X
تبلیغات
خرید کارت شارژ با 10 درصد تخفیف
 ايان‌ باربور
 ‌ترجمه: پيروز فطورچي‌
 
 
 
اهميت‌ تاريخي‌ و معاصر فيزيك، بسيار است‌ زيرا بسياري‌ از مسلمات‌ آن‌ توسط‌ علوم‌ اخذ شده‌ و تأثير زيادي‌ نيز بر فلسفه‌ و الهيات‌ نهاده‌ است. در فيزيك‌ نيوتني، سه‌ فرض‌ اصالت‌ واقع، موجبيت‌ و تحويل‌گرايي، پذيرفته‌ شده‌ بود كه‌ هر سه‌ فرض‌ از ناحيه‌ فيزيك‌ قرن‌ بيستم‌ و به‌ ويژه‌ نظريه‌ كوانتوم‌ مورد معارضه‌ قرار گرفت. اين‌ بدان‌ دليل‌ بود كه‌ جهان‌ اتمي‌ بر وفق‌ مفاهيم‌ فيزيك‌ كلاسيك‌ و پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير، توضيح‌دادني‌ نبود. دربارة‌ ارتباط‌ مفاهيم‌ فيزيك‌ كوانتومي‌ با واقعيت‌ جهان‌ و نيز جايگاه‌ نظريه‌ها در علم، ديدگاههاي‌ اصالت‌ واقع‌ كلاسيك، ابزارانگاري‌ و اصالت‌ واقع‌ نقادانه، تعبير و تفسيرهاي‌ گوناگوني‌ را ارائه‌ داده‌اند. در اين‌ نوشتار، «ايان‌ باربور» همچون‌ ديگر طرفداران‌ اصالت‌ واقع‌نقادانه‌ قايل‌ است‌ كه‌ براساس‌ نظريه‌ كوانتوم، مشاهده‌گر همواره‌ در روند مشاهده، شريك‌ و سهيم‌ است‌ و مرز قاطعي‌ ميان‌ مشاهده‌گر و شي‌ مشاهده‌ شده‌ وجود ندارد. وي‌ به‌ كارگيري‌ ايدة‌ مُكمليت‌ درباره‌ علم‌ و دين‌ را نقد مي‌كند.

فيزيك، مطالعة‌ ساختارها و فرآيندهاي‌ اساسي‌ تغيير و تحول‌ در ماده‌ و انرژي‌ است. از آنجا كه‌ فيزيك‌ با پايين‌ترين‌ سطوح‌ سازمان، سر و كار دارد و دقيق‌ترين‌ معادله‌هاي‌ رياضي‌ را به‌ كار مي‌گيرد، به‌نظر مي‌رسد در مقايسه‌ با ساير علوم، از مسائل‌ مورد علاقة‌ دين‌ دربارة‌ حيات، ذهن‌ و هستي‌ انسان‌ دورتر باشد، اما اهميت‌ تاريخي‌ و معاصر فيزيك‌ بسيار است. زيرا فيزيك، اولين‌ علم‌ دقيق‌ و سيستماتيك‌ [= منظم] به‌ شمار مي‌آيد و بسياري‌ از مسلمات‌ آن، توسط‌ علوم‌ اخذ شده‌ است. روش‌هاي‌ فيزيك‌ به‌مثابة‌ سرمشقهاي‌ مطلوبي‌ براي‌ علوم‌ ديگر مدنظر بوده‌ است. همچنين‌ فيزيك‌ تأثير زيادي‌ بر فلسفه‌ و الهيات‌ نهاده‌ است.
از اين‌ گذشته، اگرچه‌ فيزيكدانان‌ فقط‌ موجودات‌ فاقد حيات‌ را مطالعه‌ مي‌كنند، ولي‌ امروزه‌ نگاه‌ آنها متوجه‌ موجوداتي‌ است‌ كه‌ به‌ قلمروهايي‌ گوناگون‌ دارند: از «كوارك‌ها»(48) و «اتم‌ها» تا «كريستال‌هاي‌ جامد»، «سياره‌ها» و «كهكشان‌ها» - و از جمله، شالودة‌ فيزيكي‌ ارگانيزم‌هاي‌ زنده. هم‌اكنون‌ در حوزة‌ فيزيك، ما با مسائلي‌ دربارة‌ «مشاهده‌گر و مشاهده‌شده»،(49) «تصادف‌ و قانون»(50) و «اجزا و كل‌ها»(51) مواجه‌ايم.
در قرن‌ بيستم، سه‌ فرض‌ مسلم‌ و پذيرفته‌شدة‌ فيزيك‌ نيوتني‌ مورد ترديد قرار گرفته‌ است:
1. معرفت‌شناسي(52) نيوتني، رئاليستي‌ [واقع‌گرايانه] بود. همه‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ نظريه‌ها، جهان‌ را چنانكه‌ في‌ نفسه‌ هست‌ به‌ گونه‌اي‌ بركنار و مستقل‌ از «مشاهده‌گر» توضيح‌ مي‌دهند. فضا و زمان، چارچوبهايي‌ مطلق‌ انگاشته‌ مي‌شد كه‌ درون‌ آنها تمام‌ رويدادها بدون‌ ارجاع‌ به‌ مشاهده‌گر، گنجانده(53) شده‌ است. «كيفيات‌ اوليه»(54) مانند «جرم»(55) و «سرعت»(56) كه‌ با زبان‌ رياضي‌ قابل‌ بيان‌ است، ويژگيهاي‌ عيني(57) جهان‌ واقعي‌ محسوب‌ مي‌شد.
2. فيزيك‌ نيوتني، نظرگاه‌ موحبيتي‌ داشت. اصولاً‌ چنين‌ تلقي‌ مي‌شد كه‌ آيندة‌ هر سيستم‌ از مادة‌ متحرك‌ را از روي‌ شناخت‌ دقيق‌ وضعيت‌ حاضر آن‌ مي‌توان‌ پيش‌بيني‌ كرد. به‌نظر مي‌آمد تمام‌ جهان، از كوچكترين‌ ذرات‌ تا دورترين‌ سياره‌ زير نفوذ و سيطرة‌ قوانيني‌ تغييرناپذير و يكسانند.
3. ديدگاه‌ نيوتني‌ در اين‌ برداشت‌ كه: رفتار كوچكترين‌ «اجزا»، يعني‌ ذرات‌ سازنده، تعيين‌كنندة‌ رفتار «كل» است، نگرشي‌ تحويل‌گرايانه(58) بود. براساس‌ اين‌ نگرش، «تغيير و تحول»، عبارت‌ است‌ از بازآرايي‌ اجزا كه‌ خود آن‌ اجزا بدون‌ تغيير باقي‌ مي‌مانند. در اينجا از طبيعت، تصويري‌ جذاب‌ و مقتدر، بسان‌ ماشيني‌ قانونمند، ترسيم‌ مي‌شد؛ تصويري‌ كه‌ رشد علم‌ و انديشة‌ غرب‌ را بشدت‌ متأثر ساخت. اين‌ ديدگاه‌ كه‌ به‌ جهان‌ همچون‌ مكانيسم‌ يك‌ ساعت‌ مي‌نگريست، به‌ نگرشي‌ «دئيستي»(59) [= خداباوري‌ طبيعي] دربارة‌ خداوند منجر شد كه‌ او را ساعت‌سازي‌ مي‌دانست‌ كه‌ ساز و كار جهان‌ را طرح‌ و سپس‌ آن‌ را به‌ حال‌ خود رها كرده‌ است.
قرن‌ هيجدهم‌ شاهد گسترش‌ بيشتر مكانيك‌ نيوتني‌ بود. در فيزيك‌ قرن‌ نوزدهم‌ انواع‌ نويني‌ از طرحهاي‌ مفهومي،(60) از جمله‌ «نظرية‌ الكترو مغناطيس»(61) و «نظرية‌ جنبشي‌ گازها»(62) ارائه‌ شده‌ بود، ولي‌ فرضيه‌هاي‌ اساسي‌ مذكور بدون‌ تغيير باقي‌ ماندند. چنين‌ به‌نظر مي‌آمد كه‌ تمامي‌ قوانين، نه‌ از نظر مكانيك‌ ذرات، لااقل‌ از نظر قوانين‌ حاكم، بر چند نوع‌ از ذرات‌ و ميدانها دست‌ يافتني‌ است. در نظرية‌ جنبشي‌ و ترموديناميك(63)، رفتار گازها براساس‌ احتمال‌ تشريح‌ مي‌شد، ولي‌ اين‌ شيوه‌ را فقط‌ تسهيلي‌ براي‌ امر محاسبه‌ قلمداد مي‌كردند. همه‌ بر آن‌ بودند كه‌ حركت‌ تمامي‌ مولكول‌هاي‌ گاز، دقيقاً‌ با قوانين‌ مكانيكي‌ معين‌ شده‌ است، ولي‌ چون‌ محاسبة‌ اين‌ حركات‌ بسيار دشوار و پيچيده‌ است، ما مي‌توانيم‌ از قوانين‌ آماري‌ براي‌ پيش‌بيني‌ رفتار ميانگين‌ گروههاي‌ عظيم‌ مولكول‌ها استفاده‌ كنيم.
هر سه‌ فرض‌ مذكور - يعني‌ «اصالت‌ واقع‌ [رئاليسم]»، «موجبيت» و «تحويل‌ گرايي» - از ناحية‌ فيزيك‌ قرن‌ بيستم‌ مورد معارضه‌ قرار گرفته‌ است. تغييرهاي‌ رخ‌داده‌ در مفاهيم‌ و مسلمات، آن‌چنان‌ عظيم‌ بود كه‌ تعجبي‌ ندارد اگر «كوهن» آن‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌اي‌ بارز از يك‌ انقلاب‌ عظيم‌ و يك‌ تغيير «سرمشق» به‌ كار ببرد. در اينجا نظرية‌ «كوانتوم» را بررسي‌ مي‌كنيم.
 
‌            ‌نظرية‌ كوانتوم‌
مدلهاي‌ مربوط‌ به‌ «ذره» نظير مدل‌ «توپ‌ بيليارد»، بر فيزيك‌ كلاسيك‌ ماده، حاكم‌ بوده‌ است. در قرن‌ نوزدهم، نظريه‌پردازان‌ براي‌ تشريح‌ گروه‌ متفاوتي‌ از پديده‌ها كه‌ متضمن‌ «نور» و «الكترو مغناطيس» بودند، از مدل‌ اساسي‌ ديگري‌ استفاده‌ كردند كه‌ عبارت‌ بود از: [انتشار] امواج‌ در «محيطهاي‌ ميانجي‌ پيوسته».(64) ولي‌ در اوايل‌ قرن‌ حاضر به‌نظر مي‌رسيد كه‌ چند آزمايش‌ حيرت‌انگيز، استفاده‌ از هر دو مدل‌ «موج» و «ذره» را براي‌ هر دو نوع‌ از پديده‌ها ايجاب‌ مي‌كند. از يك‌طرف، معادلة‌ اينشتين‌ دربارة‌ اثر فتوالكتريك(65) و كار «كامپتون» بر روي‌ پراكندگي‌ فوتون(66) نشان‌ داد كه‌ نور در بسته‌هاي‌ مجزا و منفصل، با انرژي‌ و اندازة‌ حركت‌ معين، گسيل‌ مي‌گردد و بسيار شبيه‌ به‌ جرياني‌ از ذرات‌ عمل‌ مي‌كند، و از طرف‌ ديگر و در مقابل‌ آن، الكترون‌ها كه‌ همواره‌ به‌صورت‌ «ذرات» تصوير مي‌شدند، آثار تداخلِ‌ انتشار را كه‌ از ويژگيهاي‌ امواج‌ است، از خود نشان‌ دادند. امواج، پيوسته‌ و گسترده‌اند و به‌موجب‌ «فاز»(67) بر يكديگر تأثير متقابل‌ دارند؛ اما ذرات، گسسته‌ و به‌ مكاني‌ خاص‌ محدودند و تأثير متقابل‌ آنها براساس‌ «اندازة‌ حركت»(68) است. به‌نظر مي‌رسد هيچ‌ راهي‌ براي‌ تلفيق‌ اين‌ دو مدل، در مدل‌ واحد، وجود ندارد. [1]
از باب‌ نمونه، فرض‌ كنيد يك‌ دسته‌ از الكترون‌ها به‌ سمت‌ دو شكاف‌ موازي‌ كه‌ در يك‌ پردة‌ فلزي‌ قرار دارند، گسيل‌ شده‌اند و با يك‌ صفحة‌ عكاسي‌ كه‌ چند سانتيمتر پشت‌ پرده‌ قرار داده‌ شده، برخورد مي‌كنند. هر الكترون‌ به‌صورت‌ يك‌ نقطه‌ ريز بر روي‌ فيلم‌ ثبت‌ مي‌شود و به‌ مثابة‌ ذره‌اي‌ كه‌ به‌ آنجا رسيده‌ باشد به‌نظر مي‌آيد و چنانچه‌ «بار» و «جرم» الكترون‌ تقسيم‌ناپذير باشد، قاعدتاً‌ احتمال‌ مي‌رود فقط‌ از يكي‌ از دو شكاف‌ عبور كرده‌ باشد. با وجود اين، نقاطي‌ كه‌ بر روي‌ فيلم‌ مي‌افتد، الگويي‌ تداخلي‌ را از نوارهاي‌ موازي، نشان‌ مي‌دهند كه‌ تنها در صورتي‌ توضيح‌ دادني‌ است‌ كه‌ فرض‌ شود يك‌ «موج» از دو شكاف‌ عبور كرده‌ است‌ و همين‌ دوگانگي‌ موج‌ - ذره، در سرتاسر فيزيك‌ اتمي‌ يافت‌ مي‌شود، ولي‌ يك‌ فرماليزم‌ وحداني‌ رياضي‌ مي‌تواند به‌وجود آيد كه‌ امكان‌ پيش‌بيني‌ رويدادهاي‌ مشاهده‌شده‌ را به‌صورت‌ آماري‌ فراهم‌ آورد. اين‌ فرماليزم‌ رياضي، «توابع‌ موج»(69) را براي‌ آميزه‌اي‌ از امكانها يعني‌ «تركيبي‌ از حالتها»(70) به‌ دست‌ مي‌دهد. مي‌توان‌ احتمال‌ برخورد يك‌ الكترون‌ را به‌ هر نقطة‌ مفروض، محاسبه‌ كرد. اما در «توزيع‌ احتمال»(71) مورد محاسبه، نقطة‌ دقيقي‌ كه‌ يك‌ الكترون‌ خاص‌ به‌ آن‌ اصابت‌ خواهد نمود، قابل‌ پيش‌بيني‌ نيست.
به‌ همين‌ ترتيب‌ در نظرية‌ كوانتوم، هيچ‌ مدل‌ وحدت‌يافته‌اي‌ از اتم‌ پيدا نشده‌ است. مدل‌ اولية‌ بور دربارة‌ اتم‌ به‌ سادگي‌ قابل‌ تصوير و تجسم‌ بود: الكترون‌هاي‌ ذره‌وار در حركت‌ خود پيرامون‌ هسته، به‌ مانند يك‌ منظومة‌ شمسي‌ كوچك، از مدارهايي‌ تبعيت‌ مي‌كنند. ولي‌ «اتم» در نظرية‌ كوانتوم‌ به‌هيچ‌وجه‌ قابل‌ تصوير و تصور نيست. ممكن‌ است‌ كسي‌ بكوشد تا الگوهاي‌ «موج‌هاي‌ احتمال»(72) را كه‌ فضاي‌ پيرامون‌ «هسته» را پر كرده‌اند، شبيه‌ نوسانهاي‌ يك‌ سمفوني‌ سه‌بعدي‌ از اصوات‌ موسيقيايي‌ كه‌ پيچيدگي‌ حيرت‌انگيزي‌ دارند، تصور كند؛ ولي‌ اين‌ تمثيل‌ كمك‌ زيادي‌ به‌ ما نمي‌كند، «اتم» در دسترسِ‌ مشاهدة‌ مستقيم‌ قرار ندارد و بر وفق‌ «كيفيات‌ حسي»، قابل‌ تصور نيست؛ حتي‌ نمي‌توان‌ آن‌ را براساس‌ مفاهيم‌ كلاسيك‌ نظير «فضا»، «زمان» و «عليت» به‌ گونه‌اي‌ منسجم‌ توضيح‌ داد. رفتارشي‌ بسيار خُرد با رفتار اشياي‌ تجربة‌ روزمره، متفاوت‌ است. ما مي‌توانيم‌ آنچه‌ را در آزمايشها رخ‌ مي‌دهد با «معادلات‌ آماري» توضيح‌ دهيم، ولي‌ نمي‌توانيم‌ صفات‌ كلاسيك‌ مأنوس‌ را به‌ ساكنان‌ جهان‌ اتمي‌ نسبت‌ دهيم.
در بسط‌ و توسع‌هايي‌ كه‌ طي‌ سالهاي‌ اخير در نظرية‌ كوانتوم، به‌ سمت‌ قلمروهاي‌ هسته‌اي‌ و مادون‌ هسته‌اي‌ حاصل‌ شده‌ است، خصلت‌ «احتمالي» نظرية‌ اولية‌ كوانتوم، همچنان‌ محفوظ، مانده‌ است. نظرية‌ ميدان‌ كوانتومي،(73) تعميمي‌ است‌ از نظرية‌ كوانتوم‌ كه‌ با نظرية‌ نسبيت‌ خاص، هماهنگ‌ و منسجم‌ است. از اين‌ نظريه‌ با موفقيت‌ بسيار در برهم‌ كنشهاي‌ الكترومغناطيس(74) و برهم‌ كنشهاي‌ مادون‌ هسته‌اي(75) (كروموديناميك‌ كوانتومي(76) يا نظرية‌ كوارك) و نظرية‌ الكترو ضعيف، بهره‌برداري‌ شده‌ است.[2] اجازه‌ دهيد چالشي‌ را كه‌ نظرية‌ كوانتوم‌ در قبال‌ اصالت‌ واقع‌ ابراز كرده‌ است، دنبال‌ كنيم.
نيلزبور از به‌كارگيري‌ مدلهاي‌ موج‌ و ذره‌ و ديگر زوجها از مجموعه‌هاي‌ مفاهيم‌ متضاد، حمايت‌ مي‌كرد. بحث‌ بور دربارة‌ آنچه‌ او آن‌ را «اصل‌ مكمليت»(77) ناميد، چند موضوع‌ را شامل‌ شد. بور تأكيد داشت‌ كه‌ سخن‌ ما دربارة‌ يك‌ «سيستم‌ اتمي» بايد همواره‌ به‌ يك‌ آرايش‌ آزمايشگاهي‌ مربوط‌ باشد؛ ما هرگز نمي‌توانيم‌ دربارة‌ يك‌ سيستم‌ اتمي‌ به‌ تنهايي‌ و «في‌ نفسه» سخن‌ بگوييم. ما بايد تأثير متقابل‌ بين‌ ذهن‌ عالم(78) و عين‌ معلوم(79) را در هر آزمايشي‌ مد نظر قرار دهيم. نمي‌توان‌ هيچ‌ خط‌ فاصل‌ دقيقي‌ بين‌ روند مشاهده‌ و شيء مشاهده‌ شده، رسم‌ كرد. در صحنة‌ آزمايش، ما «بازيگريم» نه‌ صرفاً‌ «تماشاچي» و ابزار آزمايشي‌ مورد استفاده‌ را خود برمي‌گزينيم. بور اظهار داشت‌ كه‌ آنچه‌ بايد به‌ حساب‌ آيد، روند تعاملي‌ [كُنشي‌ - واكنشي] «مشاهده» است، نه‌ ذهن‌ يا شعورِ‌ مشاهده‌گر.
موضوع‌ ديگر در نوشتار بور، محدوديت‌ مفهومي‌ درك‌ بشر است‌ در اينجا، انسان‌ به‌عنوان‌ يك‌ عالِم‌ [=داننده] و نه‌ يك‌ آزمايشگر، كانون‌ توجه‌ قرار مي‌گيرد. بور، با شكاكيت‌ كانت(80) دربارة‌ امكان‌ شناختِ‌ «جهان‌ في‌ نفسه»(81) سهيم‌ است. اگر سعي‌ ما آن‌ باشد كه‌ «قالبهاي‌ مفهومي»(82) خاص‌ را بر طبيعت‌ تحميل‌ كنيم، در اين‌ صورت‌ استفادة‌ تام‌ از ساير مدلها را مانع‌ شده‌ايم. بدين‌سان، بايد بين‌ توصيفات‌ كامل‌ عِلي‌ يا - فضا زماني، بين‌ مدلهاي‌ موج‌ يا ذره، بين‌ اطلاع‌ دقيق‌ از مكان‌ يا اندازة‌ حركت، يكي‌ را برگزينيم. هرچه‌ بيشتر از يك‌ مجموعه‌ مفاهيم‌ استفاده‌ شود، كمتر مي‌توان‌ مجموعة‌ مكمل‌ را به‌طور همزمان‌ به‌ كار برد. اين‌ محدوديت‌ دوجانبه‌ از آن‌ جهت‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ جهان‌ اتمي‌ را نمي‌توان‌ بر وفق‌ مفاهيم‌ فيزيك‌ كلاسيك‌ و پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير توضيح‌ داد.[3]
بنابراين، چگونه‌ مفاهيم‌ فيزيك‌ كوانتومي‌ به‌ واقعيت‌ جهان‌ مربوط‌ مي‌شود؟ ديدگاههاي‌ مختلف‌ دربارة‌ جايگاه‌ «نظريه‌ها» در علم، تعبير و تفسير متفاوتي‌ از نظرية‌ كوانتوم‌ مي‌كنند.
1. اصالت‌ واقع‌ كلاسيك: نيوتن‌ و تقريباً‌ تمام‌ فيزيكدانان‌ قرن‌ نوزدهم، نظريه‌ها را توصيفات‌ 8«طبيعت»، آن‌گونه‌ كه‌ في‌ نفسه‌ و مستقل‌ از مشاهده‌گر تحقق‌ دارد، تلقي‌ مي‌كردند. فضا [=مكان]، زمان، جرم، و ساير «كيفيات‌ اوليه»(83) خواص‌ همة‌ اشياي‌ واقعي‌اند. مدلهاي‌ مفهومي، نسخه‌ بدلهايي‌ از جهانند كه‌ ما را قادر مي‌سازند تا ساختار مشاهده‌ناپذير جهان‌ را با اصطلاحات‌ مأنوس‌ كلاسيك‌ مجسم‌ كنيم. اينشتين‌ اين‌ سنت‌ را با پافشاري‌ بر اين‌ نكته‌ ادامه‌ داد كه‌ يك‌ توصيف‌ كامل‌ از سيستم‌ اتمي، مستلزم‌ مشخص‌ كردن‌ متغيرهاي‌ كلاسيك‌ «مكان‌ - زماني» است‌ كه‌ حالت‌ آن‌ را به‌ گونه‌اي‌ عيني‌ و غيرمبهم، تعيين‌ كند. او بر آن‌ بود كه‌ چون‌ نظرية‌ كوانتوم‌ چنين‌ نيست‌ پس‌ نظريه‌اي‌ ناقص‌ است‌ و عاقبت‌ به‌وسيلة‌ نظريه‌اي‌ كه‌ انتظارهاي‌ كلاسيك‌ را تحقق‌ بخشد، كنار گذاشته‌ خواهد شد.
2. ابزارانگاري:(84) مطابق‌ اين‌ رأي، نظريه‌ها ساخته‌هاي‌ مفيد بشر و تمهيدهايي‌ براي‌ محاسبه‌اند(85) كه‌ جهت‌ مرتبط‌ كردن‌ مشاهدات‌ و انجام‌ پيش‌بيني‌ها به‌ كار مي‌آيند. آنها همچنين‌ ابزارهايي‌ عملي‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ كنترل‌ فني‌ شمرده‌ مي‌شوند. مبناي‌ داوري‌ دربارة‌ آنها، مفيد بودنشان‌ در به‌ ثمر رساندن‌ اين‌ اهداف‌ است، نه‌ مطابقت‌ آنها با واقعيت‌ (كه‌ براي‌ ما امري‌ دست‌نيافتني‌ است). مدلها، مجعولهايي‌ تخيلي‌اند(86) كه‌ موقتاً‌ براي‌ ساختن‌ نظريه‌ها استفاده‌ مي‌شوند و پس‌ از آن‌ مي‌توان‌ آنها را كنار نهاد؛ آنها بازنمودهاي(87) حقيقي‌ جهان‌ نيستند. اگرچه‌ مي‌توانيم‌ از معادلات‌ كوانتومي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير استفاده‌ كنيم، اما نمي‌توانيم‌ در ميان‌ مشاهداتمان‌ از اتم‌ سخن‌ بگوييم.
اغلب‌ چنين‌ پنداشته‌ مي‌شود كه‌ بور قاعدتاً‌ بايد ابزارگرا باشد، زيرا او در بحث‌ طولاني‌ با اينشتين، اصالت‌ واقع‌ كلاسيك‌ را رد كرده‌ است. اما آنچه‌ او واقعاً‌ گفت، آن‌ است‌ كه‌ مفاهيم‌ كلاسيك‌ را نمي‌توان‌ بدون‌ ابهام‌ براي‌ تشريح‌ سيستمهاي‌ اتمي‌ موجود به‌ كار برد. از مفاهيم‌ كلاسيك‌ فقط‌ مي‌توان‌ براي‌ توضيح‌ پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير، در موقعيتهاي‌ ويژة‌ آزمايشگاهي‌ استفاده‌ كرد. ما نمي‌توانيم‌ جهان‌ را آن‌ گونه‌ كه‌ «في‌ نفسه» تحقق‌ دارد، جداي‌ از تأثير متقابل‌ ما با آن، مجسم‌ كنيم. بور، به‌ ميزان‌ زيادي‌ با نقد طرفداران‌ ابزارانگاري‌ از اصالت‌ واقع‌ كلاسيك‌ موافق‌ بود ولي‌ او به‌طور مشخص‌ از ابزارانگاري‌ حمايت‌ نمي‌كرد و با تحليل‌ دقيق‌تر به‌نظر مي‌رسد كه‌ او گزينة‌ سومي‌ را اختيار كرده‌ باشد.
3. اصالت‌ واقع‌ نقادانه:(88) قايلين‌ به‌ اصالت‌ واقع‌ نقادانه، نظريه‌ها را بازنمودهايي‌ ناتمام‌ از جنبه‌هاي‌ محدود جهان، آن‌گونه‌ كه‌ با ما در كُنشِ‌ متقابلند، تلقي‌ مي‌كنند. نظريه‌ها به‌ ما اجازه‌ مي‌دهند تا جنبه‌هاي‌ مختلف‌ جهان‌ را كه‌ در موقعيتهاي‌ گوناگون‌ آزمايشگاهي‌ آشكار مي‌شوند، به‌ يكديگر مرتبط‌ كنيم. از نظر حاميان‌ اصالت‌ واقع‌ نقادانه، مدلها، اگرچه‌ انتزاعي‌ و گزينشي‌اند اما براي‌ مجسم‌ كردن‌ ساختارهاي‌ جهان‌ كه‌ موجب‌ اين‌ كنشهاي‌ متقابلند، كوششهايي‌ ضروري‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند. در اين‌ نگرش، هدف‌ علم، فهم‌ است‌ نه‌ كنترل. تأييد پيش‌بيني‌ها آزموني‌ است‌ براي‌ فهم‌ معتبر(89) ولي‌ خودِ‌ پيش‌بيني، هدف‌ علم‌ نيست.
بخوبي‌ مي‌توان‌ ادعا كرد كه‌ بور - اگرچه‌ نوشته‌هاي‌ او همواره‌ واضح‌ نبوده‌ است‌ - صورتي‌ از اصالت‌ واقع‌ نقادانه‌ را پذيرفته‌ بود. او در بحث‌ با اينشتين، واقعيت‌ الكترون‌ها يا اتم‌ها را انكار نكرد، بلكه‌ مدعي‌ بود كه‌ آنها از آن‌ دسته‌ اشيايي‌ نيستند كه‌ توصيفات‌ فضا - زماني‌ كلاسيك‌ را مي‌پذيرند. وي‌ پديدارشناسي(90) «ماخ»(91) را كه‌ واقعيت‌ اتم‌ها را مورد ترديد قرار مي‌داد، نپذيرفت. «هِنري‌ فولس»،(92) اين‌ بحث‌ را چنين‌ خلاصه‌ مي‌كند: «او [بور] چارچوب‌ كلاسيك‌ را كنار گذاشت‌ و استنباط‌ واقع‌گرايانه‌ را دربارة‌ توصيف‌ علمي‌ طبيعت‌ حفظ‌ نمود. آنچه‌ او طرد مي‌كند اصالت‌ واقع‌ نيست، بلكه‌ تعبير كلاسيك‌ آن‌ است.»[4] بور، واقعيت‌ سيستم‌ اتمي‌ را كه‌ با سيستم‌ مشاهده‌گر در برهم‌ كنش‌ است، مسلم‌ فرض‌ مي‌گرفت. در قبال‌ تعبيرهاي‌ ذهن‌گرا(93) از نظرية‌ كوانتوم‌ كه‌ مشاهده‌ را يك‌ برهم‌ كنش‌ ذهني‌ - فيزيكي(94) تلقي‌ مي‌كنند، بور از برهم‌كنشهاي‌ فيزيكي‌ ميان‌ سيستمهاي‌ ابزاري‌ و اتمي، در وضعيت‌ كامل‌ آزمايشگاهي، سخن‌ مي‌گويد. به‌علاوه، «موج‌ و ذره» يا «اندازة‌ حركت‌ و موقعيت‌ مكاني» يا ديگر وصفهاي‌ مكمل، حتي‌ اگر هم‌ بروشني‌ قابل‌ اطلاق‌ نباشند، بر يك‌ شيء واحد صدق‌ مي‌كنند. آنها از نمودهاي‌ متفاوتِ‌ سيستم‌ اتمي‌ واحد حكايت‌ مي‌كنند. «فولس» مي‌نويسد:
«بور احتجاج‌ مي‌كند كه‌ اين‌گونه‌ باز نمودها، انتزاعهايي‌ هستند كه‌ در امكان‌ توصيف‌ يك‌ پديده‌ به‌عنوان‌ كنش‌ متقابل‌ ميان‌ سيستمهاي‌ مشاهده‌گر و سيستمهاي‌ اتمي، نقشي‌ حياتي‌ ايفا مي‌كنند، اما نمي‌توانند خواص‌ يك‌ واقعيت‌ مستقل‌ را تصوير كنند .... ما مي‌توانيم‌ چنين‌ واقعيتي‌ را به‌ حسب‌ توانايي‌ آن‌ براي‌ ايجاد برهم‌ كنشهاي‌ گوناگون‌ توصيف‌ كنيم‌ - برهم‌ كنشهايي‌ كه‌ نظرية‌ مذكور، آنها را تأمين‌كنندة‌ شواهد مكمل‌ دربارة‌ شيء عيني‌واحد قلمداد مي‌كند.[5]
بور نگرش‌ اصالت‌ واقع‌ كلاسيك‌ را كه‌ براساس‌ آن، جهان‌ دربردارندة‌ موجوداتي‌ با خواص‌ معين‌ كلاسيك‌ است، نپذيرفت. ولي‌ با وجود اين، بر آن‌ بود كه‌ جهاني‌ واقعي‌ وجود دارد كه‌ در كُنِش‌ متقابل، توانايي‌ ايجاد پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير را داراست. فولس‌ كتاب‌ خود را دربارة‌ بور با اين‌ نتيجه‌گيري‌ به‌ پايان‌ مي‌رساند:
«هستي‌شناسي(95)اي‌ كه‌ اين‌ نحوة‌ تعبير و تفسير از پيام‌ "بور" مستلزم‌ آن‌ است، اشياي‌ فيزيكي‌ را نه‌ مطابق‌ با چارچوب‌ كلاسيك‌ و از راه‌ خواص‌ معين‌ كه‌ با خواص‌ پديده‌ها مطابقند، بلكه‌ از طريق‌ توان‌ آنها براي‌ ظاهر شدن‌ در نمودهاي‌ گوناگون‌ پديده‌ها، توصيف‌ مي‌كند. بدين‌ترتيب‌ در چارچوب‌ مكمليت، حفظ‌ استنباط‌ واقع‌گرايانه‌ و پذيرفتن‌ كامل‌ بودن‌ نظرية‌ كوانتوم‌ فقط‌ با تجديد نظر در فهم‌ ما از ماهيت‌ يك‌ واقعيت‌ مستقل‌ فيزيكي‌ و اينكه‌ ما چگونه‌ مي‌توانيم‌ آن‌ را بشناسيم، ممكن‌ است.»[6]
كوتاه‌ سخن‌ اينكه‌ ما بايد اكيداً‌ جدايي‌ قاطع‌ بين‌ مشاهده‌گر و شيء مشاهده‌شده‌ را كه‌ در فيزيك‌ كلاسيك‌ فرض‌ مي‌شد، انكار كنيم. براساس‌ نظرية‌ كوانتوم، مشاهده‌گر همواره‌ يك‌ شريك‌ و سهيم‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد.
در مكمليت، استفاده‌ از يك‌ مدل، استفاده‌ از مدلهاي‌ ديگر را محدود مي‌سازد. مدلها، بازنمودهاي‌ نمادين‌ (سَمبوليك) از وجوه‌ واقعيتِ‌ متعاملند كه‌ نمي‌توانند منحصراً‌ بر وفق‌ شباهتهايي‌ كه‌ با تجربة‌ روزمره‌ دارند، مجسم‌ شوند. آنها صرفاً‌ به‌طور كاملاً‌ غيرمستقيم، با جهان‌ اتمي‌ و يا با پديده‌هاي‌ مشاهده‌پذير، مربوط‌اند. ولي‌ ما مجبور نيستيم‌ ابزارانگاري‌اي‌ را بپذيريم‌ كه‌ نظريه‌ها و مدلها را ابزارهاي‌ فكري‌ و عملي‌ مفيدي‌ مي‌انگارد كه‌ دربارة‌ جهان‌ چيزي‌ به‌ ما نمي‌گويند.
خودِ‌ بور پيشنهاد كرد كه‌ ايدة‌ مكمليت‌ قابل‌ بسط‌ به‌ ساير پديده‌هايي‌ است‌ كه‌ با دو نوع‌ مدل، تحليل‌پذيرند، مانند: مدلهاي‌ «مكانيستي‌ و ارگانيك»(96) در زيست‌شناسي؛ مدلهاي‌ «رفتارگرايانه‌ و درون‌ نگرانه»(97) در روان‌شناسي؛ مدلهاي‌ «جبر» و «اختيار» در فلسفه؛ يا مدلهاي‌ «عدل‌ الهي‌ و «عشق‌ الهي» در الهيات. بعضي‌ نويسندگان‌ پا را فراتر نهاده‌ و از مكمليت‌ «علم» و «دين» سخن‌ مي‌گويند. بدين‌سان‌ «سي.اي. كولسون»(98) پس‌ از تشريح‌ دوگانگي‌ موج‌ - ذره‌ و تعميم‌ بور از آن، علم‌ و دين‌ را «توضيح‌هاي‌ مكمل‌ دربارة‌ واقعيت» مي‌نامد.[7]
من‌ به‌ اين‌گونه‌ استعمال‌ گسترده‌ از اصطلاح‌ مزبور، با ديدة‌ شك‌ مي‌نگرم. در زير چند شرط‌ را براي‌ به‌ كار بردن‌ مفهوم‌ مكمليت‌ مطرح‌ مي‌كنم:[8]
1. مدلها بايد فقط‌ در صورتي‌ مكمل‌ يكديگر ناميده‌ شوند كه‌ به‌ يك‌ موجود واحد و يك‌ گونة‌ واحد منطقي‌ اشاره‌ كنند. موج‌ و ذره، مدلهايي‌ براي‌ يك‌ موجود منفرد (مثلاً‌ يك‌ الكترون) در يك‌ موقعيت‌ منفرد (مثلاً‌ در يك‌ آزمايش‌ دو شكاف) به‌شمار مي‌آيند. آنها هر دو در يك‌ سطح‌ منطقي‌ قرار دارند و قبلاً‌ در يك‌ شعبه‌ از علم‌ استعمال‌ شده‌اند. اين‌ شرايط‌ در مورد علم‌ و دين‌ صدق‌ نمي‌كند. آن‌ دو، نوعاً‌ در موقعيت‌هايي‌ متفاوت‌ پديد مي‌آيند و در زندگي‌ انسان‌ وظايف‌ مختلفي‌ را به‌ انجام‌ مي‌رسانند.[9] ازاين‌رو، من‌ علم‌ و دين‌ را زبانهاي‌ بديل(99) مي‌دانم‌ و اصطلاح‌ مكمليت‌ را به‌ مدلهاي‌ مربوط‌ به‌ يك‌ گونة‌ واحد منطقي‌ و در چارچوب‌ يك‌ زبان‌ خاص، محدود مي‌كنم؛ نظير مدلهاي‌ «انسان‌وار» و «غيرانسان‌وار» براي‌ خداوند.
2. بايد روشن‌ شود كه‌ كاربرد اصطلاح‌ مذكور در خارج‌ از فيزيك، «تمثيلي»(100) است‌ و نه‌ «استدلالي».(101) بايد دلايل‌ مستقلي‌ براي‌ ارزش‌ دو مدل‌ بديل‌ و يا مجموعه‌هايي‌ از ساختها در حوزة‌ ديگر وجود داشته‌ باشد. نمي‌توان‌ فرض‌ كرد كه‌ مدلهاي‌ مفيد در فيزيك، در ساير رشته‌ها نيز ثمربخش‌ باشند.
3. مكمليت، هيچ‌ توجهي‌ را براي‌ پذيرش‌ غيرنقادانة‌ حصرهاي‌ دووجهي(102) فراهم‌ نمي‌آورد. اين‌ اصطلاح‌ را نمي‌توان‌ براي‌ اجتناب‌ از پرداختن‌ به‌ ناهماهنگيها يا «وِتو» كردن‌ جست‌وجوي‌ وحدت، به‌ كار برد. دربارة‌ ويژگي‌ متناقض‌نما(103) در دوگانگي‌ موج‌ - ذره‌ نبايد مبالغه‌ شود. ما نمي‌گوييم‌ كه‌ يك‌ الكترون‌ هم‌ موج‌ است‌ و هم‌ ذره، بلكه‌ مي‌گوييم‌ رفتاري‌ موج‌گونه‌ و ذره‌وار از خود نشان‌ مي‌دهد. به‌علاوه، ما يك‌ فرماليزم‌ رياضيِ‌ وحدت‌يافته‌ در اختيار داريم‌ كه‌ لااقل، پيش‌بيني‌هايي‌ احتمالي‌ را فراهم‌ مي‌آورد، حتي‌ اگر تلاشهاي‌ گذشته، هيچ‌ نظريه‌اي‌ را بهتر از نظرية‌ كوانتوم‌ در مطابقت‌ با داده‌ها به‌ دست‌ نداده‌ باشد، ما نمي‌توانيم‌ تحقيق‌ براي‌ مدلهاي‌ وحدت‌ بخش‌ جديد را طَرد كنيم. انسجام،(104) حتي‌ اگر با اعتراف‌ به‌ محدوديتهاي‌ زبان‌ و تفكر بشري‌ تعديل‌ شده‌ باشد، همواره‌ در سراسر پژوهش‌ انديشه‌مندانه‌ به‌صورت‌ يك‌ آرمان‌ باقي‌ مي‌ماند.
 
‌            ‌پي‌نوشتها
 متن‌ مقاله‌ بخشي‌ از فصل‌ هفتم‌ كتاب‌ دين‌ و علم: مسائل‌ تاريخي‌ و معاصر نوشتة‌ ايان‌ باربور است‌ كه‌ در سال‌ 1997 منتشر شده‌ است. اين‌ كتاب‌ آخرين‌ و مهمترين‌ اثر باربور در زمينة‌ مباحث‌ علم‌ و دين‌ است‌ كه‌ در پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و انديشه‌ اسلامي‌ در دست‌ ترجمه‌ به‌ فارسي‌ است‌ و بزودي‌ منتشر خواهد شد.
                                               .48quarks ، دسته‌اي‌ از بنيادي‌ترين‌ اجزاي‌ مفروض‌ ماده. (م).
.49observer and observed ، در جريان‌ هر مشاهده‌ سه‌ امر تشخيص‌ داده‌ مي‌شود: (الف) عمل‌ مشاهده، (ب) مشاهده‌گر [= ناظر]، و (ج) شيء مشاهده‌شده. ارتباط‌ اين‌ سه‌ با يكديگر، هم‌ در فلسفه‌ و هم‌ در تعابير ارائه‌شده‌ از فيزيك‌ نوين، محل‌ بحث‌ و گفت‌وگوست. (م).
0. chance and law.5
1. parts and wholes.5
2. Epistemology.5
3. absolute.5
4. primary qualities.5
5. mass.5
6. velocity.5
7. objective.5
8. reductionistic.5
.59deistic ، به‌معناي‌ پيروي‌ از مكتبي‌ است‌ به‌نام‌Deism  كه‌ در اواسط‌ قرن‌ شانزدهم‌ ميلادي‌ در انگلستان‌ ظاهر شد. اين‌ مكتب‌ متأثر از پيشرفتهاي‌ علم، نيروي‌ عقل‌ را در رسيدن‌ به‌ خداوند كافي‌ مي‌دانست‌ و جهان‌ را همچون‌ ماشيني‌ مي‌پنداشت‌ كه‌ خداوند، طراح‌ آن‌ است. پيروان‌ اين‌ نظر، دين‌ والهيات‌ مبتني‌ بر وحي‌ را منكر بودند و از دين‌ و الهيات‌ طبيعي‌ و يا به‌ تعبيري‌ عقلاني‌ طرفداري‌ مي‌كردند. (م).
0. Conceptual Schemes.6
.61electromagnetic theory ، در دهه‌ 1860 ميلادي، فيزكداني‌ به‌نام‌ مكسول‌(Maxwell)  توانست‌ از راه‌ توصيف‌ رياضي، نيروهاي‌ الكتريكي‌ و مغناطيسي‌ را در نظريه‌اي‌ واحد، با عنوان‌ «نظرية‌ الكترومغناطيس» تلفيق‌ كند. (م).
.62Kenetic theory of gases ، نظريه‌اي‌ كه‌ درصدد است‌ با بياني‌ رياضي، رفتار گازها را براساس‌ حركات‌ اجزاي‌ اتمي‌ و مولكولي‌ آنها توضيح‌ دهد. (م).
.63thermodyanmics ، اين‌ اصطلاح‌ كه‌ از دو واژة‌ يوناني، يكي‌ به‌معناي‌ حرارت‌ و ديگري‌ حركت، تركيب‌ شده‌ است، بيانگر قوانين‌ و روابط‌ بين‌ حرارت‌ و حركت‌ مولكول‌ها بويژه‌ مولكولهاي‌ گاز است. (م)
.64Continuous media ، فيزيكدانان‌ قرن‌ نوزدهم‌ براي‌ توجيه‌ انتشار امواج‌ نور و به‌طوركلي‌ امواج‌ الكترومغناطيس‌ در فضا، به‌ نوعي‌ واسطه‌ و ميانجي‌ به‌ نام‌ «اثير» قايل‌ شدند كه‌ ساختاري‌ پيوسته‌ داشت‌ و آنها را محمل‌ انتشار آن‌ امواج‌ مي‌پنداشتند. البته‌ ناروا بودن‌ اين‌ فرض‌ كه‌ ناشي‌ از قياس‌ امواج‌ الكترومغناطيس‌ (از جمله‌ نور) با امواج‌ صوتي‌ بود، بعداً‌ روشن‌ شد. (م).
.65Photoelectric effect ، اثر فتوالكتريك‌ به‌ جرياني‌ الكتريكي‌ كه‌ به‌واسطة‌ تأثير انرژي‌ نور از راه‌ جدا كردن‌ الكترون‌ها از سطح‌ فلزات‌ ايجاد مي‌شود، اطلاق‌ مي‌گردد. اينشتين‌ در مقاله‌اي‌ (1905) دربارة‌ اثر فتوالكتريك، اين‌ فرضيه‌ را مطرح‌ ساخت‌ كه‌ نور متشكل‌ از ذراتي‌ منفصل‌ است. تا قبل‌ از اينشتين‌ اغلب‌ فيزيكدانان‌ مي‌پنداشتند كه‌ نور صرفاً‌ پديده‌اي‌ موج‌گونه‌ است، ولي‌ فرضية‌ اينشتين‌ مستلزم‌ آن‌ بود كه‌ نور جرياني‌ است‌ از ذرات‌ كه‌ از بسته‌هاي‌ مجزا و كوچك‌ انرژي‌ كه‌ بعداً‌ فوتون‌ ناميده‌ شدند، تشكيل‌ شده‌ است. با استفاده‌ از اين‌ ايده، او معادله‌اي‌ را براي‌ اثر فتوالكتريك‌ تنظيم‌ كرد كه‌ نهايتاً‌ در سالهاي‌ 1923 - 1924 تأييد و  اثبات‌ شد. (م).
.66Photon ، كوچكترين‌ واحد تشكيل‌دهندة‌ نور كه‌ فاقد بار الكتريكي‌ و جرم‌ است.
.67Phase ، تابعي‌ رياضي‌ است‌ كه‌ مختص‌ معادله‌هاي‌ مربوط‌ به‌ حركت‌ موج‌ است.
.68Momentum ، حاصل‌ ضرب‌ جرم‌ در سرعت‌ هر جسم‌ متحرك‌ را اندازة‌ حركت‌ آن‌ مي‌نامند.
.69Wave functions ، تابع‌ موج، تابعي‌ است‌ رياضي‌ كه‌ در نظرية‌ كوانتوم‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ وضعيت‌ يك‌ سيستم‌ فيزيكي‌ و محاسبة‌ احتمال‌ وقوع‌ يك‌ رويداد (مثلاً‌ تابش‌ يك‌ فوتون‌ از يك‌ اتم) در زمان‌ اندازه‌گيري، به‌ كار مي‌رود. (م).
.70Super position of states ، در مكانيك‌ كوانتومي، اصلي‌ وجود دارد به‌نام‌ «اصل‌ تركيب» كه‌ مطابق‌ آن، امكانهاي‌ (وضعيتهاي‌ محتمل) كوانتومي‌ مي‌توانند با يكديگر آميخته‌ شوند و «تركيبي‌ از وضعيتها» را كه‌ خود وضعيتي‌ جديد است، پديد آورند. (م).
.71Probability distribution ، مفهومي‌ است‌ اساسي‌ در نظرية‌ احتمالات، به‌معناي‌ تخصيصي‌ احتمالات‌ به‌ مجموعه‌اي‌ از رويدادها كه‌ به‌ يكديگر مرتبطند. (م).
.72Probability waves ، امواجي‌ هستند كه‌ احتمالِ‌ وجود يك‌ ذره‌ را (مثلاً‌ الكترون) در نقطه‌اي‌ از فضا (مثلاً‌ فضاي‌ پيرامون‌ هسته) بيان‌ مي‌كنند. اين‌ امواج‌ در مكانيك‌ كوانتومي، داراي‌ هويتي‌ مادي‌ و متعارف‌ نيستند بلكه‌ صرفاً‌ كيفيت‌ انتشار احتمالات‌ را نشان‌ مي‌دهند. (م).
.73Quantum field theory ، نظريه‌اي‌ است‌ كه‌ در نتيجة‌ اِ‌عمال‌ نظرية‌ كوانتوم‌ در مورد رفتار يك‌ ميدان، نظير ميدان‌ الكترومغناطيس، حاصل‌ شده‌ است. اين‌ نظريه‌ نقشي‌ اساسي‌ در درك‌ نيروهاي‌ بنيادي‌ حاكم‌ بر قلمرو مادون‌ اتمي‌ داشته‌ است. (م).
4. electromaghetic interactions.7
5. Subnuclear interactions.7
.76Quantum chromodymantics ، نظريه‌اي‌ نوين‌ است‌ كه‌ توصيف‌ برهم‌ كنشهاي‌ قوي‌ بين‌ كوارك‌ها و گلوئون‌ها (ذراتي‌ كوانتومي‌ كه‌ عامل‌ پيوند مستحكم‌ كوارك‌ها بر يكديگرند) را بر عهده‌ دارد. عنوان‌ اختصاري‌ اين‌ نظريه‌ «QCD» است. (م).
7. Complementarity principle.7
8. Subject.7
9. Object.7
.80 از ديدگاه‌ كانت‌ آنچه‌ ما از جهان‌ مي‌دانيم‌ آن‌ است‌ كه‌ با قالبهاي‌ مفهومي‌ و ذهني‌ خود فهميده‌ايم. ازاين‌رو، آنچه‌ مي‌يابيم‌ عوارض‌ معرفتي‌ جهان‌ است‌ نه‌ خود جهان، آن‌گونه‌ كه‌ هست. (م).
1. World in itself.8
2. Conceptual Molds.8
.83Primary qualities ، جان‌ لاك‌ (1632 - 1704) فيلسوف‌ انگليسي‌ براي‌ هر شيء فيزيكي‌ دو دسته‌ كيفيات‌ مطرح‌ كرد: 1. كيفيات‌ اوليه: مانند شكل‌ معين، اندازة‌ معين‌ و .... كه‌ هر شيء فيزيكي‌ از آنها برخوردار است، خواه‌ كسي‌ آنها را درك‌ كند يا نه. 2. كيفيات‌ ثانويه: نظير طعم، رنگ، بو، و .... كه‌ وجود آنها مشروط‌ به‌ حضور نيرويي‌ درك‌كننده‌ و اندامهاي‌ حسي‌ است. (م).
4. Instrumentalism.8
5. Calculating.8
6. Imaginative fictions.8
7. Representations.8
8. Critical realism.8
9. Valid understanding.8
0. Phenomenalism.9
1. Ernst mach.9
2. Henry folse.9
3. Subjectivist.9
4. Mental-physical.9
5. Ontology.9
.96Mechanistic and organic models ، در مدلهاي‌ مكانيستي، موجودات‌ زنده‌ بسان‌ «ماشينهاي‌ پيچيده‌اي» كه‌ چيزي‌ جز مجموع‌ اجزا نيستند، در نظر گرفته‌ مي‌شوند و براساس‌ قوانين‌ فيزيكي‌ و شيميايي‌ تشريح‌ پذيرند. اما در مدلهاي‌ ارگانيك، آنچه‌ ارائه‌ مي‌شود يك‌ كل‌ يكپارچه‌ به‌نام‌ ارگانيزم‌ است‌ كه‌ داراي‌ سلسله‌ مراتبي‌ از سطوح‌ مختلف‌ نظم‌ است. اين‌ كلِ‌ سازمان‌ يافته، چيزي‌ بيشتر و فراتر از مجموع‌ اجزاست‌ و صرفاً‌ با قوانين‌ فيزيكي‌ و شيميايي‌ نمي‌توان‌ آن‌ را تشريح‌ كرد. (م).
.97Behavioristic and instropesti models ، رفتارگرايي‌ و درون‌نگري‌ دو مدل‌ و شيوه‌ در روان‌شناسي‌ است. براساس‌ درون‌نگري، حالتهاي‌ دروني‌ و فرآيندهاي‌ ذهني‌ انسان، موضوع‌ اصلي‌ تحقيقات‌ روان‌شناسي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. اما در رفتارگرايي، بررسي‌ و مشاهده‌ «رفتار» بويژه‌ از راه‌ آزمونهاي‌ «محرك‌ و پاسخ» نقش‌ اصلي‌ را بر عهده‌ دارند. (م).
8. C. A. Coulson.9
9. alternative languages.9
00. analogical.1
10. inferential.1
.102Dichotomies ، يعني‌ تقسيمهاي‌ ثُنايي، كه‌ محصول‌ اين‌ تقسيمها، در قالب‌ قضايايي‌ كه‌ در علم‌ منطق‌ به‌ قضاياي‌ منفصلة‌ مانعة‌ الجمع‌ و حقيقه‌ شهرت‌ دارند، بيان‌ مي‌شود. مانند اين‌ قضيه: عدد يا زوج‌ است‌ يا فرد.
6. Paradoxical.5
7. Coherence.5

نقل از فصلنامه ذهن
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اين مقاله شامل مباحث زير است:

مفهوم ربا، ربا از نظر تاريخي، ربا در قرآن، ربا در روايات و احاديث، ربا در اديان الهي، انواع ربا، حيله‌هاي ربا، فلسفه تحريم ربا، ربا از نظر اقتصادي

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

رشاء و ارتشاء از جمله جرايمي هستند که به آنها بسيار پرداخته شده لکن هيچگاه تعريف دقيقي از آنها ارائه نشده است؛ از اين رو بنده در اين مقاله از منظر فقهي و باتوجه به نظر غالب فقها چه متقدمين و چه معاصرين به اين مسئله پرداختم و از سوي ديگر از ديد قوانين و حقوق داخلي اين قضيه را مورد بررسی قرار داده و در دنباله بحث به بيان اين مسئله و مصاديق آن در حقوق خارجي پرداختم علل خصوص مواردی را که در حقوق ما بدانها اشاره نشده است وسواي اين مباحث از نقطه نظر اجتماعي و به خصوص فرهنگ رفتار سازماني که شاخه جديدی از مديريت سازمانی است پديده رشوه را بررسی نمودم و در اين بين از جنبه های اقتصادي و روانشناسي رشوه نيز غافل نگشتم تا مجموعه کاملی را از ابعاد گوناگون در اختيار خواننده قرار دهم بدين اميد که مخاطب با مطالعه اين مقاله به يک ديد کلی در اين زمينه برسد؛ و پس از آن خود بتواند تحليل درستی از اين دو پديده شوم و علل آنها داشته باشد.

مقدمه :هدف از نگارش اين مقاله در وراي تبيين برخي از مهم ترين مباحث جرايم رشاء ، رايش و ارتشاء پاسخ به چند سوال کليدي ذيل ودرپايان ارائه راهکارهايي براي برون رفت از بحران يا به تعبيري اپيدمي رشوه و رشوه خواري در نظام اداري ماست . سوالاتي از قبيل : چرا رشوه ؟ چرا تسلط روابط برضوابط ؟ چرا با وجود مجازات بسيارسنگين خبري از کاهش ارتکاب اين جرايم نيست ؟ چرا شکست سياست هاي کيفري دولت ؟ و هزاران چراي ديگر که ما در اين مجال اندک ياراي پاسخگويي به تمام اين چراها را نداشته و تنها به بيان چند راهکار علمي و عملي براي اقدامي عاجل دراين زمينه بسنده مي کنيم. که البته اينها همه نظريه و نيازمند قرارگرفتن در بوته عمل هستند.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

بخش اول : بررسي قرارداد ژنو راجع به بهبود سرنوشت زخمداران و بيماران و غريقان نيروهاي مسلح در دريا مصوب 12 اوت 1949 كنفرانس ژنو

مقدمه
اگر چه برخي از اصول و قواعد مربوط به جنگ و حقوق جنگ بر اساس رفتار و نيروهاي رزمنده و در جريان نبرد شگل گرفته و در اثر تكرار آن تدريجا بصورت عرف لازم‌الاجرا در آمده، ليكن قسمت ديگري از حقوق جنگ بطور عمده، حقوق قراردادي جنگ است كه پس از وقوع جنگها و كسب تجارب حاصل از جنگ‌ها تدوين شده است.

هانري رومان بشردوست معروف سويسي با مشاهده زخميان نبرد معرف سولفرنيو، به اين فكر افتاد كه سازماني مورد اعتماد دول متخاصم و به منظور حمايت از زخميان زمان جنگ تاسيس كند و بدين شكل يك سازمان جهاني در قلمرو حمايت از مصدومين جنگ‌ها خواسته و نا خواسته در عرصه بين الملل پا به عرصه وجود گذاشت و همچنين اين امرخود تحولي و نگرشي به حقوق شركت كنندگان در جنگ پديد آورد و بديهي است كه صليب سرخ جهاني نقش عمده‌اي در تصويب كنوانسيونهاي مرتبط با بهبود وضع نظاميان زخمي ايفاد نمود.
پس از تاسيس اين سازمان جهاني و ابراز ديدگاههاي بشر دوستانه نسبت به كساني كه در جنگ بنحوي شركت داشته يا درگير جنگ مي‌شوند، مجامع و دول مختلف درصدد بودند تا نسبت به تهيه قوانين و مقررات لازم الاجراي زمان جنگ همت گمارند.
از قديمي‌ترين كنوانسيونهاي مرتبط با افراد زخمي كنوانسيون 22 اوت 1864 بوده كه به امضاي تعدادي از كشورها رسيده است. همچنين اعلاميه مورخه 16 آوريل 1856 پاريس نيز متضمن قواعدي پيرامون جنگ دريايي بوده و نيز قراردادهاي دريايي واشنگتن در 6 فوريه 1922 و قرارداد لندن 22 آوريل 1930 ونيز قرارداد دريايي لندن در سال 1936 همه مبين وضع قواعدي درباره غرق كشتي‌هاي تجاري دول بيطرف و وضعيت سر نشينان آنهاست كه گوياي توجه كشورها و دول مختلف به حقوق بشر دوستانه است.
كنوانسيونهاي چهارگانه ژنو به سال 1949 همگي بنحوي در بهبود سرنوشت زخميان و مجروحان نظامي و غير نظامي و نيز وضعيت درخصوص اسراي جنگي قواعدي بيان نموده و وضع اين قواعد با توجه به تجارب حاصل از جنگ جهاني دوم بر كيفيت و بازدهي آنها موثر واقع افتاده است.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

1.- پيشينه تاريخي مسئله اقامتگاه و تابعيت :
با هجرت پيامبر اكرم ( ص ) به مدينه نخستين دولت اسلامي تأسيس گرديد . قبل از تأسيس دولت اسلامي ، ملاك عضويت در يك جامعه ، هم نژادي ، هم قومي ، هم قبيله اي و هم زباني بود ، ولي با آمدن اسلام ، معيارها تغيير يافت و عضو جامعه اسلامي بودن مشروطه به دو معيار بود . اولاً ؛ مسلمان بودن ، ثانياً ؛ پذيرفتن پيمان توسط غير مسلمان .بدين شكل امت مسلمان و امت يهود در مدينه در عين حفظ آيين خود جامعه سياسي واحدي را به وجود آوردند و پيامبر اسلام در ميان پيروان خويش ، شباهت ديني را جايگزين شباهت قومي نمودند و پيروان ساير ادياني را كه در مدينه زندگي مي كردند ، به شرط انعقاد پيمان به عضويت جامعه سياسي خود مي پذيرفتند .

در آغاز تشكيل دولت اسلامي هر چند غير مسلمانان مانند يهودياني كه در مدينه ساكن بودند ، بخش زيادي از جمعيت دولت اسلامي تازه تأسيس را تشكيل مي دادند ، ولي بعدها كه مكه توسط مسلمانان فتح گرديد و حكومت اسلامي بنا شد و بعداً كه مردم كشورهاي ديگر به اسلام گرويدند ، دولت اسلامي ، شامل مسلمانان و ساير پيروان اهل كتاب كه پيمان منعقد نموده بودند مي گرديد .
لذا پيامبر ( ص ) براي تقويت حكومت و دولت تازه تأسيس خود مسلمانان ديگر ممالك را به هجرت به دارالاسلام تشويق و ترغيب مي نمودند و براي مهاجران تمام حقوقي را كه براي مسلمانان مقيم مقرر بود قايل مي شدند . مثلاً ساير مهاجرين در زمان تقسيم غنايم جنگي با مسلمانان مقيم برابر و يكسان بودند .
حتي پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) كه جمعيت ساكن در قلمرو اسلامي افزايش يافته بود باز هم ملاك عضو بودن در جامعه سياسي – اسلامي يكي از دو شرط « اسلام پذيري » يا « پيمان پذيري » بود . تنها پس از قرن نوزدهم مفهوم تابعيت از ملاحظات مذهبي جدا شده و قوانين تابعيت و اقامتگاه بر اساس معيارهاي زادگاه و اقامتگاه و بر مباني قوميت و مليت شكل گرفت .
2- تعاريف مفاهيم
الف : تعريف تابعيت ( Nationality )
در مورد تابعيت تعاريف مختلفي صورت گرفته است . تعريف واحدي كه بتوان تمامي شرايط و خصوصيات آن را در بر گيرد وجود ندارد و دانشمندان حقوق بين الملل بحث هاي مفصل و متعدد كرده اند و نظر واحدي را ارايه نداده اند . لذا در اين قسمت لازم است كه تعاريف مختلف مورد بررسي و مداقه قرار گيرد . بعضي از نويسندگان معتقدند كه : « ملاك تحقق ملت ( Nation ) را هر چه قرار دهيد ، همان ملاك تحقق تابعيت ( Nationality ) نيز واقع مي شود پس تابعيت رابطه اي است كه با آن خانواده ملت تشكيل مي يابد » . ويس ( Weiss ) يكي ديگر از دانشمندان علم حقوق بين الملل بر همين اساس تابعيت را چنين تعريف كرده است : « تابعيت پيوندي است كه شخصي را به ملت معيني مربوط مي سازد » .
پيدايش اصل استقلال ملل در مقابل يكديگر موجب شد كه در تعريف تابعيت هم تغيير حاصل شود ... به همين جهت به تعريف تابعيت با موازات اصلاً استقلال ، ملاك تغيير پيدا كرده و تابعيت را به عبارت پيوندي مي دانند كه شخص را به دولت معيني مرتبط مي سازد » .
در تعريف تابعيت بر اساس رابطه فرد با دولت و نه ملت اختلاف وجود دارد و بعضي از دانشمندان به دو بعد مختلف داخلي و بين المللي تابعيت بيان نموده اند :
« تابعيت از بعد بين المللي وسيله تقسيم افراد بين دولت هاي مختلف است و بعد از داخلي انتساب كامل حقوقي شخص به دولت معيني است » .
باينقول ، با توجه به اين كه تابعيت را از موضوعات حقوق خصوصي دانسته اند بيشتر به جنبه شخصي ( Subjective ) آن نظر داشته و تابعيت را عبارت از « تعلق حقوقي شخص به جمعيت تشكيل دهنده دولت مي داند . » و در تعريف آن گفته اند : « تابعيت رابطه اي است كه بين فرد و دولت كه شخص تبعه را مطمئن مي سازد كه در رفتار و داد و ستدش با كشورهاي خارجي و اتباع بيگانه عندالاقتضا از حمايت سياسي دولت متبوع خود كه به وسيله حقوق بين الملل شناخته شده متمتع خواهد شد . »
ديوان عالي كشور ايران نيز با تأكيد بر وصف حقوقي تابعيت را چنين تعريف كرده است:
« تابعيت وصف و در عين حال رابطه حقوقي خاصي است كه شخص را با دولت به مفهوم جامعه سياسي مرتبط مي سازد و جزء عناصر و اوصاف ايجاد كننده حالت يا به تعبير ديگري موقعيت فرد در اجتماع قرار مي گيرد » . دسته اي ديگر از حقوقدانان كه پديده تابعيت را از موضوعات حقوق عمومي محسوب مي كنند بيشتر به جنبه مادي و موضوعي آن پرداخته اند « نيبو آيه ، با تأكيد بر عنصر سياسي ، تابعيت را چنين تعريف مي كند : تابعيت رابطه سياسي و معنوي است كه بين يك فرد و يك دولت وجود دارد » .
برخي ديگر ، در كنار عنصر سياسي تابعيت ، عنصر قضايي را در تعريف خويش مورد نظر قرار داده اند و تابعيت را چنين تعريف نموده اند :
« تابعيت عبارت از يك رابطه سياسي و قضايي است كه نتيجه آن متصل شدن فرد به دولت است » .
برخي ديگر نيز به جاي عنصر قضايي از عنصر حقوقي استفاده كرده اند و گفته ان : « تابعيت رابطه اي حقوقي و سياسي است كه دولت بر اساس خواست و اراده خود آن را مشخص ساخته و در پرتو آن فرد را عضوي در دولت قرار مي دهد » . دكتر نصيري در مورد تعريف تابعيت معتقد است كه : « تابعيت رابطه سياسي و معنوي است كه شخص را به دولت معيني مرتبط مي سازد . »
برخي ديگر از حقوقدانان علاوه بر عناصر سياسي و معنوي عنصر حقوقي را نيز اضافه كرده اند و معتقدند كه : « تابعيت عبارت است از يك رابطه سياسي ، حقوقي و معنوي است كه فردي را به دولت معيني مرتبط مي سازد » .
و برخي ديگر اين روابط را هم به شخص حقيقي و هم به شخص حقوقي تسري داده اند و تابعيت را چنين تعريف كرده اند :
« تابعيت عبارت است از رابطه و تعلق حقوقي ، سياسي و معنوي يك شخص حقيقي با يك شخص حقوقي يا يك شيءبه دولت معيني » .
با توجه به تعريف فوق الذكر تابعيت را علاوه بر ديدگاه حقوقي و سياسي ، مي توان از ديدگاه جامعه شناسي چنين تعريف نمود.
« تابعيت ، عبارت از رابطه سياسي ، حقوقي ، اجتماعي و معنوي است كه بين يك شخص حقيقي يا حقوقي و يك دولت وجود دارد كه دولت را در قبال آن اشخاص ( اعم از حقيقي يا حقوقي ) متعهد مي سازد » .
با توجه به تعاريفي كه در فوق ذكر شد مخصوصاً با عنايت به تعريف پيشنهادي ويژگيهاي تابعيت را مي توان چنين بيان كرد :
اولاً :تابعيت يك رابطه سياسي است ، زيرا اين رابطه ناشي از قدرت و حاكميت دولتي است كه فردي را تبعه خود بداند . به همين دليل بعضي از كشورها موضوع تابعيت را در قانون اساسي ذكر كرده اند .
ثانياً : رابطه تابعيت بين المللي است . چرا كه در نظام بين المللي اتباع يك كشور از حمايت دولت خود در خارج و همچنين از حمايت كليه قواعد پذيرفته شده فيمابين دولت متبوع و دولت هاي ديگر ( مانند عهد نامه ها و مقاوله نامه ها ) بر خوردارند .
تابعيت مفهومي است بين المللي و ظهور آن هنگامي است كه دولتهاي مختلف مستقل از يكديگر موجود باشند تا وابستگي اشخاص به هر يكاز آن ها در برابر دولت هاي ديگر ضروري گردد و مصداق يابد .
ثالثاً : رابطه تابعيت داخلي است ، چرا كه « در نظام داخلي نيز تبعه از طرفي داراي حقوق سياسي مثل حق رأي مي باشد » .
به عبارت ديگر « اين دولت است كه تعيين مي كند كه چه كساني اتباع او باشند » .
رابعاً : تابعيت يك رابطه معنوي است ، « زيرا اتباع كشور را از نظر هدف ها و عادات و رسوم مشتركي كه دارند به يك دولت پيوند مي دهند و ارتباطي به مكان و زمان مشخص ندارد . هر گاه كسي تبعه دولتي محسوب شود به هر كشورديگري برود باز هم تبعه همان دولت مي باشد و نقش تغيير اقامتگاه در رابطه معنوي او با دولت متبوع خودش ( تغييري ) ايجاد نمي نمايد » .
خامساً : تابعيت يك رابطه حقوقي است ، زيرا داراي اثرات حقوقي از بعد بين المللي و بعد داخلي مي باشد . تبعه ايراني ولو اين كه در خارج از ايران اقامت داشته باشند ايراني محسوب مي شوند واز بعد بين المللي اين دولت ايران است كه بايد از وي حمايت نمايد و در بعد داخلي داراي تمامي حقوق سياسي و اجتماعي است .
سادساً : تابعيت از اراده مطلق دولت ها ناشي مي شود نبايد تصور كرد كه يك رابطه قراردادي است و متاقبل بين افراد و دولت است . تنها در موردي كه شخص تقاضاي تابعيت دولتي مي كند مي توان گفت كه تا حدودي اراده شخص نيز در اين مورد مؤثر بوده است زيرا اگر شخصي واقعاً بخواهد تابعيت مملكتي را اكتساب كند ، بايد قبلاً شرايط لازم را براي اكتساب آن حايز باشد .
اما دولت ها مجبور نيستند كه به شخصي كه حايز شرايط لازم است و تقاضاي تابعيت آن كشور را مي كند ، تابعيت خود را اعطاء نمايد و اين امر بستگي كامل به اراده دولت دارد .



ب : تعريف اقامتگاه :
در مورد مفهوم اقامتگاه دانشمندان حقوق بين الملل بحث هاي مفصل و متعددي كرده اند ولي نظر واحدي ارايه نداده اند . لذا در ذيل مختصراً به نقل تعاريف مختلف پرداخته مي شود .
برخي از دانشمندان اقامتگاه را « رابطه اي مادي و حقوقي كه شخص را بدون توجه به تابعيت به قسمتي از خاك يك دولت پيوند مي دهد » ، مي دانند .
و برخي ديگر معتقدند كه اقامتگاه « رابطه اي است حقوقوي داراي بعضي از خصايص سياسي كه بين اشخاص و حوزه معيني از قلمرو دولتي برقرار مي شود و بدين وسيله اشخاص بدون آنكه واجد وصف تبعه باشند ، از گروه ساكنين و متعلقين به آن حوزه تشخيص داده شوند » .
بعضي ديگر در مورد تعريف اقامتگاه گفته اند : « ارتباط هر شخص با محيط اطراف خود محلي كه در آن زندگي مي كند ، يا به كسب و كاري اشتغال دارد تحت عنوان اقامتگاه مورد بررسي قرار مي گيرد » .
در ماده 1002 قانون مدني ايران ، اقامتگاه چنين تعريف شده است : « اقامتگاه هر شخصي عبارت است از محلي كه شخص در آنجا سكونت داشته باشد و مركز مهمه امور او نيز در آن جا باشد . اگر محل سكونت شخص غير از مركز مهم امور او باشد ، مركز امور او اقامتگاه محسوب است » .
با توجه به تعريف قانون مدني ايران مي توان گفت كه محلي كه شخص با آنجا به نوعي داراي ارتباط و پيوند است اقامتگاه او دانسته مي شود .
همچنين دكتر امامي تعريفي كه از اقامتگاه دارد اين است كه : « هر كس بسنتگي به محلي دارد كه خانواده و شغل و بالاخره منافع او در آنجا يافت گردد . محل مزبور جايي است كه در او سكونت مي نمايد » .
3- تفكيك بين تابعيت و اقامتگاه :
با توجه به تعاريفي كه در مورد تابعيت و اقامتگاه ذكر شد مي توان گفت اگر چه از نظر حقوقي اين دومفهوم بسيار مشابه يكديگرند ، اما دو پديده مستقل از يكديگر محسوب مي گردند .
تفكيك بين تابعيت و اقامتگاه در حقوق اروپايي در قرن نوزدهم پديد آمده ، در حالي كه اين تفكيكاز آغاز در حقوق اسلامي وجود داشته است .
چنان چه جعفري لنگرودي در كتاب خود تحت « عنوان تاريخ حقوق ايران » قيد نموده « تبعه مسلمان كه در خارج از قلمرو اقامت مي كرده اند ... تابع قوانين حكومت متبوع خود بوده اند نه تابع قوانين حكومت محل اقامت » .
ملاك تفكيك تابعيت و اقامتگاه عبارتند از :
1) در تابعيت رابطه سياسي و معنوي شخص با دولت وجود دارد در حالي كه در اقامتگاه به رابطه مادي و حقوقي اشاره شده است .
2) در تابعيت رابطه شخص با دولت است در حالي كه اقامتگاه بستگي شخص به نقطه معيني از قلمرو دولت را مشخص مي سازد .
4- وضعيت تابعيت مسلمانان مقيم كشورهاي غير اسلامي از منظر دانشمندان اسلامي
در مورد مسئله تابعيت مسلمانانت مقيم كشورهاي غير اسلامي بين فقها و دانشمندان اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود :
1) بعضي با استناد به آيه 10 سوره حجرات كه مي فرمايد « انما المؤمنون اخوة » معتقدند كه هر مسلمانيا هر شخصي كه اسلام را آزادانه پذيرفته است عضوي از امت اسلامي است ، ولو كه اين اشخاص در خارج از قلمرو حكومت اسلامي مقيم باشند ( يعني مقيم كشور غير اسلامي ) .
2) برخي ديگر از دانشمندان معتقد به نفي تابعيت دولت اسلامي از مسلماني كه با اختيار خود از هجرت به كشور اسلامي خودداري نموده و همچنان در سرزمين غير اسلامي به سكونت خود ادامه مي دهند ، مي باشند ».
3) بعضي ديگر معتقدند به بهره مندي مسلمانان از تابعيت كامل آنها از دولت اسلامي در صورت هجرت به كشورهاي اسلامي هستند ( هستند و اين ) را به عنوان شرط و نه به عنوان ركن مطرح كرده اند » .
4) برخي ديگر نيز عضويت فرد در امت اسلامي براي بهره مندي او از تابعيت دولت اسلامي را كافي دانسته و مسلمان بودن يا مسلمان شدن را علت تامه بهره مندي او از تابعيت دولت اسلامي مي دانند .
5) شيخ طوسي در مقابل نظريات فوق معتقد است كه اولاً هجرت به كشورهاي اسلامي ( دارالاسلام ) و اقامت در آن وجوب نفسي نداشته ، حداكثر آن است كه مستحب باشد . ثانياً وجوب هجرت زماني مطرح مي شود كه مسلمان براي انجام فرايض ديني خود در سرزمين غير اسلامي آزادي نداشته باشد . چنانچه شخص مسلمان در برپايي شعائر ديني خود آزادي داشته باشد نيازي به هجرت به كشور اسلامي ندارد .مضافاً اين كه چنانچه شخص مسلمان در يك كشور غير اسلامي براي انجام فرايض ديني خود آزاد نباشد مي تواند به كشورهاي غير اسلامي ديگري كه اجازه اقامه شعائر ديني را به وي مي دهد مهاجرت نمايد و حتماً نيازي به مهاجرت به كشور اسلامي نيست .
5- تحصيل ( پذيرفتن ) تابعيت خارجي توسط مسلمانان :
در ابتدا لازم است تا به دو سؤال مهم زير پاسخ داد .
1- آيامسلمانان مي توانند در عين حالي كه كشور اسلامي را اقامتگاه دايمي خود قرار داده در كنار آن در كشور غير اسلامي به صورت موقت و يا دايم سكني گزينند ؟
2- آيا شخص مسلمان مي تواند تابعيت كشور غير اسلامي را تحصيل نمايد ؟
در پاسخ به سئوال اول مي توان گفت كهئاقامت در كشور اسلامي به منزله پذيرش تابعيت كشور غير اسلامي وترك تابعيت كشور اسلامي شخص مسلمان نيست . چنانچه در بحث تفكيك بين مفاهيم تابعيت و اقامتگاه گذشت اين دو مفهوم جدا ومتمايز از يكديگرن . پس چنانچه يك شخص مسلمان در كشور غير اسلامي چه به طور موقت و يا دايم مقيم گردد اين انتخاب اقامتگاه به منزله تركتابعيت اصلي خود نمي باشد .
در پاسخ به سؤال دوم نيز مي توان گفت كه در مورد تحصيل تابعيت غير اسلامي اختلاف نظر وجود دارد كه ذيلاً به آنها داشاره مي گردد .
1- برخي از دانشمندانداشتن تابعيت كشور غير اسلامي را براي مسلمانان مجاز دانسته اند و معتقدند كه فرد مسلمان اجازه پذيرش تابعيت كشورهاي غير اسلامي را دارد .
2- برخي ديگر معتقدند كه مسلمانان نمي توانند تابعيت كشور غير اسلامي را تحصيل نمايند و دلايل مختلفي را براي اظهارات خود ارايه داده اند كه عبارتند از :
اولاً : با پذيرش تئوري تابعيت ديني و الزامي براي مسلمانان نتيجه طبيعي وقهري مسلمان بودن فرد اين است كه تبعه دولت اسلامي محسوب شود و در نتيجه يك شخص مسلمان به طور هم عرض نمي تواند تابعيت دولت ديگري ( غير اسلامي ) را داشته باشد .
ثانياً : جامعه اسلامي يك جامعه ديني است كه سياست در آن عين ديانت است ونتيجه اين تفكر عضويت فرد مسلمان در جامعه اسلامي و عدم عضويت وي در جامعه غير اسلامي است .
ثالثاً : مسلمان مقيم كشور غير اسلامي از جهت حقوق و احوال شخصيه خود مانند ارث و غيره همانند مسلمانان مقيم كشور اسلامي تابع قانون دولت اسلامي است و اين امر حكايت از وجود تابعيت اسلامي و نفي تابعيت خارجي دارد .
رابعاً : برخي معتقدند كه با تحصيل تابعيت كشور غير اسلامي توسط فرد مسلمان عملاً اين فرد ولايت ، استيلا و حاكميت دولت غير اسلامي را پذيرفته است و پذيرفتن اين موارد براي مسلمانان صريحاً با اصول و احكام اسلامي مباينت دارد .
6- نتيجه گيري :
با توجه بهمطالب مذكور مي توان چنين نتيجه گيري كرد :
1- پذيرش تابعيت غير اسلامي براي مسلمانان در صورتي حائز است كه نوع حكومت و قوانين كشور غير اسلامي به گونه اي باشد كه مستلزم ولايت ، حاكميت و استعلا بر مسلمان نباشد و داشتن تابعيت كشور غير اسلامي با حفظ تابعيت اصلي شخص مسلمان ( يعني داشتن تابعيت مضاعف ) بدون اشكال به نظر مي رسد .
2- با توجه به اين كه در اعلاميه حقوق بشر دولت ها مكلف به احترام گذاشتن به اديان مختلف و ازادي شخص در انتخاب مذهب وانجام فرايض مربوط به دين خود مي باشد چنانچه شخص مسلمان آزادي در انجام فرايض ديني خود را داشته باشد مي تواند در كشور غير اسلامي اقامت گزيده و تحصيل تابعيت آن كشور را بنمايد .

منابع :
1. عبد الكريم فتحي ، الدوله و السياده في الفقه اسلامي ، ص 134.
2. حسن ابراهيم ، تاريخ سياسي اسلام ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ص 130.
3. محمد ، حميد الله ، حقوق روابط بين الملل در اسلام ، ترجمه سيد مصطفي محقق داماد ، ص 20 .
4. مصطفي ، دانش پژوه ، اسلام و حقوق بين الملل خصوصي ، ص 83 – 30 – 104 – 108-109.
5. سيد خليل ، خليليان ، حقوق بين الملل اسلامي ، ص 135 .
6. بهشيد ، ارفع نيا ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 49 – 50 – 39 – 40 – 41 – 147
7. رضا ، دشت اراء ، حقوق بين الملل خصوصي ، ( جزوه درسي ) ص 49 – 19 – 18
8. احمد ، مسلم ، القانون الدولي الخاص ، ص 74 .
9. شمس الدين ، وكيل ، الجنسيه و مركز الاجانب ، ص 35 -
10. محمود ، سلجوقي ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 148 – 51 – 155 .
11. نياكي ، جعفر ، حقوق بين الملل عمومي ، ص 82 .
12. نصيري ، محمد ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 26 – 147 – 80 .
13. سيد جلال الدين ، مدني ، حقوق بين الملل خصوصي ، ص 123 .
14. سيد حسن ، امامي ، حقوق مدني ، جلد 4 ، ص 216 .
15. جعفر ، جعفري لنگرودي ، تاريخ حقوق ايران ، ص 253 – 218 .
16. سيد قطب ، في ظلال القرآن ، ذيل آيه 74 سوره انفال .
17. شيخ طوسي ، المبسوط ، ج2 ، ص 25 .
18. عباسعلي ، عميد زنجاني ، حقوق اقليت ها ، ص 301 .
19. مرتضي ، مطهري ، ولاها و ولايت ها ، صص 14 – 12 و 21 – 20 .

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

برخي از حكومتها بر اساس نگرش ديني عينيت يافته وبرخي بر اساس نگرشهاي غير ديني كه به تناسب نوع ايدئولوژي كار كردهاي متفاوتي در عرصه عمل داشته اند. از طرفي نوع بشر شاهد بروز و ظهور انواع ديكتاتورها و حاكمان مستبدي بوده كه با تكيه بر نفسانيت خود انواع ظلمها را بر فرد و جامعه روا داشته اند.همچنين پيامبران الهي به نوبه خود براي رسانيدن بشر به كمال مطلوب ،بشريت را بطرف خدا رهنون و توصيه كرده اند تا بشر بر اساس فرامين الهي و با تكيه بر فطرت الهي بشر جامعه خود رااداره نمايد . براين مبنا پيامبران خاستگاه حكومت را الهي تلقي و حاكمان را منصوب از طرف خدا دانسته اند . به طور كلي اكثر فرق مذاهب اسلامي بر لزوم حكومت و ضرورت آن اشاره كرده و آن را براي بقاي جامعه امري لازم دانسته اند اما در اينكه اين ضرورت بر حسب حكم عقل است يا شرع بحثهاي فراواني به عمل آمده است.

از طرفي از گذ‌شته هاي دور، وقتی كه انسان بر اساس ادرا‌ک عقلاني خود، ضرورت زندگي جمعي و جامعه سياسي منظم را پذيرفت‌، مرد‌م به د‌و گروه حاکم و رعيت، فرمان‌روا و فرمان‌بر‌دار تقسيم شدند. بدین ترتیب، حق و تکليف نیز پدید آمد. از یک طرف، حکومت براي اعمال حاکميت، سلطه و اقتدار خود نياز‌مند بسط يد و قدرت سياسي است که لازمه آن، پذيرش مردم است تا اين حق را براي حکومت پذيرا شوند و خود را د‌ر مقابل حکومت مکلف احساس کنند و از طرف ديگر، چون خا‌صيت قدرت، طغيان‌گري و فساد است و مردم در خطر طعمه‌ قدرت‌طلبان قرار دارند، حس بر‌تري‌جويی و قدرت‌طلبي حاکمان ممکن است مردم را برده و بنده حاکم سازد. مسأله ديگري كه بسيار حائز اهميت است، آن است كه آيا حكومت يك حق است يا يك تكليف؟ اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) حكومت را هم حق مي‌داند و هم تكليف و به اين ترتيب نيست كه هر كسي كه برايش شرايط توليت امور مردم فراهم شد و توانست به نحوي با كسب وجاهت، با تبليغ، باكارهاي ديگر، نظر مرد م را جلب كند و بتواند حكومت كند. وقتي حكومت، بر حق است، اين حق متعلق به كسان معيني است، و اين به معناي آن نيست كه يك طبقه، طبقة ممتازند؛زيرا كه در جامعة اسلامي، همه فرصت آن را دارند كه خود را به آن زيورها بيارايند، همه مي‌توانند كه آن شرايط را براي خود كسب كنند. تعريف حكومت و دولت در نگاه نخستين، امري روشن و سهل به نظر مى‏رسد، اما با توجه به تكثر مكاتب سياسى و تئورى‏هاى مشروعيت و انواع حكومت و ماهيت و غايات آن، پيچيدگى تعريف آن روشن مى‏شود.عالمان سياست گاهى حكومت و دولت را دو واژگان مترادف تعريف كرده‏اند. اما برخى ديگر،حكومت را شعبه ‏اى از دولت تفسير كرده‏اند.دربيان تعريف؛ حكومت ‏به دستگاه خاصى اطلاق مى‏شود كه مسؤوليت اعمال قدرت و حاكميت ‏سياسى و اجرايى را بر عهده دارد. اما دولت فراتر از آن و شامل مجموعه قواى سه‏گانه و ديگر امورى است كه ارتباط فرد و جامعه را با مجموعه حكومت كننده تنظيم مى‏كند
حكومت پديده مستقل و جدا از حكومت جهاني اسلام نبوده، بلكه بخشي از آن است و به دو بخش عمده تقسيم مي شود. 1- حكومت تكويني: خداوند حاكم مطلق جهان هستي است كه ازطريق فعل خود ؛خلقت و حفظ جهان را بر اساس سنت خود اداره مي كند و بشر نيز جزيي از آن جهان هستي در اين نظام تكويني است. 2- حكومت تشريعي: عبارت است از حكومتي كه ازطريق تشريع قوانين ديني و اجتماعي ثابت الهي توسط پيامبر ؛امامان ونايبان برحق آنها اداره ميشود .
مسألة حكومت در نهج‌البلاغه، مانند دهها مسأله مهم ديگر زندگي، در اين كتاب عظيم به شيوه ‌اي غير از شيوة محققان و مؤلفان مطرح شده است.البته چنين نيست كه اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) فصلي مستقل درباره حكومت باز كرده باشد و با ترتيب مقدماتي به نتيجه‌گيري برسد. شيوة سخن او در اين باب هم، مانند ابواب ديگر، شيوه‌اي حكيمانه است، يعني عبور از مقدمات و تأمل و تمركز بر روي نتيجه. امام علی(ع)در خطبه‏ها و نامه‏ها و حکمت‏های خویش، به برخی مسائل مربوط به مدیریت سیاسی، مدیریت نظامی، مدیریت اقتصادی، مدیریت دولتی و مدیریت خانواده پرداخته است. نگاه امام(عليه ‌السلام) به مسألة حكومت، نگاه حكيم بزرگي است كه با منبع وحي پيوند نزديك دارد.ديگر آنكه مسأله حكومت در نهج‌البلاغه، به صورت يك بحث تجريدي نيست.حضرت علي(عليه السلام) با امر حكومت درگير بوده و به عنوان يك حاكم، سخن گفته،به عنوان كسي كه با اداره كشور اسلامي، با همه مشكلاتش و با همه مصيبت‌ها و دردسرهايش روبرو بوده است . بنابراين تعبير، حكومت در نهج‌البلاغه، هيچ نشانه و اشاره‌اي از سلطه‌گري ندارد. هيچ بهانه‌اي براي امتياز طلبي ندارد. از آن طرف مردم به تعبير نهج‌البلاغه رعيت‌اند. رعيت يعني جمعي كه رعايت و مراقبت آنان، و حفاظت و حراست آنان بر دوش وليّ امر است. البته مراقبت و حفاظت، يك وقت نسبت به يك موجود بي‌جان است و اين هم يك معنا دارد. اما حراست و حفاظت، گاهي مربوط به انسان‌ها است، يعني انسان با همة ابعاد شخصيتي، آزاديخواهي، افزايش طلبي معنوي، امكان تعالي و اعتلاي روحي، آرمان‌ها؛ اهداف والا و شريف، بايد مورد توجه وعنايت قرار بگيرد واين همان چيزي است كه در فرهنگ اسلامي در طول زمان‌ها مورد ملاحظه بوده است. به طور خلاصه، وقتي در نهج‌البلاغه در جستجوي مفهوم حكومت هستيم، از طرفي مي‌بينيم آنكه در رأس حكومت است، والي و وليّ امر است، متصدي كارهاي مردم است، وظيفه‌دار و مكلّف به تكليف مهمي است، انساني است كه بيشترين بار و سنگين‌ترين مسؤوليت بر دوش اوست. اما در سوي ديگر، مردمي قرار دارند كه بايد با همة ارزش‌هاو آرمان‌هايشان و با همة عناصر مُشَكِّلهْ شخصيتشان، مورد رعايت قرار بگيرند.اين مفهوم فاقد عناصرسلطه‌گري ، زورمداري و افزون طلبي است. ايجاد حكومت عدل و عدالت‌پرور از آرزوهاي ديرينه بشري بوده است كه در هر زماني، تحقق چنين حكومتي را در سر داشته و دارند، اما در عرصه عمل، جوامع دچار تنش‌ها و تضادها و تبعيض‌هاي ناروايي هستند كه موجب ايجاد شكاف و گسست طبقات در جامعه مي‌شود. در حالي كه گسترش عدل و عدالت در جامعه، همواره موجب امنيت و آسايش و حفظ جامعه از مفاسد اخلاقي و ناراحتي‌هاي روحي و رواني است. هنگامي‌ كه مردم جامعه احساس كنند كه امكان استفاده از بيت‌المال و امكانات اقتصادي جامعه بنا بر سعي و تلاش صحيح و شايسته‌سالاري است، اميد به زندگي و حركت و رشد و توسعه در جامعه، افزون‌تر مي‌‌شود و اگر مجري حكومت، گسترش عدل و عدالت را در جامعه، سرلوحه كار خويش قرار دهد و بخواهد دست طمعكاران و متجاوزان را از بيت‌المال قطع كند، اين امر براي عده‌اي كه به سوءاستفاده از بيت‌المال و دست‌اندازي به مال مردم و رفاه و خوشگذراني و امتيازات طبقاتي دل خوش كرده‌اند، بسيار سخت و ناگوار خواهد آمد.
در همين راستا حكومت از نگاه امام على‏عليه السلام تنها براى ايجاد زمينه لازم جهت اجراى قسط و عدالت اجتماعى ارزش پيدا مى‏كند. همچنين حكومت از ديد امام‏عليه السلام تنها شايسته كسانى است كه داراى سه شرط باشند: توان‏مندى، علم و عدالت؛ به عبارت ديگر ملاك و شأنيتِ تصدّى حكومت شايستگى است و انتخاب گروه يا شخص خاص و به صورت موروثى ملاك اداره حكومت نيست.
از آن جا كه امامت از نگاه امير مؤمنان‏عليه السلام مبتنى بر اصل شايستگى است، فرد حائز اين شرايط، امام است حتى اگر امامت او به سبب موانعى به فعليت نرسد؛ به عبارت ديگر منصب شأنى امامت براى ائمه اهل بيت‏عليه السلام به عنوان تنها مصاديق برخوردار از شرايط پيشين در هر حال ثابت و قطعى است؛ حتى اگر در خانه نشسته و سال‏ها از صحنه سياست كنار گذاشته شوند.جامعه اي كه خود را پيرو سنت و سيره علي بن ابي طالب (ع) مي داند و به اين پيروزي افتخار مي ورزد، شايسته است، با تاسي از سيره حيات بخش آن حضرت باب هرگونه توجيه گري را در ارتكاب بي عدالتي و تبعيض ببندد؛ چرا كه اگر باب توجيه گري در ساختار اجتماعي جامعه باز گردد، ديگر كسي مزه عدالت را نخواهد چشيد.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

تاريخچه بورس ايران:
تاريخچه بورس ايران اعطاي معافيت هاي مالياتي شرکت ها و موئسسه هاي پذيرفته شده در بورس در ايجاد انگيزه براي عرضه سهام آنها نقش مهمي داشته است . طي 11 سال فعاليت بورس تا پيش از انقلاب اسلامي در ايران تعداد شرکت ها و بانک ها و شرکت هاي بيمه پذيرفته شده از6 بنگاه اقتصادي با 2/6 ميليارد ريال سرمايه در سال 1346 به 105 بنگاه با بيش از 230 ميليارد ريال در سال 57 افزايش يافت .همچنين ارزش مبادلات در بورس از 15 ميليون ريال در سال 1346 به بيش از 150 ميليارد ريال سرمايه در سال 1357 افزايش يافت.در سال هاي پس از انقلاب اسلامي و تا پيش از نخستين برنامه پنج ساله توسعه اقتصادي ، دگرگوني هاي چشميگيري در اقتصاد ملي ديد آمد که بورس اوراق بهادار تهران را نيز در بر گرفت. نخستين رويداد ، تصويب لايحه قانون اداره امور بانک ها در تاريخ 17 خرداد 1358 توسط شوراي انقلاب بود که به موجب آن بانک هاي تجاري و تخصصي کشور در چارچوب 9 بانک شامل 6 بانک تجاري و 3 بانک تخصصي ادغام و ملي شدند. 

