بناي تاريخي زيارتي قدمگاه نيشابور
موقعیت جغرافیایی بنا
شهر قدمگاه در 24کیلومتری شهر نیشابور ودر مسیر جاده ی نیشابور-مسهد با عرض جغرافیایی 06/36 وطول جغرافیایی 03/59 و در ارتفاع 1320 متری از سطح دریا واقع شده است. این شهر در پای کوه کم ارتفاع ودر فاصله 5کیلومتری از رشته کوههای بینالود وتقریبا در میان دشت نیشابور قرار دارد.این شهر از امتیاز موقعیت مناسب خود در همجواری با راه های ارتباطی در کنار سایر عوامل دیگربه خوبی استفاده کرده واز انها در جهت توسعه و ابادانی خود بهره گرفته است.در اینده نیز این عامل در توسعه این شهر نقش دارد.
تاریخچه بنا
این بنا در دوره صفویه به دستوره شاه اسماعیل اول (حدود سال 1020ه.ق)بجای بنای قدیمی تری ساخته شده است.با توجه به کتیبه ی کاشیکاری گنبد به نظر می رسد کار تزیینات و یا تعمیرات بنا در دوره شاه سلیمان صفوی به پایان رسیده است.توسعه و ابادانی قدمگاه از اوایل قرن 11 در دوران حکومت صفوی وبا ساختن بنای قدمگاه شکل واقعی ان شروع شده به طوری که تا قبل از این زمان مردم این ابادی در قلعه بسیار قدیمی با برج های در چهار طرف ان که بر روی تپه مشرف به عمارت قدمگاه ساخته شده زندگی می کردند.در حال حاضر محل سکونت بعضی از اهالی است.
بقعه قدمگاه
بنای قدمگاه همانند بقعه خواجه ربیع و گنبد سبز در مشهد که اندکی بعد از بقعه قدمگاه ساخته شده اند با طراحی هشت ضلعی ساخته شده ودارای چهار ایوان بلند در اضلاع اصلی و غرفه های دو طبقه در اضلاع فرعی است.فضای میانی بنا با گنبد خوش طرحی پوشانده شده است. مساحت زیر بنای قدمگاه 154 متر مربع و محیط گنبد ان 50/52 متر است.
بنا مزین به تزیینات کاشیکاری نقاشی های روی گچ و کتیبه های مختلف است. مدخل اصلی بنا در ضلع شرقی قرار گرفته و دارای مقرنس گچی بسیار زیبایی است.ارتفاع
ایوان این ضلع50/9 متر می باشد. اندازه ایوان تا ارتفاع 142سانتی متر کاشیکاری شده که مربوط به دوره های اخیر است. بالای ازاره کاشی در اصل نقاشی روی کچ بوده که تقریبا همگی از میان رفته اند. همچنین در این ایوان کتیبه گچی و برجسته به خط نستعلیق وجود داشته که ان هم در جریان تعمیرات دوره های بعد از بین رفته است. در طرف راست اسپر ایوان و نزدیک به کف قطعه سنگ سیاه رنگی به دیوار نصب شده که بر ان یک بیت شعر به تاریخ 1159 ه.ق حک شده است. جرزهای اطراف ایوان و نیز دیواره های بیرونی بنا در اصل با کاشیهای معرق مزین بوده که در تعمیرات دوره های بعد بخشهایی از ان با کاشیهای خشتی جایگزین شده است. ازاره فضای داخلی بقعه کاشیکاری نسبتا جدیدی دارد و بالای این ازاره کتیبه گچی و کمربندی بنا قرار گرفته است. این کتیبه که حاوی سوره جمعه می باشد به خط زیبای ثلث سفید در زمینه لاجوردی و توسط "محمد حسین عنایت اله المشهدی" اجرا شده است. بعد از این کتیبه تمام سطوح داخلی بنا با نقاشی های روی گچ زیبای دوره صفویه مزین شده است. با گذشت زمان بخشی از نقاشیها اسیب دیده یا از میان رفته است. در بالای هریک از چهار ورودی بنا پنجرهای الت کاری شده قرار داده اند. در داخل بنا شمعدان برنجی بزرگی از دوره صفئیه بر جای مانده است.پوشش گنبدی بنا دارای کاشیکاری با نقوش هندسی و در ساقه کتیبه کمربندی و قرآنی (سوره فتح) به خط ثلث است. در این کتیبه و به موازات بنا نام شاه سلیمان صفوی به خط ثلث زرد قرار دارد.
