوششها صرفا حفظ آرامش خود است و با درنظرگيري اين نکته قادر خواهيم بود به او کمک کنيم تا انعطاف پذيرتر بوده با ديگران همکاري بيشتري نشان دهد و در اين رابطه تنها نکتة کليدي آن است که بهيچ وجه با او برخوردي تند وخصمانه نداشته باشيم .  

کودکان شخصّيتي خالص و يکدست نداشته بلکه داراي  مخلوطي از انواع شخصيّتها هستند. امّا چنانچه بتوانيم اين الگوها را درک کنيم ، قادر خواهيم بود تا برخي از راه حلها را با هم ترکيب و ملحق نماييم .

 

ه ) بي دقت : اين کودکان بسيار حواسپرت هستند بطوري که حتّي در بعضي موارد راه هميشگي خود را هم گم مي کنند، ازطرفي بسياري از آنان بعنوان فردي با اختلال کمبود توجّه و تمرکز شناخته مي شوند. اين گروه از کودکان در تواناييهايي همچون طرح ريزي و انجام فعّاليّتهاي متوالي  مانند به خاطر آوردن محلّ قرار گرفتن اشيا مشکل دارند و درسنين بزرگسالي هم هيچگاه نمي توان روي آنها بعنوان يک دستيار يا همکار خوب و دقيق حساب کرد ، چرا که  مسيرهاي رسيدن به يک هدف را به خوبي دنبال نمي کنند. براي رفع مشکل اين افراد ، برخي از متخصّصين امر  توصيه مي کنند که : «ما مي توانيم با افزايش توانايي انجام فعّاليّتهاي متوالي ازطريق اجراي يک سري تمرينهاي ويژه و بدون مصرف دارو ، به آنها کمک کنيم و در نهايت چنانچه احساس نياز همچنان وجود داشت مي توان درکودکان بزرگتر ازدارو درماني تحت نظارت متخصّص مربوطه ، استفاده نمود ».

 بيش از نيمي از والدين ، متخصّصين و مربّيان هنوز بر اين باورند که کودکان بايد تابع آنان باشند بعبارتي تمامي تلاشهايي را که در راستاي تربيت آنها بکار مي برند درجهت سازگار نمودن آنان با اصول اجتماع نيست ، بلکه کودکان را بنا برسليقه و الگوهاي شخصي خودشان پرورش داده ، برهمين اصل اجتماعي مي نمايند . بهر ترتيب بايد توجّه داشت که تربيت همة کودکان با يک شيوة مشابه امکان پذير نخواهد بود و لازم است شيوة تربيتي متناسب با نوع شخصيّت هر کودک را اتّخاذ نماييم .

 

منبع: تبيان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

کشف فرمول خوشبختی در ازدواج

اگر همسران به یکدیگر لبخند می زنند، نوازش می کنند، از یکدیگر طرفداری می کنند و با لحن آرام صحبت می کنند، این نشان زندگی خوب و سعادتمند است. آمریکایی ها با همکار آلمانی خود موافقند که در ازای هر حرف منفی و یا گوشزد و یا حتی ژست ناراحت کننده، باید حداقل 5 کار مثبت انجام داد.

 

دانشمندان و روانشناسان بسیاری از کشورها در تلاش هستند که فرمول تشکیل خانواده موفق و سعادت خانوادگی را تنظیم کنند. تا کنون سه فرمول مختلف لهستانی، آلمانی و آمریکایی ارائه شده اند:

لهستان: "بوگوسلاو پولوفسکی" تاکید می کند که برای ازدواج خوشبخت و بدون طلاق، تنها لازم است که مرد 1.09 برابر قدبلندتر از زن باشد. در تحقیقات انجام شده توسط این دکتر، 600 زن در سنین 19-50 و همسران آنها شرکت داشتند. دانشمند لهستانی با اندازه گیری قد آنها به این نتیجه رسید که فرد بطور ناخودآگاه همسری با چنین مختصاتی برای خود بر می گزیند و چنین پیوندهایی خوشبختی می آورند.

آلمان: فرمول آلمانی برای تشکیل خانواده موفق به شکل "1:5" است، یعنی به ازای هر 1 گوشزد به همسر، 5 بار باید از او تعریف کرد. دکتر "هانس ورنر بیرهوف" یقین دارد که تعریف از همسر سبب تحکیم روابط شده و زندگی را رمانتیک ساخته و اجازه نمی دهد که شور و عشق فروکش کند. زندگی پر از رویدادهای غیر منتظره است که گاهی خوشآیند نیستند، اما دقت در روابط و توجه به همسر و قدردانی از همه کارهای خوب هیچ گاه نباید از بین برود.