چندي بعد و در پي آن شرکت هاي بيمه نيز در يکديگر ادغام گرديدند و به مالکيت دولتي درآمدند و همچنين تصويب قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران در تير 1358 باعث گرديد تعداد زيادي از بنگاه هاي قتصادي پذيرفته شده در بورس از آن خارج شوند . به گونه اي که تعداد آنها از 105 شرکت و موئسسه اقتصادي در سال 1357 به 56 شرکت در پايان سال 1367 کاهش يافت . بدين ترتيب در طي اين سال ها بورس و اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز کرد که تا پايان سال 1367 ادامه يافت . از سال 1368، در هارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي ، مورد توجه قرار گرفت براين اساس سياست گذاران در نظر دارند بورس اوراق بهادار با انتقال پاره هايي از وظيايف تصدي هاي دولتي به بخش خصوصي،جذب نقدينگي و گردآوري منابع پس اندازي پراکنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري ، در تجهيزمنابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشارکت فعالانه درفعاليت هاي اقتصادي نقش مهم و اساسي داشته باشد . در هر حال، گرايش سياست گذاري هاي کلان اقتصادي به استفاده از ساز و کار بورس، افزايش چشميگيرشمار شرکت هاي پذيرفته شده و افزايش حجم فعاليت بورس تهران را در بر داشت که بر اين اساس طي سال هاي 1367 تا نيمه اول سال 1384 به بيش از 445 شرکت افزايش يافت . شرکت هاي پذيرفته شده و شرکت هاي فعال در بورسبه دو دسته تقسيم مي شوند 1 - شرکت هاي توليدي 2 - شرکت هاي سرمايه گذاري شرکت هاي توليدي معمولا به توليد کالاي خاصي مبادرت مي ورزند و در گروه صنايع فعال در بورس قرار مي گيرند و در سازمان بورس با نام و کد خاص خود ، مشخص مي شوند . اما شرکت هاي سرمايه گذاري شرکت هايي هستند که به عنوان واسطه هاي مالي فعاليت مي کنند.اينگونه شرکت ها يا فعاليت توليدي ندارند ويا فعاليت آنها به گونه اي است که با کمک هاي مالي از طريق خريد سهام شرکت هاي توليدي و صنعتي و يا مجموعه اي از آنها به توليد و سرمايه گذاري اين شرکت ها مبادرت مي نمايند .البته شرکت هاي خدماتي نيز اکنون در بورس فعال هستند در بلژيک قرن پانزدهم مردي بود به نام " واندر بورس " که صرافان و دلالان در مقابل خانه اش به داد و ستد پول و اوراق بهادار مي پرداختند. بدين ترتيب نام فعاليتي که بعدها يعني در سال 1460 ميلادي تشکيل شد و بازار متشکلي را شامل گشت از اسم آن مرد بلژيکي گرفته شد اما تاريخ اولين بورس بين المللي را تنها مي توان تا اوايل قرن هفدهم عقب برد يعني زمان تاسيس سازمان بورس آمستردام،با اين حال آنچه ذهنيت اوليه تشکيل چنين سازماني را به وجود آورد ، خود داستان ديگري دارد: تجار و بازرگانان راهي را مي جستند تا در معاملات خود با زيان کمتري مواجه شوند، بهترين راه حل نيز تقسيم زيان بود آنچه در سال 1553 ميلادي رخ داد ايجاد شرکت هاي سهامي عام بود که در سال 1602 ميلادي با تاسيس شرکت هند شرقي شکل اصلي خود را پيدا نمود و بدين ترتيب اساس بازار سرمايه پايه گذاري شد
بورس چيست؟

بخش مالي اقتصادي هر كشور تامين‌كننده منابع مالي و فعاليتهاي حقيقي اقتصادي محسوب مي‌شود كه به دو بخش تقسيم مي‌گردد :
بازار پولي كه عمدتا توسط نظام بانكي يك كشور اداره مي‌شود كه مهمترين كاركرد آن تامين اعتبارات كوتاه مدت است. بازار سرمايه كه كاركرد اصلي آن تامين مالي بلند مدت مورد نياز در فعاليت‌هاي توليدي و خدماتي مولد مي‌باشد .
بورس يك نهاد سازمان يافته‌اي است كه از جمله نهادهاي عمده و اساسي در بازار سرمايه محسوب مي‌شود و در كنار ساير موسسات و سازمانها ، وظايف چندگانه‌اي را برعهده دارد .
كاركردهاي اساسي بورس مديريت انتقال ريسك و توزيع آن، شفافيت اطلاعات، كشف قيمت، ايجاد بازار رقابتي و همچنين يكي از كاركردهاي مهم آن جمع آوري سرمايه‌ها و پس اندازهاي كوچك براي تامين سرمايه مورد نياز فعاليتهاي اقتصادي است .
تاريخچه تاسيس اولين بورس به اواخر قرن چهارده و اوايل قرن پانزده در كشور هلند بر مي‌گردد. اما بورس به صورت مدون از دو قرن پيش شروع به فعاليت كرده است در حال حاضر با پيشرفت تكنولوژي و استفاده از ابزارهاي الكترونيكي بيشتر معاملات در بورس از طريق رايانه صورت مي‌گيرد .
مهمترين مامويت بورس كالايي بر اساس گزارشات آنكتاد كمك به ساماندهي و اصلاح ساختار بازار محصولات بخش كشاورزي از طريق شفافيت اطلاعات، كشف قيمت، توزيع ريسك و سياليت در معاملات و همچنين تامين منابع مالي مورد نياز فعالان بخش كشاورزي از طريق توسعه بازار سرمايه است كه اولي در كشورهاي درحال توسعه و دومي در كشورهاي پيشرفته و صنعتي ملاك عمل قرار مي‌گيرد .

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اي دل از پست و بلند روزگار انديشه كن در برومندي ز قحط برگ و بار انديشه كن از نسيمي‌دفتر ايام بر هم مي‌خورد از ورق گرداني ليل و نهار انديشه كن بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت ايمني خواهي زاوج اعتبار انديشه كن صائب تبريزي پيرو فرمان رياست محترم جمهوري به وزير اقتصاد مبنی بر ايجاد تحول در صنعت بیمه، برنامه تحول در صنعت بيمه در دستور كار مسوولان ذيربط قرار گرفت و دو همايش تحت عناوين «مديريت بر چالش‌هاي فراروي صنعت بيمه» و «بيمه و اقتصاد ملي» به‌ترتيب در تاريخ‌هاي 28/4/86 و 18/6/86 همچنین چهاردهمین سمینار بیمه و توسعه با موضوع «راهکار‌های توسعه بیمه‌های عمر» در 13 آذر (روز بیمه) برگزار شد و كارگروه‌هاي متعددي جهت بررسي نحوه تحول در صنعت بيمه تشكيل شد.

در حكم رياست محترم جمهوري خطاب به وزير محترم اقتصاد به منظور ايجاد تحول در صنعت بيمه ده محور مختلف (جهت‌گيري) تعيين شده كه دو محور آن به بيمه‌هاي عمر و بيمه‌هاي خرد اختصاص يافته است. - توسعه بيمه‌هاي عمر به منظور بالا بردن رفاه اجتماعي (بند 4 فرمان) - ارائه طرح‌هاي جديد بيمه‌اي (بيمه‌هاي خرد) براي ارائه خدمات بيمه‌اي به اقشار كم‌درآمد و آسيب‌پذير. (بند5فرمان) مقاله زير، تحت عنوان «آتيه‌نگري و پس‌انداز با بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز» تلاشي جهت معرفي بيمه‌هاي عمر و ويژگي‌ها و كاركردهاي آن در راستاي تبيين و تشريح دو محور فوق است. مقدمه انسان به عنوان خليفه الهي در نظام هستي حرمت و كرامت ويژه‌اي دارد. كمال و سعادت بشر از اهداف خلقت برشمرده شده است. تحقق كمال و سعادت انساني بدون وجود امنيت و آسايش فكري در جهان پرمخاطره دشوار و ناممكن به‌نظر مي‌رسد. بيماري‌، كهولت‌، فقر و كاهش درآمد‌، ازكارافتادگي و از همه مهم‌تر فوت زودرس از وقايعي است كه علاوه بر اينكه خانواده‌ها را از جنبه عاطفي تحت تاثير قرار مي‌دهد‌، پيامد‌هاي ناگوار اقتصادي زيادي به همراه دارد. علاوه بر آن رويدادهايي نظير: ازدواج‌، تولد فرزند‌، خريد خانه‌، تحصيلات عالي و... اگرچه شيرين و دلنشين است‌، ليكن تبعات اقتصادي آن اغلب باعث مشكلات فراواني براي خانواده‌ها مي‌‌شود. انسان از يك سو به‌دليل آسيب‌پذيري در مقابل حوادث گوناگون و از سوي ديگر به‌دليل نياز غريزي به امنيت خاطر و رفاه اجتماعي‌، هميشه به‌دنبال راهكار‌هايي بوده است تا پيامدهاي ناشي از حوادث ناگوار را كاهش دهد. كمك به نيازمندان و زيانديدگان از طريق سازوكارهايي همچون تعاون‌، همياري و ايجاد صندوق و... در جوامع مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. بيمه يكي از مهم‌ترين و با ارزش‌ترين دستاورد جامعه بشري در جهت رويارويي با مخاطرات گوناگون و شرايط دشوار زندگي است. فايده بيمه چيست؟ فايده اصلي بيمه‌، دادن اطمينان به افراد در جهت مقابله با خطرات احتمالي است. فارغ از نوع بيمه مي‌توان گفت، بيمه علاوه بر ايجاد محيطي امن براي فعاليت‌هاي اقتصادي‌، باعث ايجاد اطمينان براي كار و توليد و سرمايه‌گذاري و به‌طور كلي ايجاد فضاي امن و آرام براي فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي است. انسان موجودي آينده‌نگر و دورانديش و خطرگريز است و ابهام نسبت به آينده و نيازهاي آتي‌، تامين آتيه خانواده‌، ازدواج‌، خريد مسكن‌، تولد فرزندان‌، تحصيلات عالي و دغدغه‌ها و دل‌مشغولي‌هايي از اين قبيل‌، نيازهايي است كه فقط با بهره‌گيري از بيمه و مزاياي آن مرتفع خواهد شد. امروزه بيمه در جوامع مختلف نقش‌ها و كاركردهاي زيادي دارد. صنعت بيمه كه از اركان مهم اقتصادي و از پشتوانه‌هاي بازارهاي مالي است‌. از سويي مبالغ حاصل شده از فروش بيمه‌هاي مختلف‌، باعث رونق اقتصادي‌، ايجاد فرصت‌هاي شغلي و سرمايه‌گذاري‌هاي بلند مدت و سودآور است و از سوي ديگر صنعت بيمه با جبران خسارت‌هاي ناشي از حوادث ناگوار و ارائه پوشش‌هاي بيمه‌اي جهت مقابله با ريسك‌هاي مختلف‌، پشتوانه عظيمي‌ براي كليه بخش‌هاي اقتصادي است و امنيت و آرامش خاطر جامعه و آحاد مردم را فراهم مي‌سازد و از سوي ديگر باعث ارتقاي سطح رفاه اجتماعي مردم خواهد شد و از اين منظر راهكار مناسبي براي مقابله با آسيب‌هاي اجتماعي و دغدغه‌هاي رواني ناشي از آن است‌. خطراتي كه با انواع بيمه تحت پوشش قرار مي‌گيرند، مي‌توان به دو دسته خطرات جاني و خطرات مالي (اشخاص و اموال) تقسيم كرد، به‌عنوان مثال بيمه‌هاي درمان‌، عمر‌، از كارافتادگي و حوادث جزو بيمه‌هاي جاني (اشخاص) و بيمه‌هاي آتش سوزي‌، اتومبيل و‌... جزو بيمه‌هاي اموال طبقه بندي مي‌شوند. بيمه‌هاي اشخاص از آنجايي كه با جان انسان سرو كار دارند از اهميت ويژه‌اي برخوردار هستند‌، جان انسان قابل ارزش‌گذاري نيست، بنابراين هدف اين نوع بيمه‌ها فقط جبران خسارت نمي‌باشد، بلكه هدف عمده‌ اين بيمه‌، دادن تامين‌هاي مناسب در مقابل ريسك‌هاي فردي مانند فوت‌، حوادث‌، بيماري و يا بار مالي ناشي از تحقق شرايط خاص نظير ازدواج‌، تولد فرزندان، خريد خانه و... است. و از مهمترين بيمه‌هاي اشخاص بيمه‌هاي عمر است‌ و از كامل‌ترين بيمه‌هاي عمر‌، هم به لحاظ كاركرد وهم از جهت نوع تامين‌هاي قابل ارائه و نيز مدت و جنبه پس‌اندازي آن‌، بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز است. بيمه عمر چيست؟ بيمه عمر و يا قرارداد بيمه عمر را مي‌توان اين‌گونه تعريف كرد: قراردادي است كه به موجب آن بيمه‌گر (شركت بيمه) در قبال دريافت حق بيمه متعهد مي‌شود كه در صورت فوت بيمه شده و يا زنده ماندن (حيات) او مبلغ سرمايه بيمه را به‌طور يكجا يا به‌صورت مستمري، در موعد مقرر، به استفاده كننده بپردازد‌. قبل از توضيح بيشتر راجع به بيمه‌هاي عمر توضيح چند اصطلاح مهم بيمه‌اي ضروري به نظر مي‌رسد‌. بيمه‌گر‌: به شركت بيمه اطلاق مي‌شود. بيمه شده‌: فردي است كه فوت يا حيات او در قرارداد بيمه، مورد بيمه قرار گرفته است‌. بيمه‌گذار‌: شخص حقيقي و يا حقوقي است كه حق بيمه را پرداخت و قرارداد بيمه را منعقد مي‌كند‌. استفاده‌كننده‌: شخصي حقيقي يا حقوقي است كه سرمايه بيمه را در صورت فوت و يا حيات بيمه شده دريافت مي‌كند‌. سرمايه بيمه‌: وجهي است كه درصورت فوت و يا انقضاي قرارداد بيمه به استفاده‌كننده پرداخت مي‌شود‌. حق بيمه‌: وجهي است كه بيمه‌گذار در مقابل تعهدات بيمه‌گر به صورت اقساط و يا يكجا پرداخت مي‌كند. انواع بيمه‌هاي عمر بيمه‌هاي عمر انواع گوناگون دارد‌. بالغ بر صدها نوع بيمه عمر در نقاط مختلف دنيا عرضه مي‌گردد‌. به‌طور كلي بيمه‌هاي عمر را مي‌توان به سه دسته تقسيم نمود كه توضيح اجمالي هر دسته و انواع بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز آن كه در كشور ما ارائه مي‌شود به شرح زير است‌: 1 - بيمه‌هاي عمر خطر فوت (به شرط فوت) در اين نوع بيمه‌، شركت بيمه تعهد مي‌كند درصورت فوت بيمه شده در طول مدت قرارداد‌، سرمايه بيمه را به استفاده كننده بپردازد‌. بديهي است كه در صورت حيات بيمه شده‌، شركت بيمه تعهدي ندارد‌. از انواع اين بيمه است‌: بيمه عمر زماني‌، بيمه عمر مانده بدهكار‌، بيمه تمام عمر و‌... 2 - بيمه‌هاي عمر به شرط حيات در اين نوع بيمه شركت بيمه تعهد مي‌كند درصورت حيات بيمه شده تا زمان انقضاي مدت بيمه‌نامه‌، سرمايه بيمه را به صورت يكجا و يا مستمري به استفاده كننده بپردازد‌. از انواع اين بيمه است‌: بيمه تشكيل سرمايه و انواع بيمه‌هاي مستمري‌. 3 - بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز (مختلط) بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز ‌كه بهترين و كامل‌ترين نوع بيمه عمر است در حقيقت ‌تركيبي از دو نوع بيمه به شرح فوق است به عبارت ديگر بيمه عمر و پس‌انداز، ‌تركيبي از دو نوع بيمه عمر به شرط فوت و حيات و يا بيمه عمر به‌علاوه پس‌انداز است. بنابراين ريسك خطر فوت و احتمال زنده ماندن در يك بيمه‌نامه مورد بيمه قرار مي‌گيرند‌. بنابراين پرداخت سرمايه در اين بيمه‌نامه برخلاف دو بيمه‌نامه قبلي قطعي است‌. مثال‌: چنانچه بيمه شده 30 ساله‌اي بخواهد خود را در مقابل ده ميليون ریال، بيمه عمر و پس‌انداز كند، حق بيمه ماهانه او با توجه مدت بيمه‌نامه به‌شرح زير خواهد بود: شركت‌هاي بيمه حق بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز را به دو مولفه تقسيم و بخش اندكي از حق بيمه را بابت حق بيمه خطر فوت و هزينه‌هاي جانبي و بخش عمده آن را به عنوان اندوخته پس‌انداز مي‌كنند- به‌اين بخش پس‌اندازي «اندوخته رياضي» گفته مي‌شود. و پس‌اندازهاي ايجاد شده را در چهارچوب قوانين و مقررات در بخش‌هاي مختلف اقتصادي سرمايه‌گذاري مي‌كنند. مزاياي بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز براي شخص بيمه شده مزيت‌هاي زيادي به همراه دارد از قبیل‌: - تامين آتيه براي خانواده و حمايت از خانواده در صورت فوت سرپرست و نان‌آور خانواده - ايجاد مستمري براي دوران بازنشستگي - تشكيل سرمايه براي مصارف خاص علاوه بر مزيت‌هاي فوق‌، مزاياي اجتماعي و اقتصادي زير نيز براي بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز متصور است‌. از جهت اقتصادي‌، حق بيمه‌هاي خرد كه از بيمه‌گذاران بيمه‌هاي عمر جمع‌آوري مي‌شود موجب تشكيل سرمايه‌هاي كلان مي‌شود و شركت‌هاي بيمه با توجه به تعهدات خود نسبت به بيمه‌گذاران‌، اين سرمايه‌ها را در بازارهاي مالي و پروژه‌هاي اقتصادي مهم كشور سرمايه‌گذاري مي‌كنند، اين عمل علاوه بر به همراه داشتن سودهاي مناسب و تضمين شده جهت بيمه‌گذاران‌، باعث رشد و توسعه اقتصادي كشور مي‌شود و از بعد اجتماعي نيز بيمه‌گذار و بيمه شده با داشتن بيمه عمر با آرامش و اطمينان به فعاليت مي‌پردازند و نگران خود و خانواده و شريكان اقتصادي خود درصورت فوت و يا از كارافتادگي و... نيستند، زيرا در چنين شرايطي خود را در حمايت يك حامي‌قدرتمند خواهند ديد‌. افزون بر مزاياي اقتصادي و اجتماعي بيمه‌هاي عمر مزاياي شخصي زيادي نيز براي بيمه شده به همراه خواهد داشت كه از آن جمله است‌:‌ - پرداخت سرمايه مطمئن و تضمين شده در انتهاي مدت بيمه‌نامه‌. - پرداخت سود مشاركت در منافع به ميزان 85 درصد‌. سود مشاركت در منافع: درصدي از سود منافع حاصل از معاملات بيمه عمر است كه بيمه‌گران عمر به بيمه‌گذاران خود مي‌دهند‌. منابع تامين مشاركت در سود عبارتند از‌: تفاوت تعداد مرگ‌و‌مير واقعي و تعداد مرگ‌و‌مير پيش‌بيني شده طبق جدول مرگ‌و‌مير مورد استفاده صرفه جويي در هزينه‌هاي اداري بيمه‌گر و نيز منافع حاصل از سرمايه‌گذاري‌هاي ذخيره‌هاي رياضي بيمه‌گذاران. - امكان دريافت وام از محل بيمه‌. وام‌: به موجب آيين‌نامه شماره 13 و اصلاحات آن و نيز آيين‌نامه شماره 16 شوراي‌عالي بيمه‌، شركت‌هاي بيمه مي‌توانند از محل اندوخته رياضي بيمه‌هاي عمر‌، به بيمه‌گذاران بيمه‌هاي عمر كه داراي ارزش بازخريدي هستند(بيمه‌هاي مختلط و بيمه‌هاي به شرط حيات با استرداد حق بيمه و تمام عمر) وام پرداخت كنند. - امكان مخفف كردن سرمايه بيمه سرمايه مخفف‌: ممكن است بيمه‌گذار به دلايل اقتصادي و يا هر دليل ديگر قادر و يا مايل به ادامه پرداخت حق بيمه نباشد و از سوي ديگر نخواهد بيمه‌نامه خود را بازخريد و مبلغ اندوخته رياضي را نيز دريافت كند، لذا در چنين مواقعي سرمايه بيمه‌نامه نسبت به حق بيمه‌هاي پرداخت شده كاهش يافته و اعتبار بيمه‌نامه با سرمايه مخفف (كاهش يافته) ادامه مي‌يابد‌. - امكان بازخريد بيمه‌نامه بازخريد‌: بيمه‌نامه‌هاي عمر و پس‌انداز به‌دليل اينكه داراي جنبه پس‌اندازي هستند، به همین دلیل در طول مدت بيمه، بابت هر بيمه‌نامه‌، اندوخته رياضي تشكيل و هر سال نسبت به سال گذشته افزايش مي‌يابد و در نهايت سرمايه اصلي بيمه‌نامه را تشكيل مي‌دهد و لذا چنانچه بيمه‌گذار پس از گذشت دو سال بخواهد ارتباط خود را با شركت بيمه قطع كند مي‌تواند ارزش بازخريدي بيمه‌نامه خود را دريافت نمايد شركت‌هاي بيمه هنگام صدور بيمه‌نامه جدول ارزش بازخريد بيمه‌نامه را ضميمه بيمه‌نامه مي‌كنند‌. - امكان انتخاب و تعيين نحوه پرداخت حق بيمه تعيين نحوه پرداخت حق بيمه‌: با توجه به توان مالي بيمه‌گذار‌، بيمه‌گذار مي‌تواند حق بيمه خود را به صورت اقساط ماهانه‌، سه ماهه‌، شش ماهه‌، سالانه و يا به‌صورت يكجا در شروع بيمه‌نامه پرداخت كند. - معاف بودن سرمايه بيمه‌هاي عمر از ماليات بر درآمد (موضوع ماده 136 قانون ماليات‌هاي مستقيم) «وجوه پرداختي بابت بيمه عمر از طرف موسسه‌هاي بيمه كه به‌موجب قرارداد‌هاي منعقد شده بيمه عايد ذينفع مي‌شود‌، از پرداخت ماليات معاف است» - امكان تغيير شرايط بيمه‌نامه و افزايش سرمايه بيمه‌نامه در طول مدت بيمه‌نامه - معافيت مالياتي حق بيمه‌هاي عمر (موضوع ماده 137 قانون ماليات‌هاي مستقيم) «هزينه‌هاي درماني هر مودي بابت معالجه خود و يا همسر‌، اولاد‌، پدر‌، مادر، برادر، و خواهر تحت تكفل در يك سال مالياتي به شرط اين كه دريافت‌كننده موسسه درماني يا پزشك مقيم ايران باشد و دريافت وجه را گواهي كند. همچنين حق بيمه پرداختي هر شخص حقيقي به موسسه‌هاي ايراني بابت بيمه‌هاي عمر و بيمه‌هاي درماني از درآمد مشمول ماليات مودي كسر مي‌‌شود...» - احتساب حق بيمه عمر به‌عنوان هزينه قابل قبول مالياتي براي بيمه‌گذاران (موضوع ماده 148 قانون ماليات‌هاي مستقيم) «هزينه‌هايي كه حايز شرايط مذكور در ماده فوق (ماده 147) مي‌باشد به شرح زير در حساب مالياتي قابل قبول است‌. «هزينه‌هاي بهداشتي و درماني و وجوه پرداختي بابت بيمه‌هاي بهداشتي و عمر و حوادث ناشي از كاركاركنان» - معافيت سرمايه بيمه عمر از ماليات بر درآمد (موضوع ماده 24 قانون ماليات‌هاي مستقيم ) «وجوه بازنشستگي و وظيفه و پس‌انداز و مزاياي پايان خدمت‌، مطالبات مربوط به خسارت اخراج‌، یا خريد خدمت و مرخصي استحقاقي استفاده نشده و بيمه‌هاي اجتماعي و نيز وجوه پرداختي توسط موسسات بيمه يا بيمه‌گذار و يا كارفرما از قبيل بيمه عمر‌، خسارت فوت و همچنين ديه و مانند آنها حسب مورد كه كجا و يا به طور مستمر به ورثه متوفي پرداخت مي‌شود.» علاوه بر اين - سرمايه بيمه عمر از ماترك بيمه شده تفكيك شده است. - سرمايه بيمه عمر مشمول قاعده تقسيم ارث نيست. - سرمايه بيمه عمر از طرف طلبكاران قابل توقيف نيست. - امكان توثيق بيمه‌نامه به‌عنوان يك وثيقه مطمئن براي بستانكاران. - امكان انتقال بيمه‌نامه به غير از طريق صدور الحاقيه‌، ظهرنويسي بيمه‌نامه و يا صدور سند رسمي‌. انواع بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز‌، انواع گوناگوني دارد به اسامي‌مختلفي از طرف شركت‌هاي بيمه عرضه مي‌شود. بيمه‌هاي مذكور به‌رغم اينكه داراي ماهيت تقريبا» يكساني هستند ليكن با توجه به نيازهاي گوناگون خريداران به شكل‌هاي متفاوتي عرضه مي‌شوند. مهمترين بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز كه در حال حاضر از طرف شركت بيمه دانا عرضه مي‌گردد، به شرح زير است‌: 1 - بيمه‌نامه زندگي و سرمايه‌گذاري هدف از اين بيمه‌ايجاد تامين بيمه‌اي مناسب جهت بيمه شده توام با يك سرمايه‌گذاري است. تعهدات اين بيمه به شرح زير است‌: 1 -1- پرداخت سرمايه بيمه تعيين شده در پايان مدت بيمه‌نامه‌. 1 -2- پرداخت اصل سرمايه بيمه در صورت فوت بيمه شده‌. 1 -3- پرداخت دو برابر سرمايه بيمه در صورت فوت بيمه شده به علت حادثه‌. 1 -4- معافيت از پرداخت حق بيمه در صورت از كارافتادگي كامل و دائم بيمه شده‌. 2 - بيمه سرمايه فرزندان هدف از اين بيمه تامين آتيه كودكان و نوجوانان و زدودن دغدغه خاطر همه پدران و مادران جهت آينده فرزندانشان و ايجاد سرمايه‌اي مطمئن براي تهيه جهيزيه‌، هزينه تحصيلات عالي‌، ازدواج و... مي‌باشد‌. تعهدات بيمه‌گر: 2 -1- پرداخت سرمايه بيمه به استفاده‌كننده در پايان مدت براي تهيه جهيزيه‌، هزينه تحصيلات عالي‌، ازدواج‌، خريد مسكن و... اعم از اينكه بيمه شده در آن هنگام در قيد حيات باشد يا نباشد. 2 -2- معافيت از پرداخت حق بيمه در صورت از كار افتادگي بيمه‌گذار در طي مدت بيمه‌. 3 -2-هر گاه بيمه شده در طول مدت بيمه فوت شود و يا در اثر حادثه از كارافتاده كامل و دائم شود از آن پس حق بيمه دريافت نمي‌شود ولي سرمايه در پايان مدت پرداخت مي‌شود. 4 -2- هرگاه استفاده كننده در طول مدت در اثر حادثه ازكارافتاده كامل و دائم شود علاوه بر سرمايه بند يك‌، سرمايه معادل سرمايه بيمه‌نامه بلافاصله پرداخت خواهد شد‌. 3 - بيمه تامين خانواده هدف از اين بيمه تامين سرمايه‌اي مناسب براي ادامه زندگي خانواده درزمان كهولت و يا فوت بيمه شده مي‌باشد. تعهدات بيمه‌گر: 3 -1- پرداخت سرمايه در سررسيد بيمه‌نامه اعم از اينكه بيمه شده در آن هنگام در قيد حيات باشد يا نباشد‌. 3 -2-هرگاه بيمه شده قبل از سررسيد بيمه‌نامه فوت كند، از تاريخ فوت تا پايان مدت بيمه‌نامه سالانه مبلغي معادل10درصد سرمايه بيمه‌نامه به‌صورت مستمري به ذينفع پرداخت مي‌‌شود و در سررسيد بيمه‌نامه سرمايه مندرج در بيمه‌نامه پرداخت خواهد شد‌. 3 -3- هر گاه بيمه شده در طول مدت بيمه در اثر حادثه مشمول بيمه دچار ازكارافتادگي كامل و دائم شود از آن پس حق بيمه‌اي دريافت نمي‌شود، ولي تعهد بيمه به قوت خود باقي است و سرمايه بيمه در سررسيد آن به ذينفع و يا استفاده‌كنندگان پرداخت خواهد شد‌. 4 - بيمه مهريه اين طرح به منظور ايجاد تحكيم بيشتر خانواده‌ها و با هدف امكان پرداخت مهريه از طرف شوهر به همسر در طول زندگي مشترك تهيه شده است‌. تعهدات بيمه‌گر‌: 4 -1- پرداخت سرمايه بيمه در صورت ادامه اعتبار بيمه‌نامه و حيات شوهر تا انقضاي مدت به همسر‌. 4 -2- پرداخت سرمايه بيمه در صورت فوت شوهر در طي مدت اعتبار بيمه‌نامه به همسر‌. 4 -3- در صورت از كارافتادگي كامل و دائم شوهر در اثر حادثه‌، پرداخت معادل سرمايه بيمه در طول مدت اعتبار بيمه‌نامه به وي و پرداخت تعهدات مندرج در بند 1 به همسر‌. 4 -4- معافيت از ادامه پرداخت حق بيمه در صورت از كار افتادگي دائم و كامل شوهر در طي مدت اعتبار بيمه‌نامه‌. 5 - بيمه آتيه فرزندان سرمايه‌گذاري، خريد مسكن، تهيه جهيزيه، تامين هزينه تحصيل فرزندان به همراه پوشش‌هاي بيمه‌اي از اهداف عمده‌اين طرح است‌. تعهدات بيمه‌گر‌: 5 -1- پرداخت سرمايه بيمه در صورت حيات بيمه شده در پايان مدت بيمه‌نامه‌. 5 -2- پرداخت سرمايه بيمه‌نامه در پايان مدت بيمه در صورت فوت عادي بيمه شده‌. تذكر‌: پوشش فوت عادي در دو سال اول قرارداد استثنا است‌. 5 -3- پرداخت سرمايه بيمه بلافاصله، درصورت فوت بيمه شده در اثر حادثه (علاوه بر بند 2) 5 -4- استرداد حق بيمه‌هاي پرداختي درصورت فوت عادي بيمه شده در طول دو سال اول بيمه‌نامه در اين بيمه‌نامه بيمه شده از انجام معاينات پزشكي معاف شده و در مقابل درصورت فوت عادي بيمه شده در دو سال اول‌، شركت بيمه نيز تعهدي نخواهد داشت‌. بيمه‌هاي خطر فوت به‌رغم اينكه بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز به‌دلايلي كه عنوان گرديد از محبوبيت و كارآمدي بيشتري نسبت به بیمه‌نامه‌های خطر فوت برخوردارند ليكن ساير بيمه‌نامه‌ها از جمله انواع بيمه‌هاي خطر فوت به‌شرح زير نيز تامين‌كننده بخشي از نيازهاي مردم هستند. الف. بيمه عمر ساده زماني يك نوع بيمه عمر است كه شركت بيمه تعهد مي‌كند در صورت فوت بيمه شده در طي مدت اعتبار قرارداد سرمايه بيمه‌نامه را به استفاده كننده بپردازد و چنانچه بيمه شده در پايان قرارداد زنده باشد‌، شركت بيمه تعهدي ندارد مدت اين نوع بيمه حداقل يك سال و حداكثر 30 سال و معمولا تا سن 70 سالگي قابل ارائه مي‌باشد‌. با عنايت به میزان اندک حق بیمه در این بیمه‌نامه براي كساني كه به هر دليل مايلند در صورت فوت آنان سرمايه‌اي به وراث يا استفاده‌كنندگان و يا شركاي زندگي و يا تجاري آنان تعلق گيرد بيمه‌نامه مناسبي است‌. روش پرداخت حق بيمه در بيمه عمر زماني به‌صورت سالانه و يا يكجا است. ب. بيمه تمام عمر بيمه تمام عمر از انواع بيمه‌هاي به شرط فوت است در اين بيمه‌نامه شركت بيمه تعهد مي‌كند كه بيمه شده در هر زماني كه فوت كند سرمايه بيمه را به استفاده‌كنندگان بپردازد‌، شركت‌هاي بيمه معمولا متقاضيان بيمه را در بيمه‌هاي به شرط فوت و مختلط حداكثر تا سن 70 سالگي تحت پوشش قرار مي‌دهند و در سن 70 سالگي پوشش بيمه‌اي او قطع مي‌گردد‌. ليكن در بيمه تمام عمر اين محدوديت وجود ندارد و بيمه شده تا زمان فوت - هر زمان كه اتفاق بيافتد - تحت پوشش خواهد بود‌. ج‌. بيمه عمر مانده بدهكار (بيمه سرمايه نزولي) يك نوع پوشش خطر فوت است كه سرمايه بيمه در طول مدت بيمه كاهش مي‌يابد و در انتهاي مدت به صفر مي‌رسد‌. در اين بيمه‌نامه شركت بيمه تعهد مي‌كند كه در صورت فوت بيمه شده باقيمانده اقساط وام دريافتي بيمه شده را از زمان فوت بيمه شده‌، به‌طور يكجا به موسسه پرداخت كننده وام‌، پرداخت كند. هدف از اين بيمه تضمين مناسبي براي پرداخت باقيمانده وام دريافتي بيمه شده از بانک‌ها و موسسات پولی و اعتباری در صورت فوت او است و در حقيقت در صورت فوت بيمه شده بدهي او توسط شركت بيمه پرداخت مي‌شود و بازماندگان او بري‌الذمه مي‌شوند. حق بيمه ‌اين بيمه‌نامه را مي‌توان به‌صورت يكجا و يا سالانه پرداخت كرد. بيمه‌هاي تكميلي بيمه‌هاي تكميلي پوشش‌هايي بيمه‌اي هستند كه مي‌توان آنرا به بيمه عمر اضافه كرد و تعهدات شركت بيمه را در شرايط خاص افزايش داد معمولا پوشش‌هاي زير همراه بيمه‌هاي عمر قابل ارائه است. 1 - فوت در اثر حادثه - به موجب اين پوشش بيمه‌اي‌، چنانچه بيمه شده بيمه عمر به علت حادثه فوت نمايد علاوه بر دريافت سرمايه اصلي بيمه‌، يك يا چند برابر سرمايه اصلي نيز به علت فوت در اثر حادثه دريافت خواهد كرد. 2 - بيمه معافيت از پرداخت حق بيمه در صورت از كارافتادگي - به موجب اين پوشش بيمه‌اي‌، چنانچه بيمه شده از كارافتاده كامل و دائم شود از پرداخت حق بيمه معاف خواهد شد و تعهدات شركت بيمه به قوت خود باقي خواهد بود‌. 3 - بيمه امراض سخت - به موجب اين پوشش بيمه‌اي‌، چنانچه بيمه شده دچار عارضه جسمي‌ و اختلال در اعمال طبيعي و جهاز مختلف بدن كه ناشي از بروز سكته قلبي‌، سكته مغزي‌، جراحي عروق قلبي و سرطان شود شركت بيمه نسبت به پرداخت سرمايه بيمه اقدام خواهد نمود. چگونه بيمه بخريم؟ در بخش‌هاي پیشین راجع به بيمه‌هاي عمر و مزاياي آن توضيح لازم ارائه شد‌، حال چنانچه بخواهيم يك بيمه عمر خريداري كنيم‌، به كجا مراجعه كنيم؟ عرضه و فروش انواع پوشش و خدمات بيمه‌اي توسط شركت‌هاي بيمه از راه‌هاي زير صورت مي‌گيرد: 1 - شعب شركت‌های بیمه در شعب شركت‌هاي بيمه‌، كاركنان بخش‌هاي فروش و صدور بيمه‌نامه‌، وظيفه عرضه بيمه‌نامه و ارائه توضيحات آن و صدور بيمه‌نامه را به عهده دارند. 2 - نمايندگان بيمه خدمات بيمه‌اي غالبا از طريق نمايندگان فروش بيمه‌نامه، شامل نمايندگان حقيقي و حقوقي ونيز كارگزاران عرضه مي‌شود. دفاتر نمايندگان در نقاط مختلف شهرها وجود دارد و دسترسي به آن براي كليه شهروندان به‌راحتي ميسر است. 3 - بازاريابان بيمه هريك از نمايندگان جهت عرضه گسترده خدمات بيمه‌اي از همكاري تعدادي از بازاريابان حرفه‌اي استفاده مي‌كنند‌. و معمولا بازاريابان بيمه به محل كار و يا منزل مردم مراجعه و خدمات خود را عرضه مي‌كنند. 4 - فروش اينترنتي يكي از روش‌هاي فروش بيمه‌نامه كه در چند سال گذشته مورد استفاده قرار مي‌گيرد، فروش بيمه‌نامه از طريق اينترنت است كه متقاضيان بيمه مي‌توانند با مراجعه به سايت شركت بيمه‌، بيمه‌نامه مورد نظر خود را انتخاب و خريداري نمايد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اگر از سطح كره زمين گلوله‌اي را به طرف آسمان با سرعتي ( سرعت اوليه ) كمتر از سرعت فرار پرتاب كنيم [ با صرف نظر كردن از نيروي مقاومت هوا ] اين گلوله به سطح سياره زمين بر مي‌گردد . در واقع هرگاه گلوله‌اي را به طرف بالا پرتاب كنيم ، گلوله تا ارتفاع معيني بالا ميرود ، سرعت آن به صفر مي‌رسد و دوباره به سطح زمين بر ميگردد . در نقطه اوج ، گلوله تنها داراي انرژي پتانسيل است . هر چه سرعت اوليه گلوله بيشتر باشد ، تا ارتفاع بيشتري صعود مي‌كند . با اين مقدمه مي توانيم سرعت فرار را اينگونه تعريف كنيم :

سرعت فرار = مينيمم سرعت لازم براي عدم بازگشت گلوله به سطح سياره زمين است

چون گلوله به سطح زمين باز نمي گردد پس تا بينهايت به حركت خود ادامه مي دهد و چون مينيمم مقدار لازم است ، پس گلوله در بينهايت متوقف مي شود . با استفاده از روابط انرژي پتانسيل گرانشي و انرژي جنبشي جسم مي توان فرمولي براي سرعت فرار بيان كرد .

اگر انرژي پتانسيل گرانشي يك دستگاه شامل دو جسم در فاصله بي نهايت را برابر صفر در نظر بگيريم به راحتي مي توان اثبات كرد كه :



كه در اين رابطه U انرژي پتانسيل ، M جرم زمين ، m جرم گلوله ، G ثابت گرانش و r فاصله مركز زمين تا مركز گلوله است . با توجه به مطالب گفته شده در بالا مي توان گفت كه :
 


K انرژي جنبشي و Vesc سرعت فرار گلوله ميباشد . رابطه اخير ، فرمول سرعت فرار براي گلوله است و چنانكه ديده مي شود اين سرعت به جرم گلوله بستگي ندارد . همچنين متوجه مي شويم كه اگر فاصله دو جسم به صفر ميل كند سرعت فرار به بينهايت ميل خواهد كرد .

با در نظر گرفتن شعاع و جرم ، سرعت فرار براي برخي از اجرام سماوي منظومه شمسي به صورت زير است :

سرعت فرار از سطح خورشيد برابر 617.5 كيلومتر بر ثانيه ، از سطح عطارد 4.4 كيلومتر بر ثانيه ، از سطح زهره 10.4 كيلومتر بر ثانيه ، از زمين 11.2 كيلومتر بر ثانيه و از ماه 2.4 كيلومتر بر ثانيه و از مريخ 5 كيلومتر بر ثانيه ميباشد .

نظريه پردازان انفجار بزرگ مدعي هستند كه تمام جرم ( ماده ) و انرژي امروزه موجود در كيهان ، در چند ميليارد سال پيش در گوي بسيار چگال ( كوچك به اندازه يك نخود يا يك ذره اتمي ) ، داغ و متراكم بوده است و بعد از انفجار اين گوي ، ماده و انرژي انتشار يافته و كيهان پديدار شده است . اينك برسي خواهيم كرد كه آيا اين نظريه ميتواند درست باشد ؟
 

براي اينكار ميبايست سرعت فرار براي ماده و انرژي را در گوي چگال ( ابتداي انفجار و پيدايش كيهان ) حساب كنيم . سرعت فرار برابر خواهد بود با حد معادله كلي سرعت فرار ، زماني كه جرم گوي به بينهايت و شعاع آن به صفر ميل مي‌كند . براي اينكه جرم كيهان غير قابل تصور و بينهايت بوده و شعاع اين گوي به علت فشار گرانشي غير قابل تصور اين مقدار جرم عظيم ، در حد صفر بوده است ( يعني چيزي به اندازه شعاع يك ذره اتمي ) . مقدار كلي اين حد بينهايت است ، پس ميتوان به راحتي نتيجه گرفت كه هيچ چيز ( ماده ، جرم يا انرژي ) توان خروج و فرار از اين گوي را نداشته است . هر چند كه حد نهايي سرعت در نظريه نسبيت سرعت نور مطرح ميشود و سرعت نور نيز مقدار پيش پا افتاده و بسيار كمي در مقابل اين مقدار سرعت فرار فوق‌العاده زياد و غير قابل درك است . پس ميتوان به اين نتيجه كلي رسيد كه اين گوي در صورت وجود ، مكان بسته‌اي بوده است كه خروج و فرار از آن غير ممكن و محال مي‌نمايد . پس اگر گويچه‌اي با اين مشخصات در كيهان به علت تجمع تمامي اجرام و انرژي‌ها تشكيل شود ، ماده ( جرم ) و انرژي محكوم است تا به ابديت در اين وضعيت ناهنجار باقي بماند و هيچ عاملي نخواهد توانست ماده و انرژي را از آن مجددا به بيرون بكشد و كيهاني ديگر مشابه كيهان ما را پديدار كند . پس نظريه انفجار بزرگ كه توجيهي براي انبساط و پديدار شدن كيهان فعلي ماست ، بسيار محال و غير ممكن مي‌نمايد . به بيان شيواتر همانطور كه مي‌دانيم نور توان خروج و فرار از درون سياه چاله ها ( پايين‌تر از شعاع شوارتس شيلد ) را ندارد . اينك اين سوال مطرح ميشود كه نور حاصل از انفجار بزرگ چگونه توان فرار از آن ميدان گرانش غير قابل تصور را داشته است و بعد از سرد شدن تبديل به امواج پس زمينه كيهان شده است ؟ و اصولا خود نور سرد نمي‌شود بلكه طيف انتشاري اجسام داغ در هنگام سرد شدن خود جسم ، به طرف طيف قرمز حركت مي‌كند . حد نهايي سرعت در نظريه نسبيت سرعت نور است كه براي نظريه انفجار بزرگ كافي نيست . نظريه انفجار بزرگ براي توجيه كيهان ، سرعت بينهايت مي‌خواهد ( مي‌طلبد ) كه نسبيت را نقض مي‌كند . اينك دو گزينه داريم 1- صحت تئوري نسبيت 2- صحت نظريه انفجار بزرگ ، انتخاب با شماست . ولي به نظر ميرسد كه فعلا صحت تئوري نسبيت انتخاب شود و نظريه انفجار بزرگ مردود شود !




منبع:محمدرضا طباطبايي 14/4/87

http://www.ki2100.com/physics/big-bang2.htm

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

تاريخچه بورس ايران:
تاريخچه بورس ايران اعطاي معافيت هاي مالياتي شرکت ها و موئسسه هاي پذيرفته شده در بورس در ايجاد انگيزه براي عرضه سهام آنها نقش مهمي داشته است . طي 11 سال فعاليت بورس تا پيش از انقلاب اسلامي در ايران تعداد شرکت ها و بانک ها و شرکت هاي بيمه پذيرفته شده از6 بنگاه اقتصادي با 2/6 ميليارد ريال سرمايه در سال 1346 به 105 بنگاه با بيش از 230 ميليارد ريال در سال 57 افزايش يافت .همچنين ارزش مبادلات در بورس از 15 ميليون ريال در سال 1346 به بيش از 150 ميليارد ريال سرمايه در سال 1357 افزايش يافت.در سال هاي پس از انقلاب اسلامي و تا پيش از نخستين برنامه پنج ساله توسعه اقتصادي ، دگرگوني هاي چشميگيري در اقتصاد ملي ديد آمد که بورس اوراق بهادار تهران را نيز در بر گرفت. نخستين رويداد ، تصويب لايحه قانون اداره امور بانک ها در تاريخ 17 خرداد 1358 توسط شوراي انقلاب بود که به موجب آن بانک هاي تجاري و تخصصي کشور در چارچوب 9 بانک شامل 6 بانک تجاري و 3 بانک تخصصي ادغام و ملي شدند. 

چندي بعد و در پي آن شرکت هاي بيمه نيز در يکديگر ادغام گرديدند و به مالکيت دولتي درآمدند و همچنين تصويب قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران در تير 1358 باعث گرديد تعداد زيادي از بنگاه هاي قتصادي پذيرفته شده در بورس از آن خارج شوند . به گونه اي که تعداد آنها از 105 شرکت و موئسسه اقتصادي در سال 1357 به 56 شرکت در پايان سال 1367 کاهش يافت . بدين ترتيب در طي اين سال ها بورس و اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز کرد که تا پايان سال 1367 ادامه يافت . از سال 1368، در هارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي ، مورد توجه قرار گرفت براين اساس سياست گذاران در نظر دارند بورس اوراق بهادار با انتقال پاره هايي از وظيايف تصدي هاي دولتي به بخش خصوصي،جذب نقدينگي و گردآوري منابع پس اندازي پراکنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري ، در تجهيزمنابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشارکت فعالانه درفعاليت هاي اقتصادي نقش مهم و اساسي داشته باشد . در هر حال، گرايش سياست گذاري هاي کلان اقتصادي به استفاده از ساز و کار بورس، افزايش چشميگيرشمار شرکت هاي پذيرفته شده و افزايش حجم فعاليت بورس تهران را در بر داشت که بر اين اساس طي سال هاي 1367 تا نيمه اول سال 1384 به بيش از 445 شرکت افزايش يافت . شرکت هاي پذيرفته شده و شرکت هاي فعال در بورسبه دو دسته تقسيم مي شوند 1 - شرکت هاي توليدي 2 - شرکت هاي سرمايه گذاري شرکت هاي توليدي معمولا به توليد کالاي خاصي مبادرت مي ورزند و در گروه صنايع فعال در بورس قرار مي گيرند و در سازمان بورس با نام و کد خاص خود ، مشخص مي شوند . اما شرکت هاي سرمايه گذاري شرکت هايي هستند که به عنوان واسطه هاي مالي فعاليت مي کنند.اينگونه شرکت ها يا فعاليت توليدي ندارند ويا فعاليت آنها به گونه اي است که با کمک هاي مالي از طريق خريد سهام شرکت هاي توليدي و صنعتي و يا مجموعه اي از آنها به توليد و سرمايه گذاري اين شرکت ها مبادرت مي نمايند .البته شرکت هاي خدماتي نيز اکنون در بورس فعال هستند در بلژيک قرن پانزدهم مردي بود به نام " واندر بورس " که صرافان و دلالان در مقابل خانه اش به داد و ستد پول و اوراق بهادار مي پرداختند. بدين ترتيب نام فعاليتي که بعدها يعني در سال 1460 ميلادي تشکيل شد و بازار متشکلي را شامل گشت از اسم آن مرد بلژيکي گرفته شد اما تاريخ اولين بورس بين المللي را تنها مي توان تا اوايل قرن هفدهم عقب برد يعني زمان تاسيس سازمان بورس آمستردام،با اين حال آنچه ذهنيت اوليه تشکيل چنين سازماني را به وجود آورد ، خود داستان ديگري دارد: تجار و بازرگانان راهي را مي جستند تا در معاملات خود با زيان کمتري مواجه شوند، بهترين راه حل نيز تقسيم زيان بود آنچه در سال 1553 ميلادي رخ داد ايجاد شرکت هاي سهامي عام بود که در سال 1602 ميلادي با تاسيس شرکت هند شرقي شکل اصلي خود را پيدا نمود و بدين ترتيب اساس بازار سرمايه پايه گذاري شد
بورس چيست؟

بخش مالي اقتصادي هر كشور تامين‌كننده منابع مالي و فعاليتهاي حقيقي اقتصادي محسوب مي‌شود كه به دو بخش تقسيم مي‌گردد :
بازار پولي كه عمدتا توسط نظام بانكي يك كشور اداره مي‌شود كه مهمترين كاركرد آن تامين اعتبارات كوتاه مدت است. بازار سرمايه كه كاركرد اصلي آن تامين مالي بلند مدت مورد نياز در فعاليت‌هاي توليدي و خدماتي مولد مي‌باشد .
بورس يك نهاد سازمان يافته‌اي است كه از جمله نهادهاي عمده و اساسي در بازار سرمايه محسوب مي‌شود و در كنار ساير موسسات و سازمانها ، وظايف چندگانه‌اي را برعهده دارد .
كاركردهاي اساسي بورس مديريت انتقال ريسك و توزيع آن، شفافيت اطلاعات، كشف قيمت، ايجاد بازار رقابتي و همچنين يكي از كاركردهاي مهم آن جمع آوري سرمايه‌ها و پس اندازهاي كوچك براي تامين سرمايه مورد نياز فعاليتهاي اقتصادي است .
تاريخچه تاسيس اولين بورس به اواخر قرن چهارده و اوايل قرن پانزده در كشور هلند بر مي‌گردد. اما بورس به صورت مدون از دو قرن پيش شروع به فعاليت كرده است در حال حاضر با پيشرفت تكنولوژي و استفاده از ابزارهاي الكترونيكي بيشتر معاملات در بورس از طريق رايانه صورت مي‌گيرد .
مهمترين مامويت بورس كالايي بر اساس گزارشات آنكتاد كمك به ساماندهي و اصلاح ساختار بازار محصولات بخش كشاورزي از طريق شفافيت اطلاعات، كشف قيمت، توزيع ريسك و سياليت در معاملات و همچنين تامين منابع مالي مورد نياز فعالان بخش كشاورزي از طريق توسعه بازار سرمايه است كه اولي در كشورهاي درحال توسعه و دومي در كشورهاي پيشرفته و صنعتي ملاك عمل قرار مي‌گيرد .

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مقدمه
خانواده اولين پايگاه فرد براي زندگي و مهم‌ترين مبناي تشكيل دهنده جامعه است. خانواده، به‌خصوص در ايام گذشته به‌طور مستقيم علاوه بر نيازهاي خود، تأمين‌كننده قسمتي از نيازهاي جامعه نيز بود كه اين نقش با گذشت زمان از عهده تمام افراد خانواده خارج شد و بر دوش يك يا چند تن از آن‌ها افتاد.
از لحاظ اجتماعي خانواده اساسي‌ترين عامل توليد و مصرف كالاها و خدمات در جامعه است و مسئوليت عمده‌اش بقاء نسل مي‌باشد و براي انجام اين مسئوليت مهم نيازمند تكاپوي اقتصادي بسيار زياد است و اساس فعاليت‌هاي اقتصادي اجتماع نيز انجام مسئوليت‌هاي مهم خانواده است و براي همين است كه اقتصاددانان خانواده را بنيان زندگي اقتصادي جوامع مي‌دانند، ازجمله ارسطو كه اقتصاد را علم خانه‌داري مي‌دانست و اصولاً كلمه اقتصاد مشتق شده يوناني اقتصاد و خانواده است كه امروزه اين گرايش با عنوان اقتصاد خانواده و اقتصاد خانه يكي از شاخص‌ترين گرايش‌هاي اقتصاد در دنيا مي‌باشد.

اركان اقتصاد خانواده
هر خانواده اي از منابع متعدد درآمد كسب مي‌كند كه اين درآمد محدود است يعني مقدار معيني است و به هر مقدار كه اراده كند، در اختيارش نيست و در عوض مخارجي دارد كه براي انجام آن از درآمدهايش استفاده مي‌كند. افراد براي ادامه زندگي به كالاهاي زيادي نياز دارد و بايد درآمدش را به مصرف انواع كالاهاي مورد نيازش مثل غذا، پوشاك، مسكن، آموزش، تفريحات و... اختصاص دهد. درست است كه نيازهاي افراد بي‌نهايت است؛ اما همانطور كه شما هم بارها در زندگي با آن برخورد كرده‌ايد، درآمدهاي خانواده محدود است و هميشه مقدار محدودي از نيازهايش را مي‌تواند برآورده كند. اين‌جا اولين سؤال در مبحث اقتصاد خانواده به‌وجود مي‌آيد و آن اين است كه: چگونه اين درآمد را بايد به مصرف انواع كالاها و خدمات اختصاص دهد؟
اصل هنر اقتصاد هم چگونگي تخصيص منابع محدود در دسترس جهت تأمين نيازهاي محدود انسان‌ها است. مديريت منابع مالي خانواده از مهم‌ترين وضايفي است كه اغلب برعهده زنان مدير و باتدبير است.
ما در طول زمان كالاهاي بسياري را مصرف مي‌كنيم. برخي از اين كالاها، مثل غذا و خوراك و پوشاك، براي زندگي افراد لازم و ضروري هستند، و برخي ديگر مثل انواع تفريحات و تجملات و... جزء كالاهاي لوكس به‌شمار مي‌روند.

كدام كالا راانتخاب و مصرف كنيم؟
اولين پرسشي كه براي هر فرد مطرح مي‌شود اين است كه كدام كالا را بايد مصرف كند؟ در مصرف يك كالا به كدام ويژگي‌ها و مطلوبيت آن مي‌انديشيم و ارضاي كدام نيازمندي‌ها را از مصرف يك كالا انتظار داريم؟
بايد توجه داشت كه جواب هركسي به اين سؤالات متفاوت خواهد بود و اين امري طبيعي است چرا كه نيازهاي افراد بر اساس عادات، محل زندگي، سطح درآمد و... با يكديگر فرق مي‌كند. نيازمندي‌هاي انسان را مي‌توان به نيازهاي زيستي، اجتماعي، رواني و اخلاقي طبقه‌بندي كرد و بيشتر نظريه‌پردازان معتقدند كه تا نيازهاي مادي انسان برآورده نشود، وي قادر به تأمين نيازهاي معنوي نيست. انسان تا زماني‌كه نيازهاي مادي دارد به دنبال نيازهاي معنوي نمي‌رود. پس طبيعي است كه برخي از نيازهاي انسان كه براي آن‌ها هزينه مي‌كند، مادي نباشند. از ميان نيازهاي مادي انسان هم هميشه نيازهايي اولويت دارند كه درصورت نداشتن آن‌ها زندگي براي افراد امكان‌پذير نباشد؛ به عبارتي كالاهاي ضروري هستند. اغلب خانواده‌هاي با درآمدهاي بالا به‌طور ناخودآگاه الگوي مصرفي خانواده‌هاي با درآمد پايين مي‌شوند و از آن‌جا است كه مشكلات مالي و اقتصادي در خانواده ايجاد مي‌شود؛ چرا كه ممكن است با اين انتخاب نادرست الگوي مصرفي، به نان‌آور خانواده فشار بسياري وارد شود و اين به‌نوبه خود مي‌تواند مشكلات خانوادگي و اجتماعي بسياري را براي آن‌ها ايجاد كند.
اولين راه يافتن الگوي مناسب مصرف اين است كه باورها و ارزش‌هاي خودمان را بكاويم و از خودمان بپرسيم به راستي چرا اينگونه مي‌انديشيم؟ آيا هر خانواده ثروتمندي از لحاظ مصرفي درست مصرف مي‌كند؟ پاسخ اين سؤال را خودتان بدهيد؛ به اين فكر كنيد كه عليرغم ضرر و زياني كه به شما در خانواده به خاطر از دست رفتن آرامش گذشته وارد مي‌شود، مصرف بيش از حد ضرورت شما چه زيان‌هايي مي‌تواند به اقتصاد جامعه از ديدگاه كلان وارد كند؟!!
اگر شما در مهماني جشن تولد فرزندتان از لامپ‌هاي متعدد و پرمصرف استفاده كنيد، كسي شما را تحسين نمي‌كند؛ اما انرژي برق كه محدود و گران است بيهوده نلف مي‌شود و ممكن است با اين كار شما عده‌اي هم در آن شب از اين نعمت خدادادي كه حق همۀ مردم است، محروم شوند. يا اگر شما براي عقب نماندن از دوستتان مدام مبلمان و لوازم لوكس خانه مثل يخچال و فريزر را عوض كنيد، باعث مصرف بيش از حد نياز واردات و ايجاد هزينه‌هايي مي‌شويد كه به جيب عوامل توليد خارجي برود و از چرخه توليد داخلي خارج شود. پس براي مصرف خودتان هميشه خودتان و بر اساس نيازهاي ضروري تان بينديشيد، نه بر اساس نيازهاي ديگران!
يادتان باشد هيچ‌گاه كسي شما را به خاطر مثل ديگران انديشيدن تحسين نمي‌كند، همانطور كه اگر شما بر اثر مصرف بيش از حد توانتان ورشكسته شويد كسي كمكتان نخواهد كرد. كسي نزد ديگران احترام بيشتري دارد كه هيچگاه محتاج آن‌ها نشود. شما با دنبال كردن الگويي كه با درآمدهايتان سنخيت دارد و مي‌تواند جوابگوي مهم‌ترين نيازهايتان باشد، مي‌توانيد به همه نيازهايتان برسيد در عين اينكه هرگز مجبور به دادن قسط يا قرض كردن از ديگران نباشيد.

منابع و مآخذ:
1. رزاقي،ابراهيم؛ الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي،چاپ اول، 1374
2. حائريان، محمود؛ مديريت خانه، انتشارات دانشگاه الزهرا(س)، 1381
3. افشاري، زهرا؛ اقتصاد خانواده، تهران، دانشگاه الزهرا(س)، 1380

 

آتيه نگري و پس‌انداز با بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز

اي دل از پست و بلند روزگار انديشه كن در برومندي ز قحط برگ و بار انديشه كن از نسيمي‌دفتر ايام بر هم مي‌خورد از ورق گرداني ليل و نهار انديشه كن بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت ايمني خواهي زاوج اعتبار انديشه كن صائب تبريزي پيرو فرمان رياست محترم جمهوري به وزير اقتصاد مبنی بر ايجاد تحول در صنعت بیمه، برنامه تحول در صنعت بيمه در دستور كار مسوولان ذيربط قرار گرفت و دو همايش تحت عناوين «مديريت بر چالش‌هاي فراروي صنعت بيمه» و «بيمه و اقتصاد ملي» به‌ترتيب در تاريخ‌هاي 28/4/86 و 18/6/86 همچنین چهاردهمین سمینار بیمه و توسعه با موضوع «راهکار‌های توسعه بیمه‌های عمر» در 13 آذر (روز بیمه) برگزار شد و كارگروه‌هاي متعددي جهت بررسي نحوه تحول در صنعت بيمه تشكيل شد.

در حكم رياست محترم جمهوري خطاب به وزير محترم اقتصاد به منظور ايجاد تحول در صنعت بيمه ده محور مختلف (جهت‌گيري) تعيين شده كه دو محور آن به بيمه‌هاي عمر و بيمه‌هاي خرد اختصاص يافته است. - توسعه بيمه‌هاي عمر به منظور بالا بردن رفاه اجتماعي (بند 4 فرمان) - ارائه طرح‌هاي جديد بيمه‌اي (بيمه‌هاي خرد) براي ارائه خدمات بيمه‌اي به اقشار كم‌درآمد و آسيب‌پذير. (بند5فرمان) مقاله زير، تحت عنوان «آتيه‌نگري و پس‌انداز با بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز» تلاشي جهت معرفي بيمه‌هاي عمر و ويژگي‌ها و كاركردهاي آن در راستاي تبيين و تشريح دو محور فوق است. مقدمه انسان به عنوان خليفه الهي در نظام هستي حرمت و كرامت ويژه‌اي دارد. كمال و سعادت بشر از اهداف خلقت برشمرده شده است. تحقق كمال و سعادت انساني بدون وجود امنيت و آسايش فكري در جهان پرمخاطره دشوار و ناممكن به‌نظر مي‌رسد. بيماري‌، كهولت‌، فقر و كاهش درآمد‌، ازكارافتادگي و از همه مهم‌تر فوت زودرس از وقايعي است كه علاوه بر اينكه خانواده‌ها را از جنبه عاطفي تحت تاثير قرار مي‌دهد‌، پيامد‌هاي ناگوار اقتصادي زيادي به همراه دارد. علاوه بر آن رويدادهايي نظير: ازدواج‌، تولد فرزند‌، خريد خانه‌، تحصيلات عالي و... اگرچه شيرين و دلنشين است‌، ليكن تبعات اقتصادي آن اغلب باعث مشكلات فراواني براي خانواده‌ها مي‌‌شود. انسان از يك سو به‌دليل آسيب‌پذيري در مقابل حوادث گوناگون و از سوي ديگر به‌دليل نياز غريزي به امنيت خاطر و رفاه اجتماعي‌، هميشه به‌دنبال راهكار‌هايي بوده است تا پيامدهاي ناشي از حوادث ناگوار را كاهش دهد. كمك به نيازمندان و زيانديدگان از طريق سازوكارهايي همچون تعاون‌، همياري و ايجاد صندوق و... در جوامع مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. بيمه يكي از مهم‌ترين و با ارزش‌ترين دستاورد جامعه بشري در جهت رويارويي با مخاطرات گوناگون و شرايط دشوار زندگي است. فايده بيمه چيست؟ فايده اصلي بيمه‌، دادن اطمينان به افراد در جهت مقابله با خطرات احتمالي است. فارغ از نوع بيمه مي‌توان گفت، بيمه علاوه بر ايجاد محيطي امن براي فعاليت‌هاي اقتصادي‌، باعث ايجاد اطمينان براي كار و توليد و سرمايه‌گذاري و به‌طور كلي ايجاد فضاي امن و آرام براي فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي است. انسان موجودي آينده‌نگر و دورانديش و خطرگريز است و ابهام نسبت به آينده و نيازهاي آتي‌، تامين آتيه خانواده‌، ازدواج‌، خريد مسكن‌، تولد فرزندان‌، تحصيلات عالي و دغدغه‌ها و دل‌مشغولي‌هايي از اين قبيل‌، نيازهايي است كه فقط با بهره‌گيري از بيمه و مزاياي آن مرتفع خواهد شد. امروزه بيمه در جوامع مختلف نقش‌ها و كاركردهاي زيادي دارد. صنعت بيمه كه از اركان مهم اقتصادي و از پشتوانه‌هاي بازارهاي مالي است‌. از سويي مبالغ حاصل شده از فروش بيمه‌هاي مختلف‌، باعث رونق اقتصادي‌، ايجاد فرصت‌هاي شغلي و سرمايه‌گذاري‌هاي بلند مدت و سودآور است و از سوي ديگر صنعت بيمه با جبران خسارت‌هاي ناشي از حوادث ناگوار و ارائه پوشش‌هاي بيمه‌اي جهت مقابله با ريسك‌هاي مختلف‌، پشتوانه عظيمي‌ براي كليه بخش‌هاي اقتصادي است و امنيت و آرامش خاطر جامعه و آحاد مردم را فراهم مي‌سازد و از سوي ديگر باعث ارتقاي سطح رفاه اجتماعي مردم خواهد شد و از اين منظر راهكار مناسبي براي مقابله با آسيب‌هاي اجتماعي و دغدغه‌هاي رواني ناشي از آن است‌. خطراتي كه با انواع بيمه تحت پوشش قرار مي‌گيرند، مي‌توان به دو دسته خطرات جاني و خطرات مالي (اشخاص و اموال) تقسيم كرد، به‌عنوان مثال بيمه‌هاي درمان‌، عمر‌، از كارافتادگي و حوادث جزو بيمه‌هاي جاني (اشخاص) و بيمه‌هاي آتش سوزي‌، اتومبيل و‌... جزو بيمه‌هاي اموال طبقه بندي مي‌شوند. بيمه‌هاي اشخاص از آنجايي كه با جان انسان سرو كار دارند از اهميت ويژه‌اي برخوردار هستند‌، جان انسان قابل ارزش‌گذاري نيست، بنابراين هدف اين نوع بيمه‌ها فقط جبران خسارت نمي‌باشد، بلكه هدف عمده‌ اين بيمه‌، دادن تامين‌هاي مناسب در مقابل ريسك‌هاي فردي مانند فوت‌، حوادث‌، بيماري و يا بار مالي ناشي از تحقق شرايط خاص نظير ازدواج‌، تولد فرزندان، خريد خانه و... است. و از مهمترين بيمه‌هاي اشخاص بيمه‌هاي عمر است‌ و از كامل‌ترين بيمه‌هاي عمر‌، هم به لحاظ كاركرد وهم از جهت نوع تامين‌هاي قابل ارائه و نيز مدت و جنبه پس‌اندازي آن‌، بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز است. بيمه عمر چيست؟ بيمه عمر و يا قرارداد بيمه عمر را مي‌توان اين‌گونه تعريف كرد: قراردادي است كه به موجب آن بيمه‌گر (شركت بيمه) در قبال دريافت حق بيمه متعهد مي‌شود كه در صورت فوت بيمه شده و يا زنده ماندن (حيات) او مبلغ سرمايه بيمه را به‌طور يكجا يا به‌صورت مستمري، در موعد مقرر، به استفاده كننده بپردازد‌. قبل از توضيح بيشتر راجع به بيمه‌هاي عمر توضيح چند اصطلاح مهم بيمه‌اي ضروري به نظر مي‌رسد‌. بيمه‌گر‌: به شركت بيمه اطلاق مي‌شود. بيمه شده‌: فردي است كه فوت يا حيات او در قرارداد بيمه، مورد بيمه قرار گرفته است‌. بيمه‌گذار‌: شخص حقيقي و يا حقوقي است كه حق بيمه را پرداخت و قرارداد بيمه را منعقد مي‌كند‌. استفاده‌كننده‌: شخصي حقيقي يا حقوقي است كه سرمايه بيمه را در صورت فوت و يا حيات بيمه شده دريافت مي‌كند‌. سرمايه بيمه‌: وجهي است كه درصورت فوت و يا انقضاي قرارداد بيمه به استفاده‌كننده پرداخت مي‌شود‌. حق بيمه‌: وجهي است كه بيمه‌گذار در مقابل تعهدات بيمه‌گر به صورت اقساط و يا يكجا پرداخت مي‌كند. انواع بيمه‌هاي عمر بيمه‌هاي عمر انواع گوناگون دارد‌. بالغ بر صدها نوع بيمه عمر در نقاط مختلف دنيا عرضه مي‌گردد‌. به‌طور كلي بيمه‌هاي عمر را مي‌توان به سه دسته تقسيم نمود كه توضيح اجمالي هر دسته و انواع بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز آن كه در كشور ما ارائه مي‌شود به شرح زير است‌: 1 - بيمه‌هاي عمر خطر فوت (به شرط فوت) در اين نوع بيمه‌، شركت بيمه تعهد مي‌كند درصورت فوت بيمه شده در طول مدت قرارداد‌، سرمايه بيمه را به استفاده كننده بپردازد‌. بديهي است كه در صورت حيات بيمه شده‌، شركت بيمه تعهدي ندارد‌. از انواع اين بيمه است‌: بيمه عمر زماني‌، بيمه عمر مانده بدهكار‌، بيمه تمام عمر و‌... 2 - بيمه‌هاي عمر به شرط حيات در اين نوع بيمه شركت بيمه تعهد مي‌كند درصورت حيات بيمه شده تا زمان انقضاي مدت بيمه‌نامه‌، سرمايه بيمه را به صورت يكجا و يا مستمري به استفاده كننده بپردازد‌. از انواع اين بيمه است‌: بيمه تشكيل سرمايه و انواع بيمه‌هاي مستمري‌. 3 - بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز (مختلط) بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز ‌كه بهترين و كامل‌ترين نوع بيمه عمر است در حقيقت ‌تركيبي از دو نوع بيمه به شرح فوق است به عبارت ديگر بيمه عمر و پس‌انداز، ‌تركيبي از دو نوع بيمه عمر به شرط فوت و حيات و يا بيمه عمر به‌علاوه پس‌انداز است. بنابراين ريسك خطر فوت و احتمال زنده ماندن در يك بيمه‌نامه مورد بيمه قرار مي‌گيرند‌. بنابراين پرداخت سرمايه در اين بيمه‌نامه برخلاف دو بيمه‌نامه قبلي قطعي است‌. مثال‌: چنانچه بيمه شده 30 ساله‌اي بخواهد خود را در مقابل ده ميليون ریال، بيمه عمر و پس‌انداز كند، حق بيمه ماهانه او با توجه مدت بيمه‌نامه به‌شرح زير خواهد بود: شركت‌هاي بيمه حق بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز را به دو مولفه تقسيم و بخش اندكي از حق بيمه را بابت حق بيمه خطر فوت و هزينه‌هاي جانبي و بخش عمده آن را به عنوان اندوخته پس‌انداز مي‌كنند- به‌اين بخش پس‌اندازي «اندوخته رياضي» گفته مي‌شود. و پس‌اندازهاي ايجاد شده را در چهارچوب قوانين و مقررات در بخش‌هاي مختلف اقتصادي سرمايه‌گذاري مي‌كنند. مزاياي بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز براي شخص بيمه شده مزيت‌هاي زيادي به همراه دارد از قبیل‌: - تامين آتيه براي خانواده و حمايت از خانواده در صورت فوت سرپرست و نان‌آور خانواده - ايجاد مستمري براي دوران بازنشستگي - تشكيل سرمايه براي مصارف خاص علاوه بر مزيت‌هاي فوق‌، مزاياي اجتماعي و اقتصادي زير نيز براي بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز متصور است‌. از جهت اقتصادي‌، حق بيمه‌هاي خرد كه از بيمه‌گذاران بيمه‌هاي عمر جمع‌آوري مي‌شود موجب تشكيل سرمايه‌هاي كلان مي‌شود و شركت‌هاي بيمه با توجه به تعهدات خود نسبت به بيمه‌گذاران‌، اين سرمايه‌ها را در بازارهاي مالي و پروژه‌هاي اقتصادي مهم كشور سرمايه‌گذاري مي‌كنند، اين عمل علاوه بر به همراه داشتن سودهاي مناسب و تضمين شده جهت بيمه‌گذاران‌، باعث رشد و توسعه اقتصادي كشور مي‌شود و از بعد اجتماعي نيز بيمه‌گذار و بيمه شده با داشتن بيمه عمر با آرامش و اطمينان به فعاليت مي‌پردازند و نگران خود و خانواده و شريكان اقتصادي خود درصورت فوت و يا از كارافتادگي و... نيستند، زيرا در چنين شرايطي خود را در حمايت يك حامي‌قدرتمند خواهند ديد‌. افزون بر مزاياي اقتصادي و اجتماعي بيمه‌هاي عمر مزاياي شخصي زيادي نيز براي بيمه شده به همراه خواهد داشت كه از آن جمله است‌:‌ - پرداخت سرمايه مطمئن و تضمين شده در انتهاي مدت بيمه‌نامه‌. - پرداخت سود مشاركت در منافع به ميزان 85 درصد‌. سود مشاركت در منافع: درصدي از سود منافع حاصل از معاملات بيمه عمر است كه بيمه‌گران عمر به بيمه‌گذاران خود مي‌دهند‌. منابع تامين مشاركت در سود عبارتند از‌: تفاوت تعداد مرگ‌و‌مير واقعي و تعداد مرگ‌و‌مير پيش‌بيني شده طبق جدول مرگ‌و‌مير مورد استفاده صرفه جويي در هزينه‌هاي اداري بيمه‌گر و نيز منافع حاصل از سرمايه‌گذاري‌هاي ذخيره‌هاي رياضي بيمه‌گذاران. - امكان دريافت وام از محل بيمه‌. وام‌: به موجب آيين‌نامه شماره 13 و اصلاحات آن و نيز آيين‌نامه شماره 16 شوراي‌عالي بيمه‌، شركت‌هاي بيمه مي‌توانند از محل اندوخته رياضي بيمه‌هاي عمر‌، به بيمه‌گذاران بيمه‌هاي عمر كه داراي ارزش بازخريدي هستند(بيمه‌هاي مختلط و بيمه‌هاي به شرط حيات با استرداد حق بيمه و تمام عمر) وام پرداخت كنند. - امكان مخفف كردن سرمايه بيمه سرمايه مخفف‌: ممكن است بيمه‌گذار به دلايل اقتصادي و يا هر دليل ديگر قادر و يا مايل به ادامه پرداخت حق بيمه نباشد و از سوي ديگر نخواهد بيمه‌نامه خود را بازخريد و مبلغ اندوخته رياضي را نيز دريافت كند، لذا در چنين مواقعي سرمايه بيمه‌نامه نسبت به حق بيمه‌هاي پرداخت شده كاهش يافته و اعتبار بيمه‌نامه با سرمايه مخفف (كاهش يافته) ادامه مي‌يابد‌. - امكان بازخريد بيمه‌نامه بازخريد‌: بيمه‌نامه‌هاي عمر و پس‌انداز به‌دليل اينكه داراي جنبه پس‌اندازي هستند، به همین دلیل در طول مدت بيمه، بابت هر بيمه‌نامه‌، اندوخته رياضي تشكيل و هر سال نسبت به سال گذشته افزايش مي‌يابد و در نهايت سرمايه اصلي بيمه‌نامه را تشكيل مي‌دهد و لذا چنانچه بيمه‌گذار پس از گذشت دو سال بخواهد ارتباط خود را با شركت بيمه قطع كند مي‌تواند ارزش بازخريدي بيمه‌نامه خود را دريافت نمايد شركت‌هاي بيمه هنگام صدور بيمه‌نامه جدول ارزش بازخريد بيمه‌نامه را ضميمه بيمه‌نامه مي‌كنند‌. - امكان انتخاب و تعيين نحوه پرداخت حق بيمه تعيين نحوه پرداخت حق بيمه‌: با توجه به توان مالي بيمه‌گذار‌، بيمه‌گذار مي‌تواند حق بيمه خود را به صورت اقساط ماهانه‌، سه ماهه‌، شش ماهه‌، سالانه و يا به‌صورت يكجا در شروع بيمه‌نامه پرداخت كند. - معاف بودن سرمايه بيمه‌هاي عمر از ماليات بر درآمد (موضوع ماده 136 قانون ماليات‌هاي مستقيم) «وجوه پرداختي بابت بيمه عمر از طرف موسسه‌هاي بيمه كه به‌موجب قرارداد‌هاي منعقد شده بيمه عايد ذينفع مي‌شود‌، از پرداخت ماليات معاف است» - امكان تغيير شرايط بيمه‌نامه و افزايش سرمايه بيمه‌نامه در طول مدت بيمه‌نامه - معافيت مالياتي حق بيمه‌هاي عمر (موضوع ماده 137 قانون ماليات‌هاي مستقيم) «هزينه‌هاي درماني هر مودي بابت معالجه خود و يا همسر‌، اولاد‌، پدر‌، مادر، برادر، و خواهر تحت تكفل در يك سال مالياتي به شرط اين كه دريافت‌كننده موسسه درماني يا پزشك مقيم ايران باشد و دريافت وجه را گواهي كند. همچنين حق بيمه پرداختي هر شخص حقيقي به موسسه‌هاي ايراني بابت بيمه‌هاي عمر و بيمه‌هاي درماني از درآمد مشمول ماليات مودي كسر مي‌‌شود...» - احتساب حق بيمه عمر به‌عنوان هزينه قابل قبول مالياتي براي بيمه‌گذاران (موضوع ماده 148 قانون ماليات‌هاي مستقيم) «هزينه‌هايي كه حايز شرايط مذكور در ماده فوق (ماده 147) مي‌باشد به شرح زير در حساب مالياتي قابل قبول است‌. «هزينه‌هاي بهداشتي و درماني و وجوه پرداختي بابت بيمه‌هاي بهداشتي و عمر و حوادث ناشي از كاركاركنان» - معافيت سرمايه بيمه عمر از ماليات بر درآمد (موضوع ماده 24 قانون ماليات‌هاي مستقيم ) «وجوه بازنشستگي و وظيفه و پس‌انداز و مزاياي پايان خدمت‌، مطالبات مربوط به خسارت اخراج‌، یا خريد خدمت و مرخصي استحقاقي استفاده نشده و بيمه‌هاي اجتماعي و نيز وجوه پرداختي توسط موسسات بيمه يا بيمه‌گذار و يا كارفرما از قبيل بيمه عمر‌، خسارت فوت و همچنين ديه و مانند آنها حسب مورد كه كجا و يا به طور مستمر به ورثه متوفي پرداخت مي‌شود.» علاوه بر اين - سرمايه بيمه عمر از ماترك بيمه شده تفكيك شده است. - سرمايه بيمه عمر مشمول قاعده تقسيم ارث نيست. - سرمايه بيمه عمر از طرف طلبكاران قابل توقيف نيست. - امكان توثيق بيمه‌نامه به‌عنوان يك وثيقه مطمئن براي بستانكاران. - امكان انتقال بيمه‌نامه به غير از طريق صدور الحاقيه‌، ظهرنويسي بيمه‌نامه و يا صدور سند رسمي‌. انواع بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز‌، انواع گوناگوني دارد به اسامي‌مختلفي از طرف شركت‌هاي بيمه عرضه مي‌شود. بيمه‌هاي مذكور به‌رغم اينكه داراي ماهيت تقريبا» يكساني هستند ليكن با توجه به نيازهاي گوناگون خريداران به شكل‌هاي متفاوتي عرضه مي‌شوند. مهمترين بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز كه در حال حاضر از طرف شركت بيمه دانا عرضه مي‌گردد، به شرح زير است‌: 1 - بيمه‌نامه زندگي و سرمايه‌گذاري هدف از اين بيمه‌ايجاد تامين بيمه‌اي مناسب جهت بيمه شده توام با يك سرمايه‌گذاري است. تعهدات اين بيمه به شرح زير است‌: 1 -1- پرداخت سرمايه بيمه تعيين شده در پايان مدت بيمه‌نامه‌. 1 -2- پرداخت اصل سرمايه بيمه در صورت فوت بيمه شده‌. 1 -3- پرداخت دو برابر سرمايه بيمه در صورت فوت بيمه شده به علت حادثه‌. 1 -4- معافيت از پرداخت حق بيمه در صورت از كارافتادگي كامل و دائم بيمه شده‌. 2 - بيمه سرمايه فرزندان هدف از اين بيمه تامين آتيه كودكان و نوجوانان و زدودن دغدغه خاطر همه پدران و مادران جهت آينده فرزندانشان و ايجاد سرمايه‌اي مطمئن براي تهيه جهيزيه‌، هزينه تحصيلات عالي‌، ازدواج و... مي‌باشد‌. تعهدات بيمه‌گر: 2 -1- پرداخت سرمايه بيمه به استفاده‌كننده در پايان مدت براي تهيه جهيزيه‌، هزينه تحصيلات عالي‌، ازدواج‌، خريد مسكن و... اعم از اينكه بيمه شده در آن هنگام در قيد حيات باشد يا نباشد. 2 -2- معافيت از پرداخت حق بيمه در صورت از كار افتادگي بيمه‌گذار در طي مدت بيمه‌. 3 -2-هر گاه بيمه شده در طول مدت بيمه فوت شود و يا در اثر حادثه از كارافتاده كامل و دائم شود از آن پس حق بيمه دريافت نمي‌شود ولي سرمايه در پايان مدت پرداخت مي‌شود. 4 -2- هرگاه استفاده كننده در طول مدت در اثر حادثه ازكارافتاده كامل و دائم شود علاوه بر سرمايه بند يك‌، سرمايه معادل سرمايه بيمه‌نامه بلافاصله پرداخت خواهد شد‌. 3 - بيمه تامين خانواده هدف از اين بيمه تامين سرمايه‌اي مناسب براي ادامه زندگي خانواده درزمان كهولت و يا فوت بيمه شده مي‌باشد. تعهدات بيمه‌گر: 3 -1- پرداخت سرمايه در سررسيد بيمه‌نامه اعم از اينكه بيمه شده در آن هنگام در قيد حيات باشد يا نباشد‌. 3 -2-هرگاه بيمه شده قبل از سررسيد بيمه‌نامه فوت كند، از تاريخ فوت تا پايان مدت بيمه‌نامه سالانه مبلغي معادل10درصد سرمايه بيمه‌نامه به‌صورت مستمري به ذينفع پرداخت مي‌‌شود و در سررسيد بيمه‌نامه سرمايه مندرج در بيمه‌نامه پرداخت خواهد شد‌. 3 -3- هر گاه بيمه شده در طول مدت بيمه در اثر حادثه مشمول بيمه دچار ازكارافتادگي كامل و دائم شود از آن پس حق بيمه‌اي دريافت نمي‌شود، ولي تعهد بيمه به قوت خود باقي است و سرمايه بيمه در سررسيد آن به ذينفع و يا استفاده‌كنندگان پرداخت خواهد شد‌. 4 - بيمه مهريه اين طرح به منظور ايجاد تحكيم بيشتر خانواده‌ها و با هدف امكان پرداخت مهريه از طرف شوهر به همسر در طول زندگي مشترك تهيه شده است‌. تعهدات بيمه‌گر‌: 4 -1- پرداخت سرمايه بيمه در صورت ادامه اعتبار بيمه‌نامه و حيات شوهر تا انقضاي مدت به همسر‌. 4 -2- پرداخت سرمايه بيمه در صورت فوت شوهر در طي مدت اعتبار بيمه‌نامه به همسر‌. 4 -3- در صورت از كارافتادگي كامل و دائم شوهر در اثر حادثه‌، پرداخت معادل سرمايه بيمه در طول مدت اعتبار بيمه‌نامه به وي و پرداخت تعهدات مندرج در بند 1 به همسر‌. 4 -4- معافيت از ادامه پرداخت حق بيمه در صورت از كار افتادگي دائم و كامل شوهر در طي مدت اعتبار بيمه‌نامه‌. 5 - بيمه آتيه فرزندان سرمايه‌گذاري، خريد مسكن، تهيه جهيزيه، تامين هزينه تحصيل فرزندان به همراه پوشش‌هاي بيمه‌اي از اهداف عمده‌اين طرح است‌. تعهدات بيمه‌گر‌: 5 -1- پرداخت سرمايه بيمه در صورت حيات بيمه شده در پايان مدت بيمه‌نامه‌. 5 -2- پرداخت سرمايه بيمه‌نامه در پايان مدت بيمه در صورت فوت عادي بيمه شده‌. تذكر‌: پوشش فوت عادي در دو سال اول قرارداد استثنا است‌. 5 -3- پرداخت سرمايه بيمه بلافاصله، درصورت فوت بيمه شده در اثر حادثه (علاوه بر بند 2) 5 -4- استرداد حق بيمه‌هاي پرداختي درصورت فوت عادي بيمه شده در طول دو سال اول بيمه‌نامه در اين بيمه‌نامه بيمه شده از انجام معاينات پزشكي معاف شده و در مقابل درصورت فوت عادي بيمه شده در دو سال اول‌، شركت بيمه نيز تعهدي نخواهد داشت‌. بيمه‌هاي خطر فوت به‌رغم اينكه بيمه‌هاي عمر و پس‌انداز به‌دلايلي كه عنوان گرديد از محبوبيت و كارآمدي بيشتري نسبت به بیمه‌نامه‌های خطر فوت برخوردارند ليكن ساير بيمه‌نامه‌ها از جمله انواع بيمه‌هاي خطر فوت به‌شرح زير نيز تامين‌كننده بخشي از نيازهاي مردم هستند. الف. بيمه عمر ساده زماني يك نوع بيمه عمر است كه شركت بيمه تعهد مي‌كند در صورت فوت بيمه شده در طي مدت اعتبار قرارداد سرمايه بيمه‌نامه را به استفاده كننده بپردازد و چنانچه بيمه شده در پايان قرارداد زنده باشد‌، شركت بيمه تعهدي ندارد مدت اين نوع بيمه حداقل يك سال و حداكثر 30 سال و معمولا تا سن 70 سالگي قابل ارائه مي‌باشد‌. با عنايت به میزان اندک حق بیمه در این بیمه‌نامه براي كساني كه به هر دليل مايلند در صورت فوت آنان سرمايه‌اي به وراث يا استفاده‌كنندگان و يا شركاي زندگي و يا تجاري آنان تعلق گيرد بيمه‌نامه مناسبي است‌. روش پرداخت حق بيمه در بيمه عمر زماني به‌صورت سالانه و يا يكجا است. ب. بيمه تمام عمر بيمه تمام عمر از انواع بيمه‌هاي به شرط فوت است در اين بيمه‌نامه شركت بيمه تعهد مي‌كند كه بيمه شده در هر زماني كه فوت كند سرمايه بيمه را به استفاده‌كنندگان بپردازد‌، شركت‌هاي بيمه معمولا متقاضيان بيمه را در بيمه‌هاي به شرط فوت و مختلط حداكثر تا سن 70 سالگي تحت پوشش قرار مي‌دهند و در سن 70 سالگي پوشش بيمه‌اي او قطع مي‌گردد‌. ليكن در بيمه تمام عمر اين محدوديت وجود ندارد و بيمه شده تا زمان فوت - هر زمان كه اتفاق بيافتد - تحت پوشش خواهد بود‌. ج‌. بيمه عمر مانده بدهكار (بيمه سرمايه نزولي) يك نوع پوشش خطر فوت است كه سرمايه بيمه در طول مدت بيمه كاهش مي‌يابد و در انتهاي مدت به صفر مي‌رسد‌. در اين بيمه‌نامه شركت بيمه تعهد مي‌كند كه در صورت فوت بيمه شده باقيمانده اقساط وام دريافتي بيمه شده را از زمان فوت بيمه شده‌، به‌طور يكجا به موسسه پرداخت كننده وام‌، پرداخت كند. هدف از اين بيمه تضمين مناسبي براي پرداخت باقيمانده وام دريافتي بيمه شده از بانک‌ها و موسسات پولی و اعتباری در صورت فوت او است و در حقيقت در صورت فوت بيمه شده بدهي او توسط شركت بيمه پرداخت مي‌شود و بازماندگان او بري‌الذمه مي‌شوند. حق بيمه ‌اين بيمه‌نامه را مي‌توان به‌صورت يكجا و يا سالانه پرداخت كرد. بيمه‌هاي تكميلي بيمه‌هاي تكميلي پوشش‌هايي بيمه‌اي هستند كه مي‌توان آنرا به بيمه عمر اضافه كرد و تعهدات شركت بيمه را در شرايط خاص افزايش داد معمولا پوشش‌هاي زير همراه بيمه‌هاي عمر قابل ارائه است. 1 - فوت در اثر حادثه - به موجب اين پوشش بيمه‌اي‌، چنانچه بيمه شده بيمه عمر به علت حادثه فوت نمايد علاوه بر دريافت سرمايه اصلي بيمه‌، يك يا چند برابر سرمايه اصلي نيز به علت فوت در اثر حادثه دريافت خواهد كرد. 2 - بيمه معافيت از پرداخت حق بيمه در صورت از كارافتادگي - به موجب اين پوشش بيمه‌اي‌، چنانچه بيمه شده از كارافتاده كامل و دائم شود از پرداخت حق بيمه معاف خواهد شد و تعهدات شركت بيمه به قوت خود باقي خواهد بود‌. 3 - بيمه امراض سخت - به موجب اين پوشش بيمه‌اي‌، چنانچه بيمه شده دچار عارضه جسمي‌ و اختلال در اعمال طبيعي و جهاز مختلف بدن كه ناشي از بروز سكته قلبي‌، سكته مغزي‌، جراحي عروق قلبي و سرطان شود شركت بيمه نسبت به پرداخت سرمايه بيمه اقدام خواهد نمود. چگونه بيمه بخريم؟ در بخش‌هاي پیشین راجع به بيمه‌هاي عمر و مزاياي آن توضيح لازم ارائه شد‌، حال چنانچه بخواهيم يك بيمه عمر خريداري كنيم‌، به كجا مراجعه كنيم؟ عرضه و فروش انواع پوشش و خدمات بيمه‌اي توسط شركت‌هاي بيمه از راه‌هاي زير صورت مي‌گيرد: 1 - شعب شركت‌های بیمه در شعب شركت‌هاي بيمه‌، كاركنان بخش‌هاي فروش و صدور بيمه‌نامه‌، وظيفه عرضه بيمه‌نامه و ارائه توضيحات آن و صدور بيمه‌نامه را به عهده دارند. 2 - نمايندگان بيمه خدمات بيمه‌اي غالبا از طريق نمايندگان فروش بيمه‌نامه، شامل نمايندگان حقيقي و حقوقي ونيز كارگزاران عرضه مي‌شود. دفاتر نمايندگان در نقاط مختلف شهرها وجود دارد و دسترسي به آن براي كليه شهروندان به‌راحتي ميسر است. 3 - بازاريابان بيمه هريك از نمايندگان جهت عرضه گسترده خدمات بيمه‌اي از همكاري تعدادي از بازاريابان حرفه‌اي استفاده مي‌كنند‌. و معمولا بازاريابان بيمه به محل كار و يا منزل مردم مراجعه و خدمات خود را عرضه مي‌كنند. 4 - فروش اينترنتي يكي از روش‌هاي فروش بيمه‌نامه كه در چند سال گذشته مورد استفاده قرار مي‌گيرد، فروش بيمه‌نامه از طريق اينترنت است كه متقاضيان بيمه مي‌توانند با مراجعه به سايت شركت بيمه‌، بيمه‌نامه مورد نظر خود را انتخاب و خريداري نمايد. به‌عنوان نمونه خدمات بيمه‌اي شركت‌هاي بيمه دولتي از طريق سايت زير در دسترس مي‌باشد:

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اغلب كشور هاي در حال توسعه براي رونق دهي به اوضاع اقتصادي، ايجاد اشتغال و دستيابي به رشدو توسعه اقتصادي پايدار با مشكل كمبود منابع در جهت سرمايه گذاري روبرو هستند.
كمبود در آمد هاي ارزي ناشي از صادرات و نرخ ناعادلانه مبادله كه اغلب به زيان صادر كنندگان كالاها و مواد اوليه خام در حال تغيير است و انبوه جمعيت و مصرف به نسبت بالا از عواملي است كه منابع پس انداز قابل تبديل به سرمايه گذاريهاي مولد در اين گونه كشور ها را بشدت محدود مي سازد .
جبران عقب ماندگي و دستيابي به توسعه پايدار، نيازمند سرمايه گذاري براي بهره جويي از مزيتهاي نسبي و تواناييهاي بالقوه اقتصادي است.
در دنياي امروز، سرمايه با سهولت قابل نقل و انتقال است.اما سرمايه گذاران به دنبال كسب سود بيشتر و مكاني امنتر و بازدهي بيشتر، براي سرمايه گذاري كه در كشور هاي توسعه يافته به دليل افزايش سرمايه هاي انباشته شده در اين كشور ها و كاهش بازدهي حاصل از آن ،سرمايه هاي فوق الذكر به سمت كشور هاي در حال توسعه كه زمينه سرمايه گذاري هاي بيشتري را مي طلبند سرازير خواهد شد.