باغ قدمگاه
باغ قدمگاه در دامنه تپه ای واقع شده و مشتمل بر چهار سطح وکف می باشد. در سال 1020ه.ق این باغ همراه با بقعه طراحی شده است این باغ بیش از 400سال قدمت دارد و از بهترین باغهای عهد صفوی و بسیار مزین و در نوع خود بسیار معتبر می با شد . به نظر می رسد به خاطر عدم مراقبت صحیح از درختان ان در گذشته اشجار اولیه و قدیمی ان که شامل درختان چنار و کاج بوده از بین رفته است و در حال حاضر فقط آثاری از تنهی ان درختان قدیمی و کهنسال چنین بر می اید که دارای عمر بالایی می باشد و اکنون باغ مجددا دلپسندگی اولیه ی خود را باز یافته است. تنه ی درخت چنار قدیمی از عهد صفوی و ایوان کریاس ورودی که پشت چنار قدیمی دیده می شود از راه شوسه ی قدیم نیشابور به مشهد که 200متر به سمت شمال حرکت کنیم به اولین طبقه ی باغ قدمگاه می رسیم که کف این قسمت از باغ دو متر از فضای جلوی ان بلند تر است. در طرف راست از طبقه ی اول باغ چند غرفه ی اجری برای زائران ساخته شده است که زائران در ان منزل می کردند. طبقات مختلف باغ بوسیله دیوار های اجری از سایر طبقات ان جدا شده است و هر سطح بالاتر از سطح دیگر قرار دارد و این سطوح توسط چند پله اجری به یکدیگر راه دارد. در طول باغ مجرای ابی در ان جریان دارد اب این مجرا از اب چشمه ای که در کنار بقعه قرار دارد تامین می شود .
کاروانسرای قدمگاه
در محوطه ی جنوبی قدمگاه کاروانسرایی به چشم می خورد در کاروانسرا کتیبه ی که تاریخ بنای ان را مشخص کند وجود ندارد. ولی با توجه به سدر رفیع سبک بنای ان شبیه کاروانسراهایی است که در دوران صفوی در سرتاسر نقاط و شاهراه های ایران برپا گردید. ولی با توجه به تفاوتهایی که بین این بنا و بناهای صفوی که در نزدیکی ان در مسیر نیشابور (کاروانسرای شاه عباسی)و سبزوار قرار دارد که از جمله این تفاوتها می توان به عدم وجود هشتی ورودی با پلان هشت ضلعی عدم رعایت اسلوب ثابت در ساخت بنا در اجرای صحیح ساختار و رعایت عرض و طول و ارتفاع تقریبا ثابت تعبیه طاقچه های هم اندازه و هم شکل و... که عمدتا از ظرفیت و اصول ثابت معماری دوره صفوی هستند وقف نامه ی در اداره اوقاف نیشابور وجود داردکه البته در صحت و سقم ان کارشناسان به نتیجه قاطعی نرسیده اند.ساخت این بنا را به یک خیر نسبت می دهند که هم عصر با قاجاریان بوده.بنای کاروانسرا اجری بوده. قدمگاه دارای دو کاروانسرا بوده که یکی از انها را خراب کرده و بجای ان بهداری قدمگاه را در محل کاروانسرا ساختند.