آمریکا: فرمول آمریکایی ها با دقت 94% تعیین می کند که کدام زوج ها خوشبخت خواهند بود. دانشمندان آنسوی آب معتقدند که مسئله اصلی در ازدواج، روابط عاطفی و توان حل درست و سازنده دعواهای خانوادگی است. برای این کار کافی است که چند دقیقه تماشا کرد که اختلافات چگونه حل می شوند. اگر در صحبت ها لحن خشمگین، تهدید و ناسزاگویی دیده شود، بدین معناست که این زوج نمی تواند زندگی خوشبختی داشته باشد. و برعکس، اگر همسران به یکدیگر لبخند می زنند، نوازش می کنند، از یکدیگر طرفداری می کنند و با لحن آرام صحبت می کنند، این نشان زندگی خوب و سعادتمند است. آمریکایی ها با همکار آلمانی خود موافقند که در ازای هر حرف منفی و یا گوشزد و یا حتی ژست ناراحت کننده، باید حداقل 5 کار مثبت انجام داد.

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

والدين موفق چگونه هستند؟

تربیت به معنی تعلیم دادن وپروراندن است. وقتی فرزندان خود را تربیت می کنید، به آنها می آموزید چگونه رفتار نمایند. یعنی شما با قانون گذاری و اعمال انضباط به آنها کمک می کنید تا تکلیف خود را بدانند. این مساله احساس امنیت و آرامش خاطر آنان را افزایش می دهد، کودکان دوست دارند احساس کنند والدینشان از آنان راضی هستند. كودک بدون مشکل وجود ندارد ولی مشکلات کودکان قابل درمان است. نکته مهم نحوه برقراری اصول تربیتی است. چناچه اصول تربیت اشتباه باشد یا با خشونت و بی تفاوتی ارایه شود، کودک آن را نمی پذیرد. یک خانواده خوب باید بتواند تربیت و انضباط را به نحوه شایسته ای برقرار نماید.

 

اگر والدین از روش های صحیح تربیتی آگاه باشند، باتمرین و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزایش خواهد یافت ودرتربیت فرزندشان موفق تر خواهند بود. اصول تربيتي زير را به ياد داشته باشيد:

 

درکوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید * توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرید * در هرزمان تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید * با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید * اهدافی را که در نظر دارید، بانیازهای کودکتان منطبق نمایید * مادران ، پدران ، لطفا هماهنگ عمل کنید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  | 

عدم توجه به فرصت هاي فراغتي

بی‌توجهی‌ به‌ نیازهای‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ آثار سوء و زیانباری ‌بر پیكره‌ جامعه‌ بر جای‌ می‌گذارد كه‌ مهمترین‌ آنها عبارت‌اند از:

 

انحرافات‌ و بزهكاری‌ در بین‌ جوانان‌: فقدان‌ آگاهی‌ والدین‌، و نبود امكانات‌ تفریحی‌ وفراغتی‌ مناسب‌ باعث‌ می‌شود كه‌ بسیاری‌ از جوانان‌ نیازهای‌ خود را ازطریق‌ مجاری‌ خلاف‌ و غیر مجاز تأمین‌ و برآورده‌ نمایند.

 

توقف‌ رشد و بالندگی‌ در جوانان: گذران‌ صحیح‌ اوقات ‌فراغت‌ از ویژگیهای‌ حیات‌ سالم‌ یك‌ جوان‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ غریزی ‌در سرشت‌ او نهاده‌ شده‌ است‌ و خود عامل‌ و انگیزه‌ای‌ برای‌ رشد وتعالی‌ و سلامت‌ و نشاط در وی‌ می‌باشد. در قرن‌ حاضر، جوانان‌ بیش‌ از همیشه‌ به‌ خوب‌ زیستن‌ و داشتن‌سلامت‌ جسمی‌ و روحی‌ نیازمندند.

 

عدم‌ احساس‌ تعلق‌ به‌ نظام‌ و از دست‌ دادن‌ هویت‌ اجتماعی:  بدیهی‌ است‌ كه‌ تقویت‌ هویت‌ اجتماعی‌ جوانان‌ موجب‌ تضعیف‌رفتارهای‌ ضد اجتماعی‌ می‌شود.

هموار شدن‌ زمینه‌ بی‌هویتی‌ در جوانان: بی‌توجهی‌، بی‌تفاوتی‌ و عدم‌ احساس‌ مسؤولیت‌ نهادهای‌ حكومتی ‌و خانواده‌ نسبت‌ به‌ نیازهای‌ فراغتی‌ جوانان‌ موجب‌ می‌شود كه‌ آنان ‌چنین‌ احساس‌ كنند كه‌ مسائل‌شان‌ درك‌ نمی‌شود و جامعه‌ نسبت‌ به‌ آنان ‌بیگانه‌ است‌.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مدیر نشریه  |