چنانچه امنيت سرمايه گذاري و بستر قانوني لازم در كشور هاي در حال توسعه و اقتصادهاي آنان فراهم شود، سرمايه گذاران بين المللي ميل و رغبت بيشتري براي حضوردراين گونه بازارها پيدا خواهند كرد و قدرت جذب سرمايه ها توسط آنان بيش از پيش به وجود مي آيد.
در اين حال كشور در حال توسعه به دليل سرازير شدن منابع مالي كافي به بخش هاي مختلف خود قادر به بهره گيري از فرصت رشد و توسعه با ايجاد زيرساخت هاي لازم خواهد شد و در نتيجه اين مسئله قادر خواهد بود ساير بخش هاي اقتصادي خود را نيز مورد بازنگري و ترميم قرار داده و فرصت اشتغال زايي ، توليد و ايجاد ارزش افزوده ناشي از آن را براي خود فراهم كند و اگر كمي هوشمندانه تر در اين شرايط رفتار نمايد، درپس سرازير شدن منابع مالي فوق فرصت بهره گيري از فناوري و دانش روز ناشي از اين فناوري را نيز به دست خواهد آورد و به اين شكل با مولد كردن چنين سرمايه هايي مي تواند به عرصه رقابت هاي بين المللي وارد شود و اين يعني گذار از توسعه نيافتگي به مرحله در حال توسعه بودن و در نتيجه استمرار در برنامه ريزي ها ،ورود به توسعه يافتگي كه با اين وصف چندان دوراز نيزذهن نخواهد بود.
بنابراين، تسريع در ورود سرمايه گذاري هاي خارجي، منافع متقابلي را براي كشور هاي ميزبان در حال توسعه و همچنين كشور هاي صنعتي توسعه يافته به وجود خواهد آورد.

كمبود سرمايه ؛عامل اصلي توسعه نيافتگي
بسياري از متفكران دليل توسعه نيافتگي بسياري از كشورها را ناشي از كمبود در آمد ، پس انداز وكافي به دليل عدم وجود توليدات كافي كه آن هم نتيجه نبود سرمايه گذاري مناسب است عنوان مي كنند.
كمبود سرمايه بر موج بيكاري موجود در كشور هاي توسعه نيافته دامن خواهد زد و موجب گستردگي بيشتر آن خواهد شد.بيكاري يعني كاهش توليد و كاهش توليد يعني عدم توان جذب سرمايه گذاري هاي بعدي و عقب ماندگي سطح توليد منابع مالي جديد ودر مرحله بالاتر عميق تر شدن فقر اقتصادي خواهد شد.
آنچه مسلم است سرمايه گذاري داخلي و جذب ميزان كمبود آن از طريق سرمايه گذاري خارجي از مهمترين عوامل ايجاد سرمايه براي توسعه توليد در هر كشوري است و راه حل اصلي خروج از مشكل كمبود سرمايه و گرفتار شدن در دور فقر و توسعه نيافتگي، استفاده كشور هاي در حال توسعه از سرمايه هاي انباشته شده در كشور هاي توسعه يافته است .
در واقع نبود منابع كافي و عدم وجود زير ساخت هاي لازم براي توليد ازمهمترين عواملي است كه موجب مي شود در هر كشوري سقف توليدات مولد و ارزش افزوده پايين بياد وبازهم سرمايه در اين كشورها رو به كاهش گذارد و درنتيجه همان دور تسلسلي ايجاد شود كه در ابتدا وجود داشت و آن هم عدم وجود منابع مالي لازم براي رهايي از توسعه نيافتگي مي باشد.
منابع مالي كافي و يا همان سرمايه قادر است توليد را تحرك بخشد و در نتيجه ،با افزايش توليد و رشد تجارت، رفاه جامعه تامين شده و سطح زندگي مردم بهبود مي يابد و در نتيجه زمينه بيشتري به لحاظ امنيت سرمايه گذاري به خصوص خارجي در اين كشور ها به وجود مي آيد كه به رشد و توسعه اقتصادي منجر خواهد شد .
شكاف پس انداز وسرمايه گذاري
استفاده از سرمايه گذاري خارجي به خصوص براي كشور هاي در حال توسعه به دليل وجود شكاف ميان پس انداز و سرمايه گذاري در اين كشور ها عاملي ضروري است.
وقتي در يك كشوري سرمايه كافي و در نتيجه توليد كافي وجود نداشته باشد ميان عرضه و تقاضا شكاف به وجود مي آيد كه كمبود آن با طرف عرضه است.ركود حاصل از اين مسئله موجب مي شود كه از يك سو به دليل ناكافي بودن پس انداز ملي واز سوي ديگربراثر توسعه نيافتگي ساختار هاي جذب مالي اين كشور ها مالي پديده عام كمبود سرمايه و گرايش به جذب سرمايه گذاري خارجي به صورت ملموسي شكل بگيرد.

شكل ها و انواع عمده سرمايه گذاري
سرمايه گذاري خارجي در واقع تحصيل دارايي شركت ها، موسسات وافراد ساير كشورها است كه به صورت معمول در شكل سرمايه گذاري خارجي درسبدماليFPI= foreign portfolio investment ) است كه به آن سرمايه گذاري غير مستقيم نيز مي گويند و از طريق خريد سهام واوراق قرضه در بورس توسط سرمايه گذاران خارجي صورت مي گيرد و سرمايه گذاري مستقيم خارجي (FDI=foreign direct investment)كه كشور يا سرمايه گذار خارجي مستقيما و يا با مشاركت سرمايه گذاران داخلي مبادرت به سرمايه گذاري مي كند صورت مي گيرد.
صندوق بين المللي پول، سرمايه گذاري مستقيم خارجي رادر شركتهايي موثر مي داند كه به نحو موثري توسط افراد يا موسسات خارجي كنترل مي شوند . شكل عمومي اين سرمايه گذاري در شعبه ها و واحد هاي تابعه شركتهاي فرامليتي متجلي مي شود.
تعيين اينكه يك شركت توسط خارجيان بطور موثري كنترل مي شود يا نه،كار چندان ساده اي نيست. از اين لحاظ، ضوابطي براي اين منظور در نظر گرفته مي شود كه شامل،مالكيت 50درصد يا بيشتر از سهامي كه حق راي دارد توسط خارجيان،مالكيت 25 درصد يا بيشتر سهام توسط يك فرد يا بنگاه خارجي،حضور گروه هاي خاص خارجي در هيئت مديره مي باشد.
سرمايه گذاري مستقيم مي تواند به صورت سرمايه گذاري جديد، سرمايه گذاري مجددازدرآمدها و ياوام از يك شركت مادر يا شركت تحت كنترل آن تامين گردد.
سرمايه گذاري مستقيم را مي توان به كمك اين ضابطه كه براي كسب منافع پايدار و نيز قدرت لازم در مديريت بنگاه صورت مي‌گيرد، از سرمايه گذاري غير مستقيم باز شناخت.
اما خصوصيت بارز اين سرمايه‌گذاري ها آن است كه سرمايه گذاريهاي خارجي صرفا يك سرمايه گذاري نيست، بلكه انتقال تكنولوژي،تجربيات ومهارتهاي مربوط به مديريت و بازاريابي و حضور در بازارهاي جهاني را نيز مي تواند به همراه داشته باشد كه ممكن است اهميت آن براي كشور پذيراي سرمايه‌گذاري مهمتر از ورود سرمايه صرف باشد .
در سرمايه گذاري مستقيم، كشور يا شركت سرمايه گذار مسئوليت امور مالي شركت توليدي و يا تجاري رادر كشور سرمايه پذير بر عهده دارد واداره و كنترل شركت جزء وظايف شركت سرمايه گذار محسوب مي شود .
سرمايه گذاري در سبد مالي(غير مستقيم)، تمام سرمايه گذاري هاي يك شخصيت حقيقي يا حقوقي مقيم در يك كشور در اوراق بهادار يك بنگاه مقيم در كشور ديگر را در بر مي گيرد.
هدف از اين نوع سرمايه گذاري تحصيل حداكثر سود از طريق تخصيص بهينه سرمايه در يك پرتفوي بين المللي است.
سرمايه گذار در جهت نيل به اين هدف با خريد اوراق قرضه و سهام شركتها در معاملات بورس و حتي سپرده گذاري بلند مدت در بانكهاي ديگر كشورها، اقدام به تخصيص بهينه ثروتش مي كند تا بدين ترتيب، ريسك سرمايه گذاري ثروتش را كاهش دهد و درآمد زيادتري بدست آورد.
در اين نوع از سرمايه گذاري خارجي، بر خلاف سرمايه گذاري مستقيم خارجي، سرمايه گذار در اداره واحد توليدي نقش مستقيم نداشته و مسئوليت مالي نيز متوجه وي نيست.

سرمايه گذاري مشترك
شركت سرمايه گذاري خارجي ممكن است سرمايه مورد نظر را به صورت سرمايه گذاري مستقل تامين كند و يا فعاليتهاي اقتصادي خود را در قالب سرمايه گذاري هاي مشترك انجام دهد.
سرمايه گذاري مستقل خارجي از نظر حقوقي همان شركتهاي فرعي با مالكيت 100 درصد خارجي هستند.
شركت هاي فرعي معمولاداراي تابعيت كشور ميزبان هستندولي همه و يا اكثريت سهام وسرمايه آنها متعلق به شركت خارجي سرمايه گذار است‌.
در سرمايه گذاري خارجي ازنوع مشترك، هزينه هاي سرمايه گذاري و منافع حاصله ازآن به تناسب بين سرمايه گذاران داخلي و خارجي تقسيم مي شود.امروزه، بيشتر كشورهاي در حال توسعه اين نوع سرمايه گذاري خارجي رابه دليل منافعي كه برآن مترتب است بر ساير اشكال سرمايه‌گذاري خارجي ترجيح مي دهند.
سرمايه گذاري خارجي مشترك داراي مزايايي شامل، امكان ادغام سرمايه گذاري داخلي و خارجي در نظام اقتصادي- اجتماعي كشور ميزبان و فراهم كردن زمينه توليد صنعتي مدرن و بهره مند شدن سرمايه گذار داخلي از تخصص شركت سرمايه گذاري در فعاليتهاي صنعتي مدرن و تكنولوژي جديد مي باشد.
همچنين در اين شيوه سرمايه گذاري،سرمايه گذار محلي مي تواندازمديريت كارآي مشتركي بهره مند شده و تجربه لازم را در اين باره بدست آورد .
از سوي ديگر در سرمايه گذاري خارجي مشترك امكان سرمايه گذاري مجدد از سود حاصله شركت در كشور ميزبان فراهم شده و سرمايه گذارخارجي در سود و زيان سرمايه گذاري مشترك سهيم است و در صورت زياد دهي شركت،در اين شيوه به سرمايه گذار خارجي پرداختي صورت نمي گيرد.
از اين جهت فشار مالي اين گونه سرمايه گذاري ها براي كشور هاي در حال توسعه به مراتب كمتر از اخذ وام و اعتبار بوده است كه درهرصورت دريافت كننده مسئول باز پرداخت اصل و بهره آن است .

انگيزه سرمايه گذار خارجي براي سرمايه گذاري
همان گونه كه اشاره شد ،انگيزه اصلي هر سرمايه گذار خارجي تحصيل حداكثر سود است، اما در كنار اين مسئله اهداف ديگري را نيز دنبال مي كند.
حصول اطمينان از قوام تامين مواد اوليه،بهره گيري از نيروي كار و احتمالا مواد معدني و ساير مواد اوليه ارزان قيمت،اقدام به فعاليتي نظير بانكداري و بيمه گري كه در عين سود آوري، شركتهاي خودي يا كشور موطن راحمايت كنند، كمبود فرصتهاي سرمايه گذاري و وجودرقابت شديددرموطن اصلي ويابالابودن نرخ مالياتها جزو اهدافي است كه سرمايه گذار خارجي در كشور هاي هدف سرمايه گذاري آن ها را مورد توجه قرار مي دهد.

ادامه دارد...

 

توسعه درميان ملل مختلف برداشتهاي متفاوتي دارد و از اين جهت است كه در بسياري از موارد، مفاهيم گوناگوني از توسعه يافتگي و در نتيجه آثار مربوط به سرمايه گذاري خارجي مطرح مي شود نيز متفاوت است.

 

موافقان سرمايه گذاري خارجي
سرمايه گذاري خارجي مي‌تواند دربعضي از پارامترهاي اقتصادي كلان مانند توليد ناخالص داخلي، حجم سرمايه گذاري، ميزان پس انداز، نرخ رشد تراز پرداختها، حجم بازرگاني خارجي و نرخ ارز اثرگذار باشد و در اين مفاهيم اختلاف نظر زيادي وجود ندارد.
آنچه موجب ايجاد اين اختلاف نظر است، چگونگي اين تاثيروميزان زيانهاي احتمالي وهزينه هاي متقابل آن است.
اين نوع سرمايه گذاري را راهي براي ازميان برداشتن تفاوت ميان مقاديرموجود ولازم رسيدن به هدفها و نيازهاي توسعه ملي دانسته و سرمايه گذاري خارجي را راهي براي پر كردن اين فاصله ها مي دانند.
دراين نوع نگاه، سرمايه گذاري خارجي بر كميتهايي مانند پس انداز، ذخايرارزي، دريافت هاي دولت، تحصيل مهارتها ودانش فني، تامين بازار، حضوردراقتصادجهاني وبازارهاي مالي و بين المللي،اثرات مثبتي دارد.
بي ترديد سرمايه‌گذاري خارجي در مورد تامين ارز، تنها مي توانددركوتاه مدت كسري حساب جاري تراز پرداختها را كاهش دهد و اگرسرمايه گذاري هاي بلند مدت باامكانات نسبي لازم صورت گرفته باشند، قادر به توليدوصادرات كالاو از ميان برداشتن كسري آن ها خواهد بود.
سرمايه گذاري خارجي در كشورهاي در حال توسعه درحد سرمايه گذاري مالي متوقف نيست بلكه شود مجموعه اي از عناصر و عوامل را به ويژه باشرايط امروز اقتصاد جهاني با خود به همراه مي آورد كه از اهميت زيادي برخوردار است.
تجارب همراه سرمايه گذاري خارجي در كشورهاي در حال توسعه موجب ايجاد تحول بزرگي در راه توسعه اقتصاد ي كشورهاي مذكورشود.
كار با سرمايه گذاري خارجي به برنامه هاي آموزشي و يادگيري ازطريق انجام كار منجرمي شودوكشورهاي هدف به كمك اين سرمايه گذاريها مي آموزند كه چگونه بايد با بازارها، بانكها و منابع تامين مالي خارجي رفتار كنند.
تكنولوژي توليد، ماشين آلات و تجهيزات مدرن ره آورد سرمايه گذاري موفق و برنامه ريزي شده خارجي است ارمغان مي آورد كه همام گونه كه پيش از اين ذر شد در صورت هوشياري كشور ميزبان موجب انتقال تكنولوژي ومهارت ودانش مي شود.زيرا سرعت توليد علم و دانش و فناوري و تحولات تكنولوژيكي در جهان امروز و در كشور هاي صنعتي با چنان سرعتي پيش مي رود كه بدون همكاري وبهره گيري ازدانش اين كشورهادست يابي به آن براي كشور هاي در حال توسعه امكان پذير نمي باشد.

مخالفان سرمايه گذاري خارجي
اما از سوي ديگر دسته از افراد قرار دارند كه سرمايه گذاري خارجي را موجب افزايش قيمتها و ايجاد انحصار دانسته و بر خلاف نظريات ذكر شده اين نوع سرمايه گذاري را در بلند مدت به ضرر پس انداز و در نتيجه سرمايه بيان مي نمايند.
اين افراد معتقدند سرمايه گذاري خارجي با وجود تامين سرمايه در بلند مدت با ايجاد حالت انحصاري وممانعت از رقابت عملا موجب كاهش پس انداز و سرمايه گذاري در كشور در حال توسعه مي شود؛ زيرابخش اعظم سود حاصل از سرمايه گذاري خارجي به جاي سرمايه گذاري مجددازكشورخارج مي‌شود. بعلاوه، درآمد اين سرمايه گذاريها عايد گروههايي مي شود كه ميل به پس انداز كمتري دارند و سرمايه گذاريهاي خارجي به جاي افزايش سرمايه گذاري موجب نقصان آن و با افزايش تقاضا موجب افزايش قيمتها مي شود.
مخالفان سرمايه گذاران خارجي معتقدند كه سرمايه گذاري خارجي باعث حضور و نفوذ بيشتر خارجيان بر اقتصاد كشور مي شود و منابع ملي را تاراج و به سود خود مصادره مي كند. آنها هم چنين معتقدند كه ورود سرمايه گذاران خارجي بازار رقابت را نابرابر مي سازد، حالت انحصاري ايجاد مي كند و بالاخره جامعه را به مصرف بيهوده عادت مي دهد.
در رابطه با بهبود وضع ارزي نظر مخالفان آن است كه اين وضعيت موقتي است و در درازمدت حالت معكوس به خود مي گيرد.
، دو قطبي شدن اقتصاد دليل ديگر مخالفان با سرمايه گذاري خارجي است . به اين معني كه اين سرمايه گذاريها باعث مي شود تعداد محدودي از شاغلان در بخشهاي مدرن اقتصاد مشغول شده و ازدريافت هاي نسبتا خوبي نيز برخوردار شوند،در نتيجه اختلاف ميان دريافتي آنان با ساير شاغلان شدت مي‌يابد.
مخالفان همچنين معتقدند كه در اثر سرمايه گذاري خارجي منابع محدود ازاحتياجات اساسي به سمت توليد محصولات لوكس و مدرن كه تنها نياز گروه خاصي را برطرف مي كند، منحرف مي شوند و چون گرايش اين سرمايه‌گذاريها به سمت مناطق شهري است ، فاصله شهري و روستايي در اين شكل افزايش مي يابد‌.
اين ها معتقدند سرمايه گذاري خارجي الگوي مصرف را تغيير داده وجامعه را به سوي مصارفي سوق مي دهد كه ريشه در توليد دروني ندارند . ضمن آ نكه تكنولوژي بكار رفته نيز از نوع تكنولوژي سرمايه طلب است و براي اشتغال در كشورهاي در حال توسعه كه مشكل اصلي اين كشورهاست، اهميتي قائل نمي شود.
تجربه و ارقام و اعدادي كه دردست است، ضعف اين استدلال را بخوبي نشان مي دهد. چرا كه اگر كشوري هوشيارانه و با خرد و عقل در زمينه سرمايه گذاري خارجي عمل كند و مصلحتها را درست تشخيص دهد،بخوبي خواهد توانست سرمايه ها را به سويي حركت دهد كه آينده كشور را تضمين كند.

 

نگاه كلي به سرمايه گذاري خارجي و منافع حاصل ازآن
برخي مطالعات نشان داده اند كه سرمايه گذاريهاي خارجي مخصوصا از طريق شركتهاي فرامليتي موجب مي‌شوند تا توليد كنندگان كارآمد جانشين توليد كنندگان ناكارآمد شوند .
تجربه نشاندهنده اين مسئله است، در كشورهايي كه در راه تجارت وسرمايه گذاري درآنها،موانع به خصوصي وجود نداشته و محيط اقتصادي براي فعاليتهاي بخش خصوصي (اعم از داخلي و خارجي) مساعد بوده است ، شركتهاي فراملي آثار مثبتي بر تخصيص منابع داشته اند .
از طرف ديگر سرمايه گذاري خارجي مي تواند باعث ايجاد سرمايه و هدايت آن به سمت واحد‌هاي فعال و مولد شده و سبب افزايش توليد و كنترل تورم گردد.
سرمايه گذاريهاي خارجي داراي اثرات متعددي براشتغال وتوسعه نيروي انساني نيز مي باشد. و بهمين علت بايد طرحهاي پيشنهادي اين شركتها توسط دولت با شكلي دقيقتر بررسي شوند.
در واقع اگر در يك كشور در حال رشد، بيكاري عمدتا علت ساختاري داشته باشد و هيچ منبع سرمايه‌گذاري نيز موجود نباشد، در اين صورت سرمايه گذاريهاي خارجي به افزايش اشتغال منجر خواهند شد.
از سوي ديگر، چنانچه سرمايه گذاري خارجي جانشين سرمايه گذاري داخلي باشد،اثر اشتغال آن ناچيز و حتي منفي است.
شواهد تجربي نشاندهنده گرايش شركتهاي فراملي به تكنولوژي‌هاي سرمايه برهستند.از طرف ديگر، شركتهاي فراملي به واسطه پيوندهايي كه با صنايع بالا دست يا پايين دست دارند و از طريق اثرات مثبت يا منفي كه بر ميزان استخدام رقيب مي گذارند، مي‌توانند بطور غير مستقيم برامراشتغال تاثير داشته باشد .
سرمايه گذاري خارجي نقدينگي بازارهاي سرمايه محلي را افزايش مي دهد و مي تواند به دو صورت مستقيم وغير مستقيم به افزايش نقدينگي بازار كمك مي كند. با حضور سرمايه گذاران خارجي، پول اضافي وارد بازار سرمايه مي‌شود و در نتيجه حجم معاملات بازار افزايش مي يابد.
از سوي ديگر، با حضور فعال و مستمر سرمايه گذاران خارجي، جذابيت بازار سرمايه بيشتر شده ودر نتيجه انگيزه و تمايل سرمايه گذاران داخلي براي سرمايه گذاري در بازار سرمايه افزايش مي يابد و بدين گونه، اين پديده بصورت غير مستقيم موجب افزايش نقدينگي بازارمي‌شود.
همچنين سرمايه گذاران خارجي با تقاضاي اطلاعات شفاف، به موقع و با كيفيت، به افزايش كارآيي بازار نيز كمك مي‌كنند. در بازار كارآ قيمت اوراق بهادار به ارزش ذاتي خود نزديك تر مي شود و قيمت تعيين شده در بازار، شاخص مناسبي براي ارزش واقعي اوراق بهادار است.
از ديگر منافع سرمايه گذاري خارجي، بهبود زير ساختهاي بازار است . آنها از طريق تقاضا براي استانداردهاي حسابداري با كيفيت، قوانين و مقررات مناسب و نيروهاي واجد شرايط و قابل اعتماد،به بهبود زير ساختهاي بازار كمك كرده و همچنين با تقاضاي ابزارها وخدمات مالي متنوع تر، به افزايش عمق بازارنيزكمك مي كنند .
يكي از اثرات مهم سرمايه گذاري خارجي ايجاد پيوندوارتباط بين اين كشورهاواقتصاد بين المللي است.اين روابط دراكثرموارد، درمجموع نتايج مثبتي در بر دارندواز طريق سرمايه گذاري خارجي، تجارت وانتقال تكنولوژي برقرار مي‌شوند.
عمليات شركتهاي فراملي مي توانددرافزايش كارايي وكاهش هزينه توليدموثرباشدوازاين طريق موقعيت رقابتي يك كشوررادر بازارهاي بين المللي ارتقا بخشد، ودرنهايت به نفع مصرف كنندگان باشد .
شواهد موجود حاكي ازآن است كه سرمايه گذاريهاي خارجي در زمان سرمايه گذاري، تاثير مثبت ناچيزي بر موازنه پرداختهاوتشكيل سرمايه مي گذارد. ولي با گذشت زمان اين تشكيل سرمايه مي تواند از طريق سهم سود، سودهاي انباشته و برگشت سرمايه تاثير بيشتري داشته باشد.
از نظر دولتها، كنترلي كه شركتهاي فراملي بر سرمايه هاي خود اعمال مي كنند در بسياري از موارد به اين شركتها امكان مي دهد كه بر سياستهاي داخلي اين كشورها تاثير بگذارندواين مطلب يكي از دلايل موافقت نكردن با اين قبيل سرمايه‌گذاري هاست‌.
هرچندادعا مي شود كه در بسياري از موارد داراييهاي كه شركتهاي فراملي وارد اقتصاد كشوري مي كنند، منحصر به سرمايه نيست و اهميت عواملي چون تكنولوژي، مديريت دستيابي به بازارها و دستيابي به صادرات اگرازاهميت سرمايه بيشتر نباشد، كمتر نيست.
شركتهاي فراملي مي توانند تكنولوژي لازم جهت توليد محصولاتي با كيفيت صادراتي وتضمين عواملي چون تحويل بموقع و كيفيت مطلوب و قابل اعتماد كه لازمه بازاريابي صادراتي هستندوبالاخره اطلاعات مربوط به بازارهاي صادراتي و دسترسي به آنها را با خود به كشور ميزبان بياورند.

 

تهديدهاي بالقوه سرمايه گذاري خارجي
در صورت عدم وجود قوانين و مقررات مناسب اين نوع سرمايه گذار درهر لحظه قادر است سرمايه اش را به كشور خود يا كشور ثالث منتقل كند و در واقع از آنجايي كه سرمايه گذاري خارجي به تغييرات و بحرانهاي داخلي و بين المللي بسيار حساس است، مي تواند به افزايش نوسانات و ناپايداري در اقتصاد كشور ميزبان منجر شود.
در نتيجه در شرايطي كه وضعيت اقتصادي كشور ميزبان رو به وخامت گذارد و وارد دوره ركود شده و يا سطح بازدهي سرمايه اش كه هدف اوليه سرمايه گذار خارجي براي حضور در آن بوده ،كاهش يابد، معمولا اين نوع سرمايه گذار به سرعت از كشور ميزبان خارج شده و اين امر باعث تشديد نابساماني اقتصادي در اين كشور خواهد شد.
همچنين افزايش مالكيت و كنترل خارجيان بر شركتهاي داخلي، افزايش نوسانات نرخ ارزونرخ بهره و گستردگي دامنه رفتار مخرب سرمايه گذاران خارجي،از عوامل ديگري است كه بعنوان تهديدات سرمايه گذاري خارجي مطرح است و بايد از سوي كشور در يافت كننده اين سرمايه گذاري مورد توجه قرار بگيرد.

 

موانع سرمايه گذاري خارجي
كشورهاي جهان سوم ،تحت تاثير تفكر و انديشه افرادي است كه بطور كلي اقتصاد دولتي را به اقتصاد آزاد ترجيح مي دهند و بر همين اساس ذهنيتي منفي نسبت به سرمايه‌گذاري و سرمايه خارجي در ميان جامعه آن ها وجوددارد .
در سه دهه گذشته تجربه رشد و توسعه كشورهاي تازه به توسعه يافتگي رسيده نشان مي دهد كه چنين باور و ذهنيتي با معيارهاي عقلي و كاركردهاي واقعي مطابقت ندارد و دنيا در اين سه دهه شاهد كشورهايي بوده است كه با تداوم رشد سرمايه داري به قدرتهاي بزرگ تبديل شدند. كشورهايي كه چارچوب هاي اقتصاد بازار را پذيرفتند بتدريج در زمره ممالك توسعه يافته درآمدند و فاصله خود را با عقب ماندگي و فقر بيش از پيش افزون كردند.
دومين مانع تصويب قوانين و مقرراتي است كه تا جاي ممكن مسير سرمايه گذاري و ميل و انگيزه نسبت به آن را دشوار و تضعيف مي كند.
در كشورهاي در حال توسعه غالبا تصميم گيرندگان سياسي و اقتصادي تحت تاثير جوي قرار مي گيرند كه نسبت به سرمايه‌گذار نگاه نامساعد و ناسازگار داشته و وجود انحصار و اقتداربر تصميمهاي سياسي و اقتصادي حاكمان سايه مي اندازد.
در قوانين اين كشورها ماليات بيشتر متوجه فعاليتهايي است كه نقش توليدي و ايجاد ارزش افزوده آنها قابل توجه است . به عبارت ديگر، توجه اصلي سازمانهاي وصول ماليات در اين كشورها بر فعاليتهاي آشكار و شفاف است و از اين طريق با دريافت ماليات كلان و گاه به ناحق اين گونه فعاليتها رادچار دشواري مي سازند و از عرصه كار و تلاش خارج مي كنند.
كنترل‌هاي متعدد نرخها و قيمتها ظاهرا به عنوان حمايت از مصرف كنندگان داخلي اعمال مي شود در حالي كه دقت در محتواي آنها نشان مي دهد كه عملا كمتر موفقيتي در كنترل قيمتها از طريق آنان بدست آمده است .
قوانين در اين كشورها براي سرمايه گذاران تهديد كننده و محدوديت آور است و باوجود اينكه در سياستها و استراتژي ها نسبت به سرمايه گذاري عبارتهاي موافق و تشويق كننده اي ديده مي شود، قوانين و مفاد آنها به ترتيبي است كه هر گونه تجاوز و تسلط بر سرمايه گذاران عمده را مجاز مي شمارد .
مانع سوم مربوط به بوروكراسي بسيار پيچيده و پر افت وخيز در نظام دولتي كشورهاي كمتر توسعه يافته است. زمان به انجام رسيدن طرحها در كشورهاي كمتر توسعه يافته هفت سال و در كشورهاي عقب مانده تا چهارده سال است در حالي كه اين زمان در كشورهاي پيشرفته از سه تا چهار سال تجاوز نمي كند.
طرحهاي توليدي و يا زيربنايي در اين كشورها در طي اجرا با تغييرات شديدي در مصوبات دولتي و قانوني مواجه مي شوند كه سازگار شدن با آنها، هزينه طرح را به ناچار بالا برده و در بيشتر موارد طرح در پايان كار، صرفنظر از كهنه بودن تكنولوژي و فناوري، اساسا توجيه خود را از جهت تامين نياز جامعه از دست مي دهد و به عبارت بهتر بدون «توجيه اقتصادي» خواهد شد.
در اين كشورها، آيين نامه ها و دستور العملها غالبا از حدود قانون خارج شده و محدوديتهاي بيشتري را برقرار مي كنند و همين امر براي سرمايه گذاران خارجي ، كه در كشور خود كمتر با آن برخورد مي كنند اثر منفي و ضد انگيزشي باقي مي گذارد..
تغيير بي وقفه و مداوم در ضوابط و مقررات و دستور العملها يكي از عوامل عمده نبود «امنيت اقتصادي» است كه با رفتارها و تصميمهاي مغاير و نا هماهنگ و قانون گريزي و رعايت نكردن قوانين و مقررات توام مي شود و يك نوع بي اطميناني و بي اعتمادي را در سرمايه‌گذاران بر مي انگيزد.
يكي ديگر از موانع سرمايه گذاري، فقدان يا ضعف مديريت اقتصادي است كه قادربه مواجه مدبرانه با مشكلات و تغييراتي كه بروز مي كند ،نمي باشد .
نكته ديگر اينكه در صورتي كه مديريت بنگاههاي توليدي بهينه شود و با دستيابي به روشها و الگوهاي مناسب خود را تجهيز كند، خواهد توانست در عرصه رقابت با خارجيان برابر شود و گاه با استفاده از جو مناسب داخلي قادر به موازنه رقابت به سود خود خواهد شد.

راهكارهاي جذب سرمايه هاي خارجي
اما براي جذب سرمايه گذاري خارجي بايد اقداماتي ار انجام داد. علل و انگيزه هاي جريان سرمايه بين كشورهاي مختلف تا حدود زيادي با علل و انگيزه هاي انتقال سرمايه بين بازارهاي مختلف در داخل يك كشور يكسانند. عوامل اقتصادي.مالي.فني( سود و بازدهي ، تغييرات نرخ ارز، كسري بودجه،اثرات مالياتهاي داخلي)عوامل حمايتي(بيمه سرمايه گذار،حمايتهاي دولت، سياستهاي تجاري و ارزي مناسب، بازارهاي پولي و مالي)،عوامل سياسي،عوامل جغرافيايي در واقع عواملي هستند كه با استفاده از آن ها مي توان به جذب سرمايه گذاري هاي خارجي اقدام كرد.
بازدهي مورد انتظار در انتقال سرمايه، اصلي ترين عامل است. از آنجايي كه كشورهاي در حال توسعه داراي نيروي كار فراوان، مواد اوليه ارزان و بازارهاي مصرفي اشباع نشده هستند، توجيه اقتصادي مناسب براي انتقال سرمايه به اين كشورهامشروط به وجود سايرعوامل، وجود خواهد داشت .
مسئله نرخ ارز يكي از عوامل تعيين كننده در محاسبه سودآوري و كارآيي پروژه هاي سرمايه گذاري است و اين موضوع مي تواند كل فرآيند سرمايه گذاري و انتقال وجوه سرمايه به داخل اقتصاد كشورهاي در حال توسعه را تحت الشعاع قرار دهد.
همچنين ثبات نرخ ارز باعث اطمينان در محيط اقتصادي داخلي مي شود ودرنتيجه سرمايه گذاران مي توانند با سهولت بيشتري در مورد سرمايه گذاري در زمان حال و آينده تصميم گيري كنند.
وضعيت مالي دولت نيزسرمايه گذاري وجريان سرمايه را تحت تاثير قرار مي دهد.چنانچه دولت با كسري مواجه باشد و آن را با انتشاراسكناس تامين كند، فشارهاي تورمي بوجود خواهد آمد و اگر از طريق فروش اوراق قرضه واستقراض از خارج باشد نيز خروج سرمايه ازكشورراتشويق مي كند، زيرا فروش اوراق قرضه و استقراض از خارج جزء تعهدات كشور است كه بايد در آينده باز پرداخت شود.
هنگامي كه يك شركت چند مليتي تصميم به سرمايه گذاري مي گيرد، به دنبال تخصيص سرمايه بين مناطق مختلف، به گونه اي است كه بتواند حداكثر سود خالص را بعد از كسرمالياتها كسب كند و بدنبال تامين اين اهداف، تمامي شرايط رادرانتخاب كشورميزبان مورد ارزيابي قرارمي دهد.
علاوه بر انگيزه هاي اقتصادي، مالي و فني، سرمايه گذاري تابع عوامل حمايتي نيز هست. عمده ترين عواملي كه موجب تقويت انگيزه هاي حمايتي مي شوند .
همچنين يكي ازمهمترين عوامل جذب سرمايه‌هاي خارجي، سياستهاي حمايتي دولت است.نحوه سرمايه گذاري دولت در بخشهاي اقتصادي نقش مهمي را در حيطه عمل بخش خصوصي(چه داخلي يا خارجي) بازي مي كند .
سرمايه گذاريهاي دولت بايد باعث تشويق بخش خصوصي به سرمايه گذاري شده و بلند مدت و زير بنايي و مكمل سرمايه گذاري بخش خصوصي باشد.
از طرف ديگر، امتياز خروج سود ويژه سرمايه گذار خارجي براي او انگيزه سرمايه گذاري بيشتري را ايجاد خواهد كرد، چرا كه يك سرمايه گذار خارجي نه تنها به سودآوري پروژه مي‌انديشد، بلكه قابل انتقال بودن آن را نيز در نظر مي گيرد.
سياستهاي ارزي و سياستهاي تجاري و سرمايه گذاري دركشورمقوله هاي تفكيك ناپذيري هستند و با يكديگرارتباط مستقيم دارند.
نظام ارزي مشخص،سياستهاي تجاري با ثبات در خصوص واردات مواد اوليه و صدور كالا و قوانين گمركي با ثبات از جمله مهمترين عوامل زمينه ساز جذب سرمايه هاي خارجي اند . هرقدر اين سياستها پايدار و براي زمان طولاني ثابت باشد، سرمايه گذاري و بويژه سرمايه گذاري خارجي افزايش خواهد يافت.
همچنين بازار هاي مالي كشور هااست كه هر چه بازارهاي پولي و مالي منسجمتر، وسيعتر، موانع و محدوديتها كمتر، تكنولوژي‌هاي ارتباطي قويتر و تاسيسات مالي مناسبتر باشد، جريان نقل و انقال سرمايه بسادگي و با شدت بيشتر صورت مي پذيرد.
از سوي ديگرثبات اجتماعي، ثبات سياسي، ساختار سياسي جامعه، نوع حكومت، قدرت دولت و نحوه تصميم گيري، نظم سازماني و موقعيت جغرافيايي كشوراز جمله آب وهوا، ناهمواريها، نوع گياهان، مسائل جمعيتي، مكان استقراردرحيات انساني و دسترسي به گذرگاههاي تجاري از عوامل تشويق و تحديدكننده سرمايه‌گذاريهاي خارجي است
بنابر اين از مهمترين عوامل موثر بر رشد اقتصادي كشورها و بخصوص كشورهاي در حال توسعه، فراهم آوردن سرمايه بمنظور تامين مالي طرحهاي سرمايه گذاري است.
چنانچه شرايط سرمايه گذاري در كشور‌هاي در حال توسعه و اقتصادهاي در حال گذار تضمين شود، سرمايه گذاران بين‌المللي ميل و رغبت بيشتري براي حضور در اين گونه بازارها خواهند داشت.
كه اين امر به كشور هاي ميزبان نيز فرصت بهره گيري از مزيتهاي نسبي، رشد اقتصادي، اشتغال‌زايي و دستيابي به دانش و فناوري روز براي توليد كالاهاي رقابتي در عرصه بين‌المللي را مي دهد.بنابراين، تسريع جريان ورود سرمايه گذاري خارجي منافع متقابلي را براي كشورهاي ميزبان و سرمايه گذاران بين المللي فراهم مي سازد .
در نتيجه به منظور كسب بيشترين منفعت از سرمايه گذاري خارجي و افزايش توان جذب آن در كشور هاي در حال توسعه اي مانند ايران بايستي ثبات سياسي و امنيت اقتصادي، بهبود زير ساختها، وضع و اجراي قوانين و مقررات مناسب مورد توجه جدي قرار بگيرد.
توجه ويژه به چنين زير ساخت هايي موجب دست يابي به رقم بالايي از جذب سرمايه هاي خارجي در ميان كشور هاي منطقه شده و روند توسعه يافتگي را سهل تر و آسان تر مي نمايد.
اهتمام ويژه مسئولين ذي ربط بر مقوله امنيت سرمايه گذاري و توجه جدي به جذب آن از خارج باعص جلو بردن پروژه هاي صنعتي كشور و افزايش قابليت اعتماد زير ساخت هاي توسعه اي و در نتيجه اقتصادي خواهد شد و كشور را از بحران هاي مختلف اقتصادي آينده جهان كه فقر و بيكاري مهمترين شاخص آن در كشور هاي توسعه نيافته است نجات خواهد

 

نقل از خبرگزاري موج

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |


كليه فعاليت هاي مربوط به اين بخش به هزار پروژه واگذار شد

لطفاَ به هزار پروژه مراجعه كنيد

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

 از زمان پیدایش دول و حاکمیت  متمرکز در کشورها  مسئله ی حاکمیت قانون به عنوان یکی از شاخص  های آزادی فردی در جوامع برای جلوگیری از تعدی به حقوق اشخاص توسط یکدیگر و توسط حاکمیت ، متبلور گردید با طرح نظریات حقوقدانان در اروپا در سده هجدهم میلادی پیرامون اصل تفکیک قوا مسئله حاکمیت قانون به اوج  خود رسید و انقلابیون فرانسه پیش از همه این اصل را سرلوحه کار خود قرار داده و وظیفه ی قانونگذاری را به قوه ای به نام قوۀ مقننه محول کردند ، حساسیت امر قانونگذاری در  مسائل جزایی یعنی مسائلی که جرم انگاری جهت حفظ هنجارهای اصلی جامعه  که بقاء جامعه در گرو آنها است اهمیّت  بیشتری پیدا می کند چرا که این امر علاوه بر مال با جان ، حیثیت و آزادی فرد فرد افراد  جامعه مرتبط است . بنابراین تقنین امور کیفری پیش وبیش از همه قوانین، ضرورت پیدا  می کند ضرورت تقنین قوانین  کیفری از دو لحاظ حائز اهمیت است . اول اینکه حدود ثغور  آزادی های فردی را به جهت جلوگیری از تعدی حاکمیت  به حقوق افراد مشخص می کند ، دوم اینکه  ، در صورت تخطی  از اوامر و نواهی قانونگذار حدود برخورد جامعه با متخلفان مشخص شده  و فرد آگاه به برخورد جامعه با خود است .
 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

روزهای 24 تا 26 اكتبر سال 2002 دانشگاه تورنتو شاهد برگزاری سمیناری تحت عنوان مدرنیسم از دیدگاه اسلام و مسیحیت بود. این سمینار با همكاری فرقه منونایت از فرق مسیحیت و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم برگزار شد. 8 مقاله علمی توسط استادان و دانشجویان مسلمان و مسیحی ارایه گردید. رحیم پور ازغدی، حمید پارسانیا از ایران و جیمز رایمر و لیدیا هاردر از كانادا از جمله سخنرانان این سمینار بودند. حسن رحیم پور ازغدی با مقالة «مدرنیته، آری و نه!» و حمید پارسانیا با مقالة « از عقل ابزاری تا عقل قدسی» در این همایش حضور یافتند.

اين مقاله مشروح سخنرانی دانشمند فرهیخته دکتر رحیم پور ازغدی مي باشد.

براي دانلود مقاله كليك كنيد

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

تذكر : شيطان در روايات ، در برخي مواقع به پليدي ، ميكروب ، بيماري هم عنوان شده است كه به احتمال زياد منظور همان ميكروبها مي باشد كه خود نكتة آموزش بهداشتي قابل تاملي است .

بهداشت فردي :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله):
1) اسلام پاكيزه است پس شما نيز پاكيزه باشيد كه هركس پاكيزه نيست به بهشت نمي رود . {نهج الفصاحة}
2) محاسن خود را شانه كنيد و ناخنهاي خود را كوتاه سازيد زيرا شيطان (پليدي و ميكروب) ميان گوشت و ناخن روان است . {نهج الفصاحة}
3) هركس موي شارب و موي بيني را بگيرد و به احوال بدن خود بپردازد كه اينها باعث زيادتي جمال (زيبائي) او است . {حلية‌المتقين}
4) موي شارب و پشت زهار و زير بغل را بلند نگذاريد كه شيطان(پليدي و ميكروب) در آنجا جا مي گيرد و پنهان
مي شود . {حلية المتقين}

 

5) هركه ايمان به خدا و روز قيامت دارد موي زهار را زياده از چهل روز نگذارد پس اگر چيزي نيابد بعد از چهل روز قرض كند و عقب نيندازد . {حلية المتقين}
6) دراز نكنيد موي زير بغل را كه شيطان(پليدي و ميكروب) در آنجا پنهان مي شود . {حلية المتقين}
7) هر قدر پاكيزگي بيشتر باشد خداوند عمرت را زياد مي كند . {مكارم الاخلاق}
8) حق خدا بر هر مسلماني اين است كه هر هفت روز يكبار غسل كند و سر و تن خود را بشويد . {نهج الفصاحه}
9) هرچه مي توانيد پاكيزه باشيد زيرا خداوند اسلام را بر پاكيزگي بنيان نهاده و جز مردم پاكيزه كسي به بهشت نمي رود. {نهج الفصاحة}
10) ناخن گرفتن دردهاي بزرگ را منع و روزي را فراخ مي كند . {نهج الفصاحة}
11) موي خوب داشتن دارائي است {نهج الفصاحة}
12) موي نيكو يكي از دو زيبائي است كه خدا به مرد مسلمان مي دهد {نهج الفصاحة}
13) هركس در روز جمعه ناخن خود را بگيرد خداوند درد را از انگشتانش بيرون برد و درمان و سلامتي را داخل كند . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
14) جبرئيل آنقدر مرا به مسواك كردن امر كرد كه گمان كردم اين كار بر امت من واجب خواهد شد . {حلية المتقين}{بحار الانوار}
15) دندانها را تميز كنيد زيرا ماية نظافت است و نظافت باعث ايمان است و ايمان با صاحب خود در بهشت است . {نهج الفصاحة}
16) مسواك كردن فصاحت مرد را افزون مي كند {نهج الفصاحة}
17) مسواك كردن موجب پاكي دهان و رضايت پروردگار و روشني چشم است . {نهج الفصاحة}
18) دهانهاي خويش را به مسواك پاكيزه كنيد .{نهج الفصاحة}
19) مسواك كنيد كه ماية پاكيزگي دهان و رضاي خداوند است .{نهج الفصاحة}
20) پنج چيز از سنت پيامبران است ؛‌ حيا و حلم و حجامت و مسواك و عطر زدن . {نهج الفصاحة}
21) مسواك زدن اقتضاي فطرت است . {نهج الفصاحة}
22) دهانهاي شما معبر قرآن است آن را با مسواك پاكيزه كنيد . {نهج الفصاحة}
23) در مسواك كردن هشت فائده است : دهان را پاكيزه مي كند ، ريشه را محكم كند و چشم را روشن كند و بلغم را ببرد و فرشتگان را خوشحال كند و پروردگار را خوشنود كند و اعمال خوب را بيفزايد و معده را بصلاح آورد . {نهج الفصاحة}
24) خداوند از امت من آنها را كه هنگام وضو و غذا مسواك كنند را رحمت كند . {نهج الفصاحة}
25) سه چيز است كه بر هر مسلماني لازم است : غسل جمعه و مسواك كردن و استعمال بوي خوش . {نهج الفصاحة}
26) مسواك كردن سنت است هر وقت كه خواستيد مسواك كنيد . {نهج الفصاحة}
27) بر تو باد مسواك كردن در هر نمازي . {حلية المتقين}
28) مسواك كنيد كه مسواك كردن كار خوبي است ، لثه را محكم مي كند ، بوي دهان را از بين مي برد ، معده را اصلاح مي كند ،‌درجات بهشتي را مي افزايد و شيطان را به خشم مي آورد . {نهج الفصاحة}
29) كمترين حد مسواك زدن آن است كه با انگشت خود لثه و دندان را ماساژ دهيد . {كافي}
30) دو ركعت نماز با دهان مسواك زده برتر است نزد خداوند از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك .{وسائل}{سفينة البحار}{نهج الفصاحة}
31) اي علي ! مسواك سنت و پاكيزه كنندة دهان است ؛ چشم را روشني مي بخشد و خدا را خشنودي مي سازد ؛ دندانها را سفيد مي كند و بوي دهان را از بين مي برد ؛ لثه را محكم مي گرداند و اشتها مي آورد ؛ حسنات را دوچندان مي كند و ملائكه را مسرور مي گرداند .{مكارم الاخلاق}
32) يا علي! بر تو باد مسواك زدن با هر وضوئي كه با آن نماز خواهي خواند . {مكارم الاخلاق}
33) به صورت عرضي (در عرض دهان = از روي لثه به دندان) مسواك بزنيد . {من لايحضره الفقيه}{نهج الفصاحه}
34) اگر امت من به مشقت نمي افتاد مسواك كردن را بر آنان در هنگام وضو گرفتن براي هر نماز ، واجب مي كردم . {وسائل}{نهج الفصاحة}{فروع كافي}
35) خلال كنيد ، بدرستيكه هيچ چيز ناراحت كننده تر براي فرشتگان الهي نيست كه ببينند خرده هاي غذائي در بين دندانها باقي مانده است . {مكارم الاخلاق}{حلية المتقين}
36) چرا من دندانهاي شما را زرد مي بينم ؟ چرا مسواك نمي كنيد ؟ {حلية المتقين}
37) در شگفت و ناراحتم هنگامي كه شما بر من وارد مي شويد در حاليكه دندانهايتان جرم گرفته و موهايتان ژوليده و كثيف است . چرا مسواك نمي كنيد ؟ {بحار الانوار}
38) از جمله حق مهمان آن است كه براي او خلال مهيا كني . {حلية المتقين}{المحاسن}
39) رحمت خداوند بر خلال كنندگان از امت من باد كه در هر وضوء و بعد از هر غذا بين دندانها را تميز مي كنند . {مستدرك الوسائل}
40) پس از صرف غذا دندانها را خلال كنيد زيرا خلال موجب سلامتي دهان و دندان و وسعت روزي مي شود . {مكارم الاخلاق}
41) كسي كه از دو چوب بهداشتي (مسواك و خلال) استفاده كند از عذاب كلبتين (كه نام امروزي آن فورسپس است )‌ و كشيدن دندان در امان خواهد بود . {بحار الانوار}
42) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هر شب سه بار مسواك مي زدند ؛ يكبار قبل از خواب و يكبار بعد از بيدار شدن از خواب و يكبار قبل از نماز صبح . {وسائل الشيعه}
43) هركه لباس بپوشد بايد كه پاكيزه باشد .{حلية المتقين}
44) خداوند بزرگ بهشت را لازم مي كند بر آن جواني كه زياد در آينه نگاه كند و بسيار حمد الهي را براي نعمت جواني به جاي آورد . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
45) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نهي فرمودند از ناخن به دندان گرفتن ، آب بيني در مساجد انداختن ، آب خوردن از پيش دستة‌كوزه كه در آنجا چرك جمع مي شود ، بول كردن در آب ، با دست آلوده به طعام شب خوابيدن . {حلية‌المتقين}
46) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بر جماعتي مي گذشتند كه دهان به آب گذاشته بودند و مي خوردند ، حضرت فرمودند كه به دست بخوريد كه بهترين ظرفهاي شماست . {حلية المتقين}
47) لباس سفيد بپوشيد ؛كه آن نيكوتر و پاكيزه ترين رنگهاست و مرده هاي خود را در آن كفن كنيد . {حلية المتقين}
48) بوي گندِ مردم آزار را بوسيلة آب بزدائيد و پاك كنيد . از بدن خويش مرافبت كنيد كه خدا مبغوض دارد بندة پليدي (كثيفي) را كه هركس كنارش بنشيند بينيش را بگيرد . {وسائل الشيعه}
حضرت علي (عليه السلام ) :
49) ‌ بوهاي بد را بوسيلة آب بر طرف كنيد كه خداوند متعال از بندگان كثيف بدش مي آيد . {مكارم الاخلاق}
50) ‌ نيكو خانه اي است حمام ؛ جهنم را به ياد مي آورد و چرك را از بدن مي برد .{حلية المتقين}
51) ‌ شستن سر چرك را مي برد و آزار چشم را دفع مي كند و شستن لباس غم و اندوه را مي برد و پاكيزگي براي نماز است . {حلية‌المتقين}
52) دارو كشيدن دفع دلگيري و پريشاني خاطر مي كند . {حلية المتقين}
53) ‌ مسواك كردن رضاي خداوند را فراهم مي آورد ، سنت پيامبر است و دهان را پاكيزه مي گرداند . {وسائل الشيعه}{بحار الانوار}
54) حضرت علي (عليه السلام) بعد از مسواك زدن سه مرتبه دهان را با آب شستشو مي دادند . {المحاسن}
55) سه چيز جنبة فردي و اختصاصي دارد ؛ شانه ، حوله و مسواك . {بحار الانوار}
56) ‌ سه چيز حافظه را زياد مي كند : مسواك كردن و روزه داشتن و قرآن خواندن . {حلية المتقين}
57) شستن لباس ، اندوه و غم را برطرف كرده و موجب قبولي نماز مي گردد . {حلية‌المتقين}
58) كفش نيكو پوشيدن بدن را از بلا ها نگاه مي دارد و … {حلية المتقين}
59) هر كه مي خواهد عمرش دراز باشد چاشت را بامداد بخورد و كفش نيكو بپوشد و ردا و بالاپوش را سبك كند و با زنان بسيار جماع نكند . {حلية المتقين}
60) ‌ هركه خواهد خير خانه اش بسيار شود دست را پيش از غذا خوردن بشويد . {حلية‌المتقين}
61) شستن دست قبل و بعد از غذا فقر را زائل و روزي را زياد و چرك را از لباس دور مي كند و چشم را جلا مي دهد و دردها را دور مي كند . {حلية المتقين}
امام حسين (عليه السلام) :
62) اميرالمؤمنين به ما دستور مي داد تا بعد از خلال كردن ابتدا سه بار دهان را شستشو دهيم و بعد از آن آب بنوشيم . {النهاية}
63) در مدت عمر در حفظ سلامت تن بكوشيد {تحف العقول}
64) (اي مردم) با تن سالم در مدت عمر خود شتاب كنيد به عمل(صالح) .{تحف العقول}
امام باقر (عليه السلام) :
65) هرچيزي را پاك كننده اي است و پاك كنندة دهان مسواك كردن مي باشد . {وسائل الشيعه}
66) روزي سه نوبت مسواك بزنيد و حداقل يكبار مسواك را بر دندانها بكشيد . {بحار الانوار}
67) اگر مردم نتايج و خواص مسواك كردن را بدانند حتي در رختخواب آن را به همراه خود مي برند .(هيچگاه مسواك را از خود جدا نمي كنند ) . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
68) پوشيدن موزه (چكمه و كفش راحتي) ، قوة چشم را افزون مي كند . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
امام صادق (عليه السلام) :
69) ناخن گرفتن سنت مؤكد است . {حلية المتقين}
70) هركه در روز جمعه ناخن و شارب (موي بالاي لب را) بگيرد ، پيوسته تا جمعة ديگر با طهارت باشد . {حلية‌المتقين}
71) حضرت رسول (ص) سر خود را با برگ سدر مي شستند و مي فرمودند كه بشوئيد سر خود را با برگ سدر كه هر ملك و هر پيغمبر مرسل آنرا به پاكي ياد كرده است و هركه سرش را با آن بشويد حق تعالي وسوسة شيطان (پليدي و ميكروب) را هفتاد روز ازا او دور گرداند و … . {حلية‌المتقين}
72) شستن سر با خطمي دل را مي گشايد و اندوه را برطرف مي كند . {حلية‌المتقين}
73) چون به حمام داخل شدي قدري آب گرم به سر و روي و پاهاي خود بريز و اگر ممكن است كه جرعه اي از آب آن بنوشي ، چنين كن ( يعني آب درحد آشاميدن براي استحمام استفاده شود) . {حلية المتقين}
74) مسواك ، گياهي است لطيف و تميز ، شاخة درختي است گوارا و مبارك ، و دندانها خلقتي است كه آنها را خداوند در دهان آفريده و وسيله و ابزاري براي جويدن و سبب تمايل به طعام و سلامت معده هستند . و اين دندانها در اصل پاك هستند كه در اثر خرده هاي غذا آلوده شده ، تغير يافته و بوي دهان را ايجاد مي كنند . هر گاه مؤمنِ زيرك مسواك كند و دندانها را تميز نمايد دندانهايش تميز شده و به خلقت اصلي خود باز مي گردد . {محجة‌البيضاء}
75) دو ركعت نماز با مسواك افضل است از هفتاد ركعت بدون مسواك ، حتي آنكه مستحب است اگر انسان فراموش نمود مسواك را قبل از وضو ، بعد از آن بجا آورد و پس از آن سه مرتبه مضمضه كند {بحار الانوار}
76) در مسواك دوازده خصلت است : از سنت رسول خداست ، و پاكيزه كننده دهان است ، و روشني چشم را زياد مي كند ، و خشنودي خداي تعالي را زياد مي كند ، و دندانها را سفيد مي كند ،و حسنات را مضاعف مي كند ، و بثورات و جوشهائي كه در پي دندان است (پيوره) زائل مي كند ، و لثه ها را محكم مي كند ، و اشتهاي به طعام را زياد مي كند ، و ملائكه را خشنود و فرحناك مي كند. {فروع كافي}
77) مسواك زدن از اخلاق پيامبران است {ميزان حكمة}
78) مسواك كردن از سنت پيامبران است . {حلية المتقين}
79) اندرون و بيرون دهان را بعد از غذا خوردن بوسيلة سعد و اشنان بشوئيد . {حلية‌المتقين}
80) موي زيبا لباس الهي است ، احترامش كنيد . {وسائل الشيعه}
81) هركس براي خود مو مي گذارد بايد به نيكوئي از آن سرپرستي كند و گرنه آن را قطع (كوتاه) نمايد . {وسائل الشيعه }
82) حق تعالي زينت و اظهار نعمت را دوست مي دارد و ترك زينت و اظهار بدحالي را دشمن مي دارد و دوست مي دارد اثر نعمت را در بندة خود ببيند به اينكه لباس خود را خوشبو دارد و خانه را نيكو دارد و ساحتهاي خانه را بروبد . {حلية المتقين}
83) حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در اكثر اوقات جامة سفيد مي پوشيدند . {حلية المتقين}
84) هركه ايستاده بول كند بيم آن هست كه ديوانه شود و از جاي بسيار بلند بول كردن مكروه است و مكروه است بول كردن در سوراخ جانوران و بول كردن و غايط كردن در مجراي آب هرچند آب نداشته باشد و همچنين در ميان راهها و كنار آبها و مسجدها و نزديك به ديوار مسجد و در رودخانه ها و در جاهائي كه مردم به سبب آن دشنام دهند و لعنت كنند و در زير درختان ميوه دار در وقتيكه ميوه داشته باشد زيرا ملائكه در آن وقت با آن درختان مي باشند كه نگاه
مي دارند ميوه را از ضرر جانوران و در جاهائيكه مردمان از آن متاذي مي شوند حتي از بوي آن . {حلية المتقين}
85) شستن سر با سٍدر روزي را زياد مي كند . {حلية‌المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
86) سنتهاي حنيفة حضرت ابراهيم (عليه السلام) ده چيز است ، پنج چيز در سر و پنج چيز در بدن ؛ آن پنج چيز كه در سر است : شارب گرفتن و محاصن بلند گذاشتن و موي سر را تراشيدن و مسواك كردن و خلال كردن ميباشد ، و آن پنج چيز كه در بدن است ؛ موهاي بدن را ازاله كردن و ختنه كردن و ناخن گرفتن و غسل جنابت كردن و استنجا با آب ميباشد . {حلية المتقين}
87) (جواب پرسشي در حد خلال) نوك آن را بشكن (گرد شده و به راحتي وارد فضاي بين دندان شود) تا لثه را زخمي نسازد . {مكارم الاخلاق}
88) ‌لباس و جامة پاكيزه پوشيدن دشمن را منكوب مي كند . {حلية‌المتقين}

امام رضا (عليه السلام) :
89) ‌پاكيزگي و نظافت از اخلاق پيامبران است . {تحف العقول}
90) نظافتگري و استعمال بوي خوش و تراشيدن مو و … از اخلاق پيامبران است . {وسائل الشيعه}

بهداشت محيط :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) زباله را در خانه جاي ندهيد و آن را خارج كنيد زيرا جايگاه شيطان (پليدي و ميكروب) است . {طب النبي}
2) خاكروبه را شب در خانه نگذاريد و روز بيرون بريد كه آن جاي نشستن شيطان(پليدي و ميكروب) است . {حلية المتقين}
3) چهار چيز را در خاك پنهان كنيد : مو ، ناخن ، دندان و خون . {حلية‌المتقين}
4) هفت چيز است كه از آدمي جدا مي شود و بايد آنها را دفن كرد : مو ، ناخن ، خون ، خون حيض ، بچه دان ، دندان و نطفه كه پاره خون شده باشد . {حلية‌المتقين}
5) شومي خانه در تنگي ساحت و بدي همسايگان و بسياري عيبهاي آن است . {حلية‌المتقين}
6) شستن ظرفها و پاكيزگي حياط ماية غناست .{نهج الفصاحة}
7) حق تعالي لعنت كرده است كسي را كه غائط كند در سايه اي كه قافله در آنجا منزل كند و كسي كه منع كند مردم را از آب مباحي كه در چاهها و چشمه ها مردم به نوبت بر آن وارد مي شوند يا آبي كه ملك جماعتي باشد و روز يا هر شب نوبت شخصي باشد صاحب نوبت را منع كنند و … . {حلية المتقين}
حضرت علي (عليه السلام ) :‌

8) ‌ خانه هاي خود را از تار عنكبوت پاك كنيد كه گذاشتن آن در خانه باعث فقر و پريشاني مي شود . {حلية المتقين}
9) جارو كردن آشغال ها باعث زيادي روزي مي شود {روضة الواعظين }{كنزالآمال}
10) حياط خود را تميز كنيد .{جامع الصغير جلد 2}
11) ‌ تنيدن عنكبوت و گذاشتن خاكروبه در خانه باعث پريشاني مي شود .‌{حلية المتقين}
12) ‌ آب جوشيده براي همة دردها نافع است و به هيچ وجه ضرر ندارد . {حلية المتقين}
13) كراهت دارد كه آدمي در خانه شب را به روز آورد كه دري و پرده اي نداشته باشد . {حلية‌المتقين}
امام باقر (عليه السلام) :
14) جارو كردن خانه پريشاني را برطرف مي كند . {حلية المتقين}
15) خانة‌تنگ (كوچك) از مشقت (سختي) زندگاني است . {حلية‌المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
16) چراغ روشن كردن پيش از غروب آفتاب پريشاني را برطرف مي كند و روزي را زياد مي كند .{حلية‌المتقين}
17) ساحتهاي خانه هاي خود را جارو كنيد و شبيه به يهوديان نشويد كه ايشان جاروب نمي كنند . {حلية المتقين}
18) دهان(درب) ظرفهاي آب و طعام را ببنديد و در خانه ها را ببنديد كه شيطان (پليدي و ميكروب) در بسته را نمي گشايد ، و چراغ را خاموش كنيد كه موش آتش در خانه شما نياندازد . شستن ظرفها و جارو كردن خانه ها و ساحت اندرون و بيرون خانه ها روزي را زيد مي كند . {حلية المتقين}
19) از عادت آدمي آن است كه خانة اوگشاده باشد . {حلية‌المتقين}
20) هركه عمارت كند بيشتر از آنچه در آن سكني نمايد در قيامت او را تكليف مي‌كنندكه آن را بردارد . (كسي كه براي فخر و مباهات و .. اين عمل را بكند ) {حلية‌المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
21) آب و جارو كردن خانه فقر را از بين مي برد . {حلية‌المتقين}
22) دود چوب درخت خرما حشرات و گزندگان زمين را برمي‌اندازد . {حلية المتقين}
23) زيادتي لذت دنيا در فراخي خانه و بسياري دوستان است . {حلية‌المتقين}
24) (زراره و محمد بن مسلم و ابي بصير ) به حضرت (امام صادق عليه السلام)گفتيم : چاهي است كه از آن وضو مي گيرند و در كنار آن بول جريان دارد آيا آن چاه را نجس مي كند؟ حضرت فرمودند : اگر چاه آب در جايي بالا باشد و محل جريان بول در پائين باشد و بين آنها سه يا چهار ذراع (5/1 الي 2 متر) باشد چاه آب نجس نمي گردد و اگر كمتر از اين مقدار باشد چاه نجس مي گردد. {وسائل الشيعه}
25) اگر چاه آب در پائين باشد و محل جريان آب نيز به آن سمت است و بين چاه و آب نه ذراع فاصله است آن بئل چاه را نجس نمي كند و اگر كمتر است وضو از آن جايز نيست. قال زراره :به حضرت گفتن : اگر مجاري بول به چاه چشبيده باشد اما بول بروي زمين نمي ماند. قال : اگر بول قراري نداشه باشد اشكالي ندارد هر چند كه مقدار كمي استقرار داشته باشد . در اين حالت زمين را سوراخ نمي كند و فرو نمي رود تا به چاه برسد لذا در اين مورد ضرر به چاه نميزند ميشود وضو گرفت . البته نجس شدن آب منوط به تغيير تمام آب است . {وسائل الشيعه}
26) (سؤال شد از حضرت كه بين چاه آب و چاه فاضلاب چقدر فاصله بايد باشد ؟) اگر دشت است هفت ذراع اگر كوهستاني است پنج ذراع. سپس فرمودند (اگر)آب جريان دارد. {وسائل الشيعه}
27) (سوال شد از چاه فاضلابي كه بالاي چاه آب است ؛ حضرت فرمودند: ) اگر بالاي چاه است هفت ذراع فاصله و اگر پائين است پنج ذراع از هر طرف(فاصله داشته باشد) {وسائل الشيعه}
28) اگر بين چاه آب و چاه فاصلاب ، يك زراع فاصله باشد اشكالي ندارد هر چند كه جريان نيز داشته باشد و اين در حالتي است كه چاه آب در قسمت بالا باشد. {وسائل الشيعه}
29) (از حضرت سؤال شد از چاهي كه كنارش مستراح (چاه فاضلاب) قرار داده شده است كه فرمودند :) مجاري چشمه‌ها از شمال است اگر چاه آب بالاتر از شمال باشد و چاه مستراح پائين تر باشد ، ضرري پيش نمي آيد (چنانچه ) بين آن دو بيش از سه ذراع فاصله باشد . اگر چاه مستراح بالاتر است نبايد كمتر از دوازده ذراع (حدود شش متر) باشد ، اگر هر دو در موازات قبله هستند و هر دو در جهت شمال مساوي هستند هفت ذراع فاصله لازم است. {وسائل الشيعه}
30) (سوال شد كه چاهي كه مردم از آن وضو مي گيرند و نزديكش چاه فاضلاب است ؟ ) اگر بين آنها (چاه آب و فاصلاب) ده ذراع فاصله وبالاتر باشد اشكالي ندارد. {وسائل الشيعه}
** (اختلاف در فواصل بين چاه آب و فاضلاب مربوط به نوع زمين ، شيب و .. است )**
31) (راوي مي گويد به حضرت گفتم كه مردي در آب بول مي كند حضرت فرمود :) بله (اشكال ندارد) وليكن از شيطان (پليدي و ميكروب) بر او مي ترسم . {وسائل الشيعه}
32) اميرالمومنين (ع) نهي مي‌كردنداز بول در آب جاري مگر در حالت ضرورت . {وسائل الشيعه}
امام رضا (عليه السلام) :
33) آب جوشيده از همه جهت سودمند است و به هيچ رو زيان بخش نيست . {صحيفة الرضا}
34) (بين دو چاه پنج زراع يا كمتر يا بيشتر فاصله است آيا مي توان وضو گرفت ؟) با قرب و بعد (دوري و نزديكي) كراهت ايجاد نمي شود از آن وضو بگيرد و غسل كن مادامي كه آب آن تغيير نكرده است. {وسائل الشيعه}
35) از غساله حمام غسل نكنيد. {وسائل الشيعه}

بهداشت خانواده(مادر و كودك ، تنظيم خانواده ،سالمندان ، ازدواج و ...) :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) خدايا محمد و آل محمد و دوستان محمد و آل محمد را عفت و اندازه روزي مقدر فرما ، به دشمنان محمد و آل محمد مال و فرزند (بسيار) عطا كن . {اصول كافي}
2) به زنان باردار شير بدهيد كه به هوش كودك خواهد افزود . {كتاب تغذيه گروههاي آسيبي پذير - وزارت بهداشت}
3) براي كودك غذائي بهتر از شير مادر نيست .‌{وسائل الشيعه}
4) بركت در وجود سالمندان است ، هركس به كودكان ما ترحم نكند و سالمندان ما را احترام نكند از ما نيست . {الحديث ص 307}
5) وجود پيران سالخورده بين شما ، باعث افزايش فيض ربوبي و بسط نعمتهاي الهي است {نهج الفصاحه}
6) احترام و بزرگداشت سالمند مؤمن ، تعظيم و بزرگداشت خداوند عزوجل است . { كافي}‍
7) هركس برتري و فضيلت سالمندي را شناخته و او را احترام گذارد خداوند عزوجل او را از هول و حراس قيامت ايمن خواهد داشت .{ لئالي الاخبار}
8) سالمندانتان را بزرگ داريد (احترام كنيد) تا كودكانتان شما را احترام كنند . {× دارالحديث }
9) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نهي فرمود از شير زن احمق يا زني كه چشمش معيوب باشد زيرا كه شير تاثير
مي كند . {حلية‌المتقين}
حضرت علي (عليه السلام) :
10) زنان را بعد از ولادت فرزند خرماي برني بخورانيد تا آنكه فرزند زيرك (باهوش) و بردبار شود . {حلية‌المتقين}
11) ‌ كوچكي خانواده يك از دو راحتي است . {بحار الانوار}{نهج البلاغه}
12) در مورد يتيمان و بيوگان (از كارافتادگان ، پيران و …) از خداوند پروا داشته باشيد و به ايشان احسان نمائيد .
13) بايد خردسالتان از سالمندتان پيروي كند (تاسي كند) و سالمندتان به خردسالتان مهربان باشد .{نهج البلاغه}
14) دايه اي بگيريد كه صورت و سيرت نيكو داشته باشد زيرا كه در طفل سرايت مي كتد و طفل شبيه مي شود به دايه در صورت و سيرت . {حلية‌المتقين}
15) نافع و مباركترين شيرها براي فرزند شير مادر است . {حلية‌المتقين}
امام باقر (عليه السلام) :
16) مصونيت اطفال از خطرات و انحراف ها در پرتو صلاحيت و شايستگي پدران آنها است .{بحار الانوار}
امام صادق (عليه السلام) :
17) زن حامله بِه بخورد تا فرزندش خوشبوتر و رنگ فرزند صاف تر باشد . {حلية‌المتقين}
18) از ما نيست كسي كه به بزرگسالان ما حرمت ننهد و با خردسالان ما مهربان نباشد . {ميزان حكمة}
19) دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است . {حلية‌المتقين}
20) هر چه كمتر از بيست و يك ماه شير مي دهند به فرزند ظلم است به طفل . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
21) نام را در روز هفتم تعيين بكنيد و بدانكه از جملة اعماليكه در وقت ولادت سنت مؤكد غسل دادن طفل است . {حلية‌المتقين}


بهداشت رواني :
اَلآ بِذكرِ الله تَطمئِن القُلوب
دعاها و توسلات زيادي در باب رفع پريشاني ، ترس و … در منابع اسلامي (مانند مفاتيح الجنان) مظبوط است كه خود جاي بسي خوشحالي و تامل و عمل به آنها را دارد !
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) مؤمني كه با مردم مي آميزد و آزار آنان را تحمل مي كند در پيشگاه الهي اجرش بزرگتر است از آن مؤمني كه با مردم آميزش ندارد و بر اذيت آنها صبر نمي كند .
حضرت علي (عليه السلام) :
2) ارزش هر انساني به مقدار همت اوست . {نهج البلاغه}
3) بردباري و تاني مانند دو كودك در يك شكمند و زلائيدة همت عالي هستند . يعني در اثر همت بلند دو خوي پسنديده در آدمي آشكار مي شود : يكي بردباري و آن ديگري خودداري از شتابزدگي . {نهج البلاغه}

امام سجاد (عليه السلام) :
4) به نظر من جميع سعادتها و نيكي ها در أين است كه آدمي از آنچه در دست مردم است قطع طمع و اميد نمايد . {اصول كافي}
5) حق فرزندت بر تو اين است كه بداني وجود او از تو و نيك و بدش در اين دنيا وابسته به تو است و با دارا بودن قدرت و سلطة پدري مسئول تربيت وي هستي . بايد رفتار تو دربارة فرزندت همانند رفتار مربي شايسته اي باشد كه تربيت صحيحش باعث زيبائي و نيكوئي اخلاق فرزندش شده است و در برابر خداوند دليل وظيفه شناسي اش باشد . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام صادق (عليه السلام) :
6) لقمان به پسر خود چنين گفت (خلاصه) : اي فرزند اگر در كودكي ادب آموختي دئر بزرگي از آن بهره مند خواهي شد. فرزند عزيز ! همواره نفس خود را به اداء وظايف شخصي و انجام كارهاي خويش الزام كن و جان خود را در مقابل شدائدي كه از بزرگترين عزَت و بزرگواري نايل شوي از مردم قطع طمع كن و به آنان اميدوار مباش . پيامبران و مردان الهي با قطع اميد از مردم به مدارج عالية خود نائلآ شدند . {بحار الانوار}
7) عزت و شرف مؤمن در اين است كه از ديگران مايوس باشد و از آنچه در دست مردم است قطع اميد نمايد . {اصول كافي}
8) هفت خصلت پسنديده شايستة مردان با ايمان است ؛ اولآ آرامش و اطمينان خاطر در فتنه ها و حوادث ، دوم بردباري و صبر در مصائب و بلاياي سنگين … .

مجموعة احاديثي در باب توكل ، محبت ، آرامش ، اطمينان ، شكيبائي و … وجود دارد كه بسيار عالي و پرمحتوا بوده و قابل استفادة بسيار در بهداشت رواني ، كه به جهت فراواني اين احاديث و خلاصه بودن مجموعه حاضر از درج آنها صرف نظر مي‌شود .



تغذیه و بهداشت مواد غذائی

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) هر كس كَم خورد سالم ماند و هركه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد . {نهج الفصاحة}
2) معده خانة مرض است و پرهيز(پيشگيري) سرآمد داروهاست . {نهج الفصاحة}{سفينة البحار}
3) يكي از اقسام اسراف اين است كه هرچه مي خواهي بخوري . {نهج الفصاحة}
4) پرخوري دل را سخت مي كند . {نهج الفصاحة}
5) غذا بخوريد در حالي كه اشتها داريد و دست از غذا بداريد در حالي كه ميل به غذا داريد . {مستدرك}
6) نان را گرامي داريد . {حلية‌المتقين}
7) انسان ظرفي بدتر از شكم پر نكرده است .{نهج الفصاحة}
8) هركس كم خورد سالم ماند و هر كه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد .{نهج الفصاحة}
9) سفره هاي خود را با سبزي بيارائيد كه شيطان (پليدي و ميكروب با مريضي ) را دور مي سازد . {كتاب بهداشت و توليد مواد غذائي – وزارت بهداشت}
10) روزه بگيريد تا سالم بمانيد .{نهج الفصاحه}
11) روزه رودة را باريك مي كند و گوشت اضافي را مي برد و از گرماي سوزان جهنم دور مي كند .{نهج الفصاحه}
حضرت علي (عليه السلام) :
12) پرخوري و پرخوابي باعث فساد و تباهي مزاج و مايه جلب عوارض زيان‌بار است {فهرست غرر}
13) كمتر خوردن مانع بسياري از بيماريهاي جسم است {فهرست غرر}
14) طعام را بگذاريد تا سرد شود . {حلية‌المتقين}
15) كسي كه خواهد غذا به او ضرر نرساند تا گرسنه نشود و معده پاك نشود چيزي نخورد و چون خواهد كه غذا بخورد بسم الله الرحمن الرحيم بگويد و نيكو بجود و دست از طعام وقتي بكشد كه هنوز خواهش غذا داشته باشد . {حلية المتقين}
16) منشين بر طعام مگر وقتي كه گرسنه باشي و بر مخيز از طعام مگر وقتي كه خواهش (ميل به غدا) داشته باشي و نرم بجو و هر گاه خواهي به خواب روي بيت الخلا ( مستراح) برو . {حلية‌المتقين}
17) شير گاو دوا است و براي معده نافع است . {حلية المتقين}
18) روزه يكي از دو تتدرستي است .
19) آنكس كه محبت انواع مختلف غذاها را در دل مي‌نشاند ، ميوه‌هاي گوناگون بيماريها را از آن مي‌چيند {فهرست غرر}
امام حسن مجتبي (عليه السلام) :
20) در خوان (سفرة‌غذا) دوازده خصلت است كه بر هر مسلمان واجب است كه بداند ؛ چهار تاي آن فرض است و چهار ديگر سنت و چهار تاي ديگر تاديب است . اما فرض آن است كه منعم خود را بشناسد و بداند كه نعمت از جانب پروردگار است و راضي باشد به آنچه خدا به او عطا كرده است ، و بسم الله بگويد و خدا را شكر كند ؛ و اما سنت ، دست شستن پيش از غذا و بر جانب چپ نشستن و به سه انگشت غذا خوردن و انگشتان را ليسيدن ؛ واما تاديب ، از پيش خود چيز خوردن و لقمه را كوچك برداشتن و بسيار خائيدن ( جويدن ) و در روي مردم نگاه نكردن . {حلية المتقين}
امام باقر (علية السلام) :
21) شير خوراك پيغمبران است .{حلية‌المتقين}
22) هر كه سير بخورد به جهت بوي بدش داخل مسجد ما نشود اما اگر كسي مسجد نرود باكي نيست كه آن را بخورد . {حلية المتقين}
23) آداب آب خوردن آن است كه در ابتدا بسم الله بگو و چون فارغ شوي الحمدالله بگو و از پيش دستة كوزه و از جائي كه شكسته باشد يا رخنه‌اي (درزي) باشد نخوري كه اين دو موضع جاي شيطان (پليدي و ميكروب) است . {حلية‌المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
24) هرگاه شكم سير شد باعث طغيان و فساد مي شود . {حليةالمتقين}
25) كسي كه قبل و بعد از غذا دستهاي خود را بشويد ، عمري در آسايش و سلامتي جسم به سر خواهد برد . {كتاب تغذيه ، تنطيم خانواده و بهداشت محيط – وزارت بهداشت}
26) آدمي ناچار است براي قوت يافتن غذا بخورد ، و هرگاه غدا خورد بايد يك حصه (قسمت )از شكم را براي غذا و يك فسمت را براي آب و يك قسمت را براي نفس كشيدن بگذارد‌ ، و سعي در فربه (چاق) كردن خود نباشيد چنانچه حيوانات را براي كشتن فربه مي‌كنند . {حلية المتقين}
27) سه چيز است كه خدا صاحب آنها را دشمن دارد : خواب كردن بدون بيداري شب و خنده كردن در غير محل آن و خوردن طعام در هنگام سيري .{حلية المتقين}
28) هرچه خوردنش سبب زياني در بدن شود ، حرام است ‚ مگر در شرايط اضطراري {تحف العقول}
29) روي هرميوه آلودگي است ‚‌پس چون آن را بدست آوريد به خوبي با آب بشوئيد .{تحف العقول}
30) ‌ سزاوار نيست كه مؤمن از خانه بيرون رود تا آنكه چاشت (صبحانه) نخورد كه باعث زيادتي عزت اوست . {حلية المتقين}
31) نبايد تكيه كرده و برو خوابيده چيزي بخورند . {حلية المتقين}
32) در حالت راه رفتن چيزي نخور مگر آنكه مضطر باشي . {حلية المتقين}
33) ‌طول بدهيد نشستن بر سر سفره را ، اين ساعتي است كه از عمر شما حساب نمي شود . {حلية المتقين}
34) هر كه چهل روز بگذرد و گوشت نخورد توكل بر خدا كند و قرض كند و بخورد كه قرضش اداء مي شود . {حلية‌المتقين}
35) شير بخور كه گوشت را مي روياند و استخوان را سخت مي كند . {حلية المتقين}
36) سيب معده را جلا مي دهد . {حلية المتقين}
37) دلهاي مؤمنان سبز است و به سبزي مايل است . {حلية المتقين}
38) (پرسيده شد آب چه مزه اي دارد؟) مزة زندگاني . {حلية‌المتقين}
39) آب را به سه نفس خوردن بهتر از به يك نفس خوردن . {حلية‌المتقين}
40) كسيكه در خوردن غذا پاكيزگي را مراعات مي‌كند ، غذا را بخوبي مي‌جود ، با داشتن اشتها از غذا دست مي‌كشد و تخلية روده را موقعيكه آماده مي‌شود به تعويق نمي‌اندازد ،‌شايسته است هميشه سالم باشد و جز به مرض موت (مرگ) دچار بيماري ديگري نشود {مكارم الاخلاق}
امام كاظم (عليه السلام) :
41) اگر مردم در غذا خوردن ميانه رو باشند بدن ايشان هميشه سالم است . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
42) هرگاه چيزي خوردي بر پشت بخواب و پاي راست را بر روي پاي چپ گذار . {حلية‌المتقين}
43) ‌ (به خادمان خود) اگر من بالاي سر شما بايستم در وقت غذا خوردن برمخيزيد تا فارغ شويد از طعام خود .{حلية المتقين}
44) بر بالاي غذا آب بسيار خوردن ضرر ندارد آما در غير آن حال آب بسيار مخور . {حلية‌المتقين}
حضرت عيسي (عليه السلام) :
45) اي بني اسرائيل ! تا گرسنه نشويد چيزي مخوريد و هرگاه گرسنه شويد بخوريد و سير مخوريد زيرا كه چون سير شديد ، گردنهاي شما بزرگ مي شود و پهلوي شما فربه مي شود و پروردگار خود را فراموش مي كنيد . {حلية‌المتقين}

بيماري و درمان :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) دوري كنيد از خوردن و مصرف كردن دارو ماداميكه بدن شما طاقت مرض دارد ، وقتي تحمل بيماري دشوار بود به سراغ دارو برويد . {مكارم اخلاق}
2) اگر در چيزي شفا هست در شيشة حجام و در خوردن عسل است . {حلية المتقين}
3) نيكو عادتي است حجامت ، ديده را جلا مي دهد و دردها را مي برد . {حلية المتقين}
حضرت علي (عليه السلام ) :
4) ‌ آب سرد حرارت را فرو مي نشاند و فقر را ساكن مي كند و طعام را د رمعده مي گدازد و تب را زائل مي كند . {حلية المتقين}
5) مداومت ننمائيد بر خوردن ماهي كه پي بدن را مي كاهاند . {حلية‌المتقين}
6) ماهي تازه پيه (چربي) جسم را مي گدازد . {حلية‌المتقين}
7) حجامت كردن بدن را صحيح مي كند و عقل را محكم مي كند . {حلية المتقين}
8) مسلمانان بايد دوا نكنند تا غالب نشود بيماري او بر صحتش . {حلية المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
9) هيچ دوائي نيست مگر آنكه مرضي را تهييج مي‌كند (عارضه‌اي را بوجود مي‌آورد) {روضة كافي}
10) مردم طلب شفا ننموده اند به چيزي مانند عسل و آن شفاي هر دردي است و خوردن عسل و تلاوت قرآن است و …. {حلية‌المتقين}
11) جبرئيل براي حضرت رسول (ص) مسواك و حجامت را آورد . {حلية المتقين}
12) زينهار كه ناشتا حجامت مكن تا اندك چيزي بخوري كه بيشتر باعث بيرون آمدن خون و قوت بدن مي شود . {حلية المتقين}
13) چون بعد از خوردن حجامت كنند خون جمع مي شود و خون فاسد را بيرون مي كند و اگر پيشاز خوردن باشد خون صالح بيرون مي رود و خون فاسد در بدن مي ماند . {حلية المتقين}
14) راه رفتن بيمار باعث نكس و زيادتي آن مي شود . {حلية المتقين}
15) هركه صحتش بر بيماريش غالب باشد و معالجه كند و بميرد من از او بيزارم و همچنين فرمود كه هركه با أين حال دوا بخورد اعانت بر كشتن خود كرده است . {حلية المتقين}
16) پيغمبري از پيامبران بيمار شد پس گفت كه دوا نمي كنم تا آن كسي كه مرا درد داده است شفا بدهد ، حق تعالي به او وحي فرستاد كه تا دوا نكني من شفا ندهم . {حلية المتقين}
17) تب از بوي جهنم است فرو نشانيد حرارت آن را به آب سرد . {حلية المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
18) بر شما باد بخوردن ماهي كه اگر بي نان بخوريد كافي است و اگر با نان بخوريد گوارا است . {حلية المتقين}
19) تا ممكن است رجوع به معالجة ‌طبيبان نكنيد كه اين مانند عمارت كردن است كه اندكش به بسيار مي كشد . {حلية المتقين}
20) هيچ دوائي نيست مگر آنكه درد را برمي انگيزد و هيچ چيز نافع تر از اين نيست كه تا محتاج نشوي تصرف در بدن نكني . {حلية المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
21) اجتناب كن از دوا خوردن تا بدنت تاب دارد . {حلية المتقين}
22) هر گاه گرسنه شوي غذا بخود و هرگاه تشنه شوي آب بخور و هرگاه كه بول آمد بكن و تاضرورت نشود جماع نكن و هرگاه تو را خواب گيرد خواب بكن و چون چنين كني بدنت صحيح مي باشد هميشه . {حلية المتقين}
23) منتهاي پرهيز و امساك چهارده روز است و پرهيز نه آن است كه چيزي نخورد بلكه آن است كه كمتر بخورد كه صحت و مرض در بدن آدمي با يكديگر در مقام معارضه و مقاتله اند پس هروقت كه صحت غالب آمد بيمار به شعور مي آيد و اشتهاي طعام بهم مي رساند پس هرگاه كه طعام بطلبد بدهيد كه شايد شفايش در آن باشد . {حلية المتقين}
‹‹‹ قابل ذكر است در مورد حجامت احاديث ديگري است كه آورده نشده است همچنين در اوقات حجامت كردن ›››
‹‹‹ در مورد برخي ادعيه كه براي درمان بيماريها وارد شده است كه در اينجا نياورده ايم ›››
‹‹‹ در مورد درمان بيماريها با داروهاي ساختگي و طبيعي روايات زيادي وجود دارد كه آوردن آنها در اين جزوه ضرورت ندارد ؛ و مشتاقان به كتب مرجع مراجعه نمايند ›››

بهداشت عمومی :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) پيشگيري بهتر از درمان است و معده (پرخوري) جايگاه بيماري است ، پس عادت دهيد بدن را به آنچه عادت مي پذيرد(عادتها نيكو) . {چهل حديث دربارة بهداشت دهان ودندان – كنگرة بين اللمللي انجمن دنداندپزشكي ايران 1373}
2) درهمي كه انسان در حال سلامتي در راه خدا خرج كند بهتر بنده اي است كه هنگام مرگ آزاد كند . {نهج الفصاحة}
3) اگر تندرستي نباشد زندگي بدون لذت است . {نهج الفصاحة}
4) سلامتي و فراغت دو نعمت است كه كفران آن كنند . {نهج الفصاحة}
5) هركه پرهيزكاري كند اگر ثروتمند باشد باك نيست ، و براي پرهيزكار سلامتي از ثروت بهتر است و آسايش ضمير از جمله نعمتهاست . {نهج الفصاحة}
6) هركه بدنش سالم است و در جماعت خويش ايمن است و قوت (روزي) خويش دارد جهان سراسر مال اوست . {نهج الفصاحة}
7) دو نعمت است كه بسياري از مردم در آن مغبونند (زيانكارند) ؛ سلامتي و فراغت . {نهج الفصاحة}
8) امنيت و سلامتي دو نعمت است كه بسياري از مردم در آن مغبونند . {نهج الفصاحة}
9) عافيت (سلامتي ) را براي ديگران بخواه تا نصيب تو شود . {نهج الفصاحة}
10) دو صفت است كه اكثر مردم به آن دلباخته اند ؛ سلامتي و فراغت . {نهج الفصاحة}
11) خداوند خوشبوست و بوي خوش را دوست دارد ، پاكيزه است و پاكيزگي را دوست دارد ، بزرگوار است و يزرگواري را دوست دارد ، بخشنده است و بخشش را دوست دارد ، پس جلوي خانه هاي خود را پاكيزه سازيد و مانند يهوديان مباشيد . {نهج الفصاحة}
12) زندگي بدون سلامتي هيچ خير و ارزشي ندارد . {چهل حديث دربارة‌دندان}
13) تحصيل دانش در كودكي مانند نقش بر روي سنگ است (ماندگار است) {نثر الدر}
14) پنج چيز از سنت پيامبران است : حيا و حلم و حجامت و مسواك و عطر زدن . {نهج الفصاحة}
15) انسان براي عمر طولاني آفريده شده است اما او با عدم رعايت بهداشت عمر خود را كوتاه مي سازد . {مغز متفكر جهان شيعه}
16) نظافت جزئي از ايمان است . {المحاسن}
17) انسان فكر و عقل و انديشه است و ثمرة آن تندرستي و صحت است . {اخبارشبكة اول}***اصلاح شود ***
18) تفريح و بازي كنيد ؛ من دوست ندارم در دين شما سختي و خشونت باشد .
19) كسي كه مي‌خواهد در اين جهانِ ناپايدار باقي بماند و با عمر طبيعي زيست كند چند نكته را مراعات نمايد ؛ هر روز صبح به قدر كافي غذا بخورد و كفشي بپوشد كه پا را نزند و با آن به راحتي راه برود ؤ لباس سبك در بر كند تا خسته نشود ، و عمل جنسي را تقليل دهد و كمتر با زنان بياميزد{وسائل الشيعه}
20) بيشتر مردم دربارة دوخصلت دچار گمراهي و ضلالت هستند ؛ يكي در مورد سلامتي و ديگري در امر فراغت و بيكاري .{روضة‌كافي}
حضرت علي (عليه السلام ) :
21) ‌ خدايا ! بدنم را براي خدمت خودت قوي بفرما . {دعاي كميل}
22) ‌ سه چيز حافظه را زياد مي كند : مسواك كردن و روزه داشت و قرآن خواندن . {حلية المتقين}
23) تندرستي بالاترين نعمتها است .{چهل حديث جالب – چايچيان}
24) كمك به افزايش توانائي ، اظهار و جود در نوجوان افزايش اعتماد به نفس را در او ايجاد مي كند . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام صادق (عليه السلام) :
25) در انچه بدن اصلاح مي شود اسراف وجود ندارد ، همانا اسراف در چيزي است كه تلف كند مال را و ضرر به بدن بزند . {فصول المهمة}
26) سه چيز است كه خوردني نيستند و بدن را چاق مي كنند و سه چيز است كه خوردني اند و بدن را لاغر مي كنند و دوچيز است كه بهمه چيز نفع مي رساندد و بهيچ چيز ضرر نمي رساند و و دو چيز است كه به همه چيز ضرر مي رسانند و به هيچ جهت نفع نمي رسانند ؛ اما آنها كه خوردني نيستند و فربه مي كنند پيراهن كتان پوشيدن و بوي خوش كردن و نوره ماليدن است و ام آنها كه خوردني اند و لاغر مي كنند گوشت خشك و پنير و شكوفة خرما است و اما آن دو چيز كه همه جهت نفع مي رسانند آب نيم گرم و انار است و ام آن دو چيز كه به همه جهت ضرر مي رسانند گوشت خشك كرده و پنير است . {حلية‌المتقين}
27) لقمان به پسر خود چنين گفت كه اي فرزند اگر در كودكي ادب آموختي در بزرگي از آن بهره مند خواهي شد .{بحارالانوار}
28) ده چيز است كه اندوه را مي برد ؛راه رفتن و سوار شدن و سر در آب فرو بردن و سر شستن با خطمي و نظر بر روي زن مقبول كردن وبا مردان سخن گفتن . {حلية‌المتقين}
29) سلامت ، نيرومندي ،فراغت ، جواني ، نشاط و بي نيازي خود را فراموش مكن و در دنيا از آنها بهره برداري كن و متوجه باش كه از آن سرمايه هاي عظيم به نفع آخرت خود استفاده كني . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
30) دو چيز است كه قدر و قيمتشان را نمي شناسد مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد ؛ يكي جواني و ديگري تندرستي و سلانت است . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام باقر(عليه السلام) :
22) لبخند آدمي به روي برادر مؤمنش حسنه است {بحارالانوار}

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

رسول گرامي اسلام در دوره‌اي دعوت خويش را آغاز كرد كه داراي مشخصات و ويژگي‌هاي منحصر به‌فردي بود.همين علائم باعث شد تا مورخان از آن دوره به عنوان «جاهليت» ياد كنند. دعوت پيامبر مبتني بود بر نفي عقايد انحرافي و خرافي و دعوت به راست‌كيشي و راست ‌انديشي ، نفي ظلمت و فراخواندن به نور. اصلي‌ترين دشمنان و سرسخت‌ترين مخالفان پيامبر را تيره‌اي از قبيله قريش تشكيل مي‌دادند كه گر چه بعدها با هدايايي كه پيامبر به آنها تحت عنوان تاليف قلوب اعطا كرد به اسلام گرويدند؛ اما به شهادت قرائن تاريخي هيچگاه عداوت و كينه قلبي خويش را نسبت به اسلام و مسلمانان ساده‌دل از ياد نبردند. پيامبر (ص) 13 سال در مكه به دعوت پرداخت؛ اما جز تني از جوانان فقير و محروم به او نگرويدند. گرچه آنان نيز تحت فشار و ظلم بي‌حد و حصر قريش مجبور به كوچ اجباري به سوي حبشه شدند

 
رسول گرامي با تمام اين حوادثي كه پي‌در‌پي بر او مي‌رفت خود نيز مجبور به سفر شد، مدينه را برگزيد كه آن روزها يثربش مي‌ناميدند. يثرب اما او را امان داد و او را حاكم بر خويش كرد تا در سايه او به حل نزاع‌ها و اختلاف‌هاي داخلي‌اش بپردازد، اختلاف‌هاي قبيله‌اي كه خود سالها بود از آن رنج مي‌برد.
 