قنات های قدمگاه
آبادی قدمگاه دارای چهار قنات مستقل به نام های" مهلبی – ابوالفارسی- و اسپریس می باشد که 500 هکتار زمین آبادی را ابیاری می کند از یک طرف با توصیه ی قدمگاه بعد از دوره ی صفوی وبا افزایش حجم مسافرانی که در این محل اقامت می کردند نیاز هرچه بیشتر این مکان به اب به توسغه ی این قنات ها منجر شده است. از طرفی دیگر با افزایش مبادله و داد و ستد محصولات کشاورزی به توسعه ی قنات ها در این آبادی رقم زده است.
علاوه بر قنات های مزبور قنات دیگری به نام قنات حاج آخوند بوده است. که این قنات در سال های اخیر به دلیل عدم رسیدگی و لایه روبی به موقع خشک شده است.
حمام و آب انبار قدمگاه
در کنار سایر آثار موجود در مجموعه ی عمارت قدمگاه حمام و آب انباری وجود دارد. که در کنار سایر بناها مجموعه ی کاملی را به وجود بیاورد. با ساخت کاروانسرا امکان اقامت مسافرین در این محل نیاز به حمام و امکانات بهداشتی پیش از گذشته احساس می شد. آب این حمام از چشمه ای موجود در داخل باغ تامین می شده است. آب انبار نیز با توجه به افزایش نیاز مسافران و اهالی به اب در بعضی از ماههای سال احداث شده است که از اب چشمه موجود در داخل باغ ویا احتمالا قنات حاج اخوند جهت پر گردن اب انبار استفاده می شده است و در مواقعی از سال که اب کاهش می یافته اب موجود را در اب انبار ذخیره می کرده اند تا در مواقع مورد نیاز از ان استفاده کنند.از این دو بنا در حل حاضر استفاده نمی شود.
وجه تسمیه قدمگاه
در ارتباط با وجه تسمیه قدمگاه این چنین عنوان شده که در منابع مختلف عناوین متفاوتی ذکر شده است. از ان جمله یاقوت اموی در کتاب معجم البلدان این مکان را به عنوان قلعه سرخ ذکر کرده و همچنین شیخ صدوق واژه حمراء یا سرخک را برای این مکان به کار برده. یکی دیگر از نام های این مکان اسپریس عنوان شده اسپریس نام یکی از چهار قناتی است که ذکر شد.گفته می شود که این نام نام اصلی این ابادی بوده است. در اوایل قرن یازدهم در دوران حکومت صفویه که بنای قدمگاه ساخته شده این محل نام قدمگاه را به خود گرفته است. در سال دویست هجری که امام از مدینه عازم مرو بودند از این مکان عبور کرده و در چشمه ی مجاور بقعه وضو ساخته و پای مبارکشان را بر روی سنگ مذکور نهاده اند و در محل بقعه ی فعلی نماز گذارده و در این آبادی اثر قدوم حضرت بر روی سنگ ظاهر شده است.
اثرات اعتقادات ایدئولوژی در توسعه ی توریسم فرهنگی
مجموعه فرهنگی هنری مذهبی قدمگاه در کنار سایر ویژگی های خود اکنون به یک جاذبه فرهنگی تبدیل شده است و علاقه مندان خاص خود را دارد که به طور متوسط هر ساله قریب به یک میلیون نفر گردشگر و زائر از این مجموعه دیدن می کنند. ٪50 از این بازدید کنندگان در سه ماهه ی فصل تابستان از این مجموعه دیدن می کنند. ٪20 تا ٪30 از بازدیدکنندگان را گردشگران را گردشگران خارجی از کشورهایی همچون عراق-بحرین-قطر-کویت-لبنان-سوریه-هند-پاکستان وکشورهای آسیای میانه تشکیل می دهد.اکثرا در قدمگاه اقامتی کوتاه دارند.به این دلیل تاکنون بناها و اماکن اقامتی احداث نشده است.

در
اکتبر 1971 محمدرضا پهلوی ضیافتی ترتیب داد که از همه مهمانی ها برتر بود.
