غيب گويي قرآن
غيب گويي
قرآن
شأن نزول آيه هاي ۱ تا ۷ سوره روم
جنگي ميان ايرانيان و روميان در گرفت. پادشاه ايران، لشکري
فراهم ساخت و «شهر يران» را که در شجاعت زبان زد بود به فرماندهي آن برگزيد
. لشکر ايران به روميان حمله کردند. پادشاه روم که کشورش يکي از دو ابر
قدرت آن روزگار بود، به تکاپو افتاد و «يحنس» دلاور را به فرماندهي لشکري
بزرگ برگزيد و براي رويارويي با لشکريان ايران ، لشکرش را به شام ، يعني
جايي که ايرانيان تا آنجا پيشروي کرده بودند، فرستاد .ايرانيان شهرهايي را
ويران ، و عده زيادي را زخمي ، اسير و نابود کرده بودند. اين فرمانده با
لشکريان خود در نزديکي شام، در منطقه اي به نام «بصري» ، با ايرانيان رو به
رو شد. جنگي خونين درگرفت که ماهها به طول انجاميد و عده زيادي از دو طرف
کشته شدند ، ولي ايرانيان مقاومت ِ بيش تري از خود نشان دادند، و روميان ،
تاب نياوردند و هنگامي که فرمانده آنان کشته شد ، از ترس پا به فرار
گذاشتند و عده زيادي نيز هنگام فرار، جان باختند. سرانجام ايرانيان به
پيروزي رسيدند. خبر اين پيروزي به همه جا رسيد، ولي اين خبر براي مسلمانان
سخت غم انگيز بود، چون ايرانيان «مجوس» بودند و آتش مي پرستيدند ، ولي
روميان اهل کتاب و پيرو حضرت مسيح بودند . بنابر اين ، مشرکان مکه ، پيروزي
ايرانيان را به فال نيک گرفتند و آن را دليل بر حقانيت خود دانستند و گفتند
: ايرانيان مجوس و مشرکند (دو گانه پرست ) ولي روميان، مسيحي و اهل کتاب
هستند. همانگونه که ايرانيان بر روميان غلبه کردند. ما نيز مسلمانان را
شکست مي دهيم و طومارشان را به زودي در هم خواهيم پيچيد.
اين نتيجه گيريها در آن محيط خفقان زده ، براي تبليغ در ميان مردم جاهل، بي
تاثير نبود. مشرکان هر زمان که ياران پيامبر را مي ديدند آنان را سرزنش مي
کردند و مي گفتند: شما اهل کتاب هستيد و روميان نيز اين گونه اند. ما از
اميّون هستيم و کتابي نداريم و فارس ها نيز که امي بودند و کتابي نداشتند،
پيروز شدند. همانگونه که ايرانيان بر روم پيروز شدند، ما هم با شما مي
ستيزيم و بر شما چيره خواهيم شد . آيه هاي زير نازل شد و قاطعانه فرمود :
گرچه ايرانيان در اين نبرد پيروز شدند، ولي چيزي نمي گذرد که از روميان
شکست خواهند خورد و حتي حدود زماني اين پيش گويي را نيز بيان داشت و فرمود:
اين امر فقط در طول چند سال به وقوع مي پيوندد. اين پيش گويي قاطع قرآن ،
از يک سو نشانه اعجاز اين کتاب آسماني و نشانه علم بي پايان پروردگار به
عالم غيب است و از سوي ديگر، نقطه مقابل ديدگاه مشرکان بود. بنابراين ،
مسلمانان را به گونه اي دلگرم ساخت که حتي مي گويند در آن هنگام که هنوز
حکم تحريم شرط بندي نيامده بود. بعضي از مسلمانان با مشرکان بر روي اين
مسأله شرط بندي مهمي کردند. پيش گويي قرآن در آيه هاي
۱
تا۷
سوره روم ، نشانه بر حق بودن انديشه مسلمانان بود:
الف ، لام ، ميم ﴿1﴾ روميان شکست خوردند ﴿۲﴾ در نزديکترين سرزمين ولي بعد از شکستشان ، در ظرف چند سالي ، به زودي پيروز خواهند گرديد. ﴿ ۳ ﴾ (فرجام ) کار در گذشته و آينده از آنِ خداست ، و در آن روز است که مؤمنان از ياري خدا شاد مي گردند . ﴿۴ ﴾ هر که را بخواهد ياري مي کند و اوست شکست ناپذير مهربان ﴿۵ ﴾ وعده خداست، خدا وعده اش را خلاف نمي کند ، ولي بيشتر مردم نمي دانند ﴿۶ ﴾. از زندگي دنيا ظاهري را مي شناسند و حال آن که از آخرت غافلند. ﴿۷ ﴾
ترويج فساد با موسيقي حرام شأن نزول آيه6و۷سوره
لقمان
نضربن حرث از جمله ثروتمنداني بود که پس از بعثت پيامبر اکرم (ص) موقعيت و منافع خويش را در خطر ديد. او مي دانست که نزد پيامبر جايگاهي ندارد. از اين رو ، همراه با ديگر مخالفان پيامبر ، همه امکانات و سرمايه هاي خود را در مبارزه با ايشان به کار گرفت. او براي رسيدن به هدفهاي ناشايست خود با هزينه بسيار، عدهّ اي را ،در گوشه و کنار شهر و در اطراف خانه کعبه مي گماشت تا آنان با شايعه پراکني و نسبتهاي دروغ ، شخصيت پيامبر را تحقير کنند. او با قدرتي که از راه انباشتن زر و سيم فراهم ساخته بود مي کوشيد اراده خود را بر ديگران تحميل کند. وقتي مي ديد آواي دل نشين و موسيقي طراوت بخش قرآن ، چنان اثر گذار است که مردم به سمت پيامبر روي آورده و به سخنان او گوش مي دهند، براي بي اثر کردن آن و پراکندن مردم از گرد پيامبر ، تصميم گرفت به عملي خنثي کننده ، يا جاذبه بيشتر نياز جوانان را به گونه اي کاذب پاسخ دهد. او بر غريزه جنسي جوانان انگشت گذاشت و با خريد کنيزان آوازه خوان و زيبارو ، آنان را ارزان و حتي رايگان در اختيار جوانان مي گذاشت و آنان را به فساد مي کشاند. او اين روش پست را نسبت به جواناني که هنوز به پيامبر ايمان نياورده بودند، به کار مي گرفت ؛ چون او مي دانست دير يا زود گفتار دل نشين پيامبر بر آنان اثر مي گذارد، و به او مي پيوندند. نضربن حرث با تشکيل محافل رقص و موسيقي، بازار خود را داغ مي کرد ، و جوانان را به دام مي انداخت. اين مرد خبيث ، تنها به جنبه هاي سرگرم کننده کار ناشايست خود قانع نمي شد، بلکه اعمال پوچ و بيهوده خود را براي مسخره کردن آيه هاي الهي به کار مي گرفت. به همين سبب آيه هاي ۶ و ۷ سوره لقمان نازل شد و با اشاره به اين عمل گمراهان ، عذابي دردناک را به آنان وعده داد :
بعضي از مردم ، سخنان باطل و بيهوده خريداري مي کنند تا
مردم را از روي جهل و ناداني گمراه سازند و آيه هاي الهي را به مسخره مي
گيرند. براي آنان عذاب خوار کننده در راه است - ﴿۶﴾
هنگامي که آيات ما بر او خوانده مي شود،مستکبرانه روي برمي گردانند ، گويي
آن را نشنيده اند و گوشهايش سنگين است. او را به عذابي دردناک بشارت ده . ﴿۷﴾
پيامبر اسلامي در حديثي مي فرمايد: آموزش دادن کنيزان خواننده (خوانندگان)
و خريد و فروش آنان حرام و درآمدي نيز که از اين راه بدست مي آيد ، حرام
است .
منبع: سایت سازمان صدا و سیما


در
اکتبر 1971 محمدرضا پهلوی ضیافتی ترتیب داد که از همه مهمانی ها برتر بود.