قريشيان اما در 10 ساله مدينه هم رسول را راحت نگذاشتند. جنگ پس از جنگ و فتنه پس از فتنه. اين كينه ادامه يافت تا رسول صلح و رأفت به قدرت تدبير خويش و لطف عيان الهي مكه را بي‌خونريزي به تسلط خويش درآورد و پايگاه شرك و ظلم واژگون شد. اما آن تيره از قريش باز هم اسلام نياورد مگر ظاهري و حتي به ظاهر هم تسليم نشدند مگر وقتي شمشيرهاي تيز ياران پيامبر را بر گرده خويش ديدند در حالي كه برق شمشيرها چشمانشان را خيره كرده بود. به قول امير بيان (ع) اسلام نياوردند بلكه تسليم شدند. 3 سال پس از اينكه مكه و كعبه از شرك و آلودگي‌هاي آن رهايي يافت و به دژ استوار توحيد و يگانه‌پرستي مبدل شد رسول اسلام امت خويش را تنها گذارد. گرچه ولي‌اي از جنس خويش را بر ايشان به نص الهي ولايت داد.
 
 مردمان اما به تحريك همان كينه‌ورزان در همهمه پس از رحلت پيامبر، امانت الهي را به اهلش باز ندادند و اسلام كه در دوران پيامبر اسلام (ص)، سرعت پر‌شتابي به خود گرفته بود و اميد مي‌رفت تا در مدت كوتاهي دعوتش جهان را فرا گيرد، از مسير خويش منحرف شد. و شد آنچه شد و رفت بر خاندان رسالت آنچه رفت از غصب حق و خلافت. نخستين قرباني اين دگرگوني و سير قهقرايي جاهلي علي‌ ابن‌ابي‌طالب‌(ع) بود. علي (ع) در سال 35 هجري زمام امور را به دست گرفت. اموري كه اختلاف طبقاتي شديد و نظام اشرافي با همه مظاهر زشتش، از نشانه‌ها و مشخصات آن به شمار مي‌رفت.
 
بازگشت امور به مسير اصلي‌ خويش اما زمانبر بود و پرخطر. چرا كه منافع عده‌ بسياري را تهديد مي‌كرد. حضرت هر چند در ابتدا مردم را وعده داد كه «حقوق از دست رفته عامه مسلمانان را از غارتگران مي‌گيرم، هرچند مهريه زنانشان كرده باشند» (نهج‌البلاغه،
 خ 15) اما در عمل كمتر موفق شد تا آن جماعت كينه‌توز را به راه آورد و نخوت از سرشان بيرون كند.
 
 حضرت معتقد به تغييرات گسترده در بافت حكومت و جامعه بود. ايشان در جايي مي‌فرمايند: «روزگار دگرباره شما را در بوته آزمايش ريخت مانند روزي كه خدا پيامبر شما را برانگيخت. آگاه باشيد كه ابتلاي امروز شما همان ابتلاي آغاز بعثت است كه دوباره برگشته. قسم به خدايي كه پيامبر را برانگيخت، سخت زير و زبر خواهيد شد و به شدت غربال مي‌شويد. تا طبقه پايين مانده بالا آيند و طبقه بالا به زير روند؛ عقب افتادگان كه حق تقدم دارند جلو افتند و پيش‌افتادگان كه حق تقدم ندارند به عقب رانده شوند...» (نهج‌البلاغه، خ 16) ايشان گرچه در راه اين تغييرات گام برداشت اما حتي برخي از نزديكترين يارانشان از ايشان مي‌خواستند تا در تغييرات تعديل نمايد و بيشتر جانب اغنيا و ثروتمندان را داشته باشد، كه البته امام آن را رد مي‌كرد.
 
آري، اجراي اصول و موازين اسلامي، منشا بروز فتنه‌ها و شورش‌هاي زيادي شد كه دوره 5 ساله ايشان صرف مبارزه با نتايج شوم اين شورش‌ها گرديد. عاقبت ايشان نيز اسير تير كينه گرديدند و در محراب به خاطر شدت عدلشان شمشير كينه را بر فرق سر سنگين ديدند. با شهادت امام علي (ع) و رسيدن سال به سنه 41 خلافت طي يك فتنه و آشوب ديگر از امام حسن(ع) به معاويه منتقل شد. پس از اين واقعه نقشه رهبري مسلمانان به كلي عوض  و حكومت اسلامي به دست همان كينه‌جويان به سلطنت ضداسلامي تبديل شد. اين خلافت نه تنها با خلافت معنوي- اسلامي بي‌شباهت بود، بلكه حتي خلافت خلفاي نخستين را نيز نمي‌ماند. در يك عنوان مي‌توان آن را يك «دولت نژادپرست طبقاتي عربي» ناميد.
 
جاحظ متكلم برجسته معتزلي مي‌گويد: «بعد از كناره‌گيري امام حسن(ع) از خلافت، دوره سلطنت استبدادي معاويه شروع شد. عجب است كه آن سال را سال جماعت «عام‌الجماعه» نام گذارده‌اند، حال آنكه بايد نام آن سال را سال تفرقه و زور و ظلم گذارد. سالي كه امامت و خلافت به سلطنت كسرايي و قيصري تبديل شد.» (رسائل‌الجاحظ،
 ص 294)
فرزندان اميه، همان كينه‌توزان و اشراف بت‌پرستي بودند كه تا آخرين دم اسلام نياوردند و با پيامبر و يارانش سرسختانه مبارزه كردند.
حكومت بني‌اميه، حكومتي ضدديني بود و بسياري از آيين‌هاي جاهلي، خاصه نژادپرستي را زنده كرد.
 
خطباي دنياپرست احاديث بسياري در فضيلت بني‌اميه و مذمت علي و آلش جعل كردند و از آن زمان، سب صحابه در ميان مسلمانان معمول شد. نقل است كه روزي مغيره نزد معاويه رفت و به او گفت: «ديگر بس است. شايسته است كه رفتارت را با بني‌هاشم خوب كني. آنها در وضعي نيستند كه از آنها بيم داشته باشي». معاويه گفت: «هيهات، هيهات! اين مرد هاشمي (حضرت محمد(ص)) كاري كرده كه روزانه 5 بار نامش در رديف نام خدا برده مي‌شود، چاره‌اي نيست به جز اينكه اين نام را به گور كنم.»
 

مغيره ادامه داد: «تو به آرزوي خود كه همانا حكومت كردن بر مردمان بود رسيدي چه خوب است كه از لعن علي صرفنظر كني». معاويه پاسخ داد: «نه! قسم به خدا، كودكان بايد با لعن او بزرگ شوند و بزرگان پير شوند و كسي در فضيلت علي فضيلتي نقل نكند.» (شرح نهج‌البلاغه- ابن ابي‌الحديد- ج 3- ص 255-254)
 
معاويه تمامي اين امور را زمينه‌اي مي‌دانست كه در آن مي‌توانست شرايط انتقال خلافت را به فرزندش يزيد فراهم آورد، و اين امر تا زماني كه حسن (ع) زنده بود ميسر نمي‌شد. لذا مبلغ سنگيني پول را براي جعده دختر اشعث كندي فرستاد و به او وعده داد اگر حسن را مسموم كند، او را همسر فرزند خود خواهد كرد. بدين حيلت، امام به دست زنش مسموم شد، معاويه نيز براي استمرار خلافت در خاندانش يزيد را به عنوان جانشين خود تعيين كرد و با سياست‌بازي، رشوه‌پردازي، تطميع، تهديد و فشار نظامي از مسلمانان براي يزيد به عنوان حاكم و خليفه پس از خود بيعت گرفت.
 
در اين شرايط ياران و اصحاب رسول خدا را مي‌توان به لحاظ گرايش به سه دسته تقسيم كرد:
الف) گروهي كه اين وضع را برنتابيدند، فرياد كشيدند و در اين راه جان خويش را فدا كردند.
ب) گروهي هم در كنج خلوت و رياضت و عبادت لغزيدند و از صحنه قضاوت ميان حق و باطل خويش را كنار كشيدند و حتي برخي از آنان مهر خاموشي بر لب زدند.
 

ج) گروهي هم از عنوان صحابه براي آباداني دنياي خويش بهره بردند و افتخارات صحبت رسول‌الله را در كاخ سبز در معرض يغما گذاردند تا جايي كه براي خوشايند معاويه حديث نيز جعل كردند.
 
پس از شهادت امام حسن (ع)، امام حسين (ع) در وضعيت خاصي قرار گرفته بود. چرا كه او نمي‌توانست مانند گروه اول دست به قيام مسلحانه بزند، زيرا مسلمانان پاك نهاد چشم به او دوخته بودند، سيره برادر نيز چنين بود. تعهد به عهد و پيمان. گرچه بنابر برخي نقل‌ها معاويه پيمان زير پا نهاد ولي برخي ديگر از مورخان صحت آن را مورد ترديد قرار مي‌دهند.
 
شايد حق با دسته دوم باشد چرا كه معاويه آدمي اهل تظاهر و رياكاري بود. تا جايي كه به طور مستقيم دست به قتل حسن(ع) نبرد. امام حسين‌(ع) به‌رغم اصرار شيعيان قيام مسلحانه را رد مي‌كرد و مي‌گفت: «تا معاويه زنده است، دست به قيام مسلحانه نزنيد».در سال 58 هجري يعني دو سال مانده به پايان پيمان سال چهل و يكم، امام راهي مكه شد.
 
موضع امام نسبت به معاويه را مي‌توان از سخنراني‌هاي ايشان كه در سرزمين وحي ايراد شده است، دريافت. ايشان در مني و در جمع يك‌هزار نفر از تابعان و صحابه چنين مي‌گويند: « اي مسلمانان! بدانيد كه اين ديكتاتور سركش با ما و شيعيان ما چه كرده است. شما ديده‌ايد و شاهد و ناظر جنايات او بوده‌ايد. من از شما شهادت مي‌خواهم، اگر راست مي‌گويم شهادت دهيد و اگر دروغ مي‌گويم تكذيب كنيد.
 
 اي مردم، به سخنان من توجه كنيد و اين حقايق را نگه داريد تا به شهر خود برسيد و براي قبائل و عشاير خود بگوييد و گواه بگيريد. اگر شهادت دادند آنها را هم در اين موضوع شركت دهيد. من مي‌ترسم دين حق از ميان برود و خدا مي‌خواهد نور حق روشن بماند، اگر چه كافران را خوشايند نباشد. اي مردم، شما را به خدا قسم، آيا مي‌دانيد رسول خدا روزي كه عقد برادري بين مردم بست، علي ابن‌ ابي‌طالب را برادر خود خواند.» همه تصديق كردند و گفتند: راست مي‌گويي. امام در شأن و منزلت علي ابن ابي‌طالب به سخن ادامه داد و آيات و روايات را يك به يك بر مردمان باز مي‌گفت و تصديق از آنان مي‌گرفت.
 
ايراد اين خطبه روشنگر و تكان‌دهنده در سرزمين «مني»، در ميان انبوه صحابه و تابعان و در اوج قدرت معاويه كه تمام صداها را خاموش و نفس‌ها را در سينه‌ها حبس كرده بود، دليل عظمت فكري و قدرت روحي امام حسين (ع) است. او در اين گفتار مردم را به اين امر متوجه مي‌سازد كه آن كس را كه الان، در منابر، نمازها و دعاها لعن مي‌كنند، برادر رسول خدا و شخص دوم عالم اسلام است، شخصي كه اين همه آيات درباره او نازل شده است. بدين گونه امام با دست خالي دو سال قبل از پايان تعهد امام حسن (ع) به معاويه مشغول زمينه‌سازي براي قيام آينده است.
 
وضعيت اما پس از مرگ معاويه كاملا دگرگونه شد. يزيد كه بر جاي پدر نشسته بود حتي در ظاهر هم به دستورات اسلام پايبند نبود و به هيچ وجه اعتقادي به مباني اسلام نداشت. امام در اين مرحله به اين نتيجه قطعي رسيد كه ديگر وقت قيام رسيده است، و امري تجويز كردند كه در دوران معاويه حكم به تحريم آن داده بودند.
 
امام خود وصيتي كه به برادرش محمدبن حنيفه نگاشته است به همين موضوع اشاره مي‌كند: «انگيزه نهضت من، هوي و هوس و تمايلات بشري نيست، هدف من فساد و ستمگري نيست، بلكه من فقط براي اصلاح در امت جدم از وطنم خارج شدم، هدفم امر به معروف و نهي از منكر است، هركس دعوت مرا به پاس احترام حق پذيرفت، زهي سعادت! چه خدا هميشه پشتيبان حق است و هر كس نپذيرفت شكيبايي اختيار خواهم كرد تا خداي داور، ميان من و اين قوم به حقيقت داوري كند، زيرا او بهترين داورهاست.» (تاريخ طبري- ج6 – ص 197).  
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

«تفكر چيست؟» پيش از هر چيز روشن است كه تفكر يك «چيز» نيست، به آن معنايي كه مثلاً ميز، درخت، گربه يك چيز هستند. اين را تقريباً همه مي‌دانند.بنابراين پاسخ اين پرسش از پيش و به طور منفي داده مي‌شود: تفكر يك چيز نيست؛ كوزه، گل، پروانه، و چيزي از اين دست نيست. به جاي اين شيوه طرح پرسش، كه به قول هايدگر يوناني است، و تلاش براي پاسخ گفتن به آن، هايدگر سعي مي‌كند كه به جوانب خود پرسش بينديشد. او نتيجه مي‌گيرد كه درباره تفكر اين گونه نپرسد؛ زيرا ما را در معرض اين خطر قرار مي‌دهد كه «تفكر» را يك «چيز» بگيريم. ما بايد ياد بگيريم كه چگونه درست بپرسيم و چگونه با يك پرسش مواجه شويم. اين كار مستلزم شنيدن و گوش سپردن به خود پرسش است.

 
هايدگر مي‌گويد ما با شكيبايي پرسش را مي‌شنويم تا گشايشي حاصل شود، گشايشي كه با تفكر دربارة خود پرسش به دست مي‌آيد. وظيفه ما پرسشگري است، و تفكر، پيش از هر چيز، در گرو پذيرش اين وظيفه است. هايدگر در گفت‌وگو با استاد ژاپني و دوست قديمي‌اش، تزوكا، اعلام كرد كه نسبت به ايام جواني‌اش فقط اين نكته را بهتر آموخته كه چگونه مي‌توان پرسيد.
 
از اين‌رو، هايدگر به شيوه‌اي خاص با پرسش از تفكر مواجه مي‌شود. بنابراين، ترجيح مي‌دهد كه چنين بپرسد: ?Was heisst denken (يعني «چه چيزي تفكر خوانده مي‌شود؟)» با اين توضيح، هايدگر چه چيزي را تفكر مي‌خواند؟  قبل از هر كار «لازم است بگوييم كه او چه چيزي را تفكر نمي‌خواند» مردم، از جمله فلاسفه و دانشمندان، غالباً تفكر را نه يك چيز، بلكه يك فراشد و يك كنش مي‌دانند. از نظر آنها جايي كه تفكر هست، افكار (انديشه‌ها) هستند.
 
آنها افكار را به معناي «باورها، ايده‌ها، تصاويرِ (ذهني) پيش‌نهاده‌ها (نظرات)، تصورات» مي‌فهمند. تفكر كنشِ است؛ كنش باور آوردن، ايده‌ داشتن، تصوير كردن، پيش‌نهاده (:نظر) داشتن، و تصور كردن. كنش‌هايي كه نوع بشر را از همة موجودات ديگر متمايز مي‌كند، و مشخصة (فصل) او به عنوان حيوان عاقل محسوب مي‌شوند؛ زيرا، به اين معنا، تنها انسان است كه مي‌تواند تفكر كند. اين توانايي با ساير كنش‌هاي ديگر آدمي نظير ادراك كردن، خواستن، كار كردن مرتبط است.
 
اما، هايدگر تفكر را كنش، به معنايي كه ذكر شد، نمي‌داند، و در آن جا كه تفكر را كنش قلمداد مي‌كند، فهم (تأويل) او از تفكر به مثابة كنش با برداشت رايج متفاوت است. از نظر هايدگر، «ما هنوز به گونه‌اي مصمم به حقيقت كنش نمي‌انديشيم. ما كنش را نمي‌شناسيم مگر به عنوان توليد اثري (معمولي) كه واقعيتش برحسب سود آن ارزيابي مي‌شود».
 
اشاره‌اي به نظر هايدگر دربارة تفكر به منزلة كنش خواهد شد. اما، فعلاً بحث دربارة اين است كه هايدگر فهم غالب دربارة تفكر هم چون كنش را، كه در بالا ذكر شد، تفكر نمي‌خواند.
 
تفكر هم چون كنشِ باور آوردن، ايده داشتن، تصوير كردن، پيش نهاده (:نظر) داشتن، تصور كردن، به نظر هايدگر، ريشه در عقيده به اصل نظرية بازنمايي دارد. اين اصل در انديشة متافيزيكي، كه صرفاً به موجود مي‌انديشد، شكل گرفته است؛ انديشه‌اي كه موجود را به منزلة ابژه‌اي باز نموده شده مي‌فهمد.
 
به عقيدة هايدگر، تفكر متافيزيكي از زمان افلاطون و ارسطو آغاز شد. هايدگر متقدم تفاوت زيادي ميان اولين متفكران يوناني با افلاطون و ارسطو نمي‌ديد و تأكيدي بر امتياز آنها از افلاطون و ارسطو نداشت. اما، در دورة متأخر، متوجه فاصلة زياد ميان انديشة آنها با افلاطون و ارسطو شد و در نظرش آثار اولين متفكران يوناني ارجي عظيم يافتند.
 

هايدگر متأخر، تفكر افلاطون و ارسطو را گرفتار متافيزيك معرفي كرد و مهم‌ترين گواه آن را فهم و برداشت نادرست آنها از Physis اعلام كرد. اين فهم Physis در برداشت از ساير مفاهيم مؤثر بود و نظريات تازه‌اي را موجب شد.
 
تا جايي كه، به قول هايدگر، تاريخ متافيزيك را رقم زد. به تأويل هايدگر، Physis در يوناني صريحاً معناي «هستي» مي‌داد و ريشة آن Phyein به معناي «پديد آمدن » و «رشد يافتن» بود. اين واژه در زبان هراكليتوس، پارمنيدس و آناكسيماندروس بسيار به كار رفته است. از نظر اولين متفكران يوناني Physis دربردارندة تمامي موجودات بود؛ امري كه بر پاية خودش ظاهر مي‌شود، خود آشكار و برگشوده است.
 
 آنها با اين واژه امري فراتر از موجودات و طبيعت را مراد مي‌كردند. Physis تجربة اصيل يونانيان را نشان مي‌داد كه آن را صرفاً از طريق فراشدهاي طبيعي كشف نكرده بودند. درست برعكس، آنها در پرتو آن تجربة اصيل به موجودات مي‌نگريستند و مي‌انديشيدند. تمام معاني، مفاهيم و نظريه‌هايشان را در پرتو هستي مي‌ديدند.
 
 از جمله برداشتي كه از «تفكر» داشتند در ساحت هستي شكل گرفت. از نظر آنها، ميان هستي و تفكر ارتباط نزديكي وجود داشت. چون به يكي از آنها مي‌انديشيدند با ديگري روبرو مي‌شدند؛ مثلاً پارمنيدس در شعر فلسفي‌اش گفته بود كه تفكر (noein) و هستي (einai) يكي هستند (to auto)، و مقصود او اين بود كه چون مي‌انديشيم از هستي باخبر مي‌شويم. آنها تفكر را به عقل (ratio) و متفكر را به حيوان عاقل تنزل نمي‌دادند.
 
Logos واژه‌اي بود كه به هستي، تفكر و زبان اشاره داشت. تقرب اولين متفكران يوناني به هستي آنها را از برداشتهاي نادرستي كه در طول تاريخ متافيزيك در مورد مفهوم تفكر به وجود آمده است، نگه داشت. آنها به اشتباهاتي كه فلاسفة متافيزيسين در فهم حقيقت تفكر مرتكب شدند، دچار نيامدند.اما از افلاطون و ارسطو به بعد، برداشت اولين متفكران يوناني از تفكر (logos) در پرتو انحرافي كه از معناي واژة Physis صورت گرفت، تحريف شد. هايدگر نشان مي‌دهد كه در گذر از دنياي يوناني به جهان رومي و لاتين اين لفظ به Physica تبديل شد كه ديگر معناي هستي نداشت، بلكه «شناخت طبيعت» دانسته مي‌شد. خود طبيعت هم با لفظ natura مورد اشاره قرار مي‌گرفت.
 

  افلاطون با طرح نظرية ايده به ظهور نظرية بازنمايي تفكر ياري رساند. افلاطون ايده را Physis انگاشت. همين قائل شدن به اين هماني ايده و هستي سبب شد كه به بازنمايي هستي در موجود يا در ذهن بينديشد. در نتيجة آن logos نيز تبديل شد به گزاره‌هايي دربارة موجودات، انسان هم تبديل شد به حيواني كه داراي عقل است.  اين سرآغاز نگرشي است كه به اصل نظرية بازنمايي منجر شده است.
 

در دوران مدرن، بر پاية همين درك قديمي متافيزيكي از aletheia, physis و logos ، مفاهيم سوژه و ابژه، با فلسفة دكارت، سر برآوردند. تفكري كه صرفاً به موجود مي‌انديشيد يعني تفكر متافيزكي اينك موجود را هم چون ابژه‌اي مي‌فهمد كه در سوژه بازنمايي مي‌شود. سوژه همان حيوان عاقل است كه ابژه را بازنمايي مي‌كند. يونانيان به انسان به عنوان سوژه به معناي مدرن آن، نينديشيده بودند. در روزگار مدرن سوژه محور اصلي دانسته شد و به جاي انسان عاقل به كار رفت. «مي‌شناسم» دكارت ظهور سوبژكتيويسم بود. سوژه موجودي است مستقل و خود بنياد كه بدون اصالت دادن به عقل (ratio) شكل نمي‌گرفت.
 
 سوژة شناسنده تبديل به ملاك فهم دقيق ابژه‌ها شد. «مي‌شناسم» صرفاً نمي‌گويد كه من مي‌شناسم پس هستم، بلكه مي‌گويد كه من آن بازنمودي هستم كه بازنمايي كامل و اصلي و نهايي محسوب مي‌شوم. در اين جا، ابژه‌ها همچنان بازنمايي مي‌شوند، به صورت شناخته شده يا بازنمود مطرح مي‌گردندو جنبه‌هاي مفهومي و شناختي مي‌يابند.
 
 تفكر بازنمودي وجهي از سوبژكتيويسم است. تفكر بازنمودي انديشه را صرفاً حضور موجودات عيني (ابژه‌ها) در ذهن مي‌داند. آن حكم مي‌دهد كه هنگامي كه دربارة چيزي مي‌انديشيم، يا چيزي را احساس مي‌كنيم، آنچه در آغاز و به نحوي بي‌واسطه مي‌انديشيم، يا احساس مي‌كنيم، يك بازنمود است. ما نه خود درخت، بلكه چيزي را مي‌بينيم كه آن درخت را مي‌نماياند. اين كه تفكر را صرفاً بازنمايي ابژه‌ها بدانيم نتيجة اين است كه ما خود را فقط سوژه‌اي دانا و شناسا مي‌دانيم.
 

پس از دكارت، وظيفة فلاسفه چنين دانسته شد تا حكم‌هاي او را بهتر ثابت كنند. لايب‌نيتس به سوي سوژة دكارتي حركت كرد. كانت نيز سوژه را به نحوي پذيرفت، گرچه گامي به پيش برداشت و اعلام كرد كه اين كه «من» موجودي هستم كه چون مي‌شناسد «من» است، لزوماً نتيجه‌اي قابل قبول نيست و  نمي‌شود از «مي‌شناسم» به اين كه من يك شخص، يك حقيقت جاوداني هستم، رسيد. اما، از نظر هايدگر، حتي كانت با اين اشكال متوجه هستي شناسنده نشده بود. كانت نيز من را يك Subjekt مي‌دانست؛ چرا كانت كه ذهن را از ديدگاه منطقي منزوي و جدا از جهان نمي‌داشت، در برابر اين استدلال دكارتي كه سوژة دانا و شناسا در برابر ابژه قرار مي‌گيرد، سپر انداخت.
 

 هايدگر توضيح مي‌دهد كه امروزه تقريباً همه، فراشد تفكر را به منزلة بازنمايي (Vorstellung, vorstellen) يعني به عنوان ايجاد ايده‌ها مي‌فهمند: «كسي در ميان ما هست كه نداند ايجاد يك ايده چيست؟ زماني كه ايدة چيزي را مي‌سازيم  مثلاً ايدة يك متن را اگر فيلولوگ باشيم، يك اثر هنري را چنانچه مورخ هنري باشيم،يا فراشدي از سوختن را اگر شيميدان باشيم – داراي ايده‌اي باز نمودي از آن ابژه‌ها هستيم. ما آن ايده‌ها را كجا داريم؟ آنها را در سر خود داريم. آنها را در آگاهي خود داريم. آنها را در روح خود داريم. ايده‌ها را درون خودمان داريم، ايده‌هايي كه ايده‌هاي ابژه‌ها هستند.»
 

  بنابراين، تفكر فراشدي است كه به وسيلة آن ما صورتي را تشكيل مي‌دهيم كه جنبه‌اي از واقعيتي را كه ما درك كرده‌ايم، در مي‌يابد، و حفظ مي‌كند. تفكر، بنابر اين ديدگاه، توانايي تثبيت و نگه داشتن آن چيزي است كه قرار است از طريق مفاهيم انديشيده شود. بر اين اساس يادآوري نيز در چهارچوب تفكر بازنمودي تأويل مي‌شود؛ زيرا همان طور كه مي‌توانيم ايده‌هايي را ايجاد كنيم (يعني بينديشيم)، قادريم كه آنها را احضار كنيم، آنها را مقايسه كنيم، ايده‌ها را تصور كنيم.
 
 به اين ترتيب، خاطره به عنوان نيروي بازخواني ايده‌ها و به عنوان توانايي بشري براي به ياد آوردن و حفظ كردن صرفاً عبارت مي‌شود از توانايي براي دريافتن ابژه انديشه‌اي كه در جريان زمان پراكنده شده است.« به ياد سپاري» تبديل مي‌شود به نگه‌داشتن ابژه‌هاي تفكر در برابر جريان زمان. آن چه كه ديگر ادراك نمي‌شود مي‌تواند بازشناخته و بازانديشيده شود.
 
خلاصه، تفكر به معناي ايجاد و تشكيل ايده‌هايي است كه آن چه را كه انديشيده مي‌شود، حاضر مي‌كند. فراشد سوبژكتيو و دروني ابژه تفكر را باز ـ نمايي مي‌كند. حال كه چنين است طبيعتاً اين نكته از اهميت زيادي برخوردار است كه ما ايده‌ها را به طور صحيحي بسازيم، به طوري كه ايده مطابق با ابژه باشد.
 

به نظر هايدگر، تفكر بازنمود يا بازنمايي نيست. چنين تصوري از تفكر ما را به همان تصور متافيزيكي ايدة افلاطوني باز مي‌گرداند. بحث از تفكر در چهارچوب متافيزيك تا حد سرو كار يافتن با سوژه تنزل مي‌يابد. هايدگر قبول نداشت كه در سر متفكر تصورات و ايده‌هايي وجود دارند كه مانند ابزاري هستند كه ما از وراي آنها و از طريق آنها به جهان چيزها و امور واقع (ابژه‌ها) مي‌انديشيم. تفكر، تصور يا مجموعه‌اي از تصوراتي نيست كه بيانگر چيزي باشد. متفكر سوژه‌اي نيست كه مي‌كوشد تا ابژه را بشناسد، و بر آن مسلط شود.
 
  متفكر را نبايد سوژه به معناي ذهن دانا، آگاه و شناسا دانست كه سرچشمة خودبسنده تمام معاني است. اشتباه است كه متفكر را همانند سوژه دكارتي يا سوژه استعلايي هوسرل، فرض كنيم. اگر بخواهيم چنين برداشتي داشته باشيم مهم ترين ويژگي انقلابي كار هايدگر را كه ضديت با مفهوم سوژه دكارتي است، ناديده خواهيم گرفت.
 
 «متفكر» صرفاً واژه‌اي نيست كه چيزي تكراري را جايگزين سوبژكتيويسم دكارتي، كانتي، و هوسرلي كند. متفكر به نحو اصيل به هستي مي‌انديشد. مخالفت هايدگر با مفهوم سوژه دكارتي يكي از مهم ترين دستاوردهاي كار فكري اوست. خطاي دكارت وقتي از «مي‌انديشم پس هستم» حرف مي‌زد تاكيد بر شناختن يعني cogito بود، و «من» را كه موجودي انديشنده به هستي هستم، مطرح نمي‌كرد. در مقابل نگرش دكارتي، بايد نشان داد كه متفكر سوژه نيست. تفكر مجموعه تصوراتي در ذهن متفكر نيستند كه مطابق يا غيرمطابق با واقع باشند.
 

هايدگر با استفاده از سوبژكتيويته، ادعاي بزرگ متافيزيك را كنار گذاشت. تفكر متافيزيكي تفكري است كه به هستي نمي‌پردازد، ميان هستي و موجودات تفاوتي قائل نمي‌شود، و فقط متوجه موجودات و چيستي آنهاست. اصل نظرية بازنمايي و بيانگري تفكر در زبان متافيزيكي شكل گرفته است. زبان و بيان رايج كه متافيزيكي است مانع تفكر حقيقي است.
 
 هايدگر از امكاني هستي‌شناسانه استفاده كرد تا بتواند حقيقت تفكر را به منزلة گفت‌وگو و هم‌آوايي ميان متفكر و موضوع تفكر يعني هستي نمايان كند. تفكر، انديشيدن در حالتي اصيل و غيربازنمودي است. تفكر نوعي انفتاح و رسيدن به فضايي گشوده است. متفكر از سوبژكتيويته فراتر مي‌رود كه مي‌تواند به هستي بينديشد. بنابراين‌، بحث هايدگر از تفكر را نبايد تا حد «ذهن‌گرايي» يا «معرفت شناسي» تنزل داد.
 
 تفكر صرفاً محصول يا دستاورد سوژه نيست؛ زيرا هستي منوط و وابسته به متفكر نيست. حتي «اين واقعيت كه پس از افلاطون امر واقعي خود را در نور ايده نشان داد، واقعيتي نيست كه افلاطون به آن شكل داده باشد، متفكر فقط به آن چيزي پاسخ مي‌دهد كه خود را به او نشان مي‌دهد.»           
 
               
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

زاد و زندگي‌
عبدالرحمن‌ جامي‌ (817/1414-898/1492) شاعر مشهور و دانشمند بزرگ‌ از پيروان‌ ابن‌عربي‌ بود. كتاب‌ وي‌ لوايح‌ بياني‌ از مذهب‌ وحدت‌ وجود است‌. وي‌ در مقدمه‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ اين‌ مذهب‌ نتيجه‌ي‌ مواجيد صوفيانه‌ي‌ چندين‌ عارف‌ بزرگ‌ است‌، ولي‌ نقش‌ او صرفاً نقش‌ يك‌ شارح‌ و مفسر است‌، زيرا هيچ‌گونه‌ مواجيد صوفيانه‌ نيافته‌ و تجربه‌ نكرده‌ است‌. وي‌ تنها آنچه‌ را كه‌ ديگران‌ تجربه‌ كرده‌اند مستقيماً به‌ عبارت‌ درآورده‌ است‌. 

 

آراي‌ جامي‌
بيان‌ او از اين‌ نظريه‌ با تعريف‌ منطقي‌ واژه‌ «وجود» دنبال‌ مي‌شود. وجود (يا هستي‌) گاهي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مفهوم‌ كلي‌ به‌ كار مي‌رود كه‌ در منطق‌ آن‌ را «معقول‌ ثاني‌» مي‌نامند و هيچ‌گونه‌ تقرر عَينيِ مُماثِل‌ با آن‌ (مفهوم‌) ندارد و تنها خود را در ذهن‌ به‌ ماهيت‌ يك‌ شي‌ء پيوند مي‌كند. (1) با درنظر گرفتن‌ وجود در اين‌ معني‌، منتقدان‌ چندي‌ درباره‌ي‌ بيان‌ ابن‌عربي‌ كه‌ مي‌گويد خدا وجود مطلق‌ است‌ اشكال‌ وارد كرده‌اند. به‌ نظر آنان‌، وجود مجردي‌ را كه‌ هيچ‌گونه‌ واقعيت‌ (يا تقرّر) عيني‌ ندارد نمي‌توان‌ گفت‌ كه‌ منشأ واقعيت‌ خارجي‌ باشد. بنابراين‌، جامي‌ مي‌كوشد با گفتن‌ اين‌ نكته‌ كه‌ وجود يا هستي‌ معناي‌ ديگري‌ دارد، از ابن‌عربي‌ دفاع‌ كند. زماني‌ كه‌ وحدت‌ وجوديان‌ واژه‌ي‌ «وجود» را به‌كار مي‌برند به‌ واقعيت‌ (يا حقيقتي‌) اشاره‌ مي‌كنند كه‌ ذاتاً وجود دارد، و هستي‌ موجودات‌ ديگر مبتني‌ بر وجود اوست‌. در حقيقت‌ هيچ‌ چيزي‌ جز او وجود ندارد، و همه‌ي‌ موجودات‌ عيني‌ حالات‌ او هستند. ولي‌ به‌ نظر جامي‌ درستي‌ اين‌ بيان‌ به‌ اندازه‌يي‌ كه‌ از طريق‌ وجدان‌ و اشراق‌ نوسان‌ مي‌يابد، از طريق‌ عقل‌ نمي‌يابد. وجود مطلق‌ خدا خوانده‌ مي‌شود كه‌ منشأ موجودات‌ و در همان‌ حال‌ برتر از هرگونه‌ كثرت‌ است‌. او از همه‌ي‌ تجليات‌ و مظاهر برتر است‌ و ناشناختني‌. 

ذات‌ صرف‌ و بسيط‌ هيچ‌گونه‌ تعينات‌ ندارد و برتر از تقسيمات‌ اسماء، صفات‌ و نسبتهاست‌. تنها زماني‌ كه‌ اين‌ ذات‌ به‌ مرحله‌ي‌ تجلي‌ مي‌آيد صفاتي‌ مانند علم‌، نور، و وجود ظهور مي‌يابند. ذات‌ برتر از همه‌ي‌ تعينات‌ است‌ ولي‌ تنها زماني‌ كه‌ خدا از طريق‌ عقل‌ محدود انساني‌ لحاظ‌ شود، گويند او داراي‌ صفات‌ است‌.
جامي‌ به‌ پيروي‌ از ابن‌عربي‌ نظريه‌ي‌ صفات‌ اشاعره‌ را كه‌ بنابر آن‌ صفات‌ در ذات‌ خدا موجودند و با آن‌ مساوق‌اند و در عين‌ حال‌ نه‌ با او مماثلند و نه‌ مخالف‌، رد مي‌كند. در لايحه‌ي‌ پانزدهم‌ بيان‌ مي‌دارد كه‌ صفات‌ در ذهن‌ غير از ذات‌ است‌، ولي‌ در عين‌ و عالم‌ خارج‌ با او مماثل‌ است‌ (صفات‌ عين‌ ذات‌ هستند). خدا به‌ صفت‌ علم‌ عالم‌ است‌، به‌ صفت‌ قدرت‌ قادر است‌، به‌ صفت‌ اراده‌ فعال‌ است‌، و بر اين‌ قياس‌. شكي‌ نيست‌ كه‌ چون‌ صفات‌ با توجه‌ به‌ محتواي‌ آنها با همديگر اختلاف‌ دارند، همين‌طور با ذات‌ نيز اختلاف‌ دارند. ولي‌ در عالم‌ واقع‌ همه‌ با ذات‌ مماثل‌اند بدين‌ معني‌ كه‌ در ذات‌ او هيچ‌گونه‌ كثرت‌ هستي‌ وجود ندارد. 

حقيقت‌ غايي‌ يعني‌ خدا مأخذ همه‌ چيز است‌. او چنان‌ واحدي‌ است‌ كه‌ كثرت‌ او را متأثر نمي‌تواند بكند. ولي‌ چون‌ او خود را در صور و شئون‌ كثرت‌ متجلي‌ مي‌سازد، به‌ نظر كثير مي‌رسد. با اين‌ همه‌، اين‌ تقسيمات‌ واحد و كثير تنها ذهني‌ است‌. خدا و عالم‌ دو جنبه‌ از يك‌ حقيقت‌اند. «عالم‌ ظهور خارجي‌ خداست‌ و خدا (حقيقت‌) باطني‌ عالم‌ است‌. پيش‌ از تجلي‌ عالم‌ خدا بود، و خدا پس‌ از تجلي‌ با عالم‌ مماثل‌ است‌.» 

در واقع‌، حقيقت‌ يكي‌ است‌، و جنبه‌هاي‌ دو گانه‌ي‌ خدا و عالم‌ تنها راههاي‌ نگرش‌ ما در آن‌ است‌.» 

طبيعت‌ اشياء در عالم‌ در ارتباط‌ با مطلق‌ مانند حالاتي‌ است‌ كه‌ جامي‌ به‌ تبعيت‌ از ابن‌عربي‌ شئون‌ مي‌خواند، كه‌ به‌ خودي‌ خود وجود و عينيت‌ ندارد و تنها نُعوتِ وجودِ واحدند. اين‌ شئون‌ در مطلق‌ منطوي‌اند، همچنان‌ كه‌ كيفيات‌ در جوهري‌ حلول‌ مي‌كنند يا مانند لاحقي‌ است‌ از سابقي‌ - مانند نيم‌، يك‌ سوم‌، يك‌ چهارم‌ و اعداد كسري‌ ديگر كه‌ به‌ عدد صحيح‌ مربوطند؛ اين‌ اعداد كسري‌ بالقوه‌ در عدد صحيح‌ داخل‌اند و تنها زماني‌ كه‌ تكرار مي‌شوند صريح‌ و جَلّي‌ مي‌شوند. روشن‌ است‌ كه‌ مفهوم‌ خلقت‌ چنان‌ كه‌ عامه‌ آن‌ را درمي‌يابند نامربوط‌ و خطاست‌. خلقت‌ به‌ معني‌ كلامي‌ آن‌ فعليت‌پذيري‌ قواي‌ مكنونه‌ي‌ خالق‌ نيست‌، بلكه‌ عبارت‌ از تولد افرادي‌ و اشيائي‌ است‌ كه‌، هر چند هستي‌ خود را از اين‌ مأخذ مي‌يابند، با اين‌ همه‌ تا حدودي‌ از عدم‌ تَعيُّن‌ و اختيار برخوردارند. به‌ نظر جامي‌ خالق‌ و مخلوقات‌ دو جنبه‌ از يك‌ حقيقت‌ است‌. 

اين‌ تعيُّن‌ ذهني‌، از لحاظ‌ جامي‌، دو مرتبه‌ دارد. در مرتبه‌ي‌ نخستين‌ كه‌ مرتبه‌ي‌ علمي‌ خوانده‌ مي‌شود، اين‌ موجودات‌ در علم‌ الهي‌، به‌ صورت‌ اعيان‌ ثابته‌ ظاهر مي‌شوند. در مرتبه‌ي‌ دوم‌ كه‌ آن‌ را مرتبه‌ي‌ عين‌ يا مرتبه‌ي‌ جهان‌ مادي‌ مي‌خوانند، (موجودات‌) صفات‌ و خواص‌ وجود عيني‌ (خارجي‌) را كسب‌ مي‌كنند. «حاصل‌ آنكه‌، در جهان‌ خارجي‌ جز يك‌ حقيقت‌ وجود ندارد كه‌ به‌ حساب‌ ملبس‌شدن‌ به‌ شئون‌ و صفات‌ مختلف‌ كثير و متعدد به‌ نظر مي‌آيند.» 

حق‌، به‌ عنوان‌ ذات‌ در فراسوي‌ همه‌ي‌ معرفت‌ (بشري‌) است‌، نه‌ وحي‌ و نه‌ عقل‌ مي‌تواند كسي‌ را در فهم‌ آن‌ ياري‌ بكند. هيچ‌ ولّيِ عارف‌ نمي‌تواند ادعا بكند كه‌ قادر است‌ او را بدين‌ صفت‌ تجربه‌ كند. «برترين‌ تعين‌ او فقدان‌ همه‌ي‌ تعينات‌ است‌ و پايان‌ همه‌ي‌ معرفت‌ درباره‌ي‌ او حيراني‌ است‌.» نخستين‌ مرتبه‌ي‌ هبوط‌ احديت‌ است‌ كه‌ يك‌ وحدت‌ ساده‌ و عاري‌ از همه‌ي‌ شئون‌ و روابط‌ است‌. وقتي‌ (وجود) با اين‌ شئون‌ محدود و مشروط‌ گشت‌ آن‌ را واحديت‌ خوانند كه‌ در آنجا حق‌ به‌ وسيله‌ي‌ تجلي‌ جز آن‌ تعين‌ مي‌يابد. در اين‌ مرتبه‌ است‌ كه‌ او صفات‌ خالق‌ و حافظ‌ به‌ خود مي‌گيرد و با حيات‌، علم‌ و اراده‌ مشخص‌ مي‌گردد. نيز درست‌ در همين‌ مرتبه‌ است‌ كه‌ موجودات‌ نخستين‌ بار به‌ عنوان‌ اعيان‌ علم‌ الهي‌، در ذهن‌ او ظاهر مي‌شوند، ولي‌ مايه‌ي‌ كثرت‌ در واحد نمي‌شوند. در يك‌ مرتبه‌ي‌ بعدي‌ اين‌ اعيان‌ علم‌ الهي‌ جامه‌ي‌ هستي‌ مي‌پوشند و تكثر مي‌يابند. همه‌ي‌ آنها در مراتب‌ مختلف‌ برخي‌ از اسماء و صفات‌ را متجلي‌ مي‌سازند. انسانهاي‌ كامل‌ مانند انبيا به‌ تنهايي‌ همه‌ي‌ اين‌ اسماء و صفات‌ را منعكس‌ مي‌سازند. ولي‌ علي‌رغم‌ همه‌ي‌ اين‌ تجليات‌ و انشاقهاي‌ واحد در كثرت‌، وحدت‌ همچنان‌ دست‌ نخورده‌ باقي‌ مي‌ماند. اين‌ امر در ذات‌ يا صفات‌ هيچ‌ تغييري‌ پديد نمي‌آورد. «هر چند نور آفتاب‌ در يك‌ زمان‌، روشن‌ و تيره‌ هر دو را روشن‌ مي‌گرداند با اين‌ همه‌ تغييري‌ در صفاي‌ نور آن‌ پديد نمي‌آيد. 

اگر يك‌ ذات‌ در همه‌ي‌ موجودات‌ مندمج‌ شده‌ است‌، حضور او در آنها به‌ اين‌ معني‌ نيست‌ كه‌ همه‌ي‌ اشياء از اين‌ نظر برابرند. زيرا بر پايه‌ي‌ نيروي‌ پذيرندگي‌ هر يك‌ از اين‌ اشياء، اختلافاتي‌ در مراتب‌ وجود دارد. شكي‌ نيست‌ كه‌ خدا و عالم‌ دو جنبه‌ از حق‌ است‌. با اين‌ همه‌ خدا خداست‌ و عالَم‌ عالَم‌. «هر مرتبه‌يي‌ از وجود بنا بر منزلت‌ آن‌ متعين‌ شده‌ است‌. اگر اين‌ اختلاف‌ را ناديده‌ بينگاري‌ كافر شوي‌.» 

جامي‌ در اخلاق‌، سنت‌ مرسوم‌ وحدت‌ وجودي‌ را دنبال‌ مي‌كند و از مذهب‌ جبر مطلق‌ دفاع‌ مي‌كند. چون‌ خدا ذات‌ يا جوهر همه‌ي‌ اشياء و جنبه‌ي‌ باطني‌ عالم‌ است‌، همه‌ي‌ افعالي‌ كه‌ معمولاً به‌ انسان‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود، در حقيقت‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ حق‌ نسبت‌ داده‌ شود. ولي‌ اگر انسان‌ اين‌ چنين‌ مجبور است‌، مسئله‌ي‌ شر چه‌ مي‌شود؟ جامي‌ در اينجا بار ديگر از ابن‌عربي‌ پيروي‌ مي‌كند. او مي‌گويد اين‌ درست‌ است‌ كه‌ همه‌ي‌ افعال‌ آدميان‌ از آن‌ خداست‌، با اين‌ همه‌ براي‌ ما سزوار نيست‌ شر (و گناه‌) را به‌ خدا نسبت‌ دهيم‌. (2) زيرا وجود از آن‌ حيث‌ كه‌ وجود است‌ خير مطلق‌ است‌. بنابراين‌ به‌ نظر او شر محتواي‌ مُحقَّقي‌ ندارد و امري‌ عدمي‌ است‌، (3) و تنها برخي‌ چيزها را كه‌ بايد مي‌داشت‌ فاقد است‌. براي‌ مثال‌، سرما را درنظر بگيريد. چيزي‌ به‌ عنوان‌ شر در آن‌ وجود ندارد ولي‌ در ارتباط‌ با ميوه‌ها كه‌ از رسيدن‌ آنها جلوگيري‌ مي‌كند شر به‌ حساب‌ مي‌آيد.
هدف‌ نهايي‌ انسان‌ تنها نبايد فنا يعني‌ به‌ يكسو نهادن‌ آگاهي‌ باشد، بلكه‌ فنا فنا بايد باشد، يعني‌ به‌ يكسو نهادن‌ شعور به‌ اينكه‌ به‌ حال‌ فناء رسيده‌ است‌. در همين‌ مرتبه‌، فرد نه‌ تنها شعور ذات‌ (خود آگاهي‌) خويش‌ را از دست‌ مي‌دهد، بلكه‌ آگاهي‌ از «ناخودآگاهي‌ خود» را نيز از دست‌ مي‌دهد. پس‌ از اين‌، به‌ نظر جامي‌، ايمان‌، دين‌، عقيده‌ يا كشف‌ (معرفت‌ و مواجيد صوفيانه‌) همه‌ بي‌معني‌ مي‌شوند. (4)

پانوشتها
1. از اين‌ بيان‌ برمي‌آيد كه‌ جامي‌ مانند بسياري‌ از عرفا به‌ اصالت‌ ماهيت‌ قائل‌ است‌. ـ م‌.
2. گناه‌ اگر چه‌ نبود اختيار ما حافظ‌ / تو در طريق‌ ادب‌ باش‌ و گو گناه‌ من‌ است‌. - م‌.
3. به‌ تعبير حكماي‌ اسلامي‌ «الشرورُ أعدامٌ». - م‌.
4. م‌.م‌. شريف‌، تاريخ‌ فلسفه‌ در اسلام‌ ، تهران‌، نشر جهاد دانشگاهي‌، 1376، جلد دوم‌، ص‌ص‌ 390-370. 


http://www.iptra.ir/vdch23vvnnq.html

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

شيخ مفيد، محمدبن‌ محمدبن نعمان، متكلم و فقيه بزرگ شيعه اماميه همان كسي است كه ابن نديم در الفهرست (فن دوم، مقاله پنجم) از وي با لقب «ابن‌المعلم» ياد كرده است. ولادت او در سال 338 ه .ق گزارش شده است (عقلاني، ابن‌حجر، لسان‌الميزان ج 5، ص 368)، شيخ مفيد در يك خانواده اصيل شيعي پا به عرصه وجود نهاد. (محل تولد وي ظاهراً حومه بغداد است كه نام آن منطقه «واسط» يا «عكبري» بوده است). (همان، ص 368)

 
تحصيلات اوليه خود را در زادگاهش به پايان رساند و به همراه پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به «جعل» به تحصيل پرداخت، سپس از محضر بزرگان فقه و كلام اسلامي استفاده كرد تا اين‌كه در اين دو علم به درجه اجتهاد رسيد.
 
 اساتيد وي از معروف‌ترين فقها و متكلمين‌ زمان خويش بودند. محدث بزرگوار «حاج ميرزا حسين نوري» در اثر گرانقدرش «خاتمه مستدرك الوسائل»، پنجاه تن از استادان شيخ مفيد را نام مي‌برد كه از جمله آنها، جعفربن‌محمد قولويه قمي، محمدبن علي بن‌ بابويه قمي(شيخ صدوق) و ابن‌جنيد اسكافي است. براي درك بهتر اهميت شخصيت والاي علمي او ابتدا دورنمايي از عصر او را تشريح كرده و سپس به شرح مختصري از زندگاني پرحادثه او مي‌پردازيم.
 
بعد از قيام نافرجام مختار ثقفي تمام حركت‌ها و جنبش‌هاي ضد ستمگران به‌نام طرفداري از «آل رسول» بود. همه اين جنبش‌ها براي تحقق يك هدف تلاش مي‌كردند و آن برانداختن حكومت نژادپرست اموي و تأسيس حكومت قرآني بر اساس عدل و مساوات بود. اما در عمل حكومت عباسي از اين فرصت استفاده كرد و به‌جاي حكومت اموي نشست تنها با اين تفاوت كه قوه اجرايي در دست عناصر ايراني بود.
 
پس از اين دوره سياه، متفكران شيعه به اين فكر افتادند كه نخست انديشه‌هاي اعتقادي و اصولي شيعه را به مردم بياموزند و آنان را با مفهوم عدالت و مساوات و احكام اسلامي آشناتر سازند. در همين راستا از قرن دوم هجري به بعد متكلمان شيعه و شاگردان امام باقر و امام صادق(ع) تلاش كردند، اصول معتقدات شيعه را بر پايه منطق عقلي و در قالب كلام شيعي بيان نمايند.
 
تا اواسط قرن چهارم موقعيت شيعيان در كشورهاي خاورميانه بسيار ممتاز بود و به اوج اقتدار خويش رسيد، زيرا از يك‌سو خلفاي فاطمي كه شيعه اسماعيلي بودند، در مصر دولت مقتدري را تشكيل داده و از شكوه و جلال دربار بغداد كاستند و از سوي ديگر سيف‌الدوله حمداني و امراي آن خاندان، در شام حكومت شيعي تشكيل دادند و نيز در مشرق و جنوب شرقي و شمال ايران، صفاريان و طاهريان موقعيت مناسبي را براي شيعيان در قلمرو خويش فراهم نمودند.
 
 از همه مهم‌تر ظهور دولت نيرومند آل بويه بود كه از شيعيان با اخلاص به‌شمار مي‌آمدند.  تأسيس حوزه‌هاي علمي و نشر معارف و حقايق اهل بيت(عليهم‌السلام) در اين دوران شدت بيشتري گرفت. مسافرت‌هاي ثقه‌الاسلام كليني(صاحب «الكافي») و شيخ صدوق دو پيشواي بزرگ شيعه به بغداد و اقامت آنها در مركز خلافت از آزادي شيعيان در آن عصر حكايت مي‌كند(جعفريان، رسول، تاريخ تشيع در ايران، ج 2، ص 299 تا370 ).شيخ مفيد در چنين فضاي فكري و عقيدتي بود كه پا به عرصه علم و دانش آن روزگار نهاد.
 
در زمان شيخ مفيد علم كلام و اصول فقه در ميان دانشمندان اهل سنت رونقي بسزا يافته بود و فقها و متكلمين بسياري از اطراف بلاد اسلامي در بغداد گرد آمده و در رشته‌هاي گوناگون علمي به‌خصوص اصول عقايد و ديگر علوم و فنون متداول مشغول بحث و جدل بودند.
هرچند علم كلام پيش از شيخ مفيد در ميان شيعيان سابقه داشت و با مداركي كه در دست است مي‌توان به ضرس قاطع گفت مبتكر اين علم نيز مانند ساير علوم اسلامي، شيعه بوده است، ولي اين موضوع از مرحله تأليف و تصنيف و متون كتاب‌ها و جنبه ‌خصوصي تجاوز نمي‌كرد.
 
پيش از  شيخ مفيد، شيخ صدوق رئيس علمي و ديني شيعيان وقت، سبك ساده‌‌اي در تصنيف و تأليف به‌وجود آورده و آن را مبناي كار خود قرار داده بود. شيخ صدوق در فقه و اصول عقايد با استفاده صريح از آيات قرآن و متن روايات پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) بهره مي‌گرفت و كتاب مي‌نوشت و به همين شيوه نيز فتوا مي‌داد.
 
 سبك ساده شيخ صدوق و طريقه بي‌آلايش او در بيان احكام و عقايد كه از لفاظي و عبارت‌پردازي‌هاي متكلمين و اصوليان عصر خود به‌كلي پيراسته بود، از يك‌سو بسيار مطلوب مي‌نمود، اما از سوي ديگر با ادامه آن وضع و سير پيشرفت اهل تسنن در علوم نامبرده و كوتاهي شيعه در اين باره امكان ركود در كار شيعه وجود داشت. بنابراين لزوم يك تحول اساسي در سبك استدلال و نگارش علوم و فنون اسلامي شيعه به‌خوبي احساس مي‌شد، به‌خصوص كه اهل سنت نيز در اين مورد با ديده حقارت به شيعه مي‌نگريستند.
 

شيخ مفيد در ابداع و تعميم و توسعه اين مكتب كوشيد و با استفاده از مباني علم كلام و اصول فقه، راه بحث و استدلال را بر روي شيعيان گشود و اصول فقه را كه مانند علم كلام در عصر ائمه طاهرين كم و بيش متداول و معمول بود و اساس نوين آن را استادش «ابن‌جنيد اسكافي» و پيش از او «ابن ابي‌عقيل عماني» فقيه معروف شيعه پي‌ريزي كرده بودند ولي هنوز مورد توجه دانشمندان شيعه قرار نگرفته بود، به صورت دلپذيري درآورد.
 

شيخ مفيد ابواب فقه را به دقت مورد تجزيه و تحليل قرار داد و از تشتت و پراكندگي بيرون آورد و هر موضوع از آن را در محل خود جاي داد و بدان وسيله راه استفاده احكام را روشن ساخت و از اين راه نه‌تنها شيعيان را به روش استدلال ساير مسلمين آشنا نمود، بلكه از زمان وي تاكنون تمام دانشمندان شيعه بي‌واسطه يا با واسطه از مكتب او استفاده كرده‌اند. (دواني، مفاخر اسلام، ص 241 و 242 به نقل از مقدمه كتاب اوائل المقالات) شيخ طوسي شاگرد ارزنده مكتب او درباره او در «فهرست» مي‌نويسد: «محمد‌بن محمدبن نعمان، معروف به ابن‌المعلم، از متكلمان اماميه است.
 
 در عصر خويش رياست و مرجعيت شيعه به او منتهي گرديد. در فقه و كلام بر هر كس ديگر مقدم بود. حافظه خوب و ذهن دقيق داشت و در پاسخ به سؤالات حاضرجواب بود. او بيش از دويست جلد كتاب كوچك و بزرگ دارد. (شيخ طوسي، فهرست، ص 157)
 

نجاشي شاگرد نامدار و مورد اعتماد شيخ مفيد در مورد استاد مي‌گويد: «فضل او در فقه و حديث و ثقه بودن او مشهورتر از آن است كه توصيف شود. او تأليفات متعددي دارد كه مي‌توان از كتب زير نام برد: المقنعه، الأركان في دعائم الدين، الايضاح و الفصاح در امامت، الارشاد العيون و المحاسن و...» ( نجاشي، رجال، ج  2، ص  327، ص 328)
 
علامه حلي در مورد شيخ مفيد مي‌گويد:« اوراست حكايتي درباره علت نامگذاري‌اش به «مفيد» كه ما آن‌ را در كتاب بزرگ خود- رجال- آورده‌ايم، مفيد معروف به «ابن المعلم» بود. از بزرگترين مشايخ شيعه و رئيس و استاد آنهاست. كليه دانشمندان ما كه بعد از وي آمده‌اند از دانش او استفاده نموده‌اند.
 
 فضل و دانش او در فقه و كلام و حديث مشهورتر از آن است كه به وصف آيد. او موثق‌ترين و داناترين علماي عصر خود بود. رياست علمي و ديني طائفه شيعه در زمان او به وي منتهي مي‌گشت...» (دواني، علي، مفاخر اسلام، ج  3، ص  243 و   244، به نقل از مجالس‌المؤمنين)
 
همه دانشمندان، رجال و فقها هر جا به نام شيخ مفيد يا گفتار او رسيده‌اند از وي به عنوان سرآمد علماي عقايد و مذاهب اسلامي و به عنوان متفكري برجسته و مصنفي پركار و دانشمندي سخنور ياد كرده‌اند، مانند ابن داوود در «رجال»، ابن ادريس حلي در «مستطرفات سرائر»، علامه مجلسي، وحيد بهبهاني، شيخ سيدباقر خوانساري در «روضات‌الجنات» ‌و ديگران.
 
ابن نديم، كه از معاصران شيخ مفيد بوده و مانند او در بغداد مي‌زيسته، در «الفهرست» نوشته است: «ابن المعلم- ابو عبدالله»، كه رياست متكلمين شيعه در عصر ما به وي رسيده است، او در علم كلام (عقايد و مذاهب) به روش مذهب شيعه بر همه كس پيشي دارد و دانشمندي باهوش و با فراست است.
 
 در الفهرست ابن نديم در دو مورد از شيخ مفيد ذكري به ميان آمده اما از تأليفات او نامي ديده نمي‌شود و به‌جاي آن چند نقطه گذاشته شده است. بعيد نيست كه حذفي انجام گرفته باشد. (دواني، علي، همان، ص  245 و  246)
 

خطيب بغدادي كه اندكي پس از وي مي‌زيسته و در كتاب معروف خود «تاريخ بغداد» با توجه به تعصب خاص خود، سخنان ناهنجار در مورد شيخ مفيد آورده است. (تاريخ بغداد، ج  3،  ص  231) سخنان خطيب طوري است كه روشنگر اين مطلب مي‌باشد كه مكتب شيخ مفيد تأثير بسزايي در رواج مذهب اهل بيت عصمت و طهارت داشته است.
 

به‌طور كلي دانشمندان اهل سنت را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: دسته‌اي كه با تعصب و بغض عقايد دانشمندان شيعي را رد كرده‌اند و دسته‌اي كه با توجه به ديدارها و خواندن مطالب شيعي با انصاف قضاوت كرده‌اند. اما هر دو دسته به زهد و تقوا و كوشش و ذهن نقاد شيخ مفيد اذعان دارند.
 

شيخ مفيد در زمان عضدالدوله ديلمي با عظمت مي‌زيست و با اهل هر مذهبي مناظره و مجادله مي‌كرد ولي اين وضع چندان پايدار نماند؛ زيرا بعد از عضدالدوله به واسطه درگيري‌هاي شيعه و سني چند بار شيخ مفيد دستگير و تبعيد شد. از جمله به گفته ابن اثير در سال 393 ه. ق بهاءالدوله ديلمي پسر عضدالدوله، خليفه عباسي را از خلافت خلع كرد و بغداد در آن موقع سر به شورش برداشت. بهاءالدوله نيز سرلشكر خود را به بغداد فرستاد و او شيعه و سني را از  اظهار مذهب خود منع كرده و شيخ مفيد را تبعيد كرد. (ابن اثير، الكامل في‌التاريخ، ج  15، ص  50)
 

ابن اثير همچنين مي‌نويسد: در سال  409 ه. ق سلطان الدوله پسر بهاءالدوله، ابن سهلان را به حكومت بغداد منصوب داشت و چون او  وارد بغداد شد، ابوعبدالله بن نعمان، فقيه شيعه را تبعيد كرد. (همان، ص 52)
 

تعداد كثيري از دانشجويان علوم اسلامي از مكتب پرفيض او بهره برده‌اند كه جز پانزده نفر از آنها كه در مقدمه «بحار‌الانوار» نام آنها آمده است اطلاع دقيقي از بقيه به‌دست نيامده است. از معروف‌ترين شاگردان او سيد مرتضي علم‌الهدي و برادر نابغه‌اش سيد رضي، شيخ طوسي، نجاشي، ابوالفتح كراچكي، ابوجعفربن سالار وعبدالغني را مي‌توان نام برد كه همه از مفاخر جهان اسلام به حساب مي‌آيند. (دواني، علي، مكتب اسلام، سال اول، شماره 3)
در مورد چگونگي آشنايي او با دو شاگرد ممتازش يعني سيد رضي و سيد مرتضي، كرامتي را نقل مي‌كنند كه ما آن را عيناً از كتاب قصص العلماء مرحوم تنكابني نقل مي‌كنيم: «شيخ مفيد شبي در خواب ديد كه در مسجد كرخ كه از مساجد بغداد است نشسته و صديقه كبري حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله عليها) دست حسنين(ع) را گرفته و به نزد شيخ مفيد آمد و فرمود: «يا شيخ علمهماالفقه» (اي شيخ به اين دو فقه ياد بده) پس بيدار شد و در حيرت افتاد كه اين چه خواب است و مرا چه كه امام را تعليم نمايم و خواب ديدن ائمه معصومين عليهم‌السلام خواب شيطاني نيست.
 
 پس صبح آن شب را به همان مسجد كه ديد رفته و در آنجا نشست، به ناگاه ديد كه مادر سيد مرتضي آمد و كنيزان دور او را گرفته و دست سيد مرتضي و سيد رضي را گرفته به نزد شيخ مفيد آمد و گفت: «يا شيخ علمهما الفقه». شيخ تعبير آن خواب را فهميد و در احترام سيد مرتضي و سيد رضي كمال مبالغه را داشت.» (تنكابني، ميرزا محمد، قصص العلماء، ص  403)
 

مي‌توان ادعا كرد كه شيخ مفيد در تمام زمينه‌هاي علوم  اسلامي قلم‌فرسايي كرده‌اند و در همه موضوعات علمي و ديني سخن به ميان آورده‌اند. اغلب تأليفات ايشان پاسخ به سؤالات گوناگون علمي است كه از شهرها و كشورهاي اسلامي به وي رسيده و همچنين رد عقايد و نظريات دانشمنداني از فرقه‌هاي غيرشيعه نامي عصر او است. در اين‌باره آقاي علي دواني به نقل از حاج ميرزا حسين نوري در مستدرك الوسائل مي‌نويسد: «كمتر كتب علماي شيعه پس از وي، يافت مي‌شود كه از مسائل متعلق به امامت و ادله اثبات آن، از كتاب و سنت از نظر درايت و روايت ولو به اشاره به آنها، در كتابهاي شيخ مفيد مطلبي نباشد.» (دواني،‌ علي، مفاخر اسلام، همان)
 

نجاشي 171 جلد كتاب از تأليفات شيخ را ذكر كرده است كه اسامي برخي از آنها به اين ترتيب است:
1 - در فقه و اصول؛ الفرائض الشرعيه، احكام النساء، اصول الفقه، النكت في مقدمات الاصول.
2 - در علوم قرآني؛ الكلام في دلائل القرآن، وجوه اعجاز القرآن، النصره في فضل القرآن، البيان في تأليف القرآن، او يكي از پركارترين افراد در اين رشته بود.
3 - در علم كلام و عقائد؛ اوائل المقالات، نقض فضيله المعتزله، الافصاح، الايضاح، الأركان و... (نجاشي، رجال، ص  327  و   328)
 

شيخ مفيد پس از  75 سال تلاش و خدمت ارزنده در سال  413 در بغداد در بيست و هفتم يا بيست و هشتم ماه مبارك رمضان دار فاني را وداع گفت و در پائين پاي امام موسي بن جعفر و نوه عالي‌قدرش امام محمد تقي يعني كاظمين(ع) جنب آرامگاه استادش جعفربن محمد قولويه قمي دفن شد. (شيخ طوسي، فهرست، ص  158، رجال، ص 287)
شيخ طوسي كه خود حاضر در صحنه تشييع شيخ مفيد بود اعتقاد دارد روز وفات او از حيث كثرت دوست و دشمن و براي اداي نماز و گريستن بر او همانند و نظير  نداشته است. هشتاد هزار تن از شيعيان او را تشييع و سيد مرتضي علم‌الهدي بر او نماز گزارد.        
 
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

لا اِکراهَ فِی‌الدّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ . . . (بقره/ 256) در کار دین اکراه روا نیست؛ چرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است . . .
 
برای تعریف آزادی در یک نوشتة کوتاه، لزومی به نقل آرای اندیشمندان نیست؛ بنابراین، به اجمال می‌توان گفت آزادی یعنی نبودن موانع بیرونی و درونی برای اندیشیدن و بیان اندیشه‌ نظر سنجیده و منطقی و بررسی شده. در بعضی کتاب‌ها، بحث آزادی اغلب به دنبال مطالب مربوط به دمکراسی و تعلیم و تربیت مطرح شده است. مثلاً جرج نلر در کتاب مبانی تربیتی خود می‌گوید: «دمکراسی، آزادی فردی را حفظ می‌کند و رشد می‌دهد . . .» (نلر، 45:1971)؛ بروباخر در کتاب فلسفه‌های نو در تعلیم و تربیت، از دمکراسی به عنوان آزادی      یاد می‌کند و آزادی معلمان را یادآور می‌شود: معلمان باید از تأثیر عواملی که مانع بیان حقایق آن‌طور که  می‌بینند می‌شود، آزاد باشند. البته باید در رشتة خود کاملاً‌
 
 ماهر و با صلاحیت باشند که بتوانند حقیقت را بررسی نمایند. (بروباخر: 60:1969)
 
اما آزادی در تربیت، ریشة ژرف و گستردة همة آزادی‌های  اجتماعی و سیاسی است. کسی که تربیتی آزادانه نداشته،      بینش و نگرشی مستدل وعقلانی نیافته، از خودخواهی و هواهای نفسانی نرسته و آزادگی را درک نکرده است، چگونه
 
  می‌توانددر ایجاد جامعه‌ای آزاد و آگاه و قانون‌گرا و خالی از تعصب‌های نابخردانة گوناگون شرکت داشته باشد؟
 
افراد باید بتوانند با آزادی و آگاهی، هدف اعلای زندگی، هدف‌های میانی و رفتارهای قابل مشاهدده را از راه خردورزی برگزینند. در نظام تربیتی اسلام، عقل و بلوغ شرط تکلیف هستند و این عقل و بلوغ در پایان دورة کودکی و بیداری گرایش‌های دینی، با پرسش‌های اساسی و وجودی مانند «من کیستم؟»، «از کجا آمده‌ام؟» «به کجا می‌روم؟»، به توانایی شناخت و درک و فهم رمز و راز هستی، پیچیدگی موجودات، علم و نظم به کار رفته در خلقت آنها و بالاخره آفریدگار می‌رسد. تربیت اسلامی با بیان رشد و غی، آزادانه و بدون اکراه، آدمی را به بیشن و منش شایسته‌ای توجه می‌دهد که حیات طیبة او را در دنیا و آخرت تضمین می‌کند.
 
علامه طباطبایی می‌نویسد:
 
رشد یعنی یافتن راه کار و جادة مستقیم؛ و غی، مقابل آن است. بنابراین، رشد و غی اعم از هدی و ضلال است، زیرا هدی ـ چنان‌که گفته‌اند ـ عبارت است از یافتن راهی که به منزل می‌رسد و ضلال عبارت است از نیافتن آن؛ و ظاهراً یافتن جادة مستقیم، از مصادیق همان مبنای اول یعنی یافتن راه کار است، زیرا یافتن راه کار نسبت به راه‌پیما این است که جادة مستقیم را پیش گیرد و از آن دور شود. (طباطبایی، 1364: ج2، ص 482)
 
چرا تربیت دینی اجبار‌بردار نیست؟
 
وَقالَتِ الاَعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنُوا وَ لکِن قُولُو اَسلَمنا وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قُلُوبِکُم . . . (حجرات/ 14)
 
اعراب گفتند: ایمان آورده‌ایم. بگو: هنوز ایمان (حقیقی) نیاورده‌اید؛ ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، چرا که هنوز ایمان به دل‌هایتان راه نیافته است . . .
 
یعنی ایمان امری قلبی است؛ و چون امری قلبی است، اکراه و اجبار در آن راه ندارد.
 
در روان‌شناسی اجتماعی، در مورد سه اصطلاح پژوهش شده است: 1. متابعت، 2. همانندسازی، 3. درونی‌کردن. گفته‌اند متابعت به منظور کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه است؛ همانندسازی مبتنی بر آرزوی شخصی برای همانندشدن با شخصیتی صاحب‌نفوذ است؛ و درونی‌کردن، ناشی از اعتقاد خاصی مبتنی بر این تمایل است که می‌خواهیم رفتار و افکارمان درست و صحیح باشد (ارونسون، 1367: 24ـ23). ایمان، درونی‌سازی نظام تربیتی الهی است؛ نظامی که دو رکن اساسی دارد: ایمان به خدا و عمل صالح. و این ایمان جز با آزادی در انتخاب حاصل نمی‌شود. شاید علت ایمان و عمل درست و نیکوی عده‌ای از مردان و زنانی که پس از شهریور بیست، به‌ویژه بعد از کودتای امریکایی ضدملی وارد دانشگاه‌ها شدند، این باشد که علی‌رغم جو مارکسیسم‌زده دانشگاه‌ها، با مطالعه آثار بزرگان آن روزگار و دیدن اعمال صادقانه آنها دست به انتخاب زدند و با اندیشه و تفکر و آزادی، اسلام را برگزیدند و آن را درونی کردند.
 
اما آگاهی چیست؟
 
قرآن به پیامبر(ص) می‌فرماید:
 
قُل هذِهِ سَبیلی اَدعُوا اِلَی‌اللهِ عَلی بَصیرَة اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی . . . (یوسف/ 108)
 
بگو این راه و رسم من است که من و هر کسی را که پیرو من باشد، با آگاهی به سوی خدا می‌خوانم.
 
بصیرت را بینایی دل، معرفت و درک، و حجت و دلیل معنی کرده‌اند (قرشی، 1352: ج1، ص 195) پس راهی که پیامبر(ص) و ائمه (ع) و پیروان راستین آنان، بر آن، مردم را به خدا دعوت می‌کنند، راه آگاهی و تعقل و تفکر و دلیل است. قرآن‌شناس بزرگ قرن پانزدهم هجری علامه طباطبایی می‌نویسد:
 
شما اگر کتاب الهی را تفحص کامل نموده و در آیاتش دقت فرمایید، خواهید دید شاید بیش از سیصد آیه هست که مردم را به تفکر و تذکر و تعقل دعوت نموده و یا به پیامبر ـ صلی‌الله علیه و آله ـ استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین‌بردن باطلی می‌آموزد . . . خداوند در قرآن خود و حتی در یک آیه نیز بندگان خود را امر نفرموده که نفهمیده به قرآن و یا به هر چیزی که از جانب او است، ایمان آورند و یا راهی را کورکورانه بپیمایند، حتی قوانین و احکامی که برای بندگان خود وضع کرده و عقل بشری به تفصیل ملاک‌های آنها را درک نمی‌کند به خبرهایی که در مجرای احتیاجات قرار دارد، علت آورده (المیزان، ج 5، ص 394) از جمله آیاتی که امام هفتم حضرت موسی‌بن‌جعفر ـ علیه‌السلام ـ آن را بشارت به اهل عقل و فهم دانسته‌اند این آیه است: (مطهری، 1371: 37):
 
فَبَشِّر عِبادیِ الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَهُ اُولئِکَ الَّّذینَ هَدیهُمُ اللهُ و اُولئِکَ هُم اُولُوالاَلباب. (زمر/ 18 ـ 17)
 
بندگانم را بشات ده! همان کسانی را که سخن را استماع می‌کنند و آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند. اینان‌اند که خداوند هدایتشان کرده است و اینان‌اند که خردمندان‌اند.
 
استاد مطهری در توضیح این آیه می‌نویسد:
 
 
 
بندگان خدا پس از استماع سخن چه می‌کنند؟ آیا هر چه را شنیدند، باور می‌کنند و همان را به کار می‌بندند، یا همه را یکجا رد می‌کنند؟ نه، هیچ‌کدام؛ سخن را نقادی می‌کنند، سبک ـ سنگین می‌کنند، ارزیابی می‌نمایند، آن را که بهتر است، انتخاب می‌کنند و به آن عمل می‌نمایند. اینها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده (پس هدایت الهی یعنی استفاده از عقل). در آخر آیه می‌فرماید: به راستی اینان صاحبان عقلِ ژرف‌اندیش هستند، مغز و اساس مطالب را پس از نقادی به دست می‌آورند، اما برای عمل نه فقط برای آگاهی و اطلاع. (همان، ص 38)
 
نقد کتاب و مطالب در تمدن ایرانی ـ اسلامی بی‌سابقه نیست. متفکران مسلمانی بودند که برای اولین‌بار منطق یونانی را نقد کردند: شیخ اشراق و ابن‌تیمیه، به صورتی منظم و مدوّن به این کار مبادرت کردند؛ و ابوبکر رازی، نخستین نقد‌کنندة شکل اول قیاس ارسطویی است.
 
ابن حزم در کتاب التقریب فی حدودالمنطق و ابن‌تیمیه در کتاب نقض‌ المنطق، بر ادراکات حسی و استقرا به عنوان منبع علم و معرفت تأکید کرده‌اند (لاهوری، 149:1346)
 
فقیهان برجسته هم همواره آرای پیشینیان را نقد کرده و در این زمینه دست به ابتکار زده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان از شیخ مفاید یاد کرد که با قدرت در برابر اندیشة حدیث‌گرایی ایستاد و با کسانی که قیاس را ملاک استنباط احکام قرار داده بودند، مقابله کرد و از استاد خود، ابن جنید، با احترام ولی به شدّت انتقاد کرد و کتاب‌هایی در رد تألیفات وی نگاشت (گرجی، 140:1375).
 
قبل از انقلاب اسلامی هم در مجلاتی چون سخن، یغما، کتاب هفته و . . .مجله وزین راهنمای کتاب به کوشش استاد ایرج افشار، نقد کتاب‌ به صورت یک کار دانشگاهی پیگیری می‌شده است. نقد کتاب و مقاله در سراسر دنیای علم، بیانگر زنده‌بودن و پویایی و خلاقیت عالمان و اندیشمندان است. جامعة علمی ما باید در زمینة نقد تلاشی روزافزون کند.
 
خوشبختانه در پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی ده سال است که با ایجاد دوازده گروه علمی در رشته‌های علوم‌انسانی، به این کار ارزشمند مبادرت می‌شود. اعضای گروه علوم تربیتی هم موفق شده‌اند در کنار چند مقاله، تعدادی از نقدها را نیز در اختیار خوانندگان ارجمند قرار دهند. امیداوریم که استادان محترم علوم تربیتی بیش از این دست همکاری ما را در بررسی و نقد کتاب‌ها بفشارند. پژوهشگاه نقد کتاب‌های استادان ارجمند را با کمال احترام به خود آنها خواهد داد و تقاض خواهد کرد که به نکات اشاره شده در آنها به هنگام تجدید چاپ کتاب توجه کنند.
 
برای پیشرفت علم، همه باید پذیرای نقد عالمانه، اخلاقی و به دور از رنجش نوشته‌های خویش باشیم.
 
از همه استادان محترمی که در فراهم‌آوردن این فصلنامه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را یاری کرده‌اند، سپاسگزارم و توفیق همکان را از خدای علیم و حکیم خواهانیم.
 
 
 
کتابنامه
 
ارونسون، الیور. 1367. روان‌شناسی اجتماعی. ترجمة حسین شکرکن. تهران: انتشارات رشد. طباطبایی، سیدمحمدحسین. 1364. المیزان. تهران: چاپ بنیاد فکری و علمی علامه طباطبایی. گرجی، ابوالقاسم. 1375. تاریخ فقه و فقها. تهران: انتشارات سمت.
 
لاهوری، اقبال. 1346. احیای فکر دینی در اسلام. ترجمه احمد آرام. تهران: نشریه موسسه فرهنگی منطقه‌ای.
 
مطهری، مرتضی. 1371. تعلیم و تربیت در اسلام. تهران: انتشارات صدرا.
 
 
 
Biuvacher, Jhon s. 1969. Modern philosophies of Education. New Delhi: McGraw-Hill Publishing Company, Itd.
 
Kneller, George F. 1961. Foundation of Education, NewYork, London: Jobn Wiley& Sons, Inc.
 

 
 

 
 عضو شورای علمی ـ مشورتی دبیرخانه هیات حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره 
 

منبع: نامة علوم‌انسانی/ دو فصلنامة شورای بررسی متون و کتب علوم‌انسانی
شماره 12، تابستان و پائیز 84/ ویژه علوم تربیتی
 
 
http://www.korsi.ir/Statics/Article_Akarami.htm
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ابوالقاسم جعفري
تمدن بابل در حدود سه هزار و هفتصد سال پيش كه حضرت ابراهيم در آن زندگي مي‌كرد دو ويژگي عمده داشت. نخست اين‌كه انجام آداب و مراسم و اجراي شعاير جمعي، بيش از عمل صالح، تقوا و فضايل اخلاقي اهميت داشت و كسي كه مي‌خواست به وظيفه خود در برابر خدايان عمل نمايد مي‌بايست قرباني‌هاي شايسته‌اي به معابد تقديم كند و اوراد مخصوصي بخواند. دوم اين‌كه، گفته‌اند: «هيچ تمدني از لحاظ پايبندي به اوهام و خرافات، به پاي تمدن بابلي نمي‌رسيد. كاهنان، هر حادثه را از ولادت غير طبيعي فرزندان گرفته تا اشكال مختلف مرگ، با تعبيرات سحري و فوق طبيعي مورد تفسير و تاويل قرار مي‌دادند».(1)

 
تصميم نمرود براي انداختن حضرت ابراهيم در آتش، خود نمونه‌اي از قرباني انساني و تقديم سنت‌شكنان به پيشگاه خدايان بود. زماني كه آتش بر ابراهيم سرد و گلستان شد، آن هم در حضور هزاران تماشاگر معتقد به خدايان بابل و به ويژه اين‌كه اين آتش به احترام بت‌ها و براي عقوبت دشمن خدايان بابل افروخته شده بود، اين خبر عجيب به سرعت در سرتاسر بابل پيچيد و به مرور زمان به نواحي ديگر نيز رسيد.
 
طبعا با اتفاق چنين معجزه‌اي و تحقير خدايان بابل، مردم آن زمان منتظر شنيدن خبرهاي بيشتري از اين پيامبر بودند و نمي‌توانستند نسبت به آن بي‌تفاوت باشند. از اين‌رو، هنگامي كه ابراهيم عليه‌السلام، به دستور خداوند فرزند را به قربانگاه برد ولي خداي سبحان، گوسفندي را به جاي انسان براي قرباني برگزيد، اين اتفاق نقطه عطفي در سنت شعايري آن روزگاران شد. به طوري كه بعدها حتي وقتي امپراطوران تصميم به قرباني كردن انساني مي‌گرفتند، مورد اعتراض كاهنان دربار قرار مي‌گرفتند كه تاريخ، نمونه‌هايي را ثبت كرده است.
 
اصطلاح قرآني مبارزه با عادات و سنت‌هاي غلط اجتماعي، اصلاح  است و خداوند پيامبران را براي اصلاح عقايد و عادات جامعه مبعوث فرمود. امام حسين عليه‌السلام هم كه در دعاي عرفه، خود را فرزند ابراهيم مي‌خواند در ابتداي حركت خود به سوي كربلا مي‌فرمايد: من فقط به خاطر اصلاح در امت جدم خارج شدم و مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و به سيره و سنت جدم ( رسول خدا) و پدرم (امير‌المومنين) عمل نمايم. (2)بدين ترتيب، ابراهيم و فرزندش حسين (ع) هر دو الگوي خط‌شكني بودند و هر دو، با وجود تنهايي و بدون داشتن يك لشكر و مانند آن، شكوه پوشالين و ابهت دروغين حاكمان زمان خود را شكستند و راه را براي مجاهدان بعد از خود هموار نمودند.
 
 خداي سبحان، اين ويژگي ابراهيم خليل را به عنوان اسوه و الگو به پيامبر خود معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد: براي شما در ابراهيم و همراهان او سرمشقي نيكوست، آنگاه كه به قومشان گفتند ما از شما و آنچه به جاي خداوند مي‌پرستيد، بري و بركناريم و ما منكر شماييم و هميشه ميان ما و شما دشمني و عداوت و كينه خواهد بود تا وقتي كه به خداي يگانه ايمان بياوريد. (ممتحنه:4) عبارت قرآني (بدا بيننا و بينكم العداوة و البغضاء ابدا حتي تومنوا بالله وحده)ناخود‌آگاه، فرازهاي معروف زيارت عاشورا را به ياد مي‌آورد (اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم) و يا فرازي از زيارت جامع كه مي‌فرمايد: ( مبغض لاعداءكم) اين فرازها به مسلمانان مي‌آموزد كه كينه و دشمني با دشمنان دين خدا، در واقع متمم و مكمل محبت الهي است و بدون آن عشق به خداوند، كامل نمي‌شود. 
 
شباهت ديگري كه ميان حضرت ابراهيم و امام حسين (ع) بسيار برجسته است، سر‌افرازي در آزمون الهي است. قرآن كريم مي‌فرمايد:  «و چون ابراهيم را پروردگارش به كلماتي (شعايري) چند آزمود، و او آنها را به انجام رساند، فرمود من تو را پيشواي مردم مي‌گمارم» (بقره:421) هر دوي آن بزرگواران در انجام آزمون الهي، به همراه خانواده و اهل بيت خود بودند. هر دو، فرزند به قربانگاه بردند با اين تفاوت كه ابراهيم خليل فرزند خود را صحيح و سالم پس گرفت اما امام حسين (ع) فرزندان خويش را تقديم كرد، به جز امام سجاد عليه‌السلام كه به قضاي الهي ميراث نبوت را حفظ كرد.
 
حضرت‌هاجر در كنار حضرت ابراهيم بود و حضرت زينب سلام الله‌عليها در كنار حسين‌ابن‌علي عليه‌السلام. هر دو در وادي طلب، سرگرداني و حيرتي را تجربه كردند كه خداوند براي آنها مقرر كرده بود. هر دو راضي به قضاي الهي بودند و همين رضايت و شهامت در اجراي رسالت، از هر دو بانوي نمونه، سرمشقي جاودانه ساخت. اعمال حج ابراهيمي بدون سعي و صفاي حضرت‌هاجر كامل نيست، همانگونه كه پيام كربلا در كربلا مي‌ماند اگر زينب نبود.
 
در هر دو نهضت، خانه كعبه محور عمليات است. حضرت ابراهيم، خانه كعبه را بنا نهاد تا مركزيتي براي يكتا‌پرستي به وجود آيد و حرم امن الهي باشد: و ياد كنيد كه خانه [كعبه] را بازگشتگاه و حرم امن براي مردم قرار داديم و [گفتيم] از مقام ابراهيم نمازگاهي بسازيد و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه خانه‌ام را براي غريبان [مسافران] و مقيمان و نمازگزاران پاكيزه گردانيد.(بقره: 521) قرآن كريم داستان راز و نياز حضرت ابراهيم و اسماعيل را نقل مي‌كند تا فلسفه بنيان كعبه روشن شود: و چون ابراهيم و اسماعيل پايه‌هاي خانه [كعبه] را بر آوردند [گفتند] پروردگارا از ما بپذير كه تويي شنواي دانا.
 
« پروردگارا ما را فرمانبر خويش بگردان و از ذريه ما امتي فرمانبردار خويش پديد‌آور و مناسك ما را به ما بنما و از ما در گذر كه تويي توبه‌پذير مهربان.» پروردگارا و از ايشان در ميانشان پيامبري كه آيات تو را بر آنان بخواند و به آنان كتاب آسماني و حكمت بياموزد و پاكدلشان سازد بر انگيز كه تو پيروزمند فرزانه‌اي. (بقره:128-127) حسين بن علي (ع) نيز به هنگام حركت به سوي كربلا، يك روز مانده به عيد قربان، شهر مكه را به سوي كربلا ترك كرد تا نشان دهد، حرمي را كه خداوند فرمود تا حرم امن الهي براي موحدان باشد، حتي براي فرزندان رسول خدا نيز امن نيست.    
 
در قرآن كريم بر دو ويژگي « بردباري» و « دردمندي» حضرت ابراهيم عليه‌السلام تاكيد مي‌شود (هود:67) كه هر دو به بُعد اجتماعي و رسالت حضرت ابراهيم بازگشت مي‌كند. بدين معنا كه حضرت ابراهيم، درد جامعه را داشت و از انحرافات موجود در آن به شدت رنج مي‌برد؛ همچنان‌كه حسين‌بن علي (ع) نيز وقتي به سرزمين شراف رسيد، براي اتمام حجت با كوفيان فرمود:  مردم! من بسوي شما حركت ننمودم مگر آنگاه كه دعوتنامه‌ها و پيك‌هاي شما به سوي من سرازير گشت كه « ما امام و پيشوا نداريم. دعوت ما را بپذير و به سوي ما حركت كن تا خداوند به وسيله تو ما را هدايت و رهبري نمايد. » ... آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي‌شود؟ و از باطل نهي نمي‌گردد؟ پس سزاوار است كه در چنين وضعي انسان با ايمان، مرگ و ملاقات با خداوند را آرزو كند. آري، من مرگ را جز سعادت و خوشبختي نمي‌بينم، و زندگي با ستمگران را جز خواري و ذلت نمي‌دانم. (3)
  
 
ابراهيم به تنهايي يك امت بود « ان ابراهيم كان امة قانتا‌لله حنيفا»(بيگمان ابراهيم پيشوايي فروتن در برابر خداوند و پاكدين بود)(نحل:021) و در عين حال به تنهايي در برابر نمرود و درباريانش ايستاد و ناتواني‌ها و زبوني‌هاي او را بر شمرد. حضرت ابا عبدالله (ع) نيز، هنگامي كه معاويه از خلفا و يزيد تمجيد كرد و از امام خواست تا با يزيد بيعت كند، امام خطاب به او فرمودند: ... «اي معاويه! آنچه دربارۀ كمالات يزيد و لياقت وي براي امت محمد (ص) برشمردي شنيديم. قصد داري طوري وانمود كني كه گويا فرد ناشناخته‌اي را توصيف مي‌كني، يا فرد غايبي را معرفي مي‌كني... در حالي‌كه يزيد ماهيت خود را آشكار كرده و موقعيت سياسي و اجتماعي و اخلاقي خود را شناسانده است.
 
 از يزيد آن‌گونه كه هست بگو! از سگ بازيش بگو، وقتي كه سگ‌هاي درنده را به جان همديگر مي‌اندازد. از كبوتر بازيش بگو... از بوالهوسي و عياشي او بگو ... از خوشگذرانيش بگو كه از ساز و آواز سرمست مي‌شود. آنچه در پيش گرفتي كنار بگذار، آيا گناهي كه تا كنون درباره اين امت بر دوش خود بار كرده‌اي تو را كافي نيست؟... »(4)      
 
در حديثي آمده است كه رسول مكرم اسلام از خداوند درخواست كرد: الهي ارني الاشياء كما هي. (خدايا حقايق اشيا را آنچنان‌كه هستند به من نشان ده). خداوند پيش از آن با حضرت ابراهيم چنين عملي انجام داد و باطن و حقايق اشيا را به او نشان داد: «و بدينسان ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم مي‌نمايانيم تا از اصحاب يقين گردد.»(انعام:57) و در جاي ديگري حضرت ابراهيم از خداوند مي‌خواهد تا زنده كردن مردگان را به او نشان دهد. امام حسين عليه‌السلام نيز در دعاي عرفه عرضه مي‌دارد: «فهمتني ما جاءت به رسلك.» ( خداوندا! تو به من هر آن‌چه را كه پيامبرانت آورده بودند آموختي) و همچنين عرضه مي‌دارد: «خداوندا تويي كه در همه موجودات، خود را به من نشان دادي تا در هر چيز آشكار تو را ديدم. تويي كه در هر چيز آشكاري». به نظر مي‌رسد تاكيدي كه امام حسين(ع) بر توحيد داشته و از خداوند، شناخت معرفت خويش را مي‌طلبد بيش از حضرت ابراهيم( ع) است و حضرت ابراهيم(ع) بيشتر طالب شناخت معاد و جلوه‌هاي ديگر خداشناسي بوده است.
 
پانوشت‌ها:
1 - ادیان جهان باستان، یوسف اباذری و جمعی از نویسندگان، ج2،ص236.
2 - بحارالانوار، ج44، ص328.
3 - تاریخ ابن عساکر، ص214.
4 - تاریخ طبری، ج3، ص 248.  
                                                                                                                       
 
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=14499
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اگر جهانی‌شدن دنبال مبنع و مرجعی باشد كه همه را به هم پيوند بزند، چيزی جز «خالق هستی» كه منشأ موجوديت همه موجودات است، پيدا نمی‌كند.دكتر سعيدرضا عاملی، استاديار دانشگاه تهران، در گفتگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) ضمن بيان مطلب فوق به تشريح رابطه ی دين و فضای مجازی و جهانی شدن دين از طريق فضای مجازی پرداخت. دين؛ عامل حل تضادهای محلی و بين‌المللی وی  در پاسخ به اين پرسش كه جايگاه دين را در فضای مجازی چگونه می‌بينيد، گفت: پاسخ به اين سؤال نيازمند بحث كلی‌تری است بايد ديد دين در فضای مجازی از چه ساختار و كيفيتی برخوردار است و چه نسبتی با جهان واقعی برقرار می كند اما سوال پيشينی آن اين است كه آيا دين در تعارض با امر جهانی هست يا نه؟

 
هيچ چيز قدرتمندتر از دين از ويژه‌گی جهانی برخوردار نيست. امروز حتی در صحنه سياسی جهان، دين بعنوان مهم‌ترين متغير حل تضادهای بين‌المللی مطرح می‌شود. آلبرايت وزير خارجه كلينتون در كتابی كه در ماه می 2006 تحت عنوان «تعالی و تقدس» به چاپ رساند براين مبنا تاكيد می‌كند كه: دين منشاء پيوند همه انسان‌ها با يكديگر است و در واقع عامل اصلی حل تضادهای محلی و بين‌المللی است.
 
بزرگ‌ترين مرجع «جهانی شدن» خداست
 
وی ادامه داد: اديان با همه ظرفيت‌ها و تفاوت‌هايی كه با هم دارند در اين امر كه ما «مخلوق خدا هستيم» يكی هستند. خدا بزرگ‌ترين مرجع «جهانی شدن» است چرا كه از نظر خداوند هيچ تبعيض و تفكيكی در جهان نيست و در نگاه الهی جغرافيا وجود ندارد همه انسان ها مورد خطاب هستند.
 
همه هستی مورد توجه خداست و به نوعی همه موجودات موضوع امر الهی هستند. حال كه اين هسته‌ی جهانی در امر دينی وجود دارد، می‌توان اميدوار بود كه محدوديت‌های قومی، جغرافيايی و فرهنگی ِ جهان واقعی در جهان مجازی تكرار نشود و شاهد جهان بزرگ‌تر و جهان كم‌تبعيض‌تری باشيم.
 