او از تمام رهبران جهان دعوت کرد. البته همه نیامدند و بسیاری از کسانی که
شرکت کردند بیشتر نمادهای قدرت بودند تا واقعیت آن.
پادشاه
و ملکه دانمارک نیز جزو مدعوین بودند. و همچنین پادشاهان اردن و بلژیک و
پادشاه سابق یونان. ملکه انگلستان در جشن شرکت نکرد و به جای خود شوهرش
پرنس فیلیپ و دخترش پرنسس آن را فرستاد. پرنس برنهارد از هلند نمایندگی
همسرش ملکه ژولیانا را بر عهده داشت. شاید نومید کننده ترین خبر برای شاه
این بود که پرزیدنت نیکلسون در جشن شرکت نمی کند. (خانم نیکلسون رییس
افتخاری کمیته آمریکایی برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود.) اسپیرو
اگنیو معاون رییس جمهوری نمایندگی ایالات متحده را بر عهده داشت و از نظر
تقدم، کلیه مدعوین به استثنای سفیر پکن بر او برتری داشتند.
غذاهای
ضیافت تخت جمشید را اصولا رستوران ماکسیم تهیه کرد ولی چندین موسسه عمده
فرانسوی و سوییسی به آن کمک کردند. از یک سال پیش که وزارت دربار ماکسیم
را برای برگزاری این ضیافت بزرگ برای یکصد مهمان در وسط بیابان در نظر
گرفته بود، موسسه مزبور مشغول تمرین و تدارک بود. آقای لویی ودابل رییس
ماکسیم شخصا بر این کار نظارت می کرد و به این مناسبت یک بشقاب جدید و
بسیار عالی محتوی خاویار و تخم بلدرچین آب پز اختراع کرد. متاسفانه شاه
هیچ وقت لب به خاویار نمی زد. بنابراین هیچ کس دیگری نمی توانست از آن
بخورد. این بود که ماکسیم مال اندیشی کرد و در شب مهمانی چند تره فرنگی
مخصوص سوپ را در برابر شاه گذاشت. او مشغول خوردن شد و هر کسی توانست غذای
خودش را بخورد. "بشقاب" مهمانان تکرار شد و این بار شاه یک آرتیشو خورد.
تنها غذای ایرانی که در صورت غذا وجود داشت خاویار بود؛ مابقی را تقریبا
یکسره از فرانسه آورده بودند. صورت غذای ضیافت شام اصلی با مرکب سیاه روی
صفحات پوست آهو نقش شده و با یک ریسمان تابیده طلایی به صورت یک کتاب کوچک
با جلد ابریشمی آبی و طلایی صحافی شده بود. پس از تخم بلدرچین با مروارید
دریای خزر، غذای بعدی پاته دم خرچنگ با سس نانتوا بود بود. غذای اصلی
خوراک پشت مازوی بره سرخ شده در روغن خودش بود که درون آن را با سبزی های
خوشبو انباشته بودند. برای تازه کردن گلوی مهمانان شربت یا شامپانی کهنه
فرانسوی (موئت 1911) می آوردند. آنگاه خوراک طاووس به سبک شاهنشاهی با
سالاد مخلوط طبق سلیقه آلکساندر دوما صرف شد. به عنوان دسر بشقاب انجیر به
شکل حلقوی که درون آن تمشک با پورتو انباشته بودند آوردند. و در پایان
قهوه موکا.
پس
از ضیافت شام، عده دیگری از کارشناسان فرانسوی نمایش نور و صدا و مراسم
آتشبازی برپا کرده بودند. ضمنا هنرمندان فرانسوی در اختراع اونیفورمهای
"اصیل" سربازان ایرانی چند قرن پیش همکاری کرده بودند تا بتوانند روز بعد
از برابر مهمانان رژه بروند. بعد از ظهر فردا مهمانان با در دست داشتن
قمقمه های آب یخ بر قالیچه های جایگاه نشستند و به تماشای رویای ناتمام
شاه از تاریخ ایران پرداختند.