او از تمام رهبران جهان دعوت کرد. البته همه نیامدند و بسیاری از کسانی که
شرکت کردند بیشتر نمادهای قدرت بودند تا واقعیت آن.
پادشاه
و ملکه دانمارک نیز جزو مدعوین بودند. و همچنین پادشاهان اردن و بلژیک و
پادشاه سابق یونان. ملکه انگلستان در جشن شرکت نکرد و به جای خود شوهرش
پرنس فیلیپ و دخترش پرنسس آن را فرستاد. پرنس برنهارد از هلند نمایندگی
همسرش ملکه ژولیانا را بر عهده داشت. شاید نومید کننده ترین خبر برای شاه
این بود که پرزیدنت نیکلسون در جشن شرکت نمی کند. (خانم نیکلسون رییس
افتخاری کمیته آمریکایی برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود.) اسپیرو
اگنیو معاون رییس جمهوری نمایندگی ایالات متحده را بر عهده داشت و از نظر
تقدم، کلیه مدعوین به استثنای سفیر پکن بر او برتری داشتند.
غذاهای
ضیافت تخت جمشید را اصولا رستوران ماکسیم تهیه کرد ولی چندین موسسه عمده
فرانسوی و سوییسی به آن کمک کردند. از یک سال پیش که وزارت دربار ماکسیم
را برای برگزاری این ضیافت بزرگ برای یکصد مهمان در وسط بیابان در نظر
گرفته بود، موسسه مزبور مشغول تمرین و تدارک بود. آقای لویی ودابل رییس
ماکسیم شخصا بر این کار نظارت می کرد و به این مناسبت یک بشقاب جدید و
بسیار عالی محتوی خاویار و تخم بلدرچین آب پز اختراع کرد. متاسفانه شاه
هیچ وقت لب به خاویار نمی زد. بنابراین هیچ کس دیگری نمی توانست از آن
بخورد. این بود که ماکسیم مال اندیشی کرد و در شب مهمانی چند تره فرنگی
مخصوص سوپ را در برابر شاه گذاشت. او مشغول خوردن شد و هر کسی توانست غذای
خودش را بخورد. "بشقاب" مهمانان تکرار شد و این بار شاه یک آرتیشو خورد.
تنها غذای ایرانی که در صورت غذا وجود داشت خاویار بود؛ مابقی را تقریبا
یکسره از فرانسه آورده بودند. صورت غذای ضیافت شام اصلی با مرکب سیاه روی
صفحات پوست آهو نقش شده و با یک ریسمان تابیده طلایی به صورت یک کتاب کوچک
با جلد ابریشمی آبی و طلایی صحافی شده بود. پس از تخم بلدرچین با مروارید
دریای خزر، غذای بعدی پاته دم خرچنگ با سس نانتوا بود بود. غذای اصلی
خوراک پشت مازوی بره سرخ شده در روغن خودش بود که درون آن را با سبزی های
خوشبو انباشته بودند. برای تازه کردن گلوی مهمانان شربت یا شامپانی کهنه
فرانسوی (موئت 1911) می آوردند. آنگاه خوراک طاووس به سبک شاهنشاهی با
سالاد مخلوط طبق سلیقه آلکساندر دوما صرف شد. به عنوان دسر بشقاب انجیر به
شکل حلقوی که درون آن تمشک با پورتو انباشته بودند آوردند. و در پایان
قهوه موکا.
پس
از ضیافت شام، عده دیگری از کارشناسان فرانسوی نمایش نور و صدا و مراسم
آتشبازی برپا کرده بودند. ضمنا هنرمندان فرانسوی در اختراع اونیفورمهای
"اصیل" سربازان ایرانی چند قرن پیش همکاری کرده بودند تا بتوانند روز بعد
از برابر مهمانان رژه بروند. بعد از ظهر فردا مهمانان با در دست داشتن
قمقمه های آب یخ بر قالیچه های جایگاه نشستند و به تماشای رویای ناتمام
شاه از تاریخ ایران پرداختند.


