انسان؛ موضوع امر مجازی
 
رييس موسسه مطالعات اروپا و آمريكای شمالی تصريح كرد: وقتی امر دينی در فضای مجازی قرار می‌گيرد موجوديتی است كه در معرض همگان قرار می‌گيرد. البته بين امر مجازی و واقعی يك رابطه منطقی وجود دارد و جدا از يك‌ديگر نيستند. موضوع امر مجازی «انسان» است و «انسان» متعلق به جهان واقعی است و امروز متعلق به جهان مجازی نيز است. ولی قابليت‌های امر مجازی و واقعی تفاوت‌های اساسی دارند.
 
دكتر عاملی ضمن اشاره به اين موضوع كه فضای مجازی به‌دنبال اين است كه "هستی ِ واقعی" را در "هستی ِ مجازی" بازتوليد كند، گفت: امر دينی در فضای مجازی به دنبال اين است كه اخلاق، اعتقادات، شعائر دينی با جنس و سنخ ديگری در اين فضا بازتوليد كند. در فضای مجازی خصيصه‌ی دسترسی آسان 7 در 24 ( 7 روز هفته و 24 ساعت شبانه‌روز ) وجود دارد.
 
در حالی كه آدم ها و حتی مكان‌ها مثل مسجد و ... در ساعت خاصی تعطيل می‌شوند، «هستی‌ ِ مجازی» وقتی مرجع (انسان) هم خاموش شود باز بيدار است. اين به معنای توسعه انسان و ظرفيت‌های جهان واقعی در جهان مجازی است.
 
بازتعريف در «قابليت‌های فضای مجازی»
 
اين مدرس دانشگاه در زمينه استفاده از وی‍‍ژگی‌های فضای مجازی گفت: از ديگر خصوصيات فضای مجازی اين است كه دينی كه در دنيای واقعی از خاصيت آنالوگ برخوردار است، ديجيتال می‌شود و انعطاف ِ بی‌نهايت می‌يابد. مسجد ظرفيت محدود دارد اما در فضای مجازی اين محدوديت از بين می‌رود.
 
تغيير در اين فضا خيلی سريع اتفاق می‌افتد، راحت می‌توان تقسيم، تركيب و تكثير در مفاهيم ايجاد كرد. بحث دين نيازمند بازتعريف در «قابليت‌های فضای مجازی» و «قابليت‌های دين در فضای واقعی» است و اگر بخواهيم با «منطق جهان واقعی» با آن مواجه شويم اشتباه است. در واقع مثل اين است كه با منطق آنالوگ فضای دجيتال ساخته‌شود.
 
عاملی تأكيد كرد: وقتی مطلبی در اين فضا انتشار می‌يابد حساسيت‌ها بايد خيلی بيشتر باشد چرا كه همه جهان در معرض آن قرار می‌گيرند و هنوز افراد اين حساسيت‌ها درك نكرده‌اند و «محله‌ای و مسجدی» به قابليت‌های دين در فضای مجازی نگاه می‌كنند. بايد توجه داشت كه «بار ِحرف» در فضای مجازی به دليل ويژه گی جهانی بودن آن بار سنگينی است.
 
فضای مجازی دينی، فضای متنی‌است
 
استاديار گروه ارتباطات دانشگاه تهران اظهار كرد: در صنعت فيلم هر برش بين متنی، آدمی را به دنيايی ديگری می‌برد. در متن ديجيتال نيز اين برش‌ها (هايپرلينك) مطرح است كه خيلی قوی‌تر و راحت تر اتفاق می افتد. فضای دينی مجازی ما يك فضای متنی است و هنوز از ويژگی‌هايی صوتی و تصويری اين فضا استفاده نمی‌شود و از طرفی فضاهای هم‌زمان «بين ‌‌ِ متنی» كه می‌توان تاريخ را نه خطی بلكه به‌صورت موازی به نمايش بگذارد، بهره گرفته نمی‌شود.
 
به طور مثال «شهرتاريخی» در فضای مجازی امكان پذير شده‌است وقتی از سيره پيامبر حرف می‌زنيم می‌توان كاملاً تاريخی و نمايشی و در عين حال زمان‌های گسسته و در عين حال به هم چسبيده را بازنمايی كرد.
 
واقعيت مجازی
 
فضای مجازی ما هنوز با واقعی شدن (virtual Reality) فاصله دارد «واقعيت مجازی» آمده است تا همه "واقعيت" را به صورت مجازی خلق كند. زمانی واقعيت مجازی‌ای خلق می‌شود كه ابعاد حس، لمس، رنگ، طعم و حتی عطر و فضای حسی واقعيت به مجاز منتقل شود. هدف آن اين است كه با قابليت ديجيتال و استفاده صنعت واقعی مجازی مرز واقعيت و مجاز را بردارد. امر دينی را می‌توان در اين فضا ايجاد كرد كه استفاده‌های فراگيرتری داشته‌باشد.
 
وی گفت: حوزه و بخش دينی ايران نسبت به سازمان های ديگر از جمله دانشگاه در توليد نرم افزاری و ديجيتالی كردن متون دينی خيلی جلو بوده‌است. «كتابخانه الكترونيكی» در بحث دينی در ايران خيلی قوی است اما وقتی با قابليت های فضای مجازی مقايسه كنيم می‌بينيم خيلی كارها بايد صورت گيرد و از خيلی قابليت‌ها بايد استفاده شود.
 
فضای مجازی، استغراق همه مخاطبان
 
عضو هيئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران با اشاره به مفهوم «يا ايها الناس» گفت: . فضای مجازی، «ال» الناس است كه استغراق همه مخاطبان را در بر دارد. همه‌ی مردم را غرق در خود كرده است. با نگاه به فناوری مجازی، درمی‌يابيم اساساً جهان مجازی امده است تا همه‌ی جهان واقعی را در خود غرق كند و امكان تحقق آن را نيز به‌وجود آورده است
 
وی در ادامه افزود: البته محدوديت‌هايی هم وجود دارد از جمله مهم‌ترين آنها محدوديت‌های زبانی مثل زبان فارسی؛ كه پوشش جمعيتی خاص دارد. بحث تنها در زبان گفتاری نيست بلكه «فرهنگ زبانی» را كه در پی استفاده از زبان‌های ديگر است نيز بايد در نظر گرفت.
 
فضای مجازی دين را به همه جهان منتقل كرده و همه جهان را در درون امر دينی آورده است
 
اين مدرس دانشگاه با اشاره به فعاليت‌هايی كه در عرصه مجازی صورت می‌گيرد، گفت: زمانی كه «مخاطب» «جهانی» است بايد از «زبان جهانی» استفاده كرد. در فضای مجازی دو روند خاص‌گرايی و عام‌گرايی وجود دارد، رابطه اينها همچون حلقه‌های كروی است. خاص گرايی به اين معنا است كه مباحث دينی بايد با فرهنگ ايرانی و زبان فارسی رشد كند و در جهت توسعه «فرهنگ دينی ايرانی» فعاليت كرد كه اين يك نوع خاص‌گرايی جهانی است. اما از عرصه جهانی نيز نبايد غافل شد.
 
وی ادامه داد: فضای مجازی دو خصلت را طلب می كند يكی «كار حرفه‌ای» است كه مستلزم فعاليت گسترده است. فضای ارائه آسان مطلب در قالب ايميل و وب‌لاگ و يا ژورناليسم آن‌لاين، می‌تواند مغالطه غيرحرفه‌ای بودن اين فضا را ايجاد كند. كار «حرفه‌ای» دقت زياد می‌خواهد و نيازمند دانش چند رشته است.
 
با توجه به اين كه متن بايد مصور شود، امكانات صوتی قرار داده شود و از ديگر ويژگی‌های فضای مجازی استفاده شود و لينك‌ها و بخش‌های مختلف بيايد؛ بايد با دقت كار ماندگار توليد كرد. آنچه باعث پيشرفت می‌شود اين است كه فضای مجازی را به صورت يك فضای كاملاً «تخصصی و حرفه‌ای» نگاه كرد و صورت مسئله به قدری ساده نشود كه همه كارها را يك فرد انجام دهد.
 
حساسيت های كار دينی در فضای مجازی
 
دكتر عاملی معتقد است: در برخی مواقع، امور هر اندازه سنتی‌تر بماند موفق‌تر است و بايد جايی برای خستگی‌های فرد از صنعت كنار گذاشت. شبستان انس با شنيدن روايتی ساده و بی پيرايه از امام صادق(ع) مورد احتياج روحی است كه با مدرن شدن مفاهيم دينی دچار خسته‌گی شده‌است. می‌توان از صنعت رسانه‌های برای بازنمايی عرضه دينی استفاده كرد ولی معانی را بايد بی‌پيرايه نگاه داشت. با نگاهی ديگر می توان گفت: اگر پست مدرنيته به وجود آمده به خاطر خستگی از مدرنيته است. پسا مدرنيسم، حكايت خستگی روند تاريخی و زير سوال بردن گذشته است.
 
اين استاد دانشگاه گفت: «خواب ناآرام»ی كه استورات هال و «آرامش»ی كه دين می‌گويد «الا به ذكر الله تطمئن القلوب»؛ انعكاسی است از بودن‌ها و نبودن‌های ما. «مدرن كردن پيام دينی» مشكل ايجاد می‌كند بايد مراقب بود ذات دين و امر دينی گم نشود.
 
حضور منفعل در مقابل حضوری فعال
 
وی با اشاره به اين نكته كه گم شدن دينی محصول «نگاه پاسخ‌گفت به سئوالات و شبهات زمانه» است، گفت: ما در مقابل همه شبهات؛ می‌خواهيم پاسخ‌گو باشيم .
 
جواب دادن يك عمل غيرفعال(passive) است. بيان يك امر ذهنی نه در قالب دفاع بلكه در قالب «بيان» حضوری فعال(active) است. در عرصه دينی مدام در حال جواب دادن هستيم و حل شبهات دينی تبديل به مهم‌ترين فعاليت‌های جامعه دينی شده است.
 
به نظر می‌رسد بهتر است صحنه را عوض كنيم و كمی به بيان بی‌پيرايه دين بپردازيم و از ملغمه‌های تركيبی در نهايت معلوم نمی‌شود حرف اصلی كجاست پرهيز كنيم.
 
وی گفت: دقيقاً مثل طبيعت است. طبيعت ِ دست‌كاری شده و مصنوعی، كار طبيعت بكر را نمی‌كند. در مورد امر دينی هم فرد می‌خواهد يك «امر دينی ناب» بيايد تا از شراب آن مست شود. بايد دقت شود كه امر دينی را با چه منطقی به فضای مجازی وارد می‌كنيم كه ذره‌ای غفلت ممكن است به جای آرامش و آسايش دينی، اثری معكوس بگذارد و «دين ِ صنعتی شده»‌ی ِ جديد، خسته‌كننده باشد و ناآرامی ايجاد كند.
 
توسعه «قدرت انتخاب»
 
دكتر عاملی جهان ارتباطات جديد را جهان توسعه «قدرت انتخاب» توصيف كرد و ادامه داد: انتخاب‌ها متكثر شده‌است «انتخاب برتر» بايد توليد شود كه فرد به سراغ آن برود .تفاوتی در ديد ساختارگراها و انعكاس‌گراها است. انعكاس گراها می‌گويند گُل گُل است و گِل گِل. گُل دل‌ربايی می‌كند و جذب می‌كند.
 
اما از اين نكته نبايد غافل شد كه «بازنمايی» نيز قدرت‌مند است. با زاويه ديد و نحوه بيان می‌توان بر انتخاب اثر گذار بود. اراده فرد نبايد ناديده گرفته شود و آنها را بی اراده فرض كرد؛ «الگوی برتر» ارائه شود و قدرت انتخاب را هم بر عهده فرد گذاشت. وقتی «خير» را به زور به فردی بدهيد از آن فرار می‌كند ولی وقتی آزادانه در معرض «خير» قرار گيرد خود به خود سمت آن كشيده‌می‌شود.
 
غفلت از اراده و عمل خودآگاه
 
اين مدرس گروه ارتباطات دانشگاه تهران در ادامه گفت: بازنمايی توأم با فريب، دورانی دارد و وقتی برملا می شود شكست می‌خورد، چرا كه ارزشی برای شعور فرد قائل نمی‌شود و قصد فريب دارد.
 
سياستی كه از اراده و عمل خودآگاه غفلت می‌كند در كوتاه مدت جواب می دهد چرا كه تنها جزئی از واقعيت را نشان می‌دهد ولی در بلندمدت اين‌گونه نيست وقتی بفهمند كه اين واقعيت نيست اثر معكوس می‌گذارد.
 
شوروی با همه عظمت زمين می‌خورد چرا كه ناخودآگاه افراد را نشانه گرفته بود. «اغراق» اثر منفی دارد، نبايد ناخودآگاه فرد را مخاطب قرار دهيم با بيان واقعيت بايد با خودآگاه فرد رو به رو شد. رسانه ناظر بر فكر و خودآگاه مخاطب، موفق‌تر از، رسانه‌ی توده‌وار ناظر بر ناخودآگاه و هيجان‌های اجتماعی است.
 
دكتر عاملی تصريح كرد: زمانی روشن‌فكران دينی برای اينكه بگويند دين خوب است دست به اثبات علمی دين می‌زدند. با استفاده از قوانين آزمايشگاهی علوم تجربی، و تطبيق آن با يافته‌های دينی، حقانيت دين را اثبات می‌كردند.
 
در اين نگاه از ابطال‌پذيری قوانين تجربی غفلت می‌شد و ناخواسته يافته‌های دينی را نيز در معرض اين ابطال‌پذيری قرار می‌دادند هنوز هم می‌دهند. در واقع از اين معنای بزرگ غفلت می‌شد كه دين محصول يك حكيم متعالی است كه اشراف كامل به همه عالم دارد و ناگفته‌ها و نافهميده‌های بسياری در بيان دينی وجود دارد كه بلوغ حكمت انسان را طلب می‌كند و منطق خاص خود را دارد. بنابراين لازم است در ورود به فضای مجازی نيز متوجه باشيم كه ما چه مسئوليتی را برای بيان دين بر عهده داريم.   
 
 
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=4742
 
   
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مهدی حق وردی طاقانکی
یكی از اصول مشترك بین تمام ادیان الهی و اساطیر باستانی اقوام مختلف، مبحث منجی موعود و آخر الزمان می‌باشد. همان كسی كه شیعیان او را مهدی، مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و قوم‌ها‌ی دیگر او را با نامهای دیگر می‌خوانند. تمامی منتظران ظهور به مرحله ای معتقدند كه یك ضد منجی كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامی نیروهای شیطانی را به همراه خود دارد و مهمترین مانع منجی موعود است. در نبرد نهایی میان این دو كه جنگی بسیار بزرگ و خونین است منجی موعود به همراه یارانش به كمك امدادهای الهی بر لشكر شیطان پیروز می‌شوند.
 
سربازان و یاران منجی انسانهایی با ایمان و نیرومند هستند كه خود را از قبل برای چنین روزی آماده كرده اند.
 
كشیش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهیونسیم مسیحی می‌گوید: اكنون آمریكا نماینده خداست در روی زمین،برای ظهور مسیح
آری به اعتقاد آنان، آمریكا یا لااقل رهبران این كشور پیامبران معصومی هستند كه به دنیای پر از گناه فرستاده شده اند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند
جرج بوش اول روز 6 مارس 1992 در نشست مشترك سنا و مجلس نمایندگان كنگره آمریكا (كه بی شباهت به سخنرانی جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود ) خطابه معروفی ایراد كرد كه ضمن آن سیاست نظم نوین جهانی را اعلام كرد.
سیاستی كه طبق آن نمی‏توان پذیرفت گوشه ای از كره زمین از اصول آمریكایی در مورد آزادیهای فردی و حكومت دمكراتیك معاف باشد.
 
سیاستی كه طبق آن برای پیروزی در جنگ علیه تروریسم بین المللی، جنگ ایده‌ها‌ و عقاید باید راه انداخت.
در این نظم نوین جهانی كه به قول فوكویاما تئوری پرداز پایان تاریخ اسلام دریای فاشیستی برای شنای تروریستهاست.
و یا به قول توماس فردمن تحلیلگر سیاسی آمریكا یی اسلام بزرگترین دشمن غرب است، و جنگ با این دشمن تنها با ارتش ممكن نیست بلكه باید در مدارس، كلیساها، مساجد، معابد به رویارویی با آن پرداخت.
هم اكنون سیر محصولات فرهنگی غرب برای تحقق بخشیدن به آرمان فوق، راهی بازارهای كشورهای مسلمان شده، محصولاتی كه پس از استفاده از آنها شخص از هویت و فرهنگ خود دلزده می‌شود،آمریكا را به عنوان امپراطور صالح دنیای جدید می‌پذیرد و او را عصاره نیروهای خیر عالم تصور می‌كند.
یكی از این محصولات فرهنگی كه بسیار نیز تاثیر گذار است بازیهای رایانه ای هستند كه بیشتر، سرمایه‌ها‌ی اجتماعی جهان اسلام را هدف گرفته اند.
 
بیش از دو دهه است كه بازیهای رایانه ای وارد بازار شده اند. اولین آنها، بازیهای شركت آتاری( ATARI) (دستگاه TV GAME )مانند بازی PONG كه تنها شامل دو خط،یك توپ و یك زمین مانند زمین تنیس بود. پس از آن بازیهای ویدئویی سیر تكاملی خود را طی كردند كه در اواسط دهه هشتاد بازیها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME )سوق پیدا كردند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 آمریكا، ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامه‌ها‌ی رییس جمهور وقت ریگان بود بازیهایی مثل star flight و…
 
پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده كه خود را بی رقیب در جهان یافت تصور امپراطوری بر دنیا به هدفی جدی برای تبدیل شد.و از هر وسیله ای برای اثبات و جا انداختن این هدف استفاده كرده و می‌كند.
بازیهای رایانه ای یكی از این ابزار و وسایل است در این بازیها آمریكا مدینه فاضله و آرمان شهر، نهایت رفاه، صلح و امنیت معرفی می‌شودو نظام فرهنگی آن تنها سیستمی است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ می‌كند.
تفكر حاكم بر این بازیها نشلات گرفته از منجیان متنوع آخر الزمان است كه هر كدام دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود می‌باشد.

آخر الزمان تكنولوژیك:

 
در آخر الزمان تكنولوژیكی ربات‌ها‌ و ساخته‌ها‌ی دست بشر به مرحله ای از تكامل و هوش می‌رسند كه علیه انسانها دست به شورش زده و قصد نابودی نسل بشر را دارند.و انسانها نیز توانایی مبازه با آنها را ندارند در این زمان یك منجی شجاع كه دارای قدرت عشق و ایمان است (خصیصه ای كه ماشینها از آن بی بهره اند)به مبارزه بر می‌خیزد و پس از نبردهای طولانی وسخت نسل بشر را نجات می‌دهد.
 
مثلا شما در بازی ماتریكس(ENTER THE MATRIX )، به همراه یك گروه از آرمان شهری به نام زایان(ZION) وظیفه نجات جهان را از دست انسان نما‌ها‌ بر عهده می‌گیرید ودرحین بازی باید با شجاعت بی نظیر خود جهان را از دست ماشینهای دیو صفت نجات دهید.

آخر الزمان طبیعی:

در آخر الزمان طبیعی، طبیعت سر به شورش برمی دارد و بشر را با حربه‌ها‌یی مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سیل و… تهدید می‌كند و یا دخالتهای بی جای انسان در ساختارهای ژنتیك باعث پیدایش غولها و حیوانات ناشناخته عظیم الجثه ای می‌شود.
 
به عنوان مثال در بازی جزیره سایه‌ها‌ شما برای پی بردن و نجات بشریت از دست (آلن) و (اوبد ) مورتون (كه پدر خود را كه یك دانشمند ژنتیك بوده كشته اند) كه قصد دارند به وسیله تحقیقات پدرشان بر جهان مسلط شوند. نتایج شگفت انگیزی كه می‌تواند دنیا را به نابودی بكشاند وارد جزیره شوید

آخر الزمان تخیلی:

در آخر الزمان تخیلی، موجودات ناشناخته فضایی زمین و نسل بشریت را به مخاطره انداخته و این بار یك منجی بسیار دانا با قدرت ماوراء انسانی به مبارزه با این موجودات می‌پردازد.
به عنوان مثال در بازی سام ماجراجو شما به عنوان یك منجی در نقش سام استون ظاهر می‌شوید سام به خاطر شجاعت فوق العاده اش در مبارزه با این موجودات به اسطوره ای تبدیل شده،به كمك ماشین زمان به گذشته بر می‌گردد تا جنگ بر علیه این یاغیان را به نفع بشریت تمام كند.

آخر الزمان اسطوره‌ای:

در آخر الزمان اسطوره ای یك ضد منجی از دل افسانه‌ها‌ و اسطور‌ها‌ی باستانی پا به دنیای ما گذاشته و قصد نابودی بشر را دارد كه در این حال با ظهور یك منجی آگاه به دنیای اسطورها و مجهز به جادو و سحر به مبارزه با این دشمنان می‌پردازد.
مثلا در بازی (نفرین شدگان) شما به عنوان یك منجی در نقش دختر یا پسر 15 ساله یك كشاورز بازی را آغاز می‌كنید متجاوزان كراگ به فرمان یك موجود اهریمنی در جستجوی جادو و سحر‌ها‌یی برای حكمرانی بر كل دنیاست این اهریمن می‌خواهد با استفاده از این جادو‌ها‌ تمام موجودات خوب دنیا از جمله شما را به اسارت در آورد كه شما، یك ماجراجوی سر سخت مبارزه با این شیطان را بر عهده می‌گیرید. شما برای این كار باید از جنگلهای انبوه و ژرف، درههای خشك،بیابانها،سیاهچالهای مرطوب، گورستانهای قدیمی، كوههای پر از برف، غارهای یخی و از عمق غارهای پر از مواد مذاب عبور كنید تا از این فاجعه جلوگیری كنید.
یكی دیگر از ایدههای حاكم بر بازیهای رایانه ای جنگ هسته ای است كه از آن با عنوان آرماگدون(armageddon) نبرد نهایی حق علیه باطل یاد می‌شود.كه استفاده از سلاح اتمی در آن قابل پیشگیری نیست و ظهور حضرت مسیح بدون وقوع این حادثه ممكن نیست. در بازیهای مختلف به این پدیده پرداخته شده است.
بعنوان مثال شما در بازی مامور مخفی 2،در نقش كیت آرچر یك جاسوس خبره ظاهر می‌شوید كه می‌باید از وقوع جنگ هسته ای و نابودی نسل بشر توسط تروریستها جلوگیری كنید.

آخر الزمان دینی:

در میان آخر الزمانهای مختلف، آخر الزمان دینی مورد توجه خاص قرار گرفته است.در این آخرالزمان انسانهای شیطان صفت در قالب گروههای تروریستی و… قصد به دست گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاك و خدایی را دارندو شما به عنوان منجی در نقش جاسوس خبره و با ایمان و یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتا سربازانی از ارتش آمریكاو انگلیس )به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشریت می‌پردازید(حال ممكن است این دشمن قبلا در زمین به جنایت پرداخته و شما مجددا به مبارزه با آن می‌پردازید و یا دشمنانی كه در آینده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت).
بازیهایی همچون اسلحه مر گبار، گروه ضربت، بازگشت به قلعه ولفن اشتاین و…
در بازی اسلحه مرگبار شما در نقش یك گروه ضد تروریستی باید 11 ماموریت مختلف و پر هیجان را پشت سر بگذارید و در طی عملیات علاوه بر ناكام گذاشتن تروریستها در فعالیتهایشان اسناد و مدارك مختلفی جمع آوری كنید و به برنامه‌ها‌ی آینده تروریستها پی ببرید در ضمن باید گروگانها را نجات دهید هر گونه خطا باعث به خطر افتادن جان گروگانها می‌شود.
یا در بازی گروه ضربت در سال 2008 به مبارزه با میهن پرستان افراطی مسكو بروید. قصد آنها تاسیس مجدد امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی است. تاجیكستان، اوكراین، بلاروس و دیگر كشورهای استقلال یافته یكی پس از دیگری در شرف پیوستن به این امپراطوری هستند شما كماندوهای دلاوری هستید كه خود را گروه ضربت می‌نامید
ویا در بازی معروف (بازگشت به قلعه ولفن اشتاین ) (RETURN TO CASTLE WOLFENSTEIN)مجددا به مبارزه با نازی‌ها‌ می‌روید.
در این بازی تعدادی از فرماندهان ارشد اس. اس از جمله هیملر (فرمانده كل نیروهای اس. اس )قصد دارند تا با توسل به تكنولوژی پیشرفته و استفاده از قدرت‌ها‌ی مافوق طبیعی به جنگ علیه بشریت بیایندو شما در نقش مامورانی از ستاد ضد اطلاعات ارتش بایستس از اجرای اهداف فوق جلوگیری كنید و جهان را از نابودی نجات دهید
ویا در بازی call of duty شما در نقش سربازان انگلیسی، آمریكایی و روسی آموزش می‌بینید و برای مبارزه با آلمانیها به منطقه اعزام می‌شوید.شما پس از طی كردن مراحل مختلف وارد برلین پایتخت آلمان شده و پرچم آزادی !را بالای ساختمانها به اهتزاز در آورید.
علاوه بر بازیهای ذكر شده كه به دشمنان بشریت در گذشته یا آینده پرداخت شده است،غرب سعی دارد سیاستهای تجاوز گرانه كنونی خود را در عرصه بین الملل توجیه كند اهدافی همچون مبارزه با تروریسم بین المللی، مبارزه با گروههای تروریستی همچون القاعده و یا مبارزه با دیكتاتورهای جهان همچون صدام و…
این روند پس از 11 سپتامبر با شتاب بیشتری پیگیری شد.
 
بعنوان مثال در بازی نیروی دلتا (DELTA FORCE) شما بعنوان یك گروه ضد تروریستی مامور می‌شوید تا با تروریستها در هر كجای دنیا كه از سوی آمریكا معرفی می‌شوندمبارزه كنید در قسمتی از این بازی شما وقتی وارد اردوگاه تروریستها می‌شوید تصویر شیخ یاسین تصویر رهبر حماس (كه چندی پیش به دست دولت تروریستی اسراییل به شهادت رسید)را بر دیوار می‌بینید یا در بازی (D DE LTA FORCE 2) با مبارزه با تروریستها وارد خوزستان می‌شوید و با تروریستهایی مواجه می‌شوید كه با چهره ای كریه، خشن و بد ذات ترسیم شده آنها لباس عربی بر تن دارند با صورتهای نتراشیده و…
از بازیهای دیگری كه در این زمینه می‌توان به آن اشاره كرد بازی (جنگ ژنرالها) و (طوفان صحرا) می‌باشد.
 
در جنگ ژنرالها (GENERALS) شما به عنوان سربازان آمریكایی ماموریت مبارزه و سركوب تروریستها و دشمنان بشریت را دارید شما به عراق برای مبارزه با رژیم صدام می‌روید یا به افغانستان (مزار شریف ) برای مبارزه با گروه القاعده می‌روید.
نكات جالب توجه ای در این بازی به چشم می‌خوردمثلا در ابتدای بازی فیلمی پخش می‌شود كه هواپیما و هلی كوپتر‌ها‌ی آمریكایی در حال گشت زنی هستند كه توسط دشمن مورد حمله قرار می‌گیرند و سقوط می‌كنند پس از آن است كه شما وظیفه دارید متجاوزان را سركوب كنید و نشان می‌دهد كه هیچگاه آمریكا اولین گلوله را شلیك نمی‏كند و فقط برای دفاع از خود دست به تجاوز و حمله می‌زند

همچنین هم در عملیات عراق و هم در عملیات افغانستان به هر نحو ممكن از نمادها و سمبلهای اسلامی استفاده شده و به كسی كه این بازی را انجام می‌دهد القا می‌كند كه اسلام علت این خشونتهاست در عراق نیروهای صدام در جلوی مسجد اسقرار دارند و یا در مزار شریف منارههای مسجد دیده می‌شود.

در هر دو قسمت عملیات عراق و افغانستان بعثی‌ها‌ و گروه القاعده (دشمن ) به رنگ سبز نشان داده می‌شود (كلاه سبز، تانكها و نفر برها و نیروهایی كه نشانه‌ها‌ آنها رنگ سبز است)كه به نظر می‌رسد كه این انتخاب رنگ نیز به دلیل نیست همانطور كه در بازیهای قدیمی تر كه آمریكا به نبرد با دشمن می‌رفت تروریستها و دشمنان به رنگ قرمز (نماد شوروی )نشان داده می‌شوند.
 
یكی دیگر از این بازیها كه شاید بهتر و جذابتر از همه بازیها فوق طراحی شده اند طوفان صحرا (DESERT STORM ) است. شما در این بازی ابتدا در ارتش آمریكا تمامی دوره‌ها‌ی آموزشهای لازم را گذرانده و سپس به عراق اعزام می‌شوید (داستان این بازی مر بوط به زمان جنگ خلیج فارس و حمله عراق به كویت است) و وظیفه دارید ماموریتهای محوله را انجام دهید ماموریتهایی در مرز عراق و كویت، داخل كویت، شمال عراق، مرز عربستان و…و اهداف از قبل پیش بینی شده را نابود كنید اهدافی همچون فرودگاهها ی نظامی، سایتهای موشكی، مراكز رادار، سایتهای ضدهوایی و …

با مطالب عنوان شده دیگر نمی‏توان به بازیهای رایانه ای تنها به عنوان ابزار جذاب برای تفریح و سرگرمی كودكان نگاه كرد بلكه باید به آنها از دید دشمنان تفكر اسلامی نگریست.و در مقابل با تولید جانشینهای مناسب برای اینگونه بازیها با توجه به عمق منابع ملی و ومذهبی به مبارزه با این تجاوز پرداخت.

آیا زمان آن نرسیده تا با منابع غنی ملی، باستانی ایران بازی‌ها‌یی همچون رستم و سهراب تولید شوند ؟
یا با نگاهی به 8 سال دفاع مقدس، بازیهایی با محتوی عملیات‌ها‌ برای زنده نگه داشتن تاریخ جنگ، بازی‌ها‌یی همچون حماسه خرمشهر و… تولید شوند
یا بازی با عنوان انتفاضه برای بیان جنایتهای رژیم غاصب اسراییل و فداكاریهای مسلمان آن كشور تولید و به بازار عرضه شوند؟
منابع:

سایت روزنامه همشهری -سایت دارینوس-سایت NP GAME - بازی GENERALS-بازی طوفان صحرا-كتاب: پیشگویی‌ها‌ی آخر الزمان-كتاب: دشمن خود را بشناس -و...
http://alum.sharif.edu/~ebnealianm/Proxy/index.php?url=uggc%2Sfunevsarjf.pbz%2S.%2S.%2S.%2S%3S21611
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

زاد و زندگي‌
4-1- اَبوحاتمِ رازي‌، احمد بن‌ حمدان‌ بن‌ احمد (وفات‌ 322 ق‌/934 م‌)، از متفكران‌، مصنّفان‌ و داعيان‌ بزرگ‌ اسماعيلي‌ ايران‌. ابن‌ حجر او را «ليثي‌» خوانده‌ است‌ كه‌ وجه‌ اين‌ نسبت‌ روشن‌ نيست‌. همين‌ گونه‌ است‌ نسبت‌ كلابي‌ كه‌ قاضي‌ عبدالجبار بدو مي‌دهد. ابن‌ نديم‌ و كاشاني‌ وي‌ را ابوحاتم‌ بن‌ عبدان‌ رازي‌ وَرسْناني‌ خوانده‌اند. ورسنان‌ به‌ گفته‌ي‌ ياقوت‌ از قراي‌ سمرقند بوده‌ است‌. خواجه‌ نظام‌ الملك‌ وي‌ را از پشاپويه‌ ، جايي‌ نزديك‌ ري‌ دانسته‌ است‌. گويا وي‌ به‌ «منعم‌» نيز شهرت‌ داشته‌ است‌.

 

اطلاعات‌ ما از زندگي‌ ابوحاتم‌ اندك‌ است‌. درباره‌ي‌ ايراني‌ بودن‌ او نيز اختلاف‌ است‌. حسين‌ همداني‌ گويد: اسم‌ و لقب‌ وي‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ عرب‌ بوده‌ و كلام‌ مبهم‌ اسفرايني‌ را با اشاره‌ي‌ ضمني‌ به‌ اينكه‌ وي‌ از اهل‌ مغرب‌ بوده‌ است‌، مؤيّد اين‌ امر مي‌گيرد. حسين‌ همداني‌ اطلاع‌ ابوحاتم‌ را از زبان‌ فارسي‌ دليل‌ ايراني‌ بودن‌ وي‌ نمي‌داند، بلكه‌ اصرار او را در برتري‌ زبان‌ تازي‌ بر ساير السنه‌ تأييدي‌ بر نظر خود مي‌شمارد، اما فرض‌ ايراني‌ بودن‌ او اقرب‌ به‌ صحت‌ است‌. ابوحاتم‌ خود اعتراف‌ ضمني‌ دارد به‌ اينكه‌ با زبان‌ فارسي‌ پرورش‌ يافته‌ و سرشته‌ شده‌ است‌ و اطلاعاتي‌ از زبان‌ فارسي‌ و طرز تلفظ‌ ايرانيان‌ داده‌ كه‌ مؤيد اين‌ معني‌ است‌، از آن‌ گذشته‌ كسي‌ كه‌ مسئوليّت‌ دعوت‌ اسماعيلي‌ را در نواحي‌ مختلف‌ ايران‌ بر عهده‌ گرفته‌ و در كار خود موفقيتهاي‌ شايان‌ توجه‌ نيز كسب‌ كرده‌ است‌، قاعدتاً مي‌بايست‌ ايراني‌ بوده‌ باشد. بسيار بعيد است‌ كه‌ عربي‌ (از مغرب‌؟) و مبلّغ‌ مذهبي‌ تازه‌ بتواند در ايران‌، در زماني‌ كوتاه‌، پايگاهي‌ چنان‌ برجسته‌ بيابد.
از زندگي‌ او پيش‌ از پيوستن‌ به‌ دعوت‌ اسماعيلي‌ نيز اطلاع‌ چنداني‌ نداريم‌؛ فقط‌ اين‌ احتمال‌ هست‌ كه‌ در مدرسه‌ي‌ دعات‌ يمن‌ تعليم‌ ديده‌ و از آنجا به‌ ري‌ گسيل‌ شده‌ باشد. وي‌ داعي‌ جزيره‌ي‌ ري‌ بود. تأمر ضمن‌ يادآوري‌ اين‌ نكته‌ مي‌گويد كه‌ با وجود اين‌، ابوحاتم‌ به‌ بغداد رفت‌ و آنجا را مركز اقامت‌ خود قرار داد، ولي‌ زمان‌ آن‌ را ذكر نمي‌كند. 

شخصيتي‌ كاريزماتيك‌!
4-2- ابوحاتم‌ گفتاري‌ شيرين‌ و كلامي‌ بليغ‌ داشت‌ كه‌ توانست‌ امر او عامه‌ي‌ مردم‌ را به‌ مذهب‌ خود جلب‌ كند. وي‌ در علم‌ لغت‌ و شعر و حديث‌ دستي‌ داشت‌. مقام‌ علمي‌ او در حدّي‌ بود كه‌ مأموريت‌ اصلاح‌ خطاها و برقراري‌ سازش‌ و هماهنگي‌ ميان‌ معتقدات‌ جوامع‌ مختلف‌ اسماعيلي‌ به‌ او واگذار شد. اسماعيليان‌ از لحاظ‌ دعوت‌ براي‌ او شأني‌ والا قائل‌ بودند و حميدالدين‌ كرماني‌ او را از جمله‌ كساني‌ مي‌خواند كه‌ به‌ « سداد طريقه‌ » معروفند. ابوحاتم‌ با تأليف‌ خويش‌ به‌ دفاع‌ از مذهب‌ اسماعيليه‌ برخاست‌ تا جايي‌ كه‌ وي‌ ار با دو تن‌ از يارانش‌، ابويعقوب‌ سجستاني‌ و محمدبن‌احمد نسفي‌ ، از اساطين‌ دعوت‌ اسماعيلي‌ شمرده‌اند كه‌ كوششهايشان‌ اثر ملموسي‌ در نشر فرهنگ‌ اسماعيلي‌ و فلسفه‌ي‌ جدي‌ آن‌ داشته‌ است‌.
سابقه‌ي‌ دعوت‌ اسماعيلي‌ در ايالت‌ جبال‌ به‌ مردي‌ خلف‌ نام‌ مي‌رسد كه‌ به‌ گفته‌ي‌ نظام‌ الملك‌ عبداللّه‌بن‌ ميمون‌ قدّاح‌ وي‌ را مأمور دعوت‌ در ناحيه‌ي‌ ري‌ و قم‌ و كاشان‌ كرد. چون‌ وي‌ د رگذشت‌ پسرش‌ احمد به‌ جاي‌ او دعوت‌ را بر عهده‌ گرفت‌. احمدبن‌ خلف‌ نيز مردي‌ به‌ نام‌ غياث‌ را جانشين‌ خويش‌ كرد و غياث‌ پس‌ از چندي‌ همراه‌ ابوحاتم‌ كه‌ به‌ انجمن‌ مؤمنان‌ اسماعيلي‌ پيوسته‌ بود، به‌ دعوت‌ پرداخت‌، اما چون‌ وعده‌ي‌ ظهور قريب‌الوقوع‌ مهدي‌ را در زماني‌ معين‌ داده‌ و چنين‌ نشده‌ بود، خلق‌ ار او بر گشتند و وي‌ ناگزير از چشم‌ عامه‌ پنهان‌ شد. سپس‌ كار بر كسي‌ ابوجعفر نام‌ از خاندان‌ خلف‌ قرار گرفت‌، امّا ابوحاتم‌ توانست‌ رياست‌ اسماعيليان‌ را از آن‌ خود كند و با زبردستي‌، امر تبليغ‌ مذهب‌ را به‌ پيش‌ برد. 

دعوت‌ اسماعيلي‌ در عهد عبيداللّه‌ تنها به‌ يمن‌ يا بحرين‌ منحصر نماند، بلكه‌ در همه‌ي‌ نقاط‌ سرزمين‌ اسلامي‌ منتشر گشت‌، اما با وجود اين‌ نتوانست‌ ريشه‌هاي‌ استواري‌ بيابد. پيروان‌ اين‌ آيين‌ در ميان‌ اكثريت‌ سنّي‌ مذهب‌، اقليتي‌ پيشين‌ نبودند. آنان‌ براي‌ عمل‌ نظامي‌ آمادگي‌ نداشتند، بلكه‌ دعوتشان‌ عمدتاً به‌ اقناع‌ عقلي‌ و تأثير و نفوذ فكري‌ و علمي‌ گرايش‌ داشت‌، يعني‌ لااقل‌ در ايران‌ دعوت‌ به‌ دست‌ فلاسفه‌، علما و متفكران‌ بر جسته‌اي‌ چون‌ ابوحاتم‌ رازي‌، نسفي‌، سجستاني‌ و نظاير آنان‌ بود. اينان‌ از فلسفه‌ي‌ استفاده‌ي‌ شايان‌ مي‌بردند و به‌ ويژه‌ تعليم‌ مشهور اسماعيليه‌ كه‌ علم‌ را فقط‌ مي‌توان‌ از امام‌ ظاهر يا مستور دريافت‌ كرد- چه‌ مستقيماً از خود او، چه‌ از طريق‌ دعات‌ وي‌ - ابزاري‌ عالي‌ براي‌ اقناع‌ ديگران‌ بود. 

تغيير استراتژي‌ دعات‌
4-3- اين‌ دعات‌ و از جمله‌ي‌ آنان‌ ابوحاتم‌ ، در دعوت‌ خود بيشتر به‌ نواحي‌ كوهستاني‌- مناطقي‌ كه‌ اسلام‌ در آن‌ جايها چندان‌ پا نگرفته‌ و در دل‌ مردم‌ ريشه‌دار نشده‌ بود- توجه‌ داشتند. نظر آنان‌ كه‌ خود در جدل‌ و مباحثات‌ ديني‌ استاد بودند، بيشتر متوجه‌ مردمي‌ بود كه‌ در اين‌ گونه‌ مسائل‌ مهارت‌ چنداني‌ نداشتند. با همه‌ي‌ اين‌ احوال‌ ظاهراً چون‌ نخستين‌ داعيان‌ اسماعيلي‌ (در ايران‌) از لحاظ‌ جلب‌ قلوب‌ عامه‌ نتوانستند توفيقي‌ به‌ دست‌ آورند، رهبران‌ محلي‌ اين‌ نهضت‌ نو پا به‌ طبقات‌ بالاي‌ جامعه‌ روي‌ آوردند و انديشيدند كه‌ مي‌توانند با نفوذ در اشراف‌ و حاكمان‌ موفقيتي‌ كسب‌ كنند، امّا اين‌ روش‌ هم‌ در نهايت‌ بي‌نتيجه‌ ماند. 

عامل‌ مهم‌ تغيير جهت‌ مزبور در سياست‌ دعوت‌ اسماعيليه‌ ابوحاتم‌ بود كه‌ به‌ سوي‌ سران‌ قوم‌ توجه‌ كرد. توانست‌ بعضي‌ از بزرگان‌ را به‌ مذهب‌ خود متمايل‌ كند. در واقع‌ دعوت‌ ابوحاتم‌ در عهد عبيداللّه‌ المهدي‌ مؤسس‌ سلسله‌ي‌ فاطمي‌ (خلافت‌: 297-322 ق‌/ 910-934م‌)، تأثيري‌ خاص‌ در امور سياسي‌ طبرستان‌ و ديلمستان‌ و بعضي‌ جاهاي‌ ايران‌ داشت‌. چون‌ وي‌ كار دعوت‌ را عهده‌دار شد، داعياني‌ به‌ اطراف‌ فرستاد و نواحي‌ گرداگرد ري‌، چون‌ طبرستان‌، گرگان‌، آذربايجان‌ و اصفهان‌ در حوزه‌ي‌ دعوت‌ او قرار گرفتند. ابوحاتم‌ با تغيير جهت‌ مهمي‌ كه‌ در امر دعوت‌ ايجاد كرده‌ بود، توانست‌ امير ري‌، احمدبن‌علي‌ را به‌ سوي‌ خود جلب‌ كند و به‌ گفته‌ي‌ نظام‌ الملك‌ او را به‌ مذهب‌ خويش‌ در آورد. 

گريزبه‌ ديلمان‌
4-4- هنگامي‌ كه‌ قدرت‌ سياسي‌ پشتيبان‌ ابوحاتم‌ در ري‌ از ميان‌ رفت‌، وي‌ نيز به‌ ديلمان‌ گريخت‌ و با تعقيب‌ سياست‌ قبلي‌، اسفاربن‌ شيرويه‌ و نيز گروهي‌ از اهل‌ ديلمان‌ را به‌ مذهب‌ خود متمايل‌ كرد. با بركناري‌ اسفار و قدرت‌ گرفتن‌ مرداويج‌ پسر زيار، موقعيت‌ ابوحاتم‌ بلافاصله‌ به‌ خطر نيفتاد و حتي‌ گفته‌اند كه‌ مرداويج‌ دعوت‌ او را اجابت‌ كرد (كاشاني‌، 22). حق‌ اين‌ است‌ كه‌ در اسماعيلي‌شدن‌ اسفار يا مرداويج‌ يا حتّي‌ حاكم‌ ري‌ بايد شك‌ كرد، زيرا دادن‌ آزادي‌ عمل‌ به‌ يك‌ داعي‌ و احتمالاً استفاده‌هاي‌ سياسي‌ از او- در جهت‌ دشمني‌ با خلافت‌ عباسي‌ - غير از پذيرفتن‌ كيش‌ و آيين‌ است‌. 

مناظره‌ با زكرياي‌ رازي‌
4-5- در اين‌ دوران‌ و احتمالاً در زماني‌ كه‌ ابوحاتم‌ نزد مرداويج‌ از موقعيت‌ مساعدي‌ برخوردار بود، مناظراتي‌ بين‌ او و محمدبن‌زكرياي‌ رازي‌ در حضور مرداويج‌ صورت‌ گرفت‌ كه‌ در مكتب‌ اسماعيلي‌ ار لحاظ‌ اثري‌ كه‌ بر متفكران‌ بعدي‌ داشت‌، اهمّيت‌ ويژه‌اي‌ دارد. ابوحاتم‌ شرح‌ اين‌ مناظرات‌ و گفتگوهاي‌ خود با رازي‌ در كتاب‌ خويش‌ اعلام‌ النبوة‌ آورده‌ و به‌ ويژه‌ بيشتر به‌ شرح‌ نظريات‌ خود در ردّ وي‌ پرداخته‌ است‌. او در اين‌ كتاب‌ از رازي‌ به‌ نام‌ ياد نكرده‌ و فقط‌ در اشارات‌ بدو به‌ لفظ‌ «ملحد» اكتفا كرده‌ است‌، امّا حميدالدين‌ كرماني‌ كه‌ از جمله‌ تاليان‌ وي‌ است‌، هويت‌ او را مكشوف‌ كرده‌ و معلوم‌ نموده‌ كه‌ او محمدبن‌ زكريا رازي‌ بوده‌ است‌. 

فرار دوباره‌ و مرگ‌
4-6- ستاره‌ي‌ اقبال‌ ابوحاتم‌ و اسماعيليان‌ در ديلميان‌ و طبرستان‌ به‌ زودي‌ افول‌ كرد. نظام‌الملك‌ مي‌گويد در ديلميان‌ ابوحاتم‌ به‌ مردم‌ بشارت‌ داد كه‌ به‌ زودي‌ امامي‌ ظهور خواهد كرد و بسياري‌ از مردم‌ بدو ميل‌ كردند، اما چون‌ گفتار ابوحاتم‌ راست‌ نيامد، با او مخالف‌ شدند و قصد هلاك‌ او كردند و وي‌ مجبور به‌ فرار شد، امّا آنچه‌ در مورد علت‌ فرار ابوحاتم‌ صحيح‌تر به‌ نظر مي‌رسد، اين‌ است‌ كه‌ مرداويج‌ كه‌ در آغاز اسماعيليان‌ حمايت‌ مي‌كرد، در 321 ق‌/933 م‌ بر آنان‌ خشم‌ گرفت‌ و به‌ كشتار آنان‌ پرداخت‌. ابوحاتم‌ از اين‌ پس‌ تا هنگام‌ مرگ‌ به‌ ناچار پنهان‌ زيست‌. اسفرايني‌ از كشته‌شدن‌ ابوحاتم‌ سخن‌ مي‌گويد، امّا صحّت‌ آن‌ معلوم‌ نيست‌. 

آشفتگي‌ اسماعيليان‌ پس‌ از مرگ‌ ابوحاتم‌
4-7- پس‌ از مرگ‌ ابوحاتم‌، اسماعيليان‌ ايران‌ دچار هرج‌ و مرج‌ شدند و بسياري‌ از آنان‌ آيين‌ خويش‌ را رها كردند. پس‌ از او اسماعيليان‌ مدتي‌ سرگردان‌ بودند و سرانجام‌ رهبري‌ را به‌ دو تن‌ تفويض‌ كردند؛ عبدالملك‌ كوكبي‌ در گرده‌ كوه‌ و اسحاق‌ در ري‌ اين‌ اسحاق‌ ممكن‌ است‌ ابويعقوب‌ اسحاق‌ بن‌ احمد سجزي‌ (يا سجستاني‌) باشد (مق 331 ق‌/943 م‌) كه‌ شاگرد يا دوست‌ ابوحاتم‌ بود. اسفرايني‌ جانشينان‌ ابوحاتم‌ ار دو تن‌ مي‌داند: محمدبن‌احمد نسفي‌ در ماوراءالنهر و ابويعقوب‌ سجزي‌ در سيستان‌. 

اختلاف‌ با احمد نسفي‌
4-8- ابوحاتم‌ در برخي‌ مسائل‌ با دوست‌ هم‌ كيش‌ خود ابوعبداللّه‌ محمدبن‌احمد نسفي‌ اختلافاتي‌ داشت‌ و كتاب‌ الاصلاح‌ را در اصلاح‌ نظريات‌ او كه‌ در المحصول‌ آمده‌ بود، نوشت‌. ابويعقوب‌ اسحاق‌بن‌احمد سجستاني‌، شاگرد نسفي‌، در تأييد كتاب‌ استاد خود، المحصول‌ ، اثري‌ به‌ نام‌ النصرة‌ تأليف‌ كرد و بعدها حميدالدين‌ كرماني‌ در كتاب‌ خويش‌ با عنوان‌ الرياض‌ في‌ الحكم‌ بين‌ الصادين‌ صاحب‌ الاصلاح‌ و صاحب‌ النصرة‌ كوشيد كه‌ بين‌ آراء ابوحاتم‌ و سجستاني‌ موافقتي‌ ايجاد كند؛ نيز وي‌ در بيشتر موارد حق‌ را به‌ ابوحاتم‌ داده‌ و گه‌ گاه‌ نيز از سجزي‌ دفاع‌ كرده‌ است‌ (ايوانف‌، همانجا). 

آراء ابوحاتم‌
4-9- چنان‌ كه‌ از لسان‌ الميزان‌ ابن‌ حجر مستفاد مي‌شود، ابوحاتم‌ نخست‌ از اسماعيليه‌ نبود، اما به‌ اين‌ مذهب‌ گرايش‌ پيدا كرد و سپس‌ از دعات‌ اسماعيليه‌ شد، اما اينكه‌ ابن‌ نديم‌ مي‌گويد او نخست‌ ثنوي‌ (از مكاتب‌ بسپازرتشتي‌) سپس‌ دهري‌ شد و آن‌ گاه‌ به‌ زندقه‌ گراييد، معلوم‌ نيست‌ بر چه‌ اصلي‌ مبتني‌ است‌.
به‌ هر حال‌ ابوحاتم‌ يكي‌ از بزرگان‌ اسماعيليه‌ است‌ و در تاريخ‌ مذاهب‌ و فرق‌ اهميّت‌ و اعتباري‌ خاص‌ دارد. وي‌ در زماني‌ مي‌زيست‌ كه‌ خلافت‌ فاطمي‌ در مصر ظهور كرد و افتراقي‌ بزرگ‌ در صفوف‌ اسماعيليان‌ رخ‌ داد. از اين‌رو دانستن‌ اينكه‌ وي‌ در برابر فاطميان‌ چه‌ موضعي‌ اتخاذ كرده‌، از اهميتي‌ خاص‌ برخوردار است‌. بنابر شواهد موجود، دعوت‌ ابوحاتم‌ از سوي‌ فاطميان‌ و براي‌ آنان‌ بود. اسفرايني‌ او را پيروان‌ عبيداللّه‌ المهدي‌ خوانده‌ است‌. گفته‌ شده‌ كه‌ ابوحاتم‌ كمي‌ پيش‌ از آنكه‌ المهدي‌ در قيروان‌ به‌ قدرت‌ رسد (297 ق‌/910 م‌). حكايت‌ اسفرايني‌ نيز دال‌ بر آن‌ است‌ كه‌ او زماني‌ در مغرب‌ بوده‌ است‌، به‌ گفته‌ ايوانف‌ معمول‌ اين‌ بود كه‌ داعيان‌ آن‌ دوران‌ براي‌ كسب‌ مقامات‌ بالاتر با تعاليم‌ ويژه‌ به‌ مركز جنبش‌ مراجعه‌ مي‌كردند. به‌ علاوه‌، گويا ابوحاتم‌ از مكاتبي‌ كه‌ عبيداللّه‌ در شمال‌ افرقيه‌ براي‌ دعوت‌ تأسيس‌ كرد، تأثير بسيار پذيرفته‌ بود. 

با اينكه‌ ابوحاتم‌ همچون‌ ديگر اسماعيليان‌ دوره‌ي‌ ستر، به‌ رجعت‌ محمدبن‌اسماعيل‌بن‌ جعفر (ع‌) در آخر الزمان‌ باور داشت‌، ظاهراً پس‌ از انشقاق‌ اسماعيليان‌، به‌ المهدي‌ وفادرا ماند. يكي‌ از شواهد اين‌ امر ممكن‌ است‌ نظر القائم‌ بامراللّه‌ (خلافت‌: 332-334 ق‌/934-946 م‌)، جانشين‌ المهدي‌، درباره‌ي‌ او باشد. گويند وقتي‌ كتاب‌ الزينه‌ي‌ ابوحاتم‌ را نزد القائم‌ بردند، او آن‌ كتاب‌ را بسيار تحسين‌ كرد. اگر وي‌ ابوحاتم‌ را مخالف‌ المهدي‌ مي‌دانست‌، بعيد بود كه‌ وي‌ را تأييد كند. اينكه‌ كاشاني‌ مي‌گويد: ابوحاتم‌ با ابوطاهر جنابي‌ ارتباط‌ مستمر داشته‌ و ميانشان‌ پيوسته‌ مكاتباتي‌ صورت‌ مي‌گرفته‌ است‌، نمي‌تواند چندان‌ مقبول‌ باشد، مگر آنكه‌ اين‌ ارتباط‌ و مكاتبات‌ در جهت‌ دعوت‌ به‌ طريق‌ مورد نظر ابوحاتم‌ و بازداشتن‌ ابوطاهر از مسيري‌ باشد كه‌ انتخاب‌ كرده‌ بود. 

نظم‌ نوين‌ در آراء اسماعيليه‌
4-10- اصولاً ابوحاتم‌ خود از صاحب‌نظران‌ در موضوع‌ امامت‌ بود و درباره‌ي‌ مبدأ ستر و مبدأ ظهور توجيهات‌ جديد آورد و نظريات‌ اسماعيليان‌ را در اين‌ باره‌ با نظم‌ نوين‌ آرا است‌ ابوحاتم‌ چون‌ اسماعيليان‌ ديگر قائل‌ به‌ مذهب‌ تعليم‌ بود و اينكه‌ تنها مصدر معرفت‌ حقيقي‌ امام‌ است‌. وي‌ در اعلام‌ النبوة‌ با مهارت‌ لزوم‌ وجود امام‌ هادي‌ ال'هي‌ را براي‌ بشر ثابت‌ مي‌ كند.

مراتب‌ صدور عالم‌
4-11- از آراء جالب‌ توجه‌ ابوحاتم‌ نظر او در باب‌ مراتب‌ صدور عالم‌ از ذات‌ باري‌ است‌. وي‌ با استناد به‌ حديثي‌ كه‌ به‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) نسبت‌ مي‌دهد، مي‌ گويد: نخستين‌ خلقِ خدا توهّم‌ است‌ و اگر خداوند چيزي‌ را توهم‌ كند، آن‌ را نزد خويش‌ ابداع‌ كرده‌ است‌ و پيش‌ از آنكه‌ ظاهر شود، در غايت‌ لطافت‌ است‌. تو هم‌ وزن‌ و رنگ‌ و حركت‌ ندارد و شنيده‌ نمي‌شود. محسوس‌ نيست‌. خلق‌ دوم‌ حروف‌ است‌. حروف‌ وزن‌ و رنگ‌ ندارد، ديده‌ نمي‌شوند، ولي‌ شنيده‌ مي‌ شوند و بر زبان‌ جاري‌ مي‌ گردند و خلق‌ سوم‌ همه‌ي‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ با حروف‌ وصف‌ مي‌ شوند، ملموس‌ و محسوس‌ و داراي‌ وزنند و ديده‌ مي‌شوند.خداوند سابق‌ است‌ و بر توهم‌ و توهم‌ سابق‌ است‌ بر حروف‌. حروفي‌ كه‌ خداوند بدانها تكلم‌ كرده‌ است‌، غير محدثند و حروف‌ محدث‌ غير از حروف‌ كلام‌ اللّه‌ مي‌ باشند. افزون‌ بر اين‌ نظر، از اين‌ كتاب‌ الاصلاح‌ ابوحاتم‌ بر مي‌آيد كه‌ وي‌ به‌ نظمي‌ نوافلاطوني‌ براي‌ مراتب‌ جهان‌ قائل‌ بوده‌ است‌، در اين‌ نظريه‌ نخستين‌ موجودي‌ كه‌ پديد مي‌آيد (مُبدَع‌ اول‌) عقل‌ است‌ و از عقل‌، نقس‌ به‌ طريق‌ انبعاث‌ صادر مي‌ گردد. عقل‌ و نفس‌ هر دو «عالم‌ لطيف‌» را مي‌سازند و پس‌ از آنها «عالم‌ كثيف‌» يا عالم‌ مادّي‌ مي‌آيد. بالاترين‌ مرتبه‌ در اين‌ عالم‌ هيولي‌ و صورت‌ است‌، اين‌ دو منبعث‌ از نفس‌ نيستند، بلكه‌ تنها آثار تفكرِ آنند. ابوحاتم‌ پس‌ از خالق‌ يگانه‌ و دو مخلوق‌ اول‌، به‌ سه‌ نوع‌ مادّه‌ قائل‌ است‌: اول‌ آنكه‌ صرفاً «وهمي‌» است‌ وآن‌ حالات‌ نفس‌ است‌؛ دوم‌ «افراد» يا چهار طبع‌؛ سوم‌ عناصر يا «امّهات‌» كه‌ از تركيب‌ چهار طبع‌ حادث‌ مي‌ شوند و از اختلاط‌ آنها جوهرهاي‌ چهارگانه‌ پديد مي‌ آيند. 

ديگر آراء ابوحاتم‌
4-12- بعضي‌ از نكات‌ مورد قبول‌ ابوحاتم‌ كه‌ در الرياض‌ حميدالدين‌ كرماني‌ آمده‌، اينهاست‌: نفس‌ در ذات‌ خود تام‌ است‌، زيرا از عقل‌ اول‌ كه‌ خود تمام‌ است‌، منبعث‌ شده‌ است‌. به‌ همان‌ ترتيب‌ كه‌ نفسِ منبعث‌ از عقلِ اوّل‌ تامّ است‌، هيولاي‌ منبعث‌ از نفس‌ نيز تام‌ است‌. همچنين‌ است‌ صورت‌ منبعث‌ از هيولاي‌. انسان‌ نتيجه‌ي‌ عالم‌ در كلّيت‌ آن‌ است‌ و وجود عالم‌ از براي‌ اوست‌. بشر نظير كل‌ عالم‌ است‌ و هيچ‌ جزئي‌ از اجزاء عالم‌ نظير او نيست‌. او جميع‌ جواهر عالم‌ را در خود جمع‌ كرده‌ است‌ و بدين‌ لحاظ‌ عالم‌ صغير خوانده‌ مي‌شود. لكن‌ انسان‌ به‌ سبب‌ جوهر شريفي‌ كه‌ در او هست‌ (نفس‌ ناطقه‌) كه‌ بر كل‌ عالم‌ فضيلت‌ دارد. 

يكي‌ از مكات‌ مهم‌ در مجموعه‌ي‌ فكري‌ و اعتقادي‌ ابوحاتم‌ اين‌ است‌ كه‌ وي‌ قدر را بر قضا مقدم‌ داشته‌ است‌. وي‌ در دو باب‌ از كتاب‌ الزينة‌ از تقدم‌ قدر بر قضا سخن‌ گفته‌ است‌ دليل‌ وي‌ نيز اين‌ است‌ كه‌ قدر همان‌ تقدير است‌ و قضا تفضيل‌، تفضيل‌ صورت‌ نمي‌پذيرد، مگر بعد از تقدير. 

آثار ابوحاتم‌
4-12- الزينة‌ في‌ الكلمات‌ الاسلامية‌ العربية‌ ،

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

زندگي‌نامه :
فردريك ويلهيم نيچه در سال 1844 در شهر روكن از ايالت زاكسن آلمان به دنيا آمد و در رشته الهيات تحصيل كرد ولي آن را ترك و به مطالعه زبان‌هاي كهن روي آورد و در سن 25 سالگي به عنوان استاد زبان‌شناسي زبان‌هاي كهن و استاد فلسفه كلاسيك در دانشگاه بازل مشغول بكار شد و دوستي با واگنر موسيقي‌دان تأثير عميقي بر شخصيت او گذاشت0 تجليل از واگنر ستايش از (ابر مرد) بود اما هنگامي كه واگنر از در دوستي با مسيحيت و دين در آمد دوستي با او را ترك كرد و او را به شديدترين وجه مورد انتقال قرار داد0
وي در سال 1889 تعادل فكري خويش را از دست داد و يازده سال بقيه عمرش را در حالت جنون گذراند و خواهرش پرستار او بود0

افكار و سخنان نيچه :
نيچه سخنان و حرفهايي را زده است كه خلاف آن چيزي است كه جامعه و مردم آن را در تبادلات اجتماعي دريافته‌اند البته اگر سخنان نيچه در باب بحث‌هاي فلسفي پيچيده بود كه در محافل فيلسوفان مطرح مي‌شد شايد جاي تعجب نبود لكن او سخناني بسيار عاميانه را كه با فرهنگ مردم و منش‌هاي مردم سرستيز داشت بر زبان جاري كرده است او اين سخنان را بسيار شاعرانه و قدرتمند گفته است بطوري كه تأثيرش را گذاشته و كتابهاي او از پر فروش‌ترين كتابها گرديده است و انديشه‌اش به بحث گذاشته مي‌شود0
او در مورد سقراط حكيم بزرگ يونان و معلم اخلاق گفته است كه (سقراط يك سوء تفاهم بود) و همچنين در مورد دين مسيحيت نيز كه به طرز افراطي از آموزه‌هاي اخلاقي سرشار است مي‌گويد كه (مسيحيت يك سوء تفاهم بود)0
در مورد خداوند كه داستايوسكي مي‌گويد اگر خداوند نباشد هر كاري مجاز مي‌شود نيچه گفته است كه (خدا مرده است) 0 او در مورد خود گفته است كه (من انسان نيستم من ديناميتم) 0
 
عقايد اخلاقي :
نيچه مدعي است كه رانده شدن روحيه ديونيزوسي (يكي از خدايان يونان كه مظهر شراب مهمان دوستي و واگذاردن زندگي بود) از سوي روحيه آپولوني (يكي از خدايان يونان كه مظهر كرامت و حرمت و با انديشه‌هايي چون خودت را بشناس و يا از حد و مرزت فراتر نرو) علت انحطاط فرهنگ و تمدن يوناني بوده او معتقد بود كه انحطاط فرهنگ يوناني ـ غربي را بهتر از هر جاي ديگر مي‌توان در روحيه فلسفي مغرب زمين خواند0
نيچه نخست تحت لواي زرتشت حكيم پارسي با اين طرز تفكر مبارزه كرد و « چنين گفت زرتشت » را در اين رابطه نوشت0او برآمدن انسان جديدي را كه همان (ابر مرد) است اعلام مي‌كند0
نيچه در قبال اخلاق سنتي موضعي كاملاً مخالف اختيار كرد و گفته است كه « مجموعه اخلاق نيك خواهانه يك سوء تفاهم بود » از نظر او اينكه انسان بايد انسانيتش را به معناي تام و تمام در خود محقق سازد و اينكه « رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نباشد » و اينكه انسان بايد اراده و فهم خود را در چارچوب يك زندگي نيك شكوفا كند و در هماهنگي با طبيعت و انسانهاي ديگر و خود از عقل و يا از ساير منابع انديشه مثل وحي كمك بگيرد همه و همه يك خطاي بزرگ است0 از منظر نيچه انسان زماني كامل و سعادتمند است كه (فراسوي نيك و بد) زندگي كنند0
نيچه اخلاق را از منظر طبقاتي مي‌بيند همان گونه كه ماركس اقتصاد و جامعه را از اين منظر ديده است0
نيچه اخلاق را نه زاينده فرهنگ جامعه و نه احساسات فرد مي‌داند0 نه نسبي‌گرائي فرهنگي را مي‌پذيرد و نه احساس گرائي را0
او انسان‌ها را به دو طبقه تقسيم مي‌كند طبقه سروران و بردگان كه هر كدام از اين طبقه اخلاق خاص خود را دارند0 نزد سروران مفاهيم (نيك ـ بد) همرديف مفاهيم (ادب و بي‌حرمتي) است0 اين طبقه رفتارها و اخلاقيات كه با ترس و يا همدردي مترادف هستند را بد مي‌خوانند و رفتار و اخلاق غرورآميز ـ برتر ـ سرورمابانه ـ خوب هستند0
اين گروه بر توان و قواي خود اعتماد مي‌ورزند و درصد ارضاي آرزوها و تمنيات خود بر مي‌آيند و بطور طبيعي عليه انسان‌هاي فرودست خصومت مي‌ورزند و فروتني و گذشت را به مسخره مي‌گيرند0
طبقه بردگان ، اخلاق ، گرايشات و آرزوهاي سروران را محكوم مي‌كنند0 در اين طبقه همچنان كه قدرت و جاه‌طلبي طبقه سروران بد و ضد اخلاق تلقي مي‌گردد خصلت‌هاي بردگان اخلاقي خوب توصيف مي‌شود در حقيقت چون بايد از سروران تبعيت كنند و فرمانبردار باشند در نظر آنان فرمانبرداري ، اخلاق خوبي است و غرور اخلاقي بد و همچنين در اين رابطه صبر ، مهرباني ، برادري ، هم زيستي ، محبت فضيلت محسوب مي شود0
نظام اخلاقي نيچه برآمده از تصور او از انسان است از اينكه انسان هنگامي به مقام انسانيت نائل مي‌شود كه قابليت‌هاي انساني خود را با عقل و اراده محقق سازد از نظر او كاريكاتوري از (ابرمرد) و از زندگي است0 از نظر او انسان هنگامي مجال و فرصت شكوفاشدن دارد كه بتواند هر گونه مقاومتي را در هم بشكند و از خود ابر مرد بسازد او معتقد است كه مراقبت و اعمال تحكم بر اراده و فهم (اراده بر قدرت) ، يعني موتور زندگي را محدود مي‌سازد0 انسان هنگامي سرور خواهد بود كه خود را در درياي جاويدان زندگي در اندازد و با او پيش رود0
 
نگاه انتقادي :
نيچه نه تنها خدا را بلكه انسان را نفي كرده است آن هم با تندترين جملات كه تاكنون هيچ كس جرئت ابراز آن را نداشت0 نه تنها انسان را فاقد بعد روحاني مي‌دانست بلكه عقل او را مورد انكار قرار داد0
او انسان را حيواني ددمنش توصيف مي‌كند و چنين است كه بسياري از مخالفان نيچه در فلسفه او زمينه‌هايي براي پرورش افكار مستبدانه و جنون آميز (رايش سوم) يافته‌اند و غالباً برتري نژادي ژرمن‌ها را با ابر مردي كه نيچه از آن سخن گفته مرتبط مي‌دانند0 اما اين نيز واقعيت است كه نيچه نژاد آلماني را نكوهش كرده است0
در فلسفه او پس از نفي خدا و روح انسان ديگر چه چيز باقي مي‌ماند ؟ احتمالاً هيچ و همان نيست انگاري كه نيچه به آن رسيده است0
فهم غلط نيچه از دين و خدا و انسان ، (ابرمرد) او را به (ابر امردي) كه به نيهيلسم مي‌انجامد تبديل كرده است هر چند برخي اين ابرمرد را (رايش سوم) و برخي (داوينچي) مي‌دانند0
 
مقايسه نظام اخلاقي نيچه :
در صورتي كه نظام اخلاقي نيچه را با نظام اخلاق ديني مقايسه كنيم به نتايج جالب توجه مي‌رسيم0 ابر مرد نيچه را با لباس مذهب و دين در نظام اخلاق ديني فراوان داريم0 در حاليكه نيچه به بيراهه مي‌رود و بدنبال آن در نظام غير ديني و حتي ضد ديني است0
البته منصور حلاج عارف بزرگ قرن سوم از ديدگاه ماركسيست‌ها ابرمردي است كه از (خودآئي) به (خدائي) رسيده است و خود را خدا مي‌داند البته شطحيات او نيز مترادف با سخنان نيچه است0
اما در مكتـب اسلام حضرت علي (ع) انسان كاملـي است و مترادف « ابر مرد » 0 او كسي است كه براساس آرزوي نيچه فراتر از نيك و بد مي‌انديشيد0 او كسي است كه در نماز خود انگشتري يادگار رسول خدا را به گدا مي‌دهد و در جنگ صفين بر عليه آنان كه قرآن را سرنيزه مي‌كند و قرآن را به داوري مي‌طلبد به ياران خود مي‌گويد : كه قرآن ناطق منم ، اينها پاورق پاره‌اي بيش نيستند و در جنگ خندق در نبرد تن به تن با عمر بن عبدود وقتي كه خواست سر او را از تن جدا كند و او آب دهان انداخت لحظه‌اي درنگ كرد كه مباداً اين كشتن او از سر انتقام و هواي نفس باشد0از اين نمونه‌ها در مكتب اسلام فراوان هستند اما ماحصل كلام اينكه بنظر مي‌رسد كه ابر مرد نيچه همان انسان خليفه الله مكاتب ديني باشد0
 
نتيجه :
با بررسي افكار نيچه مشخص مي‌گردد كه او بدنبال الگوئي از انسان است كه ابر مرد باشد و فراتر از نيك و بد بينديشد : حضرت علي (ع) مي‌فرمايد كه برخي خدا را به طمع بهشت عبادت مي‌كنند و اين عبادت تاجران است و برخي به خاطر ترس از جهنم عبادت مي‌كنند كه اين عبادت بردگان است من خدا را بخاطر محبت او و بخاطر خداوندي او عبادت مي‌كنم 0 آيا مصداق اين سخنان انديشيدن فراتر از نيك و بد نيست ؟
اما اينكه نيچه چرا بدنيال الگوي خود در نظام غير ديني و ضد دين جستجو مي‌كند ؟ مسئوليت فيلسوفان و معتقدان به وحدانيت خداوند و معتقدان نظام‌ها ديني را سنگين‌تر مي‌كند0
آيا اين نظام‌ها در گسترش افكار فلسفي خود كاستي داشته‌اند ؟ آيا نيچه با اين افكار و اين نظام‌ها و اين شخصيت‌هاي ديني آشنا بوده است ؟
اينها همه پرسش‌هايي است كه متفكران اسلامي را به تلاشي دو چندان در اشاعه مباني فلسفي و اخلاقي دين نه به عنوان گفتگوي تمدن‌ها و نه به عنوان گفتگوي اديان بلكه به عنوان (گفتگوي اخلاق‌ها) براي يافتن منشور تفاهم ملل تحريك مي‌نمايد0/
 
منابع : كتاب چنين گفت زرتشت ـ داوري اخلاقي ـ ترجمه دكتر احمدعلي حيدري ـ مقاله‌هاي اينترنت
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

استاد شهيد مطهري در كتابهاي (فلسفه اخلاق) و نيز كتاب (تعليم و تربيت اسلامي) درخصوص فلسفه اخلاق و نظريات مطرح در اين زمينه بحث و گفتگو مي‌كند و نظرات انديشمندان درخصوص اخلاق را بشرح زير دسته‌بندي مي‌نمايد :
1- نظريه كانت يا نظر وجدان اخلاقي – كارهاي اخلاقي توسط وجدان اخلاقي به انسان الهام مي‌شود در حقيقت اين كارها جزء سرشت و فطرت انسان است و انسان را به كمال و نه (سعادت) دعوت مي‌كند0
2- نظريه افلاطون – اخلاق يعني آنجا كه روح انسان حالتي پيدا مي‌كند كه خود روح زيبا مي‌شود اگر كار زيباست به تبع روح زيباست – از نظر افلاطون پايه اخلاق (عدالت) است و عدالت مساوي با (زيبائي)0
3- نظريه عاطفي (نظريه هندي) – كار اخلاقي كاري است كه از عاطفه‌اي عاليتر از تمايلات فردي يعني عاطفه ، غير دوستي ، سرچشمه مي‌گيرد0

 

4- نظريه عاطفي و محبت (نظريه مسيحي) – كار اخلاقي كاري عاطفي همراه با محبت است0
5- نظريه فلاسفه اسلامي ( نظريه اراده) – اين مكتب ملاك و معيار اخلاقي بودن را عقل و اراده مي‌داند0
6- نظريه زيبائي معقول – امور اخلاقي في حد ذاته زيبائي دارد ، با عظمت و با جاذبه و كشش است و حركت ايجاد مي‌كند و ستايش آفرين است0
7- نظريه عقل دورانديش – اين نظريه را ماديون مطرح كرده‌اند و راسل هم از آن دفاع مي‌كند بر اساس آن انسان براي هر كار اخلاقي يك دورانديشي دارد و در نظر مي‌گيرد كه منفعت براي او ايجاد مي‌كند و انجام مي‌دهد0
8- حسن و قبح ذاتي و عقلي – كارهاي اخلاقي بدليل حسن ذاتي كه دارد و عقل انسان حسن ذاتي كارهاي اخلاقي و قبح ذاتي كارهاي ضد اخلاقي را درك مي‌كند ، به سوي آن متمايل و يا از آن دوري مي‌جويد0
استاد مطهري در باب اين نظريه در صفحه 70 كتاب (تعليم و تربيت اسلامي) اضافه مي‌كند كه : اين حرفي نيست كه صددرصد بتوان اثباتش كرد اگر چه اخلاق سقراطي بر اين مبناست ، مخصوصاً حسن و قبح ذاتي افعال كه خود حكما برايش چندان پايه‌اي قائل نيستند0
9- نظريه رضاي خدا – نظريه ديگري وجود دارد و آن اينكه اساساً اخلاق را برگردانيم به اخلاق مذهبي و بگوئيم بقيه نظريه‌ها همه فلسفي و علمي است0 اين نظريه معتقد است كه فعل اخلاقي آن فعلي است كه هدف و انگيزه‌اش رضاي حق باشد (اين نظريه احتمالاً همان نظريه امر و نهي الهي يا حسن و قبح شرعي است)
استاد مطهري نظر خويش را در مورد فلسفه اخلاق در كتابهاي فلسفه اخلاق و تعليم و تربيت و بعنوان مجموع سخنراني‌ها ابراز داشته‌اند و نظريه‌اي بنام (پرستش) را مطرح كرده‌اند ايشان به تمام نظريات كه در جهان مطرح شده است ايراد گرفته‌اند و آنها را ناقص مي‌دانند اما گفته‌اند اگر تمام نظريات با مبناي اعتقاد به خدا باشد مي‌توان آنها را پذيرفت0 بهرحال از مجموعه صحبت‌هاي استاد چنين برمي‌آيد كه :
1- امور اخلاقي در چهارچوب نظام الهي معنا پيدا مي‌كند0
2- انجام امور اخلاقي افراد سكولار و غير خداپرست ، يك (عبادت و پرستش ناآگاهانه) است0
3- از طريق آيات و روايات اثبات مي‌شود كه امور اخلاقي در (فطرت انسان) نهاده شده و يا به او (الهام) شده و مي‌شود0
4- براساس (نظريه پرستش) ، انسان به حسب فطرت كارهاي اخلاقي را شريف و شرافتمندانه‌ مي‌داند0 (ص 126 كتاب فلسفه اخلاق)
آيات و رواياتي كه استاد مطهري بدان اشاره كرده است بطور خلاصه بشرح زير است :
1- با توجه به آيه « و اوحينا اليهم فعل الخيرات (سوره انبياء آيه 73) » كه تفسير الميزان در باره آن گفته است : در اين آيه (افعلو) نيامده است كه به عنوان تكليف شرعي معني شود بلكه فعل آمده كه معني جمله اين مي‌شود كه ما خود كار خير را به مردم الهام كرديم0
2- وقتي آيه « تعاونوا علي البر و التقوا و لاتعاونوا علي الاثم و العدوان » نازل شد مردي به نام وابصه نزد رسول اكرم (ص) آمد و گفت سئوالي دارم حضرت فرمود : من بگويم سئوالت چيست ، گفت : بفرمائيد ، فرمودند آمده‌اي كه (بر) و (تقوا) و (اثم) و (عدوان) را برايت معنا كنم ، گفت : يا رسول الله بلي براي همين آمده‌ام ، نوشته‌اند كه پيامبر سه انگشت خود را جمع كرد و به سينه وابصه زدند و فرمودند يا وابصه از دل خودت سئوال كن و از قلبت استفتا كن0
لازم بذكر است كه نظريه (پرستش) يا نظريه (فطرت) كه توسط استاد مطهري طرح شده است در هيچ كدام از كتابهاي فلسفه اخلاق مطرح نبوده و اگر مشابهي براي اين نظريه بتوان پيدا كرد احتمالاً همان (حسن و قبح الهي) است و اگر بتوان با نظريه (حسن و قبح عقلي) مقايسه كرد آنگاه مي‌توان گفت كه (عقل و فطرت) در اين دو نظريه بر هم منطبق خواهند شد0


 
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

 سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمي‌كشد ،  بر ساير جشن‌ها‌ی ايران باستان برتری دارد. در مورد پيدايی اين جشن افسانه‌های بسيار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی مي‌بخشد ، آيين‌های بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام مي‌گيرد. اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز مي‌شود ، حيرت انگيز نيست چرا كه بي‌نظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشه‌ی آرامش و پريشانی را اساس سامان مي‌دانستند و چه بسا كه در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود مي ‌آوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهر‌ها يا ارواح درگذشتگان باز مي‌گردند ، افرادی با صورتك‌های سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدينگونه فاصله‌ی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم مي‌ريختند و قانون و نظم يك ساله را محو مي‌كردند. باز مانده‌ی اين رسم ، آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.

از ديگر آشفتگي‌های ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقه‌های پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر مي‌گزيدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بيجا صادر مي‌كرد ، از مقام اميری بر كنار مي‌شد. حافظ نيز در يكی از غزلياتش به حكومت ناپايدار مير نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد:

سخن در پرده مي‌گويم ، چو گل از غنچه بيرون‌ای
كه بيش از چند روزی نيست حكم مير نوروزی.

خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رو مي‌شد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانه‌ها را رنگ آميزی مي‌كردند و اگر ميسر نمي‌شد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن مي‌چيدند ، سفيد مي‌شد. اثاثيه‌ی كهنه را به دور مي‌ريختند و نو به جايش مي‌خريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگي‌ها و اندوه‌های يك ساله بود واجب مي‌دانستند. ظرف‌های مسين را به رويگران مي‌سپردند. نقره‌ها را جلا مي‌دادند. گوشه و كنار خانه را از گرد و غبار پاك مي‌كردند. فرش و گليم‌ها را غاز تيرگي‌های يك ساله مي‌زدودند و بر آن باور بودند كه ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ريشه‌ی كلمه‌ی فروردين) در اين روز‌ها به خانه و كاشانه‌ی خود باز مي‌گردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال مي‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا مي‌فرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز مي‌گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبر مي‌سوزاندند و شمع و چراغ مي‌افروختند.
در بعضی نقاط ايران رسم است كه زن‌ها شب آخرين جمعه‌ی سال بهترين غذا را مي‌پختند و بر گور درگذشتگان مي‌پاشيدند و روز پيش از نوروز را كه همان عرفه يا علفه و يا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای كه در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند و مي‌گفتند كه برای مرده عيد گرفته اند.
در گير و دار خانه تكانی و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز مي‌كردند. ايرانيان باستان دانه‌ها را كه عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، كنجد ، باقلا ، كاجيله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هايی از خشت خام بر مي‌آوردند و باليدن هر يك را به فال نيك مي‌گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو موجب بركت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه‌ی نيك) ، هوخت (= گفتار نيك) و هوو.رشت (كردار نيك) سبز مي‌كردند و فروهر نياكان را موجب بالندگی و رشد آنها مي‌دانستند.
چهار شنبه سوری كه از دو كلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرين چهارشنبه‌ی سال ? و سوری كه همان سوريك فارسی و به معنای سرخ باشد و در كل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و كوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه مي‌كردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هركدام هم آيين خاصی را تدارك مي‌ديد.
غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيك) روی هم مي‌گذاشتند و خورشيد كه به تمامی پنهان مي‌شد ، آن را بر مي‌افروختند تا آتش سر به فلك كشيده جانشين خورشيد شود. در بعضی نقاط ايران برای شگون ، وسايل دور ريختنی خانه از قبيل پتو ، لحاف و لباس‌های كهنه را مي‌سوزاندند.
آتش مي‌توانست در بيابان‌ها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله مي‌كشيد از رويش مي‌پريدندو ترانه‌هايی كه در همه‌ی آنها خواهش بركت و سلامت و بارآوری و پاكيزگی بود ، مي‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمي‌كردند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه مقدس بود كسی جمع مي‌كرد و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند ، سر ِ نخستين چهار راه مي‌ريخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه كه مي‌پرسيدند:
"كيست؟"
مي‌گفت: "منم."
- " از كجا مي‌آيي؟"
- "از عروسی... "
- "چه آورده‌اي؟"
- "تندرستی..."
شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسايگان و خويشان مي‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون مي‌انداختند. صاحب خانه مي‌بايست هديه‌ای در شال بگذارد. شهريار در بند 27 منظومه‌ی حيدر بابا به آيين شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با بركت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد:

برگردان بند 27:

عيد بود و مرغ شب آواز مي‌خواند
دختر نامزد شده برای داماد ،
جوراب نقشين مي‌بافت...
و هر كس شال خود را از دريچه‌ای آويزان مي‌كرد
وه... كه چه رسم زيبايی است ? رسم شال اندازی ?
هديه عيدی بستن به شال داماد...

برگردان بند 28

من هم گريه و زاری كردم و شالی خواستم
شالی گرفتم و فوراً بر كمر بستم
شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ،
و شال را آويزان كردم...
فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست
"خانم ننه‌ام" را به ياد آورد و گريه كرد...

شهريار در توضيح اين رسم مي‌گويد: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمي‌بايست در مراسم عيد شركت مي‌كرديم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دويدم."
از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بيشتر مخصوص كسانی بود كه آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی كه نماد گذار از مشكل بود مي‌ايستادند و كليدی را كه نماد گشايش بود ، زير پا مي‌گذاشتند. نيت مي‌كردند و به گوش مي‌ايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود مي‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها مي‌خواستند كه بستگی كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند ، بگشايند.
قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهر‌ها... زيرا كه قاشق و ظرف مسين نشانه‌ی خوراك و خوردن بود.
ايرانيان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون مي‌گذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيده‌ی آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهر‌ها پنهان و غير محسوس اند ، كسانی هم كه برای قاشق زنی مي‌رفتند ، سعی مي‌كردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر مي‌دانستند ، دريافتشان را خوش يُمن مي‌پنداشتند.
اما اصيل ترين پيك نوروزی سفره‌ی هفت سين بود كه به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مايه مي‌گرفت. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سين را چيدن هفت سينی يا هفت قاب بر خوان نوروزی مي‌داند كه به آن هفت سينی مي‌گفتند و بعدها با حذف (يای) نسنت به صورت هفت سين در آمد. او عقيده دارد كه هنوز هم در بعضی از روستاهای ايران اين سفره را ، سفره‌ی هفت سينی مي‌گويند. چيزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنايی و افزونی ، آتشدان ، نماد پايداری نور و گرما كه بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شير نماد نوزايی و رستاخيز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آيينه نماد شفافيت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زايش و باروری ، سيب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سكه‌های تازه ضرب نماد بركت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمين ، گل بيد مشك كه گل ويژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب كه باز مانده‌ی رسم آبريزان يا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاكستر آن آلوده مي‌شود و لذا آب پاشيدن به يكد يگر نماد پاكيزگی از آن آلايش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنير ، شكر ، بَرسَم (= شاخه‌هايی از درخت مقدس انار ، بيد ، زيتون ، انجير در دسته‌های سه ، هفت يا دوازده تايی) و كتاب مقدس.
بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی عليه السلام مي‌دانستند چنانكه‌هاتف اصفهانی مي‌گويد:
نسيم صبح عنبر بيز شد ، بر توده‌ی غبرا
زمين سبز نسرين خيز شد چون گنبد خضرا
همايون روز نوروز است امروز و به فيروزی
بر اورنگ خلافت كرده شاه لافتی مأوا
بد نيست اشاره شود كه در زمان شاهی ِ فتحعليشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند كه شاعران به جای مدح ، حقيقت گويی كنند. شاعری با تكيه بر اين فرمان شعر زير را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دريافت نمود !
مگر دارا و يا خسرو ست اين شاه
بدين جاه و بدين جاه و بدين جاه
ز كيخسرو بسی افتاده او پيش
بدين ريش و بدين ريش و بدين ريش
ز جاهش مُلك كيخسرو خراب است
ز ريشش ريشه‌ی ايران در آب است

در پايان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام مي‌بريم:


مگر نمي‌بينی كه ؛
خورشيد به برج بره
اندر شده
و اندازه‌ی زمانه برابر گرديده؟
مگر نمي‌بينی كه ؛
مرغان پس از زبان گرفتگی
به آواز خوانی پرداخته‌اند؟
مگر نمي‌بينی كه ؛
زمين از پارچه‌های رنگين گياهان
جامه بر تن كرده؟

پس بر نوشدن زمانه
شاد كام مي‌باش...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

لا اِکراهَ فِی‌الدّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ . . . (بقره/ 256) در کار دین اکراه روا نیست؛ چرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است . . . برای تعریف آزادی در یک نوشتة کوتاه، لزومی به نقل آرای اندیشمندان نیست؛ بنابراین، به اجمال می‌توان گفت آزادی یعنی نبودن موانع بیرونی و درونی برای اندیشیدن و بیان اندیشه‌ نظر سنجیده و منطقی و بررسی شده. در بعضی کتاب‌ها، بحث آزادی اغلب به دنبال مطالب مربوط به دمکراسی و تعلیم و تربیت مطرح شده است. مثلاً جرج نلر در کتاب مبانی تربیتی خود می‌گوید: «دمکراسی، آزادی فردی را حفظ می‌کند و رشد می‌دهد . . .» (نلر، 45:1971)؛ بروباخر در کتاب فلسفه‌های نو در تعلیم و تربیت، از دمکراسی به عنوان آزادی      یاد می‌کند و آزادی معلمان را یادآور می‌شود: معلمان باید از تأثیر عواملی که مانع بیان حقایق آن‌طور که  می‌بینند می‌شود، آزاد باشند.

 اما آزادی در تربیت، ریشة ژرف و گستردة همة آزادی‌های  اجتماعی و سیاسی است. کسی که تربیتی آزادانه نداشته،      بینش و نگرشی مستدل وعقلانی نیافته، از خودخواهی و هواهای نفسانی نرسته و آزادگی را درک نکرده است، چگونه
 
  می‌توانددر ایجاد جامعه‌ای آزاد و آگاه و قانون‌گرا و خالی از تعصب‌های نابخردانة گوناگون شرکت داشته باشد؟
 
افراد باید بتوانند با آزادی و آگاهی، هدف اعلای زندگی، هدف‌های میانی و رفتارهای قابل مشاهدده را از راه خردورزی برگزینند. در نظام تربیتی اسلام، عقل و بلوغ شرط تکلیف هستند و این عقل و بلوغ در پایان دورة کودکی و بیداری گرایش‌های دینی، با پرسش‌های اساسی و وجودی مانند «من کیستم؟»، «از کجا آمده‌ام؟» «به کجا می‌روم؟»، به توانایی شناخت و درک و فهم رمز و راز هستی، پیچیدگی موجودات، علم و نظم به کار رفته در خلقت آنها و بالاخره آفریدگار می‌رسد. تربیت اسلامی با بیان رشد و غی، آزادانه و بدون اکراه، آدمی را به بیشن و منش شایسته‌ای توجه می‌دهد که حیات طیبة او را در دنیا و آخرت تضمین می‌کند.
 
علامه طباطبایی می‌نویسد:
 
رشد یعنی یافتن راه کار و جادة مستقیم؛ و غی، مقابل آن است. بنابراین، رشد و غی اعم از هدی و ضلال است، زیرا هدی ـ چنان‌که گفته‌اند ـ عبارت است از یافتن راهی که به منزل می‌رسد و ضلال عبارت است از نیافتن آن؛ و ظاهراً یافتن جادة مستقیم، از مصادیق همان مبنای اول یعنی یافتن راه کار است، زیرا یافتن راه کار نسبت به راه‌پیما این است که جادة مستقیم را پیش گیرد و از آن دور شود. (طباطبایی، 1364: ج2، ص 482)
 
چرا تربیت دینی اجبار‌بردار نیست؟
 
وَقالَتِ الاَعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنُوا وَ لکِن قُولُو اَسلَمنا وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قُلُوبِکُم . . . (حجرات/ 14)
 
اعراب گفتند: ایمان آورده‌ایم. بگو: هنوز ایمان (حقیقی) نیاورده‌اید؛ ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، چرا که هنوز ایمان به دل‌هایتان راه نیافته است . . .
 
یعنی ایمان امری قلبی است؛ و چون امری قلبی است، اکراه و اجبار در آن راه ندارد.
 
در روان‌شناسی اجتماعی، در مورد سه اصطلاح پژوهش شده است: 1. متابعت، 2. همانندسازی، 3. درونی‌کردن. گفته‌اند متابعت به منظور کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه است؛ همانندسازی مبتنی بر آرزوی شخصی برای همانندشدن با شخصیتی صاحب‌نفوذ است؛ و درونی‌کردن، ناشی از اعتقاد خاصی مبتنی بر این تمایل است که می‌خواهیم رفتار و افکارمان درست و صحیح باشد (ارونسون، 1367: 24ـ23). ایمان، درونی‌سازی نظام تربیتی الهی است؛ نظامی که دو رکن اساسی دارد: ایمان به خدا و عمل صالح. و این ایمان جز با آزادی در انتخاب حاصل نمی‌شود. شاید علت ایمان و عمل درست و نیکوی عده‌ای از مردان و زنانی که پس از شهریور بیست، به‌ویژه بعد از کودتای امریکایی ضدملی وارد دانشگاه‌ها شدند، این باشد که علی‌رغم جو مارکسیسم‌زده دانشگاه‌ها، با مطالعه آثار بزرگان آن روزگار و دیدن اعمال صادقانه آنها دست به انتخاب زدند و با اندیشه و تفکر و آزادی، اسلام را برگزیدند و آن را درونی کردند.
 
اما آگاهی چیست؟
 
قرآن به پیامبر(ص) می‌فرماید:
 
قُل هذِهِ سَبیلی اَدعُوا اِلَی‌اللهِ عَلی بَصیرَة اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی . . . (یوسف/ 108)
 
بگو این راه و رسم من است که من و هر کسی را که پیرو من باشد، با آگاهی به سوی خدا می‌خوانم.
 
بصیرت را بینایی دل، معرفت و درک، و حجت و دلیل معنی کرده‌اند (قرشی، 1352: ج1، ص 195) پس راهی که پیامبر(ص) و ائمه (ع) و پیروان راستین آنان، بر آن، مردم را به خدا دعوت می‌کنند، راه آگاهی و تعقل و تفکر و دلیل است. قرآن‌شناس بزرگ قرن پانزدهم هجری علامه طباطبایی می‌نویسد:
 
شما اگر کتاب الهی را تفحص کامل نموده و در آیاتش دقت فرمایید، خواهید دید شاید بیش از سیصد آیه هست که مردم را به تفکر و تذکر و تعقل دعوت نموده و یا به پیامبر ـ صلی‌الله علیه و آله ـ استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین‌بردن باطلی می‌آموزد . . . خداوند در قرآن خود و حتی در یک آیه نیز بندگان خود را امر نفرموده که نفهمیده به قرآن و یا به هر چیزی که از جانب او است، ایمان آورند و یا راهی را کورکورانه بپیمایند، حتی قوانین و احکامی که برای بندگان خود وضع کرده و عقل بشری به تفصیل ملاک‌های آنها را درک نمی‌کند به خبرهایی که در مجرای احتیاجات قرار دارد، علت آورده (المیزان، ج 5، ص 394) از جمله آیاتی که امام هفتم حضرت موسی‌بن‌جعفر ـ علیه‌السلام ـ آن را بشارت به اهل عقل و فهم دانسته‌اند این آیه است: (مطهری، 1371: 37):
 
فَبَشِّر عِبادیِ الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَهُ اُولئِکَ الَّّذینَ هَدیهُمُ اللهُ و اُولئِکَ هُم اُولُوالاَلباب. (زمر/ 18 ـ 17)
 
بندگانم را بشات ده! همان کسانی را که سخن را استماع می‌کنند و آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند. اینان‌اند که خداوند هدایتشان کرده است و اینان‌اند که خردمندان‌اند.
 
استاد مطهری در توضیح این آیه می‌نویسد:
 
 
 
بندگان خدا پس از استماع سخن چه می‌کنند؟ آیا هر چه را شنیدند، باور می‌کنند و همان را به کار می‌بندند، یا همه را یکجا رد می‌کنند؟ نه، هیچ‌کدام؛ سخن را نقادی می‌کنند، سبک ـ سنگین می‌کنند، ارزیابی می‌نمایند، آن را که بهتر است، انتخاب می‌کنند و به آن عمل می‌نمایند. اینها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده (پس هدایت الهی یعنی استفاده از عقل). در آخر آیه می‌فرماید: به راستی اینان صاحبان عقلِ ژرف‌اندیش هستند، مغز و اساس مطالب را پس از نقادی به دست می‌آورند، اما برای عمل نه فقط برای آگاهی و اطلاع. (همان، ص 38)
 
نقد کتاب و مطالب در تمدن ایرانی ـ اسلامی بی‌سابقه نیست. متفکران مسلمانی بودند که برای اولین‌بار منطق یونانی را نقد کردند: شیخ اشراق و ابن‌تیمیه، به صورتی منظم و مدوّن به این کار مبادرت کردند؛ و ابوبکر رازی، نخستین نقد‌کنندة شکل اول قیاس ارسطویی است.
 
ابن حزم در کتاب التقریب فی حدودالمنطق و ابن‌تیمیه در کتاب نقض‌ المنطق، بر ادراکات حسی و استقرا به عنوان منبع علم و معرفت تأکید کرده‌اند (لاهوری، 149:1346)
 
فقیهان برجسته هم همواره آرای پیشینیان را نقد کرده و در این زمینه دست به ابتکار زده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان از شیخ مفاید یاد کرد که با قدرت در برابر اندیشة حدیث‌گرایی ایستاد و با کسانی که قیاس را ملاک استنباط احکام قرار داده بودند، مقابله کرد و از استاد خود، ابن جنید، با احترام ولی به شدّت انتقاد کرد و کتاب‌هایی در رد تألیفات وی نگاشت (گرجی، 140:1375).
 
قبل از انقلاب اسلامی هم در مجلاتی چون سخن، یغما، کتاب هفته و . . .مجله وزین راهنمای کتاب به کوشش استاد ایرج افشار، نقد کتاب‌ به صورت یک کار دانشگاهی پیگیری می‌شده است. نقد کتاب و مقاله در سراسر دنیای علم، بیانگر زنده‌بودن و پویایی و خلاقیت عالمان و اندیشمندان است. جامعة علمی ما باید در زمینة نقد تلاشی روزافزون کند.
 
خوشبختانه در پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی ده سال است که با ایجاد دوازده گروه علمی در رشته‌های علوم‌انسانی، به این کار ارزشمند مبادرت می‌شود. اعضای گروه علوم تربیتی هم موفق شده‌اند در کنار چند مقاله، تعدادی از نقدها را نیز در اختیار خوانندگان ارجمند قرار دهند. امیداوریم که استادان محترم علوم تربیتی بیش از این دست همکاری ما را در بررسی و نقد کتاب‌ها بفشارند. پژوهشگاه نقد کتاب‌های استادان ارجمند را با کمال احترام به خود آنها خواهد داد و تقاض خواهد کرد که به نکات اشاره شده در آنها به هنگام تجدید چاپ کتاب توجه کنند.
 
برای پیشرفت علم، همه باید پذیرای نقد عالمانه، اخلاقی و به دور از رنجش نوشته‌های خویش باشیم.
 
از همه استادان محترمی که در فراهم‌آوردن این فصلنامه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را یاری کرده‌اند، سپاسگزارم و توفیق همکان را از خدای علیم و حکیم خواهانیم.
 
 
 
کتابنامه
 
ارونسون، الیور. 1367. روان‌شناسی اجتماعی. ترجمة حسین شکرکن. تهران: انتشارات رشد. طباطبایی، سیدمحمدحسین. 1364. المیزان. تهران: چاپ بنیاد فکری و علمی علامه طباطبایی. گرجی، ابوالقاسم. 1375. تاریخ فقه و فقها. تهران: انتشارات سمت.
 
لاهوری، اقبال. 1346. احیای فکر دینی در اسلام. ترجمه احمد آرام. تهران: نشریه موسسه فرهنگی منطقه‌ای.
 
مطهری، مرتضی. 1371. تعلیم و تربیت در اسلام. تهران: انتشارات صدرا.
 
 
 
Biuvacher, Jhon s. 1969. Modern philosophies of Education. New Delhi: McGraw-Hill Publishing Company, Itd.
 
Kneller, George F. 1961. Foundation of Education, NewYork, London: Jobn Wiley& Sons, Inc.
 

 
 

 عضو شورای علمی ـ مشورتی دبیرخانه هیات حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره 
منبع: نامة علوم‌انسانی/ دو فصلنامة شورای بررسی متون و کتب علوم‌انسانی
شماره 12، تابستان و پائیز 84/ ویژه علوم تربیتی
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

سال ۱۴۹۲ بود که کریستف کلمب به سواحل باهاما رسید. در سال ۱۶۰۷ اولین مهاجرنشین دائمی انگلیس در جیمزتاون ویرجینیا بنیانگذاری شد و به‌دنبال آن در سال ۱۶۱۹ اولین قوه قانونگذاری مهاجرنشینان تحت‌عنوان مجلس نمایندگان ویرجینیا تشکیل شد و همزمان برای تامین نیروی کار فروش برده‌های سیاه‌پوست به مهاجرنشینان جیمزتاون آغاز شد.در سال ۱۶۲۰ بود که دیگر مهاجران با کشتی می‌فلا‌ور به کیپ‌تاون رسیدند و در پلیموت ماساچوست مهاجرنشین تاسیس کردند. سرانجام پس از سال‌ها نبرد مهاجرنشینان با انگلستان در سال ۱۷۷۶ با تصویب اعلا‌میه استقلا‌ل در کنگره، مهاجرنشین‌های آمریکایی اعلا‌م استقلا‌ل کردند.
در سال ۱۷۸۸ قانون اساسی ایالا‌ت متحده نشات‌گرفته از پیمان مشروطه‌گرایی، منشور حقوق ۱۶۸۹ انگلیس، اصول تفکیک و موازنه قدرت مونتسکیو و نظریه حاکمیت مردم جان‌لا‌ک، براساس نظام حکومتی دومجلسی ایالا‌ت و نظام مجمع انتخاب‌کنندگان با هدف حکومت مردم به‌دست مردم و برای مردم تصویب شد. نمایندگان مجمع قانون اساسی ۱۷۸۷ دانش‌آموخته و در کار حکومت باتجربه بودند. حکومت موردنظر آنها آن‌قدر قدرتمند بود تا با چالش‌هایی که کشور با آنها روبه‌رو می‌شد رودررو شود و در عین حال از آزادی‌های فردی که آنها برای دستیابی به آن مبارزه کرده بودند محافظت کند و در برابر مردم پاسخگو باشد.
سال ۱۷۸۹ بود که جورج واشنگتن فرمانده جنگ‌های استقلا‌ل به‌عنوان اولین رئیس‌جمهور ایالا‌ت متحده انتخاب شد. بدینسان آمریکای جدید متولد شد. امروزه ایالا‌ت متحده با ۲۷۰ میلیون نفر جمعیت متشکل از تمام نژادها، ادیان و گروه‌های نژادی و قومی است. این مردمان گوناگون به صدها زبان سخن می‌گویند. به همین دلا‌یل آمریکا و مردمانش را ملتی برآمده از ملل مختلف می‌دانند. آمریکا با وسعتی قریب ۵/۹ میلیون کیلومتر مربع با ۵۰ ایالت دارای حکومت جمهوری دموکراتیک مشروطه، نظام فدرال ملی، ایالتی و منطقه‌ای، تنها ابرقدرت جهان است. بدین ترتیب پیش‌بینی جان روتلج نماینده کارولینای جنوبی در مجمع قانون اساسی تحقق یافت که اعلا‌م کرده بود: مجمع در حال پایه‌گذاری یک امپراتوری بزرگ است.
این موقعیت ابرقدرت جهانی آمریکا است که سبب شده انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور برای مردمان تمامی کشورهای جهان جذاب و مهم باشد. بی‌شک تصمیمهای رئیس‌جمهور آمریکا تاثیرگذار بر سرنوشت میلیاردها انسانی است که در جهان زندگی می‌کنند.
● رئیس‌جمهور آمریکا چگونه انتخاب می‌شود؟
با تصویب کنگره، انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا (انتخابات عمومی) در نخستین سه‌شنبه ماه نوامبر و هر ۴ سال یک‌بار برگزار می‌شود. اما مقدمات چنین انتخاباتی بسیار زودتر از آن تاریخ آغاز می‌گردد. معمولا‌ پس از گذشت دو سال از انتخابات پیشین ریاست‌جمهوری مبارزات انتخابات بعدی آغاز می‌شود.
▪ انتخابات آمریکا دو مرحله حساس، پیچیده و طاقت‌فرسا دارد. ‌
۱) ‌انتخابات مقدماتی درون‌حزبی برای تعیین کاندیدای حزب
۲) ‌انتخابات عمومی میان کاندیداهای احزاب برای انتخاب رئیس‌جمهور
لا‌زم به ذکر است در کنار نامزدهای حزبی نامزدهای مستقل نیز در صورتی می‌توانند خود را در صحنه انتخابات مطرح کنند که بتوانند رای مثبت مجالس یا مردم ۱۳ ایالت را پشت سر خود داشته باشند. پروسه تعیین کاندیدای حزبی به‌صورت انتخاب توسط انجمن‌های حزبی، انتخابات مقدماتی و ابرنمایندگان طراحی شده است که در این مرحله کاندیداهای حزبی، که معمولا‌ ۷ تا ۱۰ تن هستند، با یکدیگر به رقابت می‌پردازند.
▪ با توجه به وسعت خاک ایالا‌ت متحده و قوانین متفاوت این ایالا‌ت چند نوع انتخابات مقدماتی وجود دارد.
۱) ‌انتخابات مقدماتی باز
۲) انتخابات مقدماتی بسته
۳) انتخابات مقدماتی ایالتی ‌
در انتخابات مقدماتی باز شهروندان بدون توجه به گرایش یا عضویت حزبی خود کاندیدای مورد نظرشان را انتخاب می‌کنند. به‌جز در ایالا‌ت آلا‌سکا و واشنگتن که اعضای هر حزب تنها می‌توانند در انتخابات مقدماتی یک حزب شرکت کنند در ایالا‌ت دیگر شهروندان می‌توانند در انتخابات مقدماتی هر دو حزب شرکت کنند.
در انتخابات مقدماتی بسته اعضای حزب به کاندیداهای حزب خود رای می‌دهند. بدین ترتیب شهروندی که نام خود را به‌عنوان طرفدار دموکرات ثبت کرده است تنها می‌تواند به حزب دموکرات رای بدهد.
حدود سه پنجم ایالا‌ت روش انتخابات مقدماتی ایالتی را برای گزینش کاندیداهای ریاست‌جمهوری برگزیده‌اند. این انتخابات در ماه فوریه سال برگزاری انتخابات شروع می‌شود و در آگوست همان سال به پایان می‌رسد. در انتخابات مقدماتی ایالتی، رای‌دهندگان دو نوع رای می‌دهند. نخست به کاندیداها و سپس به هیات‌هایی که هر ایالت به کنوانسیون حزبی می‌فرستد. بدین ترتیب از طرفی میزان محبوبیت کاندیداهای هر حزب مشخص می‌شود و از طرف دیگر سرنوشت کسانی که بنااست در کنوانسیون حزب به کاندیداهای نهایی حزب رای بدهند مشخص می‌شود. براساس نتایج انتخابات مقدماتی ایالتی هر چه زمان بگذرد، میزان محبوبیت نامزدهای انتخاباتی مشخص‌تر می‌شود و معمولا‌ در ماه ژوئن موفق‌ترین کاندیداها از بقیه نامزدها قابل تشخیص هستند. تا این زمان از ۷ تا ۱۰ کاندیدای اولیه معمولا‌ دو تا سه نفر بیشتر باقی نمی‌مانند. دوران انتخابات مقدماتی برای کاندیداها بسیار سخت و توانفرسااست. به علت تب انتخاباتی و تاثیرات جنبی آن بیشتر ایالا‌ت جنوبی تصمیم گرفتند که انتخابات مقدماتی را به‌طور دسته‌جمعی در اولین یا دومین سه‌شنبه ماه مارس سال انتخابات برگزار کنند. با توجه به اینکه اکثر ایالا‌ت جنوبی در این روز به‌خصوص کاندیداهای خود را برمی‌گزینند این روز به سه‌شنبه بزرگ مشهور شده است. طبق سنت، شکست در انتخابات مقدماتی در ایالت نیوهمپشایر به‌معنای شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری است. بیل کلینتون و جورج دبلیو بوش تنها کاندیداها در طول تاریخ ایالا‌ت متحده‌اند که توانسته‌اند پس از شکست در انتخابات مقدماتی در نیوهمپشایر ستاد انتخاباتی خود را تجدید سازمان کنند و نه‌تنها به‌عنوان کاندیدای برتر حزب خود در کنوانسیون مطرح شوند بلکه در انتخابات سراسری نیز پیروز گردند.
پیروزی در سه‌شنبه بزرگ مقدمه پیروزی در کنوانسیون حزبی است. معمولا‌ تا پایان ماه ژوئن انتخابات مقدماتی هر دو حزب به پایان می‌رسد و کاندیداهای باقی‌مانده خود را برای نبرد نهایی درون‌حزبی در کنوانسیون آماده می‌کنند.
کنوانسیون حزبی یک پدیده جدید و کاملا‌ آمریکایی است. از سال‌های ۱۸۳۰ به ‌بعد کنوانسیون حزبی به‌عنوان ابزاری برای جلوگیری از کنترل سرنوشت انتخابات توسط روسای حزبی پا به عرصه وجود گذاشت. این مرحله پیش از انتخابات عمومی به نمایش‌های پرزرق و برق خیابانی تبدیل شد. کنوانسیون یک شوی کاملا‌ تبلیغاتی و انتخاباتی است. با برگزاری کنوانسیون احزاب، رقابت انتخاباتی دو حزب برای راهیابی به کاخ سفید آغاز می‌شود.
کنوانسیون‌های دو حزب به کارناوال‌های جشن و سرور بزرگی تبدیل شده‌اند که هر ۴ سال در اواخر جولا‌ی یا اوایل آگوست در یکی از شهرهای ایالا‌ت متحده برگزار می‌شود و تمامی جنبه‌های زندگی شهرهایی را، که محل کنوانسیون حزبی است، تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.
برای مدت ۴ روز این شهرها صحنه فرستادن بادکنک و بالن به آسمان و اجرای نمایش‌های خیابانی و برنامه‌های سرگرم‌کننده می‌شود. هتل‌ها از چند ماه قبل رزور می‌شود و توریست‌ها و خبرنگاران داخلی و خارجی برای تماشا و گزارش به این شهرها هجوم می‌آورند. کنوانسیون‌ها انتخابات را وارد زندگی مردم می‌کنند. تعداد نمایندگان کنوانسیون هر حزب متناسب با میزان رای کاندیداها در انتخابات مقدماتی است. ۸۰درصد نمایندگان حزب در کنوانسیون را مردم و حدود ۲۰ درصد را حزب به کنوانسیون معرفی می‌کند. شرکت‌کنندگان در کنوانسیون بین ۳۵۰۰ تا ۵ هزار نفر هستند. ‌
وظایف کنوانسیون در ۴ روز برگزاری عبارتند از‌ تعیین خط‌مشی حزب برای ۴ سال آینده، تعیین ساختارهای جدید برای انتخاب نمایندگان حزبی در کنوانسیون بعدی، برنامه‌ریزی برای پیروزی در انتخابات و مهم‌تر از همه تعیین کاندیداهای ریاست‌جمهوری و معاونت ریاست‌جمهوری. در رای‌گیریای که برای انتخاب کاندیدای حزب برگزار می‌شود، تمامی نمایندگان هر ایالت با پرچم ایالت خود در تالا‌ر اجتماعات شرکت می‌کنند و یک نفر به نمایندگی از طرف هر ایالت آرای کل ایالت را به نفع یکی از کاندیداها اعلا‌م می‌کند. حدود نیمه‌شب روز سوم کاندیدای حزب برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلا‌م می‌شود. این معرفی جنبه تشریفاتی دارد زیرا کاندیدای حزب پس از یک رقابت سخت و طاقت‌فرسا سایر رقبای حزبی را کنار زده و با آرایی که کسب کرده عملا‌ به‌عنوان کاندیدای برتر خود را تحمیل کرده است.
روز چهارم صرف سخنرانی‌های متعدد از طرف رهبران حزب به حمایت از کاندیدای معرفی‌شده و برشمردن نقاط قوت وی می‌شود تا شهروندان را قانع کنند که در انتخابات ریاست‌جمهوری به نفع او رای بدهند. در آخرین ساعات روز چهارم کاندیدای تعیین‌شده رسما آمادگی خود را برای قبولی نامزدی حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلا‌م می‌کند و نامزد معاونت ریاست‌جمهوری را رسما معرفی می‌نماید.
معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز باید دارای همان شرایط عمومی رئیس‌جمهوری باشد. تا زمانی که رئیس‌جمهور قادر به انجام وظایف خود است معاون رئیس‌جمهور رئیس فرمایشی مجلس سنا است و بر جلسه‌های آن مجلس نظارت می‌کند. در مواردی که آرای موافق و مخالف سناتورها با هم برابر باشد، رای او تعیین‌کننده خواهد بود. از آنجا که هر معاون رئیس‌جمهوری امکان رئیس‌جمهور شدن را دارا است، هر نامزد همزمان معاون خود را تعیین کرده و نام او را در کنار نام خود در تبلیغات انتخاباتی و در رای‌گیری قرار می‌دهد. بدین ترتیب مردم هم به رئیس‌جمهور و هم به معاون او رای خواهند داد. علا‌وه بر این اگر رئیس‌جمهور خواستار تغییر معاون خود و معرفی فرد جدیدی باشد، براساس اصلا‌حیه شماره ۲۵ قانون اساسی ۱۹۶۷۷) باید فرد جدید معرفی‌شده مورد تایید اکثریت هر دو مجلس کنگره قرار گیرد.
ملا‌حظه می‌شود انتخابات آمریکا علی‌رغم برخی نقاط مبهم بسیار آموزنده است. روند انتخاب نامزدهای ریاست‌جمهوری در آمریکا طولا‌نی، پیچیده، پرهزینه و بسیار گسترده است. بنابراین هر نامزدی که وارد میدان رقابت می‌شود ناگزیر است از اینکه از قدرت سیاسی و اقتصادی بسیار زیادی برخوردار باشد. هر یک از نامزدهای انتخابات آمریکا از حضور روانشناسان، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان، سیاستمداران و مردم‌شناسان خبره‌ای در ستاد انتخاباتی خود بهره می‌برند که نظرات این افراد خبره در تک‌تک تصمیم های اتخاذشده از سوی ستاد انتخاباتی هر نامزد دخالت داده می‌شود.
رهبر این گروه مدیر برنامه‌های انتخاباتی است. قبل از توضیح چگونگی برگزاری انتخابات اصلی لا‌زم است توضیحی در خصوص چگونگی تامین هزینه انتخابات داده شود. بدون شک پیروزی در انتخابات بیش از هر چیز به پول نیاز دارد. تصویب قانون مبارزات انتخاباتی فدرال در سال ۱۹۷۱ نخستین قدم در راه سروسامان دادن به شکل و چگونگی جمع‌آوری کمک‌های مالی برای ستادهای انتخاباتی بود. براساس این قانون کاندیداها موظفند تمامی کمک‌های مالی بیش از ۱۰۰ دلا‌ر را گزارش دهند. کار عمده این قانون جلوگیری از نفوذ صاحبان صنایع و اتحادیه‌های کارگری در دادن کمک‌های مالی به کاندیداهای انتخاباتی بود. موارد مهم این قانون عبارتند از:
۱) کاندیداهایی که بتوانند در بیش از ۲۰ ایالت از کمک‌های مالی حامیانشان برخوردار شوند، دولت فدرال بخشی از مخارج انتخاباتی آنها را تامین خواهد کرد.
۲) کاندیدا موظف است مرتبا گزارش مخارج انتخاباتی خود را به کمیسیون انتخابات دولت فدرال بدهد.
۳) ‌هر فردی می‌تواند برای تامین هزینه انتخابات یکی از کاندیداها تا هزار دلا‌ر کمک کند و مجموع کمک‌های وی به مخارج انتخاباتی نباید بیش از ۲۵ هزار دلا‌ر باشد. موسسات نیز می‌توانند تا ۵ هزار دلا‌ر به مخارج انتخاباتی یک کاندیدا کمک کنند. این قانون در سال ۱۹۷۶ اصلا‌ح شد و زمینه ایجاد <کمیته‌های اقدام سیاسی( >پک) را به‌وجود آورد. هر پک می‌تواند ۵ هزار دلا‌ر کمک کند.
قوانین سفت و سخت سر راه دریافت کمک باعث استفاده از پول لغزان توسط ستادهای انتخاباتی شده است؛ پولی که نمی‌توان آن را ردیابی کرد. در این روش حامیان یک کاندیدا به‌جای آنکه پول را در اختیار کاندیدا بگذارند به حساب حزب واریز می‌کنند یا بخشی از هزینه‌های خاص را برعهده می‌گیرند.
● نظام انتخابات عمومی (اصلی) در ایالا‌ت متحده
انتخاب رئیس‌جمهور در ایالا‌ت متحده تا حدودی هنوز به روش دو قرن پیش است. پس از برگزاری کنوانسیون هر دو حزب و معرفی نامزد، انتخابات عمومی آغاز می‌شود. معمولا‌ از این زمان تا روز انتخابات و مشخص شدن برنده دو تا سه ماه فرصت هست و در طول این مدت هر دو حزب تمام سعی و تلا‌ش خود را برای پیروزی به کار می‌گیرند و از تمامی ظرفیت‌های سیاسی - اقتصادی - بین‌المللی و.... استفاده می‌برند.
براساس نظام انتخاباتی آمریکا رئیس‌جمهور هم به‌وسیله آرای عمومی و هم آرای اعضای هیات‌های انتخاباتی برگزیده می‌شود. نام دیگر هیات‌های انتخاباتی الکترال کالج است.
تعداد آرای الکترال هر ایالت معادل نمایندگان آن ایالت در کنگره فدرال است. مجموع ۵۰ ایالت به اضافه آرای الکترال منطقه کلمبیا (واشنگتن‌دی‌سی) ۵۳۸ عدد است که ۴۳۵ عدد آن مربوط به مجلس نمایندگان، ۱۰۰ عدد آن مربوط به سناتورها و ۳ عدد آن مربوط به بخش کلمبیا است. برای توضیح بهتر باید گفت قوه مقننه ایالا‌ت متحده آمریکا عبارت است از کنگره که از ۵۳۵ نماینده منتخب تشکیل می‌شود. کنگره آمریکا دومجلسی است؛ مجلس نمایندگان ۴۳۵ نماینده و مجلس سنا با یکصد نماینده. کرسی‌های مجلس نمایندگان به نسبت جمعیت است که هر ایالت دارای حداقل یک عضو مجلس نمایندگان است. از طرف دیگر تمامی ایالا‌ت بدون توجه به جمعیت یا وسعت خاک هر یک دارای دو کرسی در مجلس سنا هستند. مثلا‌ در حال حاضر که ایالت کالیفرنیا ۵۴ نماینده در کنگره دارد، این ایالت دارای ۵۴ رای الکترال است. تا سال ۱۹۶۱ مردم شهر واشنگتن نمی‌توانستند در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کنند، تنها پس از متمم بیست‌وسوم قانون اساسی بود که حالا‌ مردم پایتخت با داشتن سه رای الکترال در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت می‌کنند. ‌
با گسترش ارتباطات و باسواد شدن مردم نظام انتخابات مستقیم در کنار انتخابات غیرمستقیم یعنی الکترال کالج پا به عرصه وجود گذاشت. در انتخابات آمریکا مردم به کاندیداها رای می‌دهند، پس از مشخص شدن نتایج انتخابات در هر ایالت نامزدی که در هر ایالت دارنده اکثریت مطلق آرا شده است کل هیات انتخاباتی آن ایالت را به خود اختصاص می‌دهد. لذا به تعداد هیات‌های انتخاباتی ایالت‌هایی که در آنها پیروز شده است اشخاص حقیقی مورد اعتماد خود را به عنوان اعضای هیات معرفی می‌نماید. این افراد در روز معین در کنگره ایالتی رای خود را مهر و موم کرده و تحویل می‌‌دهند. سپس آرای آنها به مجلس سنا فرستاده می‌شود و تحت عنوان الکترال کالج خوانده می‌شود و بدین ترتیب رئیس‌جمهور برای مدت چهار سال انتخاب می‌شود. به لحاظ قانونی این اشخاص می‌توانند به نامزدی که آنها را معرفی کرده رای ندهند و به رقیب او رای دهند اما تاکنون چنین اتفاقی روی نداده است.
برای مثال اگر در ایالت کالیفرنیا کاندیدای الف ۶۰ هزار رای بیاورد و کاندیدای ب ۶۱ هزار رای، کاندیدای ب تمامی ۵۴ رای الکترال ایالت کالیفرنیا را از آن خود کرده است. به همین صورت ممکن است از یک طرف مجموع آرای عمومی یک کاندیدا بیشتر از رقیبش باشد اما از آنجا که نتوانسته آرای الکترال کافی را به دست بیاورد، در انتخابات شکست بخورد. یک کاندیدای ریاست‌جمهوری برای پیروزی در انتخابات به ۲۷۰ رای از ۵۳۸ رای الکترال نیاز دارد. بدین‌ترتیب در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالا‌ت متحده مردم علی‌رغم اینکه به نامزد مورد نظر خود رای می‌دهند به‌طور مستقیم او را انتخاب نمی‌کنند. آنها در حقیقت اعضای هیات‌های انتخاباتی را انتخاب می‌کنند. این هیات‌ها به نوبه خود فردی را که به نظر آنها صالح است به ریاست‌جمهوری برمی‌گزینند. طبیعتا ایالا‌ت بزرگ‌تر آرای الکترال بیشتری دارند. ایالت کالیفرنیا با داشتن ۵۴ رای الکترال بیشترین و پس از آن نیویورک و تگزاس به ترتیب با ۳۳ و ۳۲ رای الکترال بیشترین تاثیر را در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌گذراند. ‌
یک مثال مهم؛ در سال ۲۰۰۰ در ایالت فلوریدا ال‌گور ۲۹۰۷۴۵۱ رای و بوش ۲۹۰۹۱۷۶ رای را به خود اختصاص دادند. اختلا‌ف آرا تنها ۱۵۰۰ رای بود. در صورت پیروزی هر یک از دو طرف ۲۵ رای الکترال به حساب او ریخته می‌شد. تا پیش از اعلا‌م نتیجه قطعی انتخابات در ایالت فلوریدا بوش ۲۵۳ رای الکترال و ال‌گور ۲۶۰ رای الکترال به دست آورده بودند لذا نتیجه انتخابات فلوریدا بسیار حساس بود و از آنجا که اختلا‌ف ناچیز بود و ال‌گور خواهان شمارش مجدد آرا شده بود، قضیه به دیوان عالی ایالا‌ت متحده ارجاع شد که سرانجام با اعلا‌م پیروزی بوش در فلوریدا و اضافه شدن ۲۵ رای الکترال آن ایالت در مجموع آرای الکترال وی به ۲۷۸ رای افزایش یافت و او پیروز انتخابات شناخته شد. در حالی که آرای ال‌گور در کل کشور ۹/۴۸ میلیون و آرای بوش ۷/۴۸ میلیون بود. ‌
رئیس‌جمهور آمریکا برای مدت ۴ سال به این مقام برگزیده می‌شود. تا پیش از تصویب اصلا‌حیه شماره ۲۲ قانون اساسی در سال ۱۹۵۱ هیچ محدودیتی برای انتخاب بیش از دو دوره به این مقام پیش‌بینی نشده بود اما نظر به اینکه دو تن از نخستین روسای‌جمهور آمریکا (جرج واشنگتن و توماس جفرسون) پس از دو دوره تصدی مقام رئیس‌جمهوری از نامزد شدن برای بار سوم خودداری کردند رویه آنها به عنوان اصلا‌حیه نانوشته‌ای بر قانون اساسی شناخته شد. این رویه تا زمان ریاست‌جمهوری فرانکلین روزولت به قوت خود باقی ماند. اما پیروزی روزولت در چهار انتخابات پی‌درپی در سال‌های ۱۹۳۲، ۱۹۳۶، ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ موجب شد برای جلوگیری از تکرار چنین امری که خطر مادام‌العمر شدن رئیس‌جمهور را در پی داشت اصلا‌حیه شماره ۲۲ در سال ۱۹۵۱ تصویب و انتخاب شخص معین به مقام ریاست‌جمهوری به دو دوره محدود شود.
بر اساس قانون اساسی فردی که خود را برای مقام ریاست‌جمهوری نامزد می‌کند باید متولد آمریکا بوده و حداقل ۳۵ سال داشته باشد و از ۱۴ سال پیش از انتخابات در آمریکا ساکن باشد.

 

روزنامه اعتماد ملی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

همانطوری که اضافه بودن وزن بدن از حالت طبیعی باعث بروز بیماری می شود کم بودن آن نیز باعث بروز بیماریهای مختلفی می شود به علاوه هستند جوانانی که به خاطر افزایش وزن بدن خود را به دست انواع داروهای شیمیایی وهورمونی می دهند وخود از عواقب آن بی خبرند.ابتدا برخی از عوامل بروز لاغری را می آوریم.:
۱) ناراحتی های گوارشی و سوء تغذیه ای و ناراحتی های کبدی
۲) ناراحتی های روحی و روانی
۳) شغل های پر زحمت روحی و روانی وگاهی جسمی مانند تدریس بیشاز حد توانایی و یا کارهای جسمی که در خور توانایی جسمی فرد نیست.
۴) تغییراتی که در ترشحات داخلی برخی از غدد داخلی بدن انجام می شود سبب تغییر متابولیسم بدن شده وباعث لاغری بدن می شود.
۵) گاهی لاغری به صورت ارثی می باشد وفرد در حالی که در سلامت کامل به سر می برد دچار نوعی لاغری میباشد که این حالت جزء بیماری محسوب نشده ونیازی به مداوا ندارد.
افرادیکه از حالت طبیعی لاغرترند لازم است که ابتدا به پزشک متخصص داخلی مراجعه کنند تا از آنان آزمایشات خاصی انجام شود تا معلوم شود که آیا لاغری آنان از انگل ویا بیماری خاصی می باشد یا خیر که در صورت ابتلا به انگل و یا بیماری خاص ابتدا باید آنرا بر طرف نمود و در غیر اینصورت می تواند به دستورات زیر عمل نماید:
۱) ورزش های مناسب برای خود انتخاب کرده تا عمل هضم وجذب غذا بهتر انجام شود.
۲) غذا را از روی اشتها ومیل استفاده کنید م سعی کنید که غذا را به میزان لازم بخورید چرا که همانطور که غذا بیش از انذازه باعث بروز لاغری می شود مصرف کمتر از حد آن نیز باعث ضعف بدن شده و زمینه ابتلا به انواع بیماری را فراهم میکند.
۳) از فکر وخیال بیهوده وافسردگی ودل نگرانی بپرهیزید وحساسیت های روحی وروانی را کنار گذاشته وسعی کنید همیشه در بین دوستان ورفقای خوش رو وشوخ طبع باشید که روح را تازه می کنند.
۴) از صحبت کردن زیاد بپرهیزید زیرا یکی از عوامل بسیار موثر در بروز لاغری صحبت کردن بیش از حد می باشد وآن هم به خاطر فشار فوق العاده ای است که به دستگاه عصبی وارد می کند.
۵) از غذاهائیکه برای اینگونه افراد بسیار مفید می باشد گنجشک می باشد سپس گوشت کبک و بعد از آن مغز باذام آسیاب شده با مقداری شکر و زعفران.
اگر قصد استفاده از دارو برای درمان لاغری دارید میتوان از داروی زیر استفاده نمود:
نارگیل ۶۰گرم انزروت ۲۵ گرم حجرالبقر (اندرزا) یک مثقال هر سه را پودر کرده وپنج قسمت مساوی تقسیم کرده هر قسمت را صبح ناشتا به همراه سه عدد زرده تخم مرغ نیم پز میل کنید. این عمل را تا چند وقت ادامه دهید.
از دیگر داروهای مفید که در این باره گفته شده این است که مقدار ۲۰ گرم تخم قدامه را کوبیده وبا شیر گاو میل شود.
این داروهایی که آورده شد از جمله داروهای مجرب وپر فایده می باشد که امیدوارم برای شما نیز موثر باشد بازهم از کلیه دوستان وعزیزانی که در قسمت نظرات ما را شرمنده خود می کنند کمال تشکر را دارم. دوست خوبمان سارا خانم مطلبی فرموده بودند در باره حمام کردن سه ساعت یکبار؟؟؟ خدمت ایشان عرض شود مطلبی که در باره شستن سر بعد از ۳ساعت ذکر شده بود به این دلیل بود که مشاهده شده بعضی از دوستان موهای خود را گاهی برای۲_۳روز چرب می کنند که این عمل باعث ریزش مو می شود.
شما اگر موهایتان بعد از استحمام پف می کند می توانید از روغن نسترن استفاده کنید که با یک بار استفاده از این دارو به میزان قابل توجهی بر نرمی موی شما افزوده می شود وبعد از شستن مو دیگر مویتان پف نمی کند ونیازی به استحمام ۳ساعت به ۳ساعت نمی باشد.
دوست دیگرمان سرکار خانم محبوبه خانم که از دیر باز ما را مورد لطف قرار داده اند سوالی کرده بودند که البته جواب به ایمیلشان فرستاده شد لیکن برای آندسته از عزیزانی که همین سوال برایشان پیش آمده یکبار دیگر جواب می دهم.
استفاده از شانه چوبی بهتر بود که اشتباها پلاستیکی نوشته بودم از دقت وتوجه شما متشکرم در باره شانه کردن در حمام نیز مطلب نا گفته ای در وبلاگ مانده بود که عرض می کنم .
در اثر رطوبت وگرمایی که به طور طبیعی در حمام وجود دارد روزنه ومنافذ پوست باز میشوند وپوست سر نیز که از این قاعده مستثنی نمی باشد باز شده وبا شانه کردن در حقیقت موها را از غلاف خارج می کنیم علی الخصوص اگر در حالت ایستاده باشید که در این حالت با کم رسیدن نسبی خون به پیازهای مو ضعف مو خود را بیشتر نشان می دهد.
این که فرموده بودید موها بعد از حمام به سختی شانه می شود به خاطر خشکی موهایتان است که اگر از نرم کننده ها استفاده کنید احتمالا با این مشکل مواجه نخواهید شد در ضمن شستن موی سر با گیاه (مورد ) نرمی مو به طور طبیعی فراهم می شود. مورد را نیز مانند حنا استفاده می کنند با این تفاوت که مورد رنگ نمی دهد .
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

گذشته از اینکه ما در دنیایی زندگی می کنیم که هارد دیسک ها فوق العاده ارزان شده اند و حافظه های فلش مرتباً به سمت حجیم تر شدن و ارزان تر شدن پیش می روند ولی به نظر نمی رسد برای CD و درایو آن جانشینی آمده باشد. همانطورگذشته از اینکه ما در دنیایی زندگی می کنیم که هارد دیسک ها فوق العاده ارزان شده اند و حافظه های فلش مرتباً به سمت حجیم تر شدن و ارزان تر شدن پیش می روند ولی به نظر نمی رسد برای CD و درایو آن جانشینی آمده باشد. همانطور که با ورود CD های با قابلیت چند بار رایت فلاپی دیسک ها کم کم از روی کامپیوترها حذف شدند. البته روزی هم عمر CD به پایان خواهد رسید.
هر چند که امروزه یک هارد ۸۰ گیگابایتی ظرفیت بالایی برای یک هارد دیسک محسوب نمی شود و با قیمت مناسبی می توان آن را خرید و حجم آن برابر ۱۲۰ CD می باشد. ولی CD قابل رایت هنوز ارزان تر است و گذشته از این می توان از آن به راحتی برای انتقال اطلاعات استفاده کرد، دوام نسبتاً خوبی دارد. کوچک و ارزان است. و اینجاست که اهمیت وجود سی دی رایتر مشخص می شود. در این مقاله می خواهیم در مورد CD رایتر صحبت کنیم. ابتدا در مورد مزایا و مشکلات انواع CD صحبت می کنیم سپس به بررسی رایتر می پردازیم.
● مزیت ها
ـ CD بسیار ارزان است.
ـ با سرعت ۴۰x می توانید یک CD را در زمانی زیر ۳ دقیقه رایت کنید.
ـ قابل حمل و نقل
ـ معمولاً با همه کامپیوترها و دستگاههای صوتی امروز سازگاری دارند.
ـ عمر طولانی (از نظر تئوری تا ۱۰۰ سال)
ـ CD ها از حافظه های مغناطیسی مانند هارد دیسک عمر بیشتری دارند.
● مشکلات
ـ ممکن است در هنگام رایت کردن مجبور به توقف کار خود با کامپیوتر شوید.
ـ دیسک هایی با قابلیت رایت دوباره کندتر از CD های معمولی کار می کنند.
ـ مقایسه ظرفیت CD با DVD آنرا ناامید کننده تر می کند.
● سرعت درایو: رایت/ ری رایت/ خواندن
منظور از ۲۴*۱۰*۴۰ چیست؟ این سه عدد به سرعتهای رایت و ری رایت و خواندن CD اشاره می کنند. مثلاً اگر یک CD رایتر با مشخصات ۲۴*۱۰*۴۰ داشته باشید به این معنی است که این رایتر CD معمولی را با سرعت ۲۴x رایت می کند و یک CD با قابلیت رایت مجدد را با سرعت ۱۰x رایت می کند و CD ها را با سرعت ۴۰x رایت می کند. مثلاً زمانی که یک CD صوتی را گوش می دهد درایو CD آن را با سرعت ۱x می خواند ولی اگر کامپیوتر این CD را یک جا بخواند ۲ دقیقه زمان طول می کشد.
این سرعتها معمولاً به صورت میانگین محاسبه می شوند بنابراین اگر قابلیتها کمی از آنچه مشخصات اسمی نشان می دهد پایین تر باشد نگران نشوید.
● انواع حافظه ها: DVDR/ DVD/ CDRW/ CDR/ CD
تیتری به شکل بالا کمتر استفاده می شود و معمولاً از واژه درایو استفاده می شود. به هر حال CD_R به دیسک CD قابل رایت یا به درایو CD ای که قابلیت رایت CD معمولی را دارد گفته می شود. CD_RW به یک دیسک با قابلیت رایت دوباره (چند باره) یا به درایوی که می تواند روی CD های با قابلیت رایت مجدد رایت کند اشاره دارد. البته می دانید که همه درایوهای CD_RW می توانند روی CD های معمولی هم رایت کنند. البته امروزه داشتن یک درایو CD_R معمولی دلیل بر نقطه ضعف نیست چون بسیاری حتی یک بار هم با درایو خود روی CD_RW رایت نکرده اند. دیسکهای قابل رایت DVD را DVD_R گویند. یک درایو DVD_R می تواند روی DVD و CD رایت کند و بخواند.
DVD_RW نسخه قابل رایت مجدد DVD است که می تواند تا ۴.۷ گیگابایت اطلاعات را در خود ذخیره کند که در حدود هفت برابر ظرفیت CD است.
● اینترنال یا اکسترنال
در اکثر مواقع استفاده از درایو اینترنال (داخلی) مناسب است. چون ارزان تر بوده و فضای اضافی روی میز کامپیوترتان اشغال نمی شود. ولی از جهت شیکی ظاهری، شاید بخواهید از یک درایو اکسترنال استفاده کنید.
اما درایو اکسترنال با قیمت بالایی که دارد برتری هایی هم نسبت به نوع اینترنال دارد. اولاً یک درایو اکسترنال به راحتی قابل جابجایی است. مثلاً اگر شما چند کامپیوتر در محل کار خود دارید با خرید یک درایو می توانید روی کامپیوتری که بیکار است کار رایت خود را انجام دهید. به علاوه یک درگاه IDE در سیستم شما اشغال نمی شود چون این درایوها یا از USB یا Fire Wire برای اتصال به کامپیوتر استفاده می کنند. به عبارت دیگر شما با ۴ درایو (مثلاً ۲ هارد دیسک، یک درایو zip و یک CD_ROM) که در اکثر کامپیوترها استاندارد شده است محدود نمی شوید.
● بافر تحت حفاظت:
برای اینکه CD رایتر وظیفه خود را بدرستی انجام دهد باید یک جریان ثابت اطلاعات برای آن فراهم شود تا لیزر بتواند تحت یک فرایند بدون وقفه عمل رایت را انجام دهد. هر سی دی رایتر یک حافظه بافر دارد که معمولاً ۲ یا ۴ مگابایت است که هر بی نظمی در جریان اطلاعات را خنثی می کند. اگر هنگام رایت سی دی شما کار دیگری با کامپیوتر انجام دهید به گونه ای که حافظه بافر خالی شود خطایی اتفاق می افتد که منجر به خراب شدن CD می شود. مگر اینکه رایتر شما دارای سیستم حفاظت بافر باشد.
بافر تحت حفاظت یا Buffer Under Run Proof اجازه می دهد که لیزر در حال رایت سی دی وقتی بافر خالی می شود توقف داشته باشد. نامهای دیگری برای سیستم حفاظت بافر وجود دارد که بست به کمپانی سازنده متفاوت است، و در اینجا به چند مورد آن اشاره می شود.

 

( Just Link (Ricoh ـ
( Safe Burn (Yamaha ـ
( Exact Link (OAK ـ
( Power Rec (Plextor ـ

 


آنچه باید به خاطر داشته باشید این است که اگر یک درایو از بافر تحت حفاظت پشتیبانی کند باید نرم افزار آن هم از این ویژگی پشتیبانی کند تا این قابلیت را به کار گیرد.
از نظر تئوری زمانیکه Buffer Under Run Protection فعال شده باشد شما باید بتوانید بدون نگرانی از خراب شدن CD با کامپیوتر خود مانند حالت عادی کار کنید.
▪ Multi Read
اگر یک درایو با قابلیت Multi Read داشته باشید می توانید مطمئن باشید که این درایو از همه انواع CD, CDR و CDRW پشتیبانی می کند. و Multi Read۲ از دیسکهای DVDR, DVD هم به علاوه دیسکهای بالا پشتیبانی می کند.
▪ Double density
در سال ۲۰۰۰ کمپانی سونی CDهای با فرمت چگالی مضاعف Double density ارائه داد این CD دارای ظرفیت حدود ۱.۳ گیگابایت هستند این فرمت از CD تحت عنوان DD_R و DD_ RW (برای cd های ری رایت) شناخته می شوند. این فرمت از CD امروزه به راحتی قابل دسترسی است و می توان از آن استفاده کرد.

 

آفتاب

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

قفل‌های نرم افزاری و سخت افزاری با توجه به فزونی نرم افزار در سیستم‌های کامپیوتری از یک طرف و توانایی کنترل کپی‌های غیرمجاز از طرفی دیگر دلیلی محکم جهت بررسی این شاخه از مهندسی نرم افزار می‌باشد. از آنجا که متأسفانه قانون Copyright در تمام جهان بجز ایران و چند کشور دیگر اجرا می‌گردد. بحث کنترل کپی‌های غیرمجاز حساس‌تر می‌شود.
با توجه به کپی‌های غیرمجازی که روزانه بصورت کاملاً عادی و بدون اطلاع سازنده آن صورت می‌گیرد، جلوگیری از این عمل و کنترل جدی آن امری ضروری و واجب به نظر می‌رسد. در این مقاله درباره شناخت انواع این قفل‌ها و چگونگی اعمال آنها بر روی یک برنامه بحث خواهد شد.
تعریف قفل‌های سخت افزاری
به هر برنامه‌ای که کنترل کپی آن از طریق سخت افزار اضافی قابل انجام می‌باشد، قفل سخت افزاری گویند.

تعریف قفل‌های نرم افزاری
به هر برنامه‌ای که کنترل کپی آن فقط از طریق نرم افزار و بدون نیاز به سخت افزار اضافی قابل انجام باشد، قفل نرم افزاری گویند.
طریقه استفاده از قفل سخت افزاری
الف) روش اول قفل‌گذاری به این صورت است که تولید کننده نرم افزار یک یا چند بایت از اطلاعات را در قفل نوشته و برنامه در هنگام اجرا آن را چک می‌کند. در صورتیکه قفل وجود داشته باشد، برنامه به کار خود ادامه می‌دهد و اگر قفل وجود نداشته باشد و یا اطلاعات خوانده شده از روی قفل صحیح نباشد، برنامه متوقف شده و با اعلام خطا، از اجرای صحیح، سرباز می‌زند. این نوع قفل‌ها دارای ساختاری ساده، حافظه‌ای در حد چند بایت، و قیمتی ارزان هستند. استفاده از این قفل‌ها بسیار ساده بوده و نیاز به تخصص خاصی ندارد، تنها کافیست که نرم افزار ویژه قفل را که (توسط شرکت تولید کننده قفل ارائه شده) اجرا نمود. در ابتدا که قفل فاقد اطلاعات است، اول یک کلمه دلخواه، به عنوان کلمه عبور درخواست کرده و سپس با توجه به نوع قفل، یک یا چند کلمه اطلاعات را دریافت و در حافظه قفل ثبت کنید. در دفعات بعد می‌بایست کلمه عبوری که اولین بار ثبت شده، وارد شود تا بتوان به اطلاعات درونی قفل دسترسی داشت. البته بعد از ورود به برنامه این اطلاعات درونی قفل دسترسی داشت. البته بعد از ورود به برنامه این کلمه قابل تغییر است. در هر صورت، پس از ثبت اطلاعات در قفل، تولید کننده نرم افزار، اطلاعات ثبت شده در یک برنامه را چک می‌کند که نحوه چک کردن اطلاعات، با توجه به نوع قفل متفاوت است. در بعضی فقط اطلاعات درون قفل چک می‌شود و در بعضی دیگر، در مرحله اول وجود قفل چک شده و در مرحله بعدی، اطلاعات درون آن چک می‌شود.
 

 
ب) روش دیگر قفل‌گذاری به این صورت است که تولید کننده نرم افزار، بخش کوچکی از برنامه را در حافظه قفل قرار می‌دهد. در این حالت، چنانچه قفل وجود نداشته باشد برنامه به هیچ وجه، قادر به اجرا و ادامه کار نخواهد بود. این نوع قفل‌ها دارای ساختاری کمی پیچیده، حافظه ای بعضاً تا چند کیلو بایت، و قیمتی نسبتاً گران هستند. استفاده از این قفل‌ها، به سادگی نوع قبلی نیست.
 

البته نحوه کلی کار مشابه روش قبلی است. با اجرای نرم افزار ویژه قفل و وارد نمودن کلمه عبور، باید نام فایلی را که می‌خواهیم بر روی آن قفل بزنیم، مشخص کنیم، تا بخشی از آن در قفل ثبت گردد. البته در بعضی دیگر از این نوع قفل‌ها، که حفاظت بیشتری را انجام می دهند، می‌بایست توسط تولید کننده نرم افزار دقیقاً کنترل شود که چه بخش‌هایی از فایل باید در قفل ثبت گردد که البته انجام این کار نیاز به تخصص و تجربه کافی دارد، چرا که بعضاً ممکن است که خطا در انجام کار، باعث بروز اشکال در برنامه تولیدی بشود. چون با این کار در واقع بخشی از برنامه در قفل ثبت می‌گردد، واضح است که هر قفل فقط برای یک نسخه از برنامه می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و به همین علت کاربرد این قفل، کمتر است. ضمناً نوع دیگری از قفل‌ها هستند که از از هر دو روش فوق استفاده می‌کنند، اما طرفدار چندانی ندارند. قفل‌های سخت افزاری با توجه به اضافه کردن یک سخت افزار جدید به کامپیوتر (اغلب از طریق ارتباط با پورت چاپگر) برنامه خود را کنترل می‌کنند. برنامه قبل از اجرا ابتدا با توجه به مراجعه به آدرس سخت افزار نصب شده (اضافه شده با استفاده از دستور Port) به سخت افزار مورد نظر خود مراجعه کرده و در صورت یافتن آن، تست‌های مختلف اعم از تست رمز، خواندن اطلاعات و... می‌تواند تصمیم گیری نماید
 

 
طریقه استفاده از قفل نرم افزاری
 

با توجه به نوع کاربرد برنامه، اندازه، قابلیت کپی برداری از آن بر روی دیسک، تحت شبکه بودن برنامه و... می‌توانیم از انواع روش‌هایی که جهت حفاظت از نرم افزار در نظر داریم (و متعاقباً توضیح داده خواهد شد) استفاده کنیم. اما مساله قابل بحث این است که چگونه از یک قفل منتخب استفاده نمائیم؟ جواب این سوال متغیر و وابسته به شرایط زیر است می‌باشد:
الف: اعتقاد طراح نرم افزار به اینکه کاربر حتماً باید آن را خریداری نماید تا از امکانات آن مطلع گردد. در این حالت قفل نرم افزاری در ابتدای شروع به کار برنامه کنترل می‌گردد حتی طراح می‌تواند در مواقع حساس نیز قفل را مجدداً کنترل کند و یا در حالتی که طراح واقعاً سخت گیر باشد، می‌تواند در زمان های مشخصی از وجود قفل اطمینان حاصل نماید (مثلاً هر 4 ثانیه). البته در این حالت طراح باید روشی را که جهت کنترل قفل استفاده می کند، نیز در نظر بگیرد.

ب: اعتقاد طراح نرم افزار به این که کاربر می‌تواند از نرم افزار به عنوان نسخه نمایشی نیز استفاده کند. طراح در این حالت می‌بایست در مکان‌های خاصی از برنامه، قفل را کنترل کند. مثلاً در یک برنامه حسابداری می‌توان تمام بخش‌های سیستم را آزاد گذاشته (یعنی برنامه نیازی به قفل نداشته باشد) اما در صورتی که کاربر مایل به استفاده از امکانات گزارش گیری سیستم باشد، قفل نرم افزاری درخواست گردد.
مزیت این روش بر روش قبلی این است که دیگر نیاز به طراحی نسخه نمایشی جهت مشاهده کاربران وجود ندارد.

محدودیت در تعداد کپی (Copy Limited)
 

 
در این حالت برنامه نصب کننده نرم افزار، فضای مشخصی در دیسک را با روش خاصی فرمت کرده و تعداد مجاز نسخه برداری را در آن درج می‌کند. بدین طریق با هر بار کپی کردن برنامه، یک واحد از این عدد کم می‌شود و هنگامی که تعداد مجاز آن به صفر رسید، دیگر نمی‌توان برنامه را بر روی سیستم نصب نمود. حال ممکن است این سوال مطرح شود که مگر نمی‌توان پس از نصب برنامه، از آن پشتیبان (Back up) گرفته و سپس از نسخه پشتیبان نیز، بر روی سیستم دیگری استفاده نمود؟ پاسخ منفی است. زیرا هنگام نصب، اطلاعاتی راجع به سخت افزار سیستم که می‌تواند مثلاً شامل نوع قطعات و یا شماره سریال قطعات باشد، در جایی، در محدوده قفل ذخیره می‌شود و از این پس هر بار در هنگام اجرای برنامه، این اطلاعات به دقت چک می‌شود و در صورت هر گونه تغییر، برنامه اجرا نمی‌شود.
 

استفاده از دیسکت، در هنگام برنامه (Required Disk)
 

 
در این حالت، دیسکت مورد نظر، یا به روش خاصی فرمت می‌شود و سپس در هنگام اجرا، اطلاعات روی آن بررسی می‌شود و یا اینکه قسمتی از دیسکت را بصورت فیزیکی و عمدی خراب می‌کنند و در اینجا، در واقع همان صدمه‌ای که به عمد، بر سطح دیسکت وارد شده است، به عنوان قفل و محافظ نرم افزار عمل می‌کند. از این پس برای انتقال برنامه از یک سیستم به سیستم دیگر، این فلاپی مانند قفل سخت افزاری عمل می‌کند و می‌بایست مختصات آن توسط برنامه تایید شود و چنانچه این فلاپی در درایو نباشد، برنامه اجرا نخواهد شد.
 

آشنایی با نحوه قفل‌گذاری بر روی یک برنامه
الف: طراح به سورس برنامه دسترسی دارد. در این حالت طراح پس از انتخاب روش قفل گذاری، کافیست آن را به زبان مورد نظر خود پیاده سازی نموده و در برنامه خود بگنجاند.
ب: طراح (مجری پروژه) به سورس برنامه دسترسی ندارد. گاهی اوقات به یکسری برنامه‌های ارزشمندی برخورد می‌کنیم که فاقد قفل هستند، بنابراین نیاز به قفل‌گذاری وجود دارد (البته این حالت بیشتر در کشور ما و چند کشور دیگر که در آن ها قانون Copyright معنی ندارد، کاربرد دارد). جهت تزریق قفل به این گونه برنامه‌ها، نیاز به آشنایی کامل به ساختار فایل‌های اجرایی (EXEY, COM, SYS) وجود دارد چرا که باید برنامه‌ای راطراحی کنیم تا همانند یک ویروس کامپیوتری به فایل اجرایی مشخصی بچسبد. البته جهت اینکار بهترین زبان برنامه نویسی، اسمبلی می‌باشد (بدلیل توانایی دخالت در روند اجرای برنامه). ضمناً برای بالا بردن سطح امنیت برنامه لازم است تا یکسری کدهای ضد دیباگ در برنامه گنجانده شوند.
 

 
کدهای ضد دیباگ، دستوراتی به زبان اسمبلی هستند که در حالت اجرای عادی برنامه، هیچ تغییری در روند اجرائی نمی‌گذارند بلکه در صورتی که برنامه توسط دیباگرها اجرا گردد (مورد ارزیابی قرار گیرد) بتواند از اجرای آن جلوگیری نماید. با اضافه کردن کدهای ضد دیباگ به ابتدای برنامه (یا قبل از کنترل قفل) می‌توان احتمال دستکاری در برنامه را پایین آورد.
 

آشنایی با روش‌های قفل‌گذاری و نحوه طراحی آن‌ها
1- قفل‌گذاری با استفاده از شماره سریال اصلی دیسکت
 

 
همانطور که می‌دانید، سیستم عامل جهت هر دیسکت یک شماره سریال واحد (UNIQUE) اختصاص می‌دهد، بطوریکه شماره سریال هر دو دیسکت با هم یکی نیستند. بنابراین همین خود یک راه تشخیص دیکست کلید (قفل) می‌باشد. جهت استفاده از این قفل می‌بایست شماره سریال دیسکت را خوانده و سپس در داخل برنامه آنرا کنترل نمائیم. یک راه ساده جهت خواندن شماره سریال، اجرای دستور VOL بصورت زیر است: VOL>> C:\DOS\LCK.TMP بعد با باز کردن فایل LCK.TMP، می‌توانیم به محتویات آن دسترسی پیدا کنیم.
 

راه دیگر مراجعه به Boot Sector جهت کنترل قفل می‌باشد.
ضریب اطمینان این قفل در مورد دیسکت ها، دو تا پنج درصد بوده و در رابطه با هارد دیسک پنجاه تا شصت درصد می‌باشد. دلیل این اختلاف این است که در حالت قفل دیسکتی با کپی Boot Sector، قفل بر روی دیسکت دیگر قرار خواهد گرفت اما در رابطه با هارد دیسک اینکار به سادگی انجام پذیر نیست.
2- قفل‌گذاری با استفاده از مشخصات سیستم
در این نوع قفل نرم افزاری، برنامه قبل از اجرا ابتدا مشخصات سیستم را خوانده (که اینکار از طریق مراجعه به بخش‌های خاصی از حافظه و یا مراجعه به اطلاعات BIOS انجام می‌شود). سپس آنرا با فایلی که قبلاً توسط نویسنده نرم افزار بر روی کامپیوتر کپی گردیده، مقایسه می‌کند و در صورت عدم برابری، اجرای برنامه پایان می‌پذیرد. این نوع قفل هنوز هم در بسیاری از برنامه ها استفاده می‌گردد، اما نکته قابل ذکر این است که جهت اطمینان بیشتر به قفل لازم است فایل حاوی مشخصات بصورت کد شده نوشته باشد تا امکان دستکاری آن توسط قفل شکنان به حداقل ممکن برسد. درصد اطمینان این نوع قفل 75%-65% می‌باشد.
3- قفل با استفاده از موقعیت فایل روی هارد دیسک
این نوع قفل فقط بر روی هارد دیسک قابل استفاده بوده و به این صورت است که فایل اجرایی به موقعیت خود بر روی هارد حساس می‌باشد چرا که قبل از اجرا ابتدا موقعیت خود را از روی سکتورهای ROOT خوانده و سپس شماره کلاستر اشاره گر به خودش را بدست می‌آورد، سپس آنرا با شماره کلاستری که قبلاً توسط برنامه نویس بر روی یکی از فایل‌های برنامه (ممکن است بصورت کد شده باشد) قرار داده شده، مقایسه کرده و در صورت برابر بودن اجرا می‌شود. این نوع قفل نسبت به قفل قبلی (شماره 2) استفاده کمتری داشته چرا که در صورتیکه برنامه از روی بخشی از هارد به ناحیه دیگری انتقال یابد. اجرا نخواهد شد و این از نظر کاربر بسیار ناپسند می‌باشد (ضمناً امکان Scandisk، Defrag و... نیز وجود ندارد چرا که شماره کلاستر اشاره گر به فایل تغییر خواهد کرد). ضریب اطمینان این نوع قفل نیز 80%-70% می‌باشد.
4- قفل با استفاده از فرمت غیراستاندارد
این شیوه یکی از رایج‌ترین قفل‌های نرم افزاری است که هنوز هم بصورت جدی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برخی از دلایل اهمیت آن عبارتند از:
امکان استفاده از روش‌های متفاوت در این روش " راحتی و سرعت زیاد به هنگام استفاده آن " عدم وجود نرم افزار خاصی جهت باز کردن این نوع از قفل‌ها همان طور که می‌دانیم سیستم عامل جهت دسترسی به اطلاعات یک دیسکت از فرمت خاصی (18 سکتور در هر تراک) استفاده می‌کند اما اگر یک تراک به صورت غیر استاندارد فرمت شود، (مثلاً 19 سکتور در تراک) سیستم عامل دیگر توانایی استفاده از سکتورهای غیرمجاز را نخواهد داشت و بنابراین تمام نرم افزارهای تحت سیستم عامل مزبور نیز از سکتورهای مخفی استفاده نکرده، در نتیجه امکان کپی برداری از آنها بسیار ضعیف است. ما نیز از همین روش جهت طراحی قفل مورد نظرمان استفاده می‌کنیم. بصورتیکه تراک آخر دیسک را بصورت یک سکتوری و با شماره 20 فرمت می‌کنیم. سپس جهت کنترل دیسکت به سکتور فوق مراجعه کرده و در صورت وجود، کنترل برنامه را پی می‌گیریم. البته غیر از تغییر شماره سکتور می‌توان از اندازه غیرمجاز نیز استفاده کرد یعنی بجای اینکه سکتورها را بصورت 512 بایتی فرمت کنیم، از اندازه 1024، 2048 و... استفاده می‌کنیم. این قفل فقط جهت فلاپی دیسک قابل استفاده می‌باشد و درصد اطمینان در این روش حدود 95%-85% می‌باشد.
در اين قسمت دو روش ديگر قفل‌گذاري نرم افزاري و همچنين برخي از روش‌هاي قفل‌گذاري روس سي‌دي را بررسي مي‌نماييم.
5- قفل با استفاده از شماره سريال ساختگي
اين روش قفل‌گذاري که قوي‌ترين قفل مي‌باشد، بصورت مخلوطي از روش‌هاي 1 و 4 مي‌باشد(به قسمت دوم مراجعه نماييد) يعني ابتدا تراک خاصي را بصورت غير استاندارد فرمت کرده و سپس اطلاعات خاصي را درون آن قرار مي‌دهند (شماره سريال فرضي). اين قفل فقط جهت فلاپي ديسک قابل استفاده بوده و ضريب اطمينان آن حدود 98%-90% مي‌باشد.
6- قفل‌هاي اکتيو ايکس
در واقع يک اکتيو ايکس که مانع اجراي برنامه در شرايط خاصي شود را قفل اکتيو ايکس مي‌نامند. اين نوع قفل مانند ساير کامپوننت‌هاي برنامه نويسي است. برنامه نويس به سادگي آن را بر روي فرم برنامه خود قرار مي‌دهد و با تنظيم پارامترها و خصوصيات آن، سبب فعاليت آن مي‌شود. اين اکتيو ايکس قبل از قرار گرفتن فرم اصلي در حافظه، شروع به کار مي‌کند و اگر براي اولين بار اجرا مي‌شود برحسب اندازه حافظه، شماره‌ي سريال و سرعت پردازنده کد ويژه اي توليد مي‌کند اين کد توليد شده وابسته به خصوصيات کامپيوتر است بنابراين کد برگشتي اين اکتيو ايکس بر روي هر سيستمي متفاوت خواهد بود. پس از ارائه کد، کد معادل آن را از کاربر درخواست مي‌کند. کاربر با ارائه کد توليد شده به شرکت توليد کننده نرم افزار کد معادل آن را دريافت مي‌کند. اين کد را کاربر يا از طريق تلفن يا از طريق پست الکترونيکي و يا اينترنت دريافت مي‌کند در صورتيکه کد معادل دريافت شده پس از کد شدن معادل کد ارائه شده باشد يا به عبارتي ديگر کد ارائه شده از طرف کامپيوتر مکمل کد دريافت شده از شرکت باشد اکتيو ايکس اجازه مي‌دهد که برنامه بدون اشکال شروع به کار کند. کاربر نيز مي‌تواند بارها از اين کد بر روي کامپيوتر خود (کامپيوتري که کد دريافت کرده) استفاده کند. پس از ورود کد، اين کد در مکاني از سيستم مثلاً رجيستري يا يک فايل بصورت کد شده قرار مي‌گيرد و هر بار کامپيوتر برنامه را اجرا کند به جاي درخواست کد از کاربر، کد را از رجيستري يا فايل پس از کديابي مورد استفاده قرار مي‌دهد.
نقاط ضعف:
- قفل‌هاي اکتيو ايکس نياز به دريافت کد از شرکت دارند يعني اينکه بايد کاربر حتماً به نحوي با شرکت توليد کننده تماس بگيريد و نمي‌تواند برنامه را پس از خريد بلافاصله استفاده کند.
- قفل‌هاي اکتيو ايکس تنها بر روي يک سيستم اجرا مي‌شوند و بايد براي دريافت کد براي هر کامپيوتر اقدام شود (دشواري در نصب‌هاي تعداد بالا(
- قفل‌هاي اکتيو ايکس ممکن است با فرمت کردن، پارتيشن بندي تغيير يابد که نمي‌تواند شرکت دقيقاً حدس بزند که اين قفل براي اين سيستم بوده يا واقعاً تغيير کرده. در اکثر قفل‌هاي ساخته شده تغييرات اين کد بسيار مشاهده شده است.
- با صدمه ديدن قطعه‌اي در کامپيوتر و يا تعويض يک قطعه برنامه تصور مي‌کند که سيستم تغيير يافته است مثلاً با تغيير حافظه سيستم.
نقاط قوت:
- امنيت بالا براي برنامه نويس از نظر کپي برداري با تعداد بالا.
-داراي بيشترين امنيت نسبت به ساير قفل‌هاي نرم افزاري يا سي دي .
- سازگاري بسيار بالا نسبت به ساير قفل‌هاي نرم افزاري.
- قابليت آمارگيري فروش برنامه توسط شرکت ارائه کننده کد معادل قفل‌هاي CD با متداول شدن سي دي و يا لوح فشرده به عنوان بهترين، ارزان ترين و آسان ترين روش مبادله و تکثير اطلاعات نياز به حفاظت از آن در برابر تکثير غيرمجاز هر چه بيشتر احساس شد.
روش‌هاي قفل‌گذاري روي سي دي

روش‌هاي مختلفي براي قفل‌گذاري و حفاظت از اطلاعات روي CD وجود دارد که در ادامه تعدادي از آنها شرح داده مي‌شوند.

1- يک روش قفل‌گذاري اجراي برنامه از روي سي دي است. در اين حالت برنامه هنگام اجرا، به سي دي رجوع کرده و نقاط خاصي از آن را چک مي‌کند. اين نقاط بخش‌هايي هستند که به صورت فيزيکي علامت گذاري شده‌اند و در واقع به نوعي صدمه ديده‌اند و معمولاً اين خرابي با تابش اشعه ليزر انجام مي‌شود. به اين ترتيب به اصطلاح نقاط معيني از سي دي ليزرسوز مي‌شود. اين نقطه يا نقاط، به عنوان قفل سي دي عمل مي‌کند و از عمل تکثير يا کپي برداري و همچنين استفاده غيرمجاز از آن جلوگيري به عمل مي‌آورد.

2- قفل‌هاي حجمي، در اين روش فايل‌هاي CD را به حدود چند گيگا بايت افزايش مي‌دهند که امکان کپي شدن روي هارد را نداشته باشند. يکي از ساده‌ترين و عمومي‌ترين روش‌هايي که تاکنون براي حفاظت از CD ديده شده است افزايش مجازي طول چند فايل درون CD مي‌باشد به نحوي که آنها تا چند صد مگا بايت به نظر مي‌رسند. براي انجام چنين کاري تنظيمات مربوط به طول آن فايل را در Image بر روي هم قرار مي‌گيرند ولي برنامه حجم واقعي هر فايل را مي‌داند و عمل خواندن را تا آن نقطه انجام مي‌دهد. بنابراين برنامه بخوبي کار مي‌کند. اگر کاربري سعي کند که فايل‌ها را درون درايو دستگاهي کپي کند با شکست مواجه مي‌شود زيرا اين سي دي حاوي چندين گيگا بايت داده است! ولي اين روش اکنون ديگر کارايي لازم را ندارد زيرا امروزه تمام برنامه‌هاي کپي برداري ابتدا از روي سي دي Image تصويربرداري مي‌کنند.

3- يکي از روش‌هاي نادر و کمياب براي حفاظت از سي دي‌ها کنترل بر روي درايو سي دي مي‌باشد. از اين روش بيشتر در حفاظت بازي‌ها استفاده مي‌شود و نحوه ايجاد آن به دانش بالايي نياز دارد. روش آن بدين نحو است که اطلاعاتي نادرست (عمدي) در قسمت ECC (تصحيح خطا) يک سکتور داده نوشته مي‌شود. سي دي نويس‌هاي استاندارد بصورت خودکار اين خطاها راهنگام نوشتن تصحيح مي‌کنند در هنگام خواندن، برنامه سکتور داده را بصورت RAW و بدون تصحيح خطا در حافظه براي تطبيق با داده هاي اصلي بار مي‌کند و در صورت تناقض با داده‌هاي اصلي برنامه اجرا نمي‌شود.

4- متداول‌ترين روشي که براي محافظت از سي دي ديده مي‌شود. ايجاد فاصله‌هايي (gaps) غيراستاندارد ما بين تراک‌هاي صوتي و قرار دادن انديس‌ها در مکان‌هايي دور از انتظار است. سي دي که با اين روش قفل‌گذاري مي‌گردد در بسياري موارد توسط نرم افزارهاي کپي برداري معمولي و سي دي نويس‌هايي يکه از Disc at once پشتيباني نمي‌کنند غيرقابل کپي برداري است. ولي با پيشرفت تکنولوژي سي دي نويس‌ها و نرم افزارها اين روش نيز بسرعت در حال کناره‌گيري است.
5- امروزه قرار دادن فاصله خالي يا سوراخ گذاري بر روي سي دي متداول شده است. بدين نحو بسياري از برنامه‌ها که قصد خواندن يک تراک از ابتدا تا انتها را دارند با مشکل مواجه مي‌شوند.
[color=Black] 6- با استفاده از دستکاري Toc سي دي. يک قفل ساز سعي دارد با دستکاري TOC اطلاعاتي دروغين را به سي دي پيوند بزند. Toc در واقع اولين تراک از CD مي‌باشد که اطلاعات CD مثل اندازه فايل‌ها بر روي CD، چگونگي قرار گرفتن آنها و... را در خود نگهداري مي‌کند. لازم به توضيح است که هدف از طراحي قفل‌ها نرم افزاري‌/‌سخت افزاري اين نيست که هيچکس تواناي شکستن (باز کردن) آن را ندارد. بلکه مقصود بالا بردن سطح کنترل کپي‌هاي غيرمجاز تا حد ممکن مي‌باشد. اميدواريم تا با تدوين و طراحي قانون Copyright در ايران گامي بلند در پشتيباني و حمايت از توليد کنندگان نرم افزار در کشور ما برداشته شود.

منبع: ماهنامه رايانه

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

محیط دلفی برای برنامه نویسی یکی از بهترین محیطهای برنامه نویسی است گذشته از کارکرد داخلی و کمپایلر آن که بسیار قوی و سریع است، محیط آن یعنی IDE آنهم قدرت بسیار زیادی دارد که باعث شده یکی از بهترین ادیتورها باشد. در این مقاله من سعی بر این داشته ام تا با ارائه یک سری از نکات و کلیدهای میانبر که می توانند برای کار در دلفی بسیار مفید و کارا باشند، کمک کنم تا شما بتوانید با قدرت بیشتر به برنامه نویسی و کار در این محیط قدرتمند ادامه دهید.
در قسمت اول مقاله که در حال حاضر در مقابل شماست من یک سری از کلیدهای میانبر و ترکیبی مورد استفاده در IDE دلفی را بصورت لیست وار و همراه یک توضیح کوچک آورده ام. دوستان عزیز برنامه نویس ممکنه که شما مدتها با دلفی مشغول برنامه نویسی بوده باشید اما من یقین دارم که در این لیست نکات و روشهای جدیدی را خواهید آموخت.
▪ جستجو در متن بصورت مستقیم:
برای اینکار کلیدهای Ctrl+E را بفشارید و بدنبال آن شروع به تایپ کلمه مورد نظر کنید نتیجه آن را خود ببینید. برای اینکه به کلمه بعدی بروید کافیست کلید F۳ را بزنید.
▪ ایجاد فرورفتگی در کد:
بعضی اوقات - که خیلی هم پیش می‌آید - لازم است که یک مقداری از متن را بصورت بلوک شده به جلو و یا عقب ببریم. منظور دندانه دار کردن متن است که به خوانایی برنامه کمک می کند. برای اینکار می تونید از کلید Ctrl +Shift+I برای جلو بردن و Ctrl+Shift+U برای عقب برگرداندن متن بلوک شده استفاده کنید.
▪ پرش به قسمت تعریف یک شی (Object):
ببنید شی مورد نظرتون (از قبیل VCL, Procedure, Function,...) در کجا و چطور تعریف شده می توانید کلید Crtl رو پایین نگه داشته و روی شی مورد نظر Click کنید.
▪ برای تغییر حالت کاراکترها:
شما می توانید یک قسمت از متن (که ممکن است با حروف بزرگ و یا کوچک تایپ شده باشد) را انتخاب کنید و با زدن کلیدهای Ctrl+O+U به ترتیب تمامی حروف کوچک آن قسمت از متن را به حروف بزرگ و تمامی حروف بزرگ آنرا به حروف کوچک تبدیل کنید. برای تعییر حالت یک کلمه نیز میتوانید روی کلمه مورد نظر رفته و کلیدهای Ctrl+K+F برای بزرگ کردن و کلیدهای Ctrl+K+E را برای کوچک کردن حروف آن کلمه بکار برد.
▪ درست کردن ماکرو متنی:
این امکان بسیار مفید است و می تواند بسیاری از کارهای نوشتاری را کاهش دهد با اینکار شما میتوانید یک سری از کارهای تکراری که روی متون انجام می دهید را بصورت ماکرو در آورده و از آنها به راحتی استفاده کنید. برای شروع به ضبط ماکرو کلیدهای Ctrl+Shift+R را بفشارید و آن سری کارهایی را که می خواهید را انجام دهید و سپس برای اینکه به کار ضبط ماکرو پایان دهید کلیدهای Ctrl+Shift+R را دوباره بزنید. حال برای استفاده از ماکرو کافیست در هر جا که لازم بود کلیدهای Ctrl+Shift+P را بفشارید.
▪ انتخاب متن بصورت مربعی:
اگر شما از کهنه کارهای کامپیوتر باشید حتما از زمان داس یادتون هست که برنامه ای بود به نام PE۲ که یکی از امکانات بسیار جالبش این بود که یک مربع از متن رو میتوانستین انتخاب کنید و آنرا کپی یا حذف کنید. بله درست متوجه شدید در محیط دلفی هم شما اینکار را میتوانید انجام دهید اما نه به مشکلی PE۲ بلکه اینکار را میتوانید فقط با گرفتن کلید Alt و کشیدن موس روی متن انجام دهید. هر چند ممکن است در نگاه اول زیاد این امکان مفید به نظر نیاید ولی بعضی وقتهای خیلی کار را راحت میکنه، که حتماً تجربه خواهید کرد.
▪ گذاشتن علامت روی متن:
این کار که به BookMark معروف است بسیار مفید و کارا می باشد. در هنگامی که شما روی قسمتی از متن برنامه کار میکنید و می خواهید به یک قسمت دیگر بروید ممکن است برای برگشتن به مکان اول خود کمی مشکل پیدا کنید. ولی شما میتوانید با زدن چند دکمه به محل مورد نظرتون باز گردید. برای اینکار در خطی که قصد دارید علامت بگذارید کلیدهای Ctrl+Shift+۰..۹ را بفشارید. منظور اینست که کلیدهای Ctrl+Shift را نگه دارید و یکی از اعداد ۰ تا ۹ را وارد کنید تا آن خط به همان شماره علامت گذاری شود و سپس هر جا که خواستید بروید و سپس هر بار که کلید Ctrl را نگه دارید و شماره مورد نظر را وارد کنید به همان خط باز خواهید گشت. البته توجه داشته باشید که فقط می توانید ۱۰ خط را با این روش علامت گذاری بکنید و برای برداشتن علامت ها کافیست روی همان خط دوباره کلید Ctrl+shift و شماره‌ای که برای آن خط وارد کرده اید را بفشارید با اینکار علامت آن خط برداشته می شود.
▪ ایجاد کلاس مورد نظر:
شما هنگامی که در قسمت Private و یا Public یک type، روال یا تابع درست کردید لازم دارید که قسمتی را برای قرار دادن کدهای مربوط به آن روال یا تابع را ایجاد کنید. برای اینکار شما پس از اینکه نام تابع را تایپ کردید می توانید کلیدهای Ctrl+Shift+C را فشار دهید تا دلفی یک قسمت برای نوشتن کدهای مورد نظرتان ایجاد کند.
▪ ظاهر کردن پنجره Code insight:
شما حتما به اهمیت و مفید بودن این قسمت دلفی واقفید که در هنگام کد نویسی تا چه حد می تواند کارها را راحت کند. بله در هنگام وارد کردن کدها بعد از وارد کردن نام یک کلاس و یا Object با زدن یک نقطه (.) پنجره Code Insight‌ ظاهر می شود. حال در بعضی وقتها شما ممکن است که نقطه را قبلا وارد کرده باشید و یا در مواقع دیگر این پنجره ظاهر نشود. در این صورت برای اینکه پنجره را ظاهر کنید باید دوباره نقطه را وارد کنید ولی راه آسانتری هم وجود دارد و آن اینست که کلیدهای Ctrl+Speacebar را فشار دهید.
▪ ظاهر کردن پنجره Code Parameter:
همانند بالا در هنگام ظاهر شدن Hint مربوط به راهنمای توابع که معمولاً بعد از گذاشتن پرانتز مربوط ظاهر میشود و در مورد پارامترهای لازم می باشد نیز می توانید از کلیدهای Ctrl+Shift+SpaceBar استفاده کنید.
▪ رفتن از قسمت تعریف توابع و روالها به قسمت کد آنها:
همیشه این نیاز وجود خواهد داشت که شما در هنگامی که دارید به دنبال یک روال در قسمت type میگردید بعد از پیدا کردن نام آن می خواهید که خود آن تابع یا روال را نیز ببنید. برای اینکار خوب حتما نام آن را جستجو میکنید ولی یک راه آسانتر اینست که شما روی نام آن تابع قرار گیرید و کلیدهای Ctrl+Shift+Up/Down را بزنید. در اینحالت اگر روی کد تابع باشید به قسمت تعریف آن خواهید رفت.

 

آفتاب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

از اینترنت با حجم سه میلیارد صفحه اغلب به عنوان کاملترین دایرة‌المعارف یاد می‌شود. مستندات بی‌نظیری که به رایگان در اختیار ما گذاشته شده و ابزاری که ظرف چند ثانیه می‌توانند پاسخگوی سئوالات ما باشند. موتورهای جستجو آنچنان کارا می‌باشند که کافیست چند لغت پراکنده به آنها بدهید تا اطلاعات فراموش شده خود را باز یابید. برخلاف عقیده عموم از این ابزارهای مفید تعداد کمی وجود دارد. فقط چهار شرکت آمریکائی موفق شده‌اند که خدمات مثبت و با کیفیتی به مردم جهان ارائه دهند. پیش از ادعای هدایت کاربران اینترنت درحجم عظیم اطلاعات، که بی‌وقفه درحال افزایش هستند، باید بتوان هزاران رایانه را در شبکه عنکبوتی در نوردید و اطلاعات موجود را جمع آوری کرد. به ویژه باید دانست که چگونه مناسبترین صفحات را از آنها بیرون کشید. این قابلیت "هوشمندی" موتورهای جستجو را تشکیل می‌دهد و موفقیت یا عدم موفقیت آنها از این نکته سرچشمه می‌گیرد.
گوگل با تبدیل شدن به پرکاربرترین موتور جستجو در جهان در کمتر از سه سال این قابلیت را به اثبات رسانده است. دیدگاه مبتکرانه گوگل به او این اجازه را داده است که از همان صفحه اول نتایج، اطلاعات مورد جستجو را ارائه دهد.
دهان به دهان: کارشناسان به دوستان خود توصیه کردند که از این موتور جستجوی "باهوش" استفاده کنند، و تعداد تقاضاهای جستجوی گوگل که ١٠٠٠٠ مورد در سال ١٩٩٩ بود، در بهار ٢٠٠٣ از مرز ٢٠٠ میلیون مورد در روز فراتر رفته است. از این پس ٥٣% تقاضاهای جهانی به او سپرده می‌شود، تا جائیکه تعداد ٧٠ میلیون کاربر آن، کل اینترنت را با این ابزار بی همتا یکسان می‌پندارند. "فرانسیس پیزانی" روزنامه‌نگار می‌گوید: گوگل به تدریج به وسیله‌ای اساسی - فراتر از یک موتور جستجو - تبدیل شده است، او می‌افزاید: من دیگر از موتور جستجو برای دسترسی به سایتهای حاوی اطلاعات استفاده نمی‌کنم. نتایج نمایش داده شده بعنوان پاسخ یک سئوال کافی بوده و از این پس فقط سایتهایی که گوگل ارائه می‌کند، بعنوان ابزار تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرند(١)".
با این وجود برتری گوگل با مطرح شدن سئوالات اساسی همراه بوده است. چگونه الگوریتمی چنین "هوشمند" می تواند ده پاسخ "مناسبتر" را درباره "عراق" از میان سه میلیون صفحه حاوی این لغت انتخاب کند؟ مانند سایر موتورهای جستجو، این ابزار هم در وحله اول از لحاظ محدودیت با مشکلات فراوان روبروست. این موتور فقط می‌تواند اطلاعاتی را ارائه دهد که در دسترس عموم مردم قرارداده شده‌اند. اگر کسی نخواهد مقاله‌ای را درباره "آداب و رسوم همای ریشو" (اصطلاح مورد علاقه الکساندر ویالات) منتشر کند، هر گونه جستجویی دراین زمینه بیهوده خواهد بود: با "استفاده از اینترنت" مجموعه دانستنیهای قابل دسترسی در اختیار ما قرار نخواهد داشت، بلکه فقط اطلاعاتی که مشترکان مختلف مانند – دانشگاهها، موسسات و وسایل ارتباط جمعی انتخاب کرده‌اند که در دسترس عموم قرار گیرد دراختیار ما قرار خواهد گرفت (ولی ما می‌توانیم مقالاتی را از "کل جهان" و سایر مقالاتی را که قاعدتاً پولی هستند نیز بیابیم) بنابراین کیفیت این اطلاعات انتخاب شده نقش محوری در مناسب بودن پاسخهای ارائه شده خواهد داشت.
درحالی که تعداد صفحات قابل دسترسی همینطور افزایش می‌یابد، برخی منابع متعلق به نهادها را عمداً از اطلاعات سایتهای خود کاسته‌اند. فردای ١١ سپتامبر ٢٠٠١، تعداد سایتهای رسمی آمریکائی که بد ین صورت اطلاعات خود را تخلیه کردند رو به فزونی نهاد. برای مثال سایت ارتش آمریکا که در گذشته، اطلاعات مربوط به هشت انبار تسلیحات شیمیائی(٢) خود را مغرورانه در دسترس عموم قرار می‌داد. آنها در ضمن اطلاعات زیادی را نیزراجع به غیرنظامیان تخلیه کردند. خدمات اطلاعات جغرافیائی، دسترسی به نقشه راهها(٣) را ممنوع کرد و ایالت پنسیلوانیا نقشه تجهیزات زیرساختاری مخابرات، نقشه مدارس و بیمارستانها(٤) را حذف کرد. در سایه شعار مبارزه علیه تروریسم، برخی شرکتها اطلاعاتی را که گروههای حفظ محیط زیست به دنبال تلاشهای بسیار توانسته بودند حق دسترسی به آنها را داشته باشند، حذف کردند: تولیدکنندگان کالیفرنیائی انرژی برق اطلاعات مربوط به گازهای آلوده کننده کارخانجات برق(٥) را به این ترتیب حذف کردند.
ورشکستگی "اقتصاد جدید" درسال ٢٠٠١ نیز دراین امر سهیم شد: تعداد ناشران "آنلاینی" که مقالات خود را فقط برای مشترکین حفظ می‌کردند بیش از پیش شد. این خط‌مشی که با هدف درآمد بیشتر صورت گرفته بود به یک ناکامی انجامید: حذف کاملشان از شبکه عنکبوتی. سایتهایی که دسترسی به آنها فقط در صورت مشترک شدن (حتی بصورت رایگان) میسر می‌شد دیگر توسط موتورها شناسائی نشدند.
لذا حتی اگر "نیویورک تایمز" ماه گدشته تحقیق قابل ملاحظه‌ای درباره "آداب و رسوم همای ریشو" منتشر کرده باشد، این مطلب به شما ارائه نخواهد شد. عمده مقالات نشریات بدین ترتیب بالقوه غیرقابل دید شده‌اند.
درهمان زمان بازیگران دیگری شبکه را تصاحب کرده اند: شرکتهایی که به منظور شناساندن خود از شبکه به مثابه ابزار ارتباطی مطلوب بهره گر فته یا سازمانهای مبارز که وسیله دیگری را درشبکه برای ارائه نظرات خود یافته‌اند... به ویژه کاربران اینترنت سایتهای شخصی بیشتری ایجاد کرده‌اند: "نشریه اتوماتیک" که قبلاً در دسترس افراد متخصص بود، اینک با ظهور ابزار ساده در دسترس عموم قرار گرفته است.
در اواسط سالهای ١٩٩٠، دو دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آمریکائی استنفورد، "سرجی برین" و "لاری پیج" در مواجهه با این سیر اطلاعات، راه جدیدی را در پیش گرفتند: یک موتور جستجوی پایه‌ریزی شده براساس مطالعه ریاضی روابط بین سایتها، نتایج بهتری نسبت به تکنیکهای ساده مورد استفاده در آن زمان بدست می‌داد.
از آنجائیکه آنها متقاعد شده بودند که صفحات "مناسبتر" صفحاتی هستند که بیش از همه بازدید می‌شوند (سایتهایی که سایتهای دیگر آنها را بصورت هایپرتکست لینک کرده‌اند)، تصمیم گرفتند این مسئله را به عنوان پروژه تحقیقاتی خود انتخاب کنند و روی مبناهای یک موتور "ریاضی" کار کنند، آنها در نهایت " گوگل" را پایه نهادند و شرکت خود را در سپتامبر ١٩٩٨ تاسیس کردند.
برای ارزیابی "مناسب بودن" صفحات ارائه شده در شبکه، "برین و پیج" "صفحه رَنک"، خاص گوگل، را اختراع کردند، که نوعی رده‌بندی ارزشهای مربوط به صفحات است. ارزش یک صفحه Web در این مقیاس، به صورت پیوسته، برحسب تعداد بازدیدهایی که از آن می‌شود ارزیابی می‌گردد. بدین ترتیب سایتهای "منزوی" که هیچگونه هایپرتکستی ندارند کمتر بازدید شده و اصطلاحاً "مشروعیت" ندارند. برعکس سایتهایی که بیش از همه بازدید می‌شوند از نظر گوگل سایتهای مرجع به شمار می‌آیند. این الگوریتم ابتکاری نتایج شگفت‌انگیزی ارائه می‌دهد.
با این حال این سیستم دارای مشکل است׃ سایتهای جدید مخفی مانده و غیرقابل دید می‌شوند مگر اینکه بتوانند توجه سایتهایی را که قبلاً ایجاد شده‌اند جلب کنند. پایه‌گذاران گوگل می‌افزایند: "پیج رنک" بر ماهیت کاملاً دموکراتیک وب استوار است و معذلک باید اعتراف کنند که "آرای صفحات مهم ارزش بیشتری دارند و کمک می‌کنند که صفحات دیگر نیز باارزش شوند." یک دموکراسی شگفت‌انگیز که در آن اعضای تاثیرگذار قبلی حق انتخاب بیشتری نسبت به اعضای جدید دارند.
"آندرو اورلوسکی" درباره این موضوع آموزنده، قصه ای کوتاه در "رجیستر" نوشته است. در ١٧ فوریه ٢٠٠٣، مقاله ای درباره جنبش اعتراض آمیز ضدجنگ به مثابه ظهور ابرقدرت دوم در صفحه اول "نیویورک تایمز" منتشر شد. "تظاهرات بزرگ ضدجنگ در تمام دنیا در تعطیلات آخر این هفته به ما ثابت کرد که هنوز بدون شک دو ابرقدرت روی کره خاک وجود دارد: ایالت متحده و افکار عمومی". این اصطلاح سریعاً توسط دبیرکل سازمان ملل آقای "کوفی عنان" بکار گرفته شد. در هفته‌های بعد نتیجه جستجو درباره اصطلاح "دومین ابرقدرت" در گوگل به درستی به همان تعریف اولی ارجاع می‌داد.
استاد دانشگاه هاروارد، "جیمز اف مور" تصمیم گرفت که "ضدحمله‌ای" را ترتیب دهد. ٣١ مارس، او سایت شخصی خود را بانام "دومین ابرقدرت نقاب از چهره زیبای خود برمی‌دارد" تاسیس کرد. یک متن بسیار بی‌اهمیت که در آن اصطلاح "دومین ابرقدرت" بصورتی که تنها برای جلب توجه اعضای حزب جمهوری‌خواه جذاب بود استفاده شده بود.
سایر "تکنو-اوتوپیستها" عقاید خود را در افکار "اورلوسکی" متبلور دیدند و با ارائه نقدهای بسیار موثر روی شبکه، این مقاله بی‌اهمیت را به "مرجع" درباره موضوع تبدیل کردند.
به این ترتیب یک ماه بعد، از ٣٠ پاسخ پیشنهادی گوگل برای جستجوی "دومین ابرقدرت"، ٢٧ مورد به سایت ساختگی او مربوط می‌شد. جیمز مور، متخصص استراتژی اقتصادی، فن‌آوری و مدیریت، می‌دانست چه می‌کند.
"اندرو اورلوسکی" می‌گوید: میلیونها انسان در سراسر جهان لازم بود تا "گنگ بزرگ" (منظور نیویورک تایمز است) جنبش ضدجنگ را بعنوان "دومین ابرقدرت" تشریح کند. اما یک مشت "وبلاگر" کافی بود تا مقاله مور را مرجع قرار دهند. در نتیجه تعریف او به کمک الگوریتم "پیج رنک" "گوگل" دارای مشروعیت شد و سایر تعاریف را نابود کرد.
چنانچه موتور جستجو وسیله اصلی شما برای داشتن دیدگاهی درباره دنیا بود، شما خیلی سخت باور می‌کردید که اصطلاح "دومین ابرقدرت" می‌تواند معنای دیگری داشته باشد. بدین ترتیب معنای اصلی آن تقریبا از دست رفته است."
به عقیده "اندرو اورلوسکی" این ماجرا نشان می‌دهد که گوگل دارای "دقت مستدل" نیست بلکه "نتیجه‌ای خلاصه" می‌باشد: جستجویی در گوگل شما را به سمت مرجع اصلی درباره موضوع هدایت نمی‌کند بلکه به سمت مرجعی می‌روید که بیشترین بازدیدکننده را داشته است. پدیده‌ای که بر اساس قانون حفظ حقوق مولف که انتشار آنلاین نوشته‌ها را ممنوع می‌کند، باز هم بیشتر تقویت می‌شود. در حالی که جستجویی درباره "رائول ونژم" شما را به برخی نوشته‌های او هدایت می‌کند (چندین کتاب از این نویسنده روی شبکه موجود هستند)، ولی در مقابل در مورد اکثر نویسندگان، شما فقط دعوت به خرید می‌شوید و در بهترین حالت خلاصه‌ای از یکی از نوشته‌ها که توسط خواننده کاربر اینترنتی صورت گرفته در اختیار قرار می‌گیرد. وضعیتی که می‌توانیم آنرا با کتابخانه‌ای مقایسه کنیم که کتاب را بصورت رایگان در اختیار قرار نمی‌دهد و فقط برگه‌های راهنمای کتاب را که توسط اعضا تهیه شده، به آنها ارائه می‌دهد.
این فقدان مدارک مرجع موجب موضع‌گیری‌هایی در زمینه ایدئولوژیک می‌شود. و جالب اینکه، این قدرت نمادین – توانائی ارزش دادن به درکی از یک موضوع – یکی از موارد نادری است که هنوز در ساختار معمول توزیع قدرت قرار نگرفته است.
ایدئولوژ حاکم در آن بیش از حد ارائه نشده است و بالعکس برای مثال: جستجو درباره نام وزیر کشوری طرفدار بازگرداندن خارجی‌ها با هواپیماهای Chertars شما را به سوی نهادهای دفاع از خارجی‌های فاقد مدارک قانونی سوق می‌دهد و وقتی از گوگل درباره دولتمردی سئوال کنید، می‌تواند از مصاحبه‌های مطبوعاتی وی صرف‌نظر کند و از رسوایی تجاری که او در آن دست داشته یاد کند. در حقیقت، قدرت تاثیرگذاری عوامل مختلف به درجه استفاده آنها از شبکه بستگی دارد: ایجاد یک سایت کافی نیست، باید توانائی ایجاد خطوط ارتباطی با سایر سایتها را نیز داشت و مورد نظر "آنهائی که ارزش بیشتری" در شبکه دارند، قرار گرفت.
افراد زیادی به خاطر مطالب خود روی شبکه مورد تقدیر صادقانه قرار می‌گیرند ولی دیگرانی نیز هستند که هوشمندانه می‌دانند چگونه از ضعف این ابزار استفاده کنند. به این ترتیب بعضی آژانسها که درخدمت لابی‌های گوناگون قرار دارند، تخصصی جهت ایجاد سایتهای اطلاعاتی یافته‌اند که محتوای آنها در نگاه اول اطلاعیه‌های آژانسهای خبری را تداعی می‌کند، این شکل بی‌طرفی ظاهری کاربران اینترنت را که فکر می‌کنند به اطلاعات مفیدی دست یافته‌اند می‌فریبد، کاربران سعی می‌کنند در سایت خود به این سایت ارجاع دهند و در نتیجه سایت را دارای قدرتی نمادین سازند که در نهایت به سود آن خواهد بود.
برخی موضوعات حساس، مانند ارگانیسمهایی که از لحاظ ژنتیکی تغییر یافته‌اند یا چالشهای اسرائیل و فلسطین موجب درگیری سرسختانه‌ای شده‌اند و هر یک از طرفین سعی دارند تا ایدئولوژی خود را از نگاه گوگل "مشروع‌تر" جلوه دهند. تا جائی که مسئول یک سایت اینترنت مرجع – حداقل از نگاه گوگل – از دریافت پیامی عجیب از طرف یک واسطه تجاری متعجب شده بود: "من خواهان خریداری ارتباط هایپرتکست موجود در سایت شما هستم تا برای سایتهای مشتریان خود تبلیغ کنم. احتیاجی نیست که این ارتباطات بطور خاص روی سایت شما نمایش داده شود چرا که ما به دنبال افزایش مستقیم بازدید از این طریق نیستیم. از آنجائیکه سایت شما از طرف موتورهای جستجو مورد استقبال قرار دارد، این ارتباطات امکان افزایش بازدید از این سایتها را روی موتورهای دیگر مهیا می‌سازد". این متخصص مشهور، در میان مشتریان خود از، سایتهای تجاری، آژانسهای مسافرتی و شرکتهای داروئی نام می‌برد.
بدون شک در برابر مسائل سیاسی که دیدگاه‌های اساسا متفاوت در رابطه با آنها بطور همزمان در شبکه موجودند، گوگل دچار ضعف است: معیارهای ریاضی آن می‌توانند بعضی عوامل و برخی نظریات را مرجع سازند و یک برتری خلاف واقع را در مورد نوشته‌هایی که فقط نظر افراد معدودی است ایجاد کنند. پایه واساسی که "اولین ورودی‌ها" در شبکه از آن بهره‌مند شده‌اند و تعداد انبوه خطوط ارتباطی که دراختیار دارند (به ویژه به خاطر پدیده وبلاگ که اصولاً آمریکائی است)، "اربابان تفکر" امروزی گوگل را "از لحاظ ریاضی" تعیین کرده است. بی‌شک، این ابزار از لحاظ فنی یا عملی موفقیتهای درخشانی بدست آورده است ولی نباید از نظر دور داشت که برای برخی موضوعات دقت مضمونی از الگوریتم ریاضی با اهمیت‌تر است.
۱) فرانسیس پیزنی، " گوگل، زندگی من" Netsurf
۲) آدرس http://www.netsurf.ch/archives/۲۰۰۱/۰۱-۱۰/۰۱۱۰۲۴nt.html
۳) "security concerns prompt army to review web sites,access "And Electronics Report, ٢٦ October ٢٠٠١
۴) http://www.fas.org/sgp/news/۲۰۰۱/۱۰/dior۱۰۲۶۰۱.html
۵) سان فرانسیسکو کرانیکل: ٥ اکتبر ٢٠٠١ رسانه‌های خبری و قانون، مجله گزارشگران کمیته آزادی مطبوعات، پائیز ٢٠٠٢
● مونوپولی؟
در دنیای "اقتصاد جدید" گوگل یک OVNI است. گوگل یک "استارت – آپ" موفق است. درحالی که اکثر موتورهای جستجو نتوانستند با ترکیدن "حباب اینترنت" به کارخود ادامه دهند، گوگل به سرعت راز بقای تجاری را یافت. گردش مالی گوگل که درسال ۲۰۰۳ حدود یک میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، بر پایه ارائه دو نوع سرویس حاصل شده است. در درجه اول، فن‌آوری سیستم جستجوی آن، که با اختیارات کامل در دست مشتریانی همانند یاهو، سیسکو، وودافون یا ارتش آمریکا قرار می‌دهد. و همچنین، تخصص گوگل در زمینه تبلیغات هدف‌دار: پیامهای تبلیغاتی نمایش داده شده در گوگل – که عبارتند از متون ساده ولی دقیقاً مرتبط با موضوع مورد جستجو که بطور میانگین پنج برابر بیشتر از شبکه‌های تبلغات سنتی کلیک می‌شوند. با اینکه همه گوگل را کاندیدای مناسبی برای ورود به "بورس" می‌شناسند، ولی گوگل هنوز از ورود به "وال استریت" سر باز می‌زند و معتقد است که بلندپروازی‌های تکنولوژیک او مخالف مدیریتهای کوتاه‌مدت سهامداران خواهد بود. لاری پیج(۲) می‌گوید: "ما نسبتا خوب هستیم، ولی هنوز با اهداف نهایی فاصله زیادی داریم که با صرف زمانی طولانی به آن نخواهیم رسید". شاید او در رویای تبدیل کردن گوگل به یک "مایکروسافت" دیگر و ورود به "بورس" همزمان با در اختیار گرفتن انحصار کامل در این زمینه است. مانند یک بازی بزرگ "مونوپولی".
۱) “Google annonces corporate search customers ”Reuters, ۱۲ oute ۲۰۰۳
۲) “Inside Google ”san jose mercury news, ۴ mai ۲۰۰۳

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

تحقیقات جدید نشان می دهد که ورزش مغز به طور منظم به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل، مثل آلزایمر را کاهش می دهد.
خبرنگار پزشکی، دکتر امیلی سنای، می گوید، وقتی صحبت از فواید ورزش منظم مغز پیش می آید، هیچ پاسخ قاطعی وجود ندارد. اما، او اعتقاد دارد، شواهد زیادی نشان می دهد که فعالیت های تقریحی تحریک کننده ذهن خطر بیماری های مربوط به زوال عقل را کاهش داده و با بالا رفتن سن، به حفظ توانایی شناختی کمک می کند.
در ژورنال پزشکی نیو انگلند، محققان به بررسی فعایت های تفریحی افراد سالخورده طی بیست سال، پرداختند تا ببینند این افراد به زوال عقل مبتلا می شوند یا خیر. این تحقیق همچنین نتیجه درگیر کردن و چالش ایجاد کردن برای مغز را با انجام فعالیت هایی مثل حل کردن جدول، بازی شطرنج یا ورق، مطالعه، نوشتن تفریحی، و نواختن آلات موسیقی، نیز بررسی کرد. علاوه بر این، محققان تاثیر فعالیت های فیزیکی روی مغز، مثل تنیس یا گلف، شنا، رقص و کار خانه را نیز مرور کردند.
با این تحقیقات، محققان متوجه شدند که افرادیکه بیشتر به فعالیت هایی مثل مطالعه، بازی شطرنج، نواختن آلات موسیقی و رقص مبادرت می کردند، کمتر به بیماری های زوال عقل مبتلا می شدند.
این تحقیق نشان داد که یک فعایت در هفته، تا %۷ احتمال بروز زوال عقل را کاهش می دهد. این کاهش خطر ابتلا به بیماری های زوال عقل، برای آنها که در فعایت های بیشتری در هفته شرکت می کردند، تا %۶۳ افزایش یافت.
جامعه پزشکی اطمینان کافی ندارد که چرا فعالیت ذهنی، برای مغز فایده دارد اما یک اشاره بر این که چالش های ذهنی، سلول های مغزی را سالم نگه داشته و آنها کمتر در معرض بیماری و تخریب قرار می گیرند.
دکتر سنای می گوید، یک تئوری دیگر این است که فعالیت های تحریک کننده ذهن به ارتقاء اندوخته شناخت کمک می کند، بنابراین برای جایگزین کردن سلول های از بین رفته، سلول های مغزی بیشتری وجود دارد.
این تحقیق عنوان نمی کند که چه فعالیت هایی برای مغز بهتر از فعالیت های دیگر است. دکتر سنای می گوید، یک تحقیق فرانسوی نشان داده است که بافندگی، باغبانی، مسافرت، و انجام کارهای معمولی نیز احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل را پایین می آورد. و بااینکه فعالیت های فیزیکی تاثیر چندانی در این تحقیق نشان ندادند، اما شواهدی وجود دارد که فواید آن را روی مغز به طرق مختلف ثابت می کند.
افراد سالمند با بالا رفتن سن بیشتر در معرض این گونه بیماری ها قرار می گیرند اما برخی عقیده دارند که این چالش ها باید در سنین پایینتر برای مغز فراهم شود. دکتر سنای می گوید، چالش های مغزی به هیچکس صدمه نمی زند، اما یادتان باشد، قبل از اینکه روی سن رقص بروید، حتماً با پزشکتان مشورت کنید.
● چطور مغزتان را فعالیت دهید: جدول حل کنید
جدول از زمان های قدیم راه بسیار خوبی برای گذر وقت بوده است. این سرگرمی برای اولین بار در سال ۱۹۱۳ در انگستان به وجود آمد؛ روزنامه نگار، سر آرتور واینه از لیورپول، بود که اولین جدول را در روزنامه به چاپ رساند. طی سالها، این جدول ها شکل و شمایل های مختلفی به خود گرفته اند، اما ایده اصلی هنوز مانند سابق است. هم اکنون، تحقیقات ثابت می کند که حل کردن جدول، مغز را سالم نگه می دارد و از بروز بیماری هایی مثل آزایمر و از این قبیل، جلوگیری می کند.
▪ وسائل لازم:
ـ مداد یا خودکار
ـ یک عدد جدول
ـ زمان
ـ صبر
▪ قدم اول: یک تجربه شخصی
من سالهای سال یکی از طرفداران پر و پا قرص جدول و سایر بازی های لغتی بودم. تعداد کتاب ها و مجلات جدولی که حل کرده ام غیر قابل شمارش است. زندگی من طوری شده است که همه دوستانم برای تولدم و مناسبت های دیگر به من کتاب جدول هدیه می دهند. من واقعاً از بازی با کلمات لذت می برم. و جدول یکی از بهترین بازی با کلمات هایی است که نسبت به سایر باز یها هم ساده است و هم فکر را خیلی خوب درگیر می کند.
▪ قدم دوم: چالش
جدول ها در سطح های مختلف وجود دارند: از خیلی مبتدی تا پیشرفته. من معمولاً جدولهایی که خیی سخت و پیچیده باشند را دوست ندارم چون فقط سردرد نصیبم می کنند. ترجیح می دهم در صورت امکان مغزم را در استراحت کامل نگه دارم و از سرگرمی خود لذت ببرم. معمولاً جدول هایی را انتخاب می کنم که قدرت حل کردن آنها را داشته باشم.
▪ قدم سوم: فواید
یکی از بهترین فوایدی که حل کردن جدول برایتان فراهم می کند، تجربه یادگیری و ورزش فکری است که از آن بهره می برید.
ـ جدول کلمات، لغات و مفاهیم جدید از کلمات را در اختیارتان میگذارد و درک جدیدی از لغات به شما می بخشد.
ـ جدول کلمات روابط ظریف بین کلمات، مثل وجه اشتراک کلمات، را به شما نشان میدهد.
ـ جدول کلمات درمورد استفاده کلمات به شما آموزش می دهد؛ اینکه کدام حروف بیشتر از بقیه استفاده می شوند و کدام حروف کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.
ـ جدول کلمات مهارت سازماندهی کردن را یادتان می دهد.
ـ جدول کلمات شما را صبور می کند. گاهی اوقات لازم می شود که نفس عمیقی بکشید، چشمانتان را ببندید، و تمرکزتان را دوباره راه اندازی کنید.
ـ جدول کلمات به شما نشان می دهد که گاهی اوقات لازم است از دنیای واقعی اطراف فاصله بگیرید.
ـ جدول کلمات مغز را به فعالیت وا می دارد و سلامت آنرا تضمین می کند.
▪ قدم چهارم: نتیجه گیری
باید بگویم که بازی با کلمات به طور کل یکی از سرگرمی های مورد علاقه من است و تا آنجا که به خاطر دارم همیشه جدول برای من بهترین آنها بوده است.
▪ قدم پنجم: پس کلمه
شاید بهتر بود همه آن کتاب های جدول و سرگرمی که همه را واو به واو حل کرده بودم را نگه می داشتم. کسی چه می داند؟ شاید یک کلکسیونر آنها را از من می خرید.
● نکات و هشدارها
▪ مغزتان را زیاد در مشکل نیندازید. جدول هایی را انتخاب کنید که از پس آن برآیید.
▪ سعی کنید به جای مداد از خودکار استفاده کنید تا دیگر نتوانیداشتباهاتتان را پاک کنید. همیشه وقتی دفعه اول کاری را درست انجام بدهید لذت بیشتری می برید.
▪ حل جدول می تواند در شما ایجاد عادت کند.
▪ حل جدول می تواند دایره لغات شما را بالا ببرد.
▪ حل جدو اطاعات عمومی شما را تقویت می کند.
▪ حل جدول مهارت های ارتباطی شما را ارتقاء می دهد.

 

سایت مردمان پورتال جوانان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

● فطرت انسان از دیدگاه قرآن:
به شهادت یک سلسله از آیات قرآن، انسان دارای فطرت می‏باشد. از جمله در آیات زیر به این مسئله اشاره شده است: «زیّن للناس حبُّ الشهوات من النّساء و البنین و القناطیر المقنطرة من الذّهب و الفضّة و الخیل المسوّمه و الانعام و الحرث»
«برای مردم علاقه به زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت زینب داده شده است.»
در این آیه لفظ «حب» که به معنای علاقه و گرایش است و همچنین لفظ زیّن به معنای زینت داده شده، نشانگر آن است که تمایلات مذکور در نهاد انسان قرار دارد و از جمله فطریات انسان به شمار می‏رود.
آیه دیگر در سوره رحمن آمده که می‏فرماید: «هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان».
«آیا جزای احسان چیزی جز احسان است؟»
یعنی اگر انسان به فطرت خود رجوع کند، فطرت با زبان حال او، خواهد گفت که جزای احسان چیزی جز احسان نیست. این از فطریات اوست.
از دیدگاه قرآن، انسان موجودی است دو بعدی، هم دارای بعد مثبت و هم دارای بعد منفی. انسان می‏تواند هم سیر صعودی پیدا کند؛ چنان که می‏فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنّة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنّتی».
«ای نفس ملکوتی به سوی پروردگارت باز گرد که هم تو از او خشنود باشی و هم او از تو، داخل در زمره بندگان خاصّ من و وارد بهشت من شو». و هم سیر نزولی «ثمّ رددناه اسفل السافلین الاّ الذین امنوا و عملوا الصالحات فلهم اجرٌ غیر ممنون» «سپس او را به پست‏ترین منازل بازگرداندیم، مگر آنان که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، سپس برایشان مزدی بی‏منّت است.»
انسان در بُعد مثبت طبیعت خود گرایش به خدا دارد: «فطرة اللّه الّتی فطر الناس علیها»
«فطرت خدایی که مردم را بر اساس آن آفرید.»
انسان‏ها چه به این مسئله اقرار بکنند یا نکنند، این نیاز در درون ذات آن‏ها نهفته است. در آیاتی دیگر از حبّ خدا سخن به میان آمده است:
«و الذین آمنوا اشدٌّ حبّا للّه».
همچنین انسان از دیدگاه قرآن موجودی خودآگاه است: «بل الانسان علی نفسه بصیرة و لو القی معاذیره»
«بلکه انسان بر نفس خویش آگاه است، هر چند که عذر تراشی کند.»
انسان خود بهتر از هر کس دیگر، از خود و باطن خویش آگاه بوده و به اعمال خود آشناست. یکی دیگر از فطریات انسانی این است که انسان می‏تواند خوب و بد را تشخیص دهد و حُسن و قبح عقلی را درک نماید. انسان از دیدگاه فرهنگ اسلامی موجودی است ملهم از فجور و تقوی: «فالهمها فجورها و تقویها».
انسان از نظر آفرینش ترکیبی است از لجن و روح، مجموعه‏ای از حیوانیّت و روحانیّت، بالقوه توان صعود به مرحله «خلیفة فی الارض» و در سیر نزولی امکان رسیدن به مرحله «بل هم اضلّ» را داراست. از این رو انسان از نظر تعلیمات، آگاه بر فجور و تقوی است و قادر به تشخیص فجور، تمایلات بالفعل حیوانی، و تقوی، روحانیّت بالقوّه می‏باشد، لذا برخی از مفسّران گفته‏اند این آیه اشاره به حسن و قبح عقلی است که خداوند توانایی درک آن‏ها را به انسان داده است.
جنبه حیوانیّت نیاز به آموزش ندارد؛ چون بالفعل موجود است، مثل توانایی خوردن و آشامیدن... امّا جنبه روحانیّت نیاز به آموزش و تربیت دارد؛ چرا که موجودیّتی بالقوّه دارد و باید با تعلیم و تربیت به شکوفایی و منصه ظهور برسد: «و هدیناه النجدین»؛ و دو راه[خیر و شر] را به او نشان دادیم».
از دیگر فطریات انسان «وجدان» یا «نفس لوّامه» است: «لا اقسم بیوم القیامة و لا اقسم بالنّفس اللّوامة».
«قسم به روز قیامت و قسم به نفس ملامتگر.»
روان شناسان نیروی ملامت کننده درون انسان را وجدان اخلاقی نامیده‏اند و قرآن از آن به نفس لوّامه تعبیر می‏کند که بیانگر این معناست که این نیرو از ابعاد نفس انسان به شمار می‏رود و جزو ذات آدمی و دارای نمودهای بی‏شماری است، از جمله این که وجدان قاضی امین است، نظارت می‏کند و راهنمای امین و مطمئنی است، هم شکنجه می‏دهد و هم شکنجه می‏بیند، میزان سنجش بسیاری از امور است، حکم می‏کند و شماتت می‏کند و آرامش می‏یابد و برخی بایدها و نبایدها را تفکیک می‏کند.
● جنبه‏های منفی طبیعت انسان در قرآن
همان گونه که اشاره شد، طبیعت انسان دارای دو بُعد مثبت و منفی است. بعد مثبت وی را بیان نمودیم و حال به بُعد منفی انسان اشاره می‏کنیم. قرآن کریم یک بُعد از ابعاد نفس انسان را نفس امّاره می‏داند که او را به سوی کارهای زشت و پست فرا می‏خواند. «انّ الانفس لامارةٌ بالسّوءِ الاّ ما رحم ربّی»؛ «همانا نفس به کارهای بد امر می‏کند، مگر اینکه پروردگار به لطف خود رحم کند».
«و لقد خلقنا الانسان و نعلم مانوسوس به نفسه»؛ «ما انسان را آفریدیم و می‏دانیم آنچه را که نفس او به آن وسوسه می‏کند».
نفس امّاره به گونه‏ای است که می‏توان تمامی ابعاد منفی طبیعت انسان را از شئونات آن دانست.
از نظر قرآن اگر انسان احساس بی‏نیازی و توانگری کند به سرکشی و طغیانگری خواهد پرداخت.
«کلاّ انّ الانسان لیطغی اَنْ راهُ استغنی»؛ «زنهار همینکه انسان خود را بی‏نیاز ببیند سرکشی می‏کند».
یعنی اگر انسان به مقامی برسد یا جاه و جلالی را به دست آورد یا به مال و ثروتی دست یابد، گمان می‏کند از خدا نیز بی‏نیاز است و از این رو به طغیانگری می‏پرازد.
از نظر قرآن انسان ذاتا عجول است: «کان الانسانُ عجولاً»؛ «انسان موجودی شتابگر است.»
انسان موجودی حریص است: «انّ الانسان خُلق هلوعا اذا مسَّهُ الشرُّ جزوعا و اذا مَسَّهُ الخیرِ منوعا».
«همانا انسان سخت حریص آفریده شده است، چون شر و زیانی به او برسد سخت جزع می‏کند و چون خیر به او برسد منع احسان می‏کند.»
البته حرص شدید به خودی خود صفت نکوهیده‏ای نیست؛ چون وسیله‏ای است که اگر در جهت مثبت استفاده شود، انسان را به کمال وجودی می‏رساند و صفت پسندیده‏ای است و در صورتی که در مورد هواهای نفسانی به کار برده شود صفت نکوهیده‏ای است. انسان موجودی بخیل است؛ «و کان الانسان قتورا»؛ «انسان سخت بخیل است»، انسان موجودی کفران پیشه است: «و انّآ اذا اذَقنا الانسان منّا رحمةً فرحَ بِها وَ اِنْ تُصِبْهم سیئةً بِما قدّمت ایدیهم فانَّ الانسان کفورٌ»؛ «هنگامی که ما رحمتی را از خود به انسان می‏چشانیم بر اثر آن خوشحال می‏شود و همین که آثار سوء اعمالش را می‏گیرد کفران می‏کند. همانا انسان کفران پیشه است.
انسان موجودی فخر فروش است: «انّه لَفَرِحٌ فخورٌ»؛ «همانا او بسیار شاد و فخر فروش است.»
از دیدگاه قرآن انسان با وجود فطریات مشترک، دارای استعدادهای مختلف است. «اَهُمْ یَقسِمون رحمةً ربّک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوة الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعضٍ درجاتٍ لیتخذ بعضهم بعضا سخریا و رحمة ربّک خیرٌ ممّا یجمعون»؛ «آیا آن‏ها رحمت پروردگارت را تقسیم می‏کنند؟ مایه‏های معیشت را میان آن‏ها در زندگی دنیا تقسیم نموده‏ایم و برخی را بر برخی دیگر [از نظر استعداد] برتری بخشیده‏ایم تا گروهی گروه دیگر را [به طور متقابل] مسخّر خویش قرار دهند، و رحمت پروردگار تو از آنچه که آن‏ها گرد می‏آورند بهتر است.»
به گفته مفسرین منظور از معیشت تقسیم شده، استعدادها و امکان‏ها و شایستگی‏های مختلفی است که خداوند در نهاد انسان‏ها قرار داده است. همچنین از دیدگاه قرآن انسان موجودی متعادل و ابعاد وجودی انسان دارای تناسب و هماهنگی است: «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»؛ «همانا انسان را در نیکوترین ترکیب و تعدیل آفریدیم».
انسان مرکّب از مقدّمات فطری و غریزی فراوانی است که این مقدّمات در نیکوترین صورت ممکنه آفریده شده‏اند تا انسان بتواند با استفاده از نیروی اختیار و انتخاب خود را به کمالات انسانی آراسته سازد. «و صوّرکم فاحسن صوّرکم»؛ «شما را به بهترین صورت آفرید.»
آنچه از مجموع این آیات بر می‏آید، این است که انسان دارای یک سلسله امور فطری مشترک و متفاوت ذاتی مؤثر در شکل‏گیری شخصیت می‏باشد که والدین و محیط در ایجاد آن هیچ گونه دخالتی نداشته و همه انسان‏ها در وجود خود به طور ثابت و یکسان از این موهبت الهی بهره‏مندند. به بیان دیگر می‏توان گفت خداوند انسان را با زمینه‏های ذاتی خلق نموده است تا در انتخاب راه خیر و شر و ضلال و صلاح حجّت را بر او تمام نماید؛ زیرا وسیله تشخیص را به همگان عطا نموده است و از سویی نیروی اختیار و انتخاب را وسیله آزمایش انسان‏ها قرار داده که کدامین طریق را بر می‏گزینند. پاسخ به خواهش‏های نفس امّاره با هدایت رحمانی نفس لوّامه و نفس مطمئنه مطلب قابل تأملی است. توجّه به عوامل تأثیرگذار در انتخاب راه سعادت در اختیار انسان است که از جمله این عوامل، تربیت خانوادگی و ویژگی‏های روحی و روانی و رفتاری والدین است.
این دیدگاه مکتب اسلام درباره ماهیّت انسان با فرهنگ غرب درست در نقطه مقابل است؛ زیرا غرب برای انسان موجودیّت و ماهیّتی غیر از مادّه و تمایلات حیوانی قایل نیست. دیدگاه اسلامی می‏گوید انسان باید از مرتبه بالفعل حیوانیّت به مرحله کمال روحانی و خلیفة اللّهی برسد که این، شدن را ایجاب می‏کند و لزوم تعلیم و تربیت و تهذیب نفس از رذایل اخلاقی را اثبات می‏نماید. امّا در دیدگاه غربی چون از غرایز حیوانی و نفوذ مادیّت در وجود انسان چیزی متصوّر نیست، به اشباع هر چه بیشتر این غرایز قائل است. لذا از یک پدیده واحد، ثأثیرات متفاوت در دو فرهنگ می‏بینیم که نشان از تفاوت ماهوی فرهنگی است، به طور مثال مسئله حجاب در فرهنگ اسلامی برای امنیّت و سلامت اجتماعی جامعه ما اهمیّت فراوان داشته و یک ضرورت آشکار و غیر قابل انکار به شمار رفته و نوعی ارزش می‏باشد، امّا در غرب خطری برای امنیت و اهداف استعمار فرهنگی که اصلی‏ترین وسیله آن زن می‏باشد محسوب شده، لذا با آن مقابله می‏شود. بروز دو تأثیر متفاوت از یک پدیده واحد نشانگر آن است که این دو فرهنگ نمی‏تواند جایگزین دیگری گردد؛ مگر این که دیدگاه خود را در ماهیّت انسان تغییر دهد.
بنابراین با دقّت در آیات مذکور معلوم می‏گردد که چرا فرهنگ‏ها مختلف است، چرا اصرار بر ادیان و مذاهب وجود دارد، چرا برخی حکم عقل را کنار نهاده و بر باطل مصرّند؟ و چرا...

 

خبرگزاري فارس

 

---------------------------------------------------

 

۱. سوره آل عمران (۳) آیه ۱۴.
۲. سوره فجر (۸۹) آیه ۲۷ - ۳۰.
۳. سوره تین (۹۵) آیات ۶ و ۷.
۴. سوره روم (۳۰) آیه ۳۰.
۵. سوره بقره (۲) آیه ۱۶۶.
۶. سوره قیامت (۷۵) آیات ۱۴ و ۱۵.
۷. سوره شمس (۹۱) آیه ۸.
۸. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۷.
۹. سوره بلد (۹۰) آیه ۱۰.
۱۰. سوره قیامت (۷۵) آیه ۱۲.
۱۱. سوره یوسف (۱۲) آیه ۵۳.
۱۲. سوره ق (۵۰) آیات ۱۵ و ۱۶.
۱۳. سوره علق (۹۶) آیه ۶۷.
۱۴. سوره اسراء (۱۷) آیه ۱۱.
۱۵. سوره معارج (۷۰) آیه ۱۹.
۱۶. سوره اسراء (۱۷) آیه ۱۰۰.
۱۷. سوره شوری (۴۲) آیه ۴۸.
۱۸. سوره هود (۱۱) آیه ۱۰.
۱۹. سوره زخرف (۴۳) آیه ۳۲.
۲۰. سوره تین (۹۵) آیه ۴.
۲۱. سوره غافر (۴۰) آیه ۶۴.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

سرآمدان راستین، پیشتازان واقعی و بنیانگذاران فلسفه در اسلام بر اساس آنچه منابع تاریخی حکمی به دست می دهند ایرانیان بوده اند. آن فیلسوفان و حکیمانی که دارای تبار ایرانی نبوده اند نیز بنیان اندیشه و اصول افکارشان از سرچشمه حکیمان ایرانی آب خورده است. در حقیقت، همانگونه که عباس شوقی، مترجم کتاب تاریخ فلسفه در اسلام اثر دانشمند مشهور غرب دبور، نیز اذعان داشته است «این ادعا گزاف نیست و صرف حقیقت می باشد، چه اگر فیلسوفان ایرانی را در این زمینه کنار بگذاریم به خوبی آشکار می شود که در بساط چیز جالب دقتی باقی نمیماند، البته همانطور که ادبای ایرانی در استحکام بنیان زبان تازی و صرف و نحو آن زحمت بسیار کشیدند در ابداع، ایجاد و توسعه فلسفه در اسلام هم کاملا مبتکر و پیش آهنگ بودند.»آنچه روشن و هویدا است، تنها نگاهی گذرا به فهرست نام دانشمندان و اندیشمندان ایرانی فعال و کوشا در وادی فلسفه، پژوهشگر و کاونده را بدین نکته رهنمون می سازد که حکمای ایرانی پیش آهنگان و موسسان فلسفهi اسلامی بوده اند.
ابن سینا، ابونصر فارابی، زکریای رازی، ملاصدرا، میرداماد، خواجه نصیرالدین طوسی، قطب الدین شیرازی، بابا افضل کاشانی، شهاب الدین سهروردی، جلال الدین دوانی، میر شریف جرجانی، میرفندرسکی، عبدالرزاق لاهیجی که بازبینی و بررسی افکار بزرگ هرکدام از آنان خود نیازمند نگارش چندین مجلد کتاب است تنها نمونه هایی از این دست هستند. در حقیقت، اینان بودند که کتاب های یونانی را به زبان عربی بازگرداندند و سپس درکنه مطالب آن ژرف نگری و تعمق کردند و کوشیدند آنچه گنگ، پیچیده و نامفهوم است روشن و مفهوم سازند. از جمله پویندگان ایرانی وادی حکمت و فلسفه ابوعلی مسکویه رازی است. شوربختانه وی چندان که باید و شاید و چنان که شایسته نامش باشد مورد توجه و عنایت پژوهندگان امروزی قرار نگرفته است. در این جستار کوتاه بنا بر آن است تا به اختصار شرحی از اندیشه و تفکر او مورد بازبینی و بررسی قرار گیرد.
● ماهیت نفس
ابوعلی احمد بن محمد بن یعقوب بن مسکویه رازی، طبیب، لغوی و تاریخ نگار سدههای چهار و پنج هجری است. او که نزد سلطان عضدالدوله دیلمی بویهی دانش دوست گرامی و عزیز بود مکتبی فلسفی در اخلاق به جا گذاشت که پیوسته و مداوم تا به امروز واجد اهمیت است. این فیلسوف و مورخ برجسته تاریخ ایران، سعادت هر موجودی را نیل به هدف خاص او از خلقت می دانست و سعادت، رستگاری و کمال را هم در جهت جسمی و هم در جهت روحی قائل بود. او بر آن عقیده بود که رستگاری و سعادت نهایی تنها به تحقق تمام کمالات روحی و جسمی حاصل می شود. این بدان معنی است که نسبت بین سعادت و لذت، اقسام سعادت، نسبت بین کمال و سعادت، عوامل و موانع رسیدن به سعادت، احوال سعادتمندان در آخرت، نسبت میان سعادت و اختیار انسان و نسبت بین سعادت و اجتماع و اعتدال به دقت مورد توجه و عنایت او بوده.است. آنچه روشن است، مکتب او ترکیبی از آرای افلاطون، ارسطو، جالینوس و احکام شریعت اسلامی است. با این وجود، ظاهرا حکمت ارسطویی بر آن غلبه دارد.ابوعلی مسکویه که صاحب تالیفات و رسالاتی همچون تجارب الامم، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، کتاب ادب العرب و الفرس، نزهت نامه علائی، جاودان خرد، الفوز الاکبر و الافوز الاصغر است بحث در ماهیت نفس را مقدمه مکتب خود قرار داده بود.
به باور او «نفس جوهر بسیطی است که به چیزی از حواس محسوس نمیشود.» وجود ذات خود را ادراک می کند. می داند آنچه را که می داند و آنچه را که عمل می کند.» به باور او نفس جسم نیست و صورتهای اشیا با یکدیگر در زمان واحد تناقض کامل دارند. معرفت نفس و توانایی آن وسعت و گستردگیش بیش از جسم است، مجموع جهان محسوس نیز آن را قانع نمیسازد. همچنین در نفس معرفت عقلی فطری وجود دارد که از راه حواس دسترسی به آن ممکن نیست. نفس با این معرفت می تواند راست را از دروغ بنابر آنچه که حواس مداخله دارد تمیز دهد و این بنا بر مقایسه مدرکات و تمیز آنها از یکدیگر است و بدین ترتیب بر عمل حواس نظارت می کند و آن را تنظیم و خطایش را تصحیح می نماید. برابر نظر مسکویه فرد باید از افعال نادرست و آرای زشت دوری گزیند، چرا که به تدریج، نفس انسان با آنها خو می گیرد و افعال، صفات و عقاید ناپسند عادت و ملکه نفس می شود و انسان را به چاه ضلالت می افکند.خلاصه، ابوعلی مسکویه بدان باور و ایده است که در اثر خویشتن شناسی و ادراک ذات خود است که وحدت روحی آن واضح تر جلوه می کند و آن وحدتی است که در آن عقل، عاقل و معقول چیز واحدی می شود. امتیاز انسان به نفس حیوان به اندیشه عقلی بسته است. انسان افعال خود را از آن صادر می سازد و آن اندیشهای براساس توجه به سمت خیر است.
● اصول اخلاق
آنچه واضح و آشکار است خیر عبارت از آن است که موجود صاحب اراده به وسیله آن به غایت وجود یا کمال وجود خود برسد. در موجود باید استعداد فراوانی وجود داشته باشد تا نیک و خیر شود، با این وجود انسانها در استعداد و قدرت آن با یکدیگر واجد تفاوتند. ابوعلی مسکویه رازی که برخی از پژوهشگران بر آن باورند منشور اخلاقی خود را با توجه به احوال اغنیا» ترسیم کرده است و این نشان از تاثیر تفکر اخلاقی یونان بر تفکر او دارد دراین باره بر آن باور بود که تنها اندکی از انسانها هستند که فطرتا خیراندیش و نیکوسرشت هستند و هرگز به شر و بدی نمیگرایند، اما شمار بدنهادان به نسبت افزون است و آنان هیچگاه به سوی خیر و نیکی و خوبی نمیگرایند، همچنین دسته ای وجود دارند که نه بد سرشت می توان به آنان گفت و نه نیکوسرشت می توان خطابشان کرد.
روی آوردن و گرایش این گروه به خوبی یا بدی تنها در اثر تادیب، تربیت یا همنشینی با اخیار و اشرار حاصل می شود. علاوه بر این، ابوعلی مسکویه که کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق او از مهمترین کتب حکمت عملی در جهان اسلام است اعتقاد بدان داشت که خیر و خوبی یا عام است و یا خاص. درضمن خیر مطلق هم وجود دارد که همان موجود اعظم و علم اعلی است. اخیار و نیکان همگی در تکاپو هستند تا به او برسند. برای هر فردی خیر خاصی است و آن شعور به سعادت یا لذت است. این خیر خاص منحصر است به اینکه از مجود افعالی را کع مختص طبیعت و صورت تام و کامل آن است صادر و ظاهر سازد. برآیند دیدگاه متفاوت این دانشمند ایرانی و اندیشمند شیعه مذهب آن بود که انسان به طور کلی خوب و سعادتمند است اما بدان شرط که فعل انسانی از او صادر شود. فضیلت فعل انسان به صورت حقیقی و واقعی آن است و چون انسانیت به درات متفاوت در افراد مختلف پدیدار می شود سعادت و رستگاری نیز نزد همگی آنان یکسان و چیز واحد و معینی نخواهد بود. فرد اگر به شخص خود و منابع خود اعتماد نماید و از دیگران یاری نخواهد به تحقق جمیع خیرات ممکن موفق نمیشود، بنابراین اجتماع افراد بسیار و همکاری آنان باطسته و ضروری است. اساس و شالوده فضیلتها و سرسلسله تکالیف و وظائف محبت انسان به همگان است.
در صورتی که چنین محبت و مهری وجود نداشته باشد جامعه روی استواری به خود نخواهد دید. ابوعلی مسکویه که شماری از کاوشگران و جست وجوگران وادی حکمت او را متهم می سازند کتاب تهذیب الاخلاق خود را تنها برای استفاده خواص نگاشته است و بدین جهت فهمیدن آرای اخلاقی او مبتنی بر فهم مقدماتی است که هر کسی آنها را نمی داند و نمی تواند دریابد بدان ایده و رای بود که انسان به کمال خود بدون همنوعان و یاری آنان نخواهد رسید. دوستی و محبت انسانی به دیگران امتداد دامنه حب ذات یعنی محبت انسان به ذات خویش نیست، بلکه دائره حب ذات را تنگ و محدود می سازد. او همچنین همانگونه که نگارنده کتاب تاریخ فلسفه در اسلام اذعان داشته است معتقد بود که محبت اجتماعی ناشی از طبیعت و فطرت انسان است. زیرا انسان به طور طبیعی اهل انس است. انسان وحشی و رمنده نیست. انسان مشتق از واژه انس می باشد نه از واژه نسیان چنانکه برخی شعرا و پاره ای عرفا گمان کرده اند. براساس باور این حکیم اخلاق که تلفیق آرای یونانی با مبادی اسلامی را مدنظر قرارداده بود محبت در میان مردم واجد درجاتی است و از جمله آن درجات دوستی، مودت و عشق می باشد.
بلندترین و عالی ترین درجه محبت، مهر عبد و مخلوق به خاق یکتا است. در مرتبه بعد محبت حکما در دل شاگردان و محبت والدین قرار دارد.
آنچه منابع تاریخی و حکمی به دست می دهند آن است که مسکویه تلاش بر آن داشته است تا انسان را در رسیدن به سعادت تام اخلاقی و متخلق شدن به اخلاق الهی رهنمون شود. با این وجود فلسفه اخلاقی او نظری محض و نه عملی محض است، بلکه آن را باید حد وسط این دو برشمرد. درحقیقت در پی عقیده راه یافتن چنین اندیشه ای در ذهن این خردمند خلاق بود که اذعان می داشت احکام طبیعت اگر به صورت صحیح انجام یابد عبارت خواهد بود از یک مذهب اخلاقی براساس مهر و محبت انسان به انسان دیگر. درواقع، به نظر او، دین ریاضت و تربیت اخلاقی برای مردم است. هدف و آرمان شعائر دینی مانند نماز جماعت و حج کاشتن نهال فضائل در نفوس انسانها است و آن محبت همسایگی را به وسیع ترین صورت خود می آموزد.
منابع در روزنامه موجود است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

آشنایی با آرای اهل سنت و دلایل آنان، نیز معرفی منابعی در این باره و در ضمن بیان نظر برخی علمای شیعی، نگاه تازه و متفاوتی است که از امتیازات مقاله به شمار می‏آید. گرچه پیام زن بیم آن دارد قلم نویسنده تند رفته، جانب‏دارانه و با زنانه‏نگری (فمنیسم) مسأله را بررسی کرده باشد. به هر روی ارزیابی خوانندگان و صاحب‏نظران فرزانه، راهگشاست.
این مقاله در مجله لبنانی «منبر الحوار»شماره ۱۵، سال ۱۹۸۹ آمده است که اینک برای علاقه‏مندان به فارسی برگردانده می‏شود.
موضوع کار کردن زن مسلمان در بیرون از خانه، همچنان باعث اختلاف نظر شد میان موافقان و مخالفان است. از آن‏رو که غالب افراد گروه دوم، به شکل صریح یا ضمنی ادعا دارند عقیده‏شان موضع اسلام است، در این مقاله به بیان مسأله از نگاه اسلام (قرآن و سنت) و نظر فقهای پیشین و معاصر پرداخته‏ایم.
نگاشته‏های فقها و نویسندگان معاصر که به بازگشت به اصول اسلامی در بنیان خانواده و در تعیین وظایف زن و مرد دعوت می‏کند، اصرار دارد جای زن در خانه است و نخستین و آخرین وظیفه اصلی او، خانه و شوهرداری و تربیت فرزندان است.
هر یک از این فقها، دلیل و سببهایی را برای نظر خود مطرح می‏کنند. «رشیدرضا» فطرت را دلیل چنین اعتقادی می‏داند:
«فطرت می‏طلبد زن به بارداری و شیردهی و نگهداری و تربیت فرزندان و به کارهای خانه بپردازد.»۱
«حکیمی» با نظر وی موافق بوده، دلیل دیگری: عدم توانایی انجام کارهای سختِ بیرون از خانه را می‏افزاید و توصیه می‏کند: اگر به کارهای خارج از منزل علاقه دارد، به شعرسرایی و نویسندگی بپردازد.۲ گرچه می‏گویند کارهای خانه ـ به تنهایی ـ سخت و خسته‏کننده بوده، بیشتر این کارها، به فعالیت جسمی نیاز دارد.
اگر بپذیریم زن توان کارهای سخت را ندارد، آیا نویسنده (حکیمی) نمی‏داند تمام کارهای خارج از خانه نیازمند فعالیت بدنی نیست؟ حق داریم بپرسیم: چگونه این «موجود نازک و لطیف» [! [توانست مشقتهای هجرت را در زمان رسول اللّه‏(ص) تحمل کند؟! نیز حضور فعالی در جنگها داشته باشد!
دکتر مصطفی سباعی می‏گوید: تا وقتی بر شوهر، شرعا واجب است نفقه بدهد، زن حق کار کردن ندارد.۳ دلیل دیگر این است که: زن از فریب و مکر مردان، در امان مانده، جایگاه والا و پاک وی در اجتماع محفوظ ماند.۴
حقیقت این است که در مقابل این دلیل که پرسش‏برانگیز است، متحیریم! آیا مردان هیچ کاری در محیط کار جز فریب دادن و گول زدن زنان ندارند؟! آیا زنان این قدر کم خِرَد و ساده‏اند که به آسانی، به بازی گرفته شوند؟!
از شمار نویسندگانی که به منع فعالیت زن در خارج از خانه معتقد است ـ بی‏آنکه دلیل روشنی ارائه دهد ـ دکتر احمد فرج، در کتاب «المؤامرة علی المرأة المسلمة» است.۵
دلایل «مودودی» برگرفته از قرآن و سنت، و دلایل فقهای پیشین است که گفته خواهد شد. مودودی در کتابش (الحجاب) دلیلی دیگر آورده که: بیرون رفتن زن از خانه برای کار، یعنی اختلاط با مردان و به دنبال آن، فساد، به سبب وجود اسباب آن، که فتنه نگاه و زبان و شنیدن صدای زن است.۶
زنان شاغلی که از خیلی وقت پیشتر، در اثر رنج و مرارت کار روزانه، زیبایی و زنانگی خود را فراموش کرده‏اند، وقتی عبارت مودودی را بخوانند، زهرخند خواهند زد.
برخی از فقها و نویسندگانی که با اندیشه مودودی ـ مبنی بر ماندن زن در خانه و وقف خویشتن برای همسر و فرزندان ـ موافق‏اند، علت این نظریه را دلایل علمی می‏دانند که اثبات می‏کند ذکاوت و تواناییهای جسمانی زن، کمتر از مرد است.۷
این نظریه‏پردازان نمی‏دانند یا خود را به نادانی می‏زنند که اداره خانه، این کشور کوچک، نیازمند ذکاوت و مهارت و نیروی بدنی پرتوانی است و از مهمترین و خطیرترین وظایف زندگی، تربیت فرزندان است. در این صورت چگونه می‏توان این امور را به دست کسی سپرد که به گمان این آقایان، بهره کمی از ذکاوت و آگاهی دارد؟!
این نظریه‏ها و مشابه آن بسیار بوده، دلایل آن تقریبا یکی است.
[نظر فقهای کنونی]
نظر فقها و نویسندگان کنونی، به رغم توجیهات گوناگون در منع کار زن، تماما مستند به دلایل و اعتقادات فقهای پیشین است. دست کم به خاطر روابط زناشویی، بیشتر قواعد مکاتب فقهی، صراحت در منع زن از کار دارد، به دلیل اینکه شرعا بر مرد واجب است نفقه بپردازد.
کاسانی، از فقهای بزرگ حنفی می‏گوید:
«از جمله حقوق مرد، پس از ازدواج این است که زن در خانه بماند و کار نکند، و تأمین نیازهای زن بر عهده مرد باشد.»۸
سرخسی تأکید می‏کند:
«آشکارا معلوم است زنان نمی‏توانند کسب و کار کنند. کار زنان موجب فتنه است.»۹
بیرون رفتن زن از خانه، بنا بر نظر فقها، بسته به اجازه همسر است، مگر اینکه پدر و مادر زن بیمار باشند و یا زن بخواهد به دیدن آنها برود. اگر زن بدون اجازه همسر، از خانه بیرون رود، فقها معتقدند وی ناشزه بوده، مجازات وی، عدم وجوب پرداخت نفقه است. بدین ترتیب کار کردن زن، بیرون از خانه، مشروط به رضایت همسر است. از این‏رو بسیاری از زنان به دنبال کار خارج از خانه نیستند، زیرا نمی‏خواهند نافرمانی همسر را کرده، حق دریافت نفقه را از دست بدهند. همچنان که پیشتر وضع زندگی بدین دشواری نبود، طرحهای آزادسازی زن، از راه کار کردن، هنوز محقق نشده است.
[نظر فقها و قرآن و سنت]
نظر فقها در مورد کار کردن زن، بر قواعد قرآنی و سنت بنیان نشده، گرچه باید چنین باشد. ویژگی فقهای پیشین این بود که وقتی می‏خواستند قاعده و بنیانی نهند، هم‏رأی و زنان شاغلی که از خیلی وقت پیشتر
در اثر رنج و مرارت کار روزانه زیبایی و زنانگی خود را فراموش کرده‏اند وقتی عبارت مودودی را بخوانند زهرخند خواهند زد.
در مکه و زمان رسول اللّه‏(ص) امور حسبه (مالی) را «سمراء بنت‏نهیک الاسدیه» بر عهده داشت.
وی با شلاق کسانی را که در داد و ستد غش و فریبکاری می‏کردند مجازات می‏کرد.
یکدل بوده، داده‏ها و واقعیتهای اجتماع را در نظر داشتند و رأیشان اولین و آخرین اجتهاد بود، که گاه درست بود و گاه نادرست، اما فقهای کنونی برای چاره‏جویی در موضوع کار کردن زن، داده‏های اجتماع را در اختیار ندارند، در حالی که مسأله‏ای مهم بوده، مهمتر این است که به صراحت یا به طور ضمنی، نظر خود را به اسلام نسبت دهیم.
ما به بیان نظر قرآن و سنت در باره کار زن پرداخته، نظر فقهای پیشین و کنونی را بررسی خواهیم کرد.
دین اسلام به هنگام پیدایش، برخی امور را که در جاهلیت بدان عمل می‏شد، پذیرفت و بعضی را اصلاح کرده، برخی دیگر را از بین برد و قوانین جدیدی را برای سامان‏دهی زندگی مسلمانان در اجتماع نوظهور امت اسلام، وضع کرد. اسلام در مورد کار کردن زن، وضع زمان جاهلیت را پذیرفت؛ یعنی بی‏آنکه قانون صریحی بنهد، به زن اجازه داد همچنان کار کند، زیرا دین، همان گونه که حق کار کردن مرد را مسلم و بدیهی می‏دانست، در مورد زن چنین عقیده‏ای داشت. در زمان جاهلیت، بسته به [فرهنگ] محیط، به زن اجازه کار و فعالیت حرفه‏ای داده می‏شد.۱۰ وی به فعالیتهای بزرگ و مهم اقتصادی در جامعه می‏پرداخت و در کنار مرد خانواده یا برای ارتزاق [خود و خانواده‏اش اگر بیوه یا مطلقه بود] به عنوان یک کارگزار، فعالیت کشاورزی و دامپروری داشت. زنان برای کمک به خانواده یا ارتزاق، به صنایع دستی مشغول بودند و به زن، صنعت‏کار گفته می‏شد. وی آنچه را می‏بافت یا می‏ریسید، نیز کره و روغن یا پوست دباغی شده را می‏فروخت.۱۱ زن فعالیت تجاری هم داشت، چه در داخل و محدود، که در بازارهای محلی یا عمومی مثل بازار عکاظ، خرید و فروش می‏کرد، و یا در محل کسب خود که در طول سال کار می‏کرد و محصولات دست سازش را می‏فروخت یا کارهای زنان را که برای وی کار می‏کردند و آنچه را ساخته شده از بازار می‏خرید، خرید و فروش می‏کرد.
از شمار این زنان «ام منذر بنت‏قیس» است که ظاهرا در زمان رسول اللّه‏(ص) خرما می‏فروخت و «اسماء بنت‏مخرمه بن‏جندل» که عطرفروش بود و از یمن عطر وارد می‏کرد و در مدینه می‏فروخت.۱۲ برخی از زنان تجارت خارجی می‏کردند و ثروتمند بودند، مثل «هند بنت‏عتبه» و «خدیجه بنت‏خویلد»، اولین همسر پیامبر گرامی(ص).
در مقایسه با باقی حرفه‏ها، تجارت اهمیت و موقعیت خاصی داشت و کسانی بدان می‏پرداختند که شخصیتی قوی داشتند و دوراندیش بودند و می‏توانستند با مردم روابط و پیوند خوبی داشته باشند.
افزون بر این کارها، زنان در زمینه فکری و ادبی نقش داشتند و کاهن، شاعر، حکیم و مرجع رفع اختلاف بودند.
اگر کار و فعالیت زنان در زمان اسلام را ادامه وضع زمان جاهلیت بدانیم و اگر قرآن آیه صریحی در باره کار کردن زنان نیاورده باشد، همچنان که در باره مردان نیاورده، آیا می‏توانیم بدین سبب بگوییم: کار کردن مرد حرام است؟! گرچه در قرآن به طور ضمنی اشاره به کار کردن زنان شده است. قرآن مَهر را بر مرد شرعا واجب کرده، ارث بردن زن را پذیرفته و سهم مشخصی از ارث را در هر وضعی برای وی در نظر گرفته است. این حقوق و اموال، «سرمایه»ای برای زن است که باید آن را توسعه و رشد دهد. قرآن می‏پذیرد وی قانونا شایستگی دارد پیمان ببندد و خرید و فروش و رهن و ... کند.
در سنت ـ که از جمله وظایف آن تشریح و تبیین محتوای قرآن است ـ مطلبی در باره ممنوعیت کار کردن زن نیامده، خلاف آن را درست دانسته، کارهایی را که پیشتر زنان انجام می‏دادند، ادامه داده‏اند.۱۳
اسلام در این حد متوقف نشد، بلکه زن را به حضور در فعالیتها و به عهده گرفتن وظایف و مناصبی خواند که به مقتضای جامعه نوپیدای اسلام به وجود آمده بود. در مکه و زمان رسول اللّه‏(ص) امور حسبه (مالی) را «سمراء بنت‏نهیک الاسدیه» بر عهده داشت. وی با شلاق کسانی را که در داد و ستد، غش و فریبکاری می‏کردند، مجازات می‏کرد.۱۴ امور حسبه از مهمترین و خطیرترین مناصبی است که شخص می‏تواند در جامعه اسلامی بر عهده گیرد. بنا بر تعریف ماوردی از امور حسبه، که امر به معروف به هنگام ترک آن و نهی از منکر در وقت انجام آن است،۱۵ مسؤولیت امور حسبه، حد و مرزی نمی‏شناسد. از واگذاری این مسؤولیت به زن می‏توان میزان اعتماد بالا به تواناییها و شایستگی‏های زن را در پذیرش مسؤولیت، در زمان پیامبر(ص) فهمید. در جنگهای پیامبر(ص) بسیاری از زنان مانند مردان نقش داشتند.۱۶ زن به فعالیتهای مذهبی می‏پرداخت و مانند عابدی فقیه از پیامبر روایت می‏کرد و رسول اللّه‏ برای وی حدیث می‏گفت. زن در زمینه شعر هم بارز و برجسته بود.
موضع اسلام در باره کار کردن زن، موضع درست و طبیعیِ دینی است که در پی ساختن اجتماعی استوار و به هم پیوسته است و می‏داند ساختن چنین جامعه‏ای نیازمند تلاش و حضور فعال و بنیادی زن است و به خوبی آگاه است، نقش مهم و اساسی زن در ساختن اجتماع کوچک خانواده، مانع ایفای نقش وی در ساختن جامعه بزرگ اسلامی، از طریق کار کردن نیست.
حق کار کردن زن که اسلام پذیرفته، پذیرش انسان بودن زن و جزء احترام و تقدیری است که دین نوظهور اسلام برای وی قایل بود. این حق، عمل کردن به مفاد آیه ۱۷ سوره توبه است:
«مردان و زنان مؤمن، سرپرست یکدیگرند و همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند.»
در زمان خلفای راشدین، مانند زمان پیامبر(ص)، زن مسؤولیتهای مهمی بر عهده داشت. عمر ـ خلیفه دوم ـ شفاء دختر ابی‏سلیمان را بر امور مالی و دارایی بازار مدینه گماشت. هر زمان عمر وارد بازار می‏شد، شفاء دنبال وی بود.۱۷
اکنون اگر موضع فقهای پیشین را بررسی کنیم، علت فتوای آنان را در حرمت کار کردن زن می‏فهمیم. در قرن دوم هجری و پس از استقرار مسلمانان در سرزمینهای فتح شده، فقه شکل یکدستی را برای بیش از یکصد سال پیدا کرد. در پی پرسشهایی که از فقیهان می‏شد و به گونه فتوا و حکم، عمومیت می‏یافت، قوانین فقهی به وجود آمده، گذشته از گرایشهای شخصی، بازتاب اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه‏ای بود که فقیه می‏زیست. پیشینه سترگ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که در صد سال ـ فاصله میان وفات پیامبر و ظهور فقه ـ بر جای ماند، به شکلی پنهان و پیچیده، قواعد فقهی را سمت و سو می‏داد.
کشورگشایی‏های مسلمانان و استقرار آنان در جوامع دیگر و آمیختگی‏شان با امتها و ادیان و باورهای جدید، موجب واکنشها و پیامدهایی در تمامی زمینه‏ها، از سوی مسلمانان شد. برخی از این پیامدها مربوط به زن می‏شد. بیم مردان از آبرو و ناموسشان موجب فشار و سختگیری بر زنان و خانه‏نشینی آنان شد. مردان می‏ترسیدند زنان با مردهای غیر عرب و غیر مسلمان اختلاط و ارتباط داشته باشند. به مردان مسلمان اجازه داده شده بود با زنان غیر مسلمان ازدواج کنند، ولی ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان، به راحتی انجام نمی‏شد. فکر ازدواج زن عرب با نژادی دیگر پذیرفته نبود و اگر ازدواجی صورت می‏گرفت، به زور فسخ می‏شد.۱۸
سختگیری بر زنان و اجبارشان بر خانه‏نشینی، به منظور پیشگیری از پیامدهای سوء بود و پیش از آنکه توسط فقها قانونمند شود، رواج و گسترش یافت.۱۹ [خانه‏نشینی اجباری زنان دلایل دیگری هم داشت:]
وضع آشفته سیاسی؛ جنگهایی که میان مسلمانان پیش آمد و زنان فعالانه و به طور مستقیم ـ و حتی در سطح رهبری ـ در آن شرکت داشتند، مثل جنگ جمل به رهبری عایشه (همسر پیامبر) و گاه غیر مستقیم در نبرد حضور داشتند که کتابهای تاریخی از آن سخن گفته است، مانند فعالیت زنان خوارج، نیز گفتگوی معاویه با زنان که چرا در جنگ، با امام علی(ع) همراهی کردند.
آنچه برشمردیم باعث شد مردان بر زنان سخت گیرند و از فعالیت آنان جلوگیری کنند، گرچه در قرآن و سنت دلیلی وجود نداشت که زن را از حضور و فعالیت باز دارد.
شاید بتوان گمان کرد حقوق بسیار و آزادی گسترده و برابری حقوق و تکالیف زن با مرد به عنوان یک انسان که اسلام به ارمغان آورد، موجب شد مردان سعی نمایند زن را پایبند و محبوس در خانه کنند و احادیث دروغی را در تأیید عمل خویش جعل کنند، همچون: اگر زن بدون اجازه همسر از خانه بیرون رود، هر چه که خورشید و ماه بر آن می‏تابد، زن را نفرین می‏کند، مگر اینکه شوهر راضی شود.۲۰
فقه برای قانونمند کردن وضع موجود، پا پیش نهاد و از آیاتی همچون «و قَرْنَ فی بیوتِکنّ؛ در خانه‏هایتان بمانید» بهره گرفت، در حالی که این آیه به روشنی، به زنان پیامبر(ص) اختصاص دارد، زیرا در آغاز آن «یا نساء النبی لستُنَّ کأحد من النساء» (احزاب/ ۳۳) است. زنان رهبر و پیامبر امت، احکامی خاص دارند، تا رفتارشان مورد نکوهش دیگران قرار نگرفته، پیامبر(ص) اذیت نشود.۲۱
فقهایی که اعتقاد به خانه‏نشینی زنان دارند، از آیه «و للرجال علیهن درجة» که در آغاز آن «و لهُنّ مثل الذی علیهن بالمعروف» است، نیز از آیه ۴۳ نساء «الرجال قوامون علی النساء» استفاده کرده‏اند. همچنین از احادیثی که زن را به پیروی از همسر تشویق می‏کند، در حالی که این آیات و احادیث به دلیل منطقی هدفی جز این ندارند که رهبر کشور کوچک خانواده را تعیین کنند؛ رهبری که در اداره و رهبری، باید ستمگر و زیاده‏طلب نباشد.
با بررسی گفتار فقها و نویسندگان معاصر [از اهل سنّت] در باره کار کردن زن، می‏بینیم که برخی فقها امانتدار و واقع‏نگر نبوده، در فهم نقش فقه و فقیه، کوته‏نظری کرده‏اند. این سخنی گزاف نبوده، ارزیابی خواهد شد. امانتدار نبودند، چون نظر خود را برگرفته از قرآن و سنت قلمداد می‏کردند، در حالی که ما نظر این دو را در باره کار زن گفتیم. افزون بر این، تمامی اقوال فقهای پیشین را نیاورده، به برخی گفتارها اعتماد و بسنده کرده‏اند، ولی چنین وانمود کردند که رأی تمامی فقها چنین است! اما مطلقا چنین نیست، مثلاً مذهب جعفری (شیعی) نه تنها کار کردن زن را قبول دارد، بلکه فراتر از این را معتقد است. «مغنیه»،
مسؤولیت امور حسبه حد و مرزی نمی‏شناسد از واگذاری این مسؤولیت به زن می‏توان میزان اعتماد بالا به تواناییها و شایستگی‏های زن را در پذیرش مسؤولیت در زمان پیامبر(ص) فهمید.
رأی فقهای شیعی را در بحث اجاره چنین گزارش می‏کند:
[نظر فقیهان شیعی]
«سید یزدی در عروة الوثقی و سید حکیم در مستمسک گفته‏اند: اگر زن برای خدمت در مدت معینی، [تعهد و توان خود را] اجاره دهد و پیش از انقضای این مدت، ازدواج کند، اجاره [و تعهد] باطل نمی‏شود، حتی اگر خدمت منافی بهره‏جویی شوهر و حقوق زناشویی باشد. در این حکم تفاوتی نیست شوهر در هنگام ازدواج، تعهد زن را بداند یا نداند، زیرا دو حق اینجا هست: حق خدمت و حق شوهر. اگر زن بتواند هر دو را انجام دهد، که خوب، و اگر جمع میان آن دو ممکن نباشد و تزاحم کنند، حق پیشتر که تعهد خدمت است، مقدم است، چون اگر حقوق شرعی مزاحم هم شوند، ترجیح با حق سابق است. بنابراین شوهر حق اعتراض یا فسخ تعهد زن را ندارد و همسر ناشزه محسوب نمی‏شود. اما اگر پس از ازدواج تعهد خدمت دهد و با حق شوهر منافات داشته باشد، بدون اذن و اجازه شوهر، تعهد خدمت درست نیست. اگر تعهد، با حق شوهر مطلقا منافات ندارد؛ مثلاً تعهد قرائت قرآن یا بافتن پیراهن با نخ کاموا یا پشم را بدهد، اجاره [و تعهد [صحیح است حتی اگر شوهر اذن ندهد».۲۲
متانت و منطقی بودن و واقع‏نگری نظر این فقیهان مشهود است. اینان اگر کار کردن زن پس از ازدواج را به موافقت شوهر ربط داده‏اند، به معنای اولویت حضور زن در خانه کشورگشایی‏های مسلمانان و استقرار آنان در جوامع دیگر و آمیختگی‏شان با امتها و ادیان و باورهای جدید موجب واکنشها و پیامدهایی در تمامی زمینه‏ها از سوی مسلمانان شد برخی از این پیامدها مربوط به زن می‏شد.
است. بدون تردید این اجتهاد همخوان با واقعیتهای اجتماع در آن زمان است.
[نظر ابوحنیفه]
ابوحنیفه فتوا داده است: زنان می‏توانند قاضی شوند، اما در مواردی که نمی‏توانند شهادت و گواهی دهند، یعنی در حدود و جنایات، نمی‏توانند قاضی باشند.۲۳
[نظر طبری]
امام ابن‏جریر طبری، قضاوت زن در تمامی احکام را روا می‏داند.۲۴
نظر این رهبران دینی کجا و رأی فقیهان و نویسندگان معاصر کجا! با اینکه منصب قضا در جامعه اسلامی از مهمترین و خطیرترین مناصب است.
اگر کار کردن زن، به حق شوهر نقصان یا آسیبی نرساند یا به خروج از خانه نیانجامد، علما اجازه داده و افزوده‏اند: اگر زن، حرفه‏ای مثل مامایی دارد، که از وجوب کفایی زنان است، شوهر نمی‏تواند مانع بیرون رفتن وی از خانه شود۲۵، اما حتی این قول را فقهای معاصر نگفته‏اند!
[تنگ‏نظری فقها]
فقهای کنونی در نظر و رأی خود مبنی بر ممنوعیت اشتغال زنان، دچار تنگ‏نظری و عدم واقع‏نگری شده‏اند؛ بر خلاف فقهای پیشین که به گمان خود با اجتهاد در قرآن و سنت، زن را از کار کردن منع کرده‏اند. انگیزه هر دو گروه، داده‏ها و طبیعت جامعه بوده است. در گذشته زنان به همان راحتی ازدواج می‏کردند، که طلاق می‏گرفتند. در نتیجه همیشه کسی بود که آنان را بگیرد و نفقه دهد، حتی زنان مدت عِدّه مرگ یا طلاق را به فراموشی می‏سپردند تا پیش از موعد ازدواج کنند. ماوردی که در قرن پنجم هجری زندگی می‏کند، در کتابش «الاحکام السلطانیه» از جمله وظایف قاضی را الزام زنان به عده نگه داشتن می‏داند.۲۶ اما ازدواج و طلاق سهل و ساده، اکنون ـ بلکه از مدتها پیش ـ وجود ندارد و زن خود را ملزم به کار کردن و تأمین نیازها به دست خود می‏بیند.
همکاری و پشتوانه اجتماعی که در زمان فقهای پیشین میان مردم بود، اکنون در جامعه ما کم شده، مدتهاست روحیه فردگرایی و خودمحوری گریبانگیر انسانها شده است و مردان و زنان خود را ملزم به کمک به زنان مطلقه یا کوخ‏نشین ـ حتی اگر صغیر داشته باشد ـ نمی‏بینند و یا این کار را به رغم میل خود و به خاطر سرزنش مردم و خجالت انجام می‏دهند. در این وضعیت زن چاره‏ای جز کار برای تأمین نیازهای خود و فرزندان ندارد.
این وضعیت می‏طلبد زن توانایی کار یا حرفه‏ای را داشته باشد، نه اینکه ـ چنان برخی فقها می‏گویند ـ فقط بتواند خانه شوهر را اداره کند! بسیاری از اوقات به سبب مشکلات و نیازهای زندگی کنونی، مرد نمی‏تواند نیازهای خانواده را تأمین کند و کار کردن زن بسیار ضروری می‏نماید. اگر شوهر خِسّت داشته یا در خرج کردن سخت‏گیر باشد و همسر آبروداری کند و نخواهد به محاکم پناه بَرَد و ادعای نفقه نماید ـ به خصوص اگر چند فرزند داشته باشد ـ آیا حق ندارد کار کند و نیازهای خود و فرزندانش را برآورد؟ البته علل دیگری را می‏توان برای وجوب کار کردن زن برشمرد که پایان ندارد.
فقیهان کنونی نقش فقه و فقیه را درست نمی‏شناسند و نمی‏دانند با دگرگونی عرف و سنتها و شرایط زمان و مکان، فتوا تغییر می‏یابد. فقه، بنا بر تعریف «ابن‏القیم الجوزیه» یعنی همین تغییرات! وی می‏افزاید:
«اگر فقط به آنچه در کتابها هست، بی‏آنکه اختلاف عرف و مصالح آنان و شرایط زمان و حالات نگریسته شود، کسی فتوایی بدهد، گمراه بوده و دیگران را نیز گمراه کرده است. این کار خیانت به دین است و مثل این می‏ماند که طبیبی مردمان را به آنچه در کتابها نوشته‏اند، مداوا کند، بی‏آنکه به اختلاف [آب و هوای] شهرها و مصالح و زمان و طبیعت آنان بنگرد. این طبیب و آن فقیه، نادان و جاهل بوده، به [سلامت] دینی و جسمی مردم آسیب می‏رسانند.»۲۷
سخن ابن‏القیم به روشنی می‏فهماند که فقه [به خودی خود [مقدس نیست، بلکه برای مصلحت بندگان وضع شده، وقتی قاعده‏ای فقهی معقول است و اجرا می‏شود که به هدف و علت (حکمت) تشریع دست یابد، که با تغییر احوال و زمان و مکان، هدف متغیّر است. اگر فقهای کنونی فقه را مقدس می‏دانند، باید دست از قواعدی همچون «الضرورات تبیح المحظورات» یا «لا ضرر و لا ضرار» بشویند، در حالی که قواعدی چنین، روح اسلام است و با توجه به وضع زمان، کار کردن زن را روا می‏شمرد.
[دلایل دیگر برای ممنوعیت کار زنان]
برخی از فقهای معاصر که با کار کردن زن، ضدیت دارند، می‏گویند:
«کُلّا درست نیست که دختران و زنان برای تأمین مخارج خویش کار کنند، بلکه باید پدر یا شوهر و یا برادران آنان نفقه‏شان را بدهند، تا زنان به زندگی زناشویی و بچه‏داری بپردازند.»۲۸ از این‏رو «از نظر اسلام، آموزش و پرورش زن، از وی همسری نمونه و مادری مهربان و خانه‏داری مدیر می‏سازد.»۲۹
آیا این نظریات درست بوده، جامعه‏ای نمونه در تقسیم کار به وجود می‏آورد؟! که مرد بیرون از خانه کار کند و رزق و روزی به دست آورد و خانواده را تأمین کند، و زن داخل خانه، کارش شوهرداری و خانه‏داری و تربیت فرزندان باشد؟! اوضاع و شرایط کنونی جامعه ما این رویکرد را برنمی‏تابد. لازم است در کوتاه مدت، بسیاری از چیزها را تغییر داد و از صفر شروع کرد.
آیا دعوت فقها به خانه و شوهرداری و تربیت فرزندان توسط زن، برای رفع بگو مگوهایی است که دیر زمانی است در این قرن بر سر کار کردن زن در جامعه پا گرفته است؟ بگو مگوها و شعارهای پوچی که می‏گوید: کار، موجب استقلال اقتصادی زن و عدم سازش در اگر زن حرفه‏ای مثل مامایی دارد که از وجوب کفایی زنان است شوهر نمی‏تواند مانع بیرون رفتن وی از خانه شود اما حتی این قول را فقهای معاصر نگفته‏اند!
برابر ظلم شوهر است (گویا که زن برای جنگ آماده می‏کنند!) کار باعث می‏شود زن شخصیت خود را باز یافته و کرامتش را حفظ کند.۳۰
اگر واکنش فقها به سبب چنین گزافه‏هایی است، معلوم می‏شود باز فقها واقعیتهای زمانی را که در آن زندگی می‏کنند، نمی‏شناسند و از آنچه می‏گذرد، بی‏خبرند.
از مدتها پیش، بسیاری از زنان، بطلان این شعارهای توخالی و تبلیغاتی را دریافته، به رغم کار در بیرون از خانه، مسؤولیت اداره خانه و توجه به همسر و تربیت فرزندان را بر عهده دارند. بدین سبب مسؤولیتشان دو چندان شده، جسما و روحا خسته‏اند.۳۱
مبالغه نیست اگر بگوییم اکنون خانه‏نشینی زن و بی‏نیازیش از کار، جز برای زنان ثروتمند یا کسانی که شوهری توانگر دارند، ممکن نیست. کار نکردن رؤیای بسیاری از زنان است که مجبورند برای تأمین نیازهای خانواده ـ اگر شوهر نداشته باشند ـ کار کنند. اینان با اشتیاق منتظر روزهای تعطیلی یا مرخصی هستند، تا بتوانند به خود برسند و فرزندانشان را ببینند و یا حتی خواب راحتی بکنند. اینان مدار بسته‏ای را که در آن به سر می‏برند، می‏شناسند. هر روز با دغدغه زحمتِ آمد و شد، سپردن کودکان به کودکستان، نگرانی پیوسته از ابتلا به بیماری اطفالی که از آنها نگهداری می‏کنند، برگشتن به خانه برای آماده کردن غذا، نظافت خانه و ... شروع می‏شود و با خستگی وی پایان می‏پذیرد. این واقعیت شناخته شده امروز جامعه ماست. آنکه بدین وضع دچار نیست، در خانواده‏ها شاهد این وضع است.
تازه بعد از تمامی این مشکلات، فقهای معاصر فتوایی می‏دهند که زنان شاغل احساس مبالغه نیست اگر بگوییم اکنون خانه‏نشینی زن و بی‏نیازیش از کار جز برای زنان ثروتمند یا کسانی که شوهری توانگر دارند ممکن نیست.
کار نکردن رؤیای بسیاری از زنان است که مجبورند برای تأمین نیازهای خانواده ـ اگر شوهر نداشته باشند ـ
کار کنند.
کنند به سبب مخالفت با دین و آموزه‏های آن گناه کرده‏اند! آیا به واکنش منفی زن مسلمان نمی‏اندیشند؟ چه اصراری دارند پشتوانه فتوای خود را دین قرار دهند؟! مگر چه تعداد از زنان حکم قرآن و سنت در این باره را می‏دانند و چه تعداد از آنان قرآن و سنت را بررسی می‏کنند تا به بطلان ادعای فقهای گذشته و حال پی ببرند؟!
ناگفته نماند مطقا ادعای برخی که می‏گویند اگر زن فقط خانه و بچه‏داری کند، توان فکری خود را نپرورانده و آن را از بین برده است، نیز صحیح نیست، بلکه خلافش درست است، زیرا تربیت و پرورش بدنی و روحی فرزندان، به فرهنگ و آگاهی گسترده زن نیازمند است. وی باید پیوسته فهم و شعور خود را رشد دهد، تا دچار لغزش نشده، در دامهای زندگی عصر جدید نیفتد و اثر منفی بر کودکان نگذارد.
توصیه می‏کنیم فقیهان و نویسندگان فاضل کنونی، نقش فقه در زندگی مردم و نقش فقیه در جامعه را بدانند. اسلام دینی آسان است، نه سخت. از این‏رو رسالت فقه و فقیهان، آسان کردن زندگی برای مردم است. فقها باید اوضاع زندگی در هر زمان و مکان، نیز طبیعت جامعه خویش را در نظر بگیرند. راز بقا و تداوم و توانمندی اسلام، همین است.
از این‏رو فتاوا و نظریه‏های فقها در باره کار کردن زن، باید برگرفته از داده‏های اجتماع و واقعیاتی که زن مسلمان بدان گرفتار است، نیز وضعیتی که خانواده‏ها در آن به سر می‏برند باشد. فقیهان معتقدند ساختن جامعه‏ای استوار و متحد، با اداره خانه توسط زن ممکن بوده، باید شوهر نیازهای خانواده را با کار در بیرون از خانه برآورد. این اعتقاد از شمار حقوق فقها و از موارد اجتهاد است. از این‏رو دگرگون کردن جامعه و هدایت آن به سوی مطلوب، بر عهده فقیهان است. ما نمی‏توانیم با آرزوها و رؤیاهایی که فقها از آن قانونهایی واجب الاطاعه می‏سازند، زندگی کنیم. بر فقیهان است حکم اسلام (قرآن و سنت) را در باره کار کردن زن، روشن کرده، مصلحت زن و شوهر را مناسب با وضع و واقعیات موجود در خانواده‏ها تعیین کنند.

--------------------------------------------------------------

۱۳ ـ حکیمی در «اعیان النساء» ص ۵۳۷ از «ام بنی انمار» یا بنی النمار نام می‏برد که «راوی و تاجر» بود و می‏گفت: خدمت رسول اللّه‏(ص) رسیدم و گفتم: من خرید و فروش می‏کنم ... وی پرسشهایی در باره خرید و فروش کرد و رسول‏اللّه‏ وی را راهنمایی نمود.
۱۰ ـ به جز جنگ و نبردهای قبایل علیه همدیگر، گرچه در این حال نیز زن نقش بسزایی در تشویق مردان به رزم داشت. وی اشعار حماسی می‏سرود و مردان را از سرزنش زنان، در صورت شکست یا ناتوانی در جنگ بیم می‏داد.
۱۵ ـ ابوالحسن الماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۲۴۵، مطبعة مصطفی البابی الحلبی، قاهره، ۱۹۶۶.
۱ ـ رشیدرضا، حقوق النساء فی الإسلام، ص۳۷، حاشیه: محمدناصر الألبانی، المکتب الإسلامی، بیروت، ۱۹۸۴.
۱۲ ـ همان، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳.
۱۱ ـ د. لیلی الصباغ، المرأة فی التاریخ العربی، ص۱۲۱، چ وزارت فرهنگ و ارشاد ملی، دمشق، ۱۹۷۵.
۱۶ ـ اعیان النساء، ص۲۱۸ و ۵۸۱.
۱۷ ـ نظام الحکم ...، ص۵۹۱.
۱۴ ـ ظاهر القاسمی، نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی (السلطة القضائیه)، ص۲۵۰، دار النفائس، بیروت، ۱۹۷۸.
۱۹ ـ این وضع را آشکارا در عراق، بعد از فتح می‏بینیم، اما جوامع پیشرفته که دارای پیوندها و روابط اجتماعی گسترده بود، به زن آزادی بیشتر و اجازه می‏داد با جامعه در ارتباط باشد و مثلاً محافل ادبی برگزار کند. جلسات ادبی «عائشه بنت‏طلحه» زبانزد است.
۱۸ ـ جرجی زیدان، تاریخ التمدن الاسلامی، ج۴، ص۸۸، مطبعة الهلال، قاهره، ۱۹۰۲.
۲۴ ـ همان.
۲۲ ـ محمدجواد مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسة، ج۴، ص۲۶۵، باب الاجاره، دار العلم للملایین، بیروت، ۱۹۶۵.
۲۷ ـ ابن‏القیم الجوزیه، اعلام الموقعین عن رب العالمین، تحقیق عبدالرحمن الوکیل، ج۳، ص۵ و ۶۴ و ۱۰۰، قاهره، ۱۹۶۹.
۲۹ ـ الحجاب، ص۱۵۸.
۲۰ ـ محمد بن‏علی الشوکانی، الفوائد المجموعة فی الاحادیث الموضوعة، ص۱۳۶، مطبعة السنة المحمدیة، قاهره، ۱۹۶۰.
۲۱ ـ برخی قاریان «قَرْنَ» خوانده و به خانه‏نشینی تفسیر کرده‏اند، ولی برخی «قِرْنَ» خوانده‏اند که تفسیرش: زندگی باوقار در خانه است. ای بسا قرائت نخست مقصود باشد و زنان در خانه محجوب باشند.
۲۸ ـ المرأة بین الفقه و القانون، ص۱۷۱.
۲ ـ شیخ محمدرضا الحکیمی، اعیان النساء، مقدمه، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۹۸۳.
۲۵ ـ ؟ فقه السنة، ج۲، ص۱۷۸، دارالفکر، بیروت، ۱۹۸۱.
۲۶ ـ الاحکام السلطانیه، ۲۴۷.
۳۰ ـ تأثیر این هجومها در قانونگذاریهای اخیر مشهود است، مثلاً قانونگذار عراقی قانونی می‏نهد که: اگر شوهر زیاده از حد توقع حرف‏شنوی از زن داشته باشد و بدین سبب به وی ضرر برساند یا بر او سخت گیرد، زن می‏تواند اطاعت نکند.
۳ ـ د. مصطفی السباعی، المرأة بین الفقه و القانون، ص۱۵۳، مؤسسة الرسالة، دمشق، ۱۹۶۲.
۳۱ ـ به این وضع، جامعه ما فقط دچار نیست، بلکه زنان جوامع غربی نیز از این وضع گله دارند.
۴ ـ همان، ص۱۷۱.
۵ ـ احمد فرج، المؤامرة علی المرأة المسلمة (تاریخ و وثائق)، مقدمه، دار الوفاء، مصر، ۱۹۸۶.
۶ ـ ابوالأعلی المودودی، الحجاب، ص۱۵۲ و ۱۶۷ ـ ۱۷۲، دار الفکر العربی، کویت.
۷ ـ از شمار این فقیهان رشیدرضا است که می‏گوید: «جز نادان یا معاند، کسی با خدا نزاع نمی‏کند که چرا در نظام فطرت، مرد را بر زن برتری داد. قدرت دفاعی مرد بیشتر بوده، خِرَد وی برتر است.» مودودی زن را در برخی اوقات، موجودی ناتوان می‏بیند، مثلاً در حال حیض، شیدا بوده، با کوچکترین تحریک، دست به کارهای نسنجیده می‏زند، و در هنگام حاملگی، عصبی و مضطرب بوده، فکرش آشفته و پیوسته دچار پریشان‏حالی است و پس از زایمان دچار بیماریها گشته، با این حالات زندگی می‏کند[!]
۸ ـ علاءالدین ابوبکر الکاسانی، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج۵، ص۲۱۹۷، مطبعة الامام، قاهره.
۹ ـ محمد بن‏احمد السرخسی، المبسوط فی الفقه، ج۵، ص۱۸۵، مطبعة السعاده، قاهره، ۱۳۲۴ه···.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ایران پس از انقلاب اسلامی‌اجرای سه برنامه توسعه را تجربه کرده و در آستانه پایان چهارمین برنامه و نیز تدوین برنامه پنجم توسعه است. آنچه که مسلم و مورد اتفاق نظر همگان است دو مشکل مهم و اساسی یعنی تورم و بیکاری است که هم در آستانه هر انتخابات مورد شعار نامزدهای مختلف انتخابات دایر بر حل این دو معضل قرار می‌گیرد و هم مورد دغدغه همه مسوولان ودلسوزان نظام است. این مشکل از آنچنان اهمیتی برخوردار است که منشا اثر و بروز و ظهور سایر مشکلات فراراه اقتصاد کشور که به‌طور مداوم به آنها پرداخته می‌شود، می‌باشند.
▪ انتظارات از برنامه پنجم: به‌رغم آنکه در چهار برنامه پیشین شاهد عدم اجرای بخش‌هایی از قانون برنامه بوده‌ایم، اما از آنجایی که به هرحال قانون برنامه همواره راهنمای تدوین بودجه‌های سالانه توسط مجلس شورای اسلامی‌است و بودجه نیز خود اساسی‌ترین ابزار ساماندهی اقتصاد کشور است، مسیر تدوین و تصویب و تایید برنامه پنجم توسعه باز هم محل تامل و دقت کلیه طرف‌های ذی‌نفع خواهد بود که به دلیل تاثیر گذاری وجوه مختلف قانون برنامه بر امور جاری و فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری ایشان سمت‌گیری‌های قانون را از نزدیک دنبال می‌کنند، شمار چشمگیری از صنایع و بنگاه‌های بزرگ کشور هم برنامه‌های راهبردی خود را در هماهنگی و بعضا انطباق با قانون برنامه طراحی می‌کنند. جامعه نیز به علت مشکلات فراوانی که در چند سال اخیر با سیر فزآینده سطح عمومی قیمت‌ها و کاستی‌های موجود در بازار کار و کمبود فرصت‌های شغلی دست به گریبان بوده است نگران و در انتظار شکل نهایی قانون برنامه پنجم توسعه است. رشد اقتصادی مطلوب، ارتقای استانداردهای زندگی، افزایش درآمد واقعی سرانه، توسعه برخورداری‌های اقتصادی و رفاهی و اجتماعی همه از مقولاتی هستند که مردم به عنوان طبیعی‌ترین حقوق مدنی خویش آن را از مواد و تبصره‌های قانون برنامه پنجم انتظار دارند که سمت‌گیری قانون برنامه، نقشی موثر و کارآ در به تحقق رسانیدن شعارهای دولت و مسوولان ایفا کنند.
وجه دیگری از موضوع که بایستی محل تامل و دقت قرار داشته باشد آن است که قانون برنامه از یک سو ابزار سهولت دسترسی به اهداف و سیاست‌های اعلام شده نظام است و نشان می‌دهد که چگونه می‌خواهیم آنچه را که تبلیغ کرده‌ایم به مرحله عمل در آوریم و از سوی دیگر راهنمای تدوین سیاست‌های توسعه و نیل به چشم‌اندازهای کشور است.
- در مورد اول باید گفت که با این ملاحظه، جامعه قانون برنامه را شاخصی برای ارزیابی میزان تعهد و پایبندی نهادهای قانونگذار و اجرایی به سیاست‌های اعلام شده تلقی می‌کنند و در ادامه آن، میزان تحقق برنامه‌ها تا حدی برای سنجش کارآیی و اثر بخشی این نهادها می‏انگارند.
- در مورد دوم باید دید که قانون برنامه تا چه حدی در جهت حرکت به سمت چشم‌اندازهای نظام تهیه و تدوین شده یا چه‏میزانی می‌خواهد دسترسی به آمال و ایده آل‎های ملی را تضمین کند. آنچه را که در چهار برنامه قبل شاهد بوده‌ایم از یک‌سو حذف تعدادی از بندهای لایحه پیشنهادی دولت توسط مجلس شورای اسلامی‌و درخواست پاره‌ای از تعدیلات توسط شورای نگهبان است و از سوی دیگر متاسفانه مراحل تدوین و پیشنهاد قانون برنامه توسعه معمولا توسط دولتی به انجام می‌رسد که اجرای تکالیف آن را دولت بعدی عهده‌دار می‌شود. چنانکه برنامه‌های توسعه اول و دوم در دولت‌های پنجم و ششم تدوین گردید که دولت هفتم مجری برنامه دوم بود و برنامه‌های سوم و چهارم در دولت هفتم و هشتم تهیه شد در حالی‌که دولت نهم مجری برنامه چهارم بود. براین اساس نتیجه آن بوده که با توجه به سلایق سیاسی و اقتصادی در دولت که می‌بایست برنامه تصویب شده توسط دولت قبلی را اجرا کند، پایبندی چندانی نسبت به اجرای مفاد برنامه‌ها وجود نداشته باشد و همیشه دستخوش پیشنهاد اصلاح مواد و تبصره‌های قوانین توسط دولت یا مجلس بوده‌اند. بنابراین نتیجه آن می‌شود که به‌رغم گفته‌های بسیاری که پیرامون موضوعات از قبیل تقویت بخش غیردولتی، تسهیل قوانین و مقررات برای واگذاری امور به مردم، خصوصی‌سازی‌، افزایش تعامل تجاری و بازرگانی با سایر کشورها، اختلاط و امتزاج در اقتصاد جهانی مطرح می‏شود، رد پای مشخصی از آنها در قوانین توسعه نمی‌بینیم و بررسی آمارهای رسمی ‌کشور نشان می‌دهد که در اجرای قانون‌های برنامه در دوره‌های قبل هم توفیق زیادی کسب نکرده‏ایم و در اجرای هم آنچه که تصویب می‌شود نیز کاستی‌های زیادی مشهود است. تغییرات غیر محسوس در بهبود تورم و افزایش فرصت‌های شغلی و حجم صادرات غیر نفتی و استفاده از امکانات صندوق ذخیره‌های ارزی برای توسعه سرمایه‌گذاری‌های بخش‌خصوصی در جهت ایجاد و افزایش فرصت‌های شغلی، نمونه‌هایی از این کاستی‌ها است.
▪ برنامه‌های توسعه: در قانون برنامه اول توسعه، جذب سرمایه‌های خارجی بیشتر به روش‌های تامین اعتبار (استقراض و فاینانس) مورد نظر بوده است. در قانون دوم گذشته از روش تامین فاینانس، به موضوع جلب مشارکت‌های خارجی در طرح‌های گوناگون سرمایه‌گذاری داخلی اشاره شده است. در برنامه‌های سوم و چهارم علاوه بر تاکید بر سرمایه‌گذاری‌های داخلی جایگاه سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) در بین سایر روش‌های جذب سرمایه‌های خارجی بسیار مهم و اساسی پیش‌بینی شده است.
در میان برنامه‌های پس از انقلاب، برنامه چهارم توسعه ( ۱۳۸۸-۱۳۸۴)، نخستین و تنها برنامه ای است که به گونه مشخص و روشن به موضوع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی پرداخته و هدف‌هایی نیز برای آن در نظر گرفته است. در این قانون، همچنین به بالابردن سطح دانش فنی و کارآفرینی، از راه فعالیت‌های تحقیق و توسعه، با مشارکت شرکت‌های خارجی و فراهم آوردن زمینه‌های آن اشاره شده است.
▪ ضرورت سرمایه‌گذاری: اشاره شد که یکی از مشکلات قابل توجه اقتصاد ایران پایین بودن میزان سرمایه‌گذاری است. براساس تصریح کارشناسان، نسبت سرمایه‌گذاری به تولید ناخالص داخلی از متوسط نرخ جهانی بسیار پایین‌تر است. این پدیده ناشی از وضعیتی است که در نسبت‌های دیگر معادله تقاضای کل وجود دارد. نسبت مصرف به تولید ناخالص داخلی و نسبت هزینه‌های دولت به تولید ناخالص داخلی در ایران از نسبت جهانی بالاتر است. وضعیت نسبت خالص صادرات به تولید ناخالص داخلی با توجه به اهمیت وضعیت درآمد نفت چندان رضایت بخش نیست. نرخ بیکاری در بعضی از این سال‌ها (اجرای برنامه‌های توسعه) به حدود ۱۶درصد و رشد عرضه نیروی کار نیز گاها به حدود ۵۰درصد رسیده است.
نرخ مشارکت زنان نیز از ۱۰‌درصد به ۱۵‌درصد افزایش یافته است، براساس برنامه چهارم توسعه پیش‌بینی شده است که تا پایان برنامه حداقل مشارکت زنان به ۲۵‌درصد خواهد رسید. همه اینها ضرورت سرمایه‌گذاری بیشتر را دوچندان می‌کند.
محدودیت منابع داخلی و ضرورت استفاده از سرمایه‌گذاری خارجی : اکثر کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران به علت پایین بودن پس انداز ملی و رشد فزآینده مصرف اصلی ناشی از افزایش جمعیت و در نتیجه محدودیت منابع سرمایه‌گذاری داخلی با کمبود منابع مالی برای اجرای طرح‌های توسعه‌ای مواجهند. در این میان کشورهای نفت‌خیز بسیار مورد توجه هستند، در عین حال کشورهای دارای ذخایر زیاد نفت، عمدتا در زمره کشورهای در حال توسعه می‌باشند ازجمله ایران که با توجه به نیازشان به افزایش تولید ناخالص داخلی از یک سو و کمبود منابع سرمایه‌گذاری از سوی دیگر، دستیابی به منابع سرمایه‌ای جهان و تامین منابع مالی پروژه‌ها حکم اساسی دارد. با توجه به اینکه سرمایه‌گذاری در نفت نیاز به منابع مالی هنگفت دارد و ایران و بیشتر کشورهای نفت‌خیز در حال توسعه نیز توانایی تامین سرمایه مورد نیاز این بخش از منابع مالی را ندارند، روی آوردن به منابع خارجی و تشویق سرمایه‌گذاری خارجی، به‌ویژه در صنایع نفت برای کشور ما ضرورت دارد که برای رسیدن به این هدف، تقویت شاخص‌های اقتصادی در کشور به‌ویژه در مواردی چون کنترل تورم، کاهش بیکاری و افزایش امنیت سرمایه و همچنین زدودن بوروکراسی اداری، از جمله مهم‌ترین موارد است. برخورداری از منابع خارجی سرمایه‌ای در کلیه کشورها، از جمله مسائلی است که ارتباط مستقیمی‌با ثبات اقتصادی و میزان امنیت سرمایه در کشور دارد. در این رابطه یکی از مهم‌ترین مراجع برای شناسایی وضعیت اقتصادی‏کشورها موسسه هرتیج(Heritage) است. موسسه فوق هرساله گزارشی از رتبه‌بندی اقتصادی کشورهای جهان ارائه می‌کند. در گزارشی که در ماه ژانویه سال ۲۰۰۷ توسط این مرجع به چاپ رسیده، ملاک اصلی رتبه بندی دامنه آزادی اقتصادی در بخش‌های مختلف اقتصاد ۱۵۷ کشور تعیین شده است. در این مطالعه در میان ۱۵۷ کشور مورد بررسی، ایران پس از کشورهای چاد، گینه و آنگولا دارای رتبه ۱۵۰ است و تنها ۷ کشور پس از ایران قراردارند و به ترتیب کشورهای کنگو، ترکمنستان، برمه، زیمبابوه، لیبی، کوبا و کره شمالی رتبه‌های ۱۵۱ تا ۱۵۷ را به خود اختصاص داده‌اند.
چنانچه توجه کنیم که ارزشمندترین منابع غیر قابل تجدید و بازیافت ما زمان است، ضروری خواهد بود که برای جبران مافات به طور جدی عازم شویم. با این گونه شیوه برخورد که به بعضی از آنها اشاره رفت با تدوین و اجرای قانون برنامه، هر روز با آنچه که به عنوان مشی‏ها و سیاست‌های راهبردی نظام ترسیم کرده‌ایم، فاصله بیشتری پیدا می‌کنیم. باید با عزمی ‌قاطع نگاه‌هایمان را به آینده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور همسو و همراستا کنیم، باید در یک تعامل آگاهانه دغدغه خود را در اداره امور کشور یکسان کنیم. باید در این مورد که بالاخره سمت‌گیری ما به سوی یک اقتصاد عمدتا دولتی یا یک اقتصاد عمدتا غیر دولتی است را روشن و اعلام کنیم. اینکه آیا به واقع مصمم هستیم به سازمان جهانی تجارت (WTO) ملحق شویم یا خیر ؟ باید در برنامه‌ریزی‌های ما بازتاب عینی یابد و بالاخره اینکه در برنامه پنجم توسعه که قرار است عنوان سازندگی به خود بگیرد مشخصا بدانیم چه طرح و برنامه‌ای را برای تدوین و راهبری اقتصاد کشور دنبال کنیم. حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: فرصت‌ها با سرعت ابرها از دست می‌روند. به همین علت جبران فرصت‌های ضایع شده به راحتی میسر نیست، دنیا به سمت و سوی مشخصی حرکت می‌کند و فاصله گرفتن از آن مسیر کشور را از جریانات روزآمد پیشرفت‌های اقتصادی ـ تکنولوژیک دور می‌کند. نسل آینده به مسائل زیستی و رفاهی خود از این زاویه می‎نگرد که با آن همه موهبت‌ها و نعمت‌های خدادادی که در اختیار نسل‌های پیشین قرارداشت آنها با عملکرد خود چه دست مایه ای برای ما برجای گذارده‌اند. شاخص‌های تولید واقعی ناخالص داخلی، درآمد واقعی سرانه، معیارهای زیست محیطی، مراودات بین‌المللی کسب و کار، سرمایه‌گذاری در طرح‌های اشتغالزا و تقویت بنیان‌های کیفیت و سایر شاخص‌های رایج و متداول در ارزیابی توان اقتصادی کشور همگی ابزارهایی هستند که توجه مستمر به آنها و پایش مسیرشان از یک سو ریشه در تدوین قوانین برنامه توسعه و از دیگر سو اجرای دقیق برنامه‌ها دارد.

روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

قانون تجارت الکترونیک جمهوری اسلامی ایران

مصوب 1382/10/17

نقل از روزنامه رسمی شماره 17167 - 1382/11/11

منبع: پارس كدرز

 

باب اول - مقررات عمومی

 

مبحث اول - در کلیات

 

فصل اول - قلمرو شمول قانون

ماده 1- اين قانون مجموعه اصول و قواعدي است كه براي مبادله آسان و ايمن اطلاعات در واسطه‌هاي الكترونيكي و با استفاده از سيستمهاي ارتباطي جديد به كار مي‌رود.
 
  

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

HTML clipboard

حتماً شما هم از افرادی هستید که عاشق بازی جورچین  یا همان پازل هستید. با کنار هم گذاشتن قطعات مختلف، شکلی به دست می‌آید که گاه برای همیشه در ذهن آدم نقش می‌بندد. هزاران نوع پازل در بازار هست که برای سنین مختلف از کودکان گرفته تا بزرگسالان طراحی شده است.

اوایل قرن بیستم، با اختراع تخته‌ی سه لایی و مقوا، تولید  پازل آسان شد و محصولات تولید شده به تمامی دنیا راه یافت

 شاید برای‌تان جالب باشد که این بازی، عمری حدود 250 سال دارد. در سال 1760 میلادی بود که فردی به نام John Spilsbury در شهر لندن مشغول فعالیت‌های نقشه‌کشی و حکاکی بود. پس از ترسیم یک نقشه از جهان روی چوب، با اره مویی برش‌هایی روی نقشه در حد فاصل مرزهای کشورها ایجاد کرد؛ به طوری که هر قطعه شامل نقشه‌ی یک کشور بود. حاصل کار یک سرگرمی آموزنده بود که به عنوان یک ابزار کمک آموزشی در رشته‌ی جغرافیا به کودکان انگلیسی کمک می‌کرد.

تا مدت‌ها، ایده‌ی بریدن و چیدن تصاویر، روش و ابزاری کارآمد برای آموزش کودکان انگلستان بود، اوایل قرن بیستم، با اختراع تخته‌ی سه لایی و مقوا، تولید  پازل آسان شد و محصولات تولید شده به تمامی دنیا راه یافت.

امروزه ایجاد برش میان قطعات پازل با تیغه‌های بسیار تیز و بزرگ صورت می‌گیرد و سرعت و دقت در ایجاد برش‌ها بسیار بهتر شده است. در سال‌های 1900 با تولید پازل‌های مقوایی، تولیدکنندگان توانستند هزینه‌ی تولید را کاهش دهند.

از آن جایی که خرید هر پازل هزینه دارد، پازل‌های دیجیتالی زیادی آمده که شما با مراجعه به اینترنت می‌توانید

دوران طلایی پازل از سال‌های 1920با تولید پازل‌هایی با مناظری زیبا از طبیعت و یا کپی آثار نقاشان بزرگ از سوی کمپانی‌های انگلیسی و آمریکایی آغاز شد. این شرکت‌ها شکل‌های متنوعی ازپازل تولید کردند.

پازل‌ها فقط برای کودکان و نوجوانان تولید نمی‌شد، بلکه پازل‌های پیچیده‌ای هم برای بزرگسالان طراحی شد که بزرگ‌ترها هم مجبور بودند گاه چند روز برای چیدن یک پازل فکر کنند و وقت بگذارند.

استفاده‌ی دیگرپازل‌ها برای کارهای تبلیغاتی بود. شرکت‌های بزرگ برای این که محصولات‌شان را در ذهن کودکان حک کنند،پازل آنها را به طور رایگان به بچه‌ها هدیه می‌دادند.

بعدها تولیدکنندگان پازل، انواعی از پازل‌ها را تولید کردند که تعداد زیادی قطعات کوچک داشت که حتی به 200000قطعه نیز می‌رسید. چیدن این پازل‌ها از عهده‌ی یک نفر خارج بود و برای چیدن آنها کار تیمی لازم بود. گاه برای چیدن پازل‌ها، سابقه بین چند تیم می‌گذاشتند تا معازم شود کدام تیم در چیدن پازل دویست‌هزار قطعه‌ای موفق می‌شود.

امروزه چیدن پازل‌های بزرگ، یکی از روش‌های موثر در کاهش استرس و افسردگی است. همین باعث شده تصاویر و طرح‌های زیبا و شادی بخشی به پازل‌ها بدهند.

این بازی، عمری حدود 250 سال دارد.

امروزه مصرف آموزشی پازل‌ها همچون گذشته ادامه دارد و استفاده از پازل‌هایی با طرح کشورها و یا استان‌های آنها در آموزش جغرافیا بسیار موثر ست. ازپازل‌ها در آموزش حروف و جمله‌سازی نیز در سنین کودکی استفاده می‌شود. پازل‌ها می‌توانند ساعاتی خوش و آموزنده‌تر از بسیاری برنامه‌های تلویزیونی و بازی‌های کامپیوتری فراهم آورند و اعضای خانواده یا دوستان را برای ساعاتی متوالی دور هم گرد آورند. چیدن قطعات پازل مثل حل کردن جدول، باعث می‌شود آدم به آن عادت کند؛ اما این عادت کردن ضرری ندارد. از آن جایی که خرید هر پازل هزینه دارد، پازل‌های دیجیتالی زیادی آمده که شما با مراجعه به اینترنت می‌توانید صدها هزار پازل برای بازی کردن پیدا کنید؛ حتی نرم افزارهایی برای تولید پازل وجود دارد که می‌تواندپازل مورد علاقه‌ی شما را درست کند.

مثلاً می‌توانید عکس دوست‌تان یا عکس خودتان را به برنامه بدهید تا آن‌را برای‌تان تبدیل به پازل کند.

 

HTML clipboard

منبع ماه نامه سلام بچه ها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

HTML clipboardتکنولوژی متالوسرامیک برای نخستین بار توسط دانشمندان هوا فضای شوروی سابق به جهانیان معرفی شد. این تکنولوژی پس از فروپاشی شوروی وارد دنیای صنعت و به خصوص صنعت خودروسازی شد.
 مبنای این تکنولوژی کاهش اصطکاک و استهلاک در راستای بالا بردن راندمان مکانیکی دستگاه های صنعتی و جلوگیری از اتلاف نیرو است. ولی چگونه؟
 بیایید سری به درون موتور یک اتومبیل بزنیم. همه ما می دانیم که دیواره سیلندرها با رینگ های کمپرسی پیستون به شدت در تماس است. این تماس، اصطکاک زیادی را به وجود می آورد که با کاهش راندمان مکانیکی موتور همراه است. ولی از طرفی اگر این اصطکاک وجود نداشته باشد تراکم یا کمپرسی محفظه احتراق از قسمت دیواره سیلندر فرار خواهد کرد. بدیهی است که این امر موجب کاهش شدیدتر راندمان حجمی و حتی خاموش شدن موتور خواهد شد. پس چاره چیست؟
 بیایید اندکی دقیقتر شویم. در محیط مادی هر گونه حرکتی با اصطکاک همراه است. اصطکاک نه تنها در دیواره سیلندرها که در لابه لای چرخ دنده های گیربکس و دیفرانسیل، در قسمت تماس میل بادامک و سوپاپ و در بسیاری از قسمتهای موتور دیده می شود.
 حال این سؤال مطرح می شود که آیا می توان اصطکاک موجود در سیلندرها و سایر قسمتها را بدون از دست دادن تراکم موتور از بین برد؟ آیا می توان بدون لق کردن چرخ دنده ها، اصطکاک موجود در بین آنها را به حداقل رساند؟ این جاست که متالو سرامیک وارد میدان می شود!
 چندی بیش کمپانی یاماها در یکی از مدل های خود برای ساخت سیلندرهای موتور بجای چدن از سرامیک استفاده کرد. نتیجه کار به طرز حیرت انگیزی رضایت بخش بود. ولی سرامیک ماده ای بسیار گرانبها است و فراگیر شدن آن نیاز به گذر زمان و ارایه روشهای جدید برای تولید ارزانتر دارد. Ceramic Coating عبارت است از تکنولوژی روکش کردن فلزات با لایه ای نازک از سرامیک مخصوص.
 تاکنون در بسیاری از موارد دیده شده که فلزات و سطوحی که در حال کارکرد اصطکاک زیادی را باعث می شوند، با لایه ای از سرامیک پوشیده شده اند. ولی این روش را نمی توان با متالو سرامیک یکسان دانست. زیرا
 ۱) این لایه سرامیکی بسیار گران قیمت است.
 ۲) برای این کار باید موتور یا دستگاه مورد نظر را متوقف کرده، قطعات آن را از هم باز کرد و پس از انجام عملیات پوشش با سرامیک دوباره آن را مونتاژ کرد. شاید این عمل در مورد اتومبیل کار ساده ای باشد ولی در مورد دستگاه های غول پیکر صنعتی فرآیند پیچیده تری دارد. باز و بسته کردن یک دستگاه غول پیکر که به عنوان مثال در خط تولید یک اتومبیل فعال است دست کم به۳ یا۴ روز زمان نیاز دارد که این کار برابر است با خواباندن یا shut down خط تولید و خلاصه هزاران و حتی میلیونها دلار ضرر مالی.
 ۳) لایه سرامیکی کمی ترد و شکننده است و تنش های وارد برقطعات ممکن است باعث خرد شدن این لایه شود.
 ولی در متالو سرامیک قضیه اندکی متفاوت است. برای درک این موضوع باید سری به دنیای نوظهور نانو تکنولوژی بزنیم.یک روغن موتور بسیار مرغوب مانند API SL یا SM را در نظر بگیرید که درون آن با ذرات بسیار ریز سرامیک اشباع شده است. این ذرات با قطر نانو بقدری ریز هستند که قادرند از هر نوع فیلتری عبور کنند. وقتی روغن در قسمتهای مختلف موتور سیر می کند این ذرات را همراه خود به آن قسمتها می برد.
 اگر بر روی یک کاغذ یا یک دیوار صاف دست بکشید تصور خواهید کرد که کاملاً صاف است. در صورتی که اگر با میکروسکوپ به آن بنگرید تعداد زیادی پستی و بلندی مشاهده خواهید کرد.
 دیواره سیلندر نیز چنین وضعیتی دارد. یعنی در نگاه اول بقدری صیقلی و صاف است که همانند آینه تصاویر را انعکاس می دهد، ولی این سطح نیز پر است از نقاط برجسته و فرو رفته. دمای قسمت نوک تیز این برآمدگی ها گاه به۱۰۰۰ درجه سانتیگراد می رسد. اگر چه دمای کارکرد روغن ممکن است بین۹۰ تا۱۵۰ درجه سانتیگراد باشد ولی اگر بخواهیم به صورت نقطه ای به این مسئله نگاه کنیم، همین نقطه های کوچک به مرور باعث خراب شدن روغن می شوند.
 متالو سرامیک در اینجا عرض اندام می کند. ذرات سرامیکی معلق در روغن زمانی فعال می شوند که در یک نقطه سایش و دمای زیادی وجود داشته باشد. این ذرات پس از رسیدن به این نقاط، با دریافت دمای موجود در این نقاط به صورت اتم به اتم به این پستی و بلندی ها پیوند می خورند و مانند بتونه پستی و بلندی ها را پر می کنند. تفاوت لایه متالو سرامیک با لایه سرامیک معمولی در این است که سرامیک معمولی مانند رنگ روی سطوح کشیده می شود، در صورتی که ذرات متالو سرامیک در ابعاد نانو با مولکولهای فلز پیوند می خورند و تقریباً مادام العمر بر روی سطوح باقی می مانند. از طرفی سرامیک معمولی با اینکه از سختی بالایی برخوردار است در عین حال شکننده است و این همان نقطه قوت متالو سرامیک است، چرا که سختی متالو سرامیک۱۰ برابر فولاد و اصطکاک آن۶ برابر کمتر از آینه است. به بیانی ساده تر در صورت استفاده از این تکنولوژی تمامی سطوح موتور که روی یکدیگر ساییده می شوند با لایه ای بسیار نازک، کاملاًَ مستحکم و صاف پوشیده می شوند.
 در کل، این امر موجبات پر شدن خطوط میکروسکوپی سیلندر و افزایش کمپرس موتور را فراهم می کند. در ضمن براثر از بین رفتن اصطکاک بین سیلندر و پیستون راندمان مکانیکی موتور افزایش می یابد. در این حالت موتور راحت تر کارکرده و سریعتر دور بر می دارد، صداها و لرزش اضافی موتور به حداقل می رسد، سایش قطعاتی مانند میل بادامک و رینگ پیستون ها و مهمتر از همه مصرف سوخت موتور از۱۰ تا۲۵ درصد (بسته به شرایط کارکرد موتور) کاهش می یابد.
 یکی دیگر از ویژگی های این دستاورد تعمیر موتور بدون نیاز به باز کردن قطعات است. در مواقعی مانند خط افتادگی بر روی دیواره سیلندر باید موتور را باز کرده و با تراش دادن دیواره سیلندر و استفاده از رینگ پیستون بزرگتر این مشکل را برطرف کرد که این امر با اتلاف وقت و هزینه همراه است. در صورتی که از این تکنولوژی استفاده شود می توان بدون باز کردن موتور و فقط با افزودن این ماده به روغن موتور شرایط موتور را به حالت عادی باز گرداند.

ماهنامه نفت پارس
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

HTML clipboard● ساختمان اصلی
 سیستم عصبی شامل مغز، نخاع و اعصاب محیطی است. این سیستم از سلول‌های عصبی به نام نورون‌ها و سلول‌های حمایت کننده به نام سلول‌های نوروگلیا تشکیل شده است.
 سه نوع نورون اصلی وجود دارد نورون‌های حسی که با گیرنده‌ها جفت شده و برای ردیابی و پاسخ به صفات درونی و بیرونی تخصیص یافته‌اند. گیرنده‌های حساس به تغییرات نور و صدا، محرک‌های مکانیکی و شیمیایی نمایانگر بخش حسی بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی را تشکیل می‌دهند.
 با افزایش شدت محرک‌های مکانیکی، گرمایی یا شیمیایی به بدن، بافت‌ها تخریب شده و گروه تخصیص یافته‌ای از گیرنده‌ها به نام گیرنده‌های درد فعال می‌شوند.
 این گیرنده‌ها باعث افزایش واکنش‌های غیرارادی حفاظت کننده و همین طور ایجاد حس درد می‌شوند نورون‌های حرکتی، فعالیت ماهیچه‌ها را کنترل کرده و مسئول کلیه رفتارها از جمله تکلم هستند. بین نورون‌‌های حسی و حرکتی، نورون‌های بینابینی قرار دارند که فراوان‌ترین نورون‌ها در مغز انسان هستند.
 نورونهای بینابینی نه تنها واکنش‌های غیر ارادی ساده را در این بین برقرار می‌کنند بلکه مسئول بالاترین وظایف مغز نیز هستند.
 طبق آخرین تحقیقات سلول‌های نوروگلیا که به نظر می‌آمد وظیفه حمایت نورون‌ها را به عهده دارند، سلول‌های مهم برای پیشرفت سیستم عصبی و وظایف آن در مغز بزرگسالان شناخته شده‌اند. با وجودی که تعداد این سلول‌ها بسیار فراوان است همانند نورون‌ها پیام را منتقل نمی‌کنند.
 ساختمان نورون‌ها شامل جسم سلولی و دو دسته اجزای مرتبط به نام انتقال دهندگان جریان است. یک دسته از آنها آکسون‌ها نام دارند که وظیفه آنها هدایت پیام از نورون به بقیه قسمت‌های مرتبط به آن نورون بوده، دسته دیگر دندریت‌ها نام دارند که وظیفه آنها دریافت پیام‌هایی است که به وسیله آکسون‌ها منتقل می‌شوند. هر دوی این سازمان‌ها در ارتباطاتی به نام سیناپس‌ها دخالت دارند. نورون‌ها در ارتباطاتی پیچیده و شبکه‌هایی سازماندهی شده‌اند که راه‌هایی برای انتقال پیام در سیستم عصبی هستند.
 مغز و نخاع از طریق آکسون‌هایی که اعصاب محیطی را می‌سازند به گیرنده‌های حسی و ماهیچه‌ها مرتبط شده‌اند. نخاع دو وظیفه دارد جایگاه واکنش‌های غیرارادی ساده مثل لرزش ماهیچه و واکنش سریع دست و پا در تماس با اشیای داغ و یا خراش سوزن است. همان طور که جایگاه واکنش‌های غیرارادی پیچیده‌تر و مسیر اصلی بین بدن و مغز برای تبادل اطلاعات از هر دو طرف است.
 این ساختارهای اصلی سیستم عصبی در تمام مهره‌داران یکسان است. آنچه که مغز انسان را متمایز می‌کند اندازه بزرگ آن در ارتباط با اندازه بدن است. این قضیه مربوط به افزایش فراوان تعداد نورون‌های بینابینی در طی تکامل است که موجب می‌شود انسان‌ها عکس‌العمل‌های متعددی را در پاسخ به محیط خود نشان دهند.
 ● ساختار مغز
 مغز شامل پایک مغزی و نیمکره‌های مغز است.
 پایک مغزی به بخش‌های مغز خلفی، مغز میانی و بین مغزی که دیانسفال نام دارد تقسیم شده است. مغز خلفی ادامه نخاع است و شامل شبکه‌ای از نورون‌هایی است که مراکزی را برای کنترل وظایف حیاتی مثل تنفس و فشار خون تشکیل داده‌اند از قسمت فوقانی مغز خلفی، مخچه به وجود می‌آید که نقش کاملا اساسی را در کنترل و زمان‌بندی حرکات دارد.
 مغز میانی شامل گروهی از نورون‌هایی است که هرکدام از پیام‌بران شیمیایی خاصی به طور عمده استفاده کرده، نیمکره‌های مغز را برنامه‌ریزی می‌کنند. این نواحی قادرند نورون‌های واقع در مراکز بالای مغز را تنظیم کنند تا اعمالی مثل خواب، دقت و پاداش صورت گیرد.
 دیانسفال به دو بخش بسیار متفاوت به نام‌های تالاموس و هیپوتالاموس تقسیم شده است: تالاموس پیامهای تمام سیستم‌های حسی را بر قشر مخ تقویت می‌کند که در عوض پیام‌هایی را به تالاموس می‌فرستد جنبه قبل و بعد از این ارتباط در مغز جالب است به این معنی که اطلاعات تنها یک طرفه حرکت نمی‌کنند. هیپوتالاموس وظایفی مثل خوردن و نوشیدن و همچنین تنظیم آزادسازی هورمون‌هایی را که در روابط عمومی جنسی وظیفه دارند کنترل می‌کند.
 نیمکره‌های مغز شامل یک مرکز ( basal gangliaگانگلیون قاعده‌ای) یک لایه نورون‌های گسترده اما با قطر کم در اطراف می‌باشند که بخش خاکستری قشر مخ را می‌سازد.
 گانگلیون قاعده‌ای نقش اصلی را در آغاز و کنترل حرکت دارد، به دلیل قرارگیری در محیط محدود جمجمه، قشر مخ به بخش‌هایی تقسیم شده که از داخل و خارج به هم آمیخته تا سطح بزرگتری را برای لایه‌ای از نورون‌ها تا آنجا که ممکن است فراهم کنند. این بافت قشری پیشرفته‌ترین بخش در مغز انسان است (چهار برابر) بیشتر از مغز گوریل‌ها این بخش به تعدادی نواحی مجزا تقسیم شده که هرکدام از نظر تعداد لایه‌ها و ارتباطاتشان متمایز هستند.
 کارکرد بسیاری از این نواحی شناخته شده است مثل نواحی بینایی، شنوایی و بویایی و همین طور نواحی حسی که از پوست می‌آیند و بسیاری از نواحی حرکتی.
 راه‌های گیرنده‌های حسی به قشر مخ و قشر مخ به ماهیچه‌ها از یک قسمت به قسمت دیگر به صورت ضربدر عبور می‌کند. در نتیجه حرکات قسمت راست بدن توسط قسمت چپ قشر مخ کنترل شده و برعکس نیمه چپ بدن پیام‌های همانندی را به نیمکره راست می‌فرستد. به عنوان مثال صداهای دریافت شده در گوش چپ به طور عمده به قسمت راست قشر مخ می‌رسند. با این وجود دو نیمکره مغز به تنهایی کار نمی‌کنند. قشر مخ در سمت راست و چپ با طناب گسترده‌ای به نام جسم پینه‌ای مرتبط هستند.
 قشر مخ برای اعمال ارادی از جمله تکلم و عملکردهای بالاتری مثل تفکر و یادآوری به کار می‌رود. بسیاری از این عملکردها توسط دو نیمکره مغز انجام می‌شوند اما بعضی به طور گسترده به یکی از دو نیمکره مربوطند. ناحیه‌هایی که به عملکردهای بالاتری از جمله تکلم مربوطند (که در نیمکره چپ اکثر افراد شکل‌ می‌گیرند) شناسایی شده‌اند با وجود اینکه هنوز اطلاعات بسیاری بخصوص راجع به موضوعات جالبی از جمله هوشیاری باید آموخته شوند. بنابراین یادگیری عملکردهای قشر مخ یکی از هیجان‌انگیز‌ترین و فعال‌ترین موارد در تحقیقات علوم اعصاب است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

HTML clipboardهنگامه اذان بود که وارد مؤسسه شد؛ شوخ طبعی و صفا و صمیمیت خاصی داشت. گویی یادگار کسی است که او نمایندگی اش را در مردمی ترین نیروی نظامی جهان؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برعهده گرفته است. ۴ ساعت میهمان کیهان بود؛ دو ساعت را هم پای صحبت اش نشستیم؛ از انقلاب و جنگ و دفاع مقدس گفت تا روزهای روشن فردا؛ از فتنه ها و آفت های امروز کشور تا آفتاب رخشان افق های آینده نظام...
 آنچه می خوانید بخش اول گفت وگوی ما با حجت الاسلام والمسلمین «علی سعیدی» نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیرامون مسائل هشت سال دفاع مقدس است.
 بخش دوم این گفت و گو که در باره تحولات جاری کشور با نگاه به عملکرد سپاه و بسیج است طی روزهای آینده منتشر خواهد شد.
 ▪ در هفته دفاع مقدس قرار داریم اگر موافق باشید به عنوان اولین سؤال مروری داشته باشید بر دلایل آغاز جنگ از سوی رژیم بعث عراق و بفرمایید بیگانگان چه نقشی در تحریک این رژیم برای حمله به ایران داشتند؟
 - معمولا بروز هر جنگی با انگیزه ها و اهداف گوناگون اتفاق می افتد.
 عوامل برخی جنگ ها سیاسی، برخی اقتصادی و برخی هم ایدئولوژیکی است. جنگ عراق علیه ایران یکی از طولانی ترین نبردهای تاریخ معاصر است. یک و نیم برابر جنگ جهانی اول، دو برابر جنگ جهانی دوم و سه برابر جنگ آمریکا و کره یعنی ۴۹ ماه این جنگ طول کشید که تاثیرات بسیار زیادی هم در خاورمیانه و هم در کل جهان بر جای گذاشت.
 دو دلیل عمده را می توان برای بروز این جنگ برشمرد؛ دلائل فرامنطقه ای و منطقه ای. دلائل فرامنطقه ای را باید به اهداف استکبار جهانی به رهبری آمریکا در منطقه خاورمیانه جستجو کرد. آمریکایی ها اهداف زیادی در خاورمیانه داشتند و به دنبال تثبیت حضور خود در این منطقه بودند. اما انقلاب اسلامی ایران توانست بسیاری از معادلات آنها را به هم بریزد لذا آمریکایی ها در راستای نابودی نظام و انقلاب اسلامی ایران تلاش بسیاری کردند. تامین امنیت رژیم صهیونیستی، حفظ رژیم های سرسپرده در منطقه و چپاول منابع انرژی منطقه از اصلی ترین اهداف آمریکا در منطقه بود که انقلاب ایران همه این پندارها را زیر سؤال برد. البته نباید نقش اتحاد جماهیر شوروی را هم در این زمینه نادیده گرفت. آنها هم در حد قابل توجهی ای نسبت به گسترش اسلام و نفوذ انقلاب اسلامی ایران در منطقه بیم و هراس داشتند.
 بنابراین شرق و غرب بر این نقطه توافق داشتند که این انقلاب را یا باید ساقط نمود و یا اینکه آن را در چارچوب مرزهای خود محصور کرد.
 اما عوامل منطقه ای را باید در قالب حزب بعث و شخص صدام جستجو کرد. در حقیقت این حزب و رهبر آن ماهیتی ضدانقلاب اسلامی ایران داشتند، بنابراین صدام به دلائل زیر زمینه حمله به ایران را فراهم دید؛
 ۱) عامل ایدئولوژیکی: میشل افلق و دیگر بنیانگذاران حزب بعث صهیونیست و مسیحی بودند و با انقلاب اسلامی سازگاری نداشتند بنابراین در کنار خصلت تجاوزکارانه صدام عامل ایدئولوژیکی یکی از عوامل تاثیرگذار بود. تعرض به اردن و کویت را هم باید در همین راستا تعبیر کرد.
 ۲) انگیزه گسترش مرزهای آبی: صدام معتقد بود که اروندرود باید کاملا در اختیار و جزو قلمرو عراق به حساب بیاید.
 ۳) دفاع از دنیای عرب (ناسیونالیسم عربی): داعیه داری سیادت جهان عرب در رقابت با مصر از دیگر عوامل تحریک کننده صدام برای حمله به ایران بود.
 بنابراین آمریکا و دیگر قدرت های استعماری به عنوان یک اهرم پشتیبانی کننده و صدام و رژیم بعث به عنوان ابزار و عامل در اهداف مشترک به کار گرفته شدند. البته شرایط ظاهری و معادلات آن زمان وضعیتی ایجاد کرده بود که آنها تصور می کردند صددرصد پیروز این جنگ خواهند بود.
 ▪ سپاه و بسیج در دوران دفاع مقدس چه نقشی داشتند؟
 - بخشی از جواب این سوال به همان جمله معروف حضرت امام(ره) برمی گردد که فرمودند: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود». اما در مجموع ارتش رژیم بعث یک ارتش مکانیزه بود و شیوه نبردهم نبرد کلاسیک بود. یک ارتش مجهز با برتری آتش هوایی و قدرت آتش زمینی و تکیه بر یک نیروی مسلح مکانیزه در طرف مقابل قرار داشت. در فرصت بسیار کوتاهی ۰۶ کیلومتر به عمق خاک ما تجاوز و ۲۱ هزار کیلومتر مربع سرزمین ما را نیز اشغال کردند.
 بنابراین برای مقابله با یک ارتش مکانیزه با قدرت هوایی برتر چگونه می توان عمل کرد. در آن زمان ارتش ایران نه مکانیزه بود و نه آمادگی مقابله با ارتش بعث را داشت. تنها راه برای مقابله با تهاجم همه جانبه دشمن تشکیل نیروهای مردمی و تحول در نوع و شیوه نبرد بود. در درجه اول سپاه پاسداران و بعد بسیج به عنوان نماد نیروی مسلح مکتبی با تکیه بر متن مردم شکل گرفتند. از زمانی که سپاه به آمادگی نسبی رسید و بسیج هم تشکیل شد روند معادلات در جبهه نبرد تغییر کرد.
 ▪ چه عواملی در مقابله با دشمن و توقف تجاوز گسترده ارتش رژیم بعث تاثیرگذار بود؟
 - چند عامل عمده را می توان در این زمینه نام برد؛
 ۱) رهبری حضرت امام(ره) و تبعیت مردم از این رهبری با صلابت
 ۲) ایمان و معنویت سپاه و بسیج و علاقه شدید به حضرت امام(ره)
 ۳) مردمی شدن دفاع و به تبع آن تشکیل بسیج که این نهاد توانست در کنار سپاه و ارتش نقش بسیار مهمی را ایفا کند
 ۴) نصرت الهی به لحاظ ایثار و فداکاری مردم. وقتی ملتی در راستای اطاعت از دین خدا درصدد کمک برآیند قطعا خداوند هم نصرت و عنایت خود را شامل حال آنها خواهد کرد (ان تنصر وا لله ینصرکم)
 ۵) تحول در تاکتیک ، تکنیک و شیوه های نبرد
 ۶) تثبیت وضعیت ارتش و ورود آن به جنگ در کنار سپاه پاسداران.
 این عوامل جملگی دست به دست هم دادند تا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نه تنها بتوانند ارتش بعث را از ۲۱ هزار کیلومتر مربع بیرون برانند بلکه تا عمق خاک عراق نیز نفوذ کنند.
 ▪ تاکتیک ها و روش های مقابله با دشمن به چه شکلی بود؟
 - چند متغیر را خود شخصا در نبرد شاهد بودم که رزمندگان اسلام با این متغیرها توانستند صحنه نبرد را عوض کنند. اول برنامه ریزی در سه مرحله دفاع، تثبیت و تهاجم بود. ابتدا وظیفه اصلی ما دفاع در مقابل یورش دشمن برای جلوگیری از پیش روی بیشتر بود. دشمن تا ۲۱ کیلومتری اهواز را تصرف کرده بود و این شهر در آستانه سقوط قرار داشت. بنابراین باید آنها را در یک نقطه متوقف می کردیم. آب انداختن به دشت برای زمین گیر شدن تانک های دشمن یکی از تاکتیک ها بود.
 تغییر در شیوه نبرد کلاسیک که این نبرد همواره بر پوشش هوایی و حجم آتش و پیش روی در روز تکیه دارد. ارتش های کلاسیک معمولا شب نمی توانند بجنگند حتما باید برتری هوایی و آتش توپخانه داشته باشند تا بتوانند بجنگند اما رزمندگان اسلام توانستند این معادلات را هم در ابزار هم در شیوه های نبرد عوض کنند.
 بنابراین نبرد روزانه جای خود را با نبرد شبانه عوض کرد. یعنی سپاه، بسیج و ارتش نبرد روزانه نداشت و حتی در روز به خاطر حجم آتش دشمن آمادگی حمله نداشت.
 حجم نیروی انسانی با انگیزه نیز یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بود. اصولاً در نبرد کلاسیک فقط ابزار کار می کند و نیروی انسانی نقش چندانی ندارد. نیروهای دشمن چون از مرگ می ترسیدند و همین عامل باعث عدم پیشروی بیشتر آنها شد اما این وضعیت در نیروهای خودی کاملاً برعکس بود و آنها برای پیروی از فرمان رهبر خود می جنگیدند. اتفاقاً تلفات و میزان اسرای دشمن بیشتر از ما بود. بنابراین حجم نیروی انسانی باانگیزه در کنار تغییر تاکتیک عملیات روزانه به شبانه نقش بسیار تعیین کننده ای در نبرد داشت.
 ▪ چرا بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و فرمانده جنگ در ماه های آغازین جنگ معتقد بود که باید اجازه پیش روی بیشتر به دشمن داد و سپس به مقابله با آن پرداخت؟
 - بنده دقیقاً معتقدم که نوع رفتار و عملکرد بنی صدر خائنانه بود و وی با آگاهی خیانت می کرد. هیچ عقلانیت و منطقی جز خیانت پشت این طرح بنی صدر وجود نداشت، چرا که صحنه نبرد، صحنه نابرابری بود و امکان اینکه ما بتوانیم دشمن را دور بزنیم وجود نداشت. اگر به بنی صدر فرصت بیشتری داده می شد و معادلات صحنه نبرد هم تغییر نمی کرد قطعاً دشمن خیلی بیشتر از این ها می توانست پیش روی کند.
 ▪ دلایل پذیرش قطعنامه ۸۹۵ از سوی حضرت امام(ره) چه بود؟ چرا ایشان این پذیرش را به جام زهر تعبیر کردند؟
 - مسئله پذیرش قطعنامه بویژه تعبیر آن به جام زهر از سوی حضرت امام(ره) شاید هیچ گاه امکان رمزگشایی نداشته باشد که چرا حضرت امام این تعبیر را به کار بردند و چه عواملی دست به دست هم دادند که تلقی حضرت امام(ره) این باشد که پذیرش قطعنامه نوشیدن جام زهر است. قطعاً ایشان این تعبیر را در مقابل مستکبران و بانیان جنگ نمی فرمایند چون آنها از اول هیچ یک از اصول انقلاب ایران را قبول نداشتند و همواره دنبال سرنگونی آن بودند. قهراً ریشه این مسئله را باید در داخل کشور پیدا کرد. البته رمزگشایی این «جعبه سیاه» به این سادگی امکان پذیر نیست اما من در یک بیان مختصر با یک مقدمه ای به علل و عوامل پذیرش قطعنامه و شهامت حضرت امام(ره) در این مسئله اشاره می کنم.
 اولین عامل، پیروزی های شگفت انگیز رزمندگان اسلام و تغییر موازنه قدرت و صحنه نبرد به نفع ایران بود. آمریکایی ها جنگ را برای نابودی نظام اسلامی به راه انداختند اما وقتی که وضعیت فرق کرد آنها استراتژی و برنامه خود را عوض کردند و تصمیم گرفتند که به هر قیمتی نگذارند جنگ به پیروزی ایران منجر شود.
 پیروزی ایران و در نهایت شکست عراق کابوسی برای آمریکا بود. هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا جمله مهمی دارد که می گوید: اگر عراق جنگ را می برد امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس نداشتیم.
 بنابراین خیلی واضح است که آمریکایی ها می خواستند با دست یک انسان مغرور و بلندپرواز ابتدا انقلاب اسلامی ایران را ساقط و سپس حساب خود وی را هم برسند. اما وقتی مشاهده کردند که ما عراقی ها را از خاک خود برون رانده و حتی توانستیم «فاو» را هم بگیریم لذا نگران وضعیت شدند. این در حالی بود که صدام گفته بود «اگر ایرانی ها بتوانند خرمشهر را پس بگیرند من کلید بصره را به آنها خواهم داد.» از این جا به بعد آمریکایی ها از دخالت غیر مستقیم به دخالت مستقیم تغییر حالت دادند. زدن هواپیمای مسافربری «ایرباس» و حضور در نزدیکی اسکله های ایران و کمک به هلی کوپترهای عراق برای زدن آن ها چه مبنایی می تواند داشته باشد. پس عامل اول پیروزی های گسترده رزمندگان اسلام، عامل دوم به خطر افتادن جدی منافع آمریکا در منطقه و عامل سوم تغییر وضعیت استکبار از پشتیبانی و حمایت غیر مستقیم به مستقیم بود. غیر از کمک هایی که از جهت پدافند و پوشش هوایی و تجهیزات و ادوات نظامی پیشرفته به عراق می شد مستقیماً با هدف کمک به صدام وارد عرصه نبرد شدند.
 عامل چهارم مین گذاری گسترده سرزمین عراق توسط مین های خورشیدی بود که از سوی رژیم صهیونیستی ساخته شده بود و هدف آن جلوگیری از پیش روی نیروهای ایرانی و دادن تلفات زیاد انسانی بود.
 این برخی از عوامل خارجی بود که در پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام(ره) نقش داشتند. اما عوامل درونی هم بر این مسئله تأثیرگذار بودند و به نظر من همین عوامل باعث شدند که حضرت امام(ره) تعبیر «جام زهر» را بکار ببرند. برخی از این عوامل عبارتند از: ۱- تغییر در رویکرد فرماندهان به سمت جنگ کلاسیک: تا آن زمان فرماندهان ما به دنبال متغیرهایی مثل نیروهای انسانی با انگیزه بودند اما در مرحله آخر آرام آرام به سمت جنگ کلاسیک تمایل پیدا کردند. درخواستی که آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا و مسئول جنگ در آن زمان از ارتش و سپاه داشتند این بود که شما برای ادامه نبرد چه چیزی لازم دارید. در آن نامه که یک نسخه از آن به دست اینجانب به عنوان مسئول سازمان حفاظت اطلاعات سپاه رسید تعداد زیادی هواپیما با سلاح های لیزری، تعدادی تانک پیشرفته یعنی نوع جنگ افزاری که ارتش و سپاه در نامه ای برای حضرت امام (ره) تحویل آقای هاشمی دادند نشان دهنده عدول از جنگ مردمی به جنگ کلاسیک بود، البته ماهیت جنگ هم دیگر ایجاب می کرد که به روش گذشته نمی توان نبرد را ادامه داد.
 به هر حال وقتی این نامه ها را حضرت امام(ره) می بینند بعلاوه گزارش آمار خزانه و حساب ذخیره ارزی که دولت اعلام کرده بود در حد بسیار پایینی است، این سه گزارش خدمت ایشان می رسد و می فرمایند: «آقایان می خواهند با لیزر بجنگند» این جمله در واقع اوج نگرانی حضرت امام(ره) از روند عواملی که می بایست در جنگ نقش پیشتاز را داشته باشند بود لذا ایشان دریافتند که دیگر نمی توان جنگ را ادامه داد. البته برای ما جنگ اصالت نداشت بلکه حفظ نظام و انقلاب اصل بوده. با هر وسیله ای که حضرت امام(ره) بتواند این آرمان را محقق کند همان ارزش داشت. گاهی با جنگ می توان آرمان را حفظ کرد و گاهی با ادامه جنگ ممکن است این نظام به سمت اضمحلال پیش برود.
 ۲- روحیه حاکم بر مدیران جنگ که آنها اعلام می کردند مردم خسته شدند و توان ادامه جنگ را ندارند و باید به هر شکل ممکن جنگ را خاتمه داد.
 با توجه به این عوامل حضرت امام(ره) با شجاعت و هنرمندی مدیریت بحران، پذیرش قطعنامه را اعلام کردند تا اصل انقلاب از خطر مصون بماند. هنر رهبری یعنی این؛ همان طور که امام حسن مجتبی(ع) برای بقای هسته مرکزی اسلام صلح با معاویه را می پذیرند. حضرت علی(ع) نیز در یک زمانی سکوت می کنند و در زمانی دیگر می جنگند. بنابراین اصل بر جنگ و صلح با دشمن نیست بلکه اصل بر حفظ مبانی انقلاب و نظام دینی است.
 بنابراین حضرت امام(ره) بهترین انتخاب را در زمان خودشان کردند ولو اینکه از آن به جام زهر تعبیر کنند.
 ▪ چرا حضرت امام تعبیر جام زهر را به کار بردند؟
 - برای اینکه ایشان می خواستند ریشه فتنه را از منطقه خاورمیانه بردارند یعنی امام(ره) دنبال این بود که این عنصر خطرناک را از سر راه جهان اسلام و جهان عرب بردارد. حرف ایشان هم ثابت شد. زمانی که ایران و عراق در وضعیت مابین صلح و جنگ بودند، صدام به کویت حمله کرد و این سخن حضرت امام(ره) را برای جهانیان به اثبات رساند. «جنگ جنگ تا رفع فتنه» شعار اصلی ایشان بود. بنابراین حضرت امام(ره) دنبال برداشتن یک فتنه از سر راه مسلمین بود اما شرایط را طوری دیدند که بنیان نظام اسلامی متزلزل خواهد شد، لذا تاکتیک خود را عوض کردند و قطعنامه را پذیرفتند. بعدها معلوم شد که این بهترین انتخاب ایشان بوده است و چون ایثار کردند خداوند هم کاری کرد که دشمن در اوج ذلت تمام خواسته های ما را پذیرفت.
 ▪ عده ای خواسته یا ناخواسته این شبهه را مطرح می کنند که بعد از عقب راندن دشمن از سرزمین های اشغال شده چه ضرورتی برای ادامه جنگ وجود داشت نظر جنابعالی چیست؟
 - من معتقدم آن زمانی دشمن احساس شکست کرد که ما وارد سرزمینش شدیم. اگر ما بر سر مرزها می رسیدیم و اعلان آتش بس می کردیم امکان نداشت که دشمن کوتاه بیاید. نه صدام و نه آمریکایی ها هیچکدام باور نمی کردند که ما می توانیم از مرزها هم عبور کنیم. بنابراین آمریکا با تجهیز مجدد صدام عملیات های جدیدی را پی ریزی می کرد. وقتی که نیروهای ما توانستند در اوج ناباوری دشمن از رودخانه اروند عبور کنند آنها احساس کردند که ایرانیان توان پیشروی بیشتر را دارند.
 ▪ آیا جنابعالی با انتشار اسناد و نامه هایی که آن زمان بین حضرت امام(ره) و مسئولین جنگ رد و بدل می شد موافق هستید؟
 - از باب اینکه انتشار بسیاری از این اسناد آرام آرام جنبه رقابت سیاسی و حزبی به خود می گیرد و زمینه تنش و تشنج در جامعه را بوجود می آورد بنده با انتشار آنها موافق نیستم. لزومی هم ندارد که این مسائل در جامعه مطرح شود. در بسیاری از کشورها اسناد زیادی وجود دارد که هیچگاه برای عموم آشکار نمی شود. بنابراین مصالح عمومی جامعه ایجاب می کند این اسناد همچنان محرمانه باقی بماند.
 ▪ اگر امکان دارد خاطرات کوتاهی از دوران دفاع مقدس برای خوانندگان عزیز بیان بفرمایید.
 - در آیین بزرگداشت هفته دفاع مقدس از همه عوامل تاثیرگذار در پیروزی رزمندگان اسلام تقدیر و تشکر می شود اما متاسفانه از سربازان گمنام یادی نمی شود این در حالی است یکی از پیشکسوتان و مقدم ترین افراد در عملیات ها نیروهای حفاظت اطلاعات بودند. هرکجا حفاظت عملیات در حد بالایی انجام شد پیروزی ما حتمی بود و بالعکس.
 ● نقش حفاظت اطلاعات در پیروزی ها
 در شب عملیات والفجر۸، نیمه های شب بود که عوامل خبر آوردند که نورافکنی روی اروند زده شد. این بدان معناست که عملیات لو رفته است. بحث جدی در مقر فرماندهی شد مبنی بر اینکه عملیات را ادامه بدهیم یا نه. آقای محسن رضایی اعلام کرد که عملیات لو نرفته و باید ادامه دهیم. وقتی به آن طرف مرز رسیدیم مشاهده کردیم که سربازان عراقی خواب هستند
 و معلوم شد که عملیات لو نرفته است. بعد از تخلیه اسرا و بازجویی نیروهای حفاظت اطلاعات از آنها اعلام کردند که ما صدای موتور قایقی را شنیدیم حساس شدیم و نورافکن زدیم اما چیزی مشاهده نکردیم و گرفتیم خوابیدیم.
 ● رمز شب
 شب عملیات آقای رضایی به بنده و یک نفر دیگر مأموریت دادند که به سرکشی از یگان های مستقر در منطقه برویم. حدود ۰۲ کیلومتر از مقر فرماندهی فاصله گرفتیم و به دژبانی یکی از قرارگاه ها رسیدیم. دژبان پرسید رمز شب چیست؟ گفتم من رییس سازمان حفاظت اطلاعات هستم و این رمزها را ما انتخاب می کنیم حالا فراموش کرده ایم. گفت: شما را نمی شناسم باید رمز شب بگویید. ناچار شدیم راه رفته را برگردیم و رمز شب را از مقر فرماندهی بگیریم. گفتند رمز شب «رزمندگان پیروزند» است. دوباره حرکت کردیم و وقتی به دژبانی رسیدیم مجدداً پرسید رمز شب چیست؟ ما با غرور گفتیم «رزمندگان پیروزند» دژبان جواب داد: این رمز دیشب است. هر چی التماس کردیم اجازه ورود نداد. مجدداً ۰۲ کیلومتر رفته را برگشتیم و رمز شب را گرفتیم. وقتی به دژبانی رسیدیم چون دو سه ساعت طول کشیده بود مشاهده کردیم که عملیات تمام شده و دژبانی نیز جمع شده است.
 ● سینی چای
 در مقری به همراه آقای فاکر، نماینده حضرت امام و برخی فرماندهان نشسته بودیم که فرماندهان بلند شدند تا از مقر خارج شوند. در این هنگام بنده خدایی یک سینی چایی آورد و آقای فاکر گفتند احترام چای واجب است بنشینید و آن را بخورید در همین حین یک گلوله توپ مستقیماً به در مقر اصابت کرد و خوشبختانه هیچ تلفاتی نداشت.
 ● انتظار برای شام
 آقای محمدی عراقی جانشین نماینده حضرت امام(ره) در سپاه قرار بود برای جمعی از روحانیون اعزامی به یگان ها جلسه توجیهی داشته باشند. شب منتظر شام بودند اما تا ساعت ۳۲ از شام خبری نبود. گفتند آقایان هر کدام روایتی بخوانند تا شام برسد. یک دور تمام شد اما باز خبری از شام نشد. دور دوم را که شروع کردند نوبت رسید به آقای محمدی عراقی. ایشان گفتند حضرت سجاد(ع) فرمودند: «الشام، الشام، الشام» این ناظر به آن روایت است که وقتی از حضرت پرسیدند که در مراحل سفر بعد از واقعه کربلا در کجا به شما خیلی سخت گذشت که حضرت فرمودند: الشام، الشام، الشام (دمشق امروز) خوشبختانه بعد از این روایت حاضرین کلی خندیدند و بلافاصله شام هم رسید.
 ▪ تلخ ترین و شیرین ترین حادثه جنگ از نظر شما کدامند؟
 - تعبیر حضرت امام(ره) در مورد پذیرش قطعنامه به جام زهر خیلی برای رزمندگان سخت بود که چه کسی باعث شده حضرت امام این جمله را بیان کنند و شیرین ترین حادثه جنگ نیز آزاد سازی خرمشهر بود.
 ▪ بیشتر به یاد کدامیک از شهدا هستید؟
 -در وهله اول مرحوم شهید محلاتی(ره) و در وهله دوم شهید میثمی(ره)
 شهید محلاتی خیلی مقتدر، زمان شناس، وارسته و فداکار بود. ایشان قرار بود به عنوان نماینده حضرت امام(ره) به مکه بروند و در آنجا خدمت نمایند، اما وی گفتند حج من مناطق عملیاتی است و ترجیح می دهم به جبهه بروم. در حال رفتن به جبهه بودند که به فیض عظیم شهادت نائل شدند. آقای میثمی هم روحانی وارسته و فداکاری بود که خاطرات وی هیچ گاه از ذهن بنده و رزمندگان بیرون نمی رود.
 ▪ ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، در پایان اگر سخنی مانده می شنویم.
 - از مؤسسه وزین کیهان تشکر می کنم که این فرصت را فراهم آورد تا در زمینه مسائل جنگ و تحولات امروزی بحث و گفت وگو کنیم. احساس درونی ام را عرض می کنم که این مؤسسه رسالت سنگینی در راستای پاسداری از اصول و مبانی حکومت دینی، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه برعهده گرفته و همچنین نقش بسیار عمیق، گسترده و سازنده ای را در زمینه پاسداری از اندیشه ها وتفکرات حضرت امام (ره) و منویات و مبانی فکری مقام معظم رهبری داشته و دارد و این ارزش را باید به مسئولین و کارکنان متعهد مؤسسه کیهان تبریک گفت.

كيهان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |


فايل زير شامل زندگي نامه، تآليفات و آثار شيخ، سيري در اثار علمي شيخ، متن كشكول شيخ بهائي مي باشد

دانلود كنيد


+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

دوستان عزيز و كاربران گرامي، مطالب جديد مجله الكترونيكي آماده شد.

 

جهت دريافت شماره جديد مجله روي اينجا كليك كنيد.

 

تمامي مطالب اين شماره در قالب يك صفحه وب ارائه شده و شامل عناوين زير مي باشد. شما مي توانيد پس از بارگزاري كامل مجله روي مرورگر وب، آن را ذخيره كنيد تا در فرصت هاي بعدي نيز از مطالب آن استفاده كنيد.

دستگاههای پخش mp۳ كاهش قدرت شنوایی راه به ارمغان می‌آورند

تعرفه GPRS تلفن همراه دولتي اصلاح شد

رقيب متن باز آفيس با استقبال مواجه شد

رگولاتور: MMS ایرانسل آماده است، ایرانسل در این باره اطلاع رسانی کند

کدام یک بهتر است: Yahoo ,Hotmail ,Gmail یا AOL ؟

همه چیز درباره سنگ کلیه

چای سبز فواید زیادی دارد

مصرف میوه در هنگام صبح باعث كاهش وزن می‌شود

قارچ خاصیت ضد سرطانی دارد

رژیم غذایی برای زخم معده و روده‌

گریپ فروت ؛ میوه معجزه‌گر

تاجیكستانی‌ها جایزه‌ای را به نام «عزت الله انتظامی» گذاشتند

آخرین مناظره مک کین و اوباما انجام شد

امنیت بیشتر با به روز رسانی فایر فاکس

يک پسر:‌ مادرم زير ابروهايم را برميدارد!

چرا مردها بی احساس می شوند؟

بقایایی از مسجد صدر اسلام در قاین به دست آمد

افتتاح وبگاه ایرانی بازی های لینوکس

طب ایرانی مادر مکاتب پزشکی جهان

اسرار پارتیشن بندی

طرفداران کاشت موی مصنوعی بدانند

خطرات استفاده از ماکروفر

لطایف قرآنی

حنای رنگ باخته اصلاح طلبان

سفرهای عدالت و پیشرفت

احمدی نژاد و اصول گرایی

انواع عینک های آفتابی

عملی برتر از عبادت جن و انس

روايتهاي جعلي "يوسف پيامبر"

آيا ظهور نزديک است؟

گردو!

مسمومیت غذایی و توصیه‌هایی درخصوص پیشگیری

انفاق واجب و مستحب

اضطراب كودك با بازی تخلیه می‌شود

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

به اطلاع همه دوستان و كاربران صاحب سايت و وبلاگ مي رسانيم، با  همكاري گروهي از دوستان قصد داريم طرح وبلاگ هاي زنجيره اي بلاگفا را اجرا كنيم. اين طرح به منظور انتشار سريع و گسترده مطالب سايت شما در ميان كاربران حاضر در شبكه و در نتيجه افزايش آمار وبلاگ شما انجام مي شود. لازم به ذكز است كه اين طرح مخصوص كابران بلاگفا نيست و همه افرادي كه داراي سايت و يا وبلاگ هستند مي توانند در طرح شركت كنند.


 HTML clipboardجهت آشنايي با طرح وبلاگ هاي زنجيره اي بلاگفا و شركت در آن به اين آدرس مراجعه كنيد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مجله ساينس Science و بنياد علمي علوم، هر ساله بهترين عکس‌هاي علمي را انتخاب مي‌کنند. امسال ششمين دوره اين مسابقه عکاسي و تصويربرداري انجام شد و نتايج آن اعلام گرديد. امسال ??? عکس از آمريکا و ?? کشور ديگر دنيا در اين مسابقه شرکت داده شدند.

مجله sience

1: اين عکس را «ماريو دي استفانو» از دانشگاه ناپل  گرفته است. عکس نشاندهنده جلبک‌هاي تک سلولي است که به يک جاندار دريازي بي‌استخوان( Eudendrium racemosum) چسبيده‌اند،‌ اين عکس به کمک ميکروسکوپ الکتروني گرفته شده است.

عکس برنده جايزه اول

2:اين عکس زيبا را «اندرو ديويدازي» از انستيتوي فناوري روچستر گرفته است. براي گرفتن اين عکس او يک نخ پنبه‌اي را به يک موتور وصل کرد تا ان را ?? تا ?? بار در ثانيه تکان بدهد، سپس او زمان نوردهي دوربينش را روي دو ثانيه تنظيم کرد. نتيجه کار عکس زيبايي شد که حجم‌دار به نظر مي‌رسد.

نخ پنبه‌اي

3: اين عکس به وسيله «جسيکا شيفمن» و «کارولين شوئر» از دانشگاه درکسل گرفته شده است. اسکوئيدهاي موسوم به Loligo pealei، داراي ? بازو و دو بازوچه هستند. بازوهاي اين جانداران از قسمت‌هايي شبيه به فنجان پوشيده شده است، به کمک اين قسمت‌ها که داراي عملکرد مکشي هستند و دندانه‌هاي کيتيني دارند، اسکوئيد به طعمه خود مي‌چسبد. هر کدام از اين اعضاي مکشي، تنها ??? ميکرومتر اندازه دارند ولي از طريق همين قسمت‌هاي کوچک است که اسکوئيد نيم‌متري به غذاي خود مي‌چسبند و مي‌توانند تغذيه کنند. اين عکس با ميکروسکوپ الکتروني گرفته شده و رنگ‌آميزي شده است.

loligo pealei

4- اين عکس به وسيله Ye Jin Eun و داگلاس ويبل از دانشگاه ويسکانسين گرفته شده است. اگر يک لايه نازک پلي اتيلن گليکول را روي يک پليمز داراي خاصيت کشساني بگذاريم و اين مجموعه را داخل آب غوطه‌ور کنيم، جذب آب باعث ايجاد چين و چروک‌هاي زيباي مي‌شود:

چين و چروک

5- اين تصوير شماتيک را «ليندا ناي» ايجاد کرده است. در اين تصوير به طرز جالبي سيستم گردش خون بدن انسان، نمايش داده مي‌شود. اين عکس نشان مي‌دهد که چگونه خون توسط قلب در عورق به جريان درمي‌آيد و چگونه تبادل اکسيژن توسط گويچه‌هاي سرخ انجام مي‌شود.

سيستم گردش خون بدن انسان

6-انجيل تصويري: کريس هريسون از دانشگاه کارنگي ملون، انجيل را به صورت تصويري دراورده است. خطوط عمودي زير عکس نشاندهنده بخش‌هاي مختلف انجيل هستند. طول هر خط عمودي متناسب با طول هر بخش است. خطوط منحني هم نشاندهنده ارجاعات هر بخش انجيل به بخش ديگر آن هستند:

انجيل تصويري

7- اين عکس بسيار زيبا به وسيله دونالد بليس و سيريام سوبرامانيام از يک سلول مبتلا به نوعي بدخيمي به نام ملانوما گرفته شده است. اين عکس که به طريقه سه بعدي‌ بازسازي شده است با استفاده از يک ميکروسکوپ الکتروني و شيوه‌اي به نام پراش يوني گرفته شده است:

ملانوما

8- اين تصويرسازي به وسيله دنيس کونکل و کولين چمپ براي کتابي با عنوان «ماجراجويي‌هاي آليس در سرزمين ميکروسکوپي»، انجام شده است و سوسک‌ها را در حال صرف غذا نشان مي‌دهد!

ماجراجويي‌هاي آليس در سرزمين ميکروسکوپي

9- اين تصويرسازي به وسيله اندرو دوفيد و گيلان لوئيس از دانشگاه اوکلند انجام شده است. اين پوستر نشان مي دهد که لجن‌هاي ته رودخانه‌ها بر خلاف انتظار ما، اهميت زيادي در چرخه حيات دارند. در اين لجن‌ها، ميکروارگانيسم‌هاي متنوع و جوامع ميکروسکوپي پيچيده‌اي وجود دارند. اين تصوير تعاملات و نقش هر يک از اين موجودات و جوامع ميکروبي را نشان مي‌دهد:

 لجن‌هاي ته رودخانه‌ها


منبع: سايت تبيان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

سخه موبايل با همكاري تعدادي از وبلاگها آماده شده است تا بتواند پاسخگوي اغلب نيازهاي شما كاربران گرامي باشد. بنابراين اين نسخه از سايت توسط گوشي تلفن همراه مجهز به سيستم GPRS قابل دسترسي است. قابليت GPRS در اغلب گوشي هاي حتي سطح پايين هم وجود دارد. اما بايد توجه داشته باشيد كه در حال حاضر استفاده از خدمات GPRS و اينترنت بر روي موبايل فقط براي مشتركين ايرانسل ميسر مي باشد. اپراتور همراه اول نيز قول داده به زودي اين خدمات را در سراسر كشور اجرا نمايد ( اين دسته از افراد فعلاَ منتظر بمانند.)

 نسخه موبايل سازگار با انواع گوشي هاي تلفن همراه كه از خط و زبان فارسي پشتيباني مي كنند تهيه شده است. از آنجايي كه تعرفه استفاده از سيستم GPRS و اينترنت در موبايل بر حسب حجم اطلاعات دريافتي محاسبه مي شود. بنابراين صفحات اين نسخه از سايت بسيار كم حجم تهيه شده اند تا با هزينه بسيار كم به يك سايت بزرگ با امكانات متعددي دسترسي داشته باشيد. امكانات و خدمات ارائه شده در اين نسخه شامل موارد زير است كه به مرور زمان خدمات ديگري به سايت اضافه خواهد شد:

1- دسترسي همزمان به مطالب و مقالات منتشر شده در سايت مجله الكترونيكي

2- دسترسي به كتابخانه الكترونيكي موبايل كه امكان دانلود و نصب كتابهاي الكترونيكي زيادي را براي موبايل شما فراهم مي كند

3- دسترسي به جديدترين اخبار روزانه ايران و جهان به تفكيك موضوع

4- دسترسي به جديدترين مطالب منتشر شده در روزنامه ها و آژانسهاي خبري

5- امكان دانلود راحت و سريع نرم افزار، بازي، كليپ، رينگتون، تم، عكس و...

6- دسترسي به آرشيو اس ام اس روزانه

هم اكنون در حال اعمال برخي تغييرات در نسخه موبايل هستيم. براي دسترسي به اين نسخه توسط مرورگر گوشي خود به آدرس hamrah.wirenode.mobi مراجعه كنيد.

توجه داشته باشيد منظور از مرورگر گوشي همان مرورگر پيش فرض گوشي است كه توسط كارخانه سازنده روي گوشي نصب شده است.استفاده از مرورگرهاي جانبي مثل Opera يا FireFox كه به صورت نرم افزار نصب مي شوند ممكن است باعث افزايش هزينه هاي شما شود.

 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

براي تبادل لينك با مجله الكترونيكي يكي بنر هاي زير را در قالب وبلاگ خود قرا دهيد. سپس توسط فرم نظر خواهي آدرس بنر و لينك خود را ارسال كنيد تا متقابلاَ اقدام كنيم.

بنر ارسالي شما بايستي در اندازه 120 در 60 پيكسل (ارتفاع 60 و عرض 120) باشد. همچنين حجم بنر نبايد از 70 كيلو بايت تجاوز كند.

 شما مي توانيد به جاي بنر يك متن با حداكثر 70 كاراكتر را به عنوان پيام تبليغاتي خود ارسال كنيد.

 

مجله الكترونيكي

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

HTML clipboardدر این مقاله با مروری بر مقالات منتشر‌شده در سال‌های اخیر، کاربرد فناوری‌نانو در نساجی مورد بررسی قرار گرفته‌است. کاربردهای فناوری‌نانو در نساجی عبارتند از:
 ۱) تولید نانوکامپوزیت‌هایی با قابلیت تولید الیاف؛ شامل انواع پرکننده‌های مرسوم نظیر نانوالیاف و نانوذرات کربن، نانو‌صفحه‌های رُسی، نانوذرات اکسید فلزی.
 ۲) تکمیل کالاهای نساجی نیز شامل استفاده از نانوکپسول‌های حاوی مواد داخلی(payload agent) مختلف در مواد ضد قارچ یا ضد باکتری، مواد محافظ اشعه فرابنفش، استفاده از نانوذرات اثر لوتوس (lotus)، نانوذرات اکسید فلزی و نانوذرات کربن سیاه در رنگرزی است. در انتها نیز چندین شرکت فعال در این زمینه به‌همراه محصولات آنها معرفی شده‌است.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

HTML clipboardاسناد گنیزا مدارکی است اصیل و دربردارندهٔ اطلاعات دست اول و بدون جهت‏گیری خاصی که پژوهش‏گر به هنگام تألیف اثر خود بدان تحمیل کرده باشد. مجموعه اسناد غالباً در برخورد با امور روزمرهٔ زندگی به صورت نامه‏های اداری و حقوقی و مکاتبات خصوصی پدید می‏آید و به نحوی بی‏واسطه آینهٔ تحولات اجتماعی زمان خود است. تاریخ‏نگاری عمدتاً و به طور سنتی در تألیف وقایع‏نگاری‏ها، شرح مفصل احوال سلاطین، امیران و دیگر دولتمردان رخ نموده است و کمتر مورخی به طور خاص به نگارش آن چه امروز تاریخ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نامیده می‏شود، به ویژه برپایه اسناد، دست یازیده است. شاید یکی از علل این نقیصه باقی نماندن آرشیوهای غنی مدارک به ویژه از سده‏های نخستین دوران اسلامی باشد. یکی از معدود مواردی که مجموعه‏ای دست نخورده و سرشار از اطلاعات سودمند برجامانده و به دست پژوهشگران معاصر در تاریخ جوامع خاورمیانه و مسلمان در قرون اولیه و میانه رسیده است. اسناد گنیزای مصر است. این نوشته می‏کوشد ضمن معرفی و بیان مختصری از تاریخچهٔ این مجموعه نفیس، برخی آثار منتشر شده براساس این سندها را به پژوهشگران تاریخ جوامع اسلامی معرفی کند.
 گنیزا در لغت عبری به معنای مخفی و انبار کردن و نگاهداری است. این واژه با واژه گنج فارسی از یک ریشه است. در عبری توراتی جدید به صورت گِنِز به معنای گنج (ج: گنازیم ، جنزیه) آمده است، اسم فعل گنیزا به معنی انبار کردن چیزی که دیگر از آن استفاده نمی‏شود و با کلمه بیت و به معنی انباری خانه به کار می‏رفت. در متون تلمودی نیز گنیزا به محلی گفته شده که تمام انواع نوشته ‏های مقدس که دیگر مورد استفاده نبود، در آن نگاهداری می‏شد.
 مسلمانان، مسیحیان و یهودیان معتقد بوده‏ اند که نوشته ‏های دربردارندهٔ نام خداوند نباید از بین برود و یا پراکنده شود، اما به نظر می‏رسد تنها یهودیت این بینش زهدآمیز را به نهادی رسمی تبدیل کرد. کتاب‏های مقدس و دعا و نیز تمام نوشته‏ های به الفبای عبری که دیگر مورد استفاده نبود، در اتاق‏هایی به نام گنیزا در کنیساها نگاهداری می‏شد. هنگامی که مقدار این متون بسیار می‏شد، می‏بایست آن را به گورستان ببرند و در یک مراسم رسمی مانند جنازهٔ انسان دفن کنند.
 معروف‏ترین گنیزا که به سبب اهمیت و شهرتش این واژه به آن اطلاق شد، گنیزا قاهره یا دقیق‏تر گنیزا کنیسهٔ عزرا در گنیزای کنیسای عزرا فسطاط قاهره است. کنیسهٔ عزرا حدود سال ۲۶۹ ق / ۸۸۲ م. بر ویرانه های کلیسایی که به یکی از دو گروه بزرگ یهودی فسطاط، یعنی یهودیان حاخامی فلسطینی فروخته شده بود، بنا گردید و تا سال ۱۹۷۰ م. پابرجا بود. این کنیسه برای آخرین بار در ۱۸۹۰ م. مرمت شد اما به اتاق زیرشیروانی آن که همان محل گنیزا بود، دست نزدند. این اتاق در انتهای تالار زنان و بدون پنجره بود و تنها راه ورود به آن از طریق نردبانی بود که به سوراخی در کف اتاق منتهی می‏شد. در این اتاق صدها هزار برگه سند در طول قرن‏ها گردآمده بود که برخلاف روش معمول برای دفن به گورستان برده نشده بود.
 سبب این سرنوشت استثنایی را باید در موقعیت تاریخی ویژهٔ یهودیان مصر در نیمه اول قرن پنجم هجری/ ابتدای سدهٔ یازدهم میلادی جست‏وجو کرد. این روزگار شاهد تعقیب و سخت‏گیری حاکم بامرالله، خلیفه فاطمی (۳۸۶-۴۱۱ ق / ۹۹۶-۱۰۲۰ م) نسبت به یهودیان بود.
 در این ایام چندین بار مراسم تشییع جنازهٔ اهل ذمه برهم زده شد. از جمله در ۴۹۵ ق / ۱۱۰۱ م. و گرچه بعدها خلفای فاطمی آزادی بیشتر و اجازه تأسیس کنیسه‏های تازه‏ای دادند، اما بزرگان یهود که از تکرار حوادث گذشته بیم داشتند، تصمیم گرفتند حمل اسناد برای دفن را متوقف کنند. بدین ترتیب مجموعه اسناد گنیزا فسطاط باقی ماند. بیشتر این اسناد به سده‏های ششم و هفتم هجری/ دوازدهم و سیزدهم میلادی مربوط است اما اسناد اندکی نیز از سده‏‎های پیشتر در میان آنها یافت می‏شود.
 از نظر فیزیکی، نوشته ‏ها بر روی پاپیروس، پوست گوساله، کاغذ و نوعی کاغذ خاص موسوم به رق است. کاغذ اسناد قدیم‏تر سنگین و قهوه‏ای و کاغذهای دوران متأخرتر نازک‏تر و روشن‏تر است.
 این اسناد درباره کسب و کار، اوضاع اجتماعی، فرهنگی، دینی و سیاسی یهودیان در مصر و سرزمین‏های دیگری چون اسپانیا، مغرب، هندوستان، لبنان و سوریه است.
 ● جمع آوری و تفکیک اسناد گنیزا
 بخش بزرگی از اسناد به زبان عربی و به خط عبری است از جمله نامه‏ های تجاری و خانوادگی، وقف‏نامه‏ها، اسناد مربوط به منازعات ملکی و دیگر اسناد حقوقی. با این همه اسنادی به زبان و خط عبری نیز در این مجموعه بسیار است. برای نمونه اسناد مربوط به آزاد کردن بندگان و بخشی از قراردادهای ازدواج یا برخی از نامه‏های شخصی یهودیان، برای مثال هنگامی که پدری برای جویا شدن از وضع تحصیلی پسرش به استاد او نامه می‏نویسد و نمی‏خواهد فرزندش دریابد که او چه نوشته است افزون بر این، چون انتقال اموال غیرمنقول یهودیان، به ویژه هنگام پایان ازدواج در پی مرگ همسر یا طلاق، باید در برابر دادگاه یهودیان صورت می‏گرفت و سپس این نوع معاملات را محضرداری مسلمان صحه می‏گذاشت تا اطمینان حاصل شود که مالیات‏ها به تمامی پرداخت شده است. اسناد بسیاری نیز درباره ملک و مسکن باقی مانده است، حتی درباره انتقال ملک از مسلمانی به مسلمان دیگر در مواردی که این ملک بعدها به فردی یهودی فروخته می‏شد.
 اطلاعات درباره گنیزا قاهره به آهستگی به غرب رسید. اولین مسافر و دیدارکننده آن در دوره جدید سیمون وان گلدرن، عموی هاینریش هانیه، در ۱۱۶۶ ق / ۱۷۵۲ م. بود که هنگام سفر به مصر از آن دیدن کرد. تقریبا سده بعد آبراهام فرکوویچ دلالی که اسناد بسیاری از یهودیان شرق را به کتابخانه سلطنتی روسیه فروخته، احتمالا از آن دیدار کرده بود، زیرا در میان اسنادی که به کتابخانه سلطنتی فروخته بود، مکتوباتی از گنیزا نیز دیده می‏شد. در ۱۸۶۴ م. جهانگردی موسوم به «یعقوب سفر» کوشید به گنیزا راه یابد. اما نتوانست اسناد مهمی به دست آورد. از اواخر سدهٔ نوزدهم افراد محلی فروش اسناد گنیزا را آغاز کردند. در ۱۳۰۹ ق / ۱۸۹۱ م. سایروس آدلر بخش کوچکی از این اسناد را خرید و به آمریکا برد. مقارن این سال‏ها چستر وسایس نزدیک به ۲۶۰۰ قطعه از اسناد گنیزا را به کتابخانه بودلیان در آکسفورد بردند. در ۱۳۱۴ ق / ۱۸۹۶ م. لوییس وگیبسون تعدادی از اسناد گنیزا را به کمبریج آوردند و نظر سالومون شچتر محقق یهودی را به آنها جلب کردند.

HTML clipboardشچتر در همان سال به قاهره سفر کرد و به زحمت موفق شد صدهزار صفحه از اسناد را از قاهره به کمبریج بیاورد که به مجموعه تیلور – شچتر معروف شد.
 جز این، صد هزار برگ نیز به طور پراکنده به کتابخانه‏های دیگر جهان در پاریس، بوداپست و فرانکفورت رسید (د. اسلام، ج ۲، ص ۹۸۷).
 از اوائل سده بیستم کارهای پژوهشی درباره این اسناد به شکل کتاب و مقاله پدیدار گشت. از جمله (گنیزا شچتر) در سه جلد (۱۹۲۸)، (گنیزا قاهره) در دو جلد از کاله. در ۱۹۶۴ نیز پژوهش‏گر نامی دیگر شائول شاکد کتاب‏شناسی آزمایشی اسناد گنیزا را در پاریس منتشر ساخت که همراه با ترجمه انگلیسی و فرانسوی برخی از اسناد گنیزا بود.
 در دهه هفتاد میلادی کار بر روی اسناد و انتشار آثاری درباره آن به صورت جدی‏تر ادامه یافت.
 گویتین در ۱۳۵۲ ش / ۱۹۷۳ م. در اثری با عنوان (نامه‏هایی از تجار یهودی در قرون وسطی) اسناد دیگری از گنیزا را مطالعه و بررسی کرد.
 سه سال بعد در ۱۹۷۶ م. موشه گیل اسناد نهادهای وقفی یهودیان از گنیزا قاهره را در لیدن منتشر کرد. همین پژوهش‏گر در ۱۹۸۱ م. اثری به نام شوشتری‏ها : خانواده و فرقه در تل آویو منتشر کرد که از حیث مطالعات ایرانشناسی نیز حائز اهمیت است زیرا به مطالعه خانواده‏هایی می‏پردازد که ایرانی‏الاصل– اهوازی و شوشتری بوده‏اند و از حدود قرن پنجم ق / یازدهم م. به بعد به مصر مهاجرت کردند و به یکی از خاندان‏های بزرگ بازرگانان در قرون وسطی در دریای مدیترانه تبدیل شدند.
 اثر ارزشمند دیگری با عنوان ازدواج یهودیان در فلسطین مطالعه‏ای در اسناد گنیزا قاهره به کوشش مردخای فریدمن در ۱۹۸۰-۱۹۸۱ م. در نیویورک به چاپ رسید. در همین دهه گزیده‏ای از قطعات ادبی مجموعه گنیزا به کوشش سیمون هاپکینز که خود عضو تیم پژوهش بر روی اسناد گنیزا بود منتشر کرد.
 اما بی‏تردید بزرگترین اثر پژوهشی درباره اسناد گنیزا، اثر عظیم و حجیم گویتین است با عنوان یک جامعه مدیترانه‏ای: اجتماعات یهودی جهان عرب بدان گونه که در گنیزا قاهره تصویر شده است. این کتاب نخست در دو جلد مشتمل بر پژوهشی عمومی درباره این اسناد همراه با مجلدی دربرگیرنده ترجمه گزیده‏ای از اسناد با عنوان خواندنی‏هایی درباره تاریخ اجتماعی مدیترانه به چاپ رسید. جلد چهارم نیز با عنوان (زندگی روزانه) در ۱۹۸۳ منتشر شد.
 مجلدات پنجم و ششم را نیز گویتین اندکی پیش از مرگش در پنجم فوریه ۱۹۸۵، به چاپ سپرد. این اثر گرانقدر پژوهشی سترگ درباره معیشت، خانواده و زندگی روزانه مردمان در قرون وسطی در سواحل مدیترانه است و در اصل برای سه جلد طرح‏ریزی شده بود. تحقیقات گویتین درباره یهودیان قرون وسطی براساس این اسناد حقایق جدیدی را درباره جنگ‏های صلیبی نیز آشکار ساخت. در این کتاب نیز اشاراتی به تاریخ ایران یافت می‏شود از جمله هنگام طرح اسناد تجارت مدیترانه‏ای با هند از طریق مصر، شرق آفریقا و جنوب عربستان نکاتی را درباره تمهیدات جنگی حکام کیش برای گسترش نفوذ بر مسیر اقیانوس هند مطرح می‏سازد.
 اثر دیگری که به لحاظ مطالعات ایران‏شناسی مهم است مقاله شائول شاکد درباره نوشته‏های فارسی به خط عربی در گنیزا است، از جمله نامه‏ای که برخی جنبه‏های تجارت ایرانیان را بین مصر و آسیای صغیر مطرح می‏کند. این نامه در مطالعات شرقی به یادبود د. هـ . بنث (اورشلیم ۱۹۷۹) به چاپ رسیده است. مجموعه مقالات این کتاب به دیوید بنث اهدا شده که خود از پژوهشگران در زبان و ویژگی‏های نحوی عربی یهودیان براساس اسناد گنیزا بود.
 دههٔ نود میلادی نیز شاهد آثار پژوهشی دیگری براساس اسناد گنیزا بوده است در ۱۹۹۳ م. اثری با عنوان اسناد حقوقی و اداری عربی در مجموعه گنیزا کمبریج به کوشش جفری کاهن منتشر شد.
 این کتاب ۱۵۹ متن از اسناد گنیزا، ۶۹ سند قانونی و ۹۰ سند دیوانی، را دربرمی‏گرفت. هسکل ایساکس ترجمه انگلیسی اسناد و فهرست‏های مفصلی بدان افزود. این اسناد نفوذ شخصیت‏های حقوقدان مصری در دوره فاطمیان از جمله طحاوی، صاحب کتاب الشروط الکبیر، را بر نحوه تدوین سندها نشان می‏دهد.
 فهرستی از متون پزشکی گنیزا به کوشش هسکل ایساکس با عنوان دست‏نوشته‏های پزشکی و فراپزشکی در مجموعه گنیزا کمبریج در ۱۹۹۴ منتشر شد. او همچنین اندکی قبل از مرگ تألیف اثری درباره اسناد مربوط به کشاورزی و علوم اسلامی در گنیزا را به انجام رساند (ساکد، ص ۶۱۵).
 در همین سال پیتر شافر و شائول شاکد متون جادوگری مجموعه گنیزا را تحت عنوان متون جادوگری گنیزا قاهره در توبینگن به آلمانی منتشر کردند دست‎نوشته‏های عبری در کتابخانه دانشگاه کمبریج اثر استفن ریف در ۱۹۹۷ در کمبریج به چاپ رسید که در آن به هزاران عنوان از اسناد گنیزا نیز اشاره شده است.
 اسناد گنیزا در پژوهش‏های مربوط به تاریخ هنر و صنعت نیز موجد آثار تحقیقاتی بوده است، همچون مقاله گویتین با عنوان «صنایع اصلی حوزه مدیترانه آن چنان که در گزارش‏های گنیزا قاهره منعکس است» در مجله تاریخ اقتصادی و اجتماعی شرق و سفال‏گری در منابع نوشتاری دوره ایوبیان و ممالیک نوشته مارکوس میلرایت که در ۱۹۹۹ در لندن منتشر شد.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در ديوان شمس سخن مستقيم، پسند مولوي نيست. او بر آن است كه واژه ها خيانتكارند و هر قدر براي كنكاش در چيزها از واژه ها كمك بگيريم، از حقيقت آنها دور شده ايم. به گمان مولوي «لفظ ها و نام ها چون دام ها» يند و بايد «شرح اين هجران و قال» را كم كرد، چرا كه خون به خون شستن محال است و محال» اما راه هاي هنرمندانه اي هست كه سخن را از اين پوچي مختوم برهاند و اگر نه به يك مقصد از پيش نشان شده، دست كم تا دورترين منزلگاه ممكن معنا برساند. نمادها، ميانجي سخن و مخاطب آن در نظريه بيان مولوي هستند. نمادها چه براي خواننده اي از ميان مردمان ساده و چه خواص قابل فهم تر است. همين نمادها و نشانه هاي تمثيلي عنصر مشترك ميان سخن ادبي و افسانه هاي مردمي هستند، يعني ژانري (نوعي) از ادبيات كه مردمان ساده با آن بسيار خو دارند و از قضا گنجينه حكمت مردمي نيز هستند.

وجود نمادها همواره لذت خواندن را تا مرز تكاپوي شادمانه براي يافتن بالا مي برد. ابهام همواره پرتر و گوياتر است از صراحت! از سوي ديگر نمادها به دليل داشتن لايه هاي معنا ـ و نه يك معناي يكسره و آشكار ـ خواننده انديشمند را پديد مي آورند. نمادها بار گسترده اي از ارجاع به فرهنگ انساني دارند كه به آثار ادبي غنا مي بخشند. اين گونه است كه آثار ادبي نمادين در هر قرن و دوره اي بار ديگر تفسير و تأويل مي شوند و هربار از زاويه جديدي در برابر ديدگان قرار مي گيرند. وجود همين جريان ها زمينه ساز دوره هاي انقلاب فكري و ادبي بوده اند. به قول رولان بارت در Critique et Verite (نقد و حقيقت) بازنگري آثار كلاسيك كه هر چند گاه رونق مي يابد، نشاني از «روندهاي منظم ارزشيابي» است. هر چند گاه يك بار هر سرزميني ميراث گذشته خود را به ميان مي آورد و در آن كنكاش مي كند. از اين رو در قلمرو ادب فارسي، بازنگري به آثار مولوي جرياني مداوم است و مولوي نيز در اين ميان و بين عوامل گوناگون، مديون سخن نمادين خود است.

پيامبران و انبيايي كه در بخش هاي پي درپي اين نوشتار به آن ها خواهيم پرداخت:

حضرت موسي، نوح، ابراهيم، يوسف، يعقوب، سليمان، يونس، ايوب، الياس و خضر (الياهو هناوي)، خواهند بود. واژه هايي كه براي درك بهتر شعر به معناي آنها نياز است در پايان هر بخش جداگانه همراه معناي خود خواهند آمد.

« مو سي »

مولوي انسان را جزئي از حقيقت كل مي داند و در نتيجه به او ارج مي گذارد. نيي جدا مانده از نيستان وجود كل كه در آرزوي بازگشت به اصل خود است. مولوي راه تحقق وحدت وجود را عشقي پرشور مي داند. اين عشق در مراحل گوناگوني كه عرفا قائل هستند وجود آدمي را پالايش مي دهد و به درجات اولياء انبياء و پيامبران به مرحله نهايي مي رسند و مي توانند تجلي وجود حد-اوند را ببينند، در اين ميان نور و طور و موسي عمران نشانه هايي نمادين هستند. يك انسان توانست در كوه طور بايستد و تجلي نور را ببيند.


*عالم چو كوه طوردان، ما همچو موسي طالبان

هر دم تجلي مي رسد، بر مي شكافد كوه را

عالم چو كوه طور شد، هر ذره اي پر نور شد

مانند موسي روح هم افتاد بي هوش از لقا

آتش بر درختي افتاده، اما درخت نه مي سوزد و نه خاكستر مي شود و موسي حيران در آن مي نگرد.

* اي روز چون حشري مگر؟ وي شب شب قدري مگر؟

يا چون درخت موسييي كو مظهر الله شد؟

* كوه طور و دشت و صحرا از فروغ نور او

چون بهشت جاوداني گشته از فر وضياء

از نواي عشق او آنجا زمين در جوش بود

وزهواي وصل او در چرخ دائم شد سماء

ميقات در ادب فارسي به معناي مكان ديداري است اما نه هر ديداري. در اصل ديدار جانان و حد-اوند. مولوي جان انساني را چون كوه طوري مي داند كه در صورت پاك كردن آن از منيّت مي توان در آن به ميقات رسيد.

* جان طور است و من موسي كه من بيهوش و او رقصان

و ليكن اين كسي داند كه بر ميقات من گردد.

* چون فزون گردد تجلي از جمال حق ببين

ذره ذره هر دو عالم گشته موسي وار مست.

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور و طور و موسي عمرانم آرزوست

* موسي جانم به كُه طور رفت

آمد هنگام ملاقات من

طور ندا كرد كه آن خسته كيست؟

كامد سرمست به ميقات من؟

موسي، چوپاني، شاهزاده اي، دانشنمدي از راه دراز به ميقات آمده او انساني پوياست و حركت وجود او سازنده:

* درخت اگر متحرك بدي زجاي به جاي

نه جور ارًه كشيدي نه ظلم تبر

نگر به موسي عمران كه از بر مادر

به مدين آمد و زان راه گشت او مولا

از راه دراز آمده و به درگاه خوانده شده است و چه باك اگر به او لَن تراني مي گويد (نمي گذارم ببيني)

* اعتمادي دارد او بر لطف دوست

گر سماع لنتراني مي كند

در آن مكان پاك بايد كفش از پا گيرد و كفش نماد آلودگي هاي خاكي است

* چون كه كليم حق بشد سوي درخت آتشين

گفت: من آب كوثرم كفش برون كن و بيا

هيچ مترس از آتشم، زانك من آبم و خوشم

جانب دولت آمدي، صور تراست مرحبا!

در زبان نمادين مولوي، موسي يكسره به جان هستي تبديل مي شود.

هر وجودي يك موساي جان دارد كه بايد پرورش يابد:

* اي موسي جان شبان شده اي

بر طور برآ ترك گله كن!

نعلين ز دو پا بيرون كن و رو

در دشت طور پا آبله كن؟

موسي پيامدار مي شود و مأمور به زير كشيدن فرعون. عصايي در اين ميانه نشانه توانايي حق مي شود، چوب خشكي سرچشمه معجزه ها و چوپان مي رود تا در گردن فرعون افسار و زنگوله بيندازد!

* تكيه گه تو حق شد نه عصا

انداز عصا وان را يله كن!

فرعون هوي چون شد حَيَوان

در گردن او رو زنگله كن!

اما آن گونه كه «موسي جان» وجود دارد، در نفس بشري فرعون هاي كوچك و بزرگ نيز به بيداد نشسته اند.

* ببُر اي عشق چو موسي سر فرعون تكبر

هله فرعون به پيش آكه گرفتم در و بامت

نَبردِ موسي و فرعون نماد خير و شر چه در نهاد آدمي و چه در دنياست.

* گر عجب هاي جهان حيران شود در ما رواست

كاين چنين فرعون را ما موسي عمران كنيم.

* گر تو فرعون مني از مصر تن بيرون كني

در درون حالي ببيني موسي و هارون خويش

لنگري از كنج مادون بسته اي برپاي خويش

تا فروتر مي روي هر روز با قارون خويش

پس در آنِ آدمي نفر سومي نيز هست: قارون چونان نمادي از زر پرستي و تب شدگي زر. داستان قارون يا قورح انسان امير نفس و آزمندي را نشان مي دهد كه در برابر موسي طغيان مي كند.

* همچو موسي زدرخت تو حريف نوريم

ما چرا عاشق برگ و زر وقارون باشيم

موسي نماد خوار شمردنِ زر پرستي و بت انگاري زر است. او پيامبري است كه بر اساس رواياتي به جاي دست بردن در طشت زر، آتش را بر مي دارد و به دهان مي برد و از اين رو الكن مي شود.

* هست دو طشت در يكي آتش وآن دگر زر

آتش اختيار كن، دست در آن ميانه كن

شو چو كليم هين نظر تا نكني به طشت زر

آتش گير در دهان، لبِ وطن زبانه كن

* گليم موسي و هارون به از مال و زر قارون

چرا شايد كه بفروشي تو ديداري به ديناري

قارون با تمامي دارايي خود به اراده خداوندي به تَه زمين فرو مي رود و اين براي مولوي نمادي از نفس است و مهار آن.

* نقش چون قارون زسعي ما درون خاك شد

بعد آن مردانه سوي گنج قارون تاختيم

* گر زانكه تو قاروني در عشق شوي مفلس

در زانكه خداوندي هم بنده شوي با ما

* مس هستي ات چو موسي زكيمياش زر شد

چه غمست اگر چو قارون به جوال زر نداري

عصاي موسي براي مولوي نمادي است از جسم انسان. چوب خشكي معجزه گر مي شود و جسمي خاكي پرواز مي كند به عرش. و اين كار موساي عشق است.

* ذره هاي تيره را در نور او روشن كنيم

چشم هاي خيره را در روي او تابان كنيم

چوب خشك جسم ما را كو به مانند عصاست

در كف موسي عشقش معجز شعبان كنيم

شعبان يا اژدها همان ماري است كه از عصاي حضرت موسي به وجود مي آيد.

* چون عصاي موسي بود آن وصل اكنون مارشد

اي وصال موسي اش اندر ربا اين مار را

*از آن سو كه عصايي اژدها شد

به دوزخ برد او فرعونيان را

* منكر مباش بنگر اندر عصاي موسي

يك لحظه آن عصا بُد، يك لحظه اژدها شد

عصا نشانه قدرت حُدا در دست موسي است و سلاح مبارزه با فرعون.

* بدانك موسي فرعون كش درين شهرست

عصاش را تو نبيني ولي عصا دارد.

همين عصا بارها عامل اجراي معجزه اي گوناگوني چون خون شدن آب نيل و بيرون آمدن آب از سنگ در صحراي سينا مي شود:

«حديث موسي و سنگ و عصا و چشمه آب».

* خواه ما را مار كن، خواهي عصا

معجز موسي و برهان توايم

* بدان قدرت كه ماري شد عصايي

به هر شب چون عصا و روز ماريم

* آن عصاي موسي اژدها بخورد

تو مگر هم زان عصا آموختي

* تويي به جاي موسي و ما ترا عصايي

به جز كف موسي عصا نيافت برهان

* موسي نهان آمد، صد چشم روان آمد

جان همچو عصا آمد، تن همچو حجر آمد

* صخره موسي گر ازو چشمه روان كشت چو جو

جوي روان حكمت حق، صخره خارا دل من

* دلي فرعون سركش اژدهاييم

دلي موسي عصا و بردباريم

موسي مظهر عظمت در جهان، به دريا نيز فرمان مي راند: «دريا به پيش موسي كي ماند سد راه»

* كه دريا را شكافيدن بود چالاكي موسي

قباي مد شكافيدن زنور مصطفي باشد

* به هر بحري كه تازه همچو موسي

شكافد بحر تا در وي براني

* بيا كامروز چون موسي عمران

به مردي گرد از دريا بر آريم!

* چو بدين گُهر رسيدي رسدت كه از كرامت

بنهي قدم چو موسي، گذري زهفت دريا

دست موسي چون از آستين بيرون مي آيد سفيد و نوراني است و در ادب فارسي به يد بيضا مشهور است و براي مولوي نمادي از پاكي درون و نيروي خويشتن شناسي.

* چو گرد سينه خود طوف كرديم

يد بيضا زجِيب جان برآريم

موسي با معجزه ها به جنگ فرعون مي شود. خير خُداوندي همواره در نهايت بر نيروي شر پيروز است.

* شمار برگ اگر باشد يكي فرعون جباري

كف موسي يكايك را به جاي خويش بنشاند

فرعون نماد نَكَر (زشتي) و موسي نماد شَكَر (زيبايي). فرعون «من» است و موسي وحدت.

* نَكَر فرعون و شَكَر موسي كرد

بهانه زحال ما حاكيست

جنس فرعون هر كس درمني است

جنس موسي هر آنك در پاكي ست

مولوي آرزوي پيروزي موسي بر فرعون در همه معاني خود را اين گونه بيان مي كند:

* فرعون بدان سختي، با آن همه بدبختي

نك موسي عمران شد تا باد چنين باد!

« نـوح »

در نوح توفاني دائمي بر پاست. توفان گريز از شر و رسيدن به حقيقت و پاكي. نوح در شعر مولوي نماد گذر از اين توفان است:

* اينك آن نوحي كه لوح معرفت كشتي اوست

هر چه در كشتي ش نايد غرقه توفان كند

* كشتي نوحيم و در توفان روح

لاجرم بي دست و بي پا مي رويم

همچو موج از خود برآوريم سر

باز هم. در خود تماشا مي رويم

نوح ايمان خود را همراه موجودات زمين در كشتي مي اندازد و خود را به باد توفان آزمون مي دهد.

* به صفت كشتي نوحم كه به باد تو روانم

چو مرا باد تو دادي، مده اي دوست به بادم

ولي دوست او را به باد نمي دهد و پيروزي را از آن او مي سازد.

* من اگر كشتي نوحم چه عجب چون همه روحم

من اگر فتح و فتوحم چه عجب شاه نژادم

نوح نمادي است از محرميت با توفان چرا كه آن را مي شناسد

* جمله جهان ويران شود و زعشق هر ويرانه اي

با نوح همكشتي شود، پس محرم توفان شود

* از بس كه نوح عشقت چون نوح نوحه دارد

كشتي جان ما را درياي راز كرده

* اندرين توفان كه خونست آب او

لطف خود را نوح ثاني مي كند

تو نوح بودي مدتي، بودت قدم در شدتي

ماننده كشتي كنون بي پا و بي گامت كند

« ابراهيم »

در ادبيات فارسي به آتش در شدن ابراهيم مايه سخن گفتن از آزمون هاي خُداوند است. انساني را بي هيچ پناهي به درون آتش بيندازند و آتش بر او گلستان شود. و او خود مي داند كه آزمون ها را بايد به جان خريد.

* آتش نو را ببين، زود درآ چون خليل

گرچه به شكل آتش است، باده صافي است آن

* پا كوفت خليل الله در آتش نمرودي

تا حلق ذبيح الله بر تيغ بلا كوبد

* بردار اين طبق را، زيرا خليل حق را

باغ است و آب حيوان گر آذر است، مردن

«نار او نور شد از بهر خليل» و اين نشانه ديگري از توانايي خد-اوند است.

* پاي در آتش بنه همچو خليل اي پسر

كاتش از لطف او روضه نيلوفريست

* چون خليلي هيچ از آتش مترس، ايمن برو

من از آتش صد گلستانت كنيم نيكو شنو

شهرت ميهمان نوازي ابراهيم كه در تورا آمده است، به گوش مولوي نيز رسيده است:

* گه چو روح الله طبيبي مي شود

